• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 14
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 5068روز قبل
اخلاق

الله بندگان را آفریده است تا او را یاد کنند و آفریدگان را روزی می دهد تا شکر او را به جای آورند، اما بسیاری غیر او را پرستیدند و اغلب از غیر او تشکر نمودند، چون سرشت کفر ورزی، انکار، جفا و کفران نعمت بر نفس ها چیره است. بنابراین شوکه مشو اگر دیدی اینان خوبیت را ناسپاسی کردند، نیکی ات را پایمال نمودند و بخششت را فراموش کردند، بلکه فراتر از این شاید با تو دشمنی کنند و با منجنیق کینه ی پنهان به تو شلیک نمایند، فقط به خاطر این که به آنان نیکی کرده ای:

 

« و ما نقموا إلاّ أن أغناهم الله و رسوله من فضله» { توبه:74} «و به انتقام برنخواستند مگر (بعد از) این که الله و پیامبرش از فضل خود آنان را بی نیاز گردانیدند.»

 

پرونده دنیای کنونی را مطالعه کن، در فصل هایش داستان پدری را می خوانی که پسرش را تربیت کرده، غذا و پوشاک و نوشیدنی در اختیارش گذاشته، به او علم و ادب آموخته و شب ها بیدار مانده است تا بخوابد، گرسنگی کشیده تا سیر شود، خسته شده تا آسوده و راحت باشد، اما چون بر لب این بچه مو رویید و بازویش قوی و نیرومند گشت، برای پدرش در کوچک شمردن، بی احترامی، گناه، نافرمانی آشکار و آزار و اذیت بسان سگ هار شد.

 

آرام و آسوده باشند از آنان که کارنامه نیکی هایشان را انسان های واژگون فطرت و بی اراده نادیده انگاشته و ویران می کنند، زیرا ثوابشان نزد الله است که هرگز خزانه هایش خالی نمی شود و نیکی را فراموش نمی کند. این سخن زیبا تو را به ترک کار و خوبی نکردن به دیگران فرا نمی خواند، بلکه تو را برای انتظار انکار و ناسپاسی کار زیبا و نیکت آماده می سازد و ظرفیت تورا در زندگی بالا می برد. از این رو به خاطر کارهایی که انجام می دهند ناراحت و اندوهگین مباش.

 

کار خوب را فقط به خاطر الله انجام بده، چون به هرحال تو برنده هستی، از طرفی تحقیر و ناسپاسی و انکار اشخاص هیچ زیانی به تو نمی رساند و الله را شکر کن که تو نیکوکاری و او بدکار: ( الید العلیا خیر من الید السفلی) {حدیث} « دست بالا از دست پایین بهتر است.» «أنما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاءً و لا شکوراً» {انسان:9} «ما فقط به خاطر الله به شما غذا می دهیم، نه پاداشی از شما می خواهیم نه تشکری.»

 

بسیاری از خردمندان از طبیعت ناسپاسی ارازل و ناشکران شگفت زده شده اند، تو گویی این خردمندان این آیه ارزشمند را که سرکشی و تمرد چنین گروهی را بیان کرده نشنیده اند: «مرّ کأن لّم یدعنآ الی ضرٍّ مّسّه کذلک زیّن للمسرفین ما کانوا یعملون» {یونس:12} «چنان راه خود را در پیش می گیرد که انگار ما را برای دفع محنتی که به او رسیده، به فریاد نخوانده است، بدین سان کردار اسراف گران در نظرشان آراسته شده است.» از این که به یک احمق قلمی هدیه بدهی و او تو را با آن هجو کند، یا به یک تندخو عصایی بدهی تا به آن تکیه کرده و گوسفندانش را براند، اما او با آن عصا سرت را بشکند، تعجب نکن، چون این کار نزد این بشریت که خود را در کفن ناسپاسی در حق پروردگار بلند مرتبه مومیایی کرده یک اصل است، پس چه رسد به من و تو!

 

چهارشنبه 25/5/1391 - 15:17
عقاید و احکام

 

مسلمانان كتاب ها دینی دیگر ادیان را آتش نمی زنند
سید عبدالباعث قتالی امام جمعه اهل سنت و جماعت بندرعباس در خطبه نماز جمعه شهر بندرعباس گفت: توهین به قرآن كریم كه كتاب مقدس مسلمانان است با هر هدف و نیتی كه صورت گرفته باشد امری باطل بوده و نیك است از سوی همه مسلمانان محكوم شود. قرآن كتاب نور و هدایت است و خداوند به واسطه آن ما را به بهترین راه ها هدایت می كند و در همین كتاب آسمانی مسلمانان به احترام به پیروان دیگر ادیان خصوصا اهل كتاب یعنی مسیحیان و یهودیان دعوت شده اند و از تورات و انجیل به عنوان كلام خدا و كتاب آسمانی یاد شده است. همین دستور خداوند در قرآن است كه سبب شده مسلمانان كتاب های دینی دیگر ادیان را آتش نزنند.
خطیب جمعه اهل سنت بندرعباس گفت: آن چه در غرب و آمریكا اتفاق افتاد نمایانگر ضعف و عدم صداقت آن ها در رعایت حقوق بشر است، زیرا آزادی عقیده و احترام به حقوق دیگران از جمله اصول حقوق بشر می باشد، با این حال یك كشیش آمریكایی با طرح این ادعا كه قرآن كریم در روز یازده سپتامبر آتش می زند، اضطراب شدیدی را در قلب مسلمانان جهان ایجاد كرد و پس از این ادعای او سبب آتش زدن و هتك حرمت به قرآن توسط عده ای دیگر شد.
سید عبدالباعث قتالی گفت: حادثه یازده سپامبر مورد تایید مسلمانان نبوده و علما آن را محكوم نمودند و مسلمانان آمریكا در دادن خون به مجروحان این حادثه نهایت همكاری را داشتند و عموم مردم جهان از جمله مسلمانان و مردم آمریكا خواهان شناسایی عادلانه عوامل و ابعاد پنهان آن هستند. با توجه به این موضع گیری مسلمانان، مجازات كردن آن ها و توهین به كتاب مقدس آن ها ظلم بزرگی می باشد كه به بی اعتباری تمدن غرب و گسترش اسلام ستیزی آن ها ختم می شود
چهارشنبه 25/5/1391 - 15:13
رمضان

 

 

اعلام روز عید و محاسبه فلکی ماه

 

 

اعلام اول رمضان و روز عید (فطر) برای مسلمانان از اهمیت زیادی برخوردا است لذا برای تعیین این دو روز همواره اختلاف نظرهای فقهی وجود داشته است. امروزه در جهان اسلام دو دیگاه برای اعلام اول رمضان و روز عید وجود دارد. دیدگاه اول مبتنی بر رویت ماه است و مستند به حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) است که اعلام اول رمضان و روز عید را منوط به رویت هلال ماه اعلام می کندو درآن می فرماید: «صُومُوا لِرُؤْیَتِهِ وَأَفْطِرُوا لِرُؤْیَتِهِ، فَإِنْ غُبِّیَ عَلَیْكُمْ فَأَكْمِلُوا عِدَّةَ شَعْبَانَ ثَلَاثِینَ»(رواه بخاری)

(با دیدنش [هلال ماه رمضان] روزه بگیرید و با دیدنش [هلال ماه شوال] افطار کنید، پس اگر نتواستید رؤیت کنید، پس ماه شعبان را ۳۰ روز کامل کنید).

 

این دیدگاه در بسیاری از کشورهای اسلامی خصوصا کشورهای عربی و شبه قاره هند وشمال آفریقا رایج است. در مورد چگونگی رویت ماه نیز دو دیگاه وجود دارد. برخی آن ها اول ماه را تنها با رویت افراد عادل که ماه را شخصا دیده اند قبول دارند، و اما برخی دیگر رویت ماه را با چشم مسلح و ابزارهای روز مثل تلسکوپ جایز می دانند.

 

اما در مقابل این دیدگاه، دیدگاه فقهی جدیدی شکل گرفته که مبتنی بر عمل ریاضی و نجومی برای محاسبه فلکی ماه است. البته محاسبه فلکی ماه در قدیم نیز وجود داشته و بسیاری از دانشمندان و منجمان مسلمانان با محاسبه فلکی حرکت دقیق ماه و زمان تولد آن را مشخص می نمونده اند، اما درگذشته به دلیل کمبود امکانات خصوصا در زمینه اطلاع رسانی عملا امکان بهره وری از این دانش وجود نداشته است لذا در غالب ممالک اسلامی رویت ماه شیوه غالب برای اعلام اول رمضان و روز عید بوده است.

 

امروزه وجود این دو دیدگاه مهمترین عامل برای عدم یکسان سازی در اعلام اول رمضان و روز عید است. در دیدگاه اول حفظ ظاهر نص که همان رویت است ملاک می باشد و همینکه شاهدان عادل و معتمد بر رویت ماه گواهی دهند مسئولیت از گردن دیگران ساقط است و می توان اول ماه قمری را اعلام کرد. اما در دیدگاه دوم که مبتنی بر دانش ریاضی و نجوم است مهمتر از رویت، تولد و وجود ماه است زیرا رویت خصوصا با چشم غیر مسلح در هر شرایطی با شك و ظن همراه است، اما دانش با یقین همراه است ، لذا ممکن است رویت با خطا توام باشد . آن چه كه مهم است تولد حقیقی و عملی ماه است و این تولد جز با محاسبه دقیق علمی ممکن نیست.

 

مسلمانانی که در اروپا و ترکیه زندگی می کنند معمولا از دیدگاه دوم پیروی می کنند و اخیرا هیئت فتوای اهل سنت جنوب ایران نیز با در پیش گرفتن روش دوم یعنی روش محاسبه نجومی به اعلام اول ماه رمضان و روز عید می پردازد.

 

مسلمانانی که از محاسبه علمی و ریاضی برای اعلام ماه استفاده می کنند معتقدند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) روش های دیگر را برای اعلام اول و آخر ماه منع نکرده است، بلکه طبق سخنان پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) چون اعراب (اهل حجاز) مردمی امی و بی سواد بودند از روش رویت باید استفاده می کردند. پس هنگامی که دانش پیشرفت نمود ما باید از پیشرفت دانش برای افزایش دقت در مسایل دینی خود استفاده کنیم.  خصوصا مسائلی که مثل نماز عبادی صرف نیستند بلکه ارتباط انسان با این بر می گردند.امروزه با امكانات پیشرفته علمی حركات ماه و خورشید حتی با ثانیه قابل محاسبه است و از چند سال قبل می توان خسوف و كسوف را تعیین كرد. در این شرایط تعیین حركت ماه و شروع ماه جدید امری چندان مشكل نیست.پس نباید این دقت علمی را برای حركت ماه فدای روش هایی كرد كه با شك و تردید همراه است و اثبات آن نیز از نظر علمی ممكن نیست. در دیدگاه محاسبه برای اعلام ماه ، رویت ماه با چشم غیر مسلح ممکن است با خطای چشم همراه باشد و عواملی چون غبار آلود بودن هوا و تطابق اتفاقی ظهور برخی از سیاره ها مثل زحیل با اول ماه سبب اشتباه بیننده می شود و ممکن است بیننده برخی دیگر از سیاره ها را به جای ماه اشتباه بگیرد، حال این که در عالم واقع هنوز ماه متولد نشده ولی فرد بیننده واقعا شیء ایی را به جای ماه دیده است و گمان می کند ماه است و حاضر است بخاطر گمان خود گواهی دهد.

 

در دیدگاه محاسبه ، برای تولد ماه و شروع ماه جدید شرط مقارنه ومکث لازم است .یعنی ماه هنگامی در حالت مقارنه در مقابل خورشید قرار می گیرد باید مدتی مکث کند، به طوری که مکث ماه تا بعد از غروب خورشید ادامه داشته باشد. تنها در این صورت است که یک ماه قمری تمام می شود و ماه جدید آغاز می شود. حتی اگر ماه قبل از غروب خورشیدلحظه ای ظهور كند اما قبل از غروب خورشید دوباره غایب شود و مکث اتفاق نیفتد، عملا ماه کامل متولد نشده است و از نظر شرعی به معنای آغاز ماه جدید سال نیست.

 

در خصوص مدت مکث نیز اختلاف نظر وجود دارد، اما دیدگاه غالب آن است که مکث هر چقدر هم که کم باشد معتبر است و به معنای تولد ماه می باشد به این شرط که تا غروب خورشید ادامه یابد و پس از آن وجود داشته باشد.

 

آن چه که می توان از نظریات فقهی این دو دیدگاه نتیجه گرفته اینست که هر یک از این د دیدگاه مبتنی بر برداشتی از حدیث پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) هستند و چون مبتنی بر رأی اجتهاد علما مناطق مختلف می باشند در جای خود صحیح و قابل احترام هستند. لذا بر مسلمانان لازم است حتی در صورت وجود اختلاف در خصوص اعلام اول و پایان ماه رمضان میان علماء مناطق مختلف اسلامی ، به نظرات هر دو دیدگاه احترام گذاشته و از هر گونه مناقشه در این خصوص خود داری کنند. 



چهارشنبه 25/5/1391 - 15:11
امر به معروف و نهی از منکر

 

گناهان عامل نابودی ملت ها (قسمت اول)

 

آیا می خواهید كه خداوند وضعیت كنونی ما را تغییر دهد؟ اگر می خواهید باید دست از انجام گناهان بردارید. می دانم كه هیچ كس بدون خطا و گناه نیست؛ پس بیایید همگی با عزمی راسخ و جدی از گناهان توبه كنیم، چرا كه اصرار بر گناهان و تكرار آن ها خود گناهی بزرگ است؛ پس برخیزید، رو به سوی خدا آورده و با پشیمانی بر آن چه كه از دست داده ایم، به درگاهش تضرع كنیم و به سوی او تعالی توبه كرده و از او بخواهیم كه ما و تمامی مسلمانان را یاری كند.

 

اگر بپرسید: آیا اكنون توبه ما را قبول می كند؟! در جواب می گویم: آری، چرا كه او نسبت به بندگانش مهربانترین مهربانان است.

 

براداران! اطمینان داشته باشید كه مصیبت ها و مشكلات فقط ناشی از گناهكاری است و فقط توبه است كه می تواند آن مصیبت ها را از بین ببرد این همان چیزی است كه سیدنا علی بن ابی طالب (رضی الله عنه) می فرماید: «هیچ بلایی نیست، مگرآن كه بر اثر گناه نازل می شود و رفع آن فقط با توبه است.» در واقع ما اكنون در وضعیت بسیار خطرناكی هستیم.

 

جوانی صراحتا به من گفت: می ترسم كه بلا های موجود در سرزمین های اسلامی به سبب گناهان من باشد. چرا كه من كاملا به گناهكاری خود معترفم. به خدا سوگند هیچ گاه انتظار چنین اعتراف صریحی را نداشتم و در زمانی كه این چنین شروع كرده و معنی سخن را این گونه درك كنیم، حتما حقایق موجود در ذهنمان انشاالله تغییر خواهد كرد.

 

عزیزان! آیا به این حقیقت پی برده اید كه سبب نابودی ملت های پیش از اسلام فقط گناهان بوده است؟

 

چه چیزی سبب اخراج آدم (علیه السلام) از بهشت گردید؟ سبب لعن و نفرین شیطان از رحمت خدا چه بود؟ عامل غرق شدن و هلاك قوم نوح (علیه السلام) چه بود؟ خداوند درباره ی آن قوم می فرماید: «آن گاه درهای آسمان را به آبی سیل آسا گشودیم، و از زمین چشمه هایی برشكافتیم، پس آب (بسیار) برای كاری كه مقدر بود به هم برآمد.» (سوره قمر آیه 11 و 12)

 

آیا می دانید چه چیزی باعث غرق شدن فرعون و لشكریانش شد؟ خداوند درباره ی آن حادثه می فرماید: «آن گاه او و سپاهیانش را فرو گرفتیم و آنان را به دریا رها كردیم، پس بنگر كه سرانجام ستمگاران چگونه بوده است.» (سوره قصص آیه 40)

 

آیا می دانید بر سر قوم لوط (علیه السلام) چه آمد؟ سیدنا جبرئیل (علیه السلام) سرزمین آن ها را به حدی بلند كرد كه فرشتگان صدای زوزه ی سگ های آن ها را شنیدند و سپس آن را واژگون ساخت.

 

خداوند درباره ی این واقعه می فرماید: «و آن را زیر و رو كردیم و بر آن سنگ پاره هایی از سنگ گِل فرو باریدیم.» (سوره حجر آیه 74)

 

آیا می دانید كه چرا این گونه دچار عذاب الهی شدند؟ و آیا می دانید قوم «عاد» وشهرشان كه نمونه ی آن در هیچ سرزمینی نبود، چه چیزی نابود كرد؟

 

خداوند متعال می فرماید: «پس بر آنان تندبادی فرستادیم و سپاهیانی كه آن ها را نمی دیدند، و خداوند به هر چه كه انجام می دهید بیناست.» (سوره احزاب آیه 9)

 

سبب تمامی این مصیبت ها و نابودی این افراد و ملل، فقط و فقط معصیت و گناه بوده است. می بینید كه گناه چه برسر آن ها آورده است؟ قوم بنی اسرائیل را بنگرید كه چگونه خداوند درباره ی آن ها سخن می گوید: «و چون (هنگام كیفر) وعده ی نخستین از دو وعده شان فرا رسید، بر شما كسانی از بندگان خود را كه رزم آورانی سهمگین اند، برگماریم كه اندرون خانه ها را جستجو كنند؛ و آن، وعده ای تحقّق یافتنی است.» (سوره اسراء آیه 5)

 

عزیزان آیا می دانید علت اصلی مشكلات، كه ما آن را درك كرده و مورد بررسی دقیق قرارداده ایم چیست؟ در جواب باید گفت: گناهان و نافرمانی های امروز و دیروز ما و گناهان امت های اسلامی ما در صد سال اخیر، ریشه و علت اصلی مشكلات و گرفتاری های ماست، پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید: «هرگاه در میان امتی گناهان به صورت آشكار انجام شوند (و دیگران نهی از منكر را انجام ندهند) خداوند همگی آنان را (با هم) دچار عذاب خواهد كرد.» (مسند امام احمد:6/303)

 

باید به دقت این حدیث را مد نظر قرار دهیم، چرا كه این حقیقتی غیر قابل انكار است. آری خواننده گرامی! باید كاملا آگاه باشید كه گناه نابود كننده ی ملت هاست.

 

زمانی كه مسلمانان «رومیان» را از قبرس اخراج كرده و پیروزمندانه وارد آن جزیره شدند و با خوشحالی این پیروزی را به هم دیگر تبریك می گفتند یكی از اصحاب بزرگوار پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به نام ابودرداء (رضی الله عنه) مشغول گریه كردن بود، وقتی از او علت آن را پرسیدند جواب داد «برای امتی گریه می كنم كه از دستورات خداوند سرپیچی كنند و خداوند آن ها را از بین ببرد (یعنی روزی كه مسلمانان دچار گناه شده و از بین بروند.»

 

آیا این قانون را درك كرده ایم؟ خداوند به واسطه گناه، امت ها را نابود می كند، اما خداوند ما را دوست دارد، خداوند این امت را بسیار دوست دارد و به همین دلیل است كه می خواهد با مصائب و مشكلات، ما را آگاه نموده و به تحرك وا دارد.

 

چهارشنبه 25/5/1391 - 15:8
فلسفه و عرفان

 

انگیزه های سیاسی قیام حضرت علی (رضی الله عنه)
حضرت علی (رضی الله عنه) شخصیت مورد احترام شیعیان و اهل سنت است، اما هر یك تفسیر خاص خود را از شخصیت و مسولیت آن دارند. اهل تشیع امام علی (رضی الله عنه) را جانشین بر حق پیامبر (صلی الله علیه وسلم) می دانند كه این حق یعنی حق امامت و خلافت از جانب خداوند به او محول شده است، لذا در نظر آن ها هر گونه مخالفتی در مقابل او از جانب صحابه برای امر امامت و خلافت مسلمین و سپردن خلافت به شورا تعطیلی حكم خداوند بوده است.
بر همین مبنا پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) شورا نباید نقشی در انتخاب خلیفه داشته باشد، زیرا امر خلافت و امامت آسمانی بوده و از جانب خداوند به پیامبرش (صلی الله علیه وسلم) ابلاغ شده است. هر چند كه این تفسیر در نوع خود قابل احترام است، اما از این جا كه در قرآن كه فصل مشترك تمامی مسلمانان از مذاهب مختلف است، با صراحت به این موضوع اشاره نشده است این مساله مثل هر مساله ی دیگری قابل بررسی و نقد است. یك بررسی اولیه از گفتمان سیاسی غالب بر قرن اول هجری حتی در میان شیعیان و كلام حضرت علی (رضی الله عنه) و فرزندانش نشان می دهد كه مباحثی چون عصمت و امامت به مفهوم امروزی آن هرگز در میان آن ها مطرح نبوده است. اگر از نهج البلاغه كه كلام حضرت علی (رضی الله عنه) بگذریم و این كه در این كتاب هیچ اشاره ای به غدیر خم، عصمت، غصب فدك و... كه امروزه مورد مناقشه مسلمین است نشده است، در سایر امور دیدگاه و توصیه های حضرت علی (رضی الله عنه) را منطبق با گفتمان سیاسی حاكم بر جامعه اسلامی آن روز مسلمین و هم سو با عمل كرد صحابه و خلفای راشدین می بینیم. نامه ها واستدلال های حضرت علی (رضی الله عنه) برای دوستان و دشمنانش خصوصا در زمان خلافتش بهترین گواه این ادعاست. حضرت علی (رضی الله عنه) در نامه 6 نهج البلاغه خطاب به معاویه در مورد اصالت خلافت خود می نویسد: «مردمی كه با ابوبكر و عمر و عثمان بیعت كردند همه بیعت مرا پذیرفتند. پس كسی كه حاضر بوده حق گزینش دیگری ندارد و هر كه غایب بوده نتواند تصمیم عمومی را نقص نماید. شورا از آن مهاجران و انصار است پس اگر گرد كسی آمدند و او را امام كردند، خشنودی خدا را خریدند و اگر كسی نپذیرفت با او پیكار كنند.»
فقط همین یك نامه از حضرت علی (رضی الله عنه) كه در نهج البلاغه آمده است برای اثبات اعتقاد سیاسی حضرت علی (رضی الله عنه) كافی است زیرا نكاتی كه از آن بر می آید با اعتقادات شورایی حاكم در زمان خلفای راشدی هم خوانی دارد و از آن جا كه حضرت علی (رضی الله عنه) این نامه را در زمان خلافتش به معاویه (رضی الله عنه) نوشته است، پس نمی توان گفت حضرت علی (رضی الله عنه) در زمان ضعف و برای حفظ مصلحت جان خود یا امت اسلامی تقیه كرده است. نكات این نامه عبارتند از:
 1. بیعت با حضرت علی (رضی الله عنه) در امتداد بیعت با خلفای قبلی است و چون كار مردمی كه با خلفای قبلی بیعت كرده اند درست بوده است، پس كار همان مردم در بیعت با حضرت علی (رضی الله عنه) درست است.
2. كسی كه به هر دلیلی «چه موجه چه غیر موجه» در بیعت حاضر نبوده حق اعتراض ندارد.
3. صلاحیت انتخاب با مهاجرین وانصار است. پس خلافت امر زمینی و شورایی است و از جانب خدا ابلاغ شده است.
4. نتیجه شورای مهاجرین و انصار باعث خشنودی خداوند است.
5. اگر كسی نتیجه شورا را نپذیرفت باید با او پیكار كرد و جنگید.
متاسفانه برخی از مفسرین كه عادت به نادیده گرفتن اصل و متن و اتكای به حاشیه ها دارند و همواره با تفسیر و تاویل شخصی هدف اصلی سخنان بزرگان را تحریف می كنند در توجیه این نامه حضرت علی (رضی الله عنه) می نویسند: چون معاویه (رضی الله عنه) امامت و ولایت انتصابی حضرت علی (رضی الله عنه) را قبول نداشت، حضرت علی (رضی الله عنه) به ناچار به مشروعیت خلفای قبلی متوسل شد تا معاویه (رضی الله عنه) خلافت او را بپذیرد! این استدلالی است ضعیف، زیرا حضرت علی (رضی الله عنه) پیرو سنت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) است و اگر حكمی از جانب خداوند به او محول شده بود یك لحظه هم نباید در این خصوص درنگ می كرد و همواره باید به حكم خداوند استدلال می كرد نه حاكمیت غیر شرعی خلفای قبلی! در نامه های پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به سران كشورها و حتی امپراتوری ایران و روم و سایر قبایل، ایشان خود را رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) و پیامبر معرفی كرده اند و با این استدلال که امپراتور ایران یا روم او را نمی پذیرند یا مسلمانان را مسخره می كنند یا ممكن است به سرزمین آن ها حمله كنند از روی مصلحت از مسولیت آسمانی خود عدول نكرده است. در هیچ یك از نامه های پیامبر (صلی الله علیه وسلم) از روی مصلحت و امید به جلب قلب پادشاهان خود را پادشاه یا حاكم اعراب نخوانده است بلكه تنها به مسولیت پیامبری خود اشاره كرده است. ولو این كه این مسولیت برای برخی از حكام و پادشاهان قابل درك نباشد یا پادشاهی مثل خسرو پرویز نامه او را پاره كند. از طرفی وقتی كه حضرت علی (رضی الله عنه) در اوج قدرت به دفاع از مقام خلافت و امامت انتصابی خود برنمی خیزد و در نامه ی خود به آن اشاره نمی كند، چه مسولیتی متوجه نسل های بعدی می شود كه بر اساس نیات قلبی و درونی او كه بر ما پوشیده است به دفاع از این مقام برخیزند؟ البته دیدگاه سیاسی حضرت علی (رضی الله عنه) و انگیزه های قیام او محدود به این نامه نیست. حضرت علی (رضی الله عنه) در خطبه ها و نامه های مختلف بیان می كند كه مسولیت او اصلاح امور و باز گرداندن خلافت به شورا مسلمین است. او در ابتدا خود را از خطا و لغزش به دور نمی داند و می فرماید: «مبادا از گفتن حرف حق و مشورت به عدل ( نسبت به من) امتناع كنید و خود را كنار بكشید، چرا كه من به نظرخودم بالاتر از آن نیستم كه خطا نكنم، نه در كار خویش از خطا ایمن هستم و مگر آن كه خدا مرا كفایت كند كه او از من به خودم مالک تر است.» (نهج البلاغه / خطبه207)
می بینیم كه حضرت علی (رضی الله عنه) خود را معصوم نمی داند و خود را از نصیحت مردم بی نیاز نمی خواند و این امر با دیدگاهی كه حضرت علی (رضی الله عنه) را عالم به امور غیب از خلقت تا قیامت می داند و او را از نظرات و نصیحت مردم بی نیاز می پندارد و حتی معتقد به دخالت حضرت علی (رضی الله عنه) در امور جهان و تعیین سرنوشت افراد است در تضاد می باشد.
حضرت علی (رضی الله عنه) جانشین بعد از خود تعیین نكرده و كسی را به بیعت به او فرا نمی خواند، مروج الذهب مسعودی می نویسد: حضرت علی (رضی الله عنه) بعد از ضربت خوردن در جواب این پرسش كه بعد از شما با حسن (رضی الله عنه) بیعت كنیم یا خیر می فرماید: «این كار را نه به شما امر و نه نهی می كند، خودتان می دانید.» برخی از تواریخ دیگر مثل طبری نیز به این عبارت حضرت علی (رضی الله عنه) اشاره كرده اند. نامه های حضرت علی (رضی الله عنه) به معاویه (رضی الله عنه) با استدلال بازگرداندن خلافت به شورای مسلمین و پذیرش نتایج آن است. در یكی از این نامه ها حضرت علی (رضی الله عنه) می نویسد: «مردم تنها از مهاجرین و انصار تبعیت می كنند و این ها نمایندگان مسلمانان در امر ولایت و دینشان هستند.» (بحار الانوار مجلسی، ج 8)
استدلال خلافت و حكومت بر مردم از دیدگاه حضرت علی (رضی الله عنه) بر مبنای صلاحیت افراد بوده است، نه انتصاب آن ها از جانب خداوند و در مورد خلافت خود می گوید: «مردم! سزاوارتر به خلافت كسی است كه بدان تواناتر باشد و در آن به فرمان خدا داناتر» (نهج البلاغه / خطبه172)
عمار یاسر در هنگام بیعت گرفتن از مردم برای خلافت حضرت علی (رضی الله عنه) از قول ایشان به مردم گفت: «ما بر اساس اطاعت خدا و رسول او بیعت می كنیم و اگر وفا نكردیم حق اطاعتی بر شما نداریم و بیعتی بر گردن شما نیست. تنها قران امام ما و امام شماست.» (بحار الانوار مجلسی / جلد8)
بر اساس همین بوده است که هیچ یك از فرزندان حضرت علی (رضی الله عنه) برای خود جانشینی تعیین نكرده و امر خلافت را به دیگری واگذار نكردند و آن را حق امت اسلامی دانسته اند. حضرت حسن (رضی الله عنه) در اعتراض به روش معاویه (رضی الله عنه) در كنار زدن نظام شورایی و روی كار آوردن نظام انتصابی و ولیعهدی می گوید: «معاویه (رضی الله عنه) حق ندارد برای بعد از خود هیچ كس را ولیعهد و (جانشین) كند، بلكه بعد از او كار در دست شورای مسلمین است.» (بحار الانوار مجلسی / جلد 10و مناقب  ابن شهر آشوب ج 4)
در سخنان حضرت علی (رضی الله عنه) فرزندانش خصوصا امام حسن (رضی الله عنه) و امام حسین (رضی الله عنه) تاكید بر شورای مسلمین به عنوان تنها راه انتخاب خلیفه عادل و بر حق برای امت موج می زند و آن ها چه در آشكارا و چه پنهانی به امر انتصابی خلافت اشاره نكرده اند و حتی یک نامه موثق از آن ها در این خصوص ثبت نشده است.
مسایلی كه امروزه به عنوان خلافت انتصابی، عصمت، فدك، شهادت دختر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) و... مطرح است تا قرن چهارم هجری مورد توجه مورخین چه سنی و چه شیعه نبوده است. بلكه این دیدگاه ها و سخنانی كه در این موارد به حضرت علی (رضی الله عنه) منسوب هستند، در آثار مورخین قرن چهارم هجری به بعد ثبت شده است. طرح چنین مطالبی در تضاد شدید با سخنان و دیدگاه های حضرت علی (رضی الله عنه) در كتب و تواریج سنی و شیعه تا قرن چهارم هجری دارد، تا آن جاكه جمع این دو (در کتاب های تاریخی قبل و بعد قرن چهارم) دیدگاه های حضرت علی (رضی الله عنه) با تضادهای آشکار در امر خلافت و امامت مواجه می كند. این امر نشان دهنده ی این واقعیت است كه مورخین اولیه كه آلوده به دسته های سیاسی و فرقه ای نبوده اند، سخنان ائمه را با اصالت بیشتری ثبت كرده اند، ولی مورخین بعدی به دلایل مختلف از جمله دسته بندی های مذهبی و سیاسی حاكم، متاثر از تفسیر های شخصی و افراد متعصب مذهب خود سخنانی را به ائمه نسبت داده اند كه این سخنان نه فقط با قرآن و سنت بلكه حتی با سخنان خود ائمه در زمان خودشان تضاد آشكار دارد.
چهارشنبه 25/5/1391 - 15:5
عقاید و احکام

 


وقتى روح از احساس بندگى و خضوع در برابر بنده اى از بندگان خدا آزاد شد و پر از ادراک به این مطلب شد که او به خداوند مرتبط است، دیگر در برابر حس ترس در مورد زندگى و روزى و مقام و... متأثر و ناراحت نمى شود و هرگز به زانو درنمى آید. 

این حس پلیدى است که از توجه فرد به خود، پیدا مى شود و گاهى او را به پذیرش مذلت و دست کشیدن از عزت و بسیارى از حقوق خود مى کشاند. 

اسلام از شدت علاقه اى که به تحقق عزت نفس و بزرگ منشى مردم دارد و مى خواهد حق دوستى و عدالت پرورى را در روحیه آنان گسترش دهد و بدین وسیله علاوه بر قانون، ضامن عدالت اجتماعى عام و متعادل باشد، عنایت مخصوصى به مقاومت در برابر حس ترس بر زندگى وروزى و مقام دارد. 

اسلام مکرراً تلقین مى کند که زندگى به دست خداست و هیچ مخلوقى نمى تواند یک ساعت و یا کمتر از آن، از حیات دیگرى کم کند.

 

بلکه حتى قدرت ندارد یک نفس از نفسهاى او را قطع نماید، چنان که خود بنده نیز نمى تواند مختصر خدشه و زیانى به حیات خود برساند :

( هیچ کس جز به  اذن خدا نخواهد مرد، که این سرنوشتى زماندار است )  « آل عمران 145»

( بگو جز آنچه خدا برایمان مقرر کرده نخواهد رسید، اوست مولاى ما ) «  توبه 15 »

( هر امتى را مدتى است و چون مدتشان به سر رسد نه ساعتى پس آیند و نه جلو )   « یونس 49 »

بنابراین نه ترسى است و نه ترسنده اى! و زندگى و سود و زیان تنها به دست خداست : 

( بگو آیا غیرخدایى را که خالق زمین و آسمانهاست مولاى خود قرار . دهم و او مى خوراند و خورانده نشود) « انعام 14 »

( خداوند روزى را براى هر که خواهد گشایش دهد و یا تنگ گیرد ) « رعد 26 »

چه بسیار جانورانى که روزى خویش متحمل نتوانند شد، خدا آنها و شما را روزی می دهد ) « عنگبوت 60 »

( بگو شما را از آسمان و زمین روزى مى دهد چه کسى مالک گوش و چشمها است؟ چه کسى زنده را از مرده و مرده را از زنده پدید مى آورد و تدبیر امور . مى کند؟ بزودى خواهند گفت خدا )« یونس 31 »

( اى مردم نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آیا جز خدا خالقى هست که شما را از آسمان و زمین روزى دهد؟ خدایى جز اونیست، پس کجا مى روید ) « فاطر 3 »

( فرزندان خود را از بیم فقرنکشید، ما شما وآنان را روزى خواهیم داد ) « انعام 151 »

( و اگر از فقر مى ترسید بزودى خدا شما را از فضل خود اگر بخواهد بى نیاز می سازد ) « توبه 28 »

قرآن چنین مقرر مى دارد که ترس از فقر یکى از الهامات شیطانى است که روح  را ضعیف نموده، از اطمینان در راه خدا و خیرات باز مى دارد : 

(  شیطان به شما وعده فقر مى دهد و شما را به فحشا امر مى نماید و خداوند به شما وعده آمرزش و نعمت مى دهد و خدا گشایش دهنده و داناست ) « بقره 268 »

بنابراین ممکن نیست که طلب روزى، مردم را ذلیل کند زیرا روزى آنان به دست خداست  و فقط هم به دست خداست هیچ یک از این بندگان ضعیف او قدرت ندارند که روزى انسانى را قطع نمایند یا او را در مضیقه اندازند.  

 

البته این گفته، اسباب و وسایل ظاهرى را نفى نمى کند بلکه از این جهت که همه اسباب و عوامل را تحت قهاریت اراده اى برتر مى داند و راه رزق و زندگى و غیره را منحصر به راه معینى نمى داند تقویتى براى قلب و تشجیعى درونى است که باعث مى شود شخص محتاجى که به دنبال روزى است در مقابل کسى که گمان  مى رود روزیش به دست اوست با تمام قدرت و شجاعت ظاهر شود و حس ترس، او را از مطالبه حق خود و از حفظ عزت نفس باز نمى دارد و حاضر نمى شود که به خاطر حفظ روزى خود از روى ترس، اجرت واقعى خود و در نتیجه عزت نفس خود را از دست بدهد. 

و به همین ترتیب باید مبانى و خطابات قرآن و اسلام را درک کنیم. این همان فهمى است که با روش فکرى اسلام درخطابات و قوانینش سازش دارد.

ترس برجاه و مقام نیز مساوى با ترس از مرگ، فقر و تنگدستى است و اسلام اصرار دارد که بشر را از این ترس نیز آزاد نماید. هیچ مخلوقى در این باره نسبت به دیگرى اختیارى ندارد :

( بگو اى خداى صاحب ملک، به هر که خواهى ملک مى دهى و از هر که خواهى مى ستانى و هر که را خواهى عزت مى دهى و هر که را خواهى ذلیل مى گردانى تو بر هر چیز قدرت دارى ) « آل عمران 26 »

( بگو اگر مى دانید چه کسى است که فرمانروایى همه چیز به دست اوست و او پناه مى دهد و بر ضد او پناهى داده نمى شود؟ بزودى خواهد گفت: خدا. بگو پس فریب کجا را مى خورید) « مومنون 88 و 89 »

(اگر خدا شما را یارى کند هیچ کس بر شما چیره شدنى نیست و اگر شما را به ؟ حال خود واگذارد کیست که پس از وى شما را نصرت دهد ) « آل عمران 160 »

( هر که عزت خواهد بداند که عزت یکسره از آن خداست (فاطر10 »

( عزت یکسره از آن خدا و رسول او و مؤمنین است ) « منتفقون 8 »

پس از این جهت هم ترسى نیست. قدرت تنها از آن خدا و عزت یکسره از اوست . 

( اوست مقتدر و بالادست بندگان خویش و با حکمت و اطلاع است )  «حجرات 13 »

چهارشنبه 25/5/1391 - 15:0
آموزش و تحقيقات

 

 

آیا ما هرمزگانی ها تا کنون به همه نقاط استان خود سفر کرده ایم و با جای جای آن آشنا هستیم؟ آیا موقعیت جغرافیایی و خوی و خلق و فرهنگ مردم نواحی مختلف استان را از نزدیک دیده ایم؟ چه تفاوت هایی بین نقاط دور و نزدیک استان مشاهده می نماییم؟ شاید پاسخ گروه زیادی از هرمزگانی ها به سوالات مطرح شده منفی باشد که این خود جای سوال دارد و جالب این که به طور مثال عده زیادی از همشهریان عزیز بندری در رده سن های مختلف نوجوان، جوان و میانسال و پیر جزیره هرمز را که در مجاورت بندرعباس و در فاصله کوتاه بیست کیلومتری قرار دارد از نزدیک ندیده اند که این خود به یقین تعجب فراوان را به همراه دارد چون بسیاری از گروه های سنی که به آنها اشاره نمودیم ممکن است تا به حال سفرهای متعددی به مالزی، تایلند، امارات و ترکیه و دیگر نقاط خارج از کشور داشته اند. در حالی که بسیاری از نقاط مختلف استان برایشان ناشناخته مانده است و در عجبیم علت را در کجا جستجو نماییم.

 

از بندرجاسک در آخرین نقطه شرق استان گرفته تا پارسیان که در منتهی الیه غرب استان قرار دارد چیزهای زیادی برای گفتن وجود دارد که متاسفانه تا کنون به آن پرداخته نشده است. به راستی علت را در کجا جستجو کنیم؟ در جهان کنونی وسایل ارتباط جمعی و رسانه های گروهی از جمله روزنامه و رادیو و تلویزیون وظیفه و مسئولیت اصلی را در جهت آگاهی و معرفی و شناسایی نقاط مختلف به عهده دارند و علی رغم حضور ده ها رسانه مکتوب و رادیو و تلویزیون در استان هرمزگان به قول معروف تا کنون حق مطلب به طور کامل ادا نشده است که این امر گله فراوان را به همراه دارد. ناگفته نماند گاهی برخی از نشریات محلی در مناسبت هایی مطالبی کوتاه در مورد بعضی از نقاط استان به مخاطب و خواننده خود عرضه می دارند که این خود جای تشکر و قدردانی است. در نمایشگاه کتابی که اخیراً در بندرعباس تشکیل یافته بود غرفه کوچکی به استان میزبان اختصاص داشت اما متاسفانه پربار نبود و رونق چندانی نیز نداشت که حکایت از عدم علاقه و ذوق کتابخوانی در قشرهای زیادی از افراد جامعه ما می باشد که این امر جای تاسف فراوان است.

 

در این میان به نکته ای نیز می توان اشاره نمود که در بی علاقگی و خرید کتاب و کتابخوانی دخالت مستقیم و نقش مهمی را به عهده دارد و آن بالا بودن قیمت اکثر کتابهاست که برای گروه کثیری از مردم جامعه به خصوص دانشجویان بار مالی زیادی را به همراه دارد که در این خصوص همت متولیان امر را می طلبد تا برای پایین آوردن قیمت کتاب چاره ای مناسب اندیشید تا کتابخوانی رونق در خور اهمیت خود را به دست آورد.

 

در این مقوله نکته ای قابل ذکر است که در حال حاضر کتاب های مفید و ارزنده ای نیز به وسیله نویسندگان محترم و ارزشمند محلی در مورد نقاط مختلفی از استان به رشته تحریر درآمده است که دسترسی و خرید آنها گاه مشکل می باشد. بنابراین پیشنهاد می گردد محل و مکان و کتابفروشی خاصی به منظور معرفی و عرضه و فروش مجموعه کتاب هایی که در مورد تاریخ و جغرافیا و فرهنگ و اقتصاد منطقه هرمزگان نگاشته شده است اختصاص یابد.

 

حقیر خود شاهد است دانشجوی عزیزی از قشم در تهران و شیراز به دنبال کتابی می گشت که در زمینه هرمزگان برای تحقیق واحد درسی دانشگاهی خود به آن نیاز داشت. در معدود کتابخانه موجود در سطح استان نیز مجموعه تکمیلی از کتابهایی که به وسیله محققین و نویسندگان ارجمند محلی چاپ شده است وجود ندارد و در این راستا توجه اداره محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی را به این مهم جلب می نماید تا برای رفع نیاز به دسترسی کتابهایی در زمینه هرمزگان شناسی چاره ای اندیشیده شود. نکته قابل ذکر دیگری که در اینجا ذکر و توجه به آن ضروری به نظر می رسد تجلیل از نویسندگان نامی و با ارزش هرمزگان است چه آن گروه معدود از صاحبان قلم هرمزگانی که هم اکنون در قید حیات نیستند که آثار و نوشته ها و یاد و خاطره آنها زنده و پایدار است و چه آن عزیزان و نویسندگان و محققان ارزشمندی که هم اکنون زنده و عمر گرانمایه و پربارشان را مصروف شناساندن استان و جامعه فرهنگی آن می نمایند.

 

چند دهه به عقب بر می گردیم در گذشته نه چندان دور شاهد حضور دو نویسنده نامی و چیره دست در شرق و غرب هرمزگان عزیز بوده ایم که یاد آنها همچنان باقی است که هر هرمزگانی آنان را گرامی می دارد. در شرق استان مورخ توانا مرحوم سدیدالسلطنه کبابی از منطقه میناب است که با نوشتن و عرضه کتاب های تاریخی و تحقیقی خود در زمینه های مختلف هرمزگان شناسی به راستی معلم توانایی در شناخت و معرفی هرمزگان در دو قرن اخیر بوده است و در غرب استان با نام نویسنده توانا و نامی مطبوعات ایران مرحوم استاد عبدالرحمن فرامرزی برخاسته از روستای گچویه شهرستان بستک آشنایی داریم که سالیان دراز در مطبوعات ایران قلم فرسایی کرده اند که دولتمردان دوره پهلوی دوم همواره از قلم زنی و بیان مسایل و نابسامانی های آن دوره در هراس و تشویش و نگرانی به سر می بردند و اغلب اوقات اثر قلم استاد موجب بروز ناراحتی هایی بین استاد و صاحبان زر و زور آن روزگار می گردیده که این خود صداقت و وطن دوستی و شهامت در بیان مشکلات زمان وی را می رسانده است.

 

 به عصر حاضر نگاه می کنیم که نویسنده توانا استاد احمد حبیبی از منطقه بستک در غرب استان و استاد احمد سایبانی از منطقه فین در شمال استان با قلم شیوای خود و عرضه آثار نوشتنی حاصل این قلم زنی گام های مهمی را در شناخت هر چه بیشتر هرمزگان برداشته اند. در بندرلنگه، قشم، بندرخمیر، میناب و حاجی آباد و دیگر نقاط نیز نویسندگان پر تلاش و صاحب قلم دلسوزی نیز سراغ داریم که در عرصه معرفی محیط و منطقه خود تحقیقات جالب و پرارزش و مفیدی را انجام داده اند که به طور یقین این آثار به یادگار خواهد ماند و اگر در این جا نامی از آنان برده نمی شود وسواس از اینکه نام عزیزی از قلم افتد و این قدر ناشناسی خواهد بود. حضور کتب و آثار نوشته آنان معرف خوبی برایشان می باشد.

 

نکته قابل توجه اینکه در مسافرتها و دیدار از دیگر استانها و جاهای مختلف شاهد نامگذاری بسیاری از مناطق فرهنگی، مدارس، کتابخانه ها و خیابانها و دیگر اماکن موجود در آن محل به نام بزرگان و صاحبان فرهنگ و قلم محل هستیم که این امر متاسفانه در استان خودمان هرمزگان به آن چنان توجهی نشده و تجلیل از این عزیزان چندان به چشم نمی خورد و جا دارد در این میان به این مهم نیز پرداخته شود. اکنون که در جای جای استان و در نقاط دور و نزدیک شاهد وجود دانشگاه و یا دیگر موسسات آموزش عالی هستیم انتظار می رود استاد و دانشجویان علاقمند به میدان آیند و در زمینه های مختلف اقتصادی، صنعتی، کشاورزی، شیلات و فرهنگی و دیگر ظرفیت های استان تحقیقات لازم و ضروری را انجام دهند تا حاصل این تحقیقات بتواند در آینده مورد توجه و دقت قرار گرفته و برنامه ریزان و متولیان در جهت رشد و ترقی و شکوفایی و اعتلای استان از آن بهره کافی ببرند.

 

چهارشنبه 25/5/1391 - 14:58
ایرانگردی

 

موقعیت و تاریخچه
شهر رویدر از توابع بخش رویدر شهرستان بندر خمیر، با مختصات جغرافیایی 55 درجه و 25 دقیقه طول شرقی و 27 درجه و 28 دقیقه عرض شمالی، در 87 کیلومتری شمال غربی بندر خمیر و 140 کیلومتری بندر عباس واقع شده است.

شهر رویدر

رویدر از غرب به کوه شب، از جنوب به کوه رخ رویدر و از شمال شرقی به کوه گروه بنزی محدود می‌شود. این شهر از سطح دریا 830 متر ارتفاع دارد و آب و هوای آن در تابستان گرم و در بهار و زمستان مطبوع و معتدل است.رودخانه دایمی رویدر، از میان رویدر عبور می‌کند.
بنابر منابع محلی، رویدر در حدود 8 قرن قدمت دارد. زیارتگاه های سید حسن و ملک القدوس از قدمت کهن این شهر حکایت دارند.
مردم رویدر به زبان فارسی دری با گویش محلی معروف به لاری سخن می‌گویند و بیشتر آنان به دلیل رفت و آمد با مناطق عرب نشین به زبان عربی نیز تسلط دارند. آن ها مسلمان و اکثراً پیرو مذهب شافعی هستند، برخی نیز پیرو مذهب شیعه جعفری می باشند.
الگوی معیشت و سکونت
بر اساس نتایج سرشماری سال 1375،روستای رویدر در حدود 4720 نفر جمعیت داشته است که در سال 1385، به 8549 نفر افزیش یافته است.و اقدامات لازم برای شهر شدن رویدر انجام شد و اکنون مردم آن را به عنوان شهر رویدر می شناسند.
اقتصاد شهر رویدر، بر پایه فعالیت های زراعی، دامداری و باغداری استوار شده است. گروه کثیری از مردم در بخش خدمات و امور اداری فعالیت دارند. خرما، انبه، لیمو و سبزیجات مهم‌ترین محصولات زراعی اینجاست. انواع لبنیات مرغوب مانند شیر، دوغ، ماست، کره و روغن محلی به وفور در اینجا تولید می‌شود. تولید انواع صنایع دستی در رونق اقتصادی رویدر مؤثر است.
رویدر در محدوده ای پای کوهی استقرار یافته و بافت مسکونی متراکمی دارد.چندین محله در کوهپایه و مابقی در میان دشت استقرار دارند. رودخانه دایمی رویدر، رویدر را به دو بخش تقسیم نموده و راه دسترسی دو بخش اصلی از طریق پلی است که بر روی رودخانه احداث شده است.
مصالح به کار رفته در بافت سنتی مسکونی شامل خشت، گل، آجر، تنه و شاخه و برگ درختان نخل و درختان میوه می‌باشد. در ساخت خانه های جدید از مصالح نوین آجر،‌ سیمان و تیرآهن نیز استفاده شده است. معابر اصلی پهن و آسفالت است و بیشتر کوچه های فرعی آن باریک و پیچ در پیچ هستند.

شهر رویدر

 

شهر رویدر

جاذبه های گردشگری
رویدر بنا به شرایط مساعد اقلیمی، به بهترین مکان تفریحی منطقه به ویژه در فصل زمستان و بهار تبدیل شده است و هر ساله گردشگران بسیاری به آن مراجعه می‌کنند. از مهم‌ترین جاذبه‌های طبیعی آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.
دره چورستان که در سه کیلومتری رویدر واقع شده و چشم اندازی زیبا و دل انگیز دارد.
تنگه نباب که در امتداد دره چورستان و در 2 کیلومتری رویدر واقع شده، یکی از زیباترین گردشگاه‌های این منطقه گرمسیری به شمار می‌رود.
ارتفاعات رخ که همچون دیواری بلند، در حاشیه شهر واقع شده‌اند، چشم‌اندازهای شهر را غنا بخشیده‌اند. در ایام مختلف سال گردشگران و کوهنوردان بسیاری از مناطق مختلف کشور به اینجا مسافرت و به ارتفاعات رخ صعود می‌کنند.
 
ارتفاعات کوه شب از دیگر چشم‌اندازهای جالب توجه رویدر است.
غار تُرُد که در 5 کیلومتری واقع شده، بسیار جالب و مورد توجه کوهنوردان و غارنوردان است.
چشمه آب سرد انجیری و حواشی آن از تفرجگاه‌های سرسبز و جالب توجه رویدر است. آب این چشمه زلال و گوارا است.
قلعه برج، که قدمت آن به دوره قاجاری می‌رسد و دو زیارتگاه به نام‌های امام‌زاده سید حسن و ملک‌القدوس نیز از اماکن زیارتی است.
از مراسم ویژه مردم رویدر می‌توان به مراسم عید فطر، عید قربان، شب چله زمستان، شب چهارشنبه سوری، دعای باران و عروسی های محلی اشاره کرد.
برگزاری مراسم عزاداری در ایام محرم و صفر نیز توسط شیعیان رویدر مرسوم است.
بهره‌گیری از موسیقی محلی به ویژه شروه خوانی،‌ با سازهای نی، عود، سرنا،‌ دهل، قره‌نی، چنگ و جفتی یدر مراسم شادی و عروسی رایج است.
از رقص‌های محلی می‌توان به اسب پیرمرد و رقص دستمال بازی اشاره کرد.
مردم رویدر، به ویژه در شب‌های زمستان به دامان دشت و طبیعت روی می‌آورند و از آرامش دلپذیر آن بهره می‌گیرند. خانه‌های بسیاری نیز در تپه‌های اطراف ساخته شده که به عنوان محل اقامت شبانه استفاده می‌شود و وقف عام شده‌اند.
گلابتون دوزی، خوس دوزی، گلدوزی، حصیر بافی، زنبیل بافی، سون بافی و سفالگری، مهم‌ترین صنایع دستی رویدر به شمار می‌روند.
از سوغاتی‌های رویدر می‌توان به نان چورک، خرما چنگال، حصیر، زنبیل و دیگر صنایع دستی اشاره کرد
پوشاک اغلب زنان رویدری لباس‌های بندری است. زنان از عبای مشکی و یا چادر، برقع، پیراهن و شلوار بندری استفاده می‌کنند. مردان نیز از کت، شلوار، پیراهن و یا عباهای عربی استفاده می‌کنند.
از معروف‌ترین غذاهای گردشگرپسند اینجا می‌توان به بورَک، قلیه ماهی، کماچ، نان مهیاوه، شله، خورشت زنجبیل و نان محلی چورک اشاره کرد.
دسترسی: رویدر از طریق شمال غرب شهر بندر خمیر با جاده‌ای مناسب و آسفالت قابل دسترسی است.
مردم بخش رویدر اکثریت سنی شافعی مذهب هستند مدرسه علوم دینی سلطان علما رویدر در سال 1373 تاسیس شده است و طلبه های آن از روستاهای اطراف  و خود بخش رویدر هستند . و مدرسه علوم دینی خواهران با قدمت 12 سال در حال فعالیت  است انجمن سبز بانوان که با همت زنان رویدر تاسیس شده است قریب به 4 سال است که از فعال ترین کانون مذهبی رویدر به شمار می آید که شامل دو مهد کودک جلسات سخنرانی کلاس تجوید و تعلیم قرآن کلاس حدیث و فقه برای بانوان است. انجمن خیریه رویدر که فعالیت های چشم گیری در سال های اخیر دارد که اکثریت اقشار مردم بانی خیر آن هستند از جمله کارمندان آموزش و پرورش و کارمندان شرکت سیمان و خیرین خارج از کشور فعالیت انجمن خیریه به غیر از کمک به خانواده های کم درامد و بیماران کم بذاعت برگذاری جشن های عروسی دسته جمعی جوانان است که در فضای شاد و مذهبی باحضور امام جمعه اهل سنت بندرعباس برگذار می شود که استقبال خوبی از سوی جوانان داشته است. مردم غیور رویدر در ماهای رمضان فعالیت مذهبی خود را دو چندان می کنند و 13 مساجد رویدر با برگذاری نماز تراویح و تهجد و جلسات سخنرانی و حلقه قرآن  پذیرای جوانان است. از جمله فعالیت های جوانان در این ماه مبارک تهیه و توزیع سی دی ها و بروشورهای مذهبی، برگزاری مسابقات مختلف مذهبی برگزاری مسابقه فوتبال به نام جام رمضان اشاره کرد.
مردم فهیم و با فرهنگ رویدر که اکثریت تحصیل کرده هستند به اعتقادات مذهبی خود پایبند هستند و انشالله با کوشش مدرسه دینی و انجمن سبز سعی بر بالا بردن فرهنگ مذهبی مردم رویدر و اطراف دارند.

شهر رویدر

 

شهر رویدر

چهارشنبه 25/5/1391 - 14:55
دانستنی های علمی

پارسیان در مسیر قطب گردشگری خلیج فارس
از مهم ترین صنایع پاک در جهان، صنعت گردشگری می باشد. این صنعت همواره به عنوان پربازده ترین صنعت به لحاظ فعال سازی دیگر بخش های جامعه مطرح بوده است. بنا به آمارهای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری سهم ایران از بازار گردشگری جهانی درصد پایینی می­باشد. تعداد کل گردشگران وارد شده به ایران در سال گذشته دو میلیون نفر بوده است. از دیگر آمارهای قابل توجه تعداد گردشگران وارد شده به شهر دبی می باشد. بنا به آمارها در سال گذشته تعداد چهار میلیون نفر گردشگر به دبی وارد شده­اند. این رقم دو برابر تعداد گردشگران ایران در سال گذشته می باشد.

   این رقم دو برابر تعداد گردشگران ایران در سال گذشته می باشد. این آمار بیانگر استعداد شگرف سواحل خلیج فارس برای سرمایه گذاری در صنعت مدرن گردشگری است. مناطق ممتاز گردشگری در جهان سه خصوصیت مشترک را دارا می باشند:
1- به لحاظ ارتباطی مرکزیت دارند.
2- از اکوتوریسم طبیعی متنوع و متناسبی برخوردارند.
3- قبل از سرمایه گذاری اولیه مورد توجه گردشگران واقع شده باشد.
به لحاظ اکوسیستم طبیعی منطقه شمالی خلیج فارس برتری خاصی نسبت به حاشیه ی جنوبی (بیابانی) دارد. وجود منابع آب شیرین و پوشش گیاهی مناسب یکی از دلایل این برتری می باشد. در حاشیه ی شمالی خلیج فارس برترین منطقه به لحاظ موقعیت جغرافیایی - ارتباطی و پوشش گیاهی شهرستان پارسیان می باشد. به لحاظ جغرافیایی - ارتباطی، این شهرستان در محل تلاقی سه استان مهم کشور قرار دارد. بدین ترتیب، در جنوب استان فارس (میدان گازی تابناک) شرق استان بوشهر 15 کیلومتری فرودگاه بین المللی خلیج فارس و منطقه ی ویژه ی پارس جنوبی (فرودگاه خلیج فارس جز بزرگترین فرودگاه های کشور می باشد) و غرب استان هرمزگان در مجاورت جاده ترانزیتی بندرعباس - اهواز قرار دارد. مجموعه این ویژگی ها مسبب برتری موقعیت جغرافیایی - ارتباطی شهرستان پارسیان نسبت به دیگر مناطق گردشگری سواحل شمالی خلیج فارس چون کیش و قشم و... شده است.
لازم به ذکر است مستعد بودن خاک و وجود آب مناسب جهت فعالیت های کشاورزی این شهرستان را تبدیل به مهم ترین قطب های کشاورزی استان ساخته است. شهرستان پارسیان به دلیل دارا بودن دشت های سرسبز با پوشش گیاهی مناسب و مناظر زیبای ساحلی از گذشته تا به حال همواره مورد استقبال گردشگران از دیگر استان های کشور و کشورهای حوزه خلیج فارس قرار گرفته حتی در بسیاری از مکان ها عدم امکانات اولیه گردشگری هم چون راه و سرویس بهداشتی و... از این استقبال نکاسته همین امر استعداد خاص منطقه را در جهت فعالیت های گردشگری نشان می­دهد. سواحل جنوبی (بیابانی) خلیج فارس فاقد هر گونه اکوسیستم مناسب فعالیت های گردشگری می باشد اما با این وجود با سرمایه گذاری به جا و حساب شده اقدام به ایجاد اکوسیستم مصنوعی کرده­اند. همین امر عامل اصلی تبدیل شهر دبی به شهر برتر توریستی خاورمیانه بوده است، بازار حاصل از فعالیت های گردشگری در دبی این شهر را تبدیل به مرکز خرید خلیج فارس کرده تا آن جا که این شهر را به عنوان قلب اقتصاد جهان عرب مطرح ساخته­ است. یقیناً ما می­توانیم با شناسایی مجموعه پتانسیل های گردشگری شهرستان پارسیان و معرفی این پتانسیل ها با ابزارهای ارتباط جمعی ملی و جهانی و برنامه­ریزی های مدرن (به روز) اقدام به جذب سرمایه های مردمی و دولتی نموده و در آینده شاهد تبدیل شهرستان پارسیان به منطقه ویژه­ توریستی جنوب ایران باشیم. بدین ترتیب می توان به برتری و اقتدار ایران در زمینه­ گردشگری در خلیج فارس جامه­ عمل پوشاند.
چهارشنبه 25/5/1391 - 14:51
آموزش و تحقيقات

 

موسیقی جزیره قشم؛ موسیقی خلیج فارس
سلامت نفس، صداقت گفتار، خلق نیك و حب دین رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) تنها از خصایص مردم حاشیه نشین خلیج فارس نیست. حاشیه نشینی در كنار ساحل و آثار دریا را به راحتی می توان در منش، رفتار، گفتار و كردار این مردم دید. دو رویی و نفاق و شاید تظاهر، در دنیای اخلاق این مردم با هم قابل جمع نیست.
    لطافت طبع و كلام موزون آن ها، شاید گوشه ای از امواج آرام و منظم دریا باشد. این مردم قرن ها با صلوات به روح رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) دختر و پسر را به خانه بخت فرستاده اند، تورها و گرگورها را به آب انداخته اند و با استعانت از پروردگار خود البته در قالب كلامی موزون و لحنی دل نشین، تورهای حامله را بالا كشیده اند و چه زیباست شنیدن صدای این مردان خدایی در زمان سفر با لنج با صورت های پر از چین و چروك كه البته نشانه چین و چروك قلبشان نیست.
سادگی و صداقت زندگی مردم این خطه در جزیره قشم خلاصه می شود. این جزیره را می توان مهر هویت، فرهنگ و بهتر بگوییم واقعیت هرمزگان دانست و قله ی آرامش و صداقت این مردم را می توان در موسیقی آن ها دانست. موسیقی كه نه تنها خوشایند مردم این جزیره است بلكه كلیه ساحل نشینان از چابهار تا بوشهر با آن انرژی و آرامش می گیرند.
اخیرا یك اثر فرهنگی از «نشر موسیقی هرمس» به نام «جزیره قشم»، هشت روایت در قالب یك لوح فشرده و یا كاست اجرا و منتشر گردیده است. ساخت این اثر كه شامل هشت آهنگ است ـ هر چند غیر بومی ها و افرادی از مركز كشور آن را ساخته و اجرا كرده اند ـ به زیبایی و با واقعیت هر چه تمام تر حق مطلب را ادا كرده اند به گونه ای كه می توان گفت این گروه در این مدت در موسیقی به قول خودشان «اعجاب انگیز قشم» هضم شده اند. بهمن بوستان یكی از اعضای این گروه، موسیقی جزیره قشم را این گونه تعبیر و تفسیر می كند: «اگر در عرصه ایران زمین با دویست و چهل حكومت نشین موسیقی سرود زندگی بوده است، موسیقی در خلیج فارس» و به ویژه موسیقی ناب و بكر بزرگ ترین جزیره این خلیج یعنی قشم، همواره بهترین نماینده صادق و گویای «سرود زندگی» است.
خصلت ویژه موسیقی اصیل و بكر قشمی حسی بودن به تمام معنی آن است و نوازنده با آواهایی كه جان مایه از عشق و شور زندگی می گیرد، مستقیم و بدون واسطه، حس ناب و بكر خود را كه برگرفته از «بانگ گردش های چرخ» است، با امانت داری و صداقت رسولی امین، بر كویر تشنه جان های شیفته جاری می كند. آری، چنین می كند تا هر شیفته ی بی تابی به اندازه ی گنجایش دست هایش بتواند از این زلال ناب نوش جان كند و سرخوشی حاصل از این بانگ نوشانوش را نثار جان دل های بی غبار كسانی گرداند كه بیش از پنج هزار سال این امانت را كه ودیعه ای است الهی با صداقت و دقت و وسواس به میراث داران این گنجینه كهن هنر رسانده اند.
ابزار حس درون هنرمند با حنجره و كف دست ها، كه به وصال پوست صاف و آسمانه «پیپه» و «دهل» و «كسر» می رسد، همرا با كلامی كه سرود زندگی است و بر لبان راوی جاری می شود، چنان تاثیری بر شاگرد این سرود می گذارد كه آن را در ژرفای جان احساس می كند و سرمست و سیراب می شود. فریادهای بی امان «دهل گپ» با شلاقه هایی كه از ساقه «پنگ» خرما بر عرصه آسمانه این ساز صبور فرود می آید و فریاد دلسوز و جان افروزی كه از آن برمی خیزد؛ آوای «جاشو» هایی است كه نسل از پی نسل طی سال هایی طولانی به هنگام طوفان، شلاق ناخدا را بر گرده های خود حس كرده اند و بانگ هم آوای جاشوهایی را در تاریكی های خاطره شان بیدار می كند كه در صدای طبل های تب دار، حتی فریاد هولناك و طاقت سوز شلاق ناخدا و جاشوهایش را با شكیبایی به فراموشی می سپارند.
آن ها در تمام این مصایب و ناخوشایندی ها دل به این خوش می دانستند كه هر چه زودتر بار گندم، كشمش و خرمای خود را به گرسنگان آفریقا برسانند و از سرزمینی كه مردمش بر اثر خشك سالی، بی برگی و گرسنگی به قعان آمده اند و امانشان بریده شده است؛ مردان و زنان جویای كار را به ایران آباد و آزاد و پر نعمت آن روزگاران برسانند. این مهمان های فراخوانده شده (نه ناخوانده) اذهان روزگار كه پا به سرزمین آریای ها گذاشته اند. با دست های رنج آشنای خود زمین های بایر را آباد كردند. و بر این عرصه ها ی آفتابگیر یك دست، نهال نخل و اكالیپوس و دیگر درختان خدنگ و مقاوم به گرما كاشتند. آن ها كه موسیقی و ساز و آواز و رقص جز لاینفك زندگیشان بود، «سوگ سرودها» و «سرودهای شادی و سرور» را به هنگام كار، عزا، عروسی (رزیف) و حتی بیماری (زار) در طی قرن ها فراموش نكردند و همواره از این موهبت متبرك و الهی در مقامی شایسته و بایسته برخوردار بوده اند و خواهند بود.
دیگر عضو گروه مذكور یعنی كریستف رضاعی درباره قشم و ریشه های موسیقی اش چنین می گوید: «موقعیت جغرافیایی خاص جزیره قشم كه قرون متمادی در مسیر تردد دریانوردان بوده، مردمان این منطقه را با فرهنگ و آداب و رسوم اقوام گوناگونی از ایران، اعراب شبه قاره هند، آفریقا و حتی پرتغالی ها آشنا ساخت.
موسیقی بومی جزیره قشم پژواكی زنده از تلاقی مجموعه ی این فرهنگ هاست كه گویی گذشته این منطقه را توصیف می كند. ضمن این كه این موسیقی آینه زندگی امروز مردم قشم نیز هست: غم ها و شادی ها، كار و گذران عمر... برخی از اركان موسیقی جزیره، تداعی گر ریتم ها و ملودی هایی است كه خاستگاه آن ها هزاران كیلومتر با این جزیره فاصله دارد و در بردارنده از موسیقی آمریكای لاتین، آفریقا و یا حتی موسیقی «بلوز» سیاهان آمریكای شمالی است. شباهت آواهای رنج آلود و پاروزنان جزیره قشم در مراسم رزیف با ناله های برده های سیاه پوست در مزارع كشت توتون برایم بس شگفت انگیز می نمود.
و كلام آخر را با كلام برنده سیمرغ بلورین دهمین چشنواره بین المللی فجر محمد رضا علیقلی در مورد زار اضافه می كنیم. او می گوید: «به جرات می توان گفت كه در میان همه ی مراسم آیینی سرزمینم، آیین زار پر رمز و راز ترین و جادویی ترین است. این اثر برداشتی است كاملا آزاد از نواهایی كه در مراسم زار در جزیره قشم به گوش می رسد، و در آن روند داستانی زار از ابتدا تا انتها حفظ می شود.»
چهارشنبه 25/5/1391 - 14:50
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته