حرمت افشای اسرار مردم هیچ كس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل كار شخصی كسی بدون اذن صاحب آنها وارد شود. یا به نام كشف جرم یا ارتكاب گناه تعقیب و مراقبت نماید، و یا نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیر انسانی- اسلامی مرتكب شود، یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام كشف جرم یا كشف مركز گناه گوش كند و یا برای كشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسراری كه از غیر به او رسیده و لو برای یك نفر فاش كند. تمام اینها جرم [و] گناه است و بعضی از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از كبایر بسیار بزرگ است و مرتكبین هر یك از امور فوق مجرم و مستحق تعزیر شرعی هستند و بعضی از آنها موجب حد شرعی می باشد. )البته) آنچه ذكر شد و ممنوع اعلام شد، در غیر مواردی است كه در رابطه با توطئه ها و گروهك های مخالف اسلام و نظام جمهوری اسلامی است كه در خانه های امن و تیمی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و ترور شخصیتهای مجاهد و مردم بی گناه كوچه و بازار و برای نقشه های خرابكاری و افساد فی الأرض اجتماع می كنند و محارب خدا و رسول می باشند كه با آنان در هر نقطه كه باشند و همچنین در جمیع ارگانهای دولتی و دستگاه های قضایی و دانشگاه ها و دانشكده ها و دیگر مراكز با قاطعیت و شدت عمل، ولی با احتیاط كامل باید عمل شود، لكن تحت ضوابط شرعیه و موافق دستور دادستانها و دادگاه ها، چرا كه تعدی از حدود شرعیه حتی نسبت به آنان نیز جایز نیست، چنانچه مسامحه و سهل انگاری نیز نباید شود... و موكداً تذكر داده می شود كه اگر برای كشف خانه های تیمی و مراكز جاسوسی و افساد علیه نظام جمهوری اسلامی از روی خطا و اشتباه به منزل شخصی یا محل كار كسی وارد شدند و در آنجا با آلت لهو یا آلات قمار و فحشا و سایر جهات انحرافی مثل مواد مخدره برخورد كردند، حق ندارند آن را پیش دیگران افشا كنند، چرا كه اشاعه فحشا از بزرگترین گناهان كبیره است و هیچ كس حق ندارد هتك حرمت مسلمان و تعدی از ضوابط شرعیه نماید. فقط باید به وظیفه نهی از منكر به نحوی كه در اسلام مقرر است عمل نمایند و حق جلب یا بازداشت یا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساكنان آن را ندارند و تعدی از حدود الهی ظلم است و موجب تعزیر و گاهی تقاص می باشد. (صحیفه امام، 17416: نتیجه: بندگان خاص خدا در بین بندگان مخفی هستند و معلوم نیست این دشمنی تو و هتك ستر و كشف عورت این مومن برگشت به هتك ستر خدا نكند. مومنین اولیاء حقند. دوستی با آنها دوستی با حق است و دشمنی آنها دشمنی با حق است. بترس از غضب حق و بر حذر باش از خصومت شفعاء روز جزا «ویل لمن شفعاوه خصماوه» «وای به حال كسی كه شفاعت كنندگان او دشمنان او باشند.» قدری تفكر كن در این نتایج دنیویه و اخرویه این معصیت و قدری تأمل كن در آن صورتهای موحشه مدهشه كه در قبر و برزخ و قیامت به آن مبتلا می شوی و مراجعه كن به كتب معتبره اصحاب (رضوان الله علیهم) و اخبار مأثوره از ائمه اطهار (سلام الله علیهم) كه حقیقه كمرشكن است، پس، موازنه و مقایسه كن بین یك ربع ساعت هرزه گویی و بذله سرایی و قضای شهوت خیالی و هزاران هزار سال گرفتاری، در صورتی كه اهل نجات باشی و با ایمان از این عالم بروی و الا مقایسه كن آن را با خلود در جهنم و عذاب الیم همیشگی نعوذ بالله منه. علاوه بر این، تو اگر دشمنی نیز داری با شخصی كه از او غیبت می كنی، مقتضای دشمنی نیز آن است كه از او غیبت [نكنی] اگر ایمان به احادیث داری، زیرا كه در حدیث وارد است كه حسنات غیبت كن منتقل می شود به نامه عمل كسی كه از او غیبت كرده و سیئات این به نامه آن منتقل می شود. پس خواستی دشمنی با او كنی، با خود دشمنی كردی. پس بدان با خداوند نمی توانی ستیزه كنی. خداوند قادر است با همین غیبت تو آن شخص را در نظر مردم عزیز و محترم كند و تو را به واسطه همین در نظر آنها خوار و ناچیز كند و در محضر كروبیان نیز همین معامله را كند: نامه اعمال تو را از سیئات پر كند پس تو را مفتضح كند و نامه اعمال او را از حسنات پر كند، و او را معزز و محترم كند. (شرح چهل حدیث: 313