چهارشنبه 24 تير 1405 - 27 محرم 1448 - 15 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
banizahra
آخرین مطلب
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 5391روز قبل
شهدا و دفاع مقدس
شهید 12ساله کوهبنانی
وصیتنامه شهیدی که بادست بردن به شناسنامه خود به جبهه رفت نه یکبار، بلکه چندبار باید این وصیتنامه را بخوانیم تا بفهمیم که چطور جبهه برای بعضیها دانشگاهی بود که حتی بدون گذراندن تحصیلات مقدماتی، از آن فارغ التحصیل شدند و مدرک خود را از اباعبد ا..(ع) گرفتندبرای مطالعه وصیت نامه به ادامه مطلب رجوع کنید . صفایی ندارد ارسطو شدن خوشا پرگشودن، پرستو شدن" سال 52بود که در کوهبنان به دنیا آمد.در خانواده ای مذهبی ,اما بیشتر از 12سال نتوانست سنگینی تن کوچکش را برروح بزرگش تحمل کند وبه اصرار؛ پدر ومادرخود را راضی کرد تا سرانجام در دوازدهمین سال زندگیش ابدی شود خداوند چه خوب وعده میدهد و هرگز به وعده خود خلاف نمیكند. خداوند به مؤمنین وعده بهشت جاوید را میدهد و بخاطر همین من این راه را انتخاب كردم كه بتوانم انتقام خون پسر عموهایم علیرضا و مجید را بگیرم. شهادت مرتبهای نیست كه همه لایق آن باشند این وصیتنامه را هم از آن بابت مینگارم كه احتمال شهادت برایم بسیار بعید میباشد. ولی بهر حال آرزو بر جوانان عیب نیست. آنچه به وحشتم نمیاندازد در روز قیامت شدت گناهان دنیا و اینكه هر چه كنم امید به رهایی از آتش دوزخ نیست تنها یك راه نجات است كه میتوان امیدوار بود و آن شهادت. چرا كه شهید اولین قطره خونی كه از او ریخته شود تمام گناهانش پاك میشود البته این را هم میدانم كه شهید بایست مراحل مقدماتی در این دنیا طی كند و هیچ كس بدون طی مراحل لازم به این افتخار نائل نمیشود و از این جهت وضع من بسیار ناراحت كننده است به هر حال شاید به بركت خون شهیدان در فضای عطر این شهیدان رحمت خداوندی شامل حال من نیز شود. آری! عزیزانم این انقلاب نشان داد كه عابدان هفتاد ساله چگونه راه خطا رفتند و مبارزان شكنجه شده چگونه به لجنزار گناه غلطتیدند: جایی كه عقاب بر بریزد از پشه ناتوان چه خیزد آری! عزیرانم بالاخره باید رفت بالاخره مرگ خواهد آمد و هیچ كس در این دنیا ماندنی نیست آیا این وضعیت طلایی را باید از دست داد حال كه به بركت اسلام و خون پاك شهیدان دین ، باران رحمت باریدن گرفته است آیا جان تشنه را باز هم با لجن دنیا سیراب كنیم مگر نشنیدهای كه حسین (ع) آموزگار بزرگ شهادت با خون خود آزادگی و مختار بودن و عاشق بودن و الهی بودن انسان را مُهر كرد و به همه تاریخ درس داد و قلب تاریخ را فتح كرد و شمع تاریخ شد وسوخت و بشریت را روشنایی و نور بخشید و حال باید مثل شمع سوخت و شكافنده تاریكی شد. من محمدمحمدحسنی كه برای اولین بار به جبهه اعزام شدم چون خبر حمله را داشتم دوست داشتم كه در حمله شركت كنم تا به خداوند بزرگ با قلب و روح و فكر و عمل و نیت خود ایمان بیاورم مگر نه این است كه مؤمن واقعی با خون خود وضو بگیرد و به نماز عشق بایستد. مگر نه ایناست كه ارزش هر انسانی به عشق اوست آری من رفتم با خون خود به خط انبیاء و امامان و به ولایت فقیه میثاق ببندم . مادرجان فرزند تو زنجیرهای اسارت و بردگی را پاره كرده و آزاد شده و فقط میخواهد برای خدا كار كند ، اسیر شكم و دنیا و این تجمل پرستیها و این افكارهای احمقانه نیست او رفته و تمام سنگرهای ضد انسانی و ضد ارزش را فتح كرده و سرسپرده خدا و اسلام شده. آری ! مادرجان فرزند تو اسیر اسلام شده و به اطاعت و عبودیت و اخلاص رسیده.؛ البته، اگر خدا قبول كند و من وظیفه خود دانستم كه در این نبرد شركت نمایم كه در این پیروزی یا شهادت هر دو رستگاری است و شكر خدایی را كه به من سعادت جنگیدن در راهش را عطا فرمود. برادران و خواهران امروز روزی است كه بر همه شما حجت تمام شده و هیچ عذری ندارید و اگر كوتاهی كنید به روسیاهی ابدی گرفتار خواهید شد و زندگی زودگذر دنیا ارزشی ندارد كه به واسطه آن زندگی ابدی آخرت را خراب كنید من میروم ولی به شما برادران ، پدران و مادران و خواهران تأكید میكنم اگر میخواهید رستگار باشید بر شما باد ولایت فقیه ، معتقد به ولایت فقیه باشید و بدانید كه خط ولایت فقیه در این زمان همان خط علی (ع) در عید غدیر خم میباشد و خطهای دیگر همان خطهای انحرافی آن زمان است . مادر جان میگفتم من میروم به شهادت میرسم اما تو میگفتی این حرفها چیست كه تو میزنی؟ برادر ، علی در مرگ من اشك نریزید اگر میخواهید گریه كنید برای شهیدان كربلا گریه كنید تو ای مادرجان میدانم برایت سخت است آیا میدانی كه فرزندت در چه راهی رفت؟ میدانی كه فرزندت با سربلندی نزد خدایش رفت و اگر اینها را میدانی چرا ناراحت و غمگین هستی برای من گریه نكنی و برای من لباس سیاه نپوشید اگر خواستی گریه كنی به یاد شهیدان مفقودالاثر كه حتی جنازه فرزندشان را برای آنها نمیآورند و وصیتم به شما این است كه راهم را ادامه دهید.
دوشنبه 18/7/1390 - 17:2
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 1
]
1
گزارش محتوا
محتوای مخالف با موازین شرعی
محتوای مخالف با مصالح نظام جمهوری اسلامی
محتوای نقض کننده حریم شخصی من
محتوای مخالف با موازین اخلاقی
مورد توجه ترین های هفته اخیر
لینک ها
جستجو در مطالب روزانه
ثبت مطلب جدید
مطالب روزانه اعضا
فعالان مطالب روزانه
مطالب من
نظرات مطالب من
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته