• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 14
تعداد نظرات : 5
زمان آخرین مطلب : 4624روز قبل
شهدا و دفاع مقدس

به مناسبت سالروز شهیدی كه جزو السابقون السابقون بود؛ می‌رویم شهید شویم تا شاید جنازه‌های ما پیغام جنگ را به مردم برساند


 آقا سعید فرمودند: جنگ عراق با ما، مثل مبارزات كردستان نیست كه هدف، تنها ضربه زدن به گروهكها باشد. این نبرد یك ارتش با ماست اگر آنها احساس كنند كه هیچ جبهه‌ی منسجمی در برابرشان وجود ندارد تا تهران خواهند رفت. ما باید از پیشروی آنها جلوگیری كنیم، آسیب به آنها كافی نیست. بعلاوه سیزده هزار نیرویی كه در پادگانها هستند بدون آنكه هیچ گونه فعالیتی داشته باشند، بنی‌صدر هم اجازه ورودشان را در جنگ نمی‌دهد. ما آمده‌ایم اینجا ...[تا] شاید جنازه‌های ما پیغام جنگ را به مردم برساند و غیرت نیروهای مسلح را به خروش آورد تا از پادگانها به سوی جبهه‌ها بیرون بیایند. بله ما آمده‌ایم اینجا كه شهید شویم


 چهارم آبانماه، سالروز شهادت سید محمدسعید جعفری است. به همین مناسبت شرح حالی از زندگی این شهید بزرگوار همراه با خاطرات نزدیكانش از رشادت‌های او، تقدیم می‌شود.

 

سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی 18 بهمن ۱۳۳۱در قصرشیرین و در ایام تصدی پدرش بر گمرک خسروی به دنیا آمد. سلسله ایشان از سادات قدیمی و اصیل کرمانشاه بود و با چهل واسطه به امام حسن ابن علی ابن ابیطالب(ع) میپیوست.

در دست نوشتههای پدر شهید آمده است:

«سید محمد سعید در طفولیت طبق دستور و رویه اسلام تربیت شد. روی این اصل بی‌نهایت مقید بوده‌ایم و در آموزش حمد و سوره و سایر مقدمات مورد نیاز كوشش و مراقبت لازم به عمل می‌آمد، قبل از رسیدن به ده سالگی تحت آموزش خانواده به تكالیف شرعی خود آشنا گشت و پا به پای افراد خانواده به ادای فریضه و گرفتن روزه ماه رمضان مبادرت می‌كرد.»

 

دعوای ما سر این موضوع نیست

برادر شهید نقل میکنند:

«در دوران کودکی سعید بچه‌ای یهودی در كوچه‌شان بود كه بعضی وقتها اذیت می‌كرد، یك بار سعید با او درگیر شد و به او سیلی زد، بقیه بچه‌ها هم دورش جمع شدند و گفتند: «یهودی، یهودی...»  و بچه به گریه افتاد، بلافاصله سعید برگشت همه را ساكت كرد و صورت او را بوسید و گفت: «دعوای ما سر مسلمان و یهودی نبود، ما اصلاً دوست هستیم.» بچه‌ها پراكنده شدند و آن بچه هم گریه‌اش ایستاد.»

سعید علاقه خاصی به قرآن و جمع احادیث داشت؛ موقعی كه قرآن می‌خواند اشك از چشمانش سرازیر می‌شد و برای مادر توضیح می‌داد كه این آیه چه گفته. رهبری فكری بچه‌های خانه به عهده سعید بود، او دائما آنها را تشویق به مسائل دینی می‌كرد، كتابهایی به آنها می‌داد كه مطالعه كنند، بعد از آنها می‌پرسید و باید درس را پس می‌دادند. در ایام نوجوانی گاه در مسافرتهای همراه خانواده در اتوبوسهای بین شهری می‌ایستاد و در مورد مطالب دینی صحبت می‌كرد. یكبار هم با پرتاب میوه و گوجه از او استقبال كردند اما سعید همان را موضوع قرار داد و صحبت كرد.

 

استدلالی كه معلم غیر مذهبی را ساكت كرد

آیت رشیدی از همرزمان سعید نقل میکند:

«روزی سر كلاس درس سالهای دوم و سوم دبیرستان قدیم بود. بعضی از بچه‌ها تازه ریش در آورده بودند و تحت تأثیر سعید ریش گذاشته بودند. یكی از دبیرها كه خیلی غیر مذهبی بود به یكی از بچه‌ها گفت: ریشت را چرا نمی‌تراشی؟ دفعه دیگر که آمدی سر کلاس ریشت را می‌تراشی! آن دانش‌آموز هم حول شد و گفت چشم آقا.  سعید بلند شد و گفت: آقا چرا ریشش را بتراشد؟ خود سعید آن موقع هنوز به طور کامل و پرپشت ریش در نیاورده بود. آن دبیر گفت: چون كثیف است، آلوده می‌شود. سعید گفت: شما هفته‌ای چند بار حمام می‌روید؟ گفت: هفته‌ای یكی دو بار. گفت: آقا ریش این بلندتر است یا موی سر شما؟ تازه این ریشش را روزی سه، چهار مرتبه با وضو می‌شوید و اما شما موی سرتان را هفته‌ای یكی دوبار می‌شوئید. همه بچه‌ها خندیدند و آن دبیر سعید را از كلاس بیرون كرد اما جلسه بعد كه سعید در كلاس بود و آن بچه هم ریشش را كوتاه نكرده بود معلم دیگر چیزی نگفت.»

 

انصراف از مهندسی برق بخاطر جو بد دانشگاه

سعید دروس کلاسیک را تا اخذ دیپلم ریاضی ادامه داد و در کنکور در رشته مهندسی برق قبول شد. اما به دلیل اوضاع بد فرهنگی دانشگاه‌های آن زمان، از ادامه تحصیل در دانشگاه خودداری نمود. ولی با توجه به علاقه‌ای که به فراگیری علوم دینی داشت تحصیل را در علوم قدیم ادامه ‌داد.

سعید آموزش زبان عربی را برای درك معانی و مفاهیم قرآن و حدیث از سن 12 سالگی آغاز كرد و با پیشرفت در عربی، مطالعه متون و كتب به زبان عربی و استماع اخبار از رادیوهای عربی را ادامه داد که كم‌كم بر متون دشوارتر چون نهج‌البلاغه نیز تسلط یافت.

سعید تحصیلات فقهی را نیز در محضر علمائی چون مرحوم آیتالله شیخ محمدرضا كاظمی، آیت‌الله شهید مجتبی حاج آخوند، مرحوم شهید شیخ بهاء‌الدین كنگاوری (محمدی عراقی)، شهید محراب آیتالله عطاءاله اشرفی اصفهانی و حجتالاسلام و المسلمین علی حجتی آموخت.

 

پاسخی جالب به یك بهایی كه مدعی ظهور امام زمان بود

جوانی سعید در دوره‌ای قرار گرفت که گروهک‌ها و یا حتی مسیحیان و یهودیان به تبلیغ و جذب مسلمانها می‌پرداختند و او هم  به دلیل آشنایی با معارف اسلام و ضرورت دفاع از جبهه حق و ضربه زدن به جبهه باطل به فکر و حرکت افتاد و وارد صحنه شد. در این رابطه حجتالاسلام و المسلمین محمد حجتی یكی از مباحثات سعید با بهائیان را شرح میدهد:

«روزی یکی از بهاییان به تفصیل از ظهور علی محمد باب صحبت می‌كرد و می‌گفت كه همان امام زمان موعود بوده است و سعید در تمام طول كلام او در سكوت بود. آن طرف كه صحبت‌های خودش را كامل كرد سعید اصلاً به جواب آن نپرداخت و مطالب متفرقه‌ای را مطرح كرد تا آنكه بدینجا رسید كه اخلاق مردم بد شده است. آن گوینده بهائی هم صحبت سعید را تأیید كرد و بحث همینطور ادامه یافت كه زمانه بد شده است و مردم قدیم بهتر بوده‌اند، كاملاً احساس می‌شد از موضوع بحث خارج شده‌ایم، ناگهان آقا سعید گفت: «می‌دانی چرا اجتماع اینطوری شده است؟ چون امام زمان ظهور كرده، قبلا كه ظهور نكرده بود بهتر بود، الآن كه علی محمد باب ظهور كرده، اینطور مدینه فاضله شده است.» همه سكوت كردند، شهید پرسید: «مگر پس از ظهور نباید احوال جوامع انسانی اصلاح شود؟»

 

جلسات سعید

آقای بهروز همتی از همرزمان نزدیک سعید، از جلسات دانشجویی میگوید:

«در محیط‌های دانشجویی جلساتی قبل از انقلاب اسلامی وجود داشت -البته نه در خود دانشگاه چون در آن زمان رژیم پهلوی از تشکیل چنین جلساتی به شدت جلوگیری می‌کرد. بلكه دانشجویان غیربومی که معمولاً منازلی را اجاره کرده بودند، در آن منازل یا احیاناً در حسینیه‌ها و بعضاً در بعضی از مساجد، برنامه‌هایی که از قبل طراحی شده بود، دانشجویان دعوت می‌شدند و با حضور سعید بحث و مناظره انجام می‌شد که بعد از یک مدتی از حالت مناظره در می‌آمد و به جلسات پرسش و پاسخ تبدیل می‌شد.

حتی کسی مثل شهید فریدون تعریف، من اولین برخوردی که با ایشان داشتم یادم می‌آید كه همه‌اش از این ایسم‌های غربی و مكاتب غربی صحبت می‌کرد و در واقع یک حالت روشنفکری در وجود ایشان شعله‌ور بود و سعی می‌کرد بیشتر تحت تفکرات مکاتب لیبرالیسم، اومانیسم، اگزیستانسیالیسم و بحث سارتر و ... غور کند و احساس می‌کرد به کار بردن این ایسم‌ها باعث بزرگی آدم می‌شود. ولی بعد از آشنایی با شهید جعفری و مراوده و حضور در این جلسات مناظره و پرسش و پاسخ، مسلمانی بسیار مقید و مؤمن شد و بالأخره بر سر اعتقاداتش هم جانش را گذاشت و به فیض عظمای شهادت نائل آمد.»

 

اقتدای اهل سنت به یك جوان شیعه

سید ضیاءالدین جعفری برادر سعید نیز از رابطه برادرش با فریدون تعریف اینگونه میگوید:

«شهید تعریف در عین اینكه اهل‌سنت بود، هر جا كه آقا سعید نماز می‌خواند، به ایشان اقتدا می‌كردند، این زبانزد بود كه آقا سعید اینقدر نفوذش زیاد بود روی بچه‌ها حتی با وجودی كه اینها سنی بودند می‌آمدند اقتدا می‌كردند به آقا سعید در حالیكه دستش را انداخته و مهر جلویش است، اینها همه دست به سینه و بدون مهر پشت سر ایشان، اقتدا می‌كنند.»

 

شورای یاوری تهیدستان

در سال 1356 سعید درصدد تدارك و ایجاد جریانی برمی‌‌آید كه بتواند به رفع مشكلات خانواده‌های تهیدست مبادرت نماید و به صورت متشكل به دستگیری از محرومین بپردازد.

آیتالله جلیلی، از علمای کرمانشاه، نقش سعید و عملکرد شورای یاری تهیدستان را شرح می‌دهد:

«از اهم فعالیتهای این شورا تشكیل صندوق جمعآوری پول و همچنین افتتاح شماره حساب در بانك صادرات به نام اینجانب بود. عده‌ای از تجار خیلی كمك كردند. البته این همه‌اش به فعالیت مرحوم سعید جعفری بود كه از مردم پول می‌گرفت مردم هم روی اعتمادی كه به ایشان داشتند میدادند. عده‌ای از دوستان شهید تحت نظر ایشان پولها را جمع‌آوری می‌كردند و به حساب می‌ریختند و به درب منزل اشخاصی كه نیازمند بودند هر ماه می‌بردند كمك می‌كردند و گاهی قبوض هم دریافت می‌شد كه اكنون آن قبوض نیز نزد بنده موجود می‌باشد. در جریان انقلاب مرحوم سعید خدمات‌رسانی به مصدومین و خانواده‌های شهدا و غارت زدگان را در اولویت كاری شورا قرار داد.»

 

سلامت هر جریان به ارتباط آن با روحانیت بستگی دارد

سعید معتقد بود كه هر حركتی سیاسی تا وقتی صحیح و سالم است كه با هدایت روحانیت باشد، در غیر این صورت هر چند نام اسلام به خودش داشته باشد، مورد تایید نیست. با تاكید فراوان می‌گفت: "سلامت هر حركت و جریانی بستگی به ارتباط آن با روحانیت و علماء ربانی دارد." ما باید از همه علما امضاء بگیریم و اعلامیه چاپ كنیم و در تظاهرات هم باید همه علما باشند.

خاطره آیتالله جلیلی، بیانی است از ارتباطی که سعید با روحانیت جهت مبارزات برقرار کرده بود: «خیلی سالها بود كه با خود بنده ایشان می‌آمد و می‌نشست اعلامیه‌ها را می‌نوشتیم و ایشان نصف شب در خانه روحانیون می‌برد و گاهی كارش به التماس می‌كشید كه امضاء بگیرد علیه رژیم شاه.»

علاوهبر علمای بلاد، سعید ارتباطی هم با علامی تبعیدی برقرار کرده بود و از ظرفیت آنها استفاده میکرد. که نمونهای از آن را بهروز همتیاز همرزمان شهید نقل می‌کند:

«سعید در شهرهای مختلف یک ارتباط تنگاتنگ با علمایی که تبعید شده بودند برقرار کرده بود. مثل مرحوم علی حجتی کرمانی که مدتی در ایلام و اسلام آباد و کرمانشاه، آیتالله جنتی درمهاباد، آیت‌الله ربانی شیرازی درسردشت ،آقای منتظری درسقز و شیخ محمدجواد حجتی کرمانی درسنندج ارتباط داشت و با ایجاد ارتباط بین این علمای تبعیدی اقدام به صدور اعلامیه‌های تبعیدیان غرب کشور می‌نمود.»

 

فعالیت‌های خرابکارانه!

سید ضیاءالدین جعفری، حسینی و زرین ماه نقل می‌کنند:

«یكی از مراكزی كه خود سردار شهید در انهدام آن مستقیماً حضور داشت آتش زدن مشروب فروشی بزرگی به نام مشروب فروشی دلخواه در میدان شهرداری سابق بود كه به یك یهودی هم تعلق داشت. این دکان مشروب فروشی تقریباً مهمترین مشروب فروشی كرمانشاه بود و انهدام آن خیلی در شهر انعكاس داشت.

ایشان عصر آن شب با شهید داوود رضوانی در محل حاضر می‌شوند و از موقعیت استفاده كرده از طریق بالا كه دنداپزشكی بود قفل در را باز می‌كنند و یك كلید از روی آن می‌سازند. سردار شهید که آن شب تا ساعت 3 بامداد در منزل یكی از دوستان در انتظار بود. شبانه با همان كلید از سقف طبقه بالا به داخل راه پیدا می‌كنند. از قرار، شب قبل، یك ماشین 18 تنی مشروب از تهران به كرمانشاه آورده بودند و ماشین داخل انبار بوده است. سرایدار مشروب فروشی هم آنقدر مشروب خورده بود كه در تمام طول مدت كارگذاری مواد منفجره و فتیله گذاری از خواب بیدار نمی‌شود که شهید جعفری و همراهانش قبل از انفجار دکان، او را با رختخوابش از انبار بیرون می‌آورند و در خیابانی دورتر قرار می‌دهند که آنقدر مست بوده كه باز هم از خواب بیدار نمی‌شود!

در خبر 8 بامداد اعلام می‌كنند كه سرایدار هم در جریان این حادثه آتش گرفته و سوخته است. این یك حربه تبلیغاتی بود تا بگویند مبارزان مرتكب قتل، آن هم بدین صورت فجیع شده‌اند. اما ظاهراً سرایدار تا دیر وقت از خواب بیدار نمی‌شود و مردمی كه از آن كوچه رد می‌شوند می‌بینند كه فردی با رختخواب در كوچه خوابیده که جلب توجه می‌كند و مردم بیدارش می‌كنند و می‌گوید: «من اینجا چكار می‌كنم؟»

مأمورین دولتی بعد از اطلاع از زنده بودن سرایدار او را به احتمال همكاری با مبارزان بازداشت می‌كنند اما بوی تند مشروب او منجر به آزادیش می‌گردد. ساواك با توجه به شناختی كه از سردار شهید داشته‌اند فردای آن روز شهید را بازداشت می‌نمایند اما چون مدركی علیه ایشان نداشتند مجبور به آزادی ایشان می‌شوند. این بزرگترین مشروب فروشی در استان بود و انفجار آن اثر بسیار مطلوبی بر تقویت روحیه مردم در جریان مبارزه داشت.»

 

کمیتههای چهاردهگانه امنیت

در دورانی که شهر کرمانشاه به دلیل عدم حضور نیروهای امنیتی رژیم پهلوی امنیتش به خطر افتاده بود، برای برقراری نظم عمومی و دفاع از حقوق مردم، توسط مردم، کمیتههایی تشکیل شد. بهروز همتی از جلسهای که سعید در آن ایده تشکیل کمیتهها را مطرح کرد شرح میدهد:

"... بنده هم به همراه بعضی از دوستان از جمع آقای حاج سید مصطفی حسینی، جناب آقای ناصر سبحانی و دوستان دیگر در محضرشان بودیم، این ایده را مطرح کردند که الآن در حال حاضر رژیم پهلوی برای اینکه هرج و مرج برکشور غالب شود و مردم از انقلاب مأیوس شوند دست دزدها و غارتگرها را باز گذاشته اند. بنابراین امنیتی در سطح شهر و استان و حتی در سطح کشور وجود ندارد. ما برای اینکه این توطئه رژیم را خنثی کنیم باید خودمان با قدرت و قوت امنیت را برقرار کنیم.

بنابراین نقشه ای از شهر کرمانشاه تهیه شد و در منزل خود ایشان -در منزلی که مستقر بود، منزل آقای پولکی در طبقه دوم، در همان خیابانی که الآن به اسم خود شهید است- شهر کرمانشاه به 14 منطقه تقسیم شد و در هر منطقه یک مسجد به عنوان پایگاه در نظر گرفته شد و جوانانی که در سال های قبل از انقلاب در محضر ایشان تلمذ کرده بودند و عشق و علاقهای هم به شهید داشتند در آن مساجد (برای دفاع از امنیت شهر) جمع شدند. و ایشان با حضور در مسجد اعلام کرد که ما برای دفاع از ناموس و جان و مال مردم خودمان اقدام میکنیم. بنابراین به عنوان اولین استان، کمیتهی امنیتی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل شد.

 

خورین و چغا نرگس و خضر زنده

روزهای نزدیک به پیروزی انقلاب مکانهای مهمی از جمله خورین، چغانرگس و خضر زنده از کنترل ساواک و رژیم پهلوی خارج شد و بلاتکلیف بود. هر کدام از این اماکن قبلا کاربری خاصی داشت. آقای صیرفی از همرزمان سعیدمیگوید:

«شهید جعفری پیش از انقلاب 2 پایگاه نظامی در خارج شهر ایجاد کرده بود تا اگر نیاز شد که نیروهای انقلابی وارد جنگ بشوند توان نظامی مناسبی داشته باشند. یکی از این پایگاه‌ها در جاده کامیاران قرار داشت که خورین نام داشت که در بالای کوهی بود که یکسری وسایل ارتباطی و فرستنده‌های رادیویی در آنجا قرار داشت. و اردوگاه دوم هم که در جاده سنندج بود چغانرگس نام داشت و برای شنودهای ایران از عراق ایجاد شده بود و هنوز نیمه کاره بود و وسایل استراق سمع در آنجا نصب نشده بود و با پیروزی انقلاب تخلیه شده بود و به دست بچه‌های انقلابی کرمانشاه افتاده بود.»

آقای آزادسیر از نحوه شکل گیری و ساماندهی چغانرگس میگوید:

«تقریباً یک ماه بعد از پیروزی انقلاب بود که آقا سعید دستور داد تا ساختمانی در راه اسلام‌آباد و جاده کربلا به نام چغانرگس را که متلعق به ساواک بوده تصرف کنیم و من به همراه 5 یا 6 نفر از بچه‌ها که سردار کرمی‌راد، جلیل کرم، شهیدان آیت شعبانی، شاهرضایی، صابون‌پز و مشکات جزو آنها بودند به آنجا رفتیم و مستقر شدیم.

آنجا ساختمان بزرگی بود که کف این ساختمان از صفحات بزرگ آلومینیومی تشکیل شده بود و داخل آنجا مملو از دستگاه‌های پیچیده مخابراتی بود، یکی دو نفر از بچه‌ها هم برای ما آب و غذا می‌آوردند. ما برای حفظ و حراست از این ساختمان به چغانرگس آمده بودیم و بعضی اوقات به تیراندازی می‌پرداختیم و به دلیل اینکه من خدمت سربازی رفته بودم و با اسلحه آشنایی داشتم، مسئولیت آموزش اسلحه و تیراندازی را به عهده گرفته بودم.»

 

ماجرای پادگان خضرزنده را نیز بوچانپور، از همرزمان سعید، نقل میکند:

«اسفندماه 57 آقا سعید اردوگاه خضرزنده را به عنوان پادگان آموزش نظامی انتخاب و امکانات وسیعی را نیز برای پادگان فراهم کرد. به طور کلی تمرکز روی پادگان خضرزنده بود. آقا سعید هر روز نماز مغرب و عشا به پادگان می‌آمد و خودش پیش‌نماز می‌ایستاد. آقا سعید با رویی خندان و بشاش می‌آمد که در روحیه نیروها بسیار مؤثر بود. قبل از نماز از نهج‌البلاغه سخن می‌گفت و بین دو نماز از اصول و عقاید صحبت می‌کرد. به صورت شبانه‌روزی در پادگان خضرزنده مشغول فعالیت شدیم.»

 

اولین فرمانده سپاه غرب کشور

شکل‌گیری پاسداران انقلاب تقریباً زمانی بود که خضر زنده تشکیل شد. یعنی اولین حرکت به نام "پاسداران انقلاب" روزی بود که نیروهای انقلابی کرمانشاه به خضر زنده رفتند. آرمی که برای نیروها طراحی کردند آبی رنگ  بود با دو تا دست که از مچ به هم فشرده شده بود و بالایش هم نوشته شده بود: «پاسداران انقلاب اسلامی.»

حجت الاسلام سید مصطفی حسینی روایت دقیقتری از شکل گیری پاسداران انقلاب اسلامی بازگو میکند:

«خاطره به یادماندنی كه هرگز آن را فراموش نمی‌كنم اینكه انقلاب اسلامی پیروز شده بود و شاه رفته بود و حكومت اسلامی به حمدالله محقق شده بود، شاید 2-3 هفته از پیروزی انقلاب گذشته بود. در مسجد آیتالله بروجردی طبقه بالا بودم، دیدم كسی از پائین داد میزند آقا سید مصطفی! آقا سید مصطفی! از بالكن نگاه كردم دیدم مرحوم شهید جعفری است، گفتم خیر است، خبری هست؟! دوباره راهپیمایی داریم؟!

فرمودند بیا پائین، آمدم پائین، گفتند «سوار شو میخواهیم سپاه پاسداران تشكیل بدهیم» گفتم سپاه پاسداران چیه؟! گفت میخواهیم برویم سراب خضرزنده، آنجا پادگان تشكیل بدهیم. یك ماشین از این شورلتهای آمریكایی كرم رنگ كه مال رئیس ساواك سابق بود سوار شدیم و به طرف سراب خضرزنده رفتیم، آنجا كه رسیدیم با 12 نفر جوان با محاسن خیلی زیبا روبرو شدم از این گروه 12 نفره 11 نفر شربت شهادت نوشیدند. شهید جهاندار زرافشانی بودند شهید جعفر نوروزی- شهید زنگنه- شهید علی سوری و ..." به این ترتیب پاسداران انقلاب اسلامی در سال 57 (همان سالی که در آرم سپاه نقش بسته) تشکیل گردید و سید محمد سعید جعفری اولین فرمانده سپاه غرب کشور شد.

 

غائله سنندج 

در روز اول پیروزی انقلاب که همه در خوشحالی فتح بودند، بهروز همتی خاطرهای از آن روز که سعید جعفری با او تماس میگیرد بیان میکند که نشان از پیش بینی غائله سنندج توسط شهید دارد:

«عصر روز 22 بهمن كه همه در تب و تاب و شادی پیروزی بودند شهید سعید با من تماس گرفت و گفت كه كردستان به دست گروهكها خواهد افتاد، فردا صبح شما در سنندج باشید و امور را تحت نظر بگیرید.»

شهید جعفری به طرق مختلف از اوضاع شهر سنندج آگاه بود تا اینکه اواخر اسفند 57 خبر حمله به کمیته شاطر محمد و محاصره پادگان لشکر 28 سنندج به گوش سعید رسید. در این شرایط شهید جعفری تصمیم به اعزام نیروهای پادگان خضر زنده به سنندج جهت دفاع از لشکر 28 را میگیرد. جزئیات اعزام را جلیل کرم شرح میدهد:

«تقریباً یک هفته -یعنی حدوداً تا 26 یا 27 اسفند- بود در پادگان بودیم که یک روز ساعت 10 صبح که مشغول آموزش نظامی بودیم، دیدیم مرحوم آقا سعید از شهر آمد و گفت همه جمع بشوید. همه جمع شدیم جلوی ساختمان و آقا سعید صحبت از شهادت کردند. صحبت از اینکه سنندج به دست ضد انقلاب‌ها و چریک‌های فدایی و دموکرات‌ها افتاده است و آنجا عزیزانی مثل مرحوم شاطر محمد و پسرش حشمت را که از فعالین کمیته بودند به شهادت رسانده‌اند. و امام هم دستور داده که اولین نیروهایی که نزدیکتر به آنجا هستند بروند از کردستان دفاع کنند. بنابراین بچه‌های کرمانشاه و پاسداران انقلابی که در خضر زنده جمع شدهاند باید جزء اولین نیروهای اعزامی باشند.

مرحوم آقا سعید از شهادت برایمان گفت؛ گفت که هر کس آنجا برود راه برگشتی نیست. یعنی خودتان بدانید چه کار دارید می‌کنید، این انتخاب، انتخابی است که باید خودتان داشته باشید.»

حدود 30 نفر از نیروهای مردمی کرمانشاه به داخل پادگان سنندج هلی برن میشوند و نهایاتا پادگان در نوروز 58 از محاصره خارج میشود. در غائلههای بعدی شهرهای مهاباد، مریوان، روانسر، پاوه و کامیاران نیز نیروهای شهید نقش ایفا کردند که مجال شرح نمیباشد.

 

تشکیل سازمان پیشمرگان کرد مسلمان

 از زمان طاغوت، عده‌ای از كردها و ساكنان منطقه، تحت تعقیب دولت ایران قرار داشتند و این افراد، از ترس بازداشت به عراق رفته، در آنجا ساكن شده بودند. این روند در ابتدای پیروزی انقلاب نیز ادامه داشت، حتی برخی از این افراد به صورت پناهنده در اردوگاههای پناهندگان عراق به سر می‌بردند. بسیاری از این افراد، جرم قابل توجهی مرتكب نشده بودند و از ترس، به علت ارتكاب جرائم كوچك یا همراهی در مقطعی با گروهكها، به این وادی كشیده شده بودند، حتی عده‌ای در اثر برخی اجحافات در زمان حكومت ستمشاهی تحت تعقیب قرار گرفته، مجبور به ترك خانه و میهن خود گردیده بودند و به علت عدم اطلاع كافی از وضعیت و نگرش حكومت مركزی، پس از انقلاب گمان می‌كردند كه در صورت بازگشت، همچنان موردتعرض قرار خواهند گرفت. آقای همتی درباره دلیل و زمینه تشکیل سازمان میگوید:

«...در آبان ماه سال 58 کردستان مورد هجوم دوباره ضد انقلاب قرار گرفت و برای دومین بار بر شهرهای استان کردستان مسلط شدند، بسیاری از نیروهای مؤمن و معتقد كرد اعم از شیعه و سنی که جانشان در معرض خطر بود در همان آبان 58 شهرستان سنندج را ترک کردند و بیشتر این نیروها به شهر کرمانشاه مهاجرت کردند. از جمله مرحوم احمد مفتی زاده -که رهبری نیروهای مذهبی اهل سنت استان کردستان را عهدهدار بود.- به علاوه جمع کثیری از نیروهای هوادار ایشان. كه همه در کرمانشاه مستقر شدند و از طریق سپاه و بعضی از بخش های حکومت، امکانات در اختیار این افراد مهاجر قرار گرفت و با تسلط کامل نیروهای ضد انقلاب در کردستان، در پایان آبان ماه سال 58 بحثی با عنوان تشکیل یک سازمان از نیروهای داوطلب اهل سنت، با عنوان سازمان پیش مرگان مسلمان کرد مطرح شد.

از طریق شهید عزیز سید محمد سعید جعفری و با پیگیری‌هایی که سپاه پاسداران انجام داد و با موافقت مرحوم احمد مفتی زاده و خواهر زادههای ایشان آقایان ماجد روحانی و برادر بزرگشان فؤاد روحانی و بعضی از نزدیکان مرحوم مفتی زاده، سازمان پیش مرگان کرد مسلمان تشکیل شد. در تشكیل سازمان پیش مرگان كرد مسلمان عزیزان دیگری نیز فعالیت داشتند ولی ایشان نقش عمدهای در این زمینه ایفا نمود.»

تشكیل سازمان پیشمرگان كرد مسلمان نقش بسیار موثری در ثبات امنیتی منطقه داشت چرا كه بسیاری از پناهندگان از عراق بازگشته و از عوامل اختلال در امنیت به عوامل تامین منطقه تبدیل شدند و مهاجرین نیز به شهرهای خود بازگشتند و از سوی دولت حمایت گردیده، با نفوذ و آشنایی خود در منطقه امنیت را نهادینه نمودند.

 

مهمترین وظیفه ما امروز جنگ است

سرهنگ دریابار نقل میکنند: «... بین جوانان حزب اللهی در خیابان به سخنرانی پرداختند و اعلام كردند: «امروز جهاد بر هر كس كه می‌تواند، واجب است.»

اینقدر این سخنرانی و این اعلام جهاد، در فضای گیج دو سه روز اول جنگ، غیر مترقبه بود و این قدر این مطلب سنگین بود كه یكی از افرادی كه ارادت هم به شهید داشت، ناگهان مضطرب شد و در یك حالت روحی غیر معمول به سوی شهید حمله‌ور گردید، در حالیكه فریاد می‌زد: «این می‌خواهد همه ما را به كشتن دهد. چرا خودت به جبهه نمی‌روی؟ می‌خواهی ما را بفرستی؟ خودش كارخانه‌دار است اما ما بیچاره‌ها را تحریك می‌كند. به ما چه كه به جنگ برویم، ارتشی‌ها كه 30 سال است برای اینطور روزی حقوق می‌گیرند باید بجنگند.»

 و برادر آن گوینده او را می‌گیرد و می‌گوید: "این آقا سعید است نمی‌فهمی؟!" شهید می‌گوید: «مگر ارتش انقلاب كرد؟! همه مردم ایران انقلاب كردند. امروز هم همه مردم باید از انقلابشان دفاع كنند. گیرم اصلاً زمانی ارتش از انقلاب دفاع نكند این دلیل می‌شود كه ما هم بنشینیم و دفاع نكنیم؟!». بعضی از بچه‌ها گفتند: آقا سعید! اگر ما به جبهه برویم پس چه كسی با گروهكها مبارزه كند. شهید فرمودند: «امروز دیگر بحث گروهكها تمام شده است. مهمترین وظیفه ما امروز جنگ است.»

 

این عراق حمله خواهد كرد!

سعید یكسال پیش از آغاز جنگ تحمیلی با نگاشتن نامهای تحركات جبهه عراق و خطر حمله قریب الوقوع آنان را به مسئولان وقت گوشزد مینماید. پیرو این روشنگریها نیروهای مردمی كرمانشاه در آذر ماه ۵۸كنسولگری عرا ق را كه مشغول نقشه برداری و جمع آوری اطلاعات از منطقه است تصرف می نمایند و اسنادی را نیز در اختیار سعید قرار میدهند.

سعید در مصاحبهاش با روزنامه اطلاعات در اسفند ۵۸بار دیگر بر خطر حمله عراق تصریح نموده و با وجودی که در این زمان هیچگونه مسئولیت رسمی در کشور نداشت،  تنها از روی احساس تکلیف، از تابستان ۵۹رأساً دو مجموعه را به سركردگی شهیدان مفقودالاثر امیر سالمی و داوود رضوانی در مرزهای خسروی و گیلانغرب مستقر می نماید تا آخرین تحركات دشمن را به صورت روزانه گزارش نمایند. متأسفانه با هجوم ارتش عراق به ایران این دو گروه که در نزدیکترین خط مرزی ایران با عراق مستقر بودند با مقاومت محدودی متلاشی و دو فرمانده غیور آن به شهادت میرسند.

 

شاید جنازه‌های ما پیغام جنگ را به مردم برساند 

آقای داوود به‌مرام نقل میکند: «در نكتهای من از ایشان سئوال كردم، به آقا سعید گفتم كه ایده شما از این تشکیل جبهه چیست؟ مثلاً چرا اصرار بر مسئله جهاد و شهادت دارید؟ ارتش باید بیاید و جلو عراق بایستد. به علاوه اگر ما هم می‌خواهیم كاری بكنیم یك منطقهای كه عراقییها را بهت رببینیم و بتوانیم به صورت چریكی پیشروی كنیم، تیراندازی كنیم به آنها صدمه بزنیم و برگردیم نه اینكه در سر پل رودرروی عراقیها بایستیم.»

آقا سعید فرمودند: "جنگ عراق با ما، مثل مبارزات كردستان نیست كه هدف، تنها ضربه زدن به گروهكها باشد. این نبرد یك ارتش با ماست اگر آنها احساس كنند كه هیچ جبهه‌ی منسجمی در برابرشان وجود ندارد تا تهران خواهند رفت. ما باید از پیشروی آنها جلوگیری كنیم، آسیب به آنها كافی نیست. بعلاوه سیزده هزار نیرویی كه در پادگانها هستند بدون آنكه هیچ گونه فعالیتی داشته باشند، بنیصدر هم اجازه ورودشان را در جنگ نمی‌دهد. ما آمده‌ایم اینجا ...[تا] شاید جنازه‌های ما پیغام جنگ را به مردم برساند و غیرت نیروهای مسلح را به خروش آورد تا از پادگانها به سوی جبهه‌ها بیرون بیایند. بله ما آمدهایم اینجا كه شهید شویم".

 

به امام زمان قسم تا به امروزیك نگاه حرام نكرده‌ام

سید شجاع الدین جعفری، برادر سعید، نقل میکند: «شبی كه مرحوم آقاسعید در بامداد آن، شهید شدند دسته‌ی ما عملیات داشتیم. یكی دو ساعت به غروب مانده بود كه آقاسعید به من گفتند: «آقا شجاع برویم غسل كنیم.» نزدیك محل استقرار ما در قره بلاغ یك موقعیتی بود به نام چم امام حسن(ع) كه از سر شاخه‌های رود الوند به حساب می‌آمد، آب زلالی داشت و عمقش هم تقریباً به اندازه یك نفر بود.

در مسیر تا چم امام حسن (ع) آقا سعید با من صحبت می‌كرد. از اهمیت امر به معروف و نهی از منكر و لزوم پرهیزکاری سخن می‌گفت. ...صحبت هایمان تا زمان بیرون آمدن از آب ادامه یافت. توصیه هایی به من فرمود از جمله آنكه گفت: «شاربت بلند شده آن را كوتاه كن» و فرمود كه: «تو الان در سِنّی قرار داری كه در معرض نگاه حرام هستی. چشمانت را پاك نگهدار و از گناه دوری كن» عرض كردم: «آقا سعید روزگار طوری نیست كه بشود تقوا را آنطور كه شما می‌گویید نگه داشت. صبح كه از منزل بیرون میآئیم كسانی را می‌بینیم كه حجابشان را درست رعایت نمی‌كنند»

آقا سعید همانطور كه سرش را با حوله خشك می‌كرد، پرسید: «سن شما بیشتر است یا من؟» گفتم: شما. حوله را از روی صورتش كنار زد و گفت: «به وجود مقدس امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) تا به امروزیك نگاه حرام نكرده‌ام» این قسم بزرگترین قسم سعید بود و چنان این حرف را محكم زد كه اشك در چشمانم حلقه بست... .

شهادت در حالت سجود

آقای داریوش بذری همراه سعید در 4 آبان 1358، اتفاقات آن روز را اینگونه میگوید: «... با مشخص شدن مسیر، به صورت صفی حركت كردیم. شهید سید محمدسعید جعفری و شهید بختیاری نفرات اول و دوم بودند و من پشت سر آنها در حال حركت بودم. آقای علی اكبر همتی و شهید بابایی نیز بعد از ما قرار داشتند. با فاصلهای حدود سیصدمتر برادران شهید جعفری نیز می‌آمدند.

در طول مسیر چندین بار من و علی اكبر همتی از شهید جعفری درخواست كردیم تا با توجه به شناخت مسیر، ما پیشاپیش گروه حركت كنیم ولی انگار او كلام ما را نمیشنید. در آن لحظات پیش خودم فكر كردم كه شاید ایشان به جهت موضوعی كه چند شب پیش در بلندی قراویز اتفاق افتاد از ما مكدر شده است اما بعداً فهمیدیم كه اینطور نیست. انسانهای آسمانی به آسمان تعلق دارند و كلام زمینی‌ها را نمیشنوند. «مَضْرُوبَةٌ بَینَهُمْ وَ بَینَ مَنْ دُونَهُمْ حُجُبُ اَلْعِزَّةِ وَ أَسْتَارُ اَلْقُدْرَةِ» (خطبه حضرت امام علی (ع) در خلقت آدم و آسمانها و زمین).

به پیكر شهدا كه رسیدیم ایشان و شهید عزیزی كه اهل نهاوند بود جلو رفتند، من در فاصلهچند متری آنان قرار داشتم. شهید باقر بابایی و علی اكبر همتی از پشت سر دویدند و بین من و آن عزیزان قرار گرفتند ناگهان نور و صدای دو یا سه انفجار دیده و شنیده شد و همهی ما بر روی زمین افتادیم. پس از لحظاتی متوجه شدم كه چه اتفاقی افتاده، به آرامی برخاستم، دیدم كه شهید جعفری رو به قبله و به حالت سجده بر زمین افتاده بود.»

منبع: رجانیوز - مجید قاسم

يکشنبه 12/8/1392 - 6:4
دعا و زیارت


همه آنچه پیرامون گارگزاران دولت حضرت مهدى گفته شد؛ نشانه كوچكى از عظمت آن تنها بازمانده از حجج الهى مى‏ باشد. لیكن توصیف آن امام همام میسور نیست، كه هرچه خوبان جهان دارند او به تنهایى دارد.

اگر مردم جهان به قهرمان خود عشق مى‏ ورزند، هرگز قهرمانى در جهان به شجاعت و صلابت او وجود ندارد.

امام رضا علیه السلام در این رابطه مى ‏فرماید:

حضرت مهدى از نظر جسمى به قدرى توانمند است كه اگر دستش را به بزرگترین درخت روى زمین دراز كند آن را را از ریشه و بن مى‏ كند و اگر در میان كوه‏ ها بانگ برآورد، صخره‏ هایش فرو ریزد.(88)

اگر یوسف كنعان به جهت جمال بى‏ نظیرش، زیباترین تابلوهاى عهد كهن را به خود اختصاص داده؛ یوسف زهرا در میان دلبران بهشتى عنوان طاووُسُ اَهْلِ‏ الجَنَّة را از آنِ خود نموده است.(89)

پیامبراكرم‏ صلى الله علیه وآله و سلم در وصف جمالش فرمود:

وَجهُهُ كَالْكَوكَبِ الدُّرّىّ؛ چهره ‏اش چون ستاره سحر است.(90)

اگر پدران و مادران با عواطف و محبّت خود نسبت به فرزند زبانزد گردیده‏ اند؛ مهربانى پدران و مادران در برابر عواطف آن حضرت كم رنگ است:

امام هشتم مى ‏فرماید:

وَاشْفقُ عَلیهم مِنْ ابائهِم واُمَّهاتِهم؛ مهدى موعود از پدران و مادران نسبت به امت خود مهربان‏ تر است.(91)

اگر پدران و مادران همواره نگران فرزندان هستند، او در توقیع خود به شیخ مفید مى‏نویسد:

اِنّا غَیرُ مُهمِلینَ لِمُراعاتِكم وَلا ناسینَ لِذِكرِكُم؛ ما هرگز در رعایت و حراست شما كوتاهى نمى‏ كنیم و یاد شما را از خاطر نمى‏ بریم.(92)

این ویژگى ‏ها او را محبوب‏ ترین انسان جهان نموده، با این حال:

در منابع عامه آمده است كه:

یُلقِى‏اللَّهُ مَحبَّتَهُ فى صُدورِ النّاس؛ خداوند محبتش را به دل ‏هاى مردم مى‏ اندازد.(93)

اگر همه دنیا در اشتیاق بهشت هستند، بهشت هم در اشتیاق یوسف فاطمه:

پیامبر رحمت مى ‏فرماید:

بهشت در اشتیاق چهار تن از خاندان من هست كه خداوند آنها را دوست دارد و به من امر فرموده كه آنها را دوست بدارم. آنها عبارتند از: على ‏بن ‏ابى‏ طالب، حسن، حسین و مهدى كه عیسى‏ بن مریم پشت سرش نماز مى‏ گذارد.(94)

پیامبراكرم‏ صلى الله علیه وآله وسلم در شب معراج جمال دل‏ آراى او را دید، از اعماق دل به او عشق ورزید و فرمود:

طوبى لِمَن لَقیهُ وَطوبى لِمن اَحَبّهُ وَطوبى لِمَن قالَ بِهِ؛ خوشا به حال كسى كه او را دیدار كند، خوشا به حال كسى كه او را دوست بدارد و خوش به حال كسى كه به امامت او معتقد باشد.(95)

امیرمؤمنان‏ علیه السلام بر فراز منبر كوفه، با یك دنیا شور و شعف از آن فرزند برومندش یاد كرده و مى ‏فرماید:

برترین قله شرف، دریاى بیكران فضیلت، شیرِ بیشه شجاعت، ویرانگر كاخ‏ هاى ستم، جهاد گر همیشه پیروز، قهرمان دشمن‏ شكن ...

آن‏ گاه دست روى سینه نهاده مى‏ فرماید:

هاهِ، شَوقاً اِلى رُؤیَتِهِ؛ آه، منِ على چقدر مشتاق دیدار اویم.(96)

و چون از یاران با صفاى یوسف زهرا سخن مى‏گوید مى‏ فرماید:

وَیا شَوقاهُ اِلى رُؤیَتهم فى حالِ حُضُورِ دَولتِهم؛ آه چقدر مشتاقم كه آنها را به هنگام ظهور دولتشان دیدار نمایم.(97)

منبع: کتاب امام ‏مهدى و شکوفائى فرهنگ و تمدن اسلامى در جهان
نوشته دکتر علی اکبر ولایتی

قسمت پایانی


88) علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 322.

89) شیرویه، الفردوس بمأثورالخطاب، ج 4، ص 222.
90) ذهبى، میزان‏الاعتدال، ج 3، ص 449.
91) كامل سلیمان، روزگار رهایى، ج 1، ص 129.
92) طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 497.
93) كورانى، معجم احادیث الامام‏المهدى، ج 1، ص 471، ح 316.
94) شیخ حرعاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 552، ب 32، ح 573.
95) شیخ صدوق، كمال‏الدین، ج 1، ص 268.
96) علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 115.
97) كلینى، الكافى، ج 1، ص 270.


سه شنبه 13/11/1388 - 11:7
دعا و زیارت


یكى از مهم‏ترین عوامل موفقیت حضرت مهدى  در اداره دهكده جهانى، وجود اصحاب و یاران خاص آن حضرت مى‏باشد كه از ویژگى‏هاى فراوان برخوردارند. به برخى از آنها اشاره مى‏كنیم:

امام صادق‏ علیه السلام مى‏فرماید:

گویى قائم را بر فراز منبر كوفه مى‏بینم كه 313 نفر (به تعداد اصحاب بدر) در اطراف او هستند. آنها پرچم‏ داران و زمامداران روى زمین از سوى خداوند هستند.(82)

امام باقر علیه السلام در این رابطه فرمود:

گویى اصحاب قائم را مى‏بینم كه بر شرق و غرب جهان سیطره یافته‏اند. چیزى در جهان نیست جز اینكه از آنها فرمان مى‏برد و خشنودى آنان را در هر چیزى مى‏طلبد، حتى درنگان زمین و پرندگان آسمان.(83)

امام صادق‏ علیه السلام در وصف آنان مى‏فرماید:

آثار سجده در پیشانى آنان آشكار است، آنها شیران روز و راهبان شب هستند. گویى بدن‏هاى آنها قطعات آهن مى‏باشد، به هر یك از آنها نیروى چهل مرد داده شده است.(84)

امیرمؤمنان‏ علیه السلام در یك تعبیر بسیار بلند از میزان شناخت آنها پرده برمى‏دارد و مى‏فرماید:

رِجالٌ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعرِفَته؛ آنها مردانى هستند كه خداى را آن‏گونه كه باید شناخته ‏اند.(85)

امام باقر علیه السلام در وصف آنان مى‏فرماید:

هُمُ‏النُّجَباءُ وَالقُضاةُ والحُكّامُ، وَالفُقَهاءُ فىِ‏الدّین؛ آنها بزرگواران، داوران، زمامداران و كارشناسان احكام دین مى‏باشند.(86)

امیرمؤمنان بر جوان بودن آنها تكیه كرده مى‏فرماید:

یاران حضرت مهدى همه جوان هستند، كهنسالى در میان آنها جز به مقدار نمك طعام و سرمه چشم نخواهد بود.(87)



منبع: کتاب امام ‏مهدى و شکوفائى فرهنگ و تمدن اسلامى در جهان
نوشته دکتر علی اکبر ولایتی
 ادامه دارد...

82)   شیخ صدوق، كمال‏الدین، ج 2، ص 672.
83)   بحرانى، حلیةالابرار، ج 5، ص 494.
84)   نیلى، منتخب‏الانوار المضیئة، ص 195.
85)   متقى هندى، كنزالعمال، ج 14، ص 519.
86)   طبرى امامى، دلائل‏الامامة، ص 307.
87)   علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 322.

سه شنبه 29/10/1388 - 15:32
دعا و زیارت

از روزى كه آدم ابوالبشر بر روى این كره خاكى پا نهاده، هیچ حكومتى نیامده كه همگان از حاكمیت آن خشنود باشند. زیرا هرگز همه اهل زمین از صالحان نبوده‏اند و همه نیازهاى آنها تأمین نشده است؛ ولى در حكومت جهانى آن مصلح آسمانى همه صالح و طرفدار حكومت صالحان خواهند بود و همه نیازهاى مادى و معنوى آنها تأمین خواهد شد. بنابراین همه آسمانى‏ها و زمینى‏ها از آن خشنود خواهند بود.

رسول‏ اكرم‏ صلى الله علیه و آله و سلم در این رابطه فرمود:

یَرْضى بِهِ ساكِنُ السَّماءِ وَساكنُ الْاَرضِ؛ ساكنان زمین و آسمان از او خشنود مى‏گردند.(80)

و در حدیث دیگرى فرمود:

تَتَمَنَّى الأحیاءُ الأمْواتَ مِمّا صَنعَ‏اللَّهُ عزَّوجلَّ بِاهْلِ الأرضِ مِنْ خیرِهِ؛ زندگان مرده‏ هاى خود را آرزو مى‏كنند كه اى كاش بودند و مى‏دیدند كه خداوند چقدر به اهل زمین عنایت فرموده است.(81)



منبع: کتاب امام ‏مهدى و شکوفائى فرهنگ و تمدن اسلامى در جهان
نوشته دکتر علی اکبر ولایتی
 ادامه دارد...

80)   طبرى امامى، دلائل‏الامامة، ص 471.
81)   حاكم نیشابورى، مستدرك‏الصّحیحین، ج 4، ص 465.

سه شنبه 29/10/1388 - 15:30
دعا و زیارت



در روایات فراوان آمده است كه مهدى  حكومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى، بنیان مى‏گذارد و جهان را سرسبز و خرم مى‏نماید:

امیرمؤمنان‏ علیه السلام در این رابطه مى‏فرماید:

یك خانم در میان عراق و شام گام مى‏سپارد، هرگز قدمى جز بر روى سبزیجات نمى‏گذارد.(76)

امام باقر علیه السلام پیرامون آبادانى جهان در عصر صاحب‏الزمان‏ علیه السلام مى‏فرماید:

فَلا یَبْقى فِى الارْضِ خَرابٌ اِلّا عَمَّرَه؛ در روى زمین ویرانه ‏اى نمى‏ماند جز اینكه آنرا آباد مى‏سازد.(77)

امیرمؤمنان‏ علیه السلام در مورد زیباسازى و سالم‏ سازى شهرها مى‏فرماید:

جاده‏هاى اصلى را توسعه مى‏دهد، آنها را به 60 ذراع مى‏رساند ... هر پنجره‏ اى كه به سوى خیابان باشد مسدود مى‏كند. هر بالكن، ناودان و فاضلابى كه به طرف خیابان باشد مسدود مى‏كند.(78)

امام باقر علیه السلام در مورد خدمت‏رسانى دولت مهدوى مى‏فرماید:

فرمان مى‏دهد كه از پشت حرم امام حسین‏ علیه السلام رودى را به سوى نجف‏اشرف حفر كنند تا آب وارد نجف شود. آن‏گاه بر دهانه‏ هاى آن پل‏ها و آسیاب‏ها مى‏سازد.(79)


منبع: کتاب امام ‏مهدى و شکوفائى فرهنگ و تمدن اسلامى در جهان
نوشته دکتر علی اکبر ولایتی
ادامه دارد...


76)   شیخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419.
77)   ابن صباغ مالكى، الفصول‏المهمة، ص 302.
78)   شیخ طوسى، الغیبة، ص 283.
79)   ابن‏فتال نیشابورى، روضةالواعظین، ج 2، ص 17.

 

سه شنبه 22/10/1388 - 11:34
دعا و زیارت

امام باقر علیه السلام در مورد فقر زدائى آن حضرت مى‏فرمایند:

وَلا غارِماً اِلّا قَضى دَیْنَهُ؛ هیچ شخص مقروضى در روى زمین باقى نمى‏ماند جز اینكه قرض او را ادا مى‏كند.(72)

و در مورد رفع تبعیضات فرمود:

اِذا قامَ قائِمُنا اِضْمَحَلَّتِ القَطائِع؛ چون قائم ما قیام كند، تیول و قطایع برچیده شود.(73)

امام صادق ‏علیه السلام در مور ریشه‏ كن شدن فقر مى‏فرماید:

هر یك از شما به دنبال كسى مى‏گردد كه او را صله كند و زكاتش را بپذیرد، ولى هرگز كسى را پیدا نمى‏كند كه زكات را از او بپذیرد، زیرا همگان از فضل پروردگار بى‏ نیاز مى‏شوند.(74)

رسول ‏اكرم ‏صلى الله علیه و آله وسلم در مورد رفاه عمومى در عهد آن حضرت مى‏فرماید:

امت من در زمان او آنقدر در نعمت فرو مى‏روند كه هرگز چنین نعمت و رفاهى دیده نشده، خداوند آسمان را سیل ‏آسا براى آنها فرو مى‏ریزد و زمین چیزى از گیاه و میوه‏ جاتش را ذخیره نمى‏كند.(75)


منبع: کتاب امام ‏مهدى و شکوفائى فرهنگ و تمدن اسلامى در جهان
نوشته دکتر علی اکبر ولایتی
ادامه دارد...


72)   عیاشى، التفسیر، ج 1، ص 165.
73)   علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 309.
74)   شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 381.
75)   طبرى امامى، دلائل‏الامامة، ص 478.

سه شنبه 8/10/1388 - 12:35
دعا و زیارت

روایات در مورد عدل فراگیر كه توسط حضرت مهدى  در گستره زمین برقرار مى‏شود، بسیار فراوان است. در 148 حدیث به این تعبیر آمده است:

یَمْلَاُ الاَرضَ قِسطاً وَعَدلاً كَما مُلِئَت جَوراً وَظُلماً؛ زمین را پر از عدل و داد مى‏كند، همانگونه كه پر از جور و ستم شده باشد.(70)

امام صادق‏ علیه السلام درباره فراگیر بودن عدل مهدوى فرمود:

اَما وَاللَّهِ لیَدْخُلَنَّ عَلَیْهِم عَدلُهُ جَوْفَ بُیُوتِهِمْ كَما یَدْخُلُ الحَرُّ وَالقَرُّ؛ به خدا سوگند عدالت آن حضرت از درهاى بسته بر خانه‏هاى آنها وارد مى‏شود، آنگونه كه سرما و گرما به داخل خانه‏ها نفوذ مى‏كند.(71)


منبع: کتاب امام ‏مهدى و شکوفائى فرهنگ و تمدن اسلامى در جهان
نوشته دکتر علی اکبر ولایتی
ادامه دارد...


70)   آیةاللَّه صافى، منتخب‏الأثر، ج 2، ص 235 - 222.
71)   علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 362.


سه شنبه 8/10/1388 - 12:32
دعا و زیارت

در جهان كنونى، رقم بسیار بالایى از بودجه كشورها به تسلیحات نظامى اختصاص مى‏یابد. در دولت حضرت مهدى  هزینه‏هاى تسلیحاتى به صفر مى‏رسد و امنیت در بالاترین حدّ برقرار مى‏شود.

امیرمؤمنان ‏علیه السلام مى‏فرماید:

هنگامى كه قائم قیام كند، با عدالت رفتار مى‏كند. ظلم و ستم در زمان او رخت برمى بندد، راه‏ها امن مى‏شود. زمین بركاتش را بیرون مى‏فرستد و هر حقى به صاحبش بر مى‏گردد.(61)

در حدیث دیگرى فرمود:

یك پیرزن از عراق تا شام گام مى‏سپارد... زنبیلش بر سرش باشد، نه درنده‏اى او را مى‏آزارد و نه از چیزى هراس مى‏كند.(62)

امام باقر علیه السلام نیز فرمود:

یك پیرزن فرتوت از مشرق تا مغرب مى‏رود، بدون اینكه احدى براى او مانع ایجاد كند.(63)

امام صادق‏ علیه السلام در تفسیر آیه شریفه وَمَنْ دَخَلَهُ كانَ امِناً؛ هركس وارد آنجا (مسجدالحرام) شود در امان خواهد بود؛(64) فرمود:

فَمَنْ بایَقَهُ، وَدَخَلَ مَعَهُ، وَمَسحَ عَلى یَدِهِ، وَدَخلَ فى عَقْدِ اَصحابِهِ، كانَ امِناً؛ هركس با او بیعت كند و همراه او وارد مسجدالحرام شود، با او دست دهد و در زمره یاران او قرار بگیرد؛ در امان خواهد بود.(65)

و در تفسیر آیه شریفه سیروا فیها لَیالِىَ وَایَّاماً امِنینَ؛ بگو: شبها و روزها در آنجا با ایمنى كامل سیر كنید؛(66) فرمود:

مَعَ قائِمِنا اَهلَ‏البَیْتِ؛ همراه با قائم ما اهل‏بیت.(67)

این دو حدیث بسیار جالب است. چراكه بدون این توضیح، معناى آیه درست نمى‏شود.(68)

امام صادق در مقام تشریح گستره عدل مهدوى فرمود:

وَاصْطَلَحتِ السِّباعُ وَالْبَهائِمُ؛ حتى درندگان و حیوانات با یكدیگر آشتى مى‏كنند.(69)



منبع: کتاب امام ‏مهدى و شکوفائى فرهنگ و تمدن اسلامى در جهان
نوشته دکتر علی اکبر ولایتی
ادامه دارد...


61)   شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 384.
62)   شیخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419.
63)   علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 345.
64)   سوره آل‏عمران(3)، آیه 97.
65)   شیخ صدوق، علل الشرائع، ج 1، ص 91، ب 81، ح 5.
66)   سوره سبأ(34)، آیه 18.
67)   علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 314.
68)  زیرا در زیر آسمان جایى سراغ نداریم كه مردم بتوانند شب‏ها و روزها در آن با ایمنى كامل به گشت‏وگذار بپردازند و مسجدالحرام نیز همواره جاى امن نبوده، حجّاج‏بن‏یوسف آنجا را محاصر كرد و با منجنیق عبداللَّه‏بن‏زبیر را در داخل كعبه از پاى درآورد، حتى حجرالاسود نیز از منجنیق آسیب دید. ] ر.ك: ذهبى، تاریخ‏الاسلام، ج 5، ص 315]. در حادثه قرامطه چقدر انسان بى‏گناه در كنار كعبه كشته شد و حجرالاسود به یغما رفت. ] مهدى ‏پور، تاریخ الوهابیّین، چ قاهره، ص 41]. در طول دو قرن چقدر انسان بى‏گناه در داخل مسجدالحرام توسط وهابیان كشته شد، كه آخرین مورد آنها جهیمان، قحطانى و دیگر افراد متحصّن در مسجدالحرام، در اول محرم 1400 ه. ق بود. ] ر.ك: سید هادى خسروشاهى، مصلح جهانى، ص 50]. اگر از بیان امام صادق‏علیه السلام چشم‏پوشى شود، این دو آیه معنى نخواهد داشت.

69)   شیخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419.

پنج شنبه 26/9/1388 - 17:50
دعا و زیارت

علیرغم این همه پیشرفت چشم‏گیر پزشكى، پیدایش تخصّص‏هاى فراوان، كشف آثار شگفت گیاهان در معالجه امراض؛ در عین حال همه روزه شاهد رشد سریع بیمارى‏ها و پیدایش امراض گوناگون ناشناخته هستیم. ولى در عصر موعود پیشرفت علم پزشكى و گستره بهداشت جهانى به حدى مى‏رسد كه آمار بیماران در جهان به صفر مى‏رسد.

امام صادق‏ علیه السلام در این رابطه مى‏فرماید:

لایَبْقى عَلى وَجهِ الأرضِ أَعْمى وَلامُقْعِدٌ وَلا مُبْتلى؛ بر روى زمین، نابینا، زمین‏گیر و هیچ مریض دیگرى نمى‏ماند.(60)

منبع: کتاب امام ‏مهدى و شکوفائى فرهنگ و تمدن اسلامى در جهان
نوشته دکتر علی اکبر ولایتی
ادامه دارد...

60)   علامه مجلسى، بحارالانوارج 53، ص 62.
چهارشنبه 18/9/1388 - 15:32
دعا و زیارت

در مورد سیماى شگفت جهان در عصر حضرت صاحب ‏الزمان‏ علیه السلام احادیث فراوان از پیشوایان معصوم رسیده كه پیشرفت فناورى جهان را به شكل شگفت ‏آورى ترسیم نموده‏اند و اینك چند نمونه:

امام باقر علیه السلام در حدیث معتبر و مورد استنادى مى‏فرماید:

چون قائم ما قیام كند خداوند بر توان دید و شنید شیعیان ما مى‏افزاید، بطوریكه در میان آنها و قائم پیكى نخواهد بود. او براى آنها سخن مى‏گوید و آنها در هر جایى كه هستند سخنانش را مى‏شنوند و به چهره‏اش مى‏نگرند.(56)

امام صادق‏ علیه السلام در همین رابطه فرمود:

در زمان قائم شخص مؤمن كه در مشرق باشد، برادرش را كه در مغرب باشد مى‏بیند.(57)

در عصر فن‏آورى اطلاعات و ارتباطات فهم این احادیث بسیار ساده است. ولى در دوران ائمّه ‏علیهم السلام دانستن آن بسیار سخت بوده، و راویان حدیث تنها در پرتو ایمان راسخ به امام معصوم آنها را پذیرفته و براى نسل بعدى نقل كرده‏اند. اگرچه ما مطمئن نیستیم كه آیا این صحنه‏هاى شگفت در اثر پیشرفت سریع فناورى است یا در پرتو اعجاز امام ‏علیه السلام؟! به هر حال سیماى جهان در عصر موعود اینگونه خواهد بود.

امام صادق‏ علیه السلام فرود آمدن حضرت مهدى  را به هنگامه ظهور اینگونه تشریح مى‏كند:

یَنْزِلُ فى سَبْعِ قُبابٍ مِنْ نُورٍ ؛ او در هفت خیمه از نور فرود مى‏آید.(58)

جالب توجه است كه امروزه به بشقاب‏هاى پرنده نیز قباب مى‏گویند.

و در احادیث عامّه آمده است:

وَتُكَلِّمُ الرَّجُلَ عَذَبَةُ سَوْطِهِ وَشِراكُ نَعْلِهِ، وَتَخْبِرُهُ بِما اَحْدَثَ اَهْلُهُ بَعْدَهُ ؛ منقوله شمشیر و بند كفش با انسان سخن مى‏گوید و به او خبر مى‏دهد كه خانواده‏اش بعد از او چه كارى انجام داده‏اند.(59)

ظرافت و لطافت حدیث بر همگان روشن است و جالب توجه است كه در عصر رسالت هرگز چنین معنائى به ذهن احدى خطور نمى‏كرد تا آن را جعل كند. لذا محققان معتقدند كه در اینگونه احادیث به بررسى سند نیازى نیست.

منبع: کتاب امام ‏مهدى و شکوفائى فرهنگ و تمدن اسلامى در جهان
نوشته دکتر علی اکبر ولایتی
ادامه دارد...

56)   كلینى، الكافى، ج 8، ص 201، ح 329.
57)   شیخ حرعاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 584.
58)   عیاشى، التفسیر، ج 1، ص 214.
59)   شرویه، فردوس‏الأخبار، ج 5، ص 98، ح 7298.
چهارشنبه 18/9/1388 - 15:30
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته