به گزارش خبرنگار وب دا، دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی اعلام كرد: روزه گرفتن موجب كاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی به ویژه سكته قلبی می شود و به دلیل محدودیت در خوردن و آشامیدن در فاصله بین سحر و افطار، دستگاه گوارش و گردش خون استراحت كرده و در نتیجه بار كاری دستگاه قلبی و عروقی نیز كاهش می یابد.
بنابراین گزارش، با رعایت رژیم غذایی مناسب میزان تری گلیسرید ها و LDL ( كلسترول مضر و بد) نیز كاهش می یابد و كاهش مصرف چربی ها و سرخ كردنی ها منجر به كاهش رسوب چربی در دیواره عروق و در نتیجه كاهش سكته های قلبی خواهد شد.
این گزارش می افزاید، بهتر است افراد نان های فاقد جوش شیرین را مورد مصرف قرار دهند زیرا جوش شیرین باعث كم خونی فقر آهن و كاهش جذب كلسیم و در نتیجه پوكی استخوان می شود.
دفتر بهبود تغذیه جامعه توصیه كرد: با توجه به این كه خوردن آش رشته در این ماه افزایش می یابد، افراد حتماً از كشك پاستوریزه استفاده كنند و قبل از مصرف آن را به مدت 5 دقیقه خوب بجوشانند، با اعمال این موارد احتمال ابتلا به بیماری بوتولیسم ( نوعی مسمومیت كشنده ) كاهش می یابد.
گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند. یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده. تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد. قطار در حال آمدن بود ، و سوزن بان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد. سوزن بان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و از این طریق جان 3 فرزند را نجات دهد و 1 کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.
سوال:
اگر شما به جای سوزن بان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟
بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات 3 کودک انتخاب کنند و 1 کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیح به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی چطور .... ؟
در این تصمیم، آن 1 کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود (3 کودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک، بازی کنند، قربانی می شود.
کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید و هیچ کس برای او اشک نریخت. کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی کرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد.
مسافران قطار را می توان به عنوان تمامی کارمندان سازمان فرض کرد و گروه مدیران را همان کودکانی در نظر گرفت که می توانند سرنوشت سازمان (قطار) را تعیین کنند.
گاهی در نظر گرفتن منافع چند تن از مدیران که به اشتباه تصمیمی گرفته اند، منجر به از دست رفتن منافع کل سازمان خواهد شد و این همان قربانی کردن صدها نفر برای نجات این چند نفر است.
"به یاد داشته باشید آنچه که درست است همیشه محبوب نیست... و آنچه که محبوب است همیشه حق نیست!"