اخلاق
رنجنامه های دهه هفتاد(4)
چندی
قبل در ویژه برنامه های نوروز صدا و سیما، یک مجری در شبکه i film یادی از
برنامه تلویزیونی "ساعت خوش" کرد و از بینندگان خواست جهت تجدید خاطره،
آیتم کوتاهی از این برنامه قدیمی را با عنوان "خان دایی جان" تماشا کنند.
من هم جهت یادآوری به مسؤولان فعلی صدا و سیما و عموم مردم (به خصوص جوانان دهه هفتادی که این سلسله مطالب را برای آن ها می نویسم) یک خبر کوتاه مربوط به یکی از شماره های نشریه صبح در دهه هفتاد(به مدیر مسؤولی مهدی نصیری) را می آورم:
"از چند
ماه پیش به دستور آقای نجفی وزیر آموزش و پرورش، گروهی مأمور بررسی آثار و
عوارض سوء برنامه تلویزیونی«ساعت خوش» در مدارس دخترانه تهران شدند. این
گروه در بررسی های خود به نتایج اسفباری از تأثیرات سوء این برنامه بر روی
دختران نوجوان دانش آموز رسیده اند و گزارش مستند و مصوّر خود را به وزیر
آموزش و پرورش ارائه کرده اند.
گفته می شود این قدام وزیر به دنبال
اعتراض ها و اعلام خطرهای گوناگون معلمان مدارس دخترانه به ویژه مربیان
امور تربیتی درباره عوارض برنامه ساعت خوش صورت گرفته است. "
آری، با
پخش برنامه به اصطلاح طنز "ساعت خوش" در آن دوران، به تدریج طنزهای زیبا و
پرمعنا و مفهوم دهه 60 (نظیر "صبح جمعه با شما" که با هنرنمایی افراد
باتجربه و بافرهنگی همچون مرحوم منوچهر نوذری اجرا می شد) جای خود را به
هجویات مسخره یک عده جوان جلف تازه به دوران رسیده داد که با لودگی هایشان،
الکی خوش بودن را در رسانه ملی جمهوری اسلامی ترویج می کردند.
نشریات
زرد هم پس از آن شروع کردند به تفصیل از آن ها چهره سازی و الگوتراشی کردن؛
تا جایی که بیش از پیش دل همرزمان اسوه های واقعی این ملّت را به درد
آوردند و سردار قاسمی چه دردمندانه در مراسم تشییع 3000 شهید در روز 30 تیر
ماه سال 1374در مقابل ستاد معراج شهداء گفت: "شماره
شناسنامه یک عده لوده پانکی تلویزیون را به برکت رنگین نامه ها، همه سیزده
ساله ها می دانند، اما شماره ردیف و قطعه مزار حسین فهمیده را هیچکدام از
این نسل بلد نیستند! "
چند روز
بعد از این تجدید خاطره (یعنی روز 14 فروردین) به صورت اتفاقی در همین
شبکه i film متوجه اجرای یک شوی هندی شدم که قطعه ای بود از یک فیلم ایرانی
به نام "شیر و عسل"؛ ابتدا رقاص و خواننده آن را به دلیل گریم خاصش
نشناختم اما کمی که در اینترنت جستجو کردم فهمیدم این اثر هنری فاخر(!)
توسط یکی از همان لوده های "ساعت خوش" اجرا شده است.
یاد
روزگاری افتادم که فیلم های ویدئویی هندی به دلیل وجود اینگونه صحنه های
رقص و آواز در آن، قاچاق محسوب می شد و افراد باید با ترفندهای خاصی
اینگونه فیلم ها را به دور از چشم گشت ارشادی های قدیم(نظیر گشت ثارالله،
گشت کمیته های انقلاب اسلامی و ...) جابجا می کردند و تا به حال هم اگر
فیلم هندی در رسانه ملی پخش شده، اینگونه صحنه های مبتذل در آن سانسور شده
ولی حالا مسؤولان با بصیرت(!) ما با شناخت شرایط زمان به این نتیجه رسیده
اند که همان شوهای هندی را بومی، اسلامیزه و در رسانه ملی پخش کنند تا
مبادا خدای نکرده نگاه مردم از صدا و سیما زوایه پگیرد و به سمت شبکه های
ماهواره ای گرایش پیدا کند!.
آفرین! مرحبا به مسؤولان صدا و سیمای جمهوری اسلامی !
به این می گویند مقابله با تهاجم فرهنگی !
به این می گویند نبرد در جبهه جنگ نرم در مقابل ناتوی فرهنگی دشمنان !
با همین
درایت و بصیرت اگر به پیش روید امیدی هست که در دهه های آینده برای حفظ
گرایش مردم به رسانه ملی، فیلم سکسی بومی و اسلامی هم تولید و پخش شود!
یعنی
مانند این شوی هندی، بومی خواهد بود چون توسط هنرمندان داخلی اجرا می شود و
اسلامی خواهد بود چون بانوان در آن حجاب کامل اسلامی را رعایت می کنند!
باز هم آفرین! به به! به به!
حالا کسی بی نصیب نمونده باشه: لینک دانلود شوی هندی در فیلم شیر و عسل
منبع: وبلاگ تکلیف الهی
http://salahshoorfard.parsiblog.com/Posts/171/
جمعه 16/1/1392 - 6:54
سلامت و بهداشت جامعه
نقد برخی دیدگاه های دکتر روازاده(4)
برای ضدعفونی آب از ترکیبات مختلف کلر استفاده می کنند که یکی از این ترکیبات شامل هیپوکلریت سدیم می باشد. این ترکیب وایتکس نام دارد ولی غالب مردم تنها محلول های آماده در بازار برای ضدعفونی سطوح محیطی را به نام وایتکس می شناسند؛ لذا طرح این ادعا که به آب شرب وایتکس می زنند نوعی مغالطه محسوب می شود. چرا که اصولاً طرز تهیه و نوع کاربرد ترکیب هیپوکلریت سدیم برای مصارف ضدعفونی سطوح با طرز تهیه و کاربرد این ترکیب برای مصارف ضدعفونی آب تفاوت دارد و آب مصرفی همواره از تصفیه خانه تا نقاط مختلف مصرف عموم در شهرها و روستاها تحت نظارت شرکت آب و فاضلاب و مراکز بهداشتی بوده که ضمن سنجش و کنترل روزانه حد مجاز میزان کلر باقی مانده در آب، آزمایشات مختلف میکروبی و فیزیکوشیمیایی در آزمایشگاه های مجهز مرجع نیز به منظور حصول اطمینان از سلامت آب انجام می شود.
مقاله ذیل پاسخی است به این ادعا و برای رفع نگرانی عموم در این زمینه؛ ضمن اینکه برخی واقعیاتی که زمینه ساز اینگونه نگرانی هاست و در اطلاعیه مرکز سلامت وزارت بهداشت ذکر نشده، مطرح می شود:
نکاتی درباره آب سالم(2)- آیا به آشامیدنی وایتکس می زنند؟
امروزه از ترکیبات کلر برای مصارف مختلف ضدعفونی استفاده می شود که یکی از این ترکیبات شامل هیپوکلریت سدیم یا همان وایتکس یا آب ژاول(با درصدهای متفاوتی از کلر فعال) می باشد اما غلظت های مختلفی از این ماده برای مصارف گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال برای ضدعفونی سطوح مختلف محیطی از محلول های آماده در بازار -که به همین نام وایتکس معروف است- استفاده می کنند؛ این محلول ها معمولاً دارای 5% کلر فعال هستند که طبق دستورالعمل درج شده روی بطری آن، رقیق سازی و برای ضدعفونی سطوح مختلف محیطی استفاده می شود.
استفاده از کلر برای گندزدایی آب نیز از ابتدای قرن بیستم آغاز شده است. کلر علاوه بر اینکه میکروب کش خوبی است قادر است بعضی از مواد معدنی و آلی موجود در آب را نیز اکسید و از محیط عمل خارج نماید.
کلرزنی برای ضدعفونی آب به دو صورت گازی و مایع می باشد. کلرزنی به صورت گازی به دلیل ملاحظات ایمنی در تأسیسات کلرزنی نزدیک مناطق مسکونی ممنوع شده است و کلرزنی به صورت مایع نیز از طریق محلول نمودن پودر کلر با غلظت مشخص در آب صورت می گیرد.
پودر کلر برای ضدعفونی آب در قالب دو ترکیبت مختلف(تحت عنوان پرکلرین) در بازار وجود دارد: هیپوکلریت کلسیم و هیپوکلریت سدیم(یا همان وایتکس)
برای گندزدایی آب ابتدا غلظت مشخصی از محلول پودر کلر با آب در واحدهای کلرزنی تهیه می شود سپس عملیات تزریق این محلول به منابع آب به نحوی تنظیم می شود که پس از ترکیب کلر با ناخالصی های آب، میزان مشخصی از کلر باقی مانده آزاد در شبکه مصرف برای از بین بردن آلودگی های ثانویه همواره موجود باشد.
درواقع یکی از مهمترین مزیت کاربرد کلر برای گندزدایی آب نسبت به سایر روش های گندزدایی(از جمله جوشاندن، کاربرد ازن، اشعه فرابنفش و ...) وجود همین کلر باقی مانده آزاد برای کنترل آلودگی های ثانویه است.
آلودگی ثانویه در شبکه آبرسانی می تواند بر اثر شکستگی ها، اتصالات ناجور، نشت آلودگی فاضلاب و ... ایجاد شود. کنترل آلودگی ثانویه در استخرها نیز حائز اهمیت است که با توجه به بار آلودگی حاصل از بدن شناگران و احیاناً مواد دفعی آنان(به خصوص کودکان) میزان کلر باقی مانده بیشتری نسبت به مصارف شرب در شبکه های آبرسانی مورد نیاز است و در صورت ناکافی بودن میزان کلر باقی مانده امکان غلبه بر عوامل بیماریزا و تأمین سلامت مصرف کنندگان فراهم نمی باشد.
مزیت دیگر کاربرد کلر، امکان اندازه گیری میزان کلر باقی مانده در آب به وسیله تجهیزات ساده کلرسنجی می باشد.
میزان مجاز کلر باقی مانده در شبکه آب شرب باید حداقل 0/2 و حداکثر 0/8 میلی گرم باشد که البته این مقدار در منابع ذخیره آب، شرایط اضطراری و همه گیری ها(مانند موارد شیوع وبا) باید 1 میلی گرم در لیتر باشد. میزان مجاز کلر باقی مانده در آب استخر نیز باید 3-1 میلی گرم در لیتر باشد.
قابل ذکر است از محلول های آماده وایتکس رایج برای ضدعفونی سطوح محیطی نیز می توان برای ضدعفونی آب استفاده کرد چرا که تفاوتی در عملکرد این محلول ها با ترکیب پودر هیپوکلریت سدیم وجود ندارد و برای ضدعفونی آب به وسیله این محلول ها( با نام تجاری وایتکس) می توان 20 قطره از آن را به یک لیتر آب افزود(البته به شرط آنکه مراقبت کنیم که PH آب از حد مجاز 7/2 تا 8 فراتر نرود). اما در عمل این کار مقرون به صرفه نیست چرا که این محلول ها از انواع پودرهای پرکلرین گران تر می باشد؛ لذا بعید به نظر می رسد افرادی مثلاً برای ضدعفونی آب استخر از این روش استفاده کنند.
ضدعفونی آب به وسیله ترکیبات کلر می تواند عوامل بیماری های حصبه(وبا)، اسهال خونی و سایر بیماریهای عفونی را که از آب منتقل میشوند، از بین ببرد؛ علاوه بر این کلر به دلیل قدرت اکسیدکنندگی، مزه و بوی آب را کنترل می کند، از رشد جلبک ها جلوگیری می کند، آهن و منگنز را از آب جدا می کند، سولفید هیدروژن را در آب حذف می کند، رنگ بعضی مواد آلی را از بین می برد، از تشکیل لجن در شبکه توزیع جلوگیری می کند و ... که هیچ یک از فرایندهایی که تا کنون به عنوان جایگزین کلر معرفی شده اند نتوانسته اند از نظر تنوع کاربرد با کلر رقابت کنند و در مواردی که از سایر روش های ضدعفونی آب استفاده می شود، فرایند کلریناسیون نیز در کنار آن به کار می رود.
اما با وجود این همه مزایا، کلرباقیمانده می تواند در اثر ترکیب با مواد آلی موجود در آب ترکیباتی موسوم به تری هالومتان ها را تولید کند که شواهدی مبنی بر احتمال سرطان زایی این ترکیبات در دراز مدت وجود دارد؛ لذا از آنجا که با توجه به مزایای یاد شده، چاره ای جز استفاده از این ماده برای کنترل بیماری های عفونی - که در کوتاه مدت باعث همه گیری و افزایش مرگ و میر مصرف کنندگان آب های آلوده می شوند- نداریم، می توانیم برای کاهش احتمال ابتلا به سرطان در دراز مدت توصیه های ذیل را به کار بندیم:
1- کلر باقی مانده همواره کنترل شود که از محدوده مجاز فراتر نرود(که این کار از سوی کارشناسان شرکت های آب و فاضلاب و مراکز بهداشت به صورت روزانه در نقاط مختلف مصرف انجام می شود)
2- هنگام شنا در استخر تا حد امکان از بلع آب خوددری کنیم.
3- بدانیم که به هر حال مصرف آب ضدعفونی شده به وسیله کلر از نظر احتمال سرطان زایی به مراتب سالم تر و کم خطر از برخی مواد غذایی(نظیر انواع غذاهای آماده و فست فودها، سوسیس، کالباس و ...) که در آن ها از مواد نگهدارنده ای چون ترکیبات نیترات استفاده می کنند، می باشد و باید مصرف آن ها را به حداقل ممکن(ماهی یک بار) برسانیم.
منابع مورد استفاده:
1- کتاب اصول بهداشت محیط-تألیف مهندس حسن امیربیگی
2- کتاب بهداشت محیط و ایمنی کار - تألیف زهرا بهنودی
3- کتاب آب و ارگانیسم ها- ترجمه بهروز اکبری و حسین علیدادی- شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان
4- مصاحبه دکتر کاظم ندّافی (رییس مرکز سلامت وزارت بهداشت) با خبرگزاری ها
دانلود فایل PDF همین مطلب در یک نشریه دانشگاهی
همایون سلحشور فرد
وبلاگ درباره سلامتی
پنج شنبه 5/11/1391 - 14:10
مد و لباس
نقد هفته نامه سلامت(5)
از جمله رویه های غلطی که متأسفانه در هفته نامه سلامت وجود دارد عبارت است از حیازدایی و عادی سازی بی حجابی و سبک زندگی غربی. اما با توجه به اینکه مدتی است شدت و غلضت عادی سازی بی حجابی در مقالات و آگهی های تجاری این هفته نامه به طور چشمگیری کاهش پیدا کرده فعلاً از پرداختن به این موضوع خودداری می کنم و فقط توجه شما را به تصویری در شماره392، صفحه 11(بارداری و زایمان) جلب می کنم(1)
در یادداشت قبلی اشاره کردم این هفته نامه در شماره 393، صفحه جامعه سالم، در ستون حرف اول به طور مفصل سخنان مقام معظم رهبری در خصوص آسب شناشی سبک زندگی ایرانی را منعکس کرده است: تاکید مقام معظم رهبری بر آسیبشناسی سبک زندگی در ایران
اما در شماره بعد(یعنی شماره 394) این هفته نامه در صفحه اول خود تیتری را انتخاب کرده است با عنوان: "سبک زندگی ما
اصلاح باید گردد"؛(حالا بگذریم از اینکه در نیم صفحه پایینی آن یک شامپوی خارجی با تصویر بزرگی از کریستیانو رونالدو تبلیغ می شود و جای بحث دارد که واقعاً این شیوه تبلیغات کاذب با استفاده از تصاویر فوتبالیست ها با فرهنگ و سبک زندگی ما چه نسبتی دارد؟) و در شرح این عنوان در صفحه بعد(یعنی صفحه جامعه سالم) دیدگاه های برخی مسؤولین و صاحب نظران در این باره منعکس می شود که با توجه به موضوعی که می خواهم به آن بپردازم گزیده هایی از آن ها را ذکر می کنم:
دکتر مجید ابهری،استاد دانشگاه شهید بهشتی در یادداشتی با عنوان تأثیر رسانه ها بر سبک زندگی می گوید: "... رسانه به عنوان مهمترین و تأثیرگذارترین نهاد اجتماعی می تواند بر تغییر سبک زندگی افراد نقش داشته باشد ... کوتاهی مسؤولان صدا و سیمای جمهوری اسلامی در تولید و پخش برنامه و فیلمهای گوناگون در ردههای سنی مختلف و استفاده از فیلمهای داستانی و سینمایی بیکیفیت و بیمحتوا انگیزه مردم را برای دیدن کانالهای ماهوارهای بیشتر کرده است و این تمایل نتیجهای جز تغییر سبک زندگی به شیوه غربی در برنخواهد داشت؛..."
دکتر امیرحسین قاضی زاده، سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در یادداشتی با عنوان اصلاح سبک زندگی بهطور خودجوش اتفاق نمیافتد! می گوید: "... عملکرد مسؤولان باعث میشود تهاجم فرهنگی آرامآرام به پیکر جامعه تزریق شود و فکر و رفتار اعضای جامعه را با فرهنگ غنی خود بیگانه کند. برای تغییر شیوه زندگی، به یک الگوی مناسب نیاز داریم؛ الگویی که علاوه بر آنکه به روز باشد و با پیشرفت بیگانه نباشد، بتواند فرهنگ دینی را در کشور تقویت کند و از شیوع فرهنگ غربی به جامعه جلوگیری کند ..."
و دکتر علی مصداقینیا،معاون بهداشتی وزیر بهداشت نیز در یادداشتی با عنوان تأثیر سبک زندگی بر سلامت به این نکته اشاره می کند که نفوذ فرهنگ بیگانه به کشور از دیگر عوامل مهم در تغییر سبک زندگی ماست.
اما کیست که نداند یکی از نشانه های نفوذ فرهنگ بیگانه شامل استفاده از نمادهای فرهنگ بیگانه است؟
در دوران دانشجویی زمانی که به اتفاق جمعی از دانشجویان به لبنان رفته بودم در ملاقات با برخی شخصیت های سیاسی و فرهنگی، آقای نبیه بری رییس مجلس این کشور می گفت:"در زمان اشغال جنوب لبنان، صهیونیست ها حتی هنگامی که در دریای مدیترانه شنا می کردند این عرقچین ها را از سرشان برنمی داشتند"؛ حالا ببینید ما به چه راحتی نمادهای فرهنگی خودمان را کنار گذاشتیم و نمادهای فرهنگی بیگانگان -از جمله کراوات- را به کار می بریم و تبلیغ و ترویج می کنیم که به قول حجة الاسلام قرائتی یک پوشش بی خاصیت است، نه شما را گرم میکند نه میپوشاند و نه نشانه شخصیت شماست.
در ادامه توجه شما را به نمونه هایی از رویه هفته نامه سلامت در تبلیغ و ترویج و عادی سازی استعمال کراوات در تصاویر مقالات و آگهی های تجاری جلب خواهم کرد تا خودتان قضاوت کنید این امر چگونه با دغدغه آنان در زمینه سبک زندگی ایرانی و نگرانی از نفوذ فرهنگ بیگانه سازگاری دارد؟ آن هم در شرایطی که خود غربی ها در حال خداحافظی با کراوات هستند.
اما قبل از آن بهتر است قدری بیشتر درباره کراوات بحث کنیم:
1- کراوات، نماد مسیحیت
ایراد صرفاً در غربی بودن آن نیست. نه تنها کت و شلوار، بلکه بسیاری از لوازم مصرفی ما تولید غرب است ... کراوات یا پاپیون حتی لباس نیز نیست و هیچ مشخصه یا خاصیت پوششی هم ندارد، بلکه صرفاً یک علامت است. کراوات، ریشه در دورهی حکومت کلیسا دارد و پس از جنگهای صلیبی و سقوط دولت عثمانی و سایر کشورهای اسلامی، به اجبار و به تبلیغ به فرهنگ مسلمانان تحمیل شد.
در آن دوره حکومت در اختیار مسیحیها و کلیسا بود و قدرت نیز در دست «کراواتها» بود که مانند جنگ «صربستان و کراواتها» علیه مسلمانان «بوسنی هرزگوین» در آن موقع نیز جنایات بیشماری علیه مسلمانان و اساساً غیر مسیحیها به راه انداختند و کرواتها [در یوگسلاوی سابق و ...] نقش بسیار مهمی در این جنگها داشتند.
در آن دوره، مردم را مجبور کردند که به میل و یا با اجبار (و از ترس کشته شدن یا آسیبدیدن به عنوان غیر مسیحی یا مخالف)، صلیب به گردن خود آویزان کنند. این صلیب، کمکم و به ویژه پس از رنساس که مردم مسیحی بودند، اما حکومتهای ضد کلیسا و مسیحیت قدرت را در دست گرفتند، به شکل «کراوات» درآمد و پس از مدت کوتاهی نیز به «پاپیون» تبدیل شد، تا هم مستقیماً صلیب نباشد و هم اعتقاد و گرایش دینی مسیحیان را پاسخگو باشد. و پس از آن به عنوان سمبل «مدرنی، شیکی و گرایش به غرب» به همگان تحمیل شد و توسط عمالی چون آتاتورک (یا آتاترک) در ترکیه، رضاخان در ایران و شیوخ وابسته در کشورهای عربی به بلاد اسلامی تحمیل گردید. و سپس با تبلیغات گستردهی مستقیم و غیر مستقیم القا کردند که هر کس کروات بزند، لابد انسان فرهیخته، با فرهنگ و با شخصیتی است و هر کس نزند، لابد انسانی لاابالی است.
البته پس از پیروزی انقلاب اسلامی این فرهنگ حتی در میان شخصیتها و سیاستمداران غربی نیز شکسته شد، اما هنوز استعمال و بر آن اصرار میشود.
لذا نه تنها لزومی ندارد که یک مسلمان و یک ایرانی، صلیب و علامت مسیحیان و غربیها را به گردن خود آویزان نماید و خود را به شکل آنان درآورد - به ویژه آن که امروزه کراوات به غیر از علامت صلیب مسیحیت، علامت غربزدگی نیز میباشد - بلکه مسلمان نباید ذلیل باشد و چنین علامتی را به عنوان غربزدگی، یا شیکی یا هر عنوان دیگری از گردن خود آویزان نماید. یک مسلمان خودش انسان و علامت خدا، ایمان و اسلام است و نباید خود را به ابزار زنده و متحرک تبلیغاتی دشمنان خود مبدل نماید... (2)
2- حکم شرعی استفاده از کراوات از منظر مراجع عظام تقلید
آیات عظام امام خمینى، خامنه اى، مکارم و نورى: اگر باعث ترویج فرهنگ غرب شود، جایز نیست.
آیات عظام تبریزى، سیستانى و فاضل: براى مسلمان بهتر است، از لباسى که باعث تشبه به غیرمسلمانان شود، اجتناب کند.
آیت الله بهجت و آیت الله صافى: بنابر احتیاط، استفاده نکنند.
آیت الله وحید: آنچه که باعث تشبه به غیر مسلمانان شود، جایز نیست.
تبصره: اگر در موردى بر پوشیدن کروات مفسده اى مترتب شود، پوشیدن آن حرام می شود.
فلسفه و حکمت ممنوعیت
تا آنجا که ما بررسى کرده ایم مراجع می فرمایند کراوات در اصل شعار مسیحیت است و مسلمان باید از هر لباسى و هر چیزى که زىّ کفار و باعث ترویج آن می شود خوددارى نماید. مقام معظم رهبرى می فرمایند: به طور کلى پوشیدن کراوات و دیگر لباس هایى که پوشش و لباس غیرمسلمانان محسوب می شوند به طورى که پوشیدن آنها منجر به ترویج فرهنگ منحط غربى شود جایز نیست (فرقی بین شب عروسی و غیر آن نیست) (3)
علت حرمت کراوات به نظر برخی مراجع معظم تقلید، به خاطر حرمت شبیه شدن به کفار است. کروات در حال حاضر و در جامعه امروزی ما یک لباس مخصوص جامعه غربی است که فرهنگی غیر اسلامی دارد. وجه تمایز آن با کت و شلوار این است که این لباس ها در حال حاضر عمومیت یافته و بین همه مسلمانان و کفار مشترک است. اینها از قبیل لباس مشترک محسوب می شود لکن در مورد کروات ، حداقل در جامعه متدین ایرانی ، هنوز نمادی از فرهنگ غرب شناخته می شود. اجتناب از تشبیه به کفار و هضم شدن در نماد های فرهنگ غرب نیز امری ضروری است که مطالعات جامعه شناختی و روانشناختی نیز آن را تایید می کند.
جمله معروفی در نزد روانشناسان اجتماعی و جامعه شناسان وجود دارد به این مضمون:«بگو چگونه لباس می پوشی تا بگویم چگونه فکر می کنی و چگونه عمل می کنی».
پشت این جمله به ظاهر بی ربط حقایق ظریفی در مورد نحوه واکنش وعملکرد انسان ها به ظواهر پیرامون انان نهفته است و تاثیر خزنده و غیر مستقیمی که نحوه پوشش بر نحوه تفکر و عملکرد آدمی ایجاد می نماید.(4)
3- خداحافظی قریب الوقوع غربی ها با کراوات
... در حال حاضر شاهد گسترش روزافزون پدیده ای در میان رؤسای شرکت ها و برخی سیاستمداران هستیم ...: این گروه از پوشیدن کت و شلوار و لباس های رسمی صرف نظر می کنند. آنها ترجیح می دهند ظاهری ساده داشته باشند ... حتی صدر اعظم آلمان نیز گاهی در برخی مراسم رسمی بدون کراوات و با پیراهن آستین کوتاه ظاهر می شود ... به هر حال رفته رفته شمار بیشتری از مدیران و وزیران و سیاستمداران عالی رتبه کت و شلوار و کراوات را کنار می گذارند ... از قرن ها پیش تا کنون مردان با استفاده از کراوات و سایر گردن آویزها به سایرین نشان می دادند که دارای چه درجه و مرتبه ای هستند. اما به زودی این دوران سپری خواهد شد. بیش از 330 سال پس از آنکه سربازان مزدور کروات با گردن بندهای خاص خود در پاریس ظاهر شدند، هم اکنون استفاده از چیزی به نام کراوات رفته رفته منسوخ می شود ... فرهنگ تازه پوشش به تدریج جهان را تسخیر می کند و با ادامه این روند، روزی فرا می رسد که سران کشورها نیز در کنفرانس و گردهمایی های رسمی بین المللی با تی شرت حاضر می شوند.(5)
نمونه هایی از تبلیغ و ترویج کراوات در هفته نامه سلامت:
در شماره 397-صفحه 6(میزگرد سلامت) ذیل مطلبی با عنوان "زندگی؛ با یا بدون بچه؟"، کودکی را با کراوات نشان می دهد. همچنین در شماره 396، صفحه 9 نیز روی جلد مجموعه صفحات کلینیک و خانواده، کنار تیتر "بچه های باهوش 4 ویژگی دارند" کودکی کراوات زده را در حال کار با لپ تاپ نشان می دهد!(6)
در شماره 393، صفحات4و5(موضوع ویژه) کنار تیتر "فراموشکاری؛ این درد مشترک"، تصویر مردی کراوات زده را نشان می دهد که مانند نمونه های قبلی کراوات بستن هیچ ارتباطی با موضوع ندارد که یا نشان از بی توجهی به فرهنگ خودی دارد و یا اینکه از روی عمد و برای عادی جلوه دادن استعمال این نماد فرهنگ بیگانه اینگونه تصاویر انتخاب می شود. جالب توجه است که این شماره همان است که در اولین صفحه بعد از جلد اصلی آن به طور مفصل "تأکید مقام معظم رهبری در آسیب شناسی سبک زندگی ایرانی" را منعکس می کند!
در شماره 394، صفحه 22(پوستر سلامت) در پوستری با عنوان "کشف رابطه بین صندلی و کمردرد"، مردی با کراوات روی صندلی نشسته است. این شماره همان است که روی جلد اصلی آن شعار "سبک زندگی ما اصلاح باید گردد" نقش بسته و اولین صفحه بعد از جلد اصلی آن نیز در یادداشت های گوناگون از نفوذ فرهنگ بیگانه تحذیر می دهد!
در شماره 386، صفحه8 در مطلبی با عنوان "چاقی بر اسپرم آقایان اثر میگذارد"، یک مرد چاق کراوات بسته
را نشان می دهد(7).
در شماره 385-صفحه19(مد و سلامت) کنار عنوان "10 نکته درباره روپوش پزشکان"، برای معرفی انواع مدل رو
پوش، پزشک خوش تیپی را با کراوات نشان می دهد!
در شماره 384، صفحات 4و5(موضوع ویژه) ذیل مطلبی با عنوان "ارسال پیامک احتمال تصادف را 3 برابر می کند"، مردی در حال رانندگی کراوات زده است.
...
درباره ترویج و عادی سازی استفاده از کراوات در آگهی های تجاری نیز در جدیدترین شماره های اخیر این هفته نامه، آگهی واحدی شامل تبلیغ یک شامپوی خارجی(سان سیلک) در کنار مردی آراسته و کراوات زده در نیم صفحه پایینی جلد صفحه اول شماره های400، 398، 397 و 395 به چشم می خورد.
البته جای تعجب ندارد، چرا که برخی متخصصان نیز که تصاویرشان در کنار مطالب و گفتگوهایشان در این هفته نامه درج می شود کراوات زده اند(گرچه مدتی است اینگونه تصاویر بسیار کم شده) و در جشن هایی هم که به میزبانی این هفته نامه برگزار می شود برخی افراد با کراوات حاضر می شوند. اما تعجب اینجاست که چرا این نشریه -که گویا پرتیراژترین هفته نامه کشور است- در دغدغه مندی خود برای اصلاح سبک زندگی، گزینشی عمل می کند و در موارد مهم دیگری(از جمله نوع پوشش) اصلاً اعتقادی به آسیب در سبک زندگی ندارد؟
به هر حال امیدواریم این هفته نامه همانطور که نسبت به آسیب هایی چون روش تغذیه، کم تحرکی و زندگی ماشینی در سبک زندگی مردم کشورمان دغدغه و حساسیت دارد، نسبت به اینگونه آسیب های فرهنگی(همچون عادی سازی بی حجابی، استعمال نماد فرهنگ بیگانه، پرداختن بی مورد به شرح بیماری و وضع سلامت ستاره های فاسد سینما و سیاست مداران جنایت کار غرب، نادیده گرفتن ملاک حق و باطل و تأیید شارع مقدس در روانشناسی موفقیت، تخطئه حکم قصاص در ملأ عام به بهانه آسیب های روانشناسی، تخطئه میراث فرهنگی و علمی طب سنتی و اسلامی در برخی موارد و ...) حساسیت نشان دهد و نسبت به اصلاح رویه خود اقدام کند.
پاورقی ها:
1- اینطور نیست که این هفته نامه برای نشان دادن یک زن باردار ناچار به انتخاب چنین تصویری باشد. این در حالی است که در کنار بسیاری از مطالب مرتبط با "بارداری و زایمان" تصاویر زنان باحجاب کامل نیز نمایش داده شده است(به عنوان مثال تصویر صفحه "بارداری و زایمان شماره 394" را ببینید) و حتی در مواردی زنان در حال ورزش کردن حجاب کامل دارند و این یعنی اینکه گویا این هفته نامه می کوشد بی حجابی را در کنار باحجابی صرفاً نوعی سلیقه و انتخاب متفاوت کاملاً عادی در نوع پوشش جلوه دهد!(به عبارت دیگر ترویج نوعی پلورالیسم در پوشش!)
2- پایگاه پاسخ به سؤالات و شبهات- پاسخ به سؤال "چرا بستن کراوات را بد شمردند؟ اگر علت غربی بودن است، کت و شلوار نیز غربی است؟"
3- سایت پرسمان دانشجویی(دفتر فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها)- پاسخ به سؤال "آیا استفاده از کراوات از نظر شرعی اشکالی دارد؟ در صورت مثبت بودن جواب دلیلش را ذکر کنید؟"
4- سایت پرسمان دانشجویی(دفتر فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها)- پاسخ به سؤال " چرا کروات حرام است؟ شنیدم چونکه لباس غربی و شرقی است و باعث ترویج فرهنگ آنان می شود. اگر این گونه باشد پس کت و شلوار و انواع ظروف آشپزخانه و اتومبیل و غذاهایی همچون پیتزا و ساندویچ و لوازم صوتی و تصویری نیز حرام است؟ "
5- روزنامه همشهری- 30 خرداد1381- صفحه28(جهان زندگی)- به نقل از اشپیگل
6- نسخه PDF این صفحه در سایت هفته نامه قرار داده نشده است که بتوانم لینکش را اینجا قرار دهم.
7- فایل PDF این صفحه نیز در سایت هفته نامه موجود نبود.
همایون سلحشور فرد
وبلاگ درباره سلامتی
پنج شنبه 28/10/1391 - 13:26
امر به معروف و نهی از منکر
نقد هفته نامه سلامت(4)
وعده
داده بودم در نقدهای بعدی هفته نامه سلامت، به نمونه هایی از چهره سازی
عناصر فاسد فرهنگی غرب(از جمله ستاره های هالیوودی) اشاره کنم.
اما پس از اینکه نقدهای قبلی ام را برای این هفته نامه از طریق پست الکترونیکی ارسال کردم، گزیده هایی از آن در صفحه با خوانندگان شماره 387
این هفته نامه درج شد؛ این در حالی است که در گذشته هرچه از طریق تماس
تلفنی، ثبت نظرات در دفتر نظرسنجی غرفه هفته نامه سلامت در برخی نمایشگاه
ها، ارسال ایمیل و پیامک، مواردی از این دست را مطرح می کردم اصلاً در
نشریه منعکس نمی شد و مورد توجه قرار نمی گرفت.
در صفحه با خوانندگان شماره 377 هفته نامه سلامت
نیز پیامک یکی از خوانندگان به چاپ رسیده که انتقادش در این خصوص را
اینچنین مطرح می کند: "واقعاً از بین خوانندگان هفته نامه، کسی نیست که به
شما اعتراض کند و بگوید این بازیگران هالیوودی امثال آنجلیاجولی برای ما
الگو نیستند که دائم در مورد زیبایی و پوست و مو و طریقه زایمانشان می
گویید؟ اطلاع رسانی می کنید که مبادا بدون دانستن این اطلاعات مهم روزمان
را به شب برسانیم؟!"
با
مشاهده انتقاد این خواننده فهیم انگیزه بیشتری پیدا کردم که سر فرصت هفته
نامه هایی را که از سال های قبل تا به امروز در اختیار داشتم یک مروری کنم و
بارزترین آن مطالب را به اصطلاح مانیتورینگ کنم و در معرض نقد و قضاوت
دیگران قرار دهم که آیا واقعاً اینچنین پرداختن به جزییات و چگونگی بیماری و
مرگ سربازان جنگ نرم جبهه شرک و کفر علیه اسلام(*)، برای مردم ما لازم و
ضروری است؟!
بعید می
دانم آن ها این واقعیت را شعاری کلیشه ای و توهّم بدانند که ستاره های
هالیوودی درواقع ابزاری هستند برای استثمار و نابودی خاموش و مرموزانه
فرهنگ ملی و بومی سایر ملت ها و ترویج سبک زندگی آمریکایی. در شماره 198، در صفحه چهره ها و رسانه ها،
ستون "هنر، رسانه و سلامت"، دکتر مصطفی جلالی فخر می گوید: "حتماً شما هم
این نظر قدیمی را شنیده اید که مهمترین نتیجه و چه بسا هدف هالیوود، رواج
سبک زندگی آمریکایی بوده و هست. درواقع جزییات بستر بروز داستان ها و آدم
ها را به گونه ای می چیند که به گونه ای نامحسوس و غیرشعاری، نوعی زندگی را
جا می اندازد بدون اینکه مخاطب حس کند بر بخشی تأکید شده و قرار است به او
پیشنهاد و یا تحمیل شود. چنین فرایندی در دراز مدت و با استمرار می تواند
در ناخودآگاه ذهن چند نسل جا بیفتد. همین زندگی آمریکایی جا افتاده در دنیا
که تفاوت های زیادی با واقعیت های آمریکا دارد و هنوز هم برای برخی،
سرزمین رویایی به شمار می آید، حاصل چنین استمرار و دقتی است که در سینما و
شبکه های تلویزیونی آنها دنبال می شود..."
اما در همان شماره 387 در صفحه فرهنگ سلامت باز هم می بینیم که مرگ فرزند بازیگر نقش قهرمان پوشالی سبک زندگی آمریکایی(راکی و رمبو) مورد توجه این هفته نامه قرار گرفته است: علت مرگ پسر استالونه مشخص شد
خوب،
خدا را شکر؛ به قول آن خواننده معترض واقعاً ما بابت مشخص نشدن علت مرگ پسر
استالونه مانده بودیم چطوری روزمان را به شب برسانیم!
این هفته نامه در شماره 393، صفحه جامعه سالم، در ستون حرف اول به طور مفصل سخنان مقام معظم رهبری در خصوص آسب شناشی سبک زندگی ایرانی را منعکس می کند: تاکید مقام معظم رهبری بر آسیبشناسی سبک زندگی در ایران
امیدوارم
متوجه شده باشند که یکی از همین آسیب ها، عبارت از مرعوب شدن هنرمندان و
رسانه های خودی در برابر هیمنه پوشالی سبک زندگی آمریکایی است که از سوی
چهره های هنری و رسانه ای جهان غرب ترویج می شود. و به امید آنکه از این به
بعد اگر می خواهند سوژه ای را برای آموزش سلامت، علل بیماری ها و ریشه
یابی مرگ افراد انتخاب کنند، به چهره های موجهی که مروج سبک زندگی ایرانی
اسلامی هستند بیشتر توجه کنند.
به هر
حال با توجه به اینکه پس از شماره 387 تا به حال(شماره 396) روند پرداختن
بی مورد به چهره های فاسد غربی در این هفته نامه ادامه پیدا نکرده، فعلاً
از پرداختن به سوابق گذشته این هفته نامه در این خصوص خودداری می کنم و إن
شاءالله در آینده به برخی منکرات فرهنگی دیگر -که متأسفانه همچنان در این
نشریه ادامه دارد- خواهم پرداخت.
* طبق
گزارش شورای روابط مسلمانان آمریکا، هالیوود برای مخدوش کردن چهره اسلام و
مسلمانان طی سال های اخیر 700 فیلم سینمایی ضداسلامی تولید کرده است.
همایون سلحشور فرد-وبلاگ درباره سلامتی
http://salamat82.parsiblog.com/Posts/13
شنبه 23/10/1391 - 10:3
سلامت و بهداشت جامعه
انگل زدایی یکی از مراحل چهارگانه سالم سازی سبزیجات است که معمولاً یا مورد غفلت واقع می شود و یا اینکه لزوم انجام این مرحله مورد تردید قرار می گیرد.
مخالفان استفاده از مایع
ظرفشویی برای سالم سازی سبزیجات، در خصوص قابلیت انگل زدایی این ماده ابراز
تردید می کنند و یا اینکه استفاده از آن را به دلیل ورود مواد شمیایی به
درون بافت سبزیجات و آسیب به کیفیت، طعم و ظاهر این مواد، مضر می دانند و
لذا بسیاری از افراد تصور میکنند که با قرار دادن سبزیجات در مواد
ضدعفونیکننده، تخم انگلها نیز از بین میروند، در حالی که پرکلرین و یا
محلولهای ضدعفونیکننده سبزیجات که در داروخانهها به فروش میرسند، صرفاً
برای میکروبزدایی از سبزیجات است، اما قادر به خارج کردن تخم انگلها از
سبزیجات نمی باشند چرا که سطح بسیاری از سبزیجات صاف نیست و حاوی تعداد
زیادی فرورفتگی می باشد که می تواند به عنوان محلی جهت اختفاء
میکروارگانیسم ها(به خصوص تخم انگل ها) حتی پس از شستشو به حساب آید اما
کاربرد مایع ظرفشویی طبق دستورالعمل موجب می شود سطح سبزیجات و تخم و کیست
انگلهای موجود روی آن لیز و لزج شده و به سطح آب بیاید. که در این مرحله
با تخلیه آرام آب روی سبزی، انگل ها زدوده می شوند.
درخصوص نگرانی هایی نیز که
درباره آسیب مایع ظرفشویی به بافت سبزیجات وجود دارد، متخصصان تغذیه
معتقدند چنانچه حد لازم استفاده از این مواد(5-3 قطره به ازای هر لیتر آب)
رعایت شود و پس از پایان شستشوی میوه و سبزی با مایع ظرفشویی، به خوبی
آبکشی و بعد مصرف شوند، مشکلی به وجود نخواهد آمد.
یادآوری میشود که حتی در
بهترین روش شستشو نیز در پایان مقداری از ماده پاککننده روی میوه و
سبزیجاتی که با مایع ظرفشویی شسته شده باقی میماند. با این حال، مقدار
ناچیز باقیمانده این مواد ضرری نداشته و نفع سالم سازی میوه و سبزی از ضرر
اندک و احتمالی آن بسیار بیشتر است.
منابع مورد استفاده:
1-
کتاب "مبانی ایمنی مواد غذایی جهت استفاده کارکنان بخش بهداشت"(ترجمه
نشریه سازمان بهداشت جهانی با عنوان "Basic food safty for health
workers") - چاپ مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
2- ماهنامه دنیای تغذیه -شماره 85
دانلود فایل PDF مطلب منتشر شده در نشریه
همایون سلحشور فرد-وبلاگ درباره سلامتی
http://salamat82.parsiblog.com/Posts/10
جمعه 22/10/1391 - 20:13
اهل بیت
مدتی است متن ذیل به طور گسترده ای در ایمیل ها یکی پس از دیگری فوروارد
می شود یا افراد در وبلاگ هایشان منتشر می کنند و یا در شبکه های اجتماعی
به اشتراک می گذارند(که البته معلوم هم نیست داستان ابتدایی آن واقعی است
یا ساختگی):
"داریوش شفیق... یک عرب در مدینه که چون نامش ایرانی است از حقوق شهروندی محروم است...
ایرانی
به اشتراک بذار تا مردم کشورمان بدانند که اعراب اینکه نام ایرانی
برفرزندان خود بگذارند را ننگ میدانند و باعث تأسف است که ما با افتخار نام
عربی بر روی فرزندانمان میگذاریم...
تا به حال به معنی اسم های عربی که ما ایرانی ها روی فرزندانمان میگذاریم اندیشیده اید؟
خوب است که قبل از انتخاب اسم معنی آنرا بفهمید:
کلثوم: زن خیکی
خدیجه: سقط جنین شتر
بتول: زن دوشیزه که از مردان رغبت و حاجت خود بریده باشد
رقیه: بندگی کردن و غلامی نمودن
عذرا: زنی که همیشه باکره بماند
جعفر: جوی کوچک
ذبیح: چارپایی که گلویش را ببرند. گلو بریده
..."
اما ابتدا دو نکته:
اول
اینکه آیا این سینه چاکان فرهنگ ایرانی، یک لغتنامه فارسی در منزل ندارند
تا معنی برخی کلمات و اسامی مورد بحث را در آن ملاحظه کنند؟ اگر هم فقط اهل
دیجیتال هستند و با کتاب میانه ای ندارند می توانند به سایت واژه یاب (بر اساس لغتنامه های دهخدا و معین) مراجعه کنند.
دوم
اینکه اصولاً یکی از روش های مغالطه، بی توجهی به بار معنایی متفاوت یک
واژه در دو فرهنگ مختلف است. مثلاً واژه "رعیّت" در ادبیات فارسی بار
معنایی منفی دارد اما برعکس، این واژه در ادبیات عرب یک بار معنایی مثبت
دارد. رعیّت -که حضرت علی (علیه السلام) هم در نهج البلاغه به آن اشاره می
کند- کسی است که باید حق او رعایت شود و حاکم را هم از آن جهت "راعی" می
نامند که به معنی کسی است که باید حق مردم را رعایت کند.
و اما بررسی اسامی عربی مورد اشاره:
کلثوم: کسی
که چهره و گونه هایش فربه و پرگوشت باشد(1) "بنشین" و "بتمرگ" هر دو یک
معنی می دهد ولی یکی محترمانه است و دیگری توهین آمیز و این آدم مگس صفت
اینجا معنای توهین آمیز(یعنی خیکی) را گرفته
خدیجه: درلغتنامه
هایی که گشتم(عمید، معین و دهخدا) ترجمه این واژه ذکر نشده و یا اینکه
صرفاً به نام افراد مشهور اشاره دارد. ولی با یک جستجوی ساده معانی مختلفی
برای این نام به دست می آید:"کره شتر زودتر از موعد به دنیا آمده، بچه ی شش
ماهه به دنیا آمده(2)، مولودِ پیش از اتمام ماههای بارداری، ولادت قبل از
موعِد ..."کره شتر در فرهنگ عرب قدیم توهین نبوده بلکه مدح بوده؛ در زبان
عربی اسامی بسیاری وجود دارد که در اصل به معنی اسب یا شتر است که در فارسی
نیز هست مانند: زرداشتر یا زرتشت، تهماسب، جاماسب، لهراسب، گشتاسب و .. که
همگی در انتها واژه اسب دارند. حتی من به نام های خانوادگی فارسی برخوردم
که در آن از واژه گرگ استفاده شده: گرگی، گرگیج، گرگابی؛
اما در یک سایت عربی دانشگاهی به نام المصدر،
در خصوص نام خدیجه، علاوه بر معانی مذکور، تعابیر بلند و جالب دیگری هم
آمده: الخدیجة هی النخلة المثمرة،والخدیجة هی السحابة الممطرة(یعنی نخل
پرثمر، ابر پرباران)
بتول: کسی
که از دنیا بریده و به خدا پیوسته، کسی که از ازدواج خودداری کند، پارسا،
پاکدامن، و لقب دختر حضرت رسول و لقب مریم و عیسی(3) که تنها معنای به ظاهر
منفی همان "کسی که از ازدواج خودداری کند" می باشد و با توجه به ازدواج
دختر حضرت رسول(صلّی اللّه علیه و آله) معلوم می شود که این نام فقط اطلاق
به این معنا ندارد.
رقیه:
آنکه برای حصول امری یا جهت حفظ و نگاهداری خود به کار ببرند از قبیل دعا و
تعویذ ... (4)؛ یکی برای حصول مقصود خود و یا برای نجات جان خود، رو به
بندگی کردن و غلامی نمودن می آورد و یکی هم برای حصول رستگاری و ایمنی از
شر شیطان رو به بندگی خدا و دعا و استعاذه و تلاوت قرآن و توسل به خاندان
اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) می آورد و آن آدم مگس صفت، پست ترین
معنی آن را رایج ترین معنا فرض کرده
اما معنی دیگر "رقیه": هیأت صعود کردن(5)؛
ریشه کلمه "رقیه" نیز عبارت است از سه حرف "رقی" که در قرآن کریم آمده: " أَوْ یَکُونَ لَکَ بَیْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِی السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِیِّکَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَیْنَا کِتَابًا نَّقْرَؤُهُ ..."؛
ترجمه این آیه شریفه -که شامل ادامه گفتگوی کافران با پیامبر(صلی الله
علیه و آله) به دنبال آیات قبلی می باشد- عبارت است از: " یا براى تو
خانهاى پر نقش و نگار از طلا باشد; یا به آسمان بالا روى; حتى اگر به آسمان بالا روى، ایمان نمىآوریم ..." (6)
همچنین در احادیثی درباره اهمیت انس با قرآن آمده که در قیامت به شخص می گویند: "إقرأ و رق" یعنی بخوان و بالا برو(7)
عذرا: بکر،
دوشیزه، گوهر ناسفته(8)، گوهر ناسفته بودن توهین است؟ یکی فرزند دختری به
دنیا می آورد، می خواهد او را تکریم کند و آنقدر آینده او را درخشان می
بیند که می خواهد بگوید او یک گوهر ناسفته است؛ و چه بسا زمانی که ازدواج
کرد و صاحب فرزند شد، این گوهر شکوفا شود؛ این توهین است؟ این به معنی آن
است که قرار است این دختر تا همیشه باکره بماند؟
جعفر: ناقه پرشیر(9)، کنایه از پر خیر و برکت بودن،کسی که دیگران از خدمات او بهره مند می شوند
ذبیح: گلو
بریده شده، حیوانی که برای کشتن و قربانی کردن لایق باشد(10)؛ حیوان را
وقتی پروار شد قربانی می کنند، اما کسی که نام ذبیح را بر فرزند خود
برمیگزیند مقصودش می تواند ذبیح الله باشد. ذبیح یعنی لایق شدن برای
قربانی، و قربانی یعنی آنچه موجب قرب به حضرت حق(جلّ و علا) شود؛ بنابراین
ذبیح الله یعنی کسی که اندرون وجودش با معرف حضرت حق و عمل صالح پروریده می
شود و لیاقت قرب باریتعالی را می یابد که مقامی بالاتر از آن نیست.
...
خلاصه اینکه چشم ها را باید شست، جور دیگری باید دید. آیا در ادبیات و
فرهنگ عرب، معنای رایج همان معناست که در آن ایمیل اشاره شده؟
آیا مردم ما به عشق اعراب این اسامی را انتخاب کردند یا به عشق خاندان اهل بیت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)؟
و از
همه مهمتر آیا نعوذبالله این خاندان مکرّم و این انسان های کامل، عقلشان
نمی رسیده که چنین اسامی را برای اولاد و خاندان خود می گزیدند؟ و آیا آن
تعابیر توهین آمیز منظورشان بوده؟
آری،
مردم به عشق خاندان اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) این اسامی را برای
فرزندان خود انتخاب می کنند و من نمی دانم این آدم ها وقتی گرفتار می شوند و
در زندگی دچار مشکل می شوند، به چه خاندانی متوسل می شوند و از چه کسانی
سبیل نجات را می جویند و برای چه بزرگوارنی نذر می کنند؟ برای داریوش و
کوروش و ...؟!
------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1- فرهنگ عمید، صفحه 950
2- وبلاگ عادل اشکبوس، نویسنده کتاب "دانشنامه نامها و واژه ها" که قرار است به زودی از سوی انتشارات مدرسه چاپ شود.
3- فرهنگ عمید، صفحه 239
4- فرهنگ عمید، صفحه 635
5- سایت واژه یاب-بر اساس لغتنامه دهخدا
6- قرآن کریم، سوره مبارکه أسراء، آیه 93
7-
حضرت موسى بن جعفرعلیه السلام به حفص می فرماید: «اى حفص! هر که از
دوستان و شیعیان ما بمیرد و قرآن را خوب نداند، در قبر به او یاد می دهند
تا خداوند بدان وسیله درجه اش را بالا برد؛ زیرا درجات بهشت برابر با آیات
قرآن است. به او گفته می شود: بخوان و بالا برو. سپس می خواند و بالا می
رود».اصول کافى، ج 4، ص 408.
امام
صادق علیه السلام می فرماید: «هر کس در حال جوانى، قرآن بخواند و با
ایمان هم باشد... به او گفته می شود: بخوان و یک درجه بالا برو». سپس به
قرآن می گویند: آیا آنچه تو خواستى به او رساندیم و تو را خشنود کردیم؟ می
گوید: آرى».همان، ص 406.
8- فرهنگ عمید، صفحه 822
9- فرهنگ عمید، صفحه 452
10- فرهنگ عمید، صفحه 610
همایون سلحشور فرد-وبلاگ تکلیف الهی
پنج شنبه 21/10/1391 - 10:27
اهل بیت
مدتی است متن ذیل به طور گسترده ای در ایمیل ها یکی پس از دیگری فوروارد می شود یا افراد در وبلاگ هایشان منتشر می کنند و یا در شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارند(که البته معلوم هم نیست داستان ابتدایی آن واقعی است یا ساختگی):
"داریوش شفیق... یک عرب در مدینه که چون نامش ایرانی است از حقوق شهروندی محروم است...
ایرانی به اشتراک بذار تا مردم کشورمان بدانند که اعراب اینکه نام ایرانی برفرزندان خود بگذارند را ننگ میدانند و باعث تأسف است که ما با افتخار نام عربی بر روی فرزندانمان میگذاریم...
تا به حال به معنی اسم های عربی که ما ایرانی ها روی فرزندانمان میگذاریم اندیشیده اید؟
خوب است که قبل از انتخاب اسم معنی آنرا بفهمید:
کلثوم: زن خیکی
خدیجه: سقط جنین شتر
بتول: زن دوشیزه که از مردان رغبت و حاجت خود بریده باشد
رقیه: بندگی کردن و غلامی نمودن
عذرا: زنی که همیشه باکره بماند
جعفر: جوی کوچک
ذبیح: چارپایی که گلویش را ببرند. گلو بریده
..."
اما ابتدا دو نکته:
اول
اینکه آیا این سینه چاکان فرهنگ ایرانی، یک لغتنامه فارسی در منزل ندارند
تا معنی برخی کلمات و اسامی مورد بحث را در آن ملاحظه کنند؟ اگر هم فقط اهل
دیجیتال هستند و با کتاب میانه ای ندارند می توانند به سایت واژه یاب (بر اساس لغتنامه های دهخدا و معین) مراجعه کنند.
دوم
اینکه اصولاً یکی از روش های مغالطه، بی توجهی به بار معنایی متفاوت یک
واژه در دو فرهنگ مختلف است. مثلاً واژه "رعیّت" در ادبیات فارسی بار
معنایی منفی دارد اما برعکس، این واژه در ادبیات عرب یک بار معنایی مثبت
دارد. رعیّت -که حضرت علی (علیه السلام) هم در نهج البلاغه به آن اشاره می
کند- کسی است که باید حق او رعایت شود و حاکم را هم از آن جهت "راعی" می
نامند که به معنی کسی است که باید حق مردم را رعایت کند.
و اما بررسی اسامی عربی مورد اشاره:
کلثوم: کسی
که چهره و گونه هایش فربه و پرگوشت باشد(1) "بنشین" و "بتمرگ" هر دو یک
معنی می دهد ولی یکی محترمانه است و دیگری توهین آمیز و این آدم مگس صفت
اینجا معنای توهین آمیز(یعنی خیکی) را گرفته
خدیجه: درلغتنامه
هایی که گشتم(عمید، معین و دهخدا) ترجمه این واژه ذکر نشده و یا اینکه
صرفاً به نام افراد مشهور اشاره دارد. ولی با یک جستجوی ساده معانی مختلفی
برای این نام به دست می آید:"کره شتر زودتر از موعد به دنیا آمده، بچه ی شش
ماهه به دنیا آمده(2)، مولودِ پیش از اتمام ماههای بارداری، ولادت قبل از
موعِد ..."کره شتر در فرهنگ عرب قدیم توهین نبوده بلکه مدح بوده؛ در زبان
عربی اسامی بسیاری وجود دارد که در اصل به معنی اسب یا شتر است که در فارسی
نیز هست مانند: زرداشتر یا زرتشت، تهماسب، جاماسب، لهراسب، گشتاسب و .. که
همگی در انتها واژه اسب دارند. حتی من به نام های خانوادگی فارسی برخوردم
که در آن از واژه گرگ استفاده شده: گرگی، گرگیج، گرگابی؛
اما در یک سایت عربی دانشگاهی به نام المصدر،
در خصوص نام خدیجه، علاوه بر معانی مذکور، تعابیر بلند و جالب دیگری هم
آمده: الخدیجة هی النخلة المثمرة،والخدیجة هی السحابة الممطرة(یعنی نخل
پرثمر، ابر پرباران)
بتول: کسی
که از دنیا بریده و به خدا پیوسته، کسی که از ازدواج خودداری کند، پارسا،
پاکدامن، و لقب دختر حضرت رسول و لقب مریم و عیسی(3) که تنها معنای به ظاهر
منفی همان "کسی که از ازدواج خودداری کند" می باشد و با توجه به ازدواج
دختر حضرت رسول(صلّی اللّه علیه و آله) معلوم می شود که این نام فقط اطلاق
به این معنا ندارد.
رقیه:
آنکه برای حصول امری یا جهت حفظ و نگاهداری خود به کار ببرند از قبیل دعا و
تعویذ ... (4)؛ یکی برای حصول مقصود خود و یا برای نجات جان خود، رو به
بندگی کردن و غلامی نمودن می آورد و یکی هم برای حصول رستگاری و ایمنی از
شر شیطان رو به بندگی خدا و دعا و استعاذه و تلاوت قرآن و توسل به خاندان
اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) می آورد و آن آدم مگس صفت، پست ترین
معنی آن را رایج ترین معنا فرض کرده
اما معنی دیگر "رقیه": هیأت صعود کردن(5)؛
ریشه کلمه "رقیه" نیز عبارت است از سه حرف "رقی" که در قرآن کریم آمده: " أَوْ یَکُونَ لَکَ بَیْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِی السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِیِّکَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَیْنَا کِتَابًا نَّقْرَؤُهُ ..."؛
ترجمه این آیه شریفه -که شامل ادامه گفتگوی کافران با پیامبر(صلی الله
علیه و آله) به دنبال آیات قبلی می باشد- عبارت است از: " یا براى تو
خانهاى پر نقش و نگار از طلا باشد; یا به آسمان بالا روى; حتى اگر به آسمان بالا روى، ایمان نمىآوریم ..." (6)
همچنین در احادیثی درباره اهمیت انس با قرآن آمده که در قیامت به شخص می گویند: "إقرأ و رق" یعنی بخوان و بالا برو(7)
عذرا: بکر،
دوشیزه، گوهر ناسفته(8)، گوهر ناسفته بودن توهین است؟ یکی فرزند دختری به
دنیا می آورد، می خواهد او را تکریم کند و آنقدر آینده او را درخشان می
بیند که می خواهد بگوید او یک گوهر ناسفته است؛ و چه بسا زمانی که ازدواج
کرد و صاحب فرزند شد، این گوهر شکوفا شود؛ این توهین است؟ این به معنی آن
است که قرار است این دختر تا همیشه باکره بماند؟
جعفر: ناقه پرشیر(9)، کنایه از پر خیر و برکت بودن،کسی که دیگران از خدمات او بهره مند می شوند
ذبیح: گلو
بریده شده، حیوانی که برای کشتن و قربانی کردن لایق باشد(10)؛ حیوان را
وقتی پروار شد قربانی می کنند، اما کسی که نام ذبیح را بر فرزند خود
برمیگزیند مقصودش می تواند ذبیح الله باشد. ذبیح یعنی لایق شدن برای
قربانی، و قربانی یعنی آنچه موجب قرب به حضرت حق(جلّ و علا) شود؛ بنابراین
ذبیح الله یعنی کسی که اندرون وجودش با معرف حضرت حق و عمل صالح پروریده می
شود و لیاقت قرب باریتعالی را می یابد که مقامی بالاتر از آن نیست.
...
خلاصه اینکه چشم ها را باید شست، جور دیگری باید دید. آیا در ادبیات و
فرهنگ عرب، معنای رایج همان معناست که در آن ایمیل اشاره شده؟
آیا مردم ما به عشق اعراب این اسامی را انتخاب کردند یا به عشق خاندان اهل بیت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)؟
و از
همه مهمتر آیا نعوذبالله این خاندان مکرّم و این انسان های کامل، عقلشان
نمی رسیده که چنین اسامی را برای اولاد و خاندان خود می گزیدند؟ و آیا آن
تعابیر توهین آمیز منظورشان بوده؟
آری،
مردم به عشق خاندان اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) این اسامی را برای
فرزندان خود انتخاب می کنند و من نمی دانم این آدم ها وقتی گرفتار می شوند و
در زندگی دچار مشکل می شوند، به چه خاندانی متوسل می شوند و از چه کسانی
سبیل نجات را می جویند و برای چه بزرگوارنی نذر می کنند؟ برای داریوش و
کوروش و ...؟!
------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1- فرهنگ عمید، صفحه 950
2- وبلاگ عادل اشکبوس، نویسنده کتاب "دانشنامه نامها و واژه ها" که قرار است به زودی از سوی انتشارات مدرسه چاپ شود.
3- فرهنگ عمید، صفحه 239
4- فرهنگ عمید، صفحه 635
5- سایت واژه یاب-بر اساس لغتنامه دهخدا
6- قرآن کریم، سوره مبارکه أسراء، آیه 93
7-
حضرت موسى بن جعفرعلیه السلام به حفص می فرماید: «اى حفص! هر که از
دوستان و شیعیان ما بمیرد و قرآن را خوب نداند، در قبر به او یاد می دهند
تا خداوند بدان وسیله درجه اش را بالا برد؛ زیرا درجات بهشت برابر با آیات
قرآن است. به او گفته می شود: بخوان و بالا برو. سپس می خواند و بالا می
رود».اصول کافى، ج 4، ص 408.
امام
صادق علیه السلام می فرماید: «هر کس در حال جوانى، قرآن بخواند و با
ایمان هم باشد... به او گفته می شود: بخوان و یک درجه بالا برو». سپس به
قرآن می گویند: آیا آنچه تو خواستى به او رساندیم و تو را خشنود کردیم؟ می
گوید: آرى».همان، ص 406.
8- فرهنگ عمید، صفحه 822
9- فرهنگ عمید، صفحه 452
10- فرهنگ عمید، صفحه 610
همایون سلحشور فرد-وبلاگ تکلیف الهی
جمعه 1/10/1391 - 16:1
سلامت و بهداشت جامعه
نکاتی درباره آب سالم-1 کاهش مواد معلق آب(TSS):
دو نوع فیلتر در بازار وجود دارد که یکی از آنها صرفاً مواد معلق آب را جدا میسازد. اغلب پارچ و کتریهایی که مدعی هستند چای خوش رنگ تر و آب خوش مزه تری را در اختیار مصرف کننده قرار میدهند، از این قبیل فیلترها استفاده میکنند. جامدات معلق در آب ممکن است شامل ذرات معدنی یا آلی و یا مایعات مخلوط شونده در آب باشند. این مواد در آب از جنبه زیبایی شناختی ناخوشایند بوده و همچنین محلی برای جذب سطحی مواد شیمیایی و بیولوژیکی فراهم می کنند. مواد معلق آلی نیز ممکن است به طریق بیولوژیکی تجزیه شده و به مواد نامطلوب دیگری تبدیل شوند. درصورتی که در شبکه های آبرسانی تحت پوشش شرکت آب و فاضلاب اکثر این مواد قبلاً حتی اگر ساده ترین روش ها برای تصفیه آب به کار رفته باشد، حذف شده است.
بنابراین گرچه جداسازی مواد معلق آب میتواند چای خوش رنگ تر و آب صاف تری را در اختیار قرار دهد، ولی این کار تاثیر چندانی در سالمتر کردن آب نخواهد داشت و خریداران این گونه فیلترها، صرفاً هزینه زیباتر شدن چای و آب مصرفی خود را میپردازند.
کاهش سختی آب:
نوع دوم فیلترها با انجام واکنشهای شیمیایی خاص، مقدار کلسیم آب را که موجب سخت شدن و بدمزه شدن آب میشود جدا میکند. به طور معمول این کار از طریق جابجا کردن سدیم با کلسیم با روشهای مختلف و از جمله استفاده از رزینهای صنعتی انجام میشود. در این شرایط، کلسیم موجود در آب که برای سلامتی مصرف کننده نه تنها مضر نیست، بلکه مفید نیز هست جدا شده و به جای آن سدیم در آب وارد میشود که موجب افزایش فشار خون و لطمه به سیستم قلب و عروق میشود.
در واقع مقبولیت عمومی برای میزان سختی آب به طور قابل ملاحظه ای از جامعه ای به جامعه دیگر و با توجه به شرایط محلی تغییر می کند. سازمان بهداشت جهانی(WHO) نیز از دیدگاه بهداشت حدی برای سختی آب توصیه نکرده است و حد 500 میلی گرم در لیتر از نظر فنی مهندسی و اقتصادی می باشد. چرا که سختی (به ویژه سختی کلسیم) نه تنها مشکلی برای سلامتی ایجاد نمی کند بلکه آب سخت برای دستگاه گردش خون انسان مفید است.
لذا درباره کاهش سختی آب توسط فیلترهای آب شیرین کن نکته ای که باید مد نظر داشت این است که وجود غلضت مناسب سختی در آب آشامیدنی که همان غلضت املاح کلیسم و منیزیم است در کاهش بیماری های قلبی و عروقی تأثیر داشته و ارتباط بین سختی و کاهش بیماری های قلبی و عروقی به اثبات رسیده است؛ آب فاقد سختی یا با سختی کم اگرچه برای مصارف صنعتی بسیار مناسب است ولی برای آشامیدن مناسب نیست. به همین دلیل در آب خروجی دستگاه های آب شیرین کن، غلضت سختی باید در محدوده 150-100 میلی گرم در لیتر قرار داشته باشد
لازم به ذکر است که هدف اولیه ساخت این گونه فیلترها، جلوگیری از رسوب کلسیم (گچ) در جدار لولهها و مخازن آب گرم بوده، ولی نظر به استقبال مصرف کنندگان از آبی که سختی کمتری دارد، تبلیغات و فروش این گونه دستگاهها به عنوان فیلتر مناسب برای تصفیه آب افزایش یافته است.
کاهش جامدات محلول در آب(TDS):
همه مواد محلول در آب، نامطلوب نیستند. به عنوان نمونه آب تقریباً خالص مقطر طعم بی مزه دارد. در ضمن آب با در نظر گرفتن اجزای محلول حالت تعادلی دارد. در واقع آب به صورت کاملاً خالص برای نوشیدن مطبوع نیست بلکه ناخالصی ها طعم آب را مشخص می کنند. استاندارد مقادیر این ناخاصی ها بسته به شرایط در کشورهای مختلف می تواند متفاوت باشد که استاندارد ملی ایران برای حداکثر مجاز جامدات محلول در آب(TDS) رقم 1500mg/l می باشد. البته بررسی ها نشان داده است کاهش TDS به زیر 500 میلی گرم در لیتر در کاهش طعم شوری آب مؤثر است و رضایت مصرف کنندگان را به همراه خواهد داشت که دستگاه های تصفیه آب با روش اسمز معکوس(RO) در زدایش TDS بسیار کارآمد هستند.
کاهش اسیدیته (PH) آب:
فیلترهایی که بر اساس تبادل یونی و اسمز معکوس کار می کنند معمولاً منجر به کاهش PH و اسیدی شدن آب می شوند. که البته میزان این کاهش بستگی به کیفیت آب ورودی به دستگاه آب شیرین کن در هر منطقه دارد. اگر چه PH معمولاً فاقد اثر مستقیم بهداشتی روی مصرف کنندگان است اما یکی از عوامل مهم کیفی آب از دیدگاه بهره برداری می باشد و باید مقادیر آن برای حداقل خوردگی و رسوب گذاری کنترل شود.
در استانداردهای فیزیکوشیمیایی آب، سازمان بهداشت جهانی(WHO) عدد کمتر یا مساوی 8 را برای PH اعلام کرده است. در استاندارد ایران حد مطلوب برای PH ، 5/8-7 و حداکثر مجاز 9-5/6 ذکر شده است.
کاهش فلوئور آب:
در میان پارامترهایی که توسط این فیلترها کاهش می یابد، فلوئور نیز حائز اهمیت می باشد. چرا که یکی از معایب این دستگاه ها کاهش غلضت فلوراید به پایین تر از حد مناسب است. وجود غلضت مناسب فلوراید در آب آشامیدنی از نظر بهداشت و سلامت دندان ها دارای اهمیت است، زیرا نقش آن در رشد و استحکام دندان ها و استخوان ها به خصوص در کودکان در حال رشد به اثبات رسیده است که یکی از راه های ورود این ماده به بدن از طریق مصرف آب آشامیدنی حاوی فلوراید است. حداقل مقدار لازم برای فلوراید در آب آشامیدیی 5/0 و حداکثر مجاز آن 5/1 میلی گرم در لیتر اعلام شده است.
جهت مطالعه بیشتر:
با مراجعه به لینک عناوین "مقایسه پنج فیلتر تصفیه آب" و "آب تهران تصفیـه خانگی نمیخواهـد" (مربوط به هفته نامه سلامت) می توانید اطلاعات بیشتری در این زمینه کسب نمایید.
ادامه دارد
منابع مورد استفاده:
1-کتاب نگرشی بر جوانب بهداشتی آب- شرکت آب و فاضلاب خوزستان
2-مقاله "بررسی کیفیت شیمیایی آب ورودی و خروجی دستگاه های آب شیرین کن شهر کاشان"- مجله علمی پژوهشی فیض(دوره چهارم-شماره2)
3-ویژگی های فیزیکی و شیمیایی آب آشامیدنی(استاندارد شماره 1053) - مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران
4-ماهنامه دنیای تغذیه - شماره 110- صفحه کلینیک تغذیه
دانلود فایل PDF مطلب منتشر شده در نشریه
همایون سلحشور فرد -وبلاگ درباره سلامتی
http://salamat82.parsiblog.com/Posts/11/
پنج شنبه 23/9/1391 - 0:6
سلامت و بهداشت جامعه
نکاتی درباره آب سالم-1 کاهش مواد معلق آب(TSS):
دو نوع فیلتر در بازار وجود دارد که یکی از آنها صرفاً مواد معلق آب را جدا میسازد. اغلب پارچ و کتریهایی که مدعی هستند چای خوش رنگ تر و آب خوش مزه تری را در اختیار مصرف کننده قرار میدهند، از این قبیل فیلترها استفاده میکنند. جامدات معلق در آب ممکن است شامل ذرات معدنی یا آلی و یا مایعات مخلوط شونده در آب باشند. این مواد در آب از جنبه زیبایی شناختی ناخوشایند بوده و همچنین محلی برای جذب سطحی مواد شیمیایی و بیولوژیکی فراهم می کنند. مواد معلق آلی نیز ممکن است به طریق بیولوژیکی تجزیه شده و به مواد نامطلوب دیگری تبدیل شوند. درصورتی که در شبکه های آبرسانی تحت پوشش شرکت آب و فاضلاب اکثر این مواد قبلاً حتی اگر ساده ترین روش ها برای تصفیه آب به کار رفته باشد، حذف شده است.
بنابراین گرچه جداسازی مواد معلق آب میتواند چای خوش رنگ تر و آب صاف تری را در اختیار قرار دهد، ولی این کار تاثیر چندانی در سالمتر کردن آب نخواهد داشت و خریداران این گونه فیلترها، صرفاً هزینه زیباتر شدن چای و آب مصرفی خود را میپردازند.
کاهش سختی آب:
نوع دوم فیلترها با انجام واکنشهای شیمیایی خاص، مقدار کلسیم آب را که موجب سخت شدن و بدمزه شدن آب میشود جدا میکند. به طور معمول این کار از طریق جابجا کردن سدیم با کلسیم با روشهای مختلف و از جمله استفاده از رزینهای صنعتی انجام میشود. در این شرایط، کلسیم موجود در آب که برای سلامتی مصرف کننده نه تنها مضر نیست، بلکه مفید نیز هست جدا شده و به جای آن سدیم در آب وارد میشود که موجب افزایش فشار خون و لطمه به سیستم قلب و عروق میشود.
در واقع مقبولیت عمومی برای میزان سختی آب به طور قابل ملاحظه ای از جامعه ای به جامعه دیگر و با توجه به شرایط محلی تغییر می کند. سازمان بهداشت جهانی(WHO) نیز از دیدگاه بهداشت حدی برای سختی آب توصیه نکرده است و حد 500 میلی گرم در لیتر از نظر فنی مهندسی و اقتصادی می باشد. چرا که سختی (به ویژه سختی کلسیم) نه تنها مشکلی برای سلامتی ایجاد نمی کند بلکه آب سخت برای دستگاه گردش خون انسان مفید است.
لذا درباره کاهش سختی آب توسط فیلترهای آب شیرین کن نکته ای که باید مد نظر داشت این است که وجود غلضت مناسب سختی در آب آشامیدنی که همان غلضت املاح کلیسم و منیزیم است در کاهش بیماری های قلبی و عروقی تأثیر داشته و ارتباط بین سختی و کاهش بیماری های قلبی و عروقی به اثبات رسیده است؛ آب فاقد سختی یا با سختی کم اگرچه برای مصارف صنعتی بسیار مناسب است ولی برای آشامیدن مناسب نیست. به همین دلیل در آب خروجی دستگاه های آب شیرین کن، غلضت سختی باید در محدوده 150-100 میلی گرم در لیتر قرار داشته باشد
لازم به ذکر است که هدف اولیه ساخت این گونه فیلترها، جلوگیری از رسوب کلسیم (گچ) در جدار لولهها و مخازن آب گرم بوده، ولی نظر به استقبال مصرف کنندگان از آبی که سختی کمتری دارد، تبلیغات و فروش این گونه دستگاهها به عنوان فیلتر مناسب برای تصفیه آب افزایش یافته است.
کاهش جامدات محلول در آب(TDS):
همه مواد محلول در آب، نامطلوب نیستند. به عنوان نمونه آب تقریباً خالص مقطر طعم بی مزه دارد. در ضمن آب با در نظر گرفتن اجزای محلول حالت تعادلی دارد. در واقع آب به صورت کاملاً خالص برای نوشیدن مطبوع نیست بلکه ناخالصی ها طعم آب را مشخص می کنند. استاندارد مقادیر این ناخاصی ها بسته به شرایط در کشورهای مختلف می تواند متفاوت باشد که استاندارد ملی ایران برای حداکثر مجاز جامدات محلول در آب(TDS) رقم 1500mg/l می باشد. البته بررسی ها نشان داده است کاهش TDS به زیر 500 میلی گرم در لیتر در کاهش طعم شوری آب مؤثر است و رضایت مصرف کنندگان را به همراه خواهد داشت که دستگاه های تصفیه آب با روش اسمز معکوس(RO) در زدایش TDS بسیار کارآمد هستند.
کاهش اسیدیته (PH) آب:
فیلترهایی که بر اساس تبادل یونی و اسمز معکوس کار می کنند معمولاً منجر به کاهش PH و اسیدی شدن آب می شوند. که البته میزان این کاهش بستگی به کیفیت آب ورودی به دستگاه آب شیرین کن در هر منطقه دارد. اگر چه PH معمولاً فاقد اثر مستقیم بهداشتی روی مصرف کنندگان است اما یکی از عوامل مهم کیفی آب از دیدگاه بهره برداری می باشد و باید مقادیر آن برای حداقل خوردگی و رسوب گذاری کنترل شود.
در استانداردهای فیزیکوشیمیایی آب، سازمان بهداشت جهانی(WHO) عدد کمتر یا مساوی 8 را برای PH اعلام کرده است. در استاندارد ایران حد مطلوب برای PH ، 5/8-7 و حداکثر مجاز 9-5/6 ذکر شده است.
کاهش فلوئور آب: در میان پارامترهایی که توسط این فیلترها کاهش می یابد، فلوئور نیز حائز اهمیت می باشد. چرا که یکی از معایب این دستگاه ها کاهش غلضت فلوراید به پایین تر از حد مناسب است. وجود غلضت مناسب فلوراید در آب آشامیدنی از نظر بهداشت و سلامت دندان ها دارای اهمیت است، زیرا نقش آن در رشد و استحکام دندان ها و استخوان ها به خصوص در کودکان در حال رشد به اثبات رسیده است که یکی از راه های ورود این ماده به بدن از طریق مصرف آب آشامیدنی حاوی فلوراید است. حداقل مقدار لازم برای فلوراید در آب آشامیدیی 5/0 و حداکثر مجاز آن 5/1 میلی گرم در لیتر اعلام شده است.
جهت مطالعه بیشتر:
با مراجعه به لینک عناوین "مقایسه پنج فیلتر تصفیه آب" و "آب تهران تصفیـه خانگی نمیخواهـد" (مربوط به هفته نامه سلامت) می توانید اطلاعات بیشتری در این زمینه کسب نمایید.
ادامه دارد
منابع مورد استفاده:
1-کتاب نگرشی بر جوانب بهداشتی آب- شرکت آب و فاضلاب خوزستان
2-مقاله "بررسی کیفیت شیمیایی آب ورودی و خروجی دستگاه های آب شیرین کن شهر کاشان"- مجله علمی پژوهشی فیض(دوره چهارم-شماره2)
3-ویژگی های فیزیکی و شیمیایی آب آشامیدنی(استاندارد شماره 1053) - مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران
4-ماهنامه دنیای تغذیه - شماره 110- صفحه کلینیک تغذیه
دانلود فایل PDF مطلب منتشر شده در نشریه
همایون سلحشور فرد -وبلاگ درباره سلامتی
http://salamat82.parsiblog.com/Posts/11/
چهارشنبه 22/9/1391 - 19:27
اخلاق
پس از بازی فوتبال بین ایران و کره جنوبی، عکسی از تماشاگران کره ای در سایت های خبری آمده بود که نشان می داد آن ها علی رغم شکست تیمشان، پس از مسابقه کیسه به دست مشغول جمع آوری زباله هایشان بودند.
در اینجا قصد دارم ضمن نشان دادن این عکس، توجه شما را به برخی کامنت های ذیل آن نیز جلب کنم که یکی از مهمترین این کامنت ها عبارتی بود که به عنوان تیتر این یادداشت برگزیدم.
بارزترین کامنت های دیگر نیز عبارت از این بود که "جای تعجب دارد که این همه تعریف از رفتار انها میکنیم اما 1400 سال است که به حدیث پیامبرمان توجهی نداریم. النظافه من الایمان"
مقام معظم رهبری در سفر اخیرشان به استان خراسان رضوی اشاره به سبک زندگی داشتند. حالا ببینیم سبک زندگی بزرگان ما در این زمینه چه بوده است. سال ها قبل پای منبر حجة الاسلام شیخ حسین انصاریان شنیدم که آیت اللّه بروجردی هر وقت میوه می خورد، ته مانده آن را به وسیله عبایش پنهان می کرد و در فرصت مناسب آن را به سطل زباله می ریخت و نمی گذاشت ته مانده میوه ها روی بشقاب بماند. از او در این باره سؤال کردند، ایشان در جواب گفت: "نمی خواهم ته مانده میوه هایی را که خوردم کسی ببیند چون اگر برای یک نفر دیدن این صحنه مشمئزکننده باشد و او را منزجر کند، من حق النّاس گردنم می آید و مدیون او می شوم"
مشاهده کامنت های ذیل این تصویر در خبرگزاری ها در ادامه مطلب...
همایون سلحشور فرد- وبلاگ درباره سلامتی
http://salamat82.parsiblog.com/Posts/9/
چهارشنبه 22/9/1391 - 19:20