• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 5
زمان آخرین مطلب : 5188روز قبل
اخلاق
احترام مومن بالاتر از احترام كعبه
حفظ آبروی مردم بویژه مومنان، از ارزش والایی در پیشگاه الهی برخوردار است. مطابق روایت: “المومن اعظم حرمه من الكعبه”(1) احترام مومن از احترام كعبه نیز بالاتر است. حفظ آبروی مومن بقدری اهمیت دارد كه خداوند در پاره‌ای اوقات، خطاهای انسان مومن را از ملائكه نیز پوشیده می‌دارد. البته این هنگامی است كه ما حدود الهی را شناخته و حقوق او را رعایت كنیم، تا پیش او وجیه و آبرومند شویم، آنگاه او آبروی ما را پیش فرشته‌ها هم حفظ می‌كند. اگر یك وقتی پای ما لغزید، نمی‌گذارد آن ملائكه هم بفهمند! چه رسد به دیگران، حتی وجود مبارك پیامبر اعظم؛ چه آنكه در روایت آمده است: وجود مبارك رسول گرامی(ص) نقل می‌كند كه من به خدای سبحان عرض كردم در قیامت، بررسی اعمال امت مرا به من واگذار كن كه اگر در بین آنها كسانی بودند، لغزشی داشتند، آبروی من پیش انبیای دیگر نرود. “ان علینا حسابهم”(غاشیه/26)، جواب آمد: “من اعمال برخی از اینها را خودم به عهده می‌گیرم، بررسی می‌كنم كه حتی تو هم متوجه نشوی! كه اگر اینها لغزشی داشتند، آبروی اینها پیش تو هم نرود”(2.)
اینها همه نشان از اهمیت و ارزش بالای آبرو و حرمت مومن، بعنوان خلیفه خدا در زمین دارد. عزت و حرمت مومن از جانب حق تعالی به او عنایت شده است: “لقد كرمنا بنی آدم”(اسرا/70) و همین امر سبب ارزش والای آن است، از این رو تعدی به آبروی دیگران جزء گناهان كبیره محسوب شده و از طرف خداوند وعده عذاب الیم داده شده است. در آیات قرآن ربا بعنوان جنگ و محاربه با خدا و پیامبر تعبیر شده است، اما با این حال در روایت نبوی آمده: “ربا هفتاد و سه قسم است ... و بدتر از همه رباها، تجاوز به آبروی مسلمان است”(3.)
در آموزه‌های اسلامی، حقوق بشر و حق الناس تنها در جسم و جسد و اموال او خلاصه نمی‌شود و حفظ آبرو در كنار حفظ مال و جان دارای اهمیت است. پیامبر اكرم(ص) می‌فرمایند: “همه چیز مسلمان، از مال، آبرو و خونش بر مسلمان دیگر حرام است و حتی می‌توان در برخی موارد از مال و جان گذشت تا آبرو و حیثیت مومنی حفظ شود”(4) و نیز از حضرت علی (ع) روایت شده: “مال خود را به كسی كه برای تو از آبرویش (مایه) گذاشته است، ارزانی دار، زیرا هیچ چیز با بخشیدن آبرو برابری نكند”(5.) امیرمومنان (ع) مقدار پنج وسق (حدود پنج بار) خرما برای مردی فرستاد. آن مرد شخصی آبرومند بود و از كسی تقاضای كمك نمی‌كرد، شخصی در آنجا بود به حضرت گفت: “آن مرد كه تقاضای كمك نكرد، چرا برای او خرما فرستادی؟ به علاوه یك وسق برای او كافی بود. حضرت به او فرمود: “خداوند امثال تو را در جامعه ما زیاد نكند، من می‌دهم، تو بخل می‌ورزی، اگر من آنچه را كه مورد حاجت او است، پس از درخواست او به او بدهم، چیزی به او نداده‌ام، بلكه قیمت آبرویی را كه به من داده، به او داده‌‌ام. اگر صبر كنم تا او درخواست كند، در حقیقت او را وادار كرده‌ام كه آبرویش را به من بدهد، آن رویی را كه در هنگام عبادت و پرستش خدای خود و خدای من، به خاك می‌ساید.
متاسفانه بعضا شاهد هستیم كه در جامعه اسلامی، به این مهم چندان توجهی نمی‌شود. گاهی مشاهده می‌شود كه بعضی افراد برای لگد كردن سهوی كفشی به این خاطر كه حق‌الناسی بر گردنشان نماند، از صاحب كفش تقاضای عفو می‌كنند، اما به راحتی آبروی دیگران را لگدمال می‌كنند و اصلا احساس گناه نمی‌كنند. به عنوان نمونه، در یك هیات مذهبی و در جمعی كه متشرع به آداب دینی هستند، شخصی بعد از تلاوت قرآن بدون توجه و التفات، قرآن را روی زمین می‌گذارد، در این حال شخصی كه داعیه احترام به كلام خدا و كتاب وحی دارد، با لحنی توهین‌آمیز و عباراتی سخیف، شخص خاطی را مورد عتاب قرار داده و قرآن را از روی زمین بر می‌دارد و آن شخص را در میان جمع، تحقیر می‌كند و به خیال خود با آن رفتار، از ساحت قرآن دفاع نموده است، در حالی كه روح مومنی را آزرده و آبروی وی را خدشه‌دار كرده است و متوجه نیست كه اگر قرآن دارای مقام و منزلت است، آبروی مومن نیز ارزشی والا دارد. امید است افراد جامعه با عنایت به جایگاه والای مومن و ارزش و اهمیت بالای حفظ آبروی مومن، بیش از پیش نسبت به این مهم اهتمام ورزند.
پی‌نوشتها در دفتر روزنامه موجود است.
________________________________________________________________
چندیست در فضای سیاسی جامعه شاهد موج جدیدی از اتهام زنی ها با اهداف سیاسی گوناگون هستیم. این تهمت ها که بعضا با عناوین افشاگری، دلسوزی برای نظام و یا روشنگری همراه میشود از اثرات نزدیک شدن به هر انتخاباتی است. و از آن برای از صحنه به در کردن رقبای انتخاباتی برای بوجود آوردن نوعی مصونیت و انحصار گرایی استفاده میشود.
طبق عقل و شرع و قانون تهمت زدن به افراد قبل از اثبات جرم در دادگاه
و صدور رأی قطعی ، امری ناپسند، گناه و جرم محسوب میشود. حتی صرف تحقیقات قضایی در مورد یک فرد یا بازداشت وی نیز نمیتواند ملاک قضاوت باشد. زیرا ممکن است پس از تکمیل فرایند قضا آن شخص در دادگاه بی گناه شناخته شده و تبرئه شود. در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی حتی ممکن است فردی در دادگاه محکوم شود اما در دادگاه تجدید نظر بی گناه شناخته شود. پس چگونه میتوان قبل از طی این مراحل نسبت اتهام به شخص یا گروهی را علنی عنوان کرد؟
امام صادق علیه السلام فرمودند:« المؤمنُ اعظمُ حرمه
من الکعبه »حرمت مومن از حرمت کعبه بالاتر است.
در روایتی از رسول گرامی
اسلام آمده است که روزی آن حضرت به کعبه نگاه کردند وفرمودند: « ای کعبه! خوشا به حال تو، خداوند چقدر تورا بزرگ و حرمتت را گرامی داشته است! به خدا قسم حرمت مومن از تو بیشتر است، زیرا خداوند تنها یک چیز را از تو حرام کرده، ولی ازمومن سه چیز راحرام کرده است: مال، جان وآبرو تا کسی به او گمان بد نبرد. (2
مقام معظم
رهبری در این باره میفرمایند:
"اگر چنانچه یک عنوان مجرمانه‌اى بر یک حرکتى،
بر یک حرفى منطبق شود، این عنوان مجرمانه البته قابل تعقیب است؛ دستگاه‌هاى موظف باید تعقیب کنند و میکنند؛ اما اگر عنوان مجرمانه‌اى نباشد، کسى است که نمیخواهد براندازى کند، نمیخواهد خیانت کند، نمیخواهد دستور دشمن را در کشور اجرا کند، اما با سلیقه‌ى سیاسى ما، با مذاق سیاسى ما مخالف است، ما نمیتوانیم امنیت را از او دریغ بداریم، عدالت را دریغ بداریم"
"گاهى دیده میشود که مثلاً در مجلس، در یک
نطقى، در یک اظهار نظرى، یک حرفى زده میشود. خب، حرف که زده شد، پرتاب شد دیگر. اگر خداى نکرده حرفى باشد که کسى را یا جمعى را متهم کند، جبرانش به‌آسانى ممکن نیست؛ مردم را ناامید میکند."(3
در پرونده متهمان حوادث بعد از انتخابات که به
فرموده رهبر معظم انقلاب جرم آنها محرز و مسلم بود و آنها انتخابات را دروغ معرفی کردند نیز مردم ما شاهد بودند که دادگاه به درخواست قاضی غیر علنی برگزار شد و از افراد اسمی در رسانه ها به میان نیامد تا آبرویی از کسی ریخته نشود.
حتی
وزیر اطلاعات نیز هفته گذشته به اظهارات برخی اتهام زنندگان که برخی مسئولان را به خاطر داشتن پرونده در وزارت اطلاعات مجرم خوانده بودند واکنش نشان داد و گفت:
"در وزارت اطلاعات برای همه افراد پرونده وجود دارد. اگر وزارت اطلاعات
مطلب و یا موضوعی داشته باشد خود بیان می‌کند."
رئیس قوه قضائیه نیز
چهارشنبه گذشته در برنامه ای تلویزیونی گفت:
" نباید قبل از قطعیت احکام به
هر کسی اتهامی زده شود و با آبروی آنان بازی کرد. گاهی در سایت ها اسمی برده می شود که خلاف اخلاق و قانون است و اگر شکایتی مطرح شود قوه قضائیه پیگیری خواهد
کرد"
حتی در مباحث فساد اقتصادی و برخورد با مفسدین اقتصادی نیز سعی بر آن
است که آبروی کسی ریخته نشود. رئیس قوه در این باره گفت:
"مباحث اقتصادی
ظریف است و نباید کسی که جرمش اثبات نشده و متهم است در رسانه‌ها نامی از آنها برده شود."
حال چگونه برخی راحت دولت را متهم به انواع فساد میکنند؟ آیا حرمت
مفسدان اقتصادی و یا متهمین حوادث پس از انتخابات از حرمت مسئولین نظام بیشتر است؟
اینکه هر فردی به بهانه افشگری و بصیرت دهی هر تهمتی خواست به مسئولین
نظام مخصوصا دولتمردان بزند دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود. خدمتگزاران مردم دیگر امنیت شغلی نخواهند داشت و مدام باید به فکر این باشند که در رسانه ها چه اتهامی به آنها چسبانده شده و با آبروی آنان چه بازیی صورت گرفته است. فضای همدلی و کار که مورد تاکید مکرر مقام معظم رهبری است از بین خواهد رفت و کشور درگیر کشمکش ها و بگو مگوهای سیاسی خواهد شد.
مسلما هیچ انسانی از خطا و ضعف مصون نیست. همه ی
افرادی که پستی در نظام اسلامی دارند قطعا آدمی زادند. و آدمی زاد هم ممکن الخطاست. اینکه مدام به عیب جویی از دیگران بپردازیم و ضعف های یکدیگر را رسانه ای کنیم دردی از مملکت ما دوا نمیکند. در این میان نقش دولت به عنوان دستگاه اجرایی کشور که بار سنگین اداره کشور و تحقق بخشی به آرمان های انقلاب و نظام را به دوش میکشد از همه پر رنگ تر است و تضعیف دولت با انواع اتهام ها صدمات جبران ناپذیری به کشور وارد میکند.
رهبر معظم انقلاب میفرمایند
:
" امروز مسئولین دارند تلاش
میکنند، کار میکنند. نگوئید فلان ضعف و فلان ضعف وجود دارد. بنده به ضعفها آگاهم. شاید بنده بعضى از ضعفها را هم بدانم که خیلى‌هاى دیگر ندانند. با وجود این ضعفها، آن چیزى که امروز در قوه‌ى مجریه وجود دارد، یک شاکله‌ى خوب و مطلوب است. در کشور دارد کار انجام میگیرد. خب، بایستى همکارى کرد، باید کمک کرد؛ هم مجلس کمک کند به دولت، هم دولت کمک کند به مجلس ..."(4)
"... دولت مشغول تلاش و فعالیت و خدمت
است. خب، واقعاً در کشور دارد خدمت انجام میگیرد. هر جا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبرى طرفدار است. ما که راجع به شخص قضاوت نمیکنیم؛ ما کار را، خط را، جهتگیرى را ملاک و معیار قرار میدهیم. آنجائى که کار و خدمت و تلاش هست، حمایت ما هست، حمایت مردم هست. و بحمداللَّه امروز کار دارد انجام میگیرد. مسئولین دولتى هم حقاً و انصافاً دارند تلاش میکنند؛ هم اعضاى دولت، هم بخصوص خود رئیس جمهور. اینها شب و روز ندارند؛ من مى‌بینم، من از نزدیک شاهدم. اینها دائم مشغول کارند، مشغول خدمت و تلاشند. خب، اینها براى کشور خیلى باارزش است."(5)

اما همیشه
انسانهای کوته فکر و بی بصیرتی پیدا میشوند که منافع شخصی و حزبی خویش را بر منافع ملی ارجحیت داده و به خیال خود سعی در انتقام گیری از جریان رقیب برای پیروزی در انتخابات بعدی را دارند. هر چند این انتقام گیری به بهای درگیر کردن کشور به مسایل بیهوده و عقب ماندن نظام از اهداف و آرمان های خود باشد. براستی مردم فهیم ایران اسلامی چه برخوردی با این دسته از افراد خواهند داشت؟ آیا مردمان آینده ایران اسلامی از اینگونه افراد به نیکی یاد میکنند یا منفور ملت واقع میشوند؟
افزون بر اینکه اتهام زنی به دولت باعث بدبینی و ناامیدی مردم خواهد
شد . چطور است که در پرونده های اقتصادی به بهانه از بین رفتن امنیت اقتصادی ، سرمایه گذاری و مصلحت اندیشی ازاطلاع رسانی حتی بعد از صدور حکم جلوگیری میشود اما دستگیریهای اخیر به راحتی اطلاع رسانی میشود. البته شاید هم علت این تناقض در رفتار ، در برهم خوردن امنیت اقتصادی بضی آقایان در قسمت اول به خاطر روابطشان باشد و پاک بودن مسئولین فعلی نظام است که هیچ رابطه و احیانا منافعی در این خصوص نداشته اند که هیچ حمایتی از آنها نمی شود.
________________________________________________________________شیخ عارف ما (روحی فداه) می فرمود هیچ وقت لعن شخصی نكنید، گرچه به كافری كه ندانید از این عالم [چگونه] منتقل شده مگر آنكه ولی معصومی از حال بعد از مردن او اطلاع دهد، زیرا كه ممكن است در وقت مردن مومن شده باشد. پس لعن به عنوان كلی بكنید. یكی دارای چنین نفس قدسیه ای است كه راضی نمی شود به كسی كه در ظاهر كافر مرده توهین شود به احتمال آنكه شاید مومن شده باشد در دم مردن، یكی هم مثل ما است! (شرح چهل حدیث: 457
انقلاب روی
موازین اسلام باید باشد. نباید ما یك كلمه «انقلاب» بگذاریم و هر كاری دل مان می خواهد بكنیم، بگوییم كه انقلابی است! ... مگر اسلام عوض می شود در انقلاب؟! اسلام همان اسلام است. ...احكام اسلام را می خواهید پیاده بكنید؛ باید با تمام احتیاطات لازم، با تمام دقتهای لازم، در این امور بررسی بشود. یك وقت یك بی گناهی خدای نخواسته، روی یك مقاصدی كه یك كسی ممكن است داشته باشد بیاید تهمت به او بزند، خدای نخواسته یك آدم بی گناهی (توهین) بشود و امروز هم همین طور كه ملاحظه می كنید روز تهمت است! من نمی دانم چه جور شده است كه هر كه به هر كس دلش می خواهد هر چی می گوید! نمی داند كه تهمت زدن به مومن جزایش چه هست پیش خدا. نمی داند غیبت كردن از مومن چی هست. نمی داند كه هتك حرمت مومن، هتك حرمت الله است، اینها را نمی دانند.
هر كه هر چه دلش می خواهد، حالا به هر كس، نه به یك نفر، نه به دو نفر، به اشخاص متقی تهمت می زنند! (صحیفه امام، 10: 276
اگر فرضاً كسی در دیگری مناقشه
دارد، ابراز آن و اظهار در بین مردم هیچ مجوزی ندارد و حیثیت و آبروی مومن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است و هتك مومن، چه رسد به مومن عال م، از بزرگترین گناهان است و موجب سلب عدالت است. (صحیفه امام، 17: 134) رسوا كردن و خوار نمودن مومن، اذیت كردن برادر ایمانی، گاهی جسارت كردن و هتك كردن از مومن، ... هر یك از آنها از موبقات و برای جهنمی كردن انسان خود مستقلند. (شرح چهل حدیث: 49)


حرمت افشای اسرار مردم
هیچ كس حق ندارد به خانه
یا مغازه و یا محل كار شخصی كسی بدون اذن صاحب آنها وارد شود. یا به نام كشف جرم یا ارتكاب گناه تعقیب و مراقبت نماید، و یا نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیر انسانی- اسلامی مرتكب شود، یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام كشف جرم یا كشف مركز گناه گوش كند و یا برای كشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسراری كه از غیر به او رسیده و لو برای یك نفر فاش كند. تمام اینها جرم [و] گناه است و بعضی از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از كبایر بسیار بزرگ است و مرتكبین هر یك از امور فوق مجرم و مستحق تعزیر شرعی هستند و بعضی از آنها موجب حد شرعی می باشد.
)البته) آنچه
ذكر شد و ممنوع اعلام شد، در غیر مواردی است كه در رابطه با توطئه ها و گروهك های مخالف اسلام و نظام جمهوری اسلامی است كه در خانه های امن و تیمی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و ترور شخصیتهای مجاهد و مردم بی گناه كوچه و بازار و برای نقشه های خرابكاری و افساد فی الأرض اجتماع می كنند و محارب خدا و رسول می باشند كه با آنان در هر نقطه كه باشند و همچنین در جمیع ارگانهای دولتی و دستگاه های قضایی و دانشگاه ها و دانشكده ها و دیگر مراكز با قاطعیت و شدت عمل، ولی با احتیاط كامل باید عمل شود، لكن تحت ضوابط شرعیه و موافق دستور دادستانها و دادگاه ها، چرا كه تعدی از حدود شرعیه حتی نسبت به آنان نیز جایز نیست، چنانچه مسامحه و سهل انگاری نیز نباید شود... و موكداً تذكر داده می شود كه اگر برای كشف خانه های تیمی و مراكز جاسوسی و افساد علیه نظام جمهوری اسلامی از روی خطا و اشتباه به منزل شخصی یا محل كار كسی وارد شدند و در آنجا با آلت لهو یا آلات قمار و فحشا و سایر جهات انحرافی مثل مواد مخدره برخورد كردند، حق ندارند آن را پیش دیگران افشا كنند، چرا كه اشاعه فحشا از بزرگترین گناهان كبیره است و هیچ كس حق ندارد هتك حرمت مسلمان و تعدی از ضوابط شرعیه نماید. فقط باید به وظیفه نهی از منكر به نحوی كه در اسلام مقرر است عمل نمایند و حق جلب یا بازداشت یا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساكنان آن را ندارند و تعدی از حدود الهی ظلم است و موجب تعزیر و گاهی تقاص می باشد. (صحیفه امام، 17416:

نتیجه
:
بندگان خاص خدا در بین بندگان مخفی
هستند و معلوم نیست این دشمنی تو و هتك ستر و كشف عورت این مومن برگشت به هتك ستر خدا نكند. مومنین اولیاء حقند. دوستی با آنها دوستی با حق است و دشمنی آنها دشمنی با حق است. بترس از غضب حق و بر حذر باش از خصومت شفعاء روز جزا «ویل لمن شفعاوه خصماوه» «وای به حال كسی كه شفاعت كنندگان او دشمنان او باشند.» قدری تفكر كن در این نتایج دنیویه و اخرویه این معصیت و قدری تأمل كن در آن صورتهای موحشه مدهشه كه در قبر و برزخ و قیامت به آن مبتلا می شوی و مراجعه كن به كتب معتبره اصحاب (رضوان الله علیهم) و اخبار مأثوره از ائمه اطهار (سلام الله علیهم) كه حقیقه كمرشكن است، پس، موازنه و مقایسه كن بین یك ربع ساعت هرزه گویی و بذله سرایی و قضای شهوت خیالی و هزاران هزار سال گرفتاری، در صورتی كه اهل نجات باشی و با ایمان از این عالم بروی و الا مقایسه كن آن را با خلود در جهنم و عذاب الیم همیشگی نعوذ بالله منه. علاوه بر این، تو اگر دشمنی نیز داری با شخصی كه از او غیبت می كنی، مقتضای دشمنی نیز آن است كه از او غیبت [نكنی] اگر ایمان به احادیث داری، زیرا كه در حدیث وارد است كه حسنات غیبت كن منتقل می شود به نامه عمل كسی كه از او غیبت كرده و سیئات این به نامه آن منتقل می شود. پس خواستی دشمنی با او كنی، با خود دشمنی كردی. پس بدان با خداوند نمی توانی ستیزه كنی. خداوند قادر است با همین غیبت تو آن شخص را در نظر مردم عزیز و محترم كند و تو را به واسطه همین در نظر آنها خوار و ناچیز كند و در محضر كروبیان نیز همین معامله را كند: نامه اعمال تو را از سیئات پر كند پس تو را مفتضح كند و نامه اعمال او را از حسنات پر كند، و او را معزز و محترم كند. (شرح چهل حدیث: 313

رضا از فسا
دوشنبه 11/2/1391 - 12:24
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته