سلام امروز می خوام یک آنتی ویروس 90 روزه اصل رو بذارم برای دانلود.این آنتی ویروس اصله و سه ماهه است.کافیه دانلودش کنید تا ببینید چه کارایی داره.درضمن بعد 90 روز هم می تونید با استفاده از نرم افزار TrialRest د وباره از این آنتی ویروس استفاده کنید.فقط از اینجا می تونید همچین آنتی ویروسی رو دانلود کنید. امیدوارم از این آنتی ویروس لذت ببرید.
در ضمن این آنتی ویروس برای آپدیت شدن هیچ محدودیتی نداره...
فقط کافیه به اینترنت متصل بشید و هنگامی که صفحه فعالسازی اومد گزینه Activate trial version رو بزنید تا برای 90 روز آنتی ویروس شما فعال بشه.
اگر در فعالسازی به مشکل برخوردید تاریخ و ساعت دستگاه خودتون رو ابتداء چک کنید.
در صورت بروز مشکلات دیگه من در خدمتم.
لینک دانلود
منبع:TanhayeAvval.mihanblog.com
خاطرات جانباز و آزاده سرافراز اسمعیل نوربخش
حال و هوای اسارت...
ایام اسارت حال و هوای خاصی داشت کم کم بچه ها باور داشتند که باید با این قفس خود بسازند. روز ها و شبها پی هم می گذشت و هرروز بچه ها امیدشان به خدا بیشتر می شد.آن روزها بچه ها در مراسم های مذهبی بسیار فعال بودند و تا توان داشتند در ایام سال روزه می گرفتند و خود را به سوی معبودشان نزدیک تر می ساختند. این در حالی بود که بعضی از بچه ها کل سال را روزه بودند و غیر از رضای خدای خویش چیزی را خواستار نبودند. بچه ها در ارادت به ارباب و سید و سالار خویش حضرت ابا عبدلله الحسین (ع) بسیار تلاش می نمودند که( گرچه با مخالفت شدید نیروهای بعثی روبرو بود) به طرز زیبایی اجرا کنند. اما در این عمل نیزمانند کارهای دیگرشان با بعثی ها مخالفت می نمودند وبخاطر اینکه ارادت خویش را به سرور و سالارشان حضرت اباعبدلله الحسین ثابت کنند دست به هر کاری میزدند.
من شنیده بودم که صدام(خدا عذابش را بیفزاید)دستور داده بود که در محرم هر گونه عزاداری ممنوع باشد و اگر کسی مخالفت کرد به شدید ترین مجازات محکوم شود اما بچه ها به گفتار صدام اعتنا ننموده و شروع کردند به عزاداری برای امام حسین (ع).
روزهای اول محرم گذشت و بچه ها با حالت حزن و گریه شدید به عزاداری ها ادامه می دادند و هیچکس جلودار آنها نبود. وقتی عراقی ها فهمیدند که حریف بچه های ما نمی شوند، دستور دادند که پزشکان نوعی آمپول که مواد سر کننده بدن و عضلات داشت به بچه ها تزریق کنند تا اینگونه مانع از عزاداری در روز عاشورا شوند. آنها با پزشک مخصوص خود به سلول ما وارد شدند و به تک تک بچه ها آمپول را با یک سرنگ تزریق نمودند. بی وجدان ها طوری این آمپول را تزریق نمودند که دست بچه ها باد کرده بود و دیگر تکان نمی خورد. همه بچه ها ناراحت بودند که نمی توانستند مجلس عزای حسینی را در روز عاشورا برگزار کنند. اما بچه ها هنوز تسلیم نشده بودند و به خول خودشان که می گفتند(الحمدلله صدایی برای ما باقیست، و با این حالت شروع به عزاداری کردند) در این عزاداری بعضی از بچه ها از شدت ضعف که به ایشان وارد شده بود غش می کردند و بعضی هاهم که توانی برایشان باقی نمانده بود خوابیده بودند. همه بازوان خود را گرفته بودند که از شدت دردشان کاسته شود. صدای گریه بچه ها که همه نقش زمین شده بودند در اردوگاه طنین انداز بود و با آن همه مشکلات بچه ها سعی کردند برای ارباب خود که کنارش بودند با آن جان ناقابلی که در اختیار داشتند عزاداری کنند.
چند روزی از روز عاشورا گذشته بود.بچه ها تصمیم گرفته بودند که دوباره عزاداری را شروع کنند و برای حسین (ع) کم نگذارند. واقعا این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟ از عشق حسین سرا پا نمی شناختند.
بچه ها همه در سلول جمع شدند و شروع کردند به خواندن این شعر: اگر کشتند چرا آبت نداند...
بچه ها گرم عزاداری بودند که یک سرباز عراقی وارد سلول شد و به زبان عربی گفت: ببینید من با عزاداری شما مخالفتی ندارم فقط نشسته سینه بزنید و کمتر صدایتان را بلند کنید که مبادا فرمانده بشنود و تهدید کرد اگر بلند شوید و شلوغ کنید به فرمانده گزارش می دهم. سرباز از سلول ما خارج شد. بچه ها به گفته اش توجهی ننمودند و با یک یا حسین شروع به عزاداری مجدد کردند. این سرباز دوباره به سلول ما آمد و با زبان عربی به ما گفت: به شما چه گفتم؟ مگر نگفتم بنشینید و آهسته تر عزاداری کنید؟ فرمانده گفته یک نفر هم نباید در این اردو گاه عزاداری کند. یکی از بچه ها که هنوز در حال و هوای روضه بود یا به اصطلاح ما جو گیر بود فریاد زد: غلط کرده... سرباز رفت و بچه ها گفتند: وای الان چه به سر ما میاورند. سرباز رفت به فرمانده گفت این اسیرها می گویند که شما غلط کرده اید که ..... ما در آن روز دقیقا صد نفر بودیم که در حال عزاداری بودیم. بچه ها در حالت روضه و عزا بودند که دیدند از راهروی سلول، صد نفر نیروی عراقی با تجهیزات ضد شورش می آیند. و به اولین سلول که سلول ما بود آمدند و فرمانده هم با آنها بود. فرمانده گفت:حالا من غلط کرده ام؟ الان یک غلط کردنی نشانتان بدهم که.... صد نفر گروه ضد شورش تمام نفرات مارا در یک گوشه از سلول جمع کردند و با کابل برقی که سر آن لخت بود به ما میزدند که هرکس آن کابل برروی کمر یا صورتش می خورد همان لحظه خون لخته میشد. اسرای زندان های کناری فریاد بر می آوردند: یا حسین یا حسین. کربلا دوباره تکرار شد.یا حسین به داد عزادارانت برس. یا مهدی کمکمان کن. بعد از آن کتک مفصل بچه هارا لخت می کردند و آن هارا به حمام هایی می بردند که کف آن خرده شیشه ریخته شده بود که همه باید از روی شیشه ها رد میشدند و دوش آب سرد می گرفتند سپس موقع خارج شدن دوباره با همان کابل ها به جانشان می افتادند.( آن موقع محرم توی تابستان بود) دوباره شروع به شکنجه کردند و در هوای داغ عراق مارا به وسط اردوگاه می بردندکه باید شش الی هفت ساعت در آفتاب بمانیم و این در حالی بود که اگر کسی از حال می رفت دوباره زمان را از اول می گرفتند و باید دائما ایستاده می بودیم. و در آخر خدایا مارا که از امتحان اسارت بیرون آمدیم بدون توفیق شهادت از دنیا نبر. الهی آمین
زاده و دل باخته ی مصطفی سید آل علی مرتضی
سید مظلوم حسینی تویی رنگ دل خون خمینی تویی
عشق ، تو را خون جگر داده است از سفر کوفه خبر داده است
بیرق سبز شهدا دست توست کوکبه روح خدا دست توست
این دل اگر خون شده مجنون توست دیده دریا زده جیحون توست
راوی بانگ جرس لاله ای در همه جا هم نفس لاله ای
آتش سودای تو دل می برد سینه جنون از نگهت می خرد
گل ز گلستان دلت چیدنی است جلوه ی بستان رخت دیدنیست
هرچه کند سیر به وصف تو دل باز شود از گل رویت خجل
غنچه ز شوق تو گریبان درید عاشق ، در راه تو با سر دوید
مرد تر از مرد ترین مردها ای هدف دشنه بی درد ها
باز خسان فتنه به پا کرده اند با دل خون تو چه ها کرده اند
باز حدیث گل و میخ در است قصه تنها شدن حیدر است
کوفه مظلوم کش فتنه گر از سپه عشق ندارد خبر
امت تو امت بی درد نیست در صف یاران تو نامرد نیست
دست تو تا بر سر این مردم است سینه ی عشاق غدیر خم است
دشمن از ین مرحله آگاه نیست نخل و علی هست ولی چاه نیست
نعره بزن تاکه جنون گل کند در صف یاران تو خون گل کند
تا که ببیند شغالان پیر هیمنه و غرش و جولان شیر
کوچه ی تو کوچه ی روح خداست خانه ی تو در حرم کربلاست
هر که زد از باده عشق تو جام باک ندارد از خواص و عوام
قافله سالار تبار بسیج می دمد از چشم تو روح خلیج
تا نگهت مست ابوالفضل شد دست تو همدست ابوالفضل شد
نور دل و دیده آلاله ها چشم و چراغ همه ی واله ها
روح خدا گردل آرام داشت دل شده ای چون تو دلارام داشت
آتش زد جلوه گه دلق را داد به دست تو دل خلق را
دست تو تا بر سر این مردم است سینه ی عشاق، غدیر خم است
سید مظلوم حسینی تویی رنگ دل خون خمینی تویی