• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 29
تعداد نظرات : 52
زمان آخرین مطلب : 5360روز قبل
شعر و قطعات ادبی

معتدل و گاه خنک،

بی حرارتی

امّا نه سرد!

تنها گرمای ملموس رنگها ی زرد و سرخ و قهوه ای اند

که فریاد می کنند،

مــــــــــــــــــــــــــــرگ سبزینگی را

 و آهسته زیر پای چنار ها می میرند

 تا خاک شوند

و می گرید آسمان

در سوگواری آنها

غمگین و شاعرانه....

و باز،

یک خزان دیگر  از عمر سر می رسد.

پنج شنبه 5/8/1390 - 15:39
شعر و قطعات ادبی

رود تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت...

رود رفت اما مسیر رفتنش را جا گذاشت...

هیچ وصلی بی جدایی نیست این را گفت و رود...

دیده گلگون کرد و سر بر دامن صحرا گذاشت...

 

پنج شنبه 5/8/1390 - 15:36
داستان و حکایت

جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکرد

به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم

لستر هم با زرنگی آرزو کرد

دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد

بعد با هر کدام از این سه آرزو

سه آرزوی دیگر آرزو کرد

آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی

بعد با هر کدام از این دوازده آرزو

سه آرزوی دیگر خواست

که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا...

به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد

برای خواستن یه آرزوی دیگر

تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به...

۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو

بعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن

جست و خیز کردن و آواز خواندن

و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر

بیشتر و بیشتر

در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند

عشق می ورزیدند و محبت میکردند

لستر وسط آرزوهایش نشست

آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا

و نشست به شمردنشان تا .......

پیر شد

و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود

و آرزوهایش دور و برش تلنبار شده بودند

آرزوهایش را شمردند

حتی یکی از آنها هم كم نشده بود

همشان نو بودند و برق میزدند

بفرمائید چند تا بردارید

به یاد لستر هم باشید

که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها

همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد !!!
سه شنبه 3/8/1390 - 18:47
شعر و قطعات ادبی

نسیم نو بهاری شو مرا با خود به صحرا بر

مرا تا مرز زیبایی ، مرا تا اوج رویا بر

بیا از کوچه های شب مرا بر دار چون شبنم

به روی بال گل بنشان ، به سوی صبح فردا بر

بیا با خاکیان ای آسمانی دل مدارا کن

دگر باره دل ما را به بزم آسمان ها بر

بیا تا شوق دیدارت بهاران را بخنداند

بیا با خود مرا زینجا به فصلی پاک و زیبا بر

بیا ای یار دریایی از این ساحل صدایم کن

مرا چون قطره ای دریاب و از ساحل به دریا بر

                                                                          دریا

چهارشنبه 27/7/1390 - 20:42
شعر و قطعات ادبی

ماه من ، غصه چرا؟

آسمان را بنگر که هنوز ، بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم و آبی و پر از مهر ، به ما می خندد!

یا زمینی را که ، دلش از سردی شبهای خزان

نه شکست و نه گرفت!

بلکه از عاطفه لبریز شد و

نفسی از سر امید کشید

و در آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید

زیر پاهامان ریخت ،

تا بگوید که هنوز ، پر امنیت احساس خداست!

ماه من ، غصه چرا؟

تو مرا داری و من

هر شب و روز ،

آرزویم ، همه خوشبختی توست!

ماه من دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن

کار آنهایی نیست ، که خدا را دارند....

ماه من! غم و اندوه ، اگر هم روزی ، مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره ی عشق

زمین خورد و شکست

با نگاهت به خدا ، چتر شادی واکن.

و بگو با دل خود ، که خدا هست ، خدا هست!

او همانی ست که در تارترین لحظه ی شب

راه نورانی امید نشانم می داد....

او همانی ست که هر لحظه دلش می خواهد

همه زندگی ام غرق شادی باشد....

ماه من!

غصه اگر هست بگو تا باشد!

معنی خوشبختی

بودن اندوه است....!

این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه! میوه ی یک باغند

همه را با هم با عشق بچین

دلی از یاد مبر

پشت هر کوه بلند ، سبزه زاری ست پر از یاد خدا

که خدا هست ، خدا هست

و چرا غصه؟! چرا؟!

دوشنبه 25/7/1390 - 19:12
شعر و قطعات ادبی

خوشا به حال گیاهان كه عاشق نورند

و دست منبسط نور روی شانه ی آن هاست.

نه،وصل ممکن نیست،

همیشه فاصله ای هست.

اگر چه منحنی آب بالش خوبی است

برای خواب دلاویز و ترد نیلوفر،

همیشه فاصله ای هست.

دچار باید بود

و گرنه زمزمه میان دو حرف

حرام خواهد شد.

سهراب سپهری

يکشنبه 17/7/1390 - 22:3
سخنان ماندگار

گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند،

بر آن ها که می هراسند بسیار تند،

بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی،

و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است.

اما، برآن ها که عشق می ورزند،

                         زمان  راآغاز و پایانی نیست.

ویلیام شکسپیر

پنج شنبه 7/7/1390 - 20:8
خانواده

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم...خدا گفت: پس می خواهی با من گفتگو کنی؟   گفتم: اگه وقت داشته باشید...خدا لبخند زد: وقت من ابدی است..چه سوالاتی در ذهن داری که از من بپرسی؟ چه چیزی بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟ این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند. این که سلامتشان را صرف به دست آوردن پول می کنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند. این که با نگرانی نسبت به آینده زمان حال فراموششان می شود.آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی می کنند نه در حال. این که چنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند....

خداوند دستهای مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم.

بعد پرسیدم: به عنوان خالق انسانها می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی یاد بگیرند؟  گفت:

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.اما می توان محبوب دیگران شد...

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند...

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد بلکه کسیست که نیاز کمتری دارد...

یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخم عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم و سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد...

با بخشیدن بخشش یاد بگیرند...

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقاْ دوست دارند اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند...

یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند...

یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند

و یاد بگیرند که من اینجا هستم.

"ریتا استریکلند"

دوشنبه 4/7/1390 - 21:46
مهدویت

 

فرض کن حضرت مهدی بر تو ظاهر گردد،

ظاهرت هست چنانیکه خجالت نکشی؟

باطنت هست پسندیده صاحب نظری؟

خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟

لقمه ات درخور او هست که نزدش ببری ؟

پول بی شبهه ز همه داراییت،داری آن قدر که یک هدیه برایش بخری؟

حاضری گوشی همراه تو را چک بکند،

با چنین شرط که در حافظه اش دست نبری؟

واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران؟

می توان گفت تو را شیعه ی اثنی عشری؟

 


بیایید دعا کنیم لایق امام زمانمان هم در هنگام غیبت و هم در هنگام ظهور باشیم

 

 

يکشنبه 3/7/1390 - 0:56
عقاید و احکام

 

 در مورد شطرنج و پاسور بین علما اختلاف است بعضی به طور کل حرام میدانند و بعضی ها در صورت شرط بندی حرام میدانند و عده ای شطرنج را حلال و پاسور را حرام میدانند، حال چرا اینها حرامند و چرا بینشان تفاوت قائل شده است؟ و معیار حرام و حلال دانستن اینها چیست ؟

تفاوت شطرنج و پاسور:

فرق شطرنج و پاسور، این است که شطرنج به عنوان یک وسیله ورزشى، مشهور شده و حتى فدراسیون دارد؛ از این رو، از حالت انحصارى وسیله قمار خارج شده است؛ مگر این که به طور شرط بندى بازى شود که در این صورت، باز هم حرام است؛ اما پاسور، در عرف مردم، وسیله اى است که به طور معمول، قمار بازان با آن بازى مى کنند؛ از این جهت؛ حرام است اگر چه شرط بندى هم نباشد و اگر شرط بندى شود، بر گناه آن افزوده مى شود.

چرا حرام هستند؟

براى حکم حرمت، حداقل دو عامل زیر دخالت دارد: 1. وسیله قمار بودن در عرف مردم. 2. شرط بندى و بدهکار شدن بازنده.

بازى هاى فوتبال و امثال آن هم اگر با شرط بندى باشد، حرام و بدون شرط، اشکال ندارد. در بیان احکام الهى، چند نکته زیر را باید در نظر داشت:

1. احکام الهى، مبتنى بر مصلحت ها و مفسده ها است. گستره مصالح و مفاسد نیز شامل ابعاد جسمى، روحى، فردى، اجتماعى و امور مربوط به دنیا و آخرت است.

2. احکام الهى براى پاسخ گویى به نیازهاى بشر (ثابت و متغیر) است. براى نیازهاى ثابت، احکام ثابت و براى نیازهاى متغیر، احکام متغیر وضع مى شود.

3. احکام الهى، تابع موضوعات است و هر موضوعى، حکم خاص خود را دارد. از این رو، ثبات و تغییر احکام، پیوند وسیعى با ثبات و تغییر موضوعات دارد. بنابراین، ثبات احکام دینى، به لحاظ استوارى موضوعات آنهاست و اگر موضوع عوض شود، دیگر ثبات حکم، معنا ندارد. به عنوان مثال، خوردن انگور، حلال است؛ اما اگر همان انگور تبدیل به شراب شود، خوردن آن نیز حرام خواهد شد.

4. تغییر موضوع، انواع مختلفى دارد که یکى از آنها، استحاله شئ (تغییر ماهوى) است؛ مانند آن چه در مثال بالا بیان شد. نوع دیگر آن، تغییر عنوان منطبق بر موضوع است؛ به عنوان مثال، هر شئ نجسى که داراى منفعت حلال نباشد، از نظر شرعى، قابل مبادله اقتصادى نیست. از این رو، در گذشته، فروش خون حرام بود ؛ زیرا فاقد منفعت حلال بود ؛ اما امروزه که با تزریق خون، مى توان جان بیمارانى را از خطر مرگ رهانید، داراى منفعت حلال است. بنابراین، با آن که تغییرى در ماهیت خون پدید نیامده، عنوان منطبق بر آن تغییر کرده، یعنى خون مصداق امورى واقع شده که منفعت حلال دارند و از این جهت، قابل مبادله اقتصادى است.

5. بازى با آلات قمار، در اسلام حرام است و حکم به حرمت بازى با پاسور، از این جهت است که به عنوان یکى از ابزارهاى قمار شناخته مى شود؛ هر چند که با آن شرط بندى نکنند. بنابراین، تا زمانى که به این عنوان شناخته مى شود، حکم آن حرمت خواهد بود؛ البته اگر مرجع تقلیدى در صدق عنوان آلت قمار بودن پاسور تردید کند، فتوا به حرمت نمى دهد.

در مقابل، شطرنج، امروزه در سطح جهان، آلت قمار به حساب نمى آید؛ بلکه آن را نوعى وسیله بازى فکرى مى شناسند. بر این اساس، شطرنج از نظر موضوع حکم شرعى، تغییر یافته است؛ یعنى، از آلت قمار بودن خارج شده و به تبع آن، حکمش نیز دگرگون شده است .

6. مراجع عظام تقلید در این مورد نظرات مختلفی دارند (که در ادامه نظر چند تن از مراجع را نقل خواهیم کرد) که طبق اجتهاد خود دلایل مختلفی را برای حرمت آنها نقل میکنند. بنابراین، در این مسئله، هر کس باید به فتواى مرجع تقلید خود رجوع کند.
بازى با آلات قمار، در اسلام حرام است و حکم به حرمت بازى با پاسور، از این جهت است که به عنوان یکى از ابزارهاى قمار شناخته مى شود؛ هر چند که با آن شرط بندى نکنند. بنابراین، تا زمانى که به این عنوان شناخته مى شود، حکم آن حرمت خواهد بود
مضرّات قمار
تاس و قمار

خداوند متعال، قمار را در ردیف می گسارى و بت پرستى و از کارهاى پلید شیطانى دانسته، دستور به اجتناب از آن داده است؛ «اى کسانى که ایمان آورده اید! بدانید که شراب، قمار، بت ها و چوب هاى مخصوص برد و باخت، به تمامى، پلید، ناپاک و از کارهاى شیطانى هستند؛ پس از این کارها بپرهیزید تا رستگار شوید». 1

«میسر»؛ یعنى قمار و قمارباز را «یاسر» گویند. ریشه این لغت، «یسر»، به معناى آسانى است و علت نام گذارى قمار به میسر، این است که قمارباز با آن، مال دیگران را به آسانى و بدون زحمت به چنگ مى آورد. 2

بر اساس روایات متعددى که از رسول خدا صلى الله علیه وآله و ائمه معصومین علیهم السلام، بازى با آلات قمار نیز در ردیف «میسر» شمرده شده است. جابر از امام باقر علیه السلام نقل کرده است: از پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله پرسیدند: میسر چیست؟ فرمود: هر چیزى که با آن قماربازى کنند؛ حتى مانند قاب یا گردو.

در آیه بعد آمده است: «شیطان، همواره در صدد ایجاد دشمنى و کینه توزى میان شما و بازداشتن شما از یاد خدا و برپایى نماز است. قماربازى و مى گسارى، ابزار شیطان در نیل به این هدف است؛ آیا باز هم دست از این کار برنمى دارید. 3

آیه دیگرى، مى گسارى و قماربازى را در یک ردیف و از گناهان کبیره دانسته است؛ گرچه ممکن است احیاناً داراى منافعى هم باشند؛ اما قطعاً آثار زیان بار آنها، به مراتب بیشتر از سود آنهاست؛ «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما» 4 ؛ تو را از شراب و قمار می پرسند بگو : در آن دو گناهی بزرگ و سودهایی است برای مردم و گناهشان از سودشان بیشتر است.

اموال به دست آمده از هر نوع برد و باخت، حرام است؛ جز در مواردى مانند مسابقه تیراندازى یا اسب سوارى که استثنا شده اند. پس بازى قمار که با برد و باخت مالى همراه داشته باشد - اعم از این که با آلات قمار باشد یا با هر وسیله دیگرى - حرام و داخل در عناوین میسر است.

آثار روانی قمار

نکته مهم دیگر، بازتاب روانى قمار است. قمارباز، همیشه بازنده است؛ چون اگر ببرد، حریص تر مى شود و باز هم قماربازى مى کند و به یقین، او همیشه برنده نخواهد بود و در مراحل بعدى، خواهد باخت و از آن جا که این ثروت باد آورده است، قدر آن را ندانسته، چه بسا به زودى آن را از دست بدهد. از نظر اخلاقى نیز موجب قساوت قلب است؛ زیرا کسى که اموال و دارایى و گاهى تمام زندگى دوستش را بگیرد و او و خانواده اش را به روز سیاه بنشاند و خود با دارایى آنها، به عیش و نوش بپردازد قطعاً داراى قساوت قلب است.!! بازى با آلات قمار - حتى اگر بدون برد و باخت هم باشد - حرام شمرده شده است. این حکم به این دلیل است که کسى به این وادى خطرناک نزدیک نشود و به عبارت دیگر، احتمال دارد که حرمت بازى با آلات قمار، جنبه حریمى داشته، موجب شود که جامعه اسلامى، به طور کامل با این گونه امور، فاصله گیرد و به آنها نزدیک نشود.

از دیگر سو، کسى که مى بازد، مى کوشد براى جبران شکست روحى و مادى خود، بازى را ادامه دهد و چون اعصابش خرد شده، چه بسا تمام زندگى خود را ببازد و براى تسکین شکست و ناراحتى هاى خود، به انواع مواد مخدر و مشروبات الکلى کشیده شود و شاید بدین جهت است که در این آیات، شراب و قمار با هم بیان شده اند.

در خصوص بعضى از بازى ها (مانند شطرنج)، باید دانست که «فقه»، مرز نهایى میان حرام و واجب را مشخص مى کند؛ اما باید مواظب سایر آثار جانبى آنها بود. برخى مانند «شانتال شوده»، قهرمان شطرنج فرانسوى، برآنند که شطرنج، یک ورزش خسته کننده است ... پرداختن به شطرنج، سایر منابع ذهنى را از کار مى اندازد و دیگر فعالیت هاى ذهن، بیهوده و پوچ مى شود. شطرنج مى تواند به مفهوم «نظریه پاسکالى»، با فشارى که بر یک نقطه از بدن (مغز) وارد مى سازد، اختلال حواس ایجاد کند.
بازى با آلات قمار - حتى اگر بدون برد و باخت هم باشد حرام شمرده شده است. این حکم به این دلیل است که کسى به این وادى خطرناک نزدیک نشود و به عبارت دیگر، احتمال دارد که حرمت بازى با آلات قمار، جنبه حریمى داشته، موجب شود که جامعه اسلامى، به طور کامل با این گونه امور، فاصله گیرد و به آنها نزدیک نشود

به نظر برخى، یکى دیگر از مضرات شطرنج، کینه و عداوتى است که میان بازیکنان پدید مى آید. «الخین» (قهرمان دیگر شطرنج) مى گوید: «براى برنده شدن در بازى شطرنج، باید از حریف خود متنفر شد». مهم تر از همه آن که بازى با پاسور، شطرنج و ...، عمر انسان را تلف، اعصابش را فرسوده و روانش را آشفته مى سازد!


اگر حلال و حرام قرآن همیشگی است پس چرا حكم شطرنج فرق كرده است ؟

منظور از این كه حرام خداوند همیشه حرام و حلال او نیز براى همیشه حلال است ، تغییر ناپذیرى در حكم است ولى موضوعات قابل تغییر است به این معنا كه هرگاه موضوع حكمى ـ كه حكم ، مبتنى بر عنوان خاص آن موضوع بود ـ عنوان جدیدى پیدا كند ، حكم آن نیز تغییر مى یابد مثلا اگر «سگ » به سبب فرو رفتن در نمک زار ، تبدیل به نمک شود و عنوان نمک پیدا كند ، دیگر نجس نیست . (البته از این امر در فقه ، به «استحاله » تعبیر مى شود) همچنین ، اگر شطرنج ـ كه با آن برد و باخت مى شد و سرگرمى ویژه پادشاهان بود ، ـ عنوان سابق خود را از دست بدهد و عنوان «ورزش » پیدا كند و ثانیاً برد و باختى در آن مطرح نباشد ، بازى كردن با آن به فتواى برخى فقها بدون اشكال است . 5


نظر مراجع در مورد پاسور و شطرنج
قمار

1- پاسخ مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای: اگر به نظر مکلّف، شطرنج در حال حاضر از آلات قمار محسوب نشود در این صورت بازى با آن بدون شرطبندى اشکال ندارد ولى پاسور عرفاً از آلات قمار محسوب مى‌شود و بازى با آن مطلقاً حتى بدون شرط بندى حرام است؛ و در حکم مذکور فرقی بین کامپیوتر و غیر آن نیست.

2- پاسخ آیت الله وحید خراسانی: اگر با برد و باخت باشد حرام قطعی است و اگر بدون برد و باخت باشد بنابر احتیاط واجب ، حرام است و این احتیاط واجب در ترک شطرنج مورد تأکید است.

3- این بین نظر آیت الله مکارم شیرازی نیز اینگونه اعلام شده است ؛ بازی با پاسور چنانچه در عرف محل از حالت قمار خارج شده باشد اشكالی ندارد .

4- فتوای حضرت امام ( ره ) مبتنی بر این نكته است كه روایاتی كه درباره شطرنج وجود دارد، خود شطرنج را بنفسه موضوع حرمت قرارنمی دهد؛ بلكه آن را به عنوان یكی از مصادیق قمار مشمول حرمت قرارمی دهد .در این صورت اگر در زمانی شطرنج از موضوع آلت قمار بودن خارج شود، بازی با آن حلال خواهد بود و فتوای حضرت امام ( ره ) نیزمشروط به تحقق این فرض است كه واقعاً شطرنج در سطح جهانی ازموضوع قمار بودن خارج شده باشد .از این رو با تبدل موضوع، حكم نیزدگرگون خواهد شد .ب ) پاسور نیز به عنوان آلت قمار بودن حرام است و بازی با آلت قمار مطلقاً حرام است ؛ یعنی ، تا زمانی كه بر آن عنوان " آلت قماربودن" صدق می كند، بازی با آن با برد و باخت و بدون برد و باخت حرام است . در مورد شطرنج نیز اگر واقعاً صدق عنوان یاد شده جاری باشد، به فتوای حضرت امام ( ره ) و همه مراجع دیگر، بازی با آن جایز نخواهد بود،حتی اگر بدون برد و باخت باشد .اما این كه آیا عنوان یاد شده هنوز هم جاری است یا نه ، موكول به نظر عرف می باشد.

5- آیت الله سیستانی بازى با شطرنج جایز نیست اگر احراز شود در هیچ كجا بازى با برد و باخت مالى با آن معمولا انجام نمى شود بازى با آن جایز خواهد بود ولى ظاهرا این فرض محقق نیست .

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی

شنبه 26/6/1390 - 17:6
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته