سلطان ملک جان یا صاحب الزمان
مخدوم انس و جان یا صاحب الزمان
مولای مستعان یا صاحب الزمان
دارنده ی جهان یا صاحب الزمان
الغوث الامان یا صاحب الزمان
ای دست قدرتت برخلق چاره ساز
ای باب رحمتت بر روی جمله باز
ای پیش ابرویت صد کعبه در نماز
ای آسمان تو را با عجز و با نیاز
ساجد بر آستان یا صاحب الزمان
ای آنکه قرار هستی زهست توست
در غیب و در شهود هر ذره مست توست
بالای نه سپهر ماوای پست توست
چرخ اثیر را مطلق به دست توست
از امر حق عنان یا صاحب الزمان
پاس تو فتنه را آرد بدیده نوم
مهرت جهاد و حج عشقت صلاه و صوم
والی به هرچه ملک هادی به هرچه قوم
اعلی وجود توست فی شان بکل یوم
نازم تو را بشان یا صاحب الزمان
جان جهان تویی ای جان فدای تو
شاهان عالمند یکسر گدای تو
عرش است بوسه زن برخاک پای تو
دارند بر زبان مدح و ثنای تو
سکان آسمان یا صاحب الزمان
باران به حکم تو بارد به هر دمن
ریحان زامر تو روید به هر چمن
طوطی به وصف تو گردد شکر شکن
مرغان به عشق تو باشند نغمه زن
در هر گلستان یا صاحب الزمان
ای جاری آب عدل از ذوالفقار تو
ویران بنای ظلم در روزگار تو
ظاهر جلال حق از اقتدار تو
بازآکه شد سفید در انتظار تو
چشم جهانیان یا صاحب الزمان
خرم دمی که رخ بنمائی از حجاب
آن سان که سرزند خورشید از سحاب
باطل ره عدم گیرد بصد شتاب
چون از وجود خویش مانند آفتاب
حق را کنی عیان یا صاحب الزمان
شاها زمانه را پر کرد کفر و کین
قرآن غریب گشت و اسلام بی معین
هرکس برای خود مذهب گرفت و دین
از دین مصطفی(ص)وز سنت مبین
اسمی است در میان یا صاحب الزمان
ای وصف ذات تو آیات کبریا
ظاهر زشخص تو اعجاز انبیاء
ایمان ولای توست ای حجت خدا
آنکو محب توست در عرصه جزاء
دارد جزا ((جنان))یا صاحب الزمان
¤ وقضینا الی بنی اسرائیل فی الكتاب لتفسدن فی الأرض مرتین ولتعلن علوّا كبیرا (الاسراء4)
و در كتاب آسمانی ]شان[ به فرزندان اسرائیل خبر دادیم كه: «قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید كرد، و قطعاً به سركشی بسیار بزرگی برخواهید خاست.»
¤ فاذا جاء وعد أولاهما بعثنا علیكم عبادا لنا أولی بأس شدید فجاسوا خلال الدیار و كان وعدا مفعولا(الاسراء5)
پس آنگاه كه وعده ]تحقق[ نخستین آن دو فرا رسد، بندگانی از خود را كه سخت نیرومندند بر شما می گماریم، تا میان خانه ها]یتان برای قتل و غارت شما[ به جستجو درآیند، و این تهدید تحقق یافتنی است.
¤ ثم رددنا لكم الكره علیهم و أمددناكم بأموال و بنین و جعلناكم أكثر نفیرا(الاسراء6)
پس ]از چندی[ دوباره شما را بر آنان چیره می كنیم و شما را با اموال و پسران یاری می دهیم و ]تعداد[ نفرات شما را بیشتر می گردانیم.
¤ ان احسنتم أحسنتم لأنفسكم و ان أسأتم فلها فاذا جاء وعد الآخره لیسوءوا وجوهكم ولیدخلوا المسجد كما دخلوه أول مره و لیتبروا ما علوا تتبیرا (الاسراء7)
اگر نیكی كنید، به خود نیكی كرده اید، و اگر بدی كنید، به خود]بد نموده اید[. و چون تهدید آخر فرا رسد]بیایند[ تا شما را اندوهگین كنند و در معبد]تان[ چنانكه بار اول داخل شدند]به زور[ درآیند و بر هر چه دست یافتند یكسره]آن را[ نابود كنند.
اخیرا در پیام های بازرگانی صدا و سیما پیام هایی پخش می شود که در واقع در حال تبلیغ کلی کشور تولید کننده یا صاحب امتیاز آن کالاست و این نشان دهنده تحقیر توانایی صنعتگران و تولید کنندگان داخلی است. به طور مثال تبلیغ یک نوع ماکارونی که مربوط به یک کشور اروپایی است و در تبلیغ آن مدام از کلمات بیگانه استفاده میشود. وقتی که خود ایران توانایی تولید چنین کالاهایی را دارد دیگر چه حاجتی برای تبلیغ این اجناس بیگانست؟ این کار رسانه ملی به نظر بنده به غیر از اینکه مخالف با شعار ما می توانیم است،نوعی زیاده روی و طمع ورزی در درآمدزایی برای این رسانه محسوب میشود که امید وارم مسئولین مربوطه این مشکلات رو مرتفع کنند.
ای بسیج
عاقل ایران زمین
این بدان
شیطان بود اندر کمین
عقل خود
بر کار خود ناظر نما
عقل را بر
نفس خود قادر نما
عده ای
برکار تو ناظر شدند
دوستان و
دشمنان حاضر شدند
کار خوبت
موجب فخر همه است
هرچقدر
مدحت کنم باز هم کم است
چون در
ایران شد بسیجی ابتکار
کار خوبت
گشته بر ما افتخار
چون بود
این یادگاری از امام
بهر کردار
بنه سنگ تمام
جنگ تو با
دشمن ایران زمین
دشمن
شیطان صفت باشد کمین
گر خدارا
ناظر کارت کنی
بهر این
کار نکو عادت کنی
کارهایت
گشته گویا بی نظیر
دشمنت
شرمنده است و سربزیر
عزیزم ای جوان این زمانه
بیا فکری بکن تو ماهرانه
که گرداند تورا از خواب بیدار
رها کن از خودت کابوس سیگار
اگر اعصاب تو دارد شتابی
چو بیکاری بخوان قدری کتابی
و در ایام هفته در نهایت
بگو ذکر خدای بی نهایت
خدا داند که من دارم نصیحت
فرا گیری تورا دارد فضیلت
در این سنم نمودم من سفرها
از این سیگار دیدم من بس خطرها
چرا دارد خسارت هم بجانت
زند آسیب برروح و روانت
چرا بر مال خود آتش زنی تو
مگر از دوستان خود کمی تو؟
چرا آتش زنی عاقل به جانت
به دوراش افکنی مال حلالت
نگر بر دوستان عاقل خود
گریزند از رفیق غافل خود
تصور کن اگر مخلوق اصناف
چه خواهد شد کنند مثل تو اسراف
چه زیبا گفت مولایم شه دین
برای ترک عادت کن تو تلقین
بیا محفوظ بنما مال و جانت
به وجد آور تو خود و دوستانت
ای که تو می خوانی نمازت را بدان
این نمازت را بیا بهتر بخوان
توکه هفده رکعت خوانی مداوم
زحق خواهش کنی بعد از سلام
در تمام رکعتت قلب سلیم
می کنی خواهش توراه مستقیم
گفته ای حی علی خیرالعمل
جان من بر حسن ما بنما عمل
کاهلی را جان ما بنما عقیم
راه خود را کن براه مستقیم
پس عمل کن گفته هارا در نماز
تا شوی در روز محشر سرفراز
چون که می خوانی نمازت در زمان
می شوی الگوی دیگر مسلمان
گر کنی خوبی چه در ظاهر نهان
پاک کن خود از گنه در این زمان
ای که در دست داری سیگارو پک
میزنی دائم بر سیگار پک
تونهادی جان خود اندر میان
لطف کن بنگر تو بر اطرافیان
سعی کن بر من رسانی سود خود
میرسانی برگلویم دود خود
پس چرا قاتل شدی برجان خود؟
غالبا آتش زنی برمال خود؟
می کنی تو کار بد را بی خیال
می زنی تو لطمه بر اهل و عیال
می کنی اسراف دائم مال خود
پس چرا خنجر زنی بر جان خود؟
پس بیا خوبی خود را درک کن
لطف کن سیگار خود را ترک کن
ای ولی نامدار حی داور یا علی
ای وصی و جانشین بعد پیمبر یا علی
زوج پاک زهره ی زهرای اطهر یاعلی
باب سبطین آفتاب ذره پرور یا علی
صاحب تیغ دوسر مولای قنبر یا علی
ای طریق سالکان پوئیدن منهاج تو
خسرو صاحب ظفر کامد تبارک تاج تو
بحر احسانی و رزق عالمین امواج تو
در حریم کبریا دوش نبی معراج تو
وز تو بیت الله پاک و مطهر یا علی
رایت دین الهی را علی صاحب علم
مظهر ذات صمد قتال اتباع صنم
شاه دین حبل المتین میر عرب فخر عجم
در ازل از امر ایزد در وجود آمد قلم
تا نویسد نام نیکویت بدفتر یا علی
دیگری را کی رسد جز حیدر دلدل سوار
کاندر اوصافش بگوید خالق لیل و نهار
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
از تو دفع دشمنان گردید و دین شد استوار
خوار و زار ذوالفقارت عمرو وعنتر یاعلی
چون کشیدی بهر قتل مرحب اندر دشت کین
تیغ خونریز از میان فرمود رب العالمین
تا که بگرفتند دستت از یسار و از یمین
بهر حفظ گاو و ماهی زیر تیغت بر زمین
فرش کرد از امر حق جبریل شهپر یاعلی
در دو عالم بر ولای تو تولا می کنم
دل زمهر دیگران پاک و مبرا می کنم
شعله سوز درون اکنون هویدا می کنم
خود تو آگاهی خدیو امنهم انشا می کنم
شمه ای از جور این چرخ ستمگر یا علی
یا علی بعد از تو اهل کوفه اندر کربلا
آب را بستند بر روی حسینت از جفا
سر به سر کشتند یارانش در آن دشت بلا
در میان خیل دشمن ماند سبط مصطفی
بی کس و بی مونس و بی یار و یاور یاعلی
کرد پا اندر رکاب و تاخت در میدان کین
ازشجاعت کشت جمعی زانگروه مشرکین
تن به مرگ خویش درداد آخر آن سلطان دین
گشت از زین واژگون آنگاه بر روی زمین
ساخت از خاک بلا بالین و بستر یاعلی
گفت با آن قوم که ای لشگر منم سبط رسول
نور چشم مرتضی فرزند زهرای بتول
سوختم از تشنه کامی رحمی ای قوم جهول
کس ندادی آب بر آن تشنه زار ملول
جز سنان ناوک و شمشیر و خنجر یاعلی
زینب آمد از حرم بر سر زنان اختر فشان
مو کنان زاری کنان شد سوی آن لشگر روان
گفت یابن سعد که ای ظالم تو خود دانی عیان
این حسین سبط رسول است و امام انس و جان
پس بگردانید رخ آن شوم ابتر یا علی
گفت با زینب دگر کار حسینت شد تمام
بسکه زخم تیرو تیغش کرده بر پیکر مقام
گشت زینب نا امید کرد افغان زین کلام
زیر خنجر ناله اش ره یافت بر گوش امام
دیده بگشود و طلب فرمود خواهر یاعلی
گفت خواهر صبر کن کز ظلم این قوم شریر
میشوم من کشته بعد از من تو میگردی اسیر
جان من باید تو باشی کودکان را دستگیر
داد شرح این ماتم بصد افغان صغیر
تا تو برهانیش از روز محشر یا علی
مصیبت نامه صغیر اصفهانی