• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 4751روز قبل
اهل بیت
امام هادی علیه السلام با اینکه حدود بیست سال و چند ماه در کنار خلفای بنی العباس، متوکل و منتصر و  معتز بودند ولی با علم و اخلاق و موعظه مردم توانستند جایگاهی در بین مردم آن منطقه و حتی اطرافیان خلفای عباسی به دست بیاورند که عده ای از والیان حکومت بنی العباس پیرو امام هادی علیه السلام شدند.

به این نمونه تاریخی اشاره میکنیم.

متوکل امام هادی  علیه السلام را خواستند و بساط شراب هم پهن بود و ظرفی از شراب ریخت و به دست امام هادی علیه السلام داد و گفت بفرمایید، امام فرمودند «ما خامر لحمی و دمی قط» گفت آقا شعر برای من بخوانید امام فرمودند «انی لقلیل الروایۀ للاشعار». متوکل گفت نمی­شود آقا باید شعر را بخوانی، جمیعت اصحاب و متوکل نشسته­اند  

امام هادی علیه السلام این قصیده را بیان کردند:

باتوا على قُلَلِ الأجبال تحرسهم            غُلْبُ الرجال فما أغنتهمُ القُللُ‏

و استنزلوا بعد عزّ عن معاقلهم            فأودعوا حُفَراً، یا بئس ما نزلوا

ناداهُم صارخ من بعد ما قبروا            أین الأسرة و التیجان و الحلل؟

أین الوجوه التی كانت منعمة            من دونها تضرب الأستار و الكِللُ‏

فأفصح القبر عنهم حین ساء لهم            تلك الوجوه علیها الدود یقتتل‏

قد طالما أكلوا دهراً و ما شربوا            فأصبحوا بعد طول الأكل قد أُكلوا

و طالما عمروا دوراً لتحصنهم            ففارقوا الدور و الأهلین و انتقلوا

و طالما كنزوا الأموال و ادخروا            فخلفوها على الأعداء و ارتحلوا

أضحت مَنازِلُهم قفْراً مُعَطلة            و ساكنوها إلى الأجداث قد رحلوا

سـل الـخـلیفةَ إذ وافت منیتهُ         أین الحماة و أین الخیلُ و الخولُ

ایـن الرماة ُ أما تُحمى بأسهمِهمْ      لـمّـا أتـتك سهامُ الموتِ تنتقلُ

أین الكماةُ أما حاموا أما اغتضبوا     أین الجیوش التی تُحمى بهاالدولُ

هیهات ما نفعوا شیئاً و ما دفعوا        عـنك المنیة إن وافى بها الأجلُ

فكیف یرجو دوامَ العیش متصلاً        من روحه بجبالِ الموتِ تتصلُ

نقل می­کنند دیدند متوکل دارد گریه می­کند همه آنهایی که نشسته­اند دارند گریه می­کنند بساط شراب جمع شد و از این نمونه­ها در زندگانی حضرت فراوان است که علم و اخلاق و اتعاظ باعث شد که معسکر متوکل و منتصر و معتز را امام هادی علیه السلام فتح کردند و سپس شهید شدند.

این جریان و قصیده در مروج الذهب 4/11 آمده است.

شنبه 8/4/1392 - 18:15
اخلاق
برخی ها كه به قول خودشان ، صورتی را صفا می دهند ، ( بگذریم از اینكه با این كار خودشان ، صفا را از دل شان می گیرند ، اینها درهمان ابتدا تیغ نمی اندازند ، در ابتدا صورت را صابونی و نرم می كنند و بعد از آن تیغ می اندازند وموها از ریشه ، ریشه كن می شود ، حریف هم همین طور است،وقتی انسان نرمش و انعطاف داشته باشد، می تواند حریف را از سر راه بر دارد، یكی از زیبائیهای اخلاقی پیامبر این بود كه ، كان لینا جانبا آدم نرم خوبی بود ، به همین دلیل ، مردم حلقه وار به دور او حلقه زدند ، خداوند انگشت تاكید بر روی آن در قرآن قرار می دهد ، می فرماید : لنت لهم آیا علت آن را می دانی كه ، مردم برای چه به دنبال تو هستند ؟ چون تو با آنها نرم خو هستی ، نرم خویی ، اخلاق پیامبر است ، پیامبر اسوه ی ما باشد.

                                                                    

                             

شنبه 19/1/1391 - 19:36
عقاید و احکام

 اگر دست من همیشه باز و یا بسته باشد، دلیل بر بیماری است، سلامت دست در این است كه ، گاهی از اوقات باز و گاهی از اوقات بسته باشد، یكی از زیبائیهای زندگی پیامبر (ص) این بود كه، پیامبر زندگی یكنواختی را تمنا و آرزو نمی كرد، دوست نداشت همیشه شاد و یا غمگین باشد، دوست نداشت همیشه نداشته باشد، می گفت: خدایا ! یك روز به من بده، یك روز به من نده، چون یكنواختی یعنی مرگ،  آیا تا به حال بیماران را ندیدی، كه بالای سر آنها مانیتور است ، یك خطی عبور می كند ، اگر فراز و نشیب قلبی و یا بالا و پایین داشته باشد ، دلیل بر سلامت و بهبودی است، اما همین كه، صاف و ممتد شد، مرگ را به دنبال دارد، زندگی هم همین طور است، همیشه از خدا شادی نخواهیم، همان طور كه همیشه نباید غم خواست، غم و شادی را استقبال كنیم و این می تواند دلیلی بر سعادت و سلامت ما باشد.

                                               

شنبه 19/1/1391 - 19:36
تاریخ

با سلام

از نظر تاریخی امروز هفتم صفر در تقویم رسمی کشور ولادت امام کاظم علیه السلام نام گرفته است ولی مشهور بین علمای دین و مذهب و حوزه علمیه قم شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام است.

البته باید بحث شود ولی به نظر می رسد که تاریخ شهادت امام حسن مجتبی و کریم اهل بیت علیه السالم هم بر مظلومیت آن امام همام اضافه نموده است در حالی که در مراکز و خبرگزاری های رسمی حتی به عنوان یک نقلی برای شهادت آن امام عزیر اعلام نمی شود.

در حالی که شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان می فرماید به قول شهید و کفعمی و دیگران شهادت امام حسن مجتبی در هفتم صفر واقع شده است.

البته یک نقل دیگر هم از شیخین برای شهادت امام جتبی علیه السلام در 28 صفر است ولی به هر حال این روز را هم بنابر نقلی به عنوان شهادت امام مظلوم ما اعلام نکردند.

يکشنبه 11/10/1390 - 15:39
قرآن

قسمت اول 

آیه: {وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَ لكِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما یَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبیرٌ بَصیرٌ} (شوری-27)

ترجمه: "اگر خدا روزى بندگانش را افزون كند در زمین فساد مى‏كنند ولى به اندازه‏اى كه بخواهد روزى مى‏فرستد. زیرا بر بندگان خود آگاه و بیناست". (27)

 كلمه" قدر" در مقابل كلمه" بسط" است. اولى به معناى تنگ گرفتن رزق و دومى به معناى وسعت دادن به آن است، و كلمه" قدر"- به فتح قاف و دال، و هم به سكون دال- به معناى كمیت و حجم هر چیز است، كلمه" بغى" به معناى ظلم است. و كلمه" بعباده" از باب به كار بردن ظاهر در جاى ضمیر است، چون مى‏توانست بفرماید" انه بهم خبیر بصیر" به خاطر اینكه در اول آیه كلمه" عباده" ذكر شده بود. و نكته‏اى كه دوباره آن را ذكر كرد و به ضمیر آن اكتفاء نفرمود، این است كه خواست به بیان خبیر و بصیر بودنش به حال بندگان اشاره كند، و بفرماید بدین جهت خبیر و بصیر به آنان است كه مخلوق او و هیئتشان قائم به او است، و دیگر معقول نیست كه محجوب از او بوده و برایش مجهول و ناشناخته باشند، و همچنین كلمه" لعباده" خالى از این اشاره نیست كه چرا خداى تعالى رزق بندگان خود را مى‏دهد، چون بندگان اویند، و رزق بندگان به عهده مولایشان است.

                                         رزق و طغیان

و معناى آیه شریفه این است كه: اگر خداى تعالى رزق همه بندگان خود را وسعت بدهد و همه سیر شوند، شروع مى‏كنند به ظلم كردن در زمین، چون طبیعت مال این است كه وقتى زیاد شد طغیان و استكبار مى‏آورد، هم چنان كه در جاى دیگر فرموده:" إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى‏ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‏" «انسان وقتى بى‏نیاز شود طغیان مى‏كند. سوره علق، آیه 7».

و به همین جهت خداى تعالى رزق را به اندازه نازل مى‏كند، و به هر كس به مقدارى معین روزى مى‏دهد، چون او به حال بندگان خود خبیر و بصیر است، مى‏داند كه هر یك از بندگانش استحقاق چه مقدار از رزق دارد، و چه مقدار از غنى و فقر مفید به حال او است، همان را به او مى‏دهد. (۱)

(۱): منبع : ترجمه تفسیر المیزان ج۱۸ ص۸۱

قسمت دوم

[سنت الهى در روزى دادن به مردم]

 جمله" وَ لكِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما یَشاءُ" بیان سنت الهى در روزى دادن بر طبق حال مردم است، مى‏فرماید: صلاح حال مردم در اندازه ارزاقشان دخالت دارد، و این با طغیانى كه‏ در بعضى ثروتمندان مشاهده مى‏كنیم و مى‏بینیم كه روز به روز ثروتمندتر مى‏شوند منافات ندارد، براى اینكه خداى تعالى غیر از آن سنت، سنتى دیگر نیز دارد كه بر سنت قبلى حاكم است، و آن عبارت است از سنت آزمایش و امتحان و در این باره فرموده:"انَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ"«جز این نیست كه اموال و اولاد شما وسیله آزمایش شما است.»سوره تغابن، آیه 15، و همچنین سنت سومى دارد، كه آن سنت مكر و استدراج است، كه در آن باره مى‏فرماید:" سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ وَ أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ كَیْدِی مَتِینٌ"(به زودى آنها را به عذاب و هلاكت مى‏افكنیم از جایى كه درك آن را نمى‏كنند. روزى چند به آنها مهلت دهیم كه همانا مكر و عقاب ما متین است). سوره اعراف، آیه 182 و 183.

پس سنت اصلاح، یعنى اندازه‏گیرى رزق، سنتى است ابتدایى كه با آن، حال انسانها اصلاح مى‏شود، مگر آنكه خداوند بخواهد انسانى را در بوته امتحان قرار دهد كه در آن صورت دیگر به طور موقت از سنت قبلیش چشم مى‏پوشد، و در این باره مى‏فرماید:" وَ لِیَبْتَلِیَ اللَّهُ ما فِی صُدُورِكُمْ وَ لِیُمَحِّصَ ما فِی قُلُوبِكُمْ" ( تا خدا آنچه در سینه‏ها پنهان دارید بیازماید و آنچه در دلها نهان كرده‏اید آشكار سازد). سوره آل عمران، آیه 154.

و یا به خاطر كفران نعمت و تغییر آن، سنت قبلى خود را كه دادن رزق به مقتضاى صلاح حال او بود تغییر دهد، كه در این صورت سنت دیگرى به كار مى‏برد، و آن این است كه آن قدر رزقش را وسعت مى‏دهد تا طغیان كند، و در این باره فرموده:" إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ" (خدا سنت خود را در باره هیچ قومى تغییر نمى‏دهد مگر آنكه آن قوم روش خود را تغییر دهند.) سوره رعد، آیه 11.

 [شباهت رزق مادى با معارف حقه و شرایع آسمانى، از نظر نزول و قسمت‏]

و همانطور كه دادن مال و فرزندان و سائر نعمتهاى مادى و صورى رزق مقسوم است، و هر كسى از آن قسمتى دارد، همچنین معارف حقه و شرایع آسمانى كه منشا همه آنها وحى است نیز رزق مقسوم است. آن نیز از ناحیه خدا نازل مى‏شود، و خداوند به وسیله آن نیز مردم را امتحان مى‏كند، چون همه در عمل به آن معارف و بكار بستن آنها یكسان نیستند، هم چنان كه در بكار بستن نعمتهاى صورى یكسان نیستند.

و بنابر این، اگر چنانچه معارف الهى و احكام خدایى همگى یك دفعه نازل مى‏شد، با در نظر داشتن اینكه شامل تمامى شؤون حیاتى انسان است، مردم نمى‏توانستند آن را تحمل كنند، و قهرا به آن ایمان نمى‏آورند مگر تك تكى از ایشان، و بدین جهت خداى‏ سبحان آن را به تدریج بر رسول خدا (ص) نازل كرد، تا مردم با پذیرفتن قسمتهاى اول آن آماده شوند براى پذیرفتن قسمتهاى بعدى. و در این باره فرموده:" وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى‏ مُكْثٍ"(.و قرآنى كه آن را قطعه قطعه كردیم تا به تدریج آن را بر مردم بخوانى.) سوره اسرى، آیه 106.
و همچنین این سنت را در معارف عالیه‏اى كه در باطن معارف ظاهرى و ساده دین نهفته جارى ساخته است، به همین نحو كه گفتیم آنها را در باطن اینها قرار داده، چون اگر همه آنها را مانند اینها بى پرده بیان مى‏كرد، عموم مردم طاقت تحملش را نمى‏داشتند و فهم آنان از دركش عاجز مى‏ماند، و بدین جهت آنها را در باطن معارف ساده قرار داد تا افراد انگشت‏شمارى كه استعداد درك آنها را دارند، درك كنند. و هر دو سنخ معارف را در قالبى از الفاظ درآورده كه هر كس به قدر فهم و ظرفیتش از آن الفاظ استفاده مى‏كند، هم چنان كه خداى تعالى این معارف را كه در قرآن كریم است به بارانى مثل زده كه از آسمان مى‏ریزد، و دلهاى مردم را به زمین‏هاى مختلف مثل زده كه هر یك به قدر ظرفیت خود از آن استفاده مى‏كند" أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِها" (خدا از آسمان آبى نازل كرد كه در هر روزى به قدر وسعت و ظرفیتش سیل آب جارى شد.)سوره رعد، آیه 17.

و همچنین احكام و تكالیف شرعى را یكسان بر همه مردم تحمیل نكرد، چون اگر مى‏كرد بعضى از مردم تاب تحملش را نمى‏داشتند، و به همین جهت آنها را به مقتضاى ابتلاآتى كه هر فردى از افراد دارد تقسیم كرد تا هر كس به تكلیفى كه متوجه خود او است عمل كند.

پس روزى دادن از معارف و شرایع هم از هر جهت كه فرض شود عینا مانند روزى دادن از مال و اولاد است كه بین مردم تقسیم، و بر حسب حال فرد فرد آنان و به مقتضاى صلاح ایشان تقسیم شده است.

منبع: ترجمه تفسیر المیزان ج ۱۸ ص ۸۱ تا ۸۳

شنبه 10/10/1390 - 21:26
اقتصاد

با سلام

یکی از مباحث پر چالش امروزی اشتغال زنان در کارهایی که مختص به آنها نیست می باشد. البته کسی به طور کلی منکر این فعالیت خانمها نیست ولی چون بدون سیر کارشناسی خیلی از فعالیتها انجام می شود و حالا چند سالی از اشتغال زنان در بسیاری از امور که مشترک بین زن و مرد است می گذرد بخشی از پیامدهای ناشایست این عرصه مشاهده می گردد. امیدوارم مسولین با یک راهکار فرهنگی اسلامی پا به میدان بگذارند و زمینه فعالیت زنان را در امور مورد نیاز فراهم کنند تا شاهد این سوء استفاده های برخی از افراد در بازار کار زنان نباشیم.

برای روشن شدن بخشی از این مبحث مطالبی را در ادامه مطرح می کنیم.

شنبه 10/10/1390 - 15:53
اهل بیت

اهمیت توجه به زیارات اهل بیت و از جمله زیارت عاشورا

نکته ایی که الان می خواهم عرض کنم این است که زیارت عاشورا یک مجموعه ایی از اعتقادات ما است و چقدر مناسب است که وقتی مردم مقید به خواندن این زیارت هستند فقره فقره این زیارت را در یک بحثهای مناسبی برای مردم تفسیر کنیم تا مردم بدانند چی دارند می خوانند باید مخاطبین خودمان را ساماندهی کنیم از مرحله قرائت به مرحله تدبر برسانیم نه تنها در قرآن بلکه در زیارات اهل بیت از جمله زیارت عاشورا که واقعا محتوای بلندی است و ای چه بسا مناسب است انسان حداقل یک دهه محرم را اختصاص بدهد به این زیارت و فقره فقره این زیارت را برای مردم بخواند اضف الی آثار معنوی که خواندن و توجه به زیارت عاشورا دارد که نباید ما از این آثار غافل باشیم محتوی را برای مردم درست تبیین کنیم در کنارش این نکته را برای مردم توجه بدهیم که خود عرضه کردن این اعتقادات به اهل بیت سبب قرب انسان به اهل بیت می شود و این قرب خودش حلال بسیاری از مشکلات است یعنی هرچه انسان خودش را به اهل بیت با عرضه کردن این اعتقادات نزذیکتر کند توجه اهل بیت بیشتر می شود آن وقت استبعاد نکنید که در یک زمانی وبا در سامرا بیاید دیگران بمیرند ولی به آنهایی که زیارت عاشورا می خوانند آسیبی نرسد. هرچه نزدیکتر این قرب باشد توجه از آن سمت خواهد بود.

من یک وقتی این قضیه را عرض کردم حالا چند سال قبل به اشاره گفتم اینجا هم عرض می کنم که ببینید چقدر مساله عجیب است من برای یکی از تاریخ نویسان معتبر این کشور که تحلیل هایش درجه یک است یک تحلیل هایی نوشته بود راجع به این حادثه که من عرض می کنم وقتی این نکته را برایش گفتم گفت همه آن کتابهای سیاسی من پنبه شد آن نکته این است:

آقای دکتر مهدوی دامغانی شخصیت معروفی است چند برادر بودند اینها فاضل بودند و حالا یه جوری شد که آقای دکتر مهدوی دامغانی که یه آدم فاضل و اهل قلمی هم است و این کتاب المجدی فی انساب الطالبیین را ایشان تحقیق کرده و تا مرحله چاپ آورده و مقدمه قوی هم بر این کتاب نگاشته است، ایشان اوائل انقلاب به جهت تضییقاتی از ایران به خارج از کشور رفت.

این نکته را عرض می کنم البته من به یک واسطه هم شنیدم یک واسطه ایی از نزدیکان ایشان نقل کرده است از ایشان سوال کردم گفت بله مساله همین طور است و فرزند محقق ایشان که مترجم قوی در زبان انگلیسی است و صحیفه سجادیه و یک سری تراث شیعه را به انگلیسی ترجمه کرده است و انگیزه قوی هم دارد و محتوی قوی هم دارد از ایشان پرسیدم گفت بله مطلب همین است که در آن مجله آمده است.

آقای دکتر مهدوی دامغانی که الان هم خارج از کشور است مقاله ایی نوشت که در مجله گردون چاپ شد. این مجله مال تقریبا روشنفکران ضد انقلاب ایرانی مقیم فرانسه است ماهنامه گردون.

خلاصه آن چنین است که ایشان در آن مقاله می گوید در زمان رژیم چون ایشان دفتر اسناد داشته که خیلی از بزرگان رژیم هم مراجعه می کردند کارهای تبادلاتی را ایشان در تهران انجام می داده، گفت به من زنگ زدند که حسین علاء نخست وزیر رژیم می خواهد بیاید وصیت نامه بنویسد گفتم نه من خودم میام پیش ایشان. رفتم منزل ایشان کار کارستان حسین علاء که باعث شده است که حتی امروز بعضی از سیاستمداران یک نگاهی داشته باشند ادعا کنند بعضی از شخصیتهای رژیم پهلوی آدمهای وطن پرستی بودند از جمله حسین علاء آن هم به این خاطر که وقتی حسین علاء بین ایران و روسیه در جریان آذربایجان اختلاف بود و به شورای امنیت سازمان ملل کشیده شد شورای امنیت بنا بود حکم کند که آیا باقی مانده آذربایجان مال ایران است یا مال روسیه است حسین علاء رفت سخنرانی بسیار وطن پرستانه ایی کرد باعث شد شورای امنیت به نفع ایران حکم بدهد.

آقای دکتر مهدوی دامغانی نوشته اند که وقتی من رفتم پیش حسین علاء سه نفر بودیم اول حرفی که زدم تشکر کردم از ایشان گفتم واقعا آن سخنرانی شما در سازمان ملل باعث شد که آذربایجان نجات پیدا کرد از شما تشکر می کنم. تا من مهدوی دامغانی این جمله را گفتم حسین علاء برگشت به من گفت اشتباه می کنید یک مطلبی می خواهم بگویم راضی نیستم تا زنده هستم  این مطلب را اعلام کنید من می ترسم اما بعد از مرگم عیب ندارد بگو:

آذربایجان را نه من نجات دادم نه سخنرانی من نه شاهنشاه نه ارتش شاهنشاه، آذربایجان را زیارت عاشورای امام حسین نجات داد.

آقای دکتر مهدوی دامغانی می گوید تعجب کردم گفتم چه می گویید شما؟ گفت الان می گویم: من به عنوان نماینده ویژه دولت ایران رفتم سازمان ملل که در آنجا سخنرانی کنیم دو کشور متخاصم هر دو سخنرانی می کنند بعد شورای امنیت سازمان ملل بعد از شنیدن این دو سخنرانی  در اختلاف قضاوت می کند. من رفتم نیویورک بررسی کردم دیدم تمام شواهد بر علیه ما است به حدی که خواستم به ایران منتقل کنم که هیچ بحثی نیست. قضیه تمام است بیخود آمدیم اینجا.

یه مرتبه در یأس مطلق به این فکر افتادم به این نکته که کوچک بودم پدرم مرا روی زانویش می گذاشت می گفت بابا اسم تو را حسین گذاشتم که هر وقت مشکلی داشتی به صاحب اسمت توسل بجو. از همه جا مانده بودم همه اسباب قطع شده بود خدایا به امام حسین چه جور توسل کنم. شخصی مثل حسین علاء! سوال کردم چه جور می شود گفتند ما نمی دانیم ایرانی های آن زمان و نماینده ایران در سازمان ملل چه می فهمند توسل چیه!. گفتند یک بازاری است زنگ زدم متدین بود. گفتم آقا در توسل به امام حسین باید چکار کنیم؟ گفت زیارت عاشورا بخوان. زیارت عاشورا نداشتیم یک مفاتیحی بازاری آورد و من رو قبله و با انقطاع کامل شروع کردم زیارت عاشورا خواندن و توسل با امام حسین که آقا مشکل ما چنین است. گفت بعد از زیارت عاشورا یه آرامشی پیدا کردم رفتم سازمان ملل سخنرانی کردم این جمله را واسطه می گفت در آن مجله در آن قسمت نیامده فرزند ایشان می گفت پدرم  می گفت (حسیتن علا گفت)گاهی بعضی از کلمات در سخنرانی به زبان من میامد که در نوشته نبود. سخنرانی کردم نماینده روسیه سخنرانی کرد ما را بیرون کردند پشت درهای بسته شورای امنیت سازمان ملل تشکیل جلسه داد بعد از جلسه آمدند گفتند شورای امنیت به نفع ایران حکم کرد.

آقای دکتر مهدوی دامغانی، نه سخنرانی من نه همت من نه شاهنشاه نه ارتش ، آذربایجان را زیارت عاشورای امام حسین نجات داد.

این را کی می گوید حسین علاء. نخست وزیر پهلوی. نگاهش به قضیه این است.

هر چه سعی کنیم این قرب و ارتباط خودمان را با اهل بیت بیشتر کنیم عنایت از آن طرف به ما خواهد شد.

(1) برگرفته از وبلاگ ذیل

 http://www.darsekharej.blogfa.com/post-17.aspx

جمعه 4/9/1390 - 19:58
اخلاق

سلام

یکی از معضلات جامعه ما نشناختن دقیق مسائل است. از جمله این مسائل، حلال و حرام است آیا بعضی از کارهایی که در ادارات و مخصوصا بانک ها صورت می گیرد شرعا صحیح است؟

در بانک ها بسیاری از وام ها طبق دستور اسلامی که در شورای فقهی بانک مرکزی تصویب شده انجام نمی گیرد و بانک به خاطر سود خودش راه غیر شرعی جلوی پای مشتری می گذارد و از این روزنه ها روزی حرام وارد زندگی مردم می شود.

در بقیه موارد هم جای اشکال زیاد هست که بعضی از مردم متوجه نیستند و بعضی هم با توجه به  این مسائل به خاطر موارد دیگر اقدام به انجام این امور می کنند.

سه شنبه 5/7/1390 - 20:10
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته