چشم بد دور، عمرتان بسیار كس نبیند ملالتان آقا! ما نمردیم خون دل بخوری تخت باشد خیالتان آقا! *** چیست روباه در مصاف شیر؟! چه نیازی به امر یا گفته؟! تو فقط ابرویی به هم آور میشود خواب دشمن آشفته *** هست خاموشیات پر از فریاد در تو آرامشی است طوفانی «الذی انزل السكینه» تو را كرده سرشار از فراوانی *** واژهها از لبت تراویدند پرصلابت، پرعاطفه، پرشور آفریدند در دل مردم عزت، آمادگی، حماسه، حضور *** این حماسه همه ز یمن تو بود گرچه از آن مردمش خواندی رهبرا! تا ابد ولی محبوب در دل عاشقان خود ماندی *** نسل سوم چو نسل اول هست با شعف با شعور با باور جاری است انقلاب چون كوثر هان! «فصل لربك وانحر» *** گرچه در باغ سینهات داری لطفها، مهرها، محبتها گفتی اما نمیروی چو حسین تا ابد زیر بار بدعتها! *** ناگهان در نماز جمعه شهر عطر محراب جمكران گل كرد بغض تو تا شكست بر لبها ذكر یا صاحب الزمان (عج) گل كرد *** جان ایران! چه شد كه جانت را جان ناقابلی گمان كردی؟! آبروی همه مسلمانان اشك ما را چرا درآوردی؟! *** جسم تو كامل است، ناقص نیست میدهد عطر یك بغل گل یاس دستت اما حكایتی دارد... رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس! (جواد محمدزمانی ) سایت نجوا
پادشاهي جايزهء بزرگي براي هنرمندي گذاشت که بتواند به بهترين شکل، آرامش را تصوير کند. نقاشان بسياري آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلو ها، تصاويري بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهاي آرام ، کودکاني که در خاک مي دويدند، رنگين کمان در آسمان، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ. پادشاه تمام تابلو ها را بررسي کرد، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد. اولي، تصوير درياچه آرامي بود که کوههاي عظيم و آسمان آبي را در خود منعکس کرده بود. در جاي جايش مي شد ابرهاي کوچک و سفيد را ديد، و اگر دقيق نگاه مي کردند، در گوشه چپ درياچه، خانه کوچکي قرار داشت، پنجره اش باز بود، دود از دودکش آن بر مي خواست، که نشان مي داد شام گرمي آماده است. تصوير دوم هم کوهها را نمايش مي داد . اما کوهها ناهموار بود، قله ها تيز و دندانه اي بود. آسمان بالاي کوهها بطور بيرحمانه اي تاريک بود، و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سيل آسا بود. اين تابلو هيچ با تابلو هاي ديگري که براي مسابقه فرستاده بودند، هماهنگي نداشت. اما وقتي آدم با دقت به تابلو نگاه مي کرد، در بريدگي صخره اي شوم، جوجه پرنده اي را مي ديد. آنجا، در ميان غرش وحشيانه طوفان، جوجه گنجشکي، آرام نشسته بود. پادشاه درباريان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده جايزه بهترين تصوير آرامش ، تابلو دوم است. بعد توضيح داد: ” آرامش آن چيزي نيست که در مکاني بي سر و صدا، بي مشکل، بي کار سخت يافت مي شود، چيزي است که مي گذارد در ميان شرايط سخت، آرامش در قلب ما حفظ شود. اين تنها معناي حقيقي آرامش است.”
منبع:سايت تابناک