• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 11
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 5414روز قبل
داستان و حکایت

شاید این داستان قدیمی باشه ولی خیلی قشنگه

 

 

مردی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت برای دكتر تعریف كرد، دکتر گفت به فلان سیرک برو . آنجا دلقکی هست ، اینقدر می خنداندت تا غمت یادت برود  مرد لبخند تلخی زد و گفت من همان دلقکم 

مطلب از:://shortstorys.mihanblog.com 

 

دوشنبه 14/6/1390 - 3:11
طنز و سرگرمی


روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختی شون رو) بفهمند

سردبیر میگه:آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟

شوهره روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه:بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم،اونجا برای اسب سواری هر دو،دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم.اسبی که من انتخاب کرده بودم خیلی خوب بود ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود.سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم رو زین انداخت .

همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" دوباره سوار اسب شد و به راه افتاد.بعد یه مدتی دوباره همون اتفاق افتاد این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب انداخت و گفت:"این دومین بارت" بعد بازم راه افتادیم .وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت خیلی با آرامش تفنگشو از کیف برداشت و با آرامش شلیک کرد و اونو کشت.

سر همسرم داد کشیدم و گفتم :"چیکار کردی روانی؟ حیوان بیچاره رو کشتی!دیونه شدی؟"

همسرم با خونسردی یه نگاهی به من کرد و گفت:"این بار اولت بود 
مطلب از: http://shortstorys.mihanblog.com

دوشنبه 14/6/1390 - 3:5
داستان و حکایت

 

 

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این

گونه می گفت: " می آید، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش

را در خود نگه می دارد و سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. " فرشتگان چشم به لب

هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود: " با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست. "

گنجشک گفت: " لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از

من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود و سنگینی

بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت: "

ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر گشودی. "

گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود. خدا گفت: " و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و

تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی. " اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو

ریخت. های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.

 

تقدیم به خدایم

                                     darsebozorg.mihanblog.com                                             

دوشنبه 14/6/1390 - 2:59
داستان و حکایت

کی بود یکی نبود. یه روزی روزگاری یه خانواده ی سه نفری بودن. یه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از
یکی بود یکی نبود. یه روزی روزگاری یه خانواده ی سه نفری بودن. یه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از

یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما میده.


بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها

بذارن....

 اما مامان و باباش می‌ترسیدن که پسرشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره.

اصرارهای پسرکوچولوی قصه اونقدر زیاد شد که پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن اما در پشت در اتاق

مواظبش باشن.


پسر کوچولو که با برادرش تنها شد، خم شد روی سرش و گفت : داداش کوچولو! تو تازه از پیش خدا اومدی …

به من می گی خدا چه شکلیه ؟ آخه من کم کم داره یادم می ره!

مطالب از:darsebozorg.mihanblog.com 

دوشنبه 14/6/1390 - 2:49
سخنان ماندگار

مارک تواین :

بهتر است دهانت را ببندی و احمق بنظر برسی ، تا اینکه بازش کنی و همه

بفهمند که واقعاً احمقی...((oopps))


ژوزف استالین :

مرگ یك نفر تراژدیه ، مرگ یك میلیون نفر آمار !


ماهاتما گاندی :

آنچنان زندگی كن گویی كه فردا خواهی مرد ، آنچنان بیاموز گویی كه تا ابد زنده

خواهی ماند .


البرت هوبارد :

زندگی رو زیاد جدی نگیر ، چون هرگز از اون زنده بیرون نمیری


ژان كوكتو :

ما باید به شانس ایمان بیاوریم ،‌ تا كی میتوانیم موفقیت كسانی را كه دوستشان

نداریم تفسیر كنیم


آیزاك آسیموف :

زندگی لذتبخش است و مرگ آرامش بخش ،‌این میان انتقال رنج آور است .


وینستون چرچیل :

پیروزی یعنی توانایی رفتن از یك شكست به شكست دیگر بدون از دست دادن

اشتیاق


ما ندرتا در باره آنچه که داریم فکر می کنیم در حالیکه پیوست در اندیشه چیزهایی

هستیم که نداریم . شوپنهاور


آنکه می تواند انجام می دهد و آنکه نمی تواند انتقاد می کند . 
جرج برناردشاو


لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم ، غافل از آنکه لحظه ها همان

خوشبختی بودند .        دکترشریعتی

 

تمدن تنها زاییده افتصاد برتر نیست در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و

برتزی داشت لویی پاستور


باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند. 
فردریش نیچه


کمر بند سلطنت نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز

خواهند آمد اما ایرا ن و ایرانیباید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه

عمرم بوده است . نادر شاه افشار


اگر در اولین قدم موفقیت نصیب ما می شد سعی و عمل دگر معنی نداشت . 

موریس مترلینگ


بهترین چیزها زمانی رخ می دهد که انتظارش را نداری . گابریل گارسیا مارکز 


لازم نیست گوش کنید فقط منتظر شوید فقط بیاموزید آرام و ساکن و تنها باشید .

جهان آزادانه خود را به شماپیشکش خواهد کرد تا نقاب از چهره اش بردارید انتخاب

دیگر ندارد مسرور به پای شما در خواهد غلطید . 

فرانتس کافکا


گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است در لحظه ای که خود نمی دانید کشف خواهد شد . 

جبران خلیل جبران



کسی که دارای عزمی راسخ است جهان را مطابق میل خویش عوض می کند .
 گوته


کسی به فرجام زندگی آگاه نیست خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد . 
فردوسی


بیشترین تاثیر افراد خوب زمانی احساس می شود که از میان ما رفته باشند . 
امرسون



تکامل و حرکت مبنا و پیش فرض کل وجود است . انگلس


برای اداره کردن خویش از سرت و برای اداره کردن دیگران از قلبت استفاده کن 
دالای لاما
 

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتوهای

خورشید تا متمرکز نشوند نمیسوزانند . گراهام بل

انسان باید از هر حیث چه ظاهر و چه باطن زیبا و آراسته باشد . چخوف


پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آن است که بعداز هر زمین خوردنی

برخیزی . مهاتما گاندی


بی سوادان قرن 21 کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی هستند که نمی توانند

بیاموزند، آموخته های کهنه رادور بریزند ،ودوباره بیاموزند . الوین تافلر

 

یک فرد باهوش یک مسئله را حل می‌کند ا ما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن

دوری می کند . اینشتن


ناکارامدی و اشتباهات خود را به مردم نسبت می دهند . ارد بزرگ بی شرم ترین

فرامانروایان آنهایی هستندکه به‌سختی می توان در بین مغزهای متفکر جهان

کسی را یافت که دارای یک‌نوع احساس مذهبیمخصوص به‌خود نباشد، این مذهب

با مذهب یک شخص عادی فرق دارد . اینشتن


سه قدرت بر جهان حکومت می‌کند ترس،حرص و حماقت . 
اینشتن.


اگر کشوری توقع داشته باشه که هم نادان باشه و هم آزاد چیزی رو انتظار داره که

نه بوده و نه هیچ وقت خواهد بود . توماس جفرسون


از فردا نمی ترسم چراکه دیروز را دیده ام و امروز را دوست دارم . ویلیام وایت


عاقلانه است که در ذهن داشته باشیم که نه موفقیت و نه شکست به منزله پایان

نیستند . روجر بابسون.

 

وقتی به خودمان دروغ می گوییم آن را بلند تر فریاد می زنیم . اریک هافر


چیزهایی وجود دارند که آنقدر جدی هستند که فقط می توان در موردشان جوک

ساخت . هایزنبرگ!

دوشنبه 14/6/1390 - 2:43
سخنان ماندگار
بهترین مكان برای یافتن پروردگار، باغ وجودت است. می توانی او را در آنجا جستجو كنی.((جرج برنارد شاو))
باید پیوسته به پروردگار بی همتا رو آوریم، در هر كاری او را بینا دانسته و باور كنیم كه روزی دهِ مختار، اوست.((بزرگمهر))
من عاشق پروردگار هستم. زمانی كه آغاز به شناخت خدا كنید، او را زیباترین و مهربان ترین خواهید یافت.((جین راسل))
هر نامی كه بر او بگذارید، مهم نیست؛ او كسی‌ست كه بیشترین آرامش را در میان شدیدترین شعله‌ها به آدمی می‌دهد؛ او همان پروردگار است.((گاندی))
بدانید! كه پروردگار تو، ستایش را دوست دارد (زیرا استحقاق پرستش و ستایش را دارد.)((حضرت محمد (ص)))
ای فرزند آدم! (‌انسان)‌ مطیع پروردگار خود باش تا عاقل نامیده شوی و نافرمانی او مكن (‌كه در این صورت) تو را نادان می‌‌نامند.((حضرت محمد (ص)))
در سكوت گوش فرا ده، چون اگر دلت پر از چیزهای دیگر باشد نمی توانی صدایآفریدگار را بشنوی.((مادر ترزا))
و خدا تنها کسی است که ما را میفهمد و میخواهد که او را بفهمیم((م.باران))
دوشنبه 14/6/1390 - 2:39
سخنان ماندگار
قبل از ازدواج شش نظریه درباره تربیت كودكان داشتم؛ حالا شش فرزند دارم، ولی دارای هیچ گونه نظریه ای نیستم.((لورد روچستر))
انسانها در كل، چیزی جز كودكان بزرگ نیستند.((ناپلئون بناپارت))
هرگز به كودك تان نگویید پیشه آینده اش چه باشد. همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید، چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیكبختی خواهید بود و اگر این گونه نباشد، هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد.((اُرد بزرگ))
هیچ گاه در برابر فرزند، همسرتان را بازخواست نکنید.((اُرد بزرگ))
زن فرشته ای است كه در ایام كودكی پرستار ما، در دوران جوانی مرادبخش ما و در روزگار پیری تسلیت ده ماست.((آره تن)) راست میگه خوب
زن كودكی است كه با اندك تبسم، خندان و با كمترین بی مهری، گریان می شود.((هرود))
اگر تنها شور و شوق و عشق و علاقه را برای فرزندان خود به جای بگذاریم، سرمایه ای بزرگ به آنها داده ایم.((توماس ادیسون))
مردان در اوقات خوشبختی نسبت به سایر افراد همدردی نشان می دهند و زنان در اوقات بدبختی.((مثل چینی))
اغلب، فقرا برای همدردی و دستگیری از دیگران آمادگی بیشتری دارند.((آرتور شوپنهاور)) 
من و مادرم، ناسازگاری‌ها و كشمكش‌‌های زیادی با هم داشتیم، ولی به نظرم، او از همه‌ی آنها لذت می‌برد.((مارك تواین))
وقتی همه با من هم عقیده می شوند، تازه احساس می کنم که اشتباه کرده ام.((اسکار وایلد))

همه میدانیم خدا هست و ناظر میدانیم که یتیم خدا دارد مظلوم خدا دارد و من خدا دارم و ظالم هم خدا دارد ولی چرا هیچکس تغییری نمیکند با اینکه میداند خدا دارد یا که آیا باور به دیدار نیست یا که حرف های خدا باور کردنی نیست کدام پاسخ پاسخ اشتباهات و تغییر نکردن های ماست؟؟؟ ((م.باران))
مطالب از وبلاگ:darsebozorg.mihanblog.com 
دوشنبه 14/6/1390 - 2:37
شعر و قطعات ادبی
نه سلامم  نه علیکم 
نه سپیدم   نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی

نه سمائم  نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینم

نه سرابم
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم 
نه گرفتار و اسیرم 

نه حقیرم
نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم نه بهشتم
چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم
 ...
گر به این نقطه رسیدی
به تو سر بسته و در پرده بگویــم
تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی 

خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی 
تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرار نهانی
تو خود باغ بهشتی
تو بخود آمده از فلسفۀ چون و چرایی
به تو سوگند
که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی
نه که جُزئی
نه که چون آب در اندام سَبوئی 
تو خود اویی  بخود آی
تا در خانه متروکۀ هرکس ننشـــینی و
بجز روشنــی شعشـعۀ پرتـو خود هیچ نبـینـی

و گلِ وصل بـچیـنی

دوشنبه 14/6/1390 - 2:27
کنکور

 1 - برای هر جلسه مطالعه خود «هدف مشخص» تعیین كنید. مثلا: «در این یك ساعت پنج صفحه از كتاب فیزیك را می‌خوانم و یاد می‌گیرم.» و یا: «تا ساعت 10 صبح این سه مساله را حل می‌كنم.» تعیین هدف واقعی و واقع‌بینانه باعث افزایش انگیزه و بهبود تمرکزتان خواهد شد.

اهداف بزرگ را به قدم‌های كوچكتر و هدف‌های جزیی‌تر تقسیم كنید. سعی كنید همه‌چیز ملموس و «قابل اندازه‌گیری» باشد.

 2 - فراموش نكنید: هنگام مطالعه، جسم و روان شما نباید هیچ نوع فعالیت دیگری به غیر از «مطالعه كردن» انجام دهد؛ حتی ساده‌ترین اعمال. ظرفیت توجه در انسان محدود است. دو كار را با هم نمی‌توان به درستی انجام داد. اگر از بین ساده‌ترین اعمال هم دو كار با هم انجام شود، فقط یكی از آن دو را می‌توانیم خوب انجام دهیم. این واقعیت، یكی از محدودیت‌های ذهن ماست. حتی موقعی كه داریم می‌نویسیم، آن لحظه نمی‌توانیم چیز دیگری را خوب بشنویم.

 3 - باید این اراده را به تدریج در خود پرورش دهید كه هنگام مطالعه، صداهای مزاحم را نشنوید و هیچ محركی به غیر از مطلب مورد مطالعه، حواس شما را متوجه خود نكند. شما به این اراده احتیاج دارید و می‌توانید از بین چند محرك كه در اطراف شما هستند، به‌طور ارادی فقط به یك محرك توجه كنید و در آن لحظه متوجه دیگر محرك ها نشوید.

 4 - هرچه قدر مطالعه كردن، تست‌زدن و تمامی فعالیت‌های درسی را به دفعات بیشتری انجام دهید، تمرکز كردن هنگام انجام آن كارها برایتان آسان‌تر می‌شود. این یك اصل است: كارهایی كه بسیار تمرین شده‌اند را می‌توان بدون توجه زیاد انجام داد و مقدار كمتری از ظرفیت توجه برای انجام آنها كافی است.

خود امر «گزینه پر كردن» هم یك فعالیت است و به هر حال، قدری از ظرفیت تمرکز را اشغال می‌كند، در نتیجه اگر قبلا زیاد و هرچه بیشتر انجام شده باشد، سر جلسه آزمون به میزان كمتری از این ظرفیت می‌كاهد.

 5 - در حالت «نشسته» درس بخوانید، نه در حال راه رفتن و قدم زدن.مگر در دو حالت:

 الف) به طور كوتاه، برای ایجاد «تنوع» در حال و هوا و وضعیت جسمی خود،

 ب) در صورتی كه از سال‌های قبل «راه رفتن و درس خواندن» به صورت یك «عادت» در وجود شما شكل گرفته و «تثبیت شده» یعنی از گذشته به این امر عادت داشته‌اید و در این حال «راحت‌تر» هستید.

 6 - امكان ندارد با شكم پر از غذا تمرکز خوبی داشته باشید. بعد از غذای سنگین ظهر، خواب‌آلوده و سنگین هستید و وقت مناسبی برای مطالعه و یادگیری نیست. «شكم پر» و «خواب‌آلودگی» دشمنان تمرکز هستند!

 7 - با احساس ضعف و گرسنگی نمی‌توان تمرکز خوبی داشت. پرخوری نكنید، اما حتما هر روز از مواد قندی و گلوكزدار، به‌خصوص میوه‌ها، غافل نباشید! از «پراكنده‌خواری» پرهیز كرده، در برنامه غذایی خود از مواد پروتئینی مثل گوشت، تخم‌مرغ، عدس و... استفاده كنید. وجود یك تغذیه مناسب، صحیح و كافی و به اندازه در برنامه روزانه شما سبب افزایش زمان «مطالعه فعال» خواهد شد، یعنی قدرت و توان تمرکز شما را بالا می‌برد.

 8 - مصرف تمامی داروهای خواب‌آور و آرام‌بخش، مخل توجه و تمرکز است. فقط و فقط در صورت تجویز پزشكی كه اطلاع دارد و می‌داند شما داوطلب كنكور می‌باشید و در این زمینه مطالعه می‌كنید، مانعی ندارد.

 9 - زمان‌های استراحت‌تان را طوری برگزار كنید كه بعدا باعث كاهش ظرفیت تمرکزتان نشود. در زمان‌های استراحت، از انجام بحث و گفت‌وگو و پرداختن به كارهای نیمه‌تمام - مثل مطالعه بخشی از یك زمان یا دیدن فیلم سینمایی - خودداری كنید. دیدن یك فیلم سینمایی، فقط به اندازه دو ساعت زمان فیلم از شما وقت نمی‌گیرد، چرا كه بعد از آن دو ساعت هم تصاویر یا فكر و خیال‌های مربوط به آن به ذهن شما بازمی‌گردد و شما را رها نمی‌كند؛ همینطور، یك بحث داغ سیاسی با دوستان‌تان در وقت استراحت!

10 - استحمام و یك دوش كوتاه در زمان استراحت، موجب آرامش و نشاط بیشتر شما و رفع خستگی‌های كوتاه‌مدت و كاذب خواهد شد. البته نباید در این امر دچار افراط شوید!

سه شنبه 8/6/1390 - 2:5
کنکور

نكاتی كه باید در واج‌شماری یا واج‌نگاری در نظر گرفت: 
1 - درست خواندن واژه («شعوَذه» هفت واج است.)
2 - «ه» ملفوظ، یك واج است («به» به معنی بهتر سه‌واج است، ولی حرف اضافه كه باشد دو واج.)
3 - «و» معدوله، شمرده نمی‌شود («خواهر» پنج واج است.)
4 - دو تلفظی‌ها به دو شكل واج‌شماری می‌شوند («آسمان» هم می‌تواند شش‌ واج باشد هم هفت واج)
5 - واژه‌ها یا هجاهایی كه با «اَ»، «اِ»، «اُ» و «آ» آغاز می‌شوند، یك صامت دارند (آب: ءاب/ قرآن: قُرءان)
6 - «و» و «یـ» اگر مصوت باشند یك واج‌اند و اگر صامت، مصوت پیش از آنها هم شمرده می‌شود (سیر: سه واج/ سِیر: چهار واج)

نكاتی كه در تك‌واژ و واژه‌شماری باید در نظر گرفت:
1 - كسره‌های تركیب‌های وصفی و اضافی و واژه‌هایی چون تخت خواب، تك واژند ولی كسره حروف ؟؟اضافه چنین نیست. (برایِ/ لب/ ه/ یِ/ تخت/  ِ / خواب/  ِ / چوب/ ی/  ِ/ پیر/ مرد/ فكر/ ی/ بـ/ كن/ هـ)؟؟
2 - پیشوندها، میان‌وندها، پسوندها، شناسه‌ها، نشانه‌های جمع، «ی» نكره، «ان» گذراساز، «ا» دعایی و امثال آنها تك‌واژ هستند (از/ ارز/ ش/ گذار/ ی/ ها/ یِ/ نا/ رو/ ا/ به/ تنگ/ آمده/ ه/ بود/ هـ)
3 - كسره تركیب‌های وصفی و اضافی، واژه هم است (تخت/  ِ / خواب/  ِ / چوب/ ی/  ِ / پیر/ مرد)
4 - فعل، كلا یك واژه است (دست/ از/ پا/ خطا/ نـ/ خواه/ د/ كرد)

نكاتی كه باید در ساختمان واژه در نظر گرفت:
1 - اجزای تشكیل‌دهنده واژه را شناخت (دان/ ش/ سرا: مشتق - مركب)
2 - وندهای صرفی را كنار گذاشت (درختان: ساده/ بهترین: ساده)
3 - به مشابهت‌های ظاهری توجه كرد (گلدان: مشتق/ كاردان: مركب/ سده: مشتق/ تیشه: ساده/ جان ستان: مركب/ دبیرستان: مشتق/ گناهكار: مشتق/ گل‌كار: مركب و...)

نكاتی كه باید در گروه‌های اسمی و نمودارهایشان در نظر گرفت:
1 - هسته و وابسته‌ها مشخص شوند (سه تن جنگ‌جو/ رنگ سبز یشمی/ آن پرنده زیبا/ دختر بسیار مهربان)

نكاتی كه باید در گروه‌های فعلی در نظر گرفت:
1 - زمان (شنیده‌ام: ماضی نقلی/ ...)
2 - معلوم و مجهول (دید: معلوم/ دیده شد: مجهول)
3 - ناگذر و گذرا (رفت: ناگذر/ برد: گذرا به مفعول/ نامید: گذرا به مفعول و مسند/ ...)
4 - در چهار جزئی‌های دو مفعولی و یا با مفعول و مسند، نباید «را» را به «به» تبدیل كرد (او را غذا داد/ او را شاعر گفت) 
5 - به افعال خاصی توجه كرد «او سخن اهل زمانه را هیچ وزن ننهادی (ماضی استمراری)/ میانه برفتی به تنگی چهار (ماضی استمراری)/ بده داد من كآمدستم دوان (ماضی نقلی)/ بكوبمت زین‌گونه امروز یال (مضارع اخباری)/» 
6 - به فعل‌هایی كه به معانی گوناگون می‌آیند توجه كرد «پسر به كار خود بالید (سه جزئی با متمم)/ پسر به خواست خدا بالید (دو جزئی)/ او غذا خورد (سه‌جزئی با مفعول)/ از قضا خورد دم در به زمین (سه جزئی با متمم)» 
7 - گاهی اجزای فعل از هم فاصله می‌گیرند كه باید به شكل روان در آورده شود «دل در این پیرزن عشوه‌گر دهر مبند (دل مبند: فعل مركب/ این پیرزن عشوه‌گر دهر: متمم اجباری)/ طی این مرحله بی‌هموهی خضر مكن (طی مكن: فعل مركب/ این مرحله: مفعول)

در مطابقت نهاد و فعل به بعضی موارد خاص توجه شود:
1 - «مردم» اگر به معنی متداول به كار رود فعلش جمع است (مردم دور او جمع شدند) ولی اگر به معنی «آدم» به كار رود، فعل مفرد است (مردم تا زنده باشد او را از قوت چاره نیست)
2 - اگر در گزینه‌ای «هیچ‌كدام یا هیچ‌یك» بیاید، منظور اسم مبهم است نه هیچ‌كدام از گزینه‌ها.

در فرآیندهای وابی به این نكات توجه شود:
1 - هرگز، فتیله، سفید، نامه و... (ابدال)/ خواهر، دست‌بند، مشت‌زن و... (كاهش آوایی)/ سیاست، گیسوان (افزایش آوایی)/ قندان، بتر و... (ادغام)
2 - «یـ» مشدد ربطی به افزایش آوایی ندارد (حیثیت)
3 - در كاهش آوایی، واج نوشته می‌شود ولی خوانده نمی‌شود (خواهر) ولی در ادغام یكی از واج‌ها با دیگری یكی می‌شود (قندان)

در وضعیت واژه‌ها به این موارد توجه شود:
1 - واژه، در قدیم و امروز با یك معنی به كار رفته است (نگاه/ گریه/...)
2 - واژه، علاوه بر معنی قدیم، معنی جدید هم گرفته است (ركاب/ سپر/...)
3 - واژه، معنای قدیم را از دست داده و معنای جدید گرفته است (سوگند/ كثیف/...)
4 - واژه، كاملا متروك و منسوخ شده است (خوالیگر/ آزفنلاك/...)

در ساخت واژه از این روش‌ها بهره گرفته می‌شود:

1 - اشتقاق (مهوش/ تندیس/ رایانه/ وهمناك/...)
2 - تركیب (خشم آهنگ/ گردآمد/ كالابرگ/...)
3 - علایم اختصاری (ساف: سازمان آزادی بخش فلسطین/ هما: هواپیمایی ملی ایران/...)

سه شنبه 8/6/1390 - 2:1
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته