مهدی، در لغت به معنی «هدایتشده»،[۱][۲] و نام اعادهکنندهٔ دین و عدالت و منجی موعود در اسلام است که به اعتقاد بسیاری از مسلمانان، در آخرالزمان ظهور و زمین را از ظلم و جور پاک خواهد کرد.[۳] مهدی در تشیع دوازدهامامی اشاره به حجت بن حسن، امام دوازدهم شیعیان، فرزند حسن عسکری دارد. در میان اهل سنت محدثان مشهوری احادیثی در مورد بشارت مهدی از پیامبر اسلام نقل کردهاند، اما مفهوم مهدی از مفاهیم اصلی اعتقادی اهل سنت نیست. از محدثان و علمای اهل سنت دیدگاهها و حدیثهای مختلفی در مورد مهدی نقل شدهاست. در این روایات از عیسی مسیح، فرزندی از نسل حسن یا حسین، فرزند حسن عسکری امام یازده شیعه به عنوان مهدی یاد شدهاست.[۴] در بین فرق اسلامی در طول تاریخ اسلام همچنین از افرادی مانند محمد حنفیه، موسی بن جعفر، حسن عسکری، حجت بن حسن، عیسی مسیح[۴] و میرزا غلام احمد و محمد احمد در سودان به عنوان مهدی نام برده شدهاست.[۵]
| محتویات[نهفتن] - ۱ پیرامون واژه
- ۲ منجی در دینهای پیش از اسلام
- ۳ شکل گیری مفهوم مهدی در اسلام
- ۴ مهدی در نزد فرقههای اسلامی
- ۴.۱ مهدی در نزد شیعیان اسماعیلی و زیدی
- ۴.۲ مهدی در نزد شیعه دوازده امامی
- ۴.۲.۱ دیدگاه شیعیان دوازده امامی
- ۴.۲.۲ دیدگاه تاریخی
- ۴.۳ مهدی در دیدگاه اهل سنت
- ۵ مسائل امروزی
- ۶ افرادی که ادعای مهدی بودن کردهاند
- ۷ مهدی در آثار و منابع غربی
- ۸ پانویس
- ۹ منابع
- ۱۰ مطالعهٔ بیشتر
|
پیرامون واژه [ویرایش]
واژهٔ «مهدی» در قرآن به کار نرفتهاست. «مهدی» از ریشهٔ ه-د-ی است و به معنای هدایت شده[۳] [۶] و یا هدایت شده توسط خدا میباشد.[۷][۸] سابقه استفاده از کلمه مهدی قبل از ظهور اسلام وجود ندارد، به ویژه به معنای موعود جهانگشای عدل گستر. اما استفاده از این کلمه در زمان پیامبر اسلام و بعد از آن، در اشعار و متنهای عرب دیده میشود.[۹][۱۰] در شعری سعد بنیسلیم پس از ایمان به اسلام در مدح پیامبر اسلام چنین میسراید:[۱۱]
| الا یا رسول الله انک صادق | | فبورکت مهدیا و بورکت هادیا |
مهدی به معنای «هدایتشده» در ابتدای اسلام در مفهوم منجی آخرالزمان به کار نمیرفتهاست. بسیاری از بزرگان صدر اسلام با این نام خوانده میشدهاند، تنها لقبی بودهاست که بهخاطر آنکه درجه بزرگی معنوی آنها نشان داده شد.[۱۲] افرادی مانند محمد، ابراهیم، علی، فاطمه، حسین بن علی و مهدی (خلیفه بنی عباس) در اوایل اسلام با این نام خوانده شدهاند.[۴][۶][۱۳][۱۴]
منجی در دینهای پیش از اسلام [ویرایش]
در میان کتابهای عهد عتیق در کتاب دانیال که بعد از اسارت یهودیان در بابل نوشته شدهاست به منجی آخرالزمان اشاره شدهاست. عیسی بنا به نقل اناجیل از ظهور ناگهانی پسر انسان، بازگشت خود به هنگام انقضای عالم، بر قرار شدن عدالت در آن دوران و حتمی بودن حکومت عدل خبر دادهاست. پسر انسان تعبیری است که بر نجاتدهندهٔ جهانی در انجیل اطلاق شدهاست. در نوشتههای بینالعهدین (فاصلهٔ زمانی کتاب دانیال تا زمان تدوین انجیلها) مانند (خنوخ، ۱:۴۶ـ۳) به ظهور یک منجی در آخرالزمان اشاره میشود. از این منجی با نامهایی مانند «مسیحا»، «برگزیده»، «پرهیزگار»، «پسر انسان»، «پسر خدا»، و «انسان» یاد شدهاست. او وجودی ازلی است که پیش از خلق جهان، زمان ظهور و برنامهٔ او نزد خدا معلوم و مقرر بودهاست.[۱۵]
در دین زردشت و در بندی از گاهان (یسن ۴۳، بند ۳) از مردی سخن گفته شدهاست که در آینده میآید و «راه نجات را مییابد». در گاهان چند بار واژهٔ سوشینت به معنی سودبخش تکرار شدهاست که در ادبیات زردشتی متاخر به صورت سوشیانس درآمده و منجی نهایی زردشتی به شمار آمدهاست. در موردی نیز سخن از دین سوشینت (سودبخش) است که بعدها در ادبیات زردشتی به صورت سوشیانس و منجی نهایی زردشتی در آمدهاست.[۱۶]
شکل گیری مفهوم مهدی در اسلام [ویرایش]
نمونهای از هنر اسلامی. در تصویر نوشته شدهاست المهدی منتظر القائم، صاحب الدعوة النبویة والصولة الحیدریة و العصمة الفاطمیة والحلم الحسنیة والشجاعة الحسینیة والعبادة السجادیة والمآثر الباقریة والآثار الجعفریة والعلوم الكاظمیة والحجج الرضویة والجود التقویة والنقاوة النقویة والهیبة العسكریة والغیبة الإلهیة بگفته سعید ارجمند، استاد دانشگاه استونی بروک امریکا، در دانشنامهٔ ایرانیکا در اسلام ریشه دیدگاه غیبت به فرقه شیعه کیسانیه برمی گردد. فرقهای که پس از سرکوب قیام مختار شکل گرفت.[۱۷] عقیدهٔ رایج در کوفه این بود که مهدی، از اهل بیت و یا از نسل علی خواهد بود. به گفته مادلونگ حدیث منسوب به پیامبر که منجی همنام و همکنیه وی است، در همین زمان جعل شد، به طرفداری از محمد حنفیه.[۳] آنان محمد حنفیه فرزند علی، امام اول شیعیان را مهدی میدانستند و پس از فوت او چنین اعلام کردند که او نمردهاست و در کوه رضوا در مدینه در غیبت بسر میبرد و روزی به عنوان مهدی و قائم بر میگردد. از آنجایی که بیشتر این کیسانیها ایرانیان تازه اسلام آورده باشد. احتمالا این ایرانیان با باورهای زردشتی در مورد منجی آشنا بودند و قهرمانانی مانند گرشاسب که پس از بیداری از یک خواب طولانی اهریمنان را از زمین بر میچینند.[۱۷] بگفته ویلفرد مادلونگ، دیدگاه غیبت از کیسانیه وارد شیعه امامی شدهاست.[۱۷] بنوشته محمد امیر معزی، استاد فقه اسلامی، بسیاری از دکترین اسلام در مورد منجی، ظهور منجی و غیبت و المانهای آن مدیون ادیان پیشین مانند مانویت، دین زردشت، یهودیت و مسیحیت است.[۲] بنوشته تیموتی فرنیش اعتقاد به مهدی در نزد مسلمانان ریشه در آموزههای دین زردشت، مسیحیت و یهودیت دارد.[۱۸]
اولین انتشار ایده فرقه کیسانیه را میتوان در قیام یک رهبر منجی گونه یهودی ملقب به راعی (چوپان) در اصفهان در حوالی سال ۱۰۰ هجری(۷۱۸-۷۱۹ میلادی) دانست. هنگامی که او توسط عوامل خلیفه در دمشق زندان شد. چنین ادعا شد که به غیبت رفتهاست. در حوالی سالهای ۷۴۷ تا ۷۴۹ میلادی عبدلله بن معاویه جمع کثیری از کیسانیان را در اصفهان و فارس رهبری نمود و سه سال بر این مناطق حکمرانی کرد. هنگامی که او در زندان ابومسلم خراسانی کشته شد. پیروانش چنین گفتند که او به غیبت رفتهاست و در کوههای اصفهان زندهاست. بسیاری از احادیثی که در کتابهایی مانند شیخ طوسی و مجلسی ثبت شدهاند و به غلط محل رضوا را این سرزمین(فارس) مینامند ریشه در این زمان دارد. هنگامی که داعی دیگری ده سال بعد توسط عباسیان در ری کشته شد. ادعا شد که او در کوههای ری به غیبت رفتهاست.[۱۷]
بگفته اف. ای. پیترز، استاد تاریخ دانشگاه نیویورک، هر دو گروه شیعه و سنی که به عباسیون برای تغییر وضعیت دل بسته بودند، اما عباسیون هر دو گروه را ناامید کردند. شیعه و سنی ناامید به ایده مهدی، منجی آخر الزمانهای در این زمان روی آوردند. شیعیان بطور طبیعی گزینه خود برای مهدی را داشتند که فرزندان علی بود. اما اهل سنت چنین گزینهای نداشتند. در ابتدا عیسی بعنوان نجات بخش آخر زمان مطرح بود. اما به مرور زمان بجای شخصیت ابهامآلود عیسی شخصیتهای تاریخی تری برای مهدی در نظر گرفته شد. یعنی بمرور در کنار ایده اولیه عیسی بعنوان منجی آخر الزمان، در دیدگاه مسلمانان اهل سنت مهدی همراه با عیسی ظهور میکرد یا خود منجی آخر الزمان بود.[۱۲]
مهدی در نزد فرقههای اسلامی [ویرایش]
مسجد جمکران محلی که بسیاری از شیعیان معتقدند به خواست حجه ابن الحسن بنا شده است و مورد توجه وی می باشد.[نیازمند منبع] مهدی در نزد شیعیان اسماعیلی و زیدی [ویرایش]
از اتفاقاتی که باعث بسط ایده مهدی شد فوت ناگهانی اسماعیل فرزند جعفر صادق امام ششم شیعیان به سال ۷۶۲ میلادی که پیشتر بعنوان امام هفتم شیعه تعیین شدهبود. هرچند اکثریت شیعه گرد فرزند دیگر جعفر صادق، موسی کاظم، گرد آمدند اقلیتی از شیعیان مرگ اسماعیل را نپذیرفتند و ادعا کردند که اسماعیل هنوز زندهاست و در غیبت به سر میرود. به باور آنان اسماعیل همان امام غایب است.[۶] با ظهور خلفای فاطمی در مصر با استناد به احادیثی که توسط اسماعیلیه و سایر منابع نقل شده بود. مهدی به اولین خلیفه فاطمی و جانشینانش نسبت داده شد. در عین حال اسماعیلیان انتظار دارند که در آخرالزمان امام هفتم اسماعیلیان تحت نام قائم ظهور کند.[۴]
در شیعه زیدی که برای امامها قدرت فوق انسانی قائل نیستند، اعتقاد به مهدی بسیار کمرنگ است. در طول تاریخ افرادی مهدی پنداشتهشدند یا ادعا شدهاست که زندهاند و به غیبت رفتهاند. از جمله حسین بن قاسم عیانی، امام زیدیه(۴۰۱-۴۰۳ هجری قمری)، در یمن توسط گروهی از زیدیه که به حسینیه معروف شدند. اما این اعتقاد در مورد این افراد از سوی اکثریت زیدیه به رسمیت شناختهنشدهاست.[۴]
مهدی در نزد شیعه دوازده امامی [ویرایش]
نوشتار اصلی: حجت بن حسن (مهدی)
دیدگاه شیعیان دوازده امامی [ویرایش]
به اعتقاد شیعیان دوازده امامی، که اسلام را مکمل ادیان حقه میدانند، غیبت آخرین وصی آخرین پیامبر الهی را همان گونه که در سایر ادیان قبل از اسلام بشارت داده بود به صورت گسترده تری بیان کردهاند. یکی از معتبرترین کتاب روایی شیعیان کتاب الکافی نوشتهٔ شیخ کلینی رازی از اهالی روستای کلین از روستاهای قدیمی پیرامون تهران و حسن آباد شهر ری که در زمان غیبت صغری میزیسته، میباشد. در این کتاب و ذیل کتاب الحجه «باب الغیبة» گشودهشده و در آن روایاتی پیرامون غیبت امام دوازدهم شیعیان از پیامبر اسلام و امامان شیعه نقل شدهاست.[۱۹]همچنین، به اعتقاد شیعیان دوازده امامی، پیامبر اسلام در خطبه خود در روز غدیر خم به آمدن مهدی اشاره کردهاست.[۲۰][۲۱]
دیدگاه تاریخی [ویرایش]
هنگامی که موسی کاظم، امام هفتم شیعه درگذشت، گروهی پیروانی از او که به واقفیه موسوم شدند، مرگ موسی کاظم را نفی میکردند. واقفیه ادعا میکردند که موسی کاظم همان قائم و مهدی است و به غیبت رفتهاست. واقفیه به دو دوره غیبت قائل بودند. یک دوره غیبت صغری و بعد از آن یک دوره غیبت طولانی که به ظهور موسی کاظم منتهی میشود. به نوشته امیر ارجمند ریشه اعتقاد به دو دوره غیبت را میتوان در دو دوره زندانی شدن موسی کاظم جستجو نمود.[۱۷]
پس از فوت حسن عسکری امام یازدهم شیعه، سالها سردرگمی بزرگی برای نیم قرن در بین پیروان آنها پدید آمد که نویسندگان شیعه از آن تحت عنوان دوران حیرت نام میبرند. در میان پیروان امامان شیعه بر سر سرنوشت اسرار آمیز فرزندی که برای حسن عسکری قائل بودند اختلاف بزرگی پدید آمد. گروهی از شیعیان چنین میپنداشتند که حسن عسکری اصولا فرزندی نداشته است[۲] و گروهی میگفتند حسن عسکری امام بدون فرزندی است که نمردهاست و حسن عسکری همان مهدی غایب است که دارای دو دوره غیبت است.[۱۷] گروه دیگری عنوان میکردند که فرزند حسن عسکری پیش از فوت پدر در گذشتهاست. تنها گروهی که در آن زمان در اقلیت کوچکی بودند که اعتقاد داشتند که فرزند حسن عسکری همان مهدی است و در غیبت بسر میبرد و در آخر الزمان ظهور خواهد کرد. دیدگاه این گروه به مرور به دیدگاه تمامی شیعیانی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی میباشند.[۲]
پذیرفته شدن این دیدگاه توسط شیعه حاصل کوششهای شماری از اندیشمندان شیعه امامی و محدثانی مانند نوبختی، ابو جعفر ابن کعبه، کلینی، نعمانی و بخصوص ابن بابویه اثر ارزنده او کمال الدین-معمار نظریه امام غایب و دوران غیبت و ظهور منجی بخش اما غائب - بود.[۲]
دکترین مهدی در بین شیعه دوازده امامی بیش از همه مذاهب توسعه پیدا کرد. در طی قرنهاعلمای شیعه متعددی بودهاند که ظهور غریب الوقوع مهدی را پیشبینی نمودهاند که طبق اعتقادات شیعه همراه با جنگهای داخلی، پیغمبران دروغی و زلزلهاست.[۶]