• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 5403روز قبل
داستان و حکایت
گاهی اوقات ما آدما چقدر از آدمیت دور می شیم. اصلا انگار یادمون می ره انسان هستیم یا اینکه طرفمون انسانه! چقدر گاهی انسان بودنمون رو ارزون می فروشیم. از خودم خجالت می کشم وقتی به یاد می آرم که...

ساعت حدود 10 صبح بود. طبق معمول بساطم رو کنار خیابون پهن کرده بودم و با کفشهای جورواجور و پاشنه ها و واکس های رنگارنگ سرگرم بودم. عابرها اکثرا بدون توجه از کنارم رد می شدند و کمتر کسی توجهی بهم می کرد. گهگاه کسی می ایستاد تا واکسی به کفش بزنه یا تعمیر سریع و کوچیکی انجام بده. از وقتی شرکت تعدیل نیرو کرده بود و من هم جزو این تعدیلی ها بودم، چاره ای نداشتم جز اینکه برای حفظ آبروم و خرجی زن و بچم یه کاری دست و پا کنم. سرمایه ای که در کار نبود بعد از کلی این در و اون در زدن یه شغل موقت - واکسی- برای خودم جور کردم تا ببینیم خدا در آینده چی می خواد. سرم پایین بود که احساس کردم یه نفر جلوم واستاده:
- بفرمایید خانم.
دختر جوونی با چادر رنگ و رو رفته در حالی که نگرانی تو چشماش موج میزد بهم نگاه می کرد.
- کاری داشتین؟
- بله، ببخشید آقا، من پاشنه کفشم الان افتاد، دارم می رم دانشگاه، با این وضعیت نمی تونم اصلا راه برم. می تونید برام سریع درستش کنید؟
گفتم کفشاشو درآره تا ببینم پاشنه ش از چه نوعیه؟ با نگرانی و دستپاچگی گفت: نه نه، فقط یک لنگشه، اون یکی سالمه. و لنگه کفشش رو به دستم داد. یه نگاهی به کفش انداختم، با خودم فکر کردم این کفش اصلا ارزش عوض کردن پاشنه رو داره؟! داغون بود و کاملا فرم پای دخترک رو به خودش گرفته بود. خلاصه پاشنه کفش رو عوض کردم و در حالی که کفش رو به دستش می دادم گفتم: میشه پونصد تومن. رنگ از رخسار دختر پرید. با تته پته گفت: ولی قیمت یه پاشنه دویست و پنجاه تومنه، مگه نیست؟!

دیگه کفرم داشت بالا می اومد: خب خانم، من پاشنه لنگه به لگنه به چه دردم می خوره؟ و در حالی که لنگه دیگه پاشنه رو به طرفش دراز می کردم، گفتم: بیا، اینهم اون یکی، هر وقت لازم شد خودت استفاده کن.
دخترک با خجالت و ناراحتی فراوون کیفش رو باز کرد و به زیر و رو کردن کیف پولش پرداخت. چند دقیقه ای معطل کرد، احساس کردم تا فیلم بازی می کنه، دیگه قاطی کردم: خانم چرا استخاره باز می کنی؟! از کیفش یه اسکناس دویست تومنی و یه صدتومنی در آورد و به سمتم دراز کرد: خب اگه میشه این پاشنه پیش خودتون باشه که استفاده کنید. من پول همراهم نیست، این سیصد تومن رو بگیرین و ... با عصبانیت داد زدم: یعنی چی خانم؟ منم کاسبم، خدا رو خوش نمیاد این بازیها رو سر من در بیاری؟خب پول همرات نبود برای چی اومدی کفشت رو درست کنی؟! دستای دخترک می لرزید و من اونقدر عصبانیت و تردید جلوی چشمام رو گرفته بود که چهره رنگ پریده و اشکهای حلقه زده تو چشماش رو ندیدم...

در حالی که صدای فریاد من حسابی ترسونده بودش کفشهاش رو به دستم داد و دمپایی هایی که من به مشتری ها می دادم موقتا تموم شدن کار کفشهاشون بپوشن به پا کرد و گفت: الان برمی گردم. در حالی که انگار عقل از سرم پریده بود با ناراحتی و یواشکی تعقیبش کردم. وارد یه داروخونه که نزدیک بساط من بود، شد. لابلای مریضا وایسادم که صدای لرزون دختر جوون در حالی که خیلی آروم با یکی از فروشنده ها صحبت می کرد، تنم رو لرزوند: ببخشید خانم، من دانشجو هستم این کارت دانشجوئیمه، از شهرستان اومدم و پول همراهم نیست، کفشم خراب شد مجبور شدم بدمش برای تعمیر، اگه ممکنه پونصد تومن به من قرض بدید که پول کفاشی رو بدم این کارت دانشجویی و شناسنامه م پیش شما بمونه من رفتم خوابگاه از دوستام پول می گیرم و همین فردا براتون میارم. ببخشید... خانم فروشنده با لبخندی که بیشتر از پیش من رو شرمنده کرد، تقویم کوچکی رو جلوی دخترک باز کرد، چند اسکناس پانصدی و هزاری لاش بود، گفت: بفرمایید، هرچقدر لازم دارید بردارید. دختر یه اسکناس پونصدی برداشت و گفت: همین کافیه ... و وقتی برگشت سمت در، دانه های درشت اشک بود که سعی می کرد پشت چادرش پنهان کنه...
از خودم خجالت می کشیدم، دلم می خواست آب بشم برم تو زمین، خدایا من بخاطر دویست تومن با این دختر چی کار کردم؟! چرا با رفتارم کاری کردم که مجبور بشه پیش یک نفر دیگه هم سفره دلش رو باز کنه. چرا به حرفاش شک کردم؟ آرزو می کردم کاش زمان چند دقیقه ای به عقب بر می گشت...
دخترک با دیدن من دم در داروخانه دست و پا شو گم کرد، چه دختر محجوب و ساده ای بود، خدایا منو ببخش... پول رو به سمتم دراز کرد، دستاش آشکارا می لرزید، چشماش پر اشک بود و انگار منتظر بود که من بگم: نه خانم، باشه خدمتون... تا سرازیر بشه روی صورتش.
گفت: بگیر آقا، بگیر، دیگه آبرو واسم نذاشتی، اگه می دونستم اینجوری می شه پابرهنه می رفتم دانشگاه، فکر کردم با سیصد تومن یک لنگه کفشم رو درست می کنم و با پنجاه تومن هم با اتوبوس می رسم دانشگاه، ولی شما... گریه امونش رو برید...
اونقدر از خودم بدم می اومد که دلم می خواست همون لحظه بمیرم. در حالی که بغض کرده بودم، گفتم: خانم تو رو خدا پولتو بردار برو، من پول نمی خوام. بدون اینکه حرفی بزنه سرش رو به علامت نفی تکون داد و پول رو گذاشت رو جعبه واکسها. عاجز شده بودم، ناچار واسه اینکه کمی از عذاب وجدان خودم کم کنم، گفتم: خب خانم ببین، من بساطم همینجاست، هر روز همینجا می تونی پیدام کنی، الان پولتو بردار، فردا برام بیار همینجا، خب؟ و ملتمسانه نگاهش کردم. انگار فهمید که خیلی خجالتزذه شدم و شاید دلش برای درماندگیم سوخت. پولش رو برداشت و گفت: فردا صبح براتون میارم. با نگاه تعقیبش کردم، وارد همون داروخونه شد، عجب!!! پول رو به فروشنده پس داد و بیرون اومد...
دخترک رفت و من رو در دنیای سیاه و تاریکی که برای خودم درست کردم تنها گذاشت. خدایا یعنی قدر و قیمت انسانیت من همین دویست تومن بود؟!! شرم بر من...
غرق در افکارم بودم که یه مشتری دیگه در حالی که می گفت: آقا واکس بی رنگ داری؟ رشته افکارم رو برید: بله دارم، بفرمایید. هنوز راه ننداخته بودمش که یه نفر از پشت سرش پرسید آقا قهوه ای هم داری؟
- بله دارم.
- آقا همینجا می تونی کفشمو زود تعمیر کنی، چسب جلوش باز شده؟ پسرکی بود که کنار اون دو نفر دیگه وایساده بود...
اون روز تا شب کار و بارم حسابی سکه بود، اونقدر مشتری داشتم که دیگه دخترک رو کلا فراموش کردم. شب که با جیب پر پول بر می گشتم خونه، یاد دختر دانشجو افتادم و با خودم گفتم: نیومد هم نیومد! من که امروز خدا رو شکر کار و کاسبیم خوب بود...
صبح تازه داشتم بساطم رو می چیدم که صدای غمگین آشنایی گفت: سلام آقا، صبحتون بخیر.
سرم رو بلند کردم... همون دختر دیروزی بود، در حالی که یه اسکناس پونصدی تو دستش بود گفت: بفرمایید. از یکی از همکلاسی هام یکم قرض گرفتم تا حقوق کار دانشجویی این ترم رو گرفتم بهش پس بدم. ببخشید که دیر شد. حلالم کنید.
هر جمله ش مثل پتکی روی روحم فرود می اومد. کم مونده بود که اشکم جاری بشه: گفتم نه خانم، نمی خواد، قدمت انقدر خوب بود که من دیروز تا شب اینجا سکه زدم، حلالت، برو من رو هم ببخش. من در مورد شما اشتباه فکر کردم، تو رو خدا منو ببخش...
دخترک در حالی که خم می شد و پول رو روی جعبه می گذاشت گفت: خیلی ممنون. فعلا دیگه نیازی ندارم. دست شما درد نکنه، ببخشید، خداحافظ...
و رفت... رفت و ...
منبع : سایت چیندکا
جمعه 25/6/1390 - 10:48
آموزش و تحقيقات

اورانیومى كه از زمین استخراج مى شود، بلافاصله قابل استفاده در نیروگاه هاى تولید انرژى نیست. براى آنكه بتوان بیشترین بازده را از اورانیوم به دست آورد، فرآیندهاى مختلفى روى سنگ معدن اورانیوم صورت مى گیرد تا غلظت ایزوتوپ U235 كه قابل شكافت است، افزایش یابد. چرخه سوخت اورانیوم نسبت به سوخت هاى رایج دیگر، از جمله زغال سنگ، نفت و گاز طبیعى به مراتب پیچیده تر و متمایزتر است. چرخه سوخت اورانیوم را چرخه سوخت هسته اى نیز مى گویند. چرخه سوخت هسته اى از دو بخش انتهاى جلویى و انتهاى عقبى Front end) و (Back end تشكیل شده است. انتهاى جلویى چرخه، مراحلى است كه منجر به آماده سازى اورانیوم به عنوان سوخت رآكتور هسته اى مى شود و شامل استخراج از معدن، آسیاب كردن، تبدیل، غنى سازى و تولید سوخت است. هنگامى كه اورانیوم به عنوان سوخت مصرف شد و انرژى از آن به دست آمد، انتهاى عقبى چرخه آغاز مى شود تا ضایعات هسته اى به انسان و محیط زیست آسیبى نرسانند. این بخش عقبى شامل انباردارى موقتى، بازفرآورى كردن و انبار نهایى است.
• اكتشاف و استخراج
ذخایر طبیعى اورانیوم، سنگ معدن اورانیوم است كه بر اساس مقدار قابل استحصال از معدن محاسبه مى شود. با تكنیك ها و روش هاى زمین شناسى، معدن اورانیوم شناسایى مى شود و نمونه هایى از سنگ معدن به آزمایشگاه فرستاده مى شود. در آنجا، محلولى از سنگ معدن تهیه مى كنند و اورانیوم ته نشین شده را مورد بررسى قرار مى دهند تا بفهمند چه مقدار اورانیوم را مى توان از آن معدن استخراج كرد و چقدر هزینه مى برد. اورانیوم موجود در طبیعت معمولاً از دو ایزوتوپ U235 و U238 تشكیل مى شود كه فراوانى آنها به ترتیب ۷۱/۰ درصد و ۲۸/۹۹ درصد است. هنگامى كه معدن شناسایى شد، به سه روش مى توان اورانیوم را استخراج كرد. استخراج از سطح زمین، استخراج از معادن زیرزمینى و تصفیه در معدن. دو روش نخست همانند دیگر روش هاى استخراج فلزات هستند ولى در روش سوم كه در ایالات متحده استفاده مى شود، سنگ معدن در خود معدن تصفیه مى شود و اورانیوم به دست مى آید. سنگ معدن اورانیوم معمولاً از اكسید اورانیوم (U3O8) تشكیل شده است و غلظت آن در سنگ معدن بین ۰۵/۰ تا ۳/۰ درصد تغییر مى كند. البته این تنها منبع اورانیوم نیست. اورانیوم در برخى معادن فسفات با منشاء دریایى نیز وجود دارد كه البته فراوانى بسیار كمى دارد، به طورى كه حداكثر به ۲۰۰ ذره در یك میلیون ذره مى رسد. از آنجایى كه این معادن فسفات مقادیر انبوهى تولید دارند، مى توان اورانیوم را با قیمت معقولى استحصال كرد.


• آسیاب كردن
پس از استخراج سنگ معدن، تكه سنگ ها به آسیاب فرستاده مى شود تا خوب خرد شده، خرده سنگ هایى با ابعاد یكسان تولید شود. اورانیوم توسط اسید سولفوریك از دیگر اتم ها جدا مى شود، محلول غنى شده از اورانیوم تصفیه و خشك مى شود. محصول به دست آمده، كنسانتره جامد اورانیوم است كه كیك زرد
نامیده مى شود.
• تبدیل

كیك زرد جامد است، ولى مرحله بعد (غنى سازى) از تكنولوژى بخصوصى بهره مى برد كه نیازمند حالت گازى است. بنابراین كنسانتره اكسید اورانیوم جامد طى فرآیندى شیمیایى به هگزافلوراید اورانیوم (UF6) تبدیل مى شود. UF6 در دماى اتاق جامد است، ولى در دمایى نه چندان بالا به گاز تبدیل مى شود.


• غنى سازى
براى ادامه یك واكنش زنجیره اى هسته اى در قلب یك رآكتور آب سبك، غلظت طبیعى اورانیوم ۲۳۵ بسیار اندك است. براى آنكه UF6 به دست آمده در مرحله تبدیل، به عنوان سوخت هسته اى مورد استفاده قرار گیرد، باید ایزوتوپ قابل شكافت آن را غنى كرد. البته سطح غنى سازى بسته به كاربرد سوخت هسته اى متفاوت است. براى یك رآكتور آب سبك، سوختى با ۵ درصد اورانیوم ۲۳۵ مورد نیاز است، درحالى كه در یك بمب اتمى، سوخت هسته اى باید حداقل ۹۰ درصد غنى شده باشد. غنى سازى با استفاده از یك یا چند روش جداسازى ایزوتوپ هاى سنگین و سبك صورت مى گیرد. در حال حاضر، دو روش رایج براى غنى سازى اورانیوم وجود دارد كه عبارتند از انتشار گاز و سانتریفوژ گاز. در روش انتشار گازى (دیفیوژن)، گاز طبیعى UF6 با فشار بالا از یك سرى سدهاى انتشارى عبور مى كند. این سد ها كه غشاهاى نیمه تراوا هستند، اتم هاى سبك تر را با سرعت بیشترى عبور مى دهند. در نتیجه ۲۳۵UF6 سریع تر از ۲۳۸UF6 عبور مى كند. با تكرار این فرآیند در مراحل مختلف، گازى نهایى به دست مى آید كه غلظت U235 بیشترى دارد. مهم ترین عیب این روش این است كه جداسازى ایزوتوپ هاى سبك در هر مرحله نرخ نسبتاً پایینى دارد، لذا براى رسیدن به سطح غنى سازى مطلوب باید این فرآیند را به دفعات زیادى تكرار كرد كه این خود نیازمند امكانات زیاد و مصرف بالاى انرژى الكتریكى است و بالتبع هزینه عملیات نیز بسیار افزایش خواهد یافت. در روش سانتریفوژ گاز، گاز UF6 را به مخزن هایى استوانه اى تزریق مى كنند و گاز را با سرعت بسیار زیادى مى چرخانند. نیروى گریز از مركز موجب مى شود ۲۳۵Uf6 كه اندكى از ۲۳۸UF6 سبك تر است، از مولكول سنگین تر جدا شود. این فرآیند در مجموعه اى از مخزن ها صورت مى گیرد و در نهایت، اورانیوم با سطحى غنى شده مطلوب به دست مى آید. هر چند روش سانتریفوژ گازى نیازمند تجهیزات گرانقیمتى است، هزینه انرژى آن نسبت به روش قبلى كمتر است. امروزه فناورى هاى غنى سازى جدیدى نیز توسعه یافته است كه همگى بر پایه استفاده از لیزر پیشرفت كرده اند. این روش ها كه روش جداسازى ایزوتوپ با لیزر بخار اتمى (AVLIS) و جداسازى ایزوتوپ با لیزر مولكولى (MLIS) نام دارند، مى توانند مواد خام بیشترى را در هر مرحله غنى كنند و سطح غنى سازى آنها نیز بالاتر است.

• ساخت میله هاى سوخت
تولید میله سوخت، آخرین مرحله انتهاى جلویى در چرخه سوخت هسته اى است. اورانیوم غنى شده كه هنوز به شكل UF6 است، باید به پودر دى اكسید اورانیوم (۲ UO) تبدیل شود تا به عنوان سوخت هسته اى قابل استفاده باشد، پودر ۲ UOسپس فشرده مى شود و به شكل قرص درمى آید. قرص ها در معرض حرارت با دماى بالا قرار مى گیرند تا به قرص هاى سرامیكى سخت تبدیل شوند. پس از طى چند فرآیند فیزیكى، قرص هایى سرامیكى با ابعاد یكسان حاصل مى شود. حال، متناسب با طراحى رآكتور و نوع سوخت مورد نیاز، این قرص هاى كوچك را دسته دسته كرده و در لوله اى بخصوص قرار مى دهند. این لوله از آلیاژ بخصوصى ساخته شده است كه در برابر خوردگى بسیار مقاوم است و در عین حال از رسانایى حرارتى بسیار بالایى برخوردار است. حال میله سوخت آماده شده است و براى استفاده در رآكتور به نیروگاه فرستاده مى شود.


• انتهاى عقبى چرخه سوخت هسته اى: مدیریت زباله هاى هسته اى
در نیروگاه هسته اى هم مثل دیگر فعالیت هاى بشرى، ضایعاتى تولید مى شود كه به دلیل حساسیت مضاعف زباله هاى رادیواكتیو، مدیریت این ضایعات باید تحت قوانین و محدودیت هاى خاصى صورت بگیرد. در هر هشت مگاوات ساعت انرژى الكتریكى تولید شده در نیروگاه هسته اى، ۳۰ گرم زباله رادیواكتیو به وجود مى آید. براى تولید همین مقدار برق با استفاده از زغال سنگ پركیفیت، هشت هزار كیلوگرم دى اكسید كربن تولید مى شود كه در دما و فشار جو، ۳ استخر المپیك را پر مى كند. مى بینید حجم زباله هاى رادیواكتیو بسیار كمتر است، ولى خطر آنها به مراتب بیشتر است و مراقبت از آنها ضرورى تر و دشوارتر. زباله هاى رادیواكتیو بر اساس مقدار و نوع ماده رادیواكتیو به ۳ گروه تقسیم مى شوند:
الف _ سطح پایین: لباس هاى حفاظتى، لوازم، تجهیزات و فیلترهایى كه حاوى مواد رادیواكتیو با عمر كوتاه هستند. اینها نیازى به پوشش حفاظتى ندارند و معمولاً فشرده شده یا آتش زده مى شوند و در چاله هاى كم عمق دفن شده و انبار مى شوند.
ب- سطح متوسط: رزین ها، پسمانده هاى شیمیایى، پوشش میله سوخت و مواد نیروگاه هاى برق هسته اى جزء زباله هاى سطح متوسط طبقه بندى مى شوند. اینها عموماً عمر كوتاهى دارند، ولى نیاز به پوشش محافظ دارند. این زباله ها را مى توان درون بتن قرار داد و در مخزن زباله ها گذاشت.
ج _ سطح بالا: همان سوخت مصرف شده رآكتورها است و نیاز به پوشش حفاظتى و سردسازى دارند. مراحل مدیریت این ضایعات عبارتند از:
• انباردارى موقتى
سوخت مصرف شده كه از رآكتور خارج مى شود، بسیار داغ و رادیواكتیو است و تشعشع و یون هاى فراوانى را مى تاباند. از این رو باید هم آن را سرد كرد و هم از تابیدن پرتوهاى رادیواكتیو آن به محیط جلوگیرى كرد. در كنار هر رآكتور، استخرهایى براى انبار كردن سوخت مصرف شده وجود دارد. این استخرها، مخزن هایى بتنى مسلح به لایه هاى فولاد زنگ نزن هستند كه ۸ متر عمق دارند و پر از آب هستند. آب هم میله هاى سوخت مصرف نشده را خنك مى كند و هم به عنوان پوشش حفاظتى در برابر تابش رادیواكتیو عمل مى كند. به مرور زمان، شدت گرما و تابش رادیواكتیو كاهش مى یابد، به طورى كه پس از چهل سال، به یك هزارم مقدار اولیه (زمانى كه از رآكتور خارج شده بود) مى رسد.
• بازفرآورى و انبار نهایى
۳ درصد سوخت مصرف شده در یك رآكتور آب سبك را ضایعات بسیار خطرناك رادیواكتیو تشكیل مى دهد، ولى بقیه آن حاوى مقادیر قابل توجهى U-235،Pu-239 وU-238 و دیگر مواد رادیواكتیو است. این مواد را مى توان با روش هاى شیمیایى از یكدیگر جدا كرد و اگر شرایط اقتصادى و قوانین حقوقى اجازه دهد، مى توان سوخت مصرف شده را براى تهیه سوخت هسته اى جدید بازیافت كرد. كارخانه هایى در فرانسه و انگلستان وجود دارند كه مرحله بازفرآورى سوخت نیروگاه هاى كشورهاى اروپایى و ژاپن را انجام مى دهند. البته این كار در ایالات متحده ممنوع است. رایج ترین شیوه بازفرآورى PUREX نام دارد كه مخفف عبارت جداسازى اورانیوم و پلوتونیوم است. ابتدا میله هاى سوختى را از یكدیگر جدا مى كنند و در اسید نیتریك حل مى كنند، سپس با استفاده از مخلوطى از فسفات ترى بوتیل و یك حلال هیدروكربن، اورانیوم و پلوتونیوم مصرف نشده را جدا مى كنند و به عنوان سوخت جدید به مراحل تهیه سوخت مى فرستند. ضایعات هسته اى سطح بالا را پس از جداسازى، حرارت مى دهند تا به پودر تبدیل شود. پس از این فرآیند كه آهى كردن خوانده مى شود، پودر را با شیشه مخلوط مى كنند تا ضایعات را در محفظه اى محبوس كند. این فرآیند شیشه سازى نام دارد. شیشه مایع براى ذخیره سازى درون محفظه هایى از جنس فولاد ضدزنگ قرار مى گیرند و این محفظه ها را در منطقه اى پایدار (از نظر جغرافیایى) انبار مى كنند. پس از یك هزار سال، شدت تابش هاى رادیواكتیو ضایعات هسته اى به مقدار طبیعى كاهش پیدا مى كند. این نقطه تا به امروز، انتهاى چرخه سوخت هسته اى است.

جمعه 11/6/1390 - 9:43
آموزش و تحقيقات

جونو، مدارگرد مشتری در ماموریتی انتحاری
قبل از اینکه مدارگرد جونو (جونو در افسانه‌های یونانی نام همسر ژوپیتر است) در سال 2016 / 1395 وارد مدار مشتری شود، این فضاپیما تحت اثر جاذبه عظیم این غول گازی به سرعت 215 هزار کیلومتر بر ساعت خواهد رسید و به سریع‌ترین وسیله دست‌ساز بشر تبدیل خواهد شد. زمانی‌که این سفینه در مدار قرار بگیرد، 33 بار به دور این سیاره گردش خواهد کرد و سپس به درون آن شیرجه خواهد زد. در این سفر انتحاری، جونو اتمسفر هیدروژنی مشتری را درمی‌نوردد تا اینکه نهایتا مانند یک شهاب‌سنگ در این جو بسوزد.

تصویر

سودمندی علمی
هنگامی‌که جونو به دور مشتری می‌گردد، 9 ابزار مختلف لایه‌های مختلف این سیاره را مورد مطالعه قرار می‌دهند. مشتری نخستین سیاره‌ای است که در منظومه شمسی شکل گرفته و به دلیل اندازه بزرگش، نیروی جاذبه این سیاره مواد اصلی را که در منظومه شمسی نخستین یافت می‌شد در خود نگاه داشته است. این ویژگی‌ها مشتری را به پنجره‌ای باارزش به سوی آغاز منظومه شمسی تبدیل کرده است.

همچنین اندازه‌گیری میدان مغناطیسی می‌تواند نهایتا به بحث‌های موجود در زمینه جنس هسته این سیاره پایان دهد. مغناطیس‌سنج‌های جونو عمق و حرکات اقیانوس هیدروژن فلزی کشف شده در این سیاره را اندازه‌گیری خواهد کرد. پس از میدان مغناطیسی اطراف خورشید، این اقیانوس قوی‌ترین میدان مغناطیسی منظومه شمسی را ایجاد می‌کند. در نهایت، یک رادیومتر مایکرویوو میزان آب موجود در اتمسفر عمیق مشتری را اندازه‌گیری خواهد کرد، که کلید فهم نحوه شکل‌گیری این سیاره خواهد بود.

به چه درد من می‌خورد؟


مطالعه الگوهای پیچیده آب‌وهوای مشتری می‌تواند به ما در پیش‌بینی آب‌وهوای سیاره خودمان کمک کند، اما بخش اعظم این آزمایش تنها یک تحقیق علمی صرف خواهد بود.

 

منبع : انجمن فیزیک دانان جوان ایران 

چهارشنبه 9/6/1390 - 9:20
آموزش و تحقيقات
تاسیسات ملی احتراق

بزرگ‌ترین و پرانرژی‌ترین لیزر دنیا، تاسیسات ملی احتراق آمریکا است که در لیورمور ایالت کالیفرنیا قرار گرفته است. این تاسیسات که مساحت آن به بزرگی سه زمین فوتبال است، ارتفاعی به اندازه یک ساختمان 10 طبقه دارد و 2 میلیون ژول انرژی فرابنفش تولید می‌کند. چنین جریانی می‌تواند دمای هدفی را که لیزر بر روی آن متمرکز می‌شود، به بیش از 100 میلیون درجه سانتیگراد و فشار آن را به بیش از 100 میلیارد برابر فشار جو زمین برساند. این وضعیت مشابه شرایطی است که در هسته ستارگان و سیارات گازی عظیم وجود دارد.

تصویر

سودمندی علمی
زمانی‌که 192 پرتو منفردی که لیزر تاسیسات ملی احتراق را تشکیل می‌دهند، بر روی هدفی متشکل از اتم‌های دوتریوم (اتم هیدروژن با یک نوترون) و تریتیوم (اتم هیدروژن با دو نوترون) همگرا می‌شوند؛ هسته اتم‌ها ذوب می‌شود و یک انفجار انرژی به وجود می‌آورد. دانشمندان تاسیسات ملی احتراق تلاش می‌کنند تا با اصلاح این فرایند، برای نخستین بار، انرژی خالص را از واکنش گداخت هسته‌ای به دست آورند. آنها همچنین از تحقیقاتشان استفاده می کنند تا آن‌چه را با گذشت زمان برای سلاح‌های هسته‌ای اتفاق می‌افتد مطالعه کنند. این مساله یک سوال حیاتی در خصوص امنیت و قابلیت اعتماد زرادخانه‌های سلاح‌های هسته ای آمریکا به شمار می‌رود.

در نهایت، به دلیل اینکه وضعیت ایجاد شده برای هدف لیزر تقلیدی از وضیعت هسته ستارگان پرجرم است؛ دانشمندان امیدوارند که این آزمایش‌ها به آنها کمک کند تا دریابند چطور گداخت هسته‌ای، منجر به تولید برخی از عناصر اتمی سنگین مانند طلا و اورانیوم می‌شود.

به چه درد من می‌خورد؟

اگر قرار بر ذخیره‌سازی سلاح هسته‌ای را در یک منطقه باشد، داده‌های تاسیسات ملی احتراق می‌تواند به تعیین میزان امنیت چنین انبار مهماتی کمک کند. از طرف دیگر، برخی از طرفداران این آزمایش می‌گویند که تاسیسات ملی احتراق می‌تواند به تولید انرژی از گداخت هسته‌ای کمک کند؛ اگرچه یک نیروگاه گداخت هسته‌ای به احتمال زیاد بر پایه لیزرهای عظیم کار نخواهد کرد.
چهارشنبه 9/6/1390 - 9:18
آموزش و تحقيقات

آرایه خیلی بزرگ (VLA)

در صدها کیلومتر مربع از بیابان‌های ماگدالنا واقع در نیومکزیکو آمریکا، آرایه خیلی بزرگ یا به اختصار VLA قرار گرفته است که یکی از بزرگ‌ترین تلسکوپ‌های دنیا به شمار می‌رود. 27 آنتن مجزای رادیویی آن که هر کدام 27 متر قطر دارند، یک ساختار Y شکل را با بازوهایی به طول 21 کیلومتر تشکیل می‌دهند و به جمع‌آوری سیگنال‌های رسیده از برخی از روشن‌ترین اجرام کیهان می‌پردازند. خواهر خوانده این پروژه یعنی آرایه خیلی بزرگ بیس‌لاین (VLBA)، نواری از 10 آنتن رادیویی است که در مسافتی به طول 8900 کیلومتر، از هاوایی تا جزایر ویرجین گسترده شده‌اند. VLA و VLBA به خلق تصاویری با جزئیات فراوان از اجرام سماوی، از اجسام نزدیک مانند ماه گرفته تا دورترین اجرام آسمانی مانند لبه جهان قابل مشاهده، می‌پردازند.

تصویر

سودمندی علمی
از آنجایی‌که امواج رادیویی می‌توانند از غبارهای کیهانی که باعث محو شدن بسیاری از اجرام می‌شوند عبور کنند، VLA و VLBA می‌توانند چیزهایی را ببینند که تلسکوپ‌های نوری قادر به مشاهده آنها نیستند. با استفاده از VLA، دانشمندان سیاه‌چاله مرکز کهکشان راه شیری را مورد مطالعه قرار داده‌اند، به جستجوی منشاء فوران‌های پرتوهای گاما در سحابی‌های دوردست پرداخته‌اند، و پیام‌هایی رادیویی ویجر 2 را در سال 1989 / 1368 و هنگام عبور آن از کنار نپتون دریافت کردند که نخستین تصاویر نمای نزدیک از این غول گازی و قمرهای آن را در اختیار اخترشناسان قرار داد.

VLBA تغییرات محور زمین را در فضا اندازه‌گیری می‌کند. با تمرکز بر اجسام دوردست و نسبتا ثابت مانند کوازارها، دانشمندان می‌توانند هر تغییر ظاهری را در محور زمین در فضا ردیابی کنند. زمین‌لرزه‌های عظیم مانند زلزله اخیر ژاپن باعث می‌شوند که محور زمین اندکی از جای خود منحرف شود.

به چه درد من می‌خورد؟
داده‌های جمع‌آوری شده توسط VLA و VLBA منجر به کشف تئوری‌ها و اجرام جدید، و گشوده شدن فصل نوینی در اخترشناسی شده است. VLBA همچنین داده‌هایی را در خصوص مسیر سیارک‌های نزدیک زمین جمع‌آوری می‌کند که به دانشمندان کمک می‌کند برخورد احتمالی یکی از این اجرام را با زمین پیش‌بینی کنند.

 

منبع : انجمن فیزیک دانان جوان ایران 

چهارشنبه 9/6/1390 - 9:16
آموزش و تحقيقات

نپتون: بزرگ‌ترین رصدخانه زیرآبی دنیا
اقیانوس‌ها نزدیک سه چهارم سطح زمین را پوشانده و 90 درصد حیات سیاره را در خوی جای داده‌اند. با این وجود، بخش اعظم آنها هنوز ناشناخته باقی مانده است. نپتون، یک شبکه رصدخانه اقیانوسی است که از حدود 850 کیلومتر کابل، و 130 ابزار با بیش از 400 حسگر تشکیل شده است. این ابزارها که همگی متصل به اینترنت هستند، نخستین سیستم بزرگ مقیاس نظارت اقیانوسی همه جانبه، شامل حیات‌وحش، جغرافیا، زمین‌شناسی و شیمی اقیانوس را تشکیل می دهد.

تصویر

سودمندی علمی
ابزارهای نپتون که در فاصله 350 کیلومتری از ساحل بریتیش کلمبیا و در صفحه تکتونیکی Juan de Fuca قرار دارند، یک چشم‌انداز بلادرنگ از منطقه را فراهم می‌کند. یک ریسمان شناور مجهز به رادیومترها، نورسنج‌ها و حسگرهای هدایت الکتریکی، در یک ستون 400 متری آب بالا و پایین می‌روند. این ابزارها با نمونه‌برداری از خصوصیات شیمیایی و شرایط فیزیکی ستون آب، نحوه تغییرات آنها را با گذشت زمان تعیین می‌کنند. یک ابزار کنترل از راه دور به نام ROPOS این ابزارها را نصب و اطلاعات را جمع‌آوری می‌کند.

دوربین‌های کیفیت بالای این سیستم، تصاویر ثابت و ویدئویی از جانوران و رفتارهای آنها را تهیه می‌کند و دانشمندان به کمک این تصاویر، تغییرات اکوسیستم محلی را اندازه‌گیری می‌کند. میکروفون‌های زیرآبی نصب شده در کف دریا با ضبط صدای دلفین‌ها و وال‌ها، تعداد این جانوران و مسیر مهاجرت آنها را تعیین می‌کنند. یک دستگاه خزنده کنترل از راه دور به نام Wally با حرکت بر کف دریا، ذخایر متان زیرآب را بررسی می‌کند. این ذخایر علاوه بر تشدید تغییرات جهانی آب و هوا، می‌توانند یک منبع بالقوه انرژی باشند.

به چه درد من می‌خورد؟
دانشمندان سراسر دنیا می‌توانند از طریق اینترنت، ویدئوهای ارسالی Wally را از کف دریا مشاهده کنند، به مطالعه زندگی کرم‌های لوله‌ای اعماق اقیانوس که در دهانه‌های دریچه های گرمابی زندگی می‌کنند بپردازند، یا به آواز نهنگ های گوژپشت گوش دهند.

 

 منبع : انجمن فیزیک دانان جوان ایران

 

چهارشنبه 9/6/1390 - 9:13
آموزش و تحقيقات

سفر در زمان به عنوان یکی از مهیج ترین موضوعات مورد توجه ذهن انسان معاصر بیش از یک سده است که از یک طرف از سوی نویسندگان داستانهای علمی تخیلی و فیلمسازان و از طرف دیگر از سوی فیزیکدانان مورد بررسی قرار گرفته است.

به گزارش خبرنگار مهر، سفر در زمان بی شک یکی از اساسی ترین گنجینه های علمی تخیلی است. در سال 1895 "اچ. جی. ولز" با رمان معروف "ماشین زمان" مفاهیم علمی جدیدی را بنیان نهاد که در طول بیش از یک قرن به مهمترین دغدغه ذهنی انسان تبدیل شده است.

خارج از داستانهای علمی تخیلی، بسیاری از دانشمندان نیز در سده اخیر به دنبال نظریه هایی در تائید امکان و یا حتی انجام این سفر مهیج بوده اند.

در این میان نظریه نسبیت عمومی انیشتین بیش از همه حائز اهمیت است. در حقیقت خاصیت نور در نسبیت عمومی، نسبیت خاص، جاذبه عمومی و مکانیک کوانتوم این فکر را ایجاد می کند که شاید سفر در زمان ممکن باشد.

هرچند نتایج این نظریه ها تاکنون برای کسی یا چیزی امکان عقب و جلو رفتن در زمان را فراهم نکرده اما به نویسندگان جدید اجازه داده است که با پایه های "علمی تری" در آثار خود به بررسی این مقوله بپردازند.

سفر در زمان چیست
سفر در زمان، جابجایی فرضی در دوره های مختلف زمانی به سمت گذشته و یا آینده است. تا به امروز، بعضی از نظریه های علمی، سفر در زمان را امکانپذیر می دانند اما تنها در شرایط سختی که هنوز با فناوریهای کنونی دستیابی به آنها غیرممکن است.

نظریه نسبیت خاص که انیشتین در 1950 ارائه کرد پدیده انبساط زمان را در بوته آزمایش می گذارد و به خصوص نشان می دهد ناظرانی که با سرعت نزدیک به سرعت نور (299792.458 کیلومتر بر ثانیه) جابجا می شوند می توانند انبساط زمان را درک کنند.

به نظر می رسد این پدیده که تاکنون توسط آزمایشات متعددی بررسی شده است بتواند در آینده دری را به سوی فرضیه جابجایی در زمان بگشاید. اما لازم به یادآوری است که این سفر احتمالاً به ایده سفر در زمان که در داستانهای علمی تخیلی دیده می شود هیچ شباهتی ندارد.

سفر در زمان در داستانها و در تصور عمومی به عنوان تمحیدی شناخته می شود که هر دو روش سفر به آینده با سرعتی بسیار بالا و سفر به اعصار گذشته را در بر می گیرد. این درحالی است که از دیدگاه علمی، موضوع کمی پیچیده تر است.

در جستجوی ماشین زمان

ماشین زمان "کلاسیک" که در سینما و در داستانهای علمی تخیلی استفاده می شود ظاهری شبیه به یک خودروی معمولی و یا دستگاهی در ابعاد یک اتاق کوچک دارد. به طوریکه فرد وارد آن می شود، پارامترهای سفر را در دستگاههای ویژه ای تعیین می کند، ماشین را روشن می کند و پس از چند ثانیه از صحنه خارج شده و وارد دوره زمانی مورد نظر خود می شود.

درحالی که در عرصه فیزیک، آزمایش ایده آل سفر در زمان تنها برای بررسی نظریات علمی چون نسبیت خاص، نسبیت عمومی و مکانیک کوانتوم استفاده می شود.

نظریه های نسبیت انیشتین تا به امروز بزرگترین ابزارهایی هستند که ما برای فرض کردن و متصور شدن شرایط ممکن سفر در زمان در اختیار داریم.

یکی از اصول بنیادی در این نظریه ها ثابت سرعت نور در خلاء است. این اصل اجازه داده است که سه شرط مرتبط با امکان سفر در زمان را شناسایی کنیم.

1- در سرعت زیر سرعت نور در خلاء، اجسام دارای جرم چه در حالت سکون و چه در حالت شتاب بالای صفر، وجود دارند. این اجسام می توانند تنها در فضا و نه در زمان به عقب و جلو حرکت کنند. (در جهان ما جهت زمان از پیش تعیین شده است و از گذشته به آینده می رود).

2- در سرعت برابر با سرعت نور، فضا و زمان حذف می شوند: فوتون دارای جرم در این سرعت می تواند بدون "لَختی" (اینرسی) حرکت کند. در سرعت نور، انقباض زمان، صفر و انبساط فضا نامحدود است. در این شرایط، شناسایی موقعیت جسم در چهار مختصات غیرممکن است: مختصات زمانی متوقف می شود. بنابراین ساعت در سرعت نور به طور مرتب تنها یک زمان را نشان می دهد.

از نظر مختصات فضایی، در این شرایط جسم همزمان در همه جا هست و در یک حضور ابدی قرار دارد همچنین، جسم دارای جرم بیش از جرم فوتون نمی تواند به سرعت نور برسد و بنابراین هیچ چیز سریعتر از نور نیست.

3- در سرعت فراتر از سرعت نور، جسم فرضی هم در حالت سکون و هم در حالت شتاب تنها می تواند دارای یک جرم مجازی باشد. این جسم می تواند در فضایی حرکت کند که هنوز وجود ندارد. در حقیقت قادر است در یک "فضای منفی" و در یک "زمان وارونه" حرکت کند و توالی زمانی اش از آینده به گذشته برود.

از این رو، برپایه نظریه های نسبیت انیشتین برای اجسام دارای جرم، سفرهای زمانیِ قابل قیاس با تجربیات انسانی تنها برای اجسامی ممکن است که با سرعت متناسب با سرعت نور در خلاء و یا در میدانهای گرانشی بالا (میدان گرانشی در نزدیکی یک سیاه چاله یا ستاره نوترونی) حرکت کنند. در این موارد، جریان زمان به شدت تحت تاثیر قرار می گیرد و حتی در شرایط خاصی برای مثال در نزدیکی افق حوادث متوقف شود.

افق حوادث، منطقه‌ای از فضازمان است که در آنجا تمام مرزهای فضا به شدت تحت تأثیر سیاه‌ چاله قرار می گیرد و اگر جسمی وارد این منطقه شود، سرانجام بروی تکینگی یا مرکز سیاه چاله سقوط می‌کند. افق حوادث بخشی از مناطق خارجی سیاه چاله است.

تکینگی به مرکز یک سیاه چاله گفته می شود. در این منطقه تمام جرم سیاه چاله متراکم شده و چگالی آن به بی نهایت می رسد.

سفر در زمان از طریق سیاه چاله ها


سیاه چاله ها اجرامی فیزیکی هستند که در آنها ماده و میدان گرانشی در حداکثر تراکم و چگالی قرار دارد. در این سیاه چاله ها امکان ایجاد "پل های فضا- زمان" که همچنین با عنوان "پل انیشتین- روزن" شناخته می شود وجود دارد.

در اینجا، برای درک بهتر مفهوم "زمان تحت تاثیر گرانش"، فضا- زمان به عنوان یک ورقه کاملاً الاستیک معرفی می شود که می تواند به آسانی خم و راست شود و "خمیدگی فضا- زمان" را بسازد. گرانش از بدشکلی این ورقه یا خمیدگی فضا- زمان پدید می آید. درحالی که زمان می تواند به عنوان شیب این ورقه که در نزدیکی لبه ها منبسط شده و کش آمده است دیده شود.

برپایه نظریه های انیشتین، هیچ چیز نمی تواند در خلاء فراتر از سرعت نور برود، اما در این نظریه ها هیچ محدودیتی درباره شدت میدان گرانشی در بدشکلی فضا- زمان وجود ندارد. بنابراین، ساخت ماشینی برای سفر در زمان باید برپایه فرضیه بدشکلیهای فضا- زمان و نه نسبیت ها باشند.

یک نمونه از دستگاههای فضا- زمان که قادر است سفرهای در زمان را حتی به سوی عقب امکانپذیر کند "پل انیشتین- روزن" است.

پل انیشتین- روزن

این پل با عنوان "کرم- چاله" (wormhole) نیز شناخته می شود. کرم چاله یک ویژگی مکان نگر فرضی از فضا- زمان و یک نوع راه میانبر از یک نقطه جهان به نقطه ای دیگر است. این پل اجازه می دهد که سفر در میان این دو نقطه انجام شود.

به این کرم چاله "تونل گرانشی" نیز گفته می شود. این تکینگی گرانشی از فضا- زمان که حداقل دو انتها دارد به یک عبورگاه فرعی متصل می شود. این عبورگاه یا تونل واحد می تواند وسیله لازم برای سفر از یک انتها به انتهای دیگر کرم چاله را میسر کند.

مشکلات فرضیه استفاده از سیاه چاله به عنوان یک "ماشین زمان"

سیاه چاله ها، تنها اجسام حاضر در طبیعت هستند که می توانند امکان سفر در زمان را فراهم کنند. باوجود این، مشکلاتی در استفاده از وسیله طبیعی به عنوان ماشین زمان وجود دارد.

1- سیاه چاله ها در جهان تعداد زیاد و ابعاد بسیار متنوعی دارند. اما اثرات گرانشی این اجرام حتی قبل از رسیدن به افق حوادث نیز بسیار چشمگیر است و بنابراین اندازه گیری جرم تکینگی مرکزی که پهنای افق حوادث به آن بستگی دارد چندان آسان نیست. به طوریکه حتی یک خطای جزئی در محاسبات مربوط به تکینگی می تواند آزمایشگر فرضی را به داخل سیاه چاله بیندازد و برای همیشه آن را در این منطقه زندانی کند.

2- در همسایگی منظومه خورشیدی هیچ سیاه چاله ای که بتواند به عنوان یک ماشین زمان احتمالی مورد استفاده قرار گیرد وجود ندارد.

3- فناوریهای کنونی قادر نیستند سیاه چاله های مصنوعی را در آزمایشگاه ایجاد کنند.

استفان هاوکینگ سفر در زمان را امکانپذیر می داند

استفان هاوکینگ، دانشمند انگلیسی و فیزیکدان دانشگاه کمبریج است که شهرت خود را به خاطر تحقیقاتی به دست آورده که در عرصه گرانش کوانتومی، "افق حوادث" و "تکینگی" فضا- زمان در سیاه چاله ها انجام داده است در سال 2010 در یک فیلم مستند با عنوان "جهان استفان هاوکینگ" که از شبکه دیسکاوری پخش شد اظهار داشت که از چند راه می توان از مانع زمان عبور کرد.

به اعتقاد هاوکینگ، زمانی خواهد رسید که فضاپیماها به اندازه ای سریع خواهند شد که زمان را برای کسی که سوار آنها است آهسته خواهند کرد. این فضاپیما قادر است از تئوری انیشتین فراتر رود و در زمان سفر کند، حتی اگر این سفر در زمان تنها به سوی آینده باشد.

این فضاپیما برای رسیدن به 98 درصد از سرعت نور به شش سال زمان نیاز دارد. پس از رسیدن به این سرعت، طول یک روز در این فضاپیما برابر با طول یکسال در زمین خواهد شد. به این ترتیب، سرنشینان می توانند جلوتر از زمان حرکت کنند.

این درحالی است که سفر به گذشته ممکن نیست. چراکه قانونی بنیادی را که بیان می دارد "علت بر معلول مقدم است" را نقض می کند. در واقع، سفر به گذشته نوعی نابود کردن وجود خود است.

وی توضیح داد: "اکنون به کمک شتابگرهای ذرات می دانیم که زمان برای اجسامی که با سرعت بالا حرکت می کنند آهسته می شود. امروز می توانیم در برخورد دهنده بزرگ هادرون (LHC) در سرن ژنو یک ذره کوچک را با 99.99 درصد از سرعت نور حرکت دهیم که این زمان تنها کسری از زمان ما است. درصورتیکه یک فضاپیمای به اندازه کافی سریع را بسازیم این فضاپیما می تواند در طول زندگی سرنشینان خود به تعداد بسیاری از ستارگان دیگر برسد درحالی که زمین دو و نیم میلیارد سال را پشت سر گذاشته است."

هاوکینگ افزود:" برای رسیدن به چنین شتاب و سرعتی انسان باید در فضا باشد. سریعترین سفر فضایی انسانها یعنی سفر آپولو 10 با سرعت 40 هزار و 233 کیلومتر بر ساعت بوده است. درحالی که برای سفر به زمان باید با سرعتی 10 برابر این سرعت در فضا حرکت کرد و برای عملی شدن آن به فضاپیمایی بسیار بزرگتر نیاز خواهد بود تا بتواند مقادیر زیادی سوخت را برای تامین انرژی مورد نیاز چنین سرعتی حمل کند. از نظر تئوری تنها می توانیم در طول عمر خود یکبار به سفری بسیار دوردست برویم، سفری کوتاه به مرز کهکشان راه شیری به تنهایی به 80 سال زمان نیاز خواهد داشت."

این فیزیکدان انگلیسی معتقد است که در آن روز، نظریه نسبیت انیشتین منسوخ خواهد شد. این درحالی است که آزمایشاتی که تاکنون در بررسی این نظریه انجام شده اند همگی مهر تائیدی بر پیش بینی های انیشتین بوده اند.

تائید نظریه انیشتین و رد امکان سفر در زمان

در روزهای اخیر، گروهی از پژوهشگران دانشگاه علم و فناوری هنگ کنگ با انجام تحقیقاتی درباره فوتونهای مجزای نور ضمن تائید تئوری انیشتین درباره سرعت نور در خلاء حرف آخر درباره احتمال تحقق رویای سفر در زمان را زدند.

این تیم تحقیقاتی نشان دادند همانطور که آلبرت انیشتین در نظریه نسبیت عمومی تعیین کرده بود، هیچ چیز سریعتر از نور نیست.

درحقیقت احتمال انجام سفر در زمان با امکان حرکت سریعتر از سرعت نور ارتباط دارد. یک دهه قبل گروهی از دانشمندان پالسهایی از سرعت مافوق نور را کشف کردند.

هرچند این کشف تنها یک "اثر اپتیکی" بود این تردید را به وجود آورد که سرعت حرکت یک فوتون مجزا به چند روش می تواند از سرعت نور بیشتر شود.

اکنون فیزیکدانان هنگ کنگی موفق شدند با دقت بالایی سرعت حرکت یک فوتون مجزا را اندازه گیری کنند. نتایج این بررسیها نشان داد که حتی یک فوتون مجزا که واحد پایه نور است همانند سرعت فاز امواج الکترومغناطیس محدود به سرعت نور است.

به عبارت دیگر، حتی فوتونهای مجزا نیز نمی توانند سریعتر از سرعت نور حرکت کنند. به طور خلاصله، این بار نیز انیشتین حق داشت و بنابراین سفر در زمان غیرممکن است.

در این تحقیق، فرضیه سفر در زمان رد شده است اما هنوز آزمایشات دیگری پیش روی دانشمندان وجود دارد.

 

منبع : انجمن فیزیک دانان جوان ایران

چهارشنبه 9/6/1390 - 9:0
نوشیدنی و دسرها

مواد لازم:

چای سبز=۲ قاشق مربا خوری
نعنا تازه=یک مشت
شکر=۱ فنجان
آب جوش =۵ فنجان
طرز تهیه :
چای را در قوری ریخته و به آن شکر و آب جوش اضافه کنید و روی آن برگ ها ی تازه ی نعنا بریزید و بگذارید که دم بکشد.

چای نعنا یک نوشیدنی مراکشی است ،مراکشی‌ها همه جا و به هر مناسبتی چای نعنا می‌نوشند.
یادتان باشد اگر زمانی یک مراکشی چای نعنا به تو تعارف کرد، تعارفش را رد نکنی، چون در غیر این صورت بی‌ادبی به حساب می‌آید. در فرهنگ مراکشی‌ها وقتی چای نعنا به کسی تعارف می‌کنند، در حقیقت دارند به او خوش‌آمد می‌گویند و می‌خواهند صمیمیتشان را نشان دهند.

جمعه 31/4/1390 - 12:20
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته