آموزش و تحقيقات
پدیده هاى
اجتماعى با علت و زمینه واحدى بوجود نمى آیند و براى بررسى و شناخت آن باید علل و
عوامل متعددى را مورد شناسایى قرار داد. تهاجم فرهنگى نیز یكى از پدیده هاى مهم
اجتماعى است كه مى بایست زمینه هاى پیدایش و گسترش آن بطور دقیق و جامع بررسى شود.
تهاجم فرهنگى امرى است كه همیشه داراى دو طرف مهاجم و مورد هجوم مى باشد. و علل
و عوامل مربوط به هر كدام از آنها با یكدیگر متفاوت ولى با هم مرتبط مى باشند.
بنابراین ، بحث را در دو بخش زمینه هاى خارجى تهاجم فرهنگى پى مى گیریم .
بخش اول : زمینه هاى داخلى تهاجم فرهنگى
در یك بررسى اجمالى از وضعیت كشورهاى مورد
هجوم ، به ویژگیهاى مشتركى دست مى یابیم كه نشان مى دهد این ویژگیها به عنوان
عوامل كلیدى در گسترش تهاجم فرهنگى نقش اساسى را دارا هستند. بعضى از این ویژگیها
توسط استعمارگران و مهاجمین ایجاد شده و براى سهولت در امر تهاجم و استعمار، به
جوامع دیگر تحمیل شده و برخى دیگر، مختص ساختار داخلى جوامع مورد هجوم مى باشد. برخى
از مهمترین این ویژگیها كه به عنوان زمینه هاى داخلى تهاجم فرهنگى نیز مطرح مى
باشند عبارتند از:
الف بى توجهى نسبت به فرهنگ خودى :
هر یك از جوامع انسانى ، فرهنگ خاص خود را
دارند، كه طى سالیان متمادى در اثر خاطرات تلخ و شیرین در تاریخ سرزمین آنها شكل
گرفته و به صورت فرهنگ آن سرزمین در آمده است كه از آن به فرهنگ خودى تعبیر مى شود.
تا زمانى كه فرهنگ خودى به حیات خود ادامه
داده و قدرت هضم و دفع تاره هاى فرهنگ وارداتى را داشته باشد هیچگونه آسیبى نخواهد
دید. ولى اگر فرهنگ خودى ، پویایى و جذابیت خود را از دست داده و قدرت انطباق با
مقتضیات زمان را نداشته باشد، فرهنگ بیگانه براحتى مى تواند جایگاه خود را پیدا
كند و فرهنگ خودى را به انحطاط و فراموشى سپارد.
از همین روست كه همه ادیان الهى بویژه دین
مبین اسلام سعادت جامعه بشرى را با احیاء و احترام به اصول انسانى و معنوى مى داند
و همواره هشدار مى دهد كه براى حفظ ارزشهاى انسانى در جامعه همه باید كوشا باشند.
در اسلام عنصر مهم امر به معروف و نهى از منكر یكى از مصادیق بارزى است كه به صورت یك موتور نیرو بخش عمل كرده و
به فرهنگ جامعه ، پویایى و حیات مستمر مى بخشد عمل به این فریضه الهى ، از غفلت و
بى توجهى نسبت به فرهنگ غنى اسلامى جلوگیرى مى نماید. و ترك آن ، سلطه فرهنگى
بیگانگان بر جامعه اسلامى را به دنبال خواهد داشت ، از این رو در دین اسلام به
اجراى آن تاكید فراوانى شده است .
ب خود باختگى فرهنگى :
حالت خود باختگى بیشتر ناشى از خود كم بینى و احساس حقارت در قبال پیشرفت و موفقیت هاى دیگران است ، لذا استكبار جهانى با دست
یافتن به پیشرفتهاى مادى ، چنین تبلیغ مى كند كه علت پیشرفتهاى مختلف شگفت آور
جهان غرب ناشى از فرهنگ آنها است .
اینگونه تبلیغات در افراد ضعیف النفس و كسانى
كه از آگاهى و تحلیل صحیحى برخوردار نیستند تاثیر گذارده ، آنان را مجذوب فرهنگ
غرب مى كند.
این افراد سعى مى كنند خود را با فرهنگ بیگانه
تطبیق دهند تا شاید از این طریق بتوانند به منزلت و پیشرفت دست یابند، حال آنكه
اینگونه افراد در چشم بیگانگان ، به صورت مقلدینى دیده مى شوند كه از خود هیچ گونه
اراده اى ندارند.
این خود باختگى فرهنگى در جوامع در حال توسعه
، بسیار به چشم مى خورد. ایران كه خود از روزگاران قدیم بعنوان مهد فرهنگ و تمدن شناخته مى شد،
با كمال تاسف از زمان حضور استعمار در منطقه (یعنى از قرن هیجدهم حالت پویایى و تهاجمى خود را از دست داده به
حالت انفعالى درآمد. زیرا تهاجم همه جانبه استعمار و سرسپردگى پادشاهان و حكام از
دوره قاجار تا دوره پهلوى باعث شد كه فرهنگ بیگانه جاى خود را در ایران باز كند.
البته این بدان معنا نیست كه ملت اصیل و مسلمان ایران نیز در مقابل آن تسلیم شده
باشند، بلكه مبارزات مردمى همواره علیه هجوم فرهنگى استعمار وجود داشته ، بخصوص
قیام عمومى ملت مسلمان و انقلابى ایران ، برهبرى امام خمینى (ره كه ثمره اش در بهمن ماه 1357 نمایان گشت ، طومار
عمر استعمار و ایادى داخلى اش را در هم پیچیده و بار دیگر فرهنگ خودى را احیاء كرد.
با پیروزى انقلاب اسلامى در ایران ، دشمن دست
از شیطنت بر نداشته ، بلكه با شیوه هاى مدرن ترى به تهاجم خود ادامه مى دهد كه آن
شیوه تهاجم فرهنگى است و براى این كار از روشنفكر نمایان وابسته كه رسوبات فكرى
القاء شده روزنامه ها، كلاسهاى درس و هر فرصتى كه بدست آورده اند به تضعیف فرهنگ
خودى و تقویت فرهنگ بیگانه پرداخته و مى پردازند. و از طرف دیگر، دشمن به شیوه
مستقیم بااستفاده از وسایل پیشرفته ارتباطات
(ویدئو و تلویزیون ، گیرنده هاى ماهواره اى سعى در القاى خود كم بینى و خود باختگى فرهنگى را دارد.
ج بى لیاقتى سران حكومتها:
شكى نیست كه قدرت و هیات حاكمه در یك جامعه
تاثیر چشم گیرى بر فرهنگ آن جامعه دارد. اگر حكمرانان مقید و مطیع ارزشهاى بومى و
دینى جامعه خود باشند به دوام وگسترش فرهنگ خودى كمك بسزایى مى نمایند و اگر فاسد
و بى لیاقت باشند، صدمات جبران ناپذیرى بر فرهنگ و ذخایر معنوى و مادى جامعه وارد
مى كنند. به همین دلیل دشمن از طریق حكام وابسته و فاسد خیلى سریعتر مى تواند به
مسخ فرهنگ بومى و جایگزین كردن فرهنگ مورد نظر خود دست یازد.
نقش حكومتها براى مهاجمان ، تا آن حد مهم و
كارساز است كه حتى حاضرند براى سرنگون كردن حكومتهاى ملى و اصیل یك جامعه و روى
كار آوردن یك حكومت سر سپرده ، به جنگ و خونریزى و كودتا دست بزنند. تاریخ از این
گونه كودتاها و جنگها بسیار سراغ دارد كه آخرین نمونه آن دخالت و نقض آشكار حاكمیت
هائیت توسط آمریكا است . آمریكا تنها به این دلیل كه حكومت ژنرال سدراس با منافع او
سازگارى نداشت دست به اشغال نظامى در كشور هائیتى زد و با ریختن خون مردم بى گناه
، حكومت دلخواه خودش را روى كار آورد.
د رفاه طلبى و تجمل گرایى :
القاء روحیه رفاه طلبى و دنیا گرایى یكى از
محورهاى اصلى استكبار در تهاجم فرهنگى مى باشد. دشمن براى سست كردن عقاید و اصول
فرهنگ جوامع مستقل ، بخصوص كشورهاى اسلامى طرحهاى مختلف و متنوعى را پى ریزى مى
كند.
از زمانى كه غربى ها قدرت وحدت بخش مكتب اسلام
و برنامه هاى آن را براى زندگى سعادتمندانه بشر تجربه كردند، موقعیت استكبارى خود
را در معرض خطر دیده به فكر خنثى كردن حركت فرهنگى اسلام افتادند.
یكى از عوامل فرهنگى كه باعث موفقیت اسلام و
وحدت پیروانش مى شود، تاكید بر عدم وابستگى و دلبستگى مسلمانان به زخارف دنیوى و
هواهاى نفسانى است كه این امر باعث مى شود كه دلهاى آنان همواره متوجه خدا بوده و
خدا محور اصلى وحدت براى همه باشد؛ و از طرفى عدم دلبستگى به مادیات دنیا باعث
دوام و بقاء روحیه جهادى در امت اسلامى خواهد شد كه در این صورت هیچ قدرتى را
یاراى غلبه بر امت اسلامى نخواهد بود.
استكبار جهانى به این نتیجه رسید كه اگر روحیه
دینى در میان مسلمانان دست نخورده باقى بماند نه تنها نمى تواند بر آنها سلطه یابد
بلكه اسلام خطر بالقوه اى براى برچیدن بساط استكبارى آنها در سراسر جهان خواهد
بود. بر این اساس در صدد زدودن روحیه مقاوم و جهادى مسلمین بر آمدند.
براى اولین بار این حركت تهاجمى فرهنگى با نیت
تخلیه و استحاله روحى و معنوى جوانان مسلمان در اندلس (اسپانیاى
فعلى به آزمایش گذاشته شد كه متاسفانه
نتیجه مثبتى را براى دشمن به ارمغان آورد. آنها براحتى توانستند از طریق بد حجابى
و بى حجابى و وسایل عیش و نوش و دیگر عوامل نفسانى ، جوانان رزمنده و سلحشور را به
كاباره ها كشانده ، كم كم ملت مسلمان اندلس را از روحیه جهادى و دنیا گریزى تخلیه
كنند و در گام بعدى به راحتى ، جلوى گسترش و نفوذ اسلام را در آن منطقه بگیرند.
روشن است كه این حربه هنوز هم كارساز است
بویژه پس از پیروزى انقلاب شكوهمند اسلامى ، دشمن پس از بكارگیرى همه حربه هاى
سیاسى ، نظامى ، اقتصادى خود به این نتیجه رسیده است كه عوامل ریشه اى را كه باعث
حضور دائم و قدرتمند و آگاهانه مسلمانان در صحنه هاى مختلف اجتماعى مى شود بخشكاند.
دین زدایى امروز در دستور كار استكبار جهانى است كه تمام تبلیغات خود را صرف
این كار مى كند. پخش عكسهاى مبتذل در مدارس ، ایجاد مدلهاى مختلف لباس غربى ، پخش
فیلم ها و نوارها و كتب ضاله ، ایجاد روحیه و تفكر تجمل گرائى و رفاه طلبى در
جامعه ، از جمله برنامه هایى است كه غرب براى مبارزه با فرهنگ اصیل اسلامى به اجرا
در مى آورد.
ه عقب ماندگى علمى و صنعتى :
سرزمین شرق تا قبل از شروع انقلاب صنعتى ،
بعنوان مركز صدور فرهنگ و تمدن براى جهان محسوب مى شد، غربى ها براى تهیه وسایل
تجارى و اقتصادى خود از قبیل پارچه ، ادویجات و غیره با پیمودن كیلومترها راه
دریایى و خشكى و قبول همه خطرات به ملل شرق رو مى آورند تا از امكانات و پیشرفتهاى
آنان بهره ببرند. آنها نه تنها از نظر علمى و صنعتى نسبت به شرق برترى نداشته بلكه
محتاج علوم و صنایع خاور زمین نیز بودند.
با بروز انقلاب صنعتى در غرب (اواسط قرن
هیجدهم علاوه بر تولید و انباشت چشم گیر
كالا بر كیفیت و لطافت آن نیز افزوده شد. و این فراوانى كالا به حدى رسید كه جمعیت
داخلى قادر به مصرف آن نبود (اشباع بازار داخلى .
مشكل مصرف از یك طرف و مشكل تهیه مواد اولیه
مورد نیاز براى تولید هر چه بیشتر كالا از طرف دیگر باعث شد كه كشورهاى صنعتى به
جوامع عقب مانده و غیر صنعتى روى آورده تا علاوه بر غارت منابع و مواد معدنى موجود
در آن سرزمین و استثمار كارگران و فراد بومى ، كالاهاى ساخته شده و مصرفى خود را
بر بازارهاى این جوامع تحمیل نمایند.
این عمل مستلزم این بود كه كشورهاى جهان سوم ،
همواره محتاج استعمارگران و كشورهاى صنعتى باقى بمانند.
براى اجراى این نقشه سعى كردند بر تولیدات
داخلى این كشورها ضربه وارد كنند و معادن آنها را به غارت ببرند و كشورها تك محصولى قرار دهند.
امروزه كشورهاى اسلامى و بسیارى از كشورهاى غیر صنعتى نیز به این بلاى خانمانسوز
مبتلا هستند.
بیشتر كشورهاى اسلامى به درآمدهاى نفتى خود
وابسته هستند و تازه آن را باید به كشورهاى صنعتى و استعمارگر بفروشند و اگر
چنانچه به حكومتى كه مورد دلخواه آنها نباشد فشار وارد كنند و با تحریم اقتصادى و
منع خرید نفت از آن حكومت او را بزانو در مى آورند.
این وابستگى دایم كشورهاى توسعه یافته باعث
عقب ماندگى هر چه بیشتر، و سلطه همه جانبه غرب بر آنها شد به طورى كه این فقر مادى
و علمى و صنعتى و فرسودگى سبب فرار مغزهاى متفكر كشورهاى عقب مانده از كشور خود و
جذب كشورهاى صنعتى شدند.
بنابراین ، توسعه و پیشرفت صنعتى براى كشورهاى
عقب افتاده امر بسیار مشكلى بوده و نیاز به شركت هاى چند ملیتى كه تمامى صنایع و
پروژه هاى تكنولوژیكى را در انحصار خود در آورده اند بعنوان عاملان اصلى استعمار نو در جهان
پراكنده شده اند و در هر كشورى كه وارد شوند به جاى پیشرفت و توسعه ، فقر و فلاكت
و وابستگى بیشتر را به ارمغان مى آورند و ثروت ملى آنان را بهتر و بیشتر به یغما
مى برند.
تنها راه نجات از وابستگى همان راهى است كه
نقلاب اسلامى در پیش پاى ملت ها، بخصوص ملت ایران گذاشت و استقلال كامل سیاسى ،
اقتصادى و فرهنگى را مد نظر قرار داده و هر گونه سلطه جویى و استعمار را محكوم
كرد. البته تحقق كامل این هدف مقدس با آگاهى ملت و انتخاب صحیح راه اقتصادى توسط
مسؤ ولان و همچنین تلاش و كوشش در جهت پرورش مبتكران و دانشمندان خلاق در داخل
كشور و تقویت بنیه صادرات از نظر كمى و كیفى و مبارزه با فرهنگ مصرف گرایى و تجمل
پرستى میسر خواهد بود.
و- عدم شناخت صحیح از دین و بى توجهى درعمل به آن :
عدم درك و شناخت صحیح مسلمانان از فرامین دینى
و احكام شریعت یكى از عوامل مهم سلطه پذیرى ممالك اسلامى محسوب مى شود. اگر همه
ملتهاى مسلمان آگاه شوند كه قرآن مجید با تاكید فراوان ، هر گونه سلطه سیاسى و
اقتصادى و...
بیگانگان را بر مسلمان نفى و منع كرده ، به
هیچ وجه سلطه كفار غربى را نمى پذیرند.
اما امروزه دلایل مختلفى ، از جمله وجود حكام
جور و سر سپرده در این كشورها، باعث عدم آگاهى ملتها از حقایق اسلامى شده است . یك
نمونه بارز آن ، كشور عربستان مى باشد، كشورى كه قبله گاه مسلمین است و شهر مقدس مكه را به دست غارتگران امریكایى
سپرده تا جلوى بیدارى و آگاهى مسلمانان جهان را بگیرد و از حضور و نفوذ بیشتر
انقلاب اسلامى در مراسم جهانى حج بكاهد. و این مصداق روشن سلطه بیگانه بر بلاد
مسلمین است و جا دارد كه مسلمانان جهان بر ضد آن قیام كنند.
براى رهایى از این مشكل ، باید مسلمانان را
نسبت به تكالیف و احكام دینى آشنا و مقید ساخت و به شیوه هاى مختلف علمى و تبلیغى
، ملتها را آگاه كرد كه بر ضد رژیم هاى حاكم كه مانع اجراى احكام اسلامى هستند به
پا خیزند. همانطور كه ملت وظایف خود نه تنها عزت و استقلال آنها كسب نخواهد شد
بلكه میزان سلطه بیگانگان در ممالك اسلامى گسترش بیشترى خواهد یافت .
بخش دوم : زمینه هاى خارجى تهاجم فرهنگى
همان گونه كه در قسمت اول این بحث عنوان شد،
منشا اصلى تهاجم فرهنگى ، اوضاع و شرایط سیاسى ، اجتماعى خارجى ، بخصوص وضعیت
بحرانى كشورهاى استعمارى مى باشد.
وقتى كشورهاى بزرگ صنعتى دچار بحرانهاى
اقتصادى ، فرهنگى و اجتماعى شدند، تنها راه چاره را در انتقال این بحران به جوامع
غیر صنعتى یافتند، به این صورت كه با تسخیر كشورهاى عقب افتاده ، علاوه بر تامین
مواد اولیه و كارگر ارزان ، با ارسال متخصصان ، كارمندان و كالاهاى مصنوعى خود به
این جوامع ، مشكل تورم و بیكارى خود را تا حدودى از این طریق حل كردند. در این
قسمت عمده ترین عوامل خارجى تهاجم فرهنگى را بر مى شمریم :
الف تبلیغ علیه تعالیم الهى :
دشمنان ادیان الهى همیشه سعى مى كنند دین را
از صحنه و متن زندگى خارج نموده و آن را به حاشیه برده امرى غیر ضرورى جلوه دهند.
زیرا دین حقیقى را مانع چپاولگرى و غارت خود مى بینند.
آنان براى رسیدن به این هدف ، تمام امكانات
خود را بسیج مى كنند و با تبلیغات گسترده و دامنه دار سعى دارند چهره دین را نا
مطلوب ، ناقص ، عقب افتاده و در یك كلمه غیر ضرورى و بى اهمیت نشان دهند.
اگر قوانین و مقررات الهى در بین جامعه سست ،
تضعیف و تحریف شود، گردنكشان به راحتى مى توانند به اهداف شوم استكبارى خود دست
یابند. به همین دلیل سعى مى كنند قوانین الهى را به اشكال مختلف مورد هجوم قرار
داده تا بتوانند به امكانات و ذخایر مادى و معنوى كشورها، خاصه مسلمانان چنگ
انداخته و زمینه را براى هر گونه تاخت و تاز و تهاجم فراهم نمایند.
بنابراین مستكبران دین را مانع اصلى خود مى
بینند، از این رو با تمام توان آن را مورد تهاجمات خود، خاصه تهاجم فرهنگى قرار مى
دهند.
ب برترى نژادى :
قوم گراى و نژاد پرستى همواره یكى از معضلات
بشریت بوده و مى باشد از زمانهاى گذشته تاكنون درگیرى و اختلافات نژادى بدترین نوع
جنگها بوده و بیشترین خونریزى را بدنبال داشته است . امروزه با وجود ادعاهاى
فراوان مبنى بر پیشرفت فرهنگ و تمدن بشر، هنوز هم شاهد تصفیه هاى خونین قومى و
نژادى در اطراف و اكناف دنیا هستیم كه یكى از نمونه هاى فاجعه آمیز آن ، جنایات
صربها علیه ملت مسلمان و مظلوم بوسنى ، آنهم در قلب اروپاى وحشى بظاهر متمدن مى
باشد.
قرآن ، فلسفه اصلى اختلاف رنگ ، پوست ، زبان ،
قبیله و نژاد را عامل تسهیل در شناسائى گروههاى مختلف از یكدیگر مى داند.
... وجعلناكم شعربا و قبائل
لتعارفوا....
... شما را ملت ها و قبیله ها
قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید...
اما بشر با برداشت نادرست از این فلسفه خلقت ،
آن را پایه اصلى اختلاف و برترى طلبى خود قرار داد و جنگهاى فراوانى براه انداخت
كه از جمله آنها دو جنگ جهانى اول و دوم بود كه مایه خسارت فراوانى بر زندگى بشر
شد.
بنابراین تا زمانى كه این حس غیر اخلاقى و زشت
بر انسانها و دولتها، حكومت مى كند، زمینه جنگ و تهاجم نیز وجود خواهد داشت ، كما
اینكه در حال حاضر نیز شاهد تهاجمات فرهنگى مبتنى بر حس برترى طلبى غربى ها به
رهبرى امریكا، علیه كشورهاى دیگرى مى باشیم .
ج رشد صنعت و تكنولوژى :
از زمانى كه كشورهاى اروپایى از سلطه جو خفقان
قرن وسطایى نجات یافتند، تحول چشم گیرى در زمینه علوم و صنایع بدست آوردند، این
پیشرفت فنى و تكنولوژیكى اگر چه در بسیارى از زمینه ها به خدمت بشریت شتافت ؛ اما
بعلت فقدان روحیه الهى و معنوى و انسان دوستانه ، صاحبان این تكنولوژى ، خسارات
جبران ناپذیرى را نیز براى بشریت به بار آوردند. كشورهاى صنعتى ، سلاحهاى مرگبار و
مخرب ناشى از تكنولوژى جدید را به خدمت حس نژاد پرستى قدیمى خود گرفته و در سطح
گسترده ترى دست به تهاجم زدند.
پیدایش ماشین هاى صنعتى تحول عظیمى در جوامع
بشرى ایجاد كرد، همان كسانى كه براى تهیه نان شب ، دچار مشكل بودند، آنهایى كه
براى تولید نخ و پارچه مى بایست هفته ها و ماهها روى دوك نخ ریسى تلاش كنند تا
شاید چند متر پارچه ببافند، بعد از انقلاب صنعتى به مدد وسایل پیشرفته ، به كالاهاى
فراوانى دست یافتند تا جایى كه جمعیت آنها قادر به مصرف آن همه كالاى انباشته شده
نبود و حتى تولید فراوان براى آنان مشكلات عدیده اى ایجاد كرد. از جمله این مشكلات
موارد زیر را مى توان بر شمرد:
1 مشكل كالاهاى مازاد بر مصرف و باقى مانده در
انبارها.
2 كمبود مواد اولیه مورد نیاز كارخانه ها و
صنایع
.
3 مواجهه با مشكل بیكارى بدلایل جایگزینى ماشین
به جاى انسان
.
4 نیاز به بازارهاى مصرف جهانى دائمى و مقرون به
صرفه
.
این موارد، بلافاصله پس از انقلاب صنعتى
گریبانگیر كشورهاى صنعتى شد و آنها را به ورشكستگى نزدیك كرد. در نهایت چاره مشكل
را در انتقال این بحران به كشورهاى غیر صنعتى دیدند و در واقع استعمار به معناى علمى
از اینجا آغاز شد.
استعمار براى دست یابى به مقاصد فوق از حربه
تهاجم فرهنگى استفاده كرد. و با این شعار كه كشورهاى پیشرفته و صنعتى ، ملل متمدن ، و جوامع غیر صنعتى ملل وحشى ، هستند، و اینكه كشورهاى متمدن وظیفه تعمیر و آبادانى كشورهاى عقب
مانده را بعهده دارند، اذهان عمومى را براى هجوم و اشتغال نظامى آماده كردند و سپس
دست به تجاوز علیه كشورهاى غیر صنعتى زدند.
بسیارى از كشورها فریب این شعارها را خورده و
باور كردند كه آنها واقعا براى نجات انسان هاى عقب مانده تلاش مى كنند. بخصوص وقتى
دیدند، استعمار پس از وارد شدن در هر سرزمین عقب مانده تلاش مى كنند. بخصوص وقتى
دیدند، استعمار پس از وارد شدن در هر سرزمین اقدام به تاسیس امكانات رفاهى از قبیل
جاده ، راه آهن و غیره مى كند، بر اعتمادشان افزوده شد. غافل از
اینكه این اقدامات براى سهولت در امر غارت مواد اولیه و منابع ارزشمند نهفته در آن
سرزمین بود.
كشورهاى استعمارى موفق شدند كه با استفاده از
تهاجم به فرهنگ ملل مختلف حضور همه جانبه اى در كشورهاى توسعه نیافته پیدا كنند و
همزمان با غارت منابع اقتصادى به تحقیر فرهنگى این جوامع از داخل بپردازند؛ به
طورى كه به ملتها تلقین كنند كه بدون كمك كشورهاى صنعتى ادامه حیات و دسترسى به
صنایع پیشرفته محال مى باشد. اما این وضع چندان طول نكشید و بالاخره برخى ملتها
بیدار و متوجه شدند كه حضور استعمار چیزى جز فقر و فلاكت براى آنها بجاى نمى
گذارد، بر این اساس ملتهاى آسیایى ، افریقایى و آمریكاى لاتین كه سالها در زیر
یوغ استعمار مورد استثمار واقع شده بودند به فكر استقلال افتاده و مبارزات چشمگیرى
را براى اخراج بیگانگان از سرزمین خود آغاز كردند.
د شكست شیوه استعمار مستقیم :
كشورهاى سرمایدارى غرب براى حل مشكلات داخلى خود با
تظاهر به خدمت به بشریت و با استفاده از تسلیحات و نیروهاى نظامى پیشرفته خود،
دخالت در امور داخلى ملل مختلف جهان را آغاز كردند و بطور مستقیم در این كشورها
حضور فیزیكى یافتند. آنها حتى حكام و فرمانروایان جوامع مورد اشغال را از نیروهاى
زبده و مورد نظر خود انتخاب مى كردند. یكى از قربانیان اولیه و اصلى این تجاوز
مستقیم كشور هند
است كه استعمار پیر انگلیس ضمن
تسلط بر تمامى شؤ ونات اجتماعى ، سیاسى این كشور سالها به غارت منابع آن مشغول بود.
تا مدتى زیادى از طریق اشغال مستقیم ، نیازهاى كشورهاى
صنعتى بر آورده مى شد اما پس از قیام ملتها علیه استعمار،
ادامه این روند براى استعمارگران بسیار گران تمام شد و علاوه بر به خطر افتادن
نیروهاى اشغالگر و بالا رفتن هزینه ادامه اشغال ، بحران داخلى نیز مجددا عود كرد و
صنایع و كارخانجات را در ورطه سقوط قرار داد، بازارهاى مصرف یكى پس از دیگرى در
حال سقوط بود و مواد اولیه تامین نمى شد. وجود كارمندان و متخصصان خارجى در
كشورهاى استقلال یافته پذیرفته نمى شد و آنها ناچار به عقب نشینى به كشور خود
بودند كه خود بخود به مساله بیكارى و عدم اشتغال دامن مى زد.
بطور كلى كشورهاى سرمایه دارى در این مرحله نیز با بحران
مهمى مواجه شدند كه باز هم در صدد یافتن راههایى براى انتقال این بحران جدید، به
كشورهاى توسعه نیافته بر آمدند.
ه شیوه استعمار نامرئى :
پس از شكست استعمار شكل مستقیم ، استعمارگران با روش غیر
مستقیم و نامرئى وارد صحنه شدند كه به شیوه هاى پیشرفته ترى آن را به اجرا در
آوردند. در واقع مرحله جدیدى از تهاجم فرهنگى كه زمینه را براى ادامه غارت منابع
كشورهاى عقب افتاده آماده كرد. بدینصورت ، وقتى استعمار خود را ناچار به پایان
دادن تحول كامل در زیر ساخت اجتماعى ، اقتصادى آن جوامع ، جریان استمرار وابستگى
آنها به كشورهاى صنعتى و پیشرفته را تضمین كند.
براى دستیابى به این هدف شوم در زمینه هاى فرهنگى ،
اقتصادى و سیاسى شروع به فعالیت گسترده كرد. در درجه اول فرهنگ مولد و پویاى این
جوامع را به یك فرهنگ غیر متحرك ، مصرفى و مرده تبدیل نمود و به ترتیب نیروهاى
فرهنگى وابسته پرداخته و راه را براى فرار مغزهاى خلاق و مبتكر این جوامع بازگذاشت
تا نتوانند به توانایى هاى داخلى برسند.
از نظر اقتصادى سعى كردند كه تمام صنایع بومى و محلى را
نابود كنند و با تبلیغات فرهنگى ، مصنوعات خود را جایگزین كالاهاى محلى كردند و
اینگونه تلقین كردند كه كالاهاى خارجى بعلت مرغوبیت و با دوام بودن براى جوامع عقب
افتاده مقرون به صرفه تر است .
از طرف دیگر براى تداوم وابستگى اقتصادى این كشورها،
تمامى ریشه هاى اقتصادى آنها را خشكانیده و آنان را به صورت تك
محصولى در آوردند بعنوان مثال كشور گویا
وابسته به محصول شكر
كشور مصر وابسته به محصول پنبه
، كشور ایران
و بسیارى از كشورهاى اسلامى وابسته به محصول نفت
، شدند و در دیگر جنبه هاى اقتصادى هیچگونه توانایى و
تولیدى نداشتند و بطور كامل به استعمارگران محتاج بودند.
از نظر سیاسى نیز اقدام به تربیت روشنفكر نمایان وابسته
در هر جامعه كردند و بجاى حكومت مستقیم بر مردم تحت استعمار، اینبار مهره هاى خود
فروخته استعمارى این مسئولیت را بعهده داشتند و براى اربابان خود فعالیت مى
كردند.مهمترین وظیفه این مهره هاى وابسته ، اغفال مردم و كم كردن حساسیت آنها نسبت
به سرنوشت خودشان بود و در صورت مقاومت ملت ، براحتى با حمایتهاى پشت پرده
استعمارگران ، آنان را به خاك و خون مى كشیدند. با اجراى این ترفندها، استعمار
نامرئى كه كاملترین مرحله استعمار است به اوج خود رسید و نظامهاى چپاولگر براحتى
توانستند به غارت منافع این ملتها و به سلطه خود همچنان ادامه دهند. این بار بجاى
نیروهاى خشن نظامى ، از عناصر مرموز دیپلماسى و فرهنگى و اقتصادى ، تحت لواى
دیپلمات ، كشیش و خبرنگار شركتهاى چند ملیتى بهره جستند كه منافع فراوانى را براى
آنها به دنبال داشت .
و- وابستگى فرهنگى زمینه ساز سایر سلطه ها: دوام و قوام
هر جامعه به فرهنگ آن جامعه است . اگر چنانچه یك ملتى در حفظ اصول و ارزشهاى
فرهنگى خود موفق باشد در سایر زمینه ها نیز موفق خواهد شد.اما ملتى كه در پاسدارى
از فرهنگ خود كوشا نباشد شكى نیست كه این جامعه در مسیر تهاجم فرهنگى دشمنان خود،
علاوه بر پذیرش سلطه فرهنگى بیگانگان ناچار است سلطه هاى سیاسى و اقتصادى و نظامى
آنان را نیز بپذیرد. چون فرهنگ به مثابه موتور محرك ، مایه شكوفایى ذهنهاى خلاق و
مستعد مى باشد و در سایه فرهنگ زنده و مبارز است كه افراد جامعه به رشد و استقلال
سیاسى ، اقتصادى مى رسند. بنابراین رسیدن به خودكفایى اقتصادى ، سیاسى و نظامى ،
زمانى میسر است كه استقلال فرهنگى وجود
داشته باشد.
نظامهاى منحط سرمایه دارى ، پس از سالها تجربه آزمایش به
این نتیجه رسیده اند كه مهمترین مانع توسعه طلبى آنها در كشورهاى جهان سوم قدرت
فرهنگى این ملتهاست و تا زمانى كه علایق مذهبى و فرهنگى جوامع مذكور دست نخورده
باقى بماند، چپاول منافع آنان امر مشكلى خواهد بود. لذا به این فكر افتادند كه قبل
از هر چیز سلطه فرهنگى را كامل كنند.
پس از سلطه فرهنگى است كه احساس حقارت و پوچى و ناتوانى
در ملتها بسیار آسان ایجاد خواهد شد و آنها كم كم به این یقین دروغین
مى رسند كه قدرت انجام هیچ كار عظیم و مهمى را ندارند و
بایستى تا آخر عمرشان تابع و تحت سلطه سیاسى ، اقتصادى بیگانگان باقى بمانند.
پس از ایجاد چنین باورهایى است كه دشمن مى تواند سلطه
اقتصادى ، نظامى خود را نیز تكامل بخشیده و به آسانى مقدرات امور ملتها را در دست
بگیرد. ملتهاى جهان بویژه ملل مسلمان مدتهاست كه در خطر چنین تهاجم و سلطه فرهنگى
قرار گرفته اند.
بنابراین براى جلوگیرى از سلطه فرهنگى و به تبع آن سلطه
اقتصادى دشمن ایجاد حساسیت دو جانبه ضرورى
مى باشد. از یك طرف حساس بودن به فرهنگ خودى كه بایستى به مثابه روح جامعه تلقى
و مورد احترام قرار گیرد كه البته بستگى زیادى به توجه و عملكرد كلیه مسؤ ولان
مملكتى دارد. از طرف دیگر حساسیت شدید به فرهنگ مهاجم غرب باید در تمامى حركات و
سكنات مسؤ ولان نظام و عموم ملت ایجاد شود و همگى خود را در اجراى این حساسیت دو
جانبه مسؤ ول و سهیم بدانند.
در غیر این صورت با بى توجهى و فراموشى فرهنگ و مذهب
خودى و پذیرش تدریجى فرهنگ بیگانه ، تهاجم فرهنگى به شكل خزنده اى پیش آمده و
بالاخره خود را بر تمامى امور فرهنگى ، سیاسى ، اقتصادى جامعه ، مسلط خواهد كرد كه
رهایى مجدد از آن به سادگى حاصل نخواهد شد و نیازمند قربانى دادنهاى بسیار، و نثار
خونهاى فراوان و مجاهدتهاى پیگیرى مى باشد. سه شنبه 4/5/1390 - 20:53
آموزش و تحقيقات
كنفرانس ریو و
عواقب آن
مجمع عمومى سازمان ملل در سال 1989 تصمیم گرفت
. به منظور شناساندن و پیشرفت توسعه پایدار در سال 1992 در شهر ریودوژانیرى برزیل اجلاس
عالى زمین را با نام كنفرانس محیط
زیست و توسعه سازمان ملل برگزار نماید.
آماده سازى شرایط براى برگزارى كنفرانس ریو
دستور كار اجلاس ریو به سرعت تدوین شد. در
اواخر دهه 1980 نگرانیهاى بین المللى از افزایش گازهاى گلخانه اى مانند دى اكسید
كربن ، متان ، اكسیدهاى نیترات سى . اف . سى به شدت در حال
گسترش بود، زیرا این گازها بر تعادل كلى انرژى زمین تاثیر مى گذارند و به گرم
شدن كره زمین و تغییرات آب و هوا دامن مى زنند. در سال 1988 و به منظور ارزیابى و
بررسى خطرات تغییرات آب و هوا، هیاتى بین المللى مركب از دانشمندان ، به نام هیات
بین المللى بررسى تغییرات آب و هوا با همكارى یونپ و سازمان جهانى هواشناسى تشكیل
شد. كشورهاى شركت كننده در دومین كنفرانس جهانى آب و هوا كه در نوامبر 1990 در شهر
ژنو برگزار شد، با استناد به گزارشهاى انتشار یافته هیات فوق در آن سال ، به این
نتیجه رسیدند كه ایجاد كنوانسیونى بین المللى براى مقابله با معضل تغییرات آب و
هوا بسیار حیاتى است . سه ماه پس از آن مذاكرات شروع شد و كشورهاى مذاكره كننده
مصمم شدند كنوانسیون مقدماتى تغییرات آب و هوا را تشكیل دهند و آنرا در كنفرانس
ریو به تصویب رسانند. همچنین نگرانیهاى بین المللى گسترده اى در زمینه نابودى
منابع طبیعى و انقراض نسل بسیارى از گونه هاى گیاهى - جانورى مشاهده مى شد. یونپ
در خلال سالهاى 1988 تا 1990 گروهى از متخصصان امر را گردهم آورد تا این معضل را
بررسى كنند و در ژوئن 1991 مذاكرات براى تشكیل كنوانسیونى در زمینه تنوع گونه هاى
گیاهى - جانورى و به تصویب رساندن آن در كنفرانس ریو آغاز شد. علاوه بر این بسیارى
از كشورهاى صنعتى در صدد ایجاد كنوانسیونى بین المللى در زمینه جنگلدارى استوایى ،
بر آمدند. اما كشورهایى چون مالزى و برزیل كه داراى جنگلهاى استوایى وسیعى هستند،
با این امر مخالفت ورزیدند و ادعا كردند كه چگونگى استفاده از منابع جنگلى حق
طبیعى و قانونى آنهاست ، همان گونه كه كشورهاى صنعتى قرنها پیش چنین حقى را براى
خود متصور بودند. از این رو، كشورهاى غربى به منظور جلب حمایت كشورهاى افریقایى با
بیابانزایى كردند. معضل بیابانزایى گریبان گیر
بسیارى از كشورهاى افریقایى بود و یونپ نیز از اواسط دهه 1970 براى مقابله با آن
تلاش كرده بود. با این حال بسیارى از كشورهاى توسعه یافته در كارایى و ارزش
كنوانسیون خاص در زمینه بیابانزایى تردید داشتند و معضل بیابانزایى را معضل
استفاده ناپایدار از زمین مى دانستند. بدین سبب تلاشهاى انجام گرفته در جهت تشكیل
كنوانسیون جنگلدارى بى نتیجه ماند و تلاشگران به مجموعه اى از اصول جنگلدارى قناعت كردند.
اما مذاكرات به منظور تشكیل كنوانسیون بیابانزایى ادامه یافت . علاوه بر تلاش براى
تشكیل كنوانسیون هاى فوق الذكر، اقدامات بین المللى به منظور دستیابى به توافق بر
سر مفهوم توسعه پایدار و اهداف نهفته در این مفهوم نیز چشمگیر بود. مذاكرات به طور
عمده بر سر ارایه دو سند اصلى براى تصویب در كنفرانس ریو بود. سند اول ، بیانیه
اى از اصول مورد تفاهم بود كه بعدها در كنفرانس ریو به بیانیه ریو تغییر نام داد
و سند دوم ، دستور العمل هاى لازم براى اجراى طرح توسعه پایدار بود كه در كنفرانس
ریو به نام دستور العمل 21 ملقب شد.
كنفرانس ریو از جمله بزرگترین نشست هاى عالى بین المللى
است كه تاكنون برگزار شده است . حدود 150 كشور و در یك مرحله از این كنفرانس
حدود 135 رئیس كشور حضور داشتند. حدود 4500 نفر از نمایندگان دولتها، بیش از 10000
خبرنگار، فیلمبردار، و نمایندگان 1500 سازمان غیر دولتى نیز در این اجلاس حضور به
هم رسانده بودند. سازمانهاى غیر دولتى نیز به موازات كنفرانس ریو و در حاشیه آن
، كنفرانس مشابهى تشكیل دادند و البته از حق شركت در اجلاس رسمى این كنفرانس بى
بهره نبودند. كنفرانس ریو بحث روز محافل شد. بیانیه ریو، دستور العمل 21 و بیانیه اصول
جنگلدارى به تصویب رسید و كنوانسیونهاى تغییرات آب و هوا و تنوع گونه هاى گیاهى -
جانورى به ترتیب توسط 154 و 150 كشور به امضا رسید. كنوانسیون بیابانزایى براى
تصویب رسیدن در كنفرانس ریو به موقع به دبیر خانه كنفرانس نرسید و بعدها در ژوئن
1994 به امضا رسید. با این وجود این كنوانسیون نیز از جمله دستاوردهاى اجلاس عالى
زمین تلقى مى شود. سه شنبه 4/5/1390 - 20:51
آموزش و تحقيقات
از استكهلم تا ریو
در دهه هاى 1970 و 1980 برخى از توفقات بین المللى در
زمینه محیط زیست حاصل و برنامه هایى نیز براى اجراى این توافقات تدوین شد. به
عنوان نمونه كنوانسیون هایى به منظور حفاظت از محیط زیست دریاهاى مدیترانه ، شمال
و بالتیك و دیگر دریاهاى منطقه تشكیل گردید و در شكل دهى تمامى این كنوانسیونها،
برنامه حفاظت از محیط زیست سازمان ملل یونپ نقش رهبرى حیاتى ایفا كرد در سال 1972
كنوانسیون دفع مواد زائد كه در لندن تشكیل شد چارچوبى را براى محدود سازى دفع مواد
زائد سمى مشتمل بر زباله هاى هسته اى به
دریاها ارایه نمود. در سال 1973 كنوانسیون بین المللى مارپل براى جلوگیرى از
آلودگى دریاها توسط كشتى ها تشكیل شد، در این كنوانسیون در سال 1978 به دنبال
اعتراضات روبه رشد عمومى در مورد آلودگى مكرر دریاها توسط نفتكشها استحكام و
اعتبار بیشترى یافت . در سال 1979 كشورهاى اروپایى و امریكاى شمالى با امضاى
توافقنامه آلودگى فرامرزى هوا با دامنه گسترده مصمم شدند تا تولید گازهایى چون دى
اكسید سولفور و دیگر آلاینده هایى كه ایجادگر آلودگى هوا و بارانهاى اسیدى هستند
را محدود سازند. در سال 1985 كنوانسیون وین براى حفاظت از لایه ازون تشكیل شد و دو
سال پس از آن نیز پروتكل مونترال به امضا رسید كه محدودیتهاى گسترده اى را بر
كاربرد كلروفلرو كربنها و دیگر مواد شیمیایى كه مخرب لایه ازون هستند اعمال كرد.
در سال 1971 و به دنبال فشارهاى مداوم سازمان غیر دولتى محافظت از محیط زیست ،
كنوانسیون رامسر براى محافظت از پرندگان آبى كه زیستگاهشان زمینهاى خیس و مرداب تالاب
است تشكیل شد و یك سال پس از آن نیز
كنوانسیون منع تجارت بین المللى در زمینه گونه هاى رو به انقراض تشكیل گردید.
بعدها نیز تعدادى موافقتنامه در زمینه حافظت و نگهدارى گونه هاى
گیاهى و جانورى چون فك و خرس قطبى به امضا رسید علاوه بر
این رژیمهاى مستحكمى چون پیمان قطب جنوب و كنوانسیون كاهش شكار نهنگ كه با اهداف
سود جویانه و اقتصادى وضع شده بودند تغییر ماهیت دادند و در قالب رژیمهاى حافظت از
محیط زیست در آمدند. از این رو امضاء كنندگان دو پیمان فوق توافق كردند كه به صورت
موقت شكار نهنگ و بهره جویى اقتصادى از قطب جنوب را متوقف سازند كه این امر حكایت
گر چرخش قابل توجه این دو پیمان از اهداف اولیه و اولویت بندى شان بود.
كنفرانس استكهلم و پیامدهاى آن
كنفرانس سازمان ملل در زمینه محیط زیست انسانى كه در سال
1972 در شهر استكهلم برگزار شد اولین كنفرانس عمده در زمینه مسایل بین المللى محیط
زیست بود كنفرانس استكهلم توجه جهانیان را به خود معطوف ساخت و بى شك بسیارى از
شركت كنندگان و ناظران كنفرانس از بحث و تبادل نظر در زمینه طیف گسترده اى از
معضلات زیست محیطى مطالب بسیارى آموختند. نتایج كنفرانس فوق عبارت بود از:
بیانه اى مشتمل بر 26 اصل در زمینه محیط زیست و توسعه
دستور العملى متشكل از 109 پیشنهاد در مورد شش مساله كلى اسكان انسانها، اداره
منابع طبیعى ، آلودگى ، جنبه هاى اجتماعى و آموزشى محیط زیست ، رابطه توسعه و محیط
زیست و سازمانهاى بین المللى محیط زیست قطعنامه اى درباره نهادهاى متعدد زیست محیطى و
تمهیدات مالى آنها. در سالهاى پس از این كنفرانس نیز موافقتنامه هاى بین المللى
چند راجع به محیط زیست حاصل شد. پیامدهاى مثبت و ارزنده كنفرانس استكهلم علاوه بر
ایجاد نگرانى و جلب توجه عمومى نسبت به محیط زیست و آموزش دولتها در این زمینه
عمدتا به شرح ذیل مى باشد:
O برخى از اصول به تصویب رسیده بنیان همكاریهاى بین
المللى آینده در زمینه محیط زیست را بسیار مستحكم تر كرد. البته این اصول مقبولیت
جهانى نیافت زیرا در آن هنگام كشورهاى بلوك شرق كنفرانس استكهلم را بنا به
مصلحتهاى سیاسى خویش تحریم كردند، اما با گذر زمان كشورهاى بسیارى بر آن مهر تایید
زدند و این اصول به صورت مبنایى براى اكثر سیاستهاى آتى زیست محیطى در آمدند. به
عنوان نمونه اصل 21 اهمیت خاصى داشت زیرا بر اساس این اصل كشورها حق داشتند خود در
مورد منابع طبیعى خویش و نحوه بهره بردارى از آنها تصمیم بگیرند، اما این موضوع
نیز قید شده بود كه كشورها موظفند به گونه اى عمل نمایند كه آسیبى به محیط زیست
دیگر كشورها و مناطقى كه خارج از قلمرو ملى و كنترل آنهاست وارد نیاید.
جامعه بین المللى باید محدودیتهاى موجود در زمینه
استفاده و سوء استفاده از منابع جهانى مشترك را تبیین كند. منابعى كه با عنوان میراث
مشترك تمامى انسانها چون بستر دریاهاى عمیق شناخته شده اند باید به صورت مشترك اداره شوند و
نگهدارى و استفاده از آنها متضمن منافع تمامى جهانیان باشد. هر گونه اقدامى در جهت
كاهش آلودگى و حفاظت از محیط زیست باید با عنایت به لزوم توسعه اجتماعى و اقتصادى
صورت گیرد. توافقهاى بین المللى باید در برگیرنده شرایط و وظایف ویژه و
متفاوت كشورهاى توسعه یافته و كشورهاى در حال توسعه باشد.
O كنفرانس استكهلم شبكه هاى نظارتى منطقه اى و جهانى را
در زمینه محیط زیست ایجاد كرد. این شبكه كه در بهبود نحوه نظارت بر معظلات زیست
محیطى ، چون آلودگى دریایى و تخریب لایه ازون بسیار موثر بوده و به صورت غیر
مستقیم باعث ترغیب دولتها براى مبارزه با این گونه معضلات شده است .
O این كنفرانس به تشكیل برنامه حفاظت از محیط زیست
سازمان ملل كه به اختصار یونپ نیز خوانده مى شود منجر شد كه موظف بود فعالیتهاى
دیگر نهادهاى سازمان ملل را كه به نوعى با محیط زیست در ارتباط بودند هماهنگ سازد
و توجه به امور زیست محیطى را نیز سرلوحه فعالیتهاى این نهادها قرار دهد. یونپ در
عمل نقش حیاتى در زمینه هاى زیر ایفا كرد:
رشد آگاهى سیاسى از معضلات زیست محیطى
كمك به جمع آورى آراى علمى در زمینه معضلات زیست محیطى و
نحوه مقابله با آنها و برقرارى نوعى اجماع میان این آراء. تسهیل برگزارى مذاكرات به
خصوص در زمینه هاى محافظت از دریاهاى منطقه اى و لایه ازون افزایش توانمندى كشورها براى اداره بهتر محیط
زیست .
نهادینه كردن سیاستهاى بین المللى در زمینه محیط زیست
بدین معنا بود كه حتى در دورانى كه توجه عموم و سیاستمداران نسبت به مسایل زیست
محیطى رنگ مى باخت ، فرایند محافظت از محیط زیست هیچ گاه نیروى محركه خود را از
دست نمى داد و در نهایت اینكه ، این كنفرانس تغییرات سیاسى و نهادى نیز بدنبال
داشت . براى مثال ، بعدها بسیارى از دولتهاى شركت كننده در آن در كابینه هاى خود
جایگاهى را به وزرات محیط زیست اختصاص دادند و نهادهاى ملى را مامور نظارت بر محیط
زیست و تدوین قوانینى در این زمینه ساختند. این كنفرانس گسترش شبكه هاى سازمانهاى
غیر دولتى حفاظت از محیط زیست را نیز نوید داد. همچنین سازمانهاى غیر دولتى كه در
آن هنگام به طور عمده در اروپا و امریكاى شمالى استقرار داشتند گسترش یافته و به
گونه اى نظام مند با مسایل مربوط به توسعه برخورد كردند و رابطه خود را با گروههاى
زیست محیطى كشورهاى در حال توسعه مستحكم ساختند. در طى 20 سال پس از كنفرانس
استكهلم ، سیاستهاى ترسیم شده براى مسایل زیست محیطى گسترش و تكامل یافت . یونپ
نیز به عنوان برگزار كننده و تسریع بخش اجلاس و توافقهاى بین المللى به ایفاى نقش
مى پرداخت . روز به روز دولتها با مجموعه قوانین نهادهاى بین المللى زیست محیطى
بیشترى روبرو مى شدند، قوانینى كه از سوى دبیرخانه هاى بین المللى محیط زیست و
جامعه فراملى متشكل از دانشمندان و كارشناسان این امر وضع مى گشت . در كشورهاى
توسعه یافته و به تدریج در كشورهاى در حال توسعه جنبشها و احزاب سبز تشكیل شد.
همچنین در دهه 1980 توجه به محیط زیست در اتحاد جماهیر
شوروى و دیگر كشورهاى اروپاى شرقى افزایش بسیارى یافت . حتى در این كشورها نیز
جشنهاى زیست محیطى طلایه دار تحولات سیاسى بود و در دولتهاى تشكیل شده پس از
فروپاشى كمونیسم تاثیر زیادى داشت . دسترسى فزاینده گروهها و سازمانهاى غیر دولتى
محیط زیست به اجلاس بین المللى در زمینه محیط زیست به صورت یك هنجار در آمد و این
دسترسى تا حدى بود كه اگر دیپلمات هاى چند نسل پیش حاضر بودند و آنرا نظاره مى
كردند بى شك حیرت زده مى شدند و اكنون جز در امور مربوط به محیط زیست در حوزه هاى
دیگر چنین پدیده اى مشاهده نمى گردد. علاوه بر این ، سازمانهاى غیر دولتى محیط
زیست در بسیارى زمینه ها چنان تخصص و مهارتى از خود نشان دادند كه به خودى خود به
اهرمهاى قدرتمندى در عرصه تعیین سیاستهاى بین المللى محیط زیست بدل گشتند.
نمایندگان شركت كننده از جانب سازمانهاى زیست محیطى چون صلح سبز، صندوق جهانى حیات
وحش یا دوستداران كره زمین در كنفرانس هاى بین المللى محیط زیست به طور عمده از
نمایندگان سایر كشورها به استثناى نمایندگان كشورهاى بسیار بزرگ بیشتر و كار
آزموده تر بودند. این سازمانها به دلیل دسترسى به رسانه هاى گروهى و برخوردارى از
دانش عملى بالا، قادر بودند هر آنچه كه خود مى خواستند در دستور كار اجلاس بین
المللى محیط زیست جاى دهند همچنین سازمانهاى صنعتى كه به نمایندگى از گروهها و
جامعه تجارى و بازرگانى ذینفع در این اجلاس شركت داشتند مستقیما نه فقط از طریق
وارد آوردن فشار به دولتها سعى مى كردند خواست خود را در تدوین آیین نامه ها و
توافقات زیست محیطى بگنجانند.
به هر حال ، هیچ كوششى در رابطه با مساله توسعه كه در
دستور العمل و بیانیه اصول كنفرانس استكهلم عنوان شده بود به عمل نیامد. اكثر
توافقات بین المللى بر آلودگى محیط زیست و حفاظت از آن تاكید داشتند و در محاسبات
مساله توسعه و پیشرفت محلى نداشت همچنین یونپ نیز از قدرت لازم براى هماهنگ سازى
دیگر نهادهاى سازمان ملل با خود برخوردار نبود، نهادهایى كه به طور عمده و به شدت
در فكر منافع خویش اند و از این رو نتوانست در اجلاس سازمان ملل دو موضوع محیط
زیست و توسعه را به موازات هم به پیش برد. این امر موجب برانگیخته شدن نگرانیهاى
بین المللى فزاینده اى ، به خصوص در میان كشورهاى در حال توسعه شد. بدین منظور
سازمان ملل كمیسیونى با عنوان كمیسیون جهانى محیط زیست و توسعه را بنا نهاد كه
ریاست آن به نخست وزیر وقت نروژ گروها رلم برانتلند واگذار شد. گزارش برانتلند
نظریه دستیابى به توسعه پایدار را مطرح ساخت كه سخت مورد استقبال مجامع بین المللى
قرار گرفت . با این حال ، با وجود تبیین پاره اى معضلات و دگرگونیهاى نهادى در این
گزارش ، معنى واقعى و دقیق مفهوم توسعه پایدار به صراحت و روشنى بیان نشده بود.
این گزارش صرف نظر از تمامى كاستى هایش ارزشمند بود و مورد قبول و رضایت كشورها و
سازمانهاى مهم و با نفوذى واقع شد. از این رو، مجمع عمومى سازمان ملل در دسامبر
1989 مصمم شد كه در بیستمین سال پس از اجلاس استكهلم ، در ژوئن 1992 در شهر ریودوژانیروى
برزیل اجلاسى را با نام كنفرانس محیط زیست و توسعه برگزار كند كه هدف از آن بحث و
تبادل نظر بیشتر و جامعتر در زمینه مساله توسعه پایدار بود. سه شنبه 4/5/1390 - 20:50
آموزش و تحقيقات
كنفرانس استكهلم
در واقع برگزارى كنفرانس سازمان ملل در زمینه محیط زیست
بشرى در سال 1972 در استكهلم ، پایتخت سوئد، نتیجه رشد چشمگیر آگاهیى جهانى در
مورد محیط زیست بین المللى در دهه 1960 بود برگزارى این كنفرانس كه نقطه عطفى در
زمینه توسعه سیاستهاى بین المللى درباره محیط زیست بود با هدف ایجاد یك ساختار بین
المللى بریا هماهنگ سازى بیشتر اقدامان بین المللى در زمینه آلودگى محیط زیست و
دیگر معضلات زیست محیطى صورت گرفت . برخى از اصول وضع شده در این كنفرانس و نیز
نهادها و برنامه هاى ایجاد شده در آن اثرات جاویدانى بر جاى نهادند. علاوه بر این
موضوعات مطرح شده در این كنفرانس ، توافقات حاصل از آن سنگ بناى سیاستهاى بین
المللى زیست محیطى ، حداقل تا 20 سال آینده شد. در این كنفرانس اهمیت مسایل بین
المللى محیط زیست به عنوان بخشى از مسایل بین المللى نهادینه شد و این اصل كه
كشورها موظفند با اقدامات جهانى در زمینه اداره بهینه منابع جهانى مشترك و كاهش
آلودگیهاى فرامرزى همكارى نمایند پایه ریزى گردید. كشورهاى در حال توسعه این
اعتراض را داشتند كه به اندازه كشورهاى پیشرفته در آلودگى جهانى و كاهش منابع
خدادادى نقش نداشته اند و از این رو تلاش براى حفظ محیط زیست نباید به تلاش
آنها براى دستیابى به پیشرفتهاى اجتماعى اقتصادى لطمه اى وارد سازد و كشورهاى
توسعه یافته نیز در آن مقطع در برابر این استدلالها سر تسلیم فرود آوردند. از جمله
نكات شایان ذكر كنفرانس استكهلم مى توان به این نكته اشاره كرد كه در این كنفرانس
براى نخستین بار رابطه كلى میان محیط زیست و توسعه به صورت رسمى در قالب روابط
كشورهاى شمال پیشرفته و كشورهاى جنوب در
حال توسعه یا عقب مانده مطرح گشت . از
خصوصیات دیگر این كنفرانس ، حضور بى سابقه سازمانهاى غیر دولتى محیط زیست به
نمایندگى از بسیارى از كشورها بود كه به منظور نظارت بر تمامى مراحل كنفرانس و
اعمال فشارهاى سیاسى بر كشورهاى شركت كننده و همچنین مهیا ساختن شرایط براى حضور
فعالتر و منسجم تر خویش در اجلاس آتى محیط زیست صورت پذیرفت . سه شنبه 4/5/1390 - 20:50
نوجوان و جوان
قال الله العظیم
فى كتابة
:
والذین هم لفروجهم حافظون
پرورش عفت
یكى از خلقیات پسندیده عالیه انسانى عفت است .
ملكه عفت آدمى را در اعمال تمایلات جنسى تعدیل مى كند و انسان را از پلیدهاى شهوت
مصون نگاه مى دارد. پدران و مادران موظفند
فرزندان خویش را با این سجیه انسانى تربیت كنند و از دروان كودكى این خلق را در
ضمیر آنان پرورش دهند.
غریزه شهوت جنسى یكى از نیرومندترین غرایز
انسان است . ناكامى ها و شكست هایى كه از این راه نصیب بشر مى گردد، تمایلات
سركوفته و خواهش هاى وا پس زده شده این غریزه كه در ضمیر باطن پنهان مى شود مى
تواند در روان آدمى عقده هاى عظیمى به وجود آورد و منشا فسادها و بدبختى ها، خیانت
ها و جنایت ها، قتل ها و غارت ها شده و گاهى باعث بیمارى روحى یا دیوانگى گردد.
موضوع ارضاى غریزه جنسى و كیفیت اعمال تمایلات
مربوط به آن ، یكى از مسائل مهم علمى و دینى است . دانشمندان بشر در طول قرن هاى
متمادى درباره آن نظریه هاى مختلفى اظهار كرده و بعضى در عقاید خود به راه افراط
یا تفریط گراییده اند. ملل و اقوام جهان در گذشته و حال درباره اعمال غریزه شهوت
جنسى و ارضاى آن ، روش ها و عادات گوناگونى داشته و دارند. در جهان متمدن امروز
موضوع تمایل جنسى رنگ تازه ترى به خود گرفته ارزش علمى بیشترى پیدا كرده است .
فضلاى بشر آن را از مسائل علوم حیاتى و اجتماعى و روانى و روان پزشكى و تعلیم و
تربیت شناخته و مورد توجه و بررسى دقیق قرار داده اند. آیین مقدّس اسلام درباره
این غریزه نیرومند و كیفیت اعمال آن تعالیم وسیع و دامنه دارى به پیروان خود
آموخته و آنان را به راه سالم و اندازه گیرى صحیح رهبرى فرموده است .
بحث جامع و كامل درباره این موضوع وقت بسیار و
سخنرانى هاى متعددى لازم است . چون این فصل از نظر دینى و علمى در تربیت كودك مورد
كمال توجه است ، سخنرانى امروز را به آن اختصاص مى دهم و به طور مختصر و فشرده مطالبى
را به عرض مى رسانم .
تعدیل غرایز
كلیه دانشمندان جهان و تمام ملل و اقوام عالم
به این اصل عقیده دارند كه در زندگانى اجتماعى بشر لازم است تمام غرایز تعدیل شود
و خواهش هاى نفسانى انسان به طور محدود و با اندازه گیرى صحیح اعمال گردد.
آزادى مطلق
در مواقع بسیارى بین خواهش هاى نفسانى و مصلحت
هاى اجتماعى تضاد غیر قابل اجتنابى وجود دارد. براى بقاى تمدن و حفظ نظم اجتماع ،
راهى جز چشم پوشى از خواهش هاى ناروا نیست . بشر مجبور است براى ارضاى تمایلات
نفسانى خود در زندگى اجتماعى از آزادى مطلق و بدون قید و شرط صرف نظر نماید و به
خواسته هاى خویشتن در حدود مصالح اجتماعى جامع عمل بپوشاند.
«بسیارى از افراد بدان جهت كه تمدن جلو تحریك هاى غریزى ایشان را مى
گیرد با آن در حال معارضه هستند. در خصوص اصل این جلوگیرى باید متوجه بود كه
اعتراض افراد به هیچ وجه وارد نیست ، زیرا مى توان گفت كه از نظر فنى براى نیل
تمدن ، به مقاصد خود، جلوگیرى از غرایز كمال لزوم را دارد.
جست و جوى امنیت و آرامشى كه معلول تمدن است ،
بدون انصراف از آزادى طبیعى ، یك نوع توقع خود پسندانه به شمار مى رود و بشر براى
امكان زندگى در جامعه ، باید از آن آزادى طبیعى كه از لحاظ نظرى قبل از تشكیل تمدن
وجود داشته است صرف نظر نماید.
در حقیقت این اشتیاق به آزادى از آن رو است كه
هر كس مى خواهد به یك طریق نهانى امیال خود را بدون توجه به خواسته هاى دیگران و
با استفاده از كار اجتماعى ارضا كند.
اشتیاق به باز گشت به وضع طبیعى براى دسترسى
به ارضاى آزادانه غرایز یك اشتباه است ، ولى انتظار زندگى در جامعه متمدن و داشتن
آزادى كامل یك دورویى خود پسندانه است و به سلب آزادى دیگران منجر خواهد شد»
در تمدن اسلام نیز مردم در ارضاى غرایز و
اعمال خواهش هاى نفسانى خود مانند تمدن هاى مادى محدودند، با این تفاوت كه هدف
دنیاى مادى تنها تامین آسایش زندگى است و در آن جا سلب آزادى از اعمال غرایز در
حدود مصالح مادى و نظم و انضباط اجتماع است ، ولى تمدن اسلام دو هدف دارد: یكى نظم
زندگى مادى ، و دیگرى نیل به كمالات روحانى و صفات عالیه انسانى .
تزكیه نفس
وصول به مقام شامخ انسانیت تنها با نظم زندگى
مادى میسر نیست . كسى كه مى خواهد به این هدف بزرگ نایل شود باید به تزكیه و تطهیر
نفس خود بپردازد، پلیدى ها و ناپاكى ها را از دل بزداید و در پرتو ایمان خداوند و
فراگرفتن سجایاى اخلاقى خویشتن را انسان واقعى بسازد. همان طور كه برقرارى نظم
اجتماعى و حفظ حقوق دیگران مستلزم محدود كردن غرایز است ، هم چنین نیل به كمالات
انسانى و وصول به سجایاى اخلاقى نیز با محدود كردن هواى نفس و اجتناب از خواهش هاى
ناروا میسر خواهد بود.
تعالیم دینى و تمدن
تضادى كه در بعضى از موارد بین تعالیم دینى و
تمدن جدید مشاهده مى شود از این تفاوت هدف سرچشمه مى گیرد. در تعالیم مذهبى هر
عملى كه مخالف مصلحت اجتماع یا منافى با سعادت فرد باشد ممنوع شناخته شده است . به
عبارت دیگر هیچ انسانى حق ندارد عملى را مرتكب شود كه مضر به صلاح اجتماع یا مخالف
سعادت فردى خود او باشد، ولى در دنیاى متمدن هر فردى خویشتن را در كارهاى كه منافى
با نظم اجتماع و باعث تجاوز به حقوق دیگران نباشد آزاد مى داند، اگر چه آن كار مضر
به سعادت خود او باشد. مشروب مى خورد، قمار مى زند، زنا مى دهد، زنا مى كند،
خودكشى مى نماید و هیچ مقامى از او مواخذه نمى كند. این آزادى بى مورد، بدبختى
هایى در جهان غرب به وجود آورده است .
دكتر كارل مى گوید:
«همه كس در پى زندگى بر وفق تفنن خویشتن است . این میل در انسان فطرى
است ، ولى در ملل دموكراتیك این تمایل بى تناسب شدت یافته و به حد زیان بخش رسیده
است . فلسفه قرون روشنایى بودند كه در اروپا و آمریكا نهال چنین آزادى بى بند و بارى
را كشتند و به نام منطق ، سنن و اصول آن را به مسخره گرفتند و هر نوع الزامى را نامعقول
و نكوهیده تلقى كردند و از این جا مرحله آخرین نبرد بر علیه اصولى كه نیاكان ما در
زندگى از آن پیروى مى كردند و مقرراتى كه بشریت در طول هزاران سال به تجربه آموخته
و به مدد اخلاق مذهبى پایبند آن بود آغاز گردید»
آزادى هاى مضر
«آن آزادى كه مورد استفاده اكثریت مردم است نه اقتصادى و نه فكرى و نه
اخلاقى است
. كسانى كه آه در بساط ندارند فقط از این آزادى
برخوردارند كه از كلبه اى به كلبه دیگر و از یك پیاله فروشى به پیاله فروشى دیگر
بروند و مطالب سراپا دروغ مجلات را بخواند و به تبلیغات ضد و نقیض رادیوها گوش
كنند»
موضوع ارضاى غریزه جنسى یكى از مواردى است كه
در جهان غرب ، به مردم بیش از اندازه مصلحت آزادى داده شده است . بسیارى از دختران
و پسران آن كشورها در اثر آزادى بى حساب دچار تندروى شده و در راه اعمال غریزه
جنسى به منجلاب پلیدى و فساد اخلاق سقوط كرده اند، و این امر مفاسد بسیارى را براى
ملت و مملكت به بار آورده است .
«یونایتد پرس ، طبق آمارى كه از محتویات كیف هاى دختران مدارس
متوسطه بریتانیا گرفته شده در 80 درصد آن ها قرص هاى ضد آبستنى پیدا شده است . و
درهه ضمن نامه اى كه در این باره به روزنامه تایمز لندن نوشته ، خاطرنشان كرده است
كه آمار به دست آمده كاملا موثق است . وى نوشته است كه بعضى از دختران از
آموزگاران خود پرسیده اند كه چه نوع قرص ضد آبستنى بهتر است .
ودرهه در پایان نوشته است كه این فاجعه
هولنماك نتیجه آزادى بیش از اندازه اى است كه به دختران جوان انگلیسى داده شده است »
«آسوشیتد پرس . دكتر مولنز مى
گوید از هر پنج دختر انگلیس كه براى ازدواج به كلیسا مى روند یك نفر حامله است .
دكتر مولنز كه در ناحیه جنوبى لندن مشغول طبابت است در مقاله اى مى نویسد: هر سال
در لندن پنجاه هزار سقط جنین جنایى انجام مى گیرد و از هر بیست كودكى كه متولد مى
شود، یكى از آنها نامشروع است . با وجود این كه سال به سال شرایط زندگى بهتر مى
شود، هر سال بر تعداد چنین اطفالى افزوده مى گردد. دكتر مولنز عقیده دارد كه
اطفالى غیر قانونى بیشتر در خانواده هاى مرفه به دنیا مى آیند و دخترانى كه در
خانواده هاى ثروتمند پرورش یافته اند بیشتر به طور غیر قانونى صاحب اولاد مى گردند»
ضرر آزادى بى حساب مردم در اعمال شهوت جنسى منجر به
ویران شدن اساس خانواده و آلوده شدن نسل و انحرافات جنسى و خودكشى هاى ناشى از
شكست هاى عشقى و اختلال مبانى اخلاقى نیست ، بلكه این امر منافى با شرف انسانى و
تمایلات عالیه بشرى است . انسان بزگ تر از این است كه بنده شهوت و مطیع تمایلات
جنسى خود باشد.
بدون تردید غریزه تمایل جنسى مانند سایر غرایز باید ارضا
شود و هر انسانى به حكم قانون اجتناب ناپذیر خلقت موظف است این خواهش هاى طبیعى را
اعمال نماید، ولى نكته قابل توجه این است كه شهوت مسخر انسان باشد نه انسان مسخر شهوت . سه شنبه 4/5/1390 - 20:49
مهدویت
بشارتهای مكرر و آشكار و پنهان ولی امر مسملین مبنی بر نزدیكی نابودی ظالمان و ستمكاران و پیروزی نهایی حق بر باطل طی سالیان گذشته آن قدر امیدآفرین و قابل توجه است كه مرور تنها بخشی از آنها می تواند به خوبی پرده از افق دید درخشان و نورانی معظم له در این عرصه بردارد ، هرچند به دلیل حساس بودن این عرصه و جایگاه ولایت و گوشهای نامحرم دشمنان كه مترصدند تا حقایق را از زبان رهبر جبهه حق بشنوند ، مجال آن باقی نمی گذارد تا مطالب صریحتر و آشكارتر بیان شود ، اما با این وجود انوار درخشان بشارت در كلام نائب امام زمان(عج) آن قدر متلالو و نافذ است كه هر دل بیداری را با اولین نگاه مجذوب خود می كند.
ما به زمان ظهور امام زمان ارواحنافداه، این محبوب حقیقى انسانها نزدیك شده ایم؛ زیرا معرفتها پیشرفت كرده است
مرداد 1378- نیمه شعبان
امروز شما به اوضاع دنیا نگاه كنید، همان چیزى كه در روایاتِ مربوط به ظهور ولى عصر (ارواحنا فداه) وجود دارد، امروز در دنیا حاكم است؛ پر شدن دنیا از ظلم و جور. امروز دنیا از ظلم و جور پر است. در روایت و ادعیهى گوناگون و زیارات مختلف مربوط به ولىعصر (ارواحنا فداه) دارد كه «یملأ اللَّه به الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا»؛ همچنانیكه یك روزى همهى عالم از ظلم و جور پر بوده است - در روزگارانى ظلم و جور، وضع حاكم بر بشر بوده است - همانطور خداى متعال در زمان او عدل و داد را وضع حاكم بر بشریت قرار خواهد داد..... تشكیل نظام جمهورى اسلامى یكى از مقدمات این حركت عظیم تاریخى است.
سخنرانی به مناسبت نیمه ی شعبان- 27 مرداد 87
امروز دنیاى اسلام افق روشنى در مقابل خود مشاهده میكند. دشمنان بزرگ و مستكبران گردنكلفت عالم كه همهى دنیا در اختیار آنها هست،بی امروز در مقابل خیزش امتهاى مسلمان و احساس ناتوانى میكنند؛ راه بر روى آنها بسته است و این نشان دهندهى وعدهى الهى است كه فرمود: «و لینصرنّ اللَّه من ینصره انّ اللَّه لقوىّ عزیز».(1) و فرمود: «و نرید ان نمنّ على الّذین استضعفوا فى الأرض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین».(2) اینها وعدهى الهى است. و فرمود: «و اللَّه غالب على أمره».(3) این وعدههاى الهى به بركت بیدارى و حركت مسلمانها بتدریج خود را نشان میدهد.
(10/7/1387)عید فطر
من با اطمینان کامل میگویم که تحقق کامل وعده الهی یعنی پیروزی حق بر باطل و تمدن نوین اسلامی در راه است. نشانهی این وعدهی تخلف ناپذیر در اولین و مهمترین مرحله، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و بنای بلند آوزهی نظام اسلامی بود كه ایران را به پایگاه مستحكمی برای اندیشهی حاكمیت و تمدن اسلامی تبدیل كرد.
(پیام حج1387)
ما به زمان ظهور امام زمان ارواحنافداه، این محبوب حقیقى انسانها نزدیك شدهایم؛ زیرا معرفتها پیشرفت كرده است.
امروز ذهنیت بشر، آماده آن است كه بفهمد، بداند و یقین كند كه انسان والایى خواهد آمد و بشریت را از زیربارهاى ظلم و ستم نجات خواهد داد؛ همان چیزى كه همه پیغمبران براى آن تلاش كردهاند، همان چیزى كه پیغمبر اسلام در آیه قرآن، وعده آنرا به مردم داده است: «و یضع عنهم اصرهم والاغلال التى كانت علیهم»
بیانات مقام معظم رهبرى در جشن بزرگ منتظران ظهور همزمان با هفته بسیج و روز ولادت حضرت مهدى(عج)
1378/9/3
شعارهایى كه امام زمان علیهالصّلاة والسّلام وعجّلاللَّه تعالى فرجه بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد كرد، امروز شعارهاى مردم ماست؛ شعارهاى یك كشور و یك دولت است. این خودش یك گام بسیار بلندى به سوى اهداف امام زمان است. روزى شعار توحید، شعار معنویت و شعار دیندارى، در دنیا منسوخ شده بود؛ سعى كرده بودند به طور كلّى آن را به دست فراموشى بسپارند؛ اما امروز در این منطقه عالم، این شعارها، شعارهاى رسمى حكومت است؛ شعارهاى رسمى اداره كشور و آحاد ملت است؛ علاوه بر این، این شعارها آرزوى ملتهاى مسلمان در بسیارى از كشورهاى دنیاست؛ و این شعارها یك روز تحقّق پیدا خواهد كرد.
این زمینهها وقتى آماده شد؛ آن وقت كه معلوم شد در مقابل قدرت مادّى مستكبران عالم، زمینه این وجود دارد كه آحاد بشر بتوانند بر روى حرف حق خود بایستند، آن روز، روز ظهور امام زمان است؛ آن روز، روزى است كه منجى عالم بشریت به فضل پروردگار ظهور كند و پیام او همه دلهاى مستعد را كه در همه جاى جهان هستند، به خود جذب كند و آن وقت دیگر قدرتهاى ستمگر، قدرتهاى زورگو، قدرتهاى متّكى به زر و زور نتوانند حقیقت را - آنچنانى كه قبل از آن همیشه كردهاند - با فشار زر و زور خود به عقب بنشانند یا مكتوم نگهدارند.
شما مردم عزیز - بخصوص شما جوانان - هرچه كه در صلاح خود، در معرفت و اخلاق و رفتار و كسب صلاحیتها در وجود خودتان بیشتر تلاش كنید، این آینده را نزدیكتر خواهید كرد. اینها دست خود ماست. اگر ما خودمان را به صلاح نزدیك كنیم، آن روز نزدیك خواهد شد؛ همچنان كه شهداى ما با فدا كردن جانِ خودشان آن روز را نزدیك كردند. نسلى كه براى انقلاب آن فداكاریها را كردند، با فداكاریهاى خودشان آن آینده را نزدیكتر كردند. هرچه ما كار خیر و اصلاح درونى و تلاش براى اصلاح جامعه انجام دهیم، آن عاقبت را دائماً نزدیكتر مىكنیم.
بیانات مقام معظم رهبرى در سالروز میلاد خجسته امام زمان (عج
22/8/1379
جبهه باطل در حال شکست و عقب نشینی است . پیشروی تدریجی جبهه حق نسبت به گذشته بسیار قابل توجه است و سرانجام با ظهور امام زمان(عج) ، غلبه حق به صورت مطلق تحقق خواهد یافت .
5 آذر 1379
علما و روشنفکران و سیاستمداران دنیای اسلام درس وحدت و یکپارچگی را برای ملتهای خود تکرار کنند و جوانان بالنده این نسل را برای رویارویی با حوادث بزرگ و به دوش کشیدن بار امانتی سنگین و شالوده ریزی امت متحد و یکپارچه اسلام آماده سازند.
قسمتی از پیام مقام معظم رهبری(مدظله) به مراسم حج سال 80
1/12/1380
در مقابل مستکبران عالم زمینه این وجود دارد که توده های مردم بر روی حرف حق خودشان بایستند ودر صورت تحقق این زمینه ظهور امام زمان(عج) خواهد بود.
سال 80
جهان استکبار مغلوب دنیای اسلام شده است.
سال 86
دنیا امروز حقیقتاً پر از ظلم و جور شده و تشنه عدالت مهدوی است.
نیمه شعبان 87
نسل کنونی فلسطین شکست قطعی اسرائیل را خواهد دید.
عید فطر 87
اكنون به بركت بیداری امت اسلامی، افق آینده برای مسلمانان بیش از هر زمان دیگرتابناك تر است، و دشمنان اسلام و دنیاطلبان به ضعف و شكست خود اذعان می كنند.
10/7/87
در مقابل قدرت مادی مستکبران عالم ، زمینه این وجود دارد که آحاد بشر بتوانند بر روی حرف حق خود بایستند ، چنین روزی روز ظهور امام زمان(عج) است . آن روز ، روزی است که منجی عالم بشریت ظهور کند و پیام او همه دلهای مستعد را که در همه جای جهان هستند به خود جذب کند.
نیمه شعبان سال امیرالمومنین(ع)
امروز شما به اوضاع دنیا نگاه كنید، همان چیزى كه در روایاتِ مربوط به ظهور ولى عصر (ارواحنا فداه) وجود دارد، امروز در دنیا حاكم است؛ پر شدن دنیا از ظلم و جور. امروز دنیا از ظلم و جور پر است. در روایت و ادعیهى گوناگون و زیارات مختلف مربوط به ولىعصر (ارواحنا فداه) دارد كه «یملأ اللَّه به الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا»؛ همچنانیكه یك روزى همهى عالم از ظلم و جور پر بوده است - در روزگارانى ظلم و جور، وضع حاكم بر بشر بوده است - همانطور خداى متعال در زمان او عدل و داد را وضع حاكم بر بشریت قرار خواهد داد. امروز همین است؛ امروز ظلم و جور حاكم بر بشریت است. زندگى بشرِ امروز زندگى مغلوب و مقهورِ دست ظلم و استبداد در همهى دنیاست. در همهجا این جور است. بشریت، امروز بر اثر غلبهى ظلم، غلبهى اغراض و هواهاى نفسانى دچار مشكلات فراوانند. دو میلیارد گرسنه در دنیاى امروز، وجود میلیونها انسانى كه در نظامهاى طاغوتى مغلوب هواى نفس قدرتمندان طاغوتى هستند، حتّى فشار بر مؤمنین و مجاهدین فى سبیل اللَّه و مبارزان راه حق و ملتى مثل ملت ایران كه توانسته است در یك مجموعهى محدودى، در یك فضاى معینى، پرچم عدل و داد را بلند بكند و فشار بر مجاهدان فى سبیل اللَّه، همه نشانهى سیطرهى ظلم و جور بر دنیاست. این، انتظار فرج را با وضعیت كنونى زندگى انسان در دورههاى مختلف معنا میكند.
امروز ما انتظار فرج داریم. یعنى منتظریم كه دست قدرتمند عدالتگسترى بیاید و این غلبهى ظلم و جور را كه همهى بشریت را تقریباً مقهور خود كرده است، بشكند و این فضاى ظلم و جور را دگرگون كند و نسیم عدل را بر زندگى انسانها بوزاند، تا انسانها احساس عدالت كنند.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمهی شعبان
27/5/1387
قرائن فراوان نشان میدهد دست قدرت الهی پشتیبان این ملت است و خداوند با فضل و عنایت خود و دعای مستجاب حضرت ولی عصر عج این ملت را به هدفهای بلند خوهد رسانید و دشمن را در مقابل این ملت بزرگ ذلیل و خاکسار خوهد کرد.
88/11/6
شكى نیست كه بر اساس حقایقى كه خداى متعال تقدیر كرده است، خاورمیانهى جدید شكل خواهد گرفت. این خاورمیانه، خاورمیانهى اسلام خواهد بود؛
8/12/88
پیام نظام اسلامی همان ارزشها،انسانیت و نجات ملتها از چنگ قدرتهای سلطه طلب است و ملتهای جهان اکنون تشنه چنین پیامی هستند.
89/3/3
6- نیت الهی بر این جاری شده که ستمگران در اواخر دوران ننگ آلود خود، به دست خویش سرنوشت محتوم فنا و زوال خود را نزدیکتر کنند.
89/3/11
امروز جهان اسلام بلکه سرتاسر جهان ،شاهد تحولات بزرگی است که خبر میدهد از تغییر معادلات جهانی.
89/3/14
شرایط کنونی در عرصه بین المللی و تحولات در حال وقوع،و بویژه منطقه خاورمیانه،نشان یک تحول و تغییرات بزرگ در منطقه و سطح دنیاست.
89/3/18
ما امروز در یک برهه حساس به سر میبریم،برداشت خود من اینست که مراکز استکباری جهانی در مقابله با حرکت اسلامی(ایران)آخ رین تلاشهای خودشان را میکنند،در بسیاری از عرصه ها،تلاشها و تدابیرشان به بن بست خورده و کار از دستشان در رفته است و کمر بندی که به دور مسائل جهان کشیده بودند پاره شده و از دستشان در رفته است.
89/4/2
انشاءالله جوانهای ما آن روزی را خواهند دید که دشمنان گردن کلفت زورگوی بین المللی و جهانی احساس کنند که دیگر به ملت ایران نمیتوان زور گفت،خداوند به ملت عزیزمان و مسئولین دلسوز و خدمتگزارمان کمک کند تا با تلاش مخلصانه ی خود،این هدف را هرچه نزدیکتر کنند و با اعمال خود انشاءالله زمان آن را هرچه زودتر فراهم بیاورند.
89/4/5
ما از نظر سیاسی دوران استثنایی را میگذرانیم،ما دوران حرکت از یک گذرگاه دشوار را داریم میگذرانیم،البته ملت ما از این گذرگاه خواهد گذشت و به نقطه امن و امان و سلامت خواهد رسید.اما الان در حال یک حرکت عظیمیم.
89/4/13
باطل یعنی آن چیزی که بر خلاف سنت الهی در آفرینش است،این از بین رفتنی است.این زائل شدنی است .و نشانه های این زوال را هم امروز انسان مشاهده میکند،انسان به وضع بین المللی که نگاه میکند نشانه های این زوال را میبیند.
19-4-89
وضع دنیا عوض شده است،ملتها بیدار شده اند،ملتها و حکومتهای مسلمان،اهمیت و عظمت اسلام و عظمت این تکیه گاه مورد اعتماد و قابل اطمینان را دارند درک میکنند.بیداری اسلامی موجب شده است که آمریکا و قدرتهای بعد از او دیگر آن توانایی گذشته را نداشته باشند، ملتهای مسلمان باید راه توحید را مغتنم بشمرند و وعده ه الهی را صادق بدانند تا امت اسلامی انشاءا... بتواند قدرت،عزت و آبروی از دست رفته خود را باز یابد.
19-4-89
امروز جبههى مخاصم با جمهورى اسلامى ایران را نگاه كنید؛ یك جبههى عریض و طویل است؛ همهى شیاطین و اشرار عالم در این جبهه جمعند؛ از صهیونیستها تا آمریكائىها، تا خبیثترین دولتهاى غربى، تا وابستهترین و حقیرترین دولتهاى غیرغربى -همه توى این جبهه هستند؛ خیال نكنید كارى هست كه دشمنان ما میتوانند علیه جمهورى اسلامى انجام بدهند و انجام نمیدهند؛ نه، هر كار توانستند، تا حالا كردهاند؛ هر كارى هم كه بتوانند، میكنند. هر كار نمیكنند، به خاطر این است كه نمیتوانند. اما ملت ایران، با قدرت، با عزت و با سربلندى، در مقابل همهى اینها ایستاده است.
89/4/24
....(یکی از زمینه ها ی ظهور اینست که جریان حق باطل در طی مسیر و هدفی که دارند به نقطه اوج رسیده و صریح و آشکارا در مقابل هم صف آرایی می کنند...)
گر بخواهیم قضایاى كنونى كشورمان را تحلیل درست بكنیم و در تحلیل، به خطا دچار نشویم، باید از اینجا شروع كنیم كه یك جبههبندى قدیمىاى بین ایران اسلامى و بین یك مجمو عه ای وجود دارد ،از عمر این معارضه و منازعه و جبههبندى، سى و یكى دو سال میگذرد؛امروز در این جبههبندى، دو پدیده به چشم میخورد: یك پدیده این است كه طرف مقابل ما، جبههى مقابل ما نسبت به قبل دچار ضعف است؛ یعنى حركت جبههى مقابل، حركت به سمت نزول بوده است؛ ضعیف شده است. پدیدهى دوم این است كه جبههى ما به سمت قوّت است؛ یعنى حركت ما حركت رو به تقویت بوده. این دو پدیده، دو پدیدهى قابل استدلال است؛ یعنى حرفِ شعارى نیست، متكى به واقعیات است.(الا ان نصرالله قریب)
89/5/27
میخواهم به شما عرض كنم كه ما داریم جلو میرویم، داریم پیشرفت میكنیم.دشمنان ما منحنىشان به طرف ضعف است، منحنى ما به طرف قوّت است.نظام طاغوتى، نظام سرمایهدارىِ متجاوز و ظالم در دنیا - كه مظهرش رژیم ایالات متحدهى آمریكاست - امروز از ده سال پیش و از بیست سال پیش، بسیار ضعیفتر است.در نقطهى مقابل، تفكر اسلامى و نظام جمهورى اسلامى، امروز از ده سال پیش، از بیست سال پیش، بسیار قوىتر و بسیار پیشرفتهتر و بسیار آمادهتر است.جوانهاى ما امروز از ده سال پیش خیلى بهترند، خودتان را براى امتحانهاى دشوار آماده كنید.(انا فتحنالک فتحا مبینا)
89/6/1
عزیزان من!كشور شما و ملت شما در یك پیچ خطرناك تاریخى در حال حركت است.سى سال است ما داریم این پیچ را طى میكنیم.به نقاط خطرناك، خطرخیز رسیدیم، از آن عبور كردیم؛ لكن تمام نشده.این نقطهى حساس تاریخى فقط مربوط به تاریخ ایران نیست، مربوط به تاریخ امت اسلامى است.ما در این پیچ عظیم تاریخى داریم با احتیاط، با تدبیر، با حواس جمع و با نیروى زیاد جلو میرویم.؛ همهى كسانى كه سینه سپر میكنند و پیشكردههاى جبههى جهانىِ استكبارند كه در مقابل ایران اسلامى قرار میگیرند، به همین سرنوشت دچار خواهند شد.این، تجربه است و در آینده هم همین جور خواهد بود.امام زنده خواهد ماند، انقلاب زنده خواهد ماند، شما زنده خواهید ماند؛ دشمنان شما منكوب و نكبتزده از سر راه خواهند رفت.این حركت باید به قلههاى عالى اهداف انقلاب برسد و به فضل پروردگار و به حول و قوهى الهى خواهد رسید.
89/06/31
ما علم را برای دستیابی به اقتدار حقیقی و برافراشتن پرچم عدالت و انسانیت در جهان دنبال می كنیم تا بتوانیم ضمن حمایت از مظلوم، در مقابل ظلم و جور ستمگران و سلطه جویان ایستادگی كنیم.
89/07/14
هدف فقط سر و سامان دادن به وضع كشور نیست.دنیاى اسلام، بلكه جامعهى بشریت نیازمند كمك به آنها از سوى اسلام و امت اسلامى است.حركت ملت ایران در همهى عرصهها حركت توقف ناپذیرى است و انشاءاللَّه بر خط درست و صراط مستقیم هدایت الهى و اسلامى و قرآنى پیش خواهد رفت.آیندهى ملت ایران، آیندهى روشنى است؛ و این بر دنیاى اسلام و بر امت اسلامى اثر خواهد گذاشت و انشاءاللَّه ملتهاى مسلمان را روزبهروز بیدارتر خواهد كرد.امیدواریم خداوند متعال فرج ولىعصر (ارواحنا فداه)را نزدیك بفرماید؛ و ما را از یاران آن بزرگوار در حضورش و در غیبتش قرار بدهد.
89/8/2
امروز سرنوشت اسلام در این سرزمین، وابسته و گره خوردهى به سرنوشت نظام اسلامى است.نظام زنده است، نظام سرپاست، نظام قوى است و با اطمینان كامل عرض میكنم نظام بر همهى چالشهائى كه در مقابلش قرار دارد، فائق و پیروز خواهد شد.
89/07/29 (قم)
حقاً و انصافاً امروز نیروهاى مسلح ما و ارتش جمهورى اسلامى ایران در یك طراز بسیار مطلوبى قرار دارد. هدف ، یك هدف الهى و انسانى است،این است كه یك ارتش را، یك مجموعهى نیروهاى مسلح را، یك ملت را آنچنان مقاوم و استوار میكند كه قدرتهاى مادى قادر نیستند آن را به زانو در بیاورند و نصرت نهائى و پیروزى نهائى با اوست.خداى متعال به شما وعده داده است كه اگر دین او را و راه او را و هدفهاى الهى را یارى كنید، شما را یارى خواهد كرد. یارى خدا به معنى یارى تمام نیروهاى موجود در این طبیعت است؛ همه به كمك شما خواهند آمد؛ نیروهاى ماوراء طبیعى هم به كمك شما خواهند آمد؛ یارى خواهید شد، پیش خواهید رفت؛ همچنان كه امروز پیش رفتید.
89/8/19
گسترش موج بیداری اسلامی در دنیای امروز حقیقتی است که فردای نیکی را به امت اسلامی نوید میدهد. از سه دهه پیش که با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی، این خیزش پرقدرت آغاز شد، امت بزرگ ما بیوقفه پیش رفته، موانعی را از سر راه برداشته و سنگرهایی را فتح کرده است.ا مروز ملت فلسطین، قهرمان مقاومت است، ملت لبنان به تنهایی شکنندهی هیبت پوشالی رژیم صهیونیستی و فاتح جنگ 33روزه است و ملت ایران پرچمدار و خط شکن حرکت به سمت قلهها است.امروز جبههی ضداسلام که دو قرن بر ملتها و دولتهای اسلامی تحکمی ظالمانه میکرد و منابع آنان را به یغما میبرد، شاهد زوال نفوذ خود و ایستادگی دلیرانهی ملتهای مسلمان در برابر خود است و در نقطه مقابل، حرکت بیداری اسلامی در حال پیشروی و عمق یابی روزافزون است .این اوضاع امیدبخش و حامل بشارت، باید ما ملتهای مسلمان را از سویی مطمئنتر از همیشه، به سوی آیندهی مطلوب به پیش براند و از سوی دیگر با درسها و عبرتهای خود،هشیارتر از همیشه نگهدارد. قرآن کریم ، رسا و زنده، ما را مخاطب میسازد: «کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ)). امت اسلامی در این خطاب عزتمند، پدید آمده برای بشریت است. هدف از پیدایش این امت ، نجات بشر و خیر بشر است.هیچ معروفی برتر از نجات ملتها از چنگال قدرت اهریمنی استکبار و هیچ منکری زشتتر از وابستگی و خدمت به مستکبران نیست.
24/8/89( پیام به حجاج)
براى مؤمنانى كه میخواهند راه حقیقت را، راه تعالى را، راه عروج به مدارج عالیه را طى كنند. بدون گذشت، امكان ندارد. من و شما كه امتحان میشویم، معنایش این است كه اگر توانستیم از این شدت و از این محنت عبور كنیم، یك وضع جدیدى، حیات جدیدى، مرحلهى جدیدى را به دست مىآوریم. در این خصوص، یك ملت و یك شخص تفاوتى نمیكند.در سال گذشته ملت ایران از یك امتحان عبور كرد، از یك فتنه عبور كرد. معناىآن این است كه با این حركت، با این قدرت بر عبور از فتنه و محنت، این ملت یك وضع جدیدى پیدا كرد؛ یك توانائى تازهاى در او به وجود آمد. بدانید بدانید حرکت پیشرونده ی ملت ایران ادامه پیدا خواهد كرد و به توفیق الهى و به حول و قوهى الهى، آن دشمنىها هم به هیچ نقطهاى نخواهد رسید و ملت ایران پیروز همهى این ماجراها خواهد بود.
(89/8/26)
ملت ایران كار بزرگى انجام داده است. كار بزرگ این است كه دنیائى را كه یكجا و چهاراسبه به سمت جهنم حركت میكرد و میتاخت، یك نهیب زده است، یك بخشى را جدا كرده است. امروز جمعیتهاى عظیمى از مردم دنیا متوجه حقیقت شدهاند و ملت ایران به عنوان پیشتاز و پیشرو،راه را تغییر داده است و مسیر را عوض كرده است. مسیر جوامع انسانى باید به سمت خدا باشد، باید به سمت حقیقت باشد. ، بدیهى است كه ا هل باطل ساكت نمىنشینند. اینها معارضه میكنند.البته اگر ما ایستادگىمان را ادامه دهیم، این معارضه نهایت روشنى دارد؛ «و لینصرنّ اللَّه من ینصره».(6) خداى متعال بهتحقیق و بدون تردید نصرت را براىكسانى قرار داده است كه به طرف حق حركت میكنند و دعوت میكنند؛ملت ایران به بركت ایستادگى خود، به بركت ایمان خود، روزبهروز قوىتر شده است؛ دشمن هم روزبهروز ضعیفتر شده است.نهایت این مبارزه، پیروزى اسلام و مسلمین است. اما باید توجه داشته باشید كه درگیرى و چالش وجود دارد؛ باید خودتان را آماده نگه دارید، خودتان را بهروز نگه دارید، بصیرتتان را بهروز نگه دارید، اخلاصتان را بهروزنگه دارید.(پروردگارا! فرج ولیّت را، فرج دردانهى عزیز عالم خلقت را روزبهروز نزدیكتر بفرما. پروردگارا! ما را از متمسكین به ولایت او و ولایت اجداد طاهرینش قرار بده.
(عید غدیر1389)
زندگی بشر در دوران ظهور امام عصر (عج) ، نمونه كامل زندگی انسانی است ، بشر با تاریخ چند هزار ساله خود، همچنان در پیچ و خمهای زندگی بسر می برد و در زمان ظهور حضرت حجت، به بزرگ راه پیشرفت حقیقی می رسد كه البته باید به طور مستمر در این زمینه تلاش كرد.اگر توحید، اعتقاد به خدا و التزام به این اعتقاد، به بدنه زندگی بشر بسط داده شود، مشكلات جامعه بشری حل و راه پیشرفت حقیقی گشوده خواهد شد.
(89/09/10)
ما باید مناسبات غلطى را كه موجب عقبماندگى ملتها و از جمله ملت خود ما شده است، عوض كنیم و تغییر دهیم. شعار ما، شعار جهانى است. شعارهاى ما، شعارهاى ناظر به بشریت است؛ شعارهاى ما ناظر به قطع دست مستكبران به طور كامل از كشور ما و ملت ماست؛ملت عزیز ما باید آنچنان حركت كند و آنچنان قلههائى را فتح كند كه دشمنان از دست یافتن بر سرنوشت این ملت بكلى مأیوس شوند. باید دشمن را مأیوس كنید. وقتى دشمن مأیوس شد، یك ملت از شرّ او خلاص خواهد شد.امروز ما باید هوشیار باشیم، باید بیدار باشیم،مسئولین كشور موظفند.جوانها موظفند. قشرهاى مختلف، همه وظیفه دارند. به لطف الهى تكیه كنید. به هدایت الهى مطمئن باشید و بدانید كه خداى متعال سرنوشت خوبى را براى ملت عزیز ما مقدر فرموده است. ما باید تلاش كنیم و انشاءاللَّه خودمان را به آن سرنوشت برسانیم. پروردگاراسلام ما را به امام زمان ما (سلام اللَّه علیه) برسان.
(89/10/08)
اسلام و جمهورى اسلامى یك راه نوئى را به بشریت ارائه كرد؛ نشان داد كه میتواند در مقابل قلدرترین حكومتهاى دنیا مقاومت كند، بایستد،پرچم عدل و انصاف را بلند كند، پرچم انسانیت را بلند كند. هر جائى كه ما توانستیم درست تشخیص بدهیم - یعنى همان بصیرت - و به دنبال آن احساس تكلیف كردیم،و وارد میدان شدیم، غلبه با ما بوده است؛ «فاذا دخلتموه فانّكم غالبون».(1) ملت ایران در میدانهاى گوناگون، كمك الهى را، حمایت الهى را لمس كرده است، حس كرده است؛ در همین فتنهى سال 88 دست قدرت الهى بود؛ مردم بیدار شدند، مردم وارد صحنه شدند و یك حركت عظیم را خنثى كردند.ملت ایران یك راهى را شروع كرده است، در امتحانهاى بسیارى پیروز شده است. امروز ملت ایران در سیاستهاى داخلىِ خودش مقتدر است؛ در سیاست خارجىِ خودش مقتدر است؛ در تأثیرگذارى بر روى منطقه مقتدر است؛ در تأثیرگذارى بر روى مسائل مهم جهانى هم مقتدر است؛ اینها یك واقعیاتى است، یك حقایقى است.این راه، راهى است كه باید بتواند ملت ما را به اسلام نابِ كامل برساند؛حیات طیبهى دنیا و آخرت در اسلامِ كامل است.
(89/10/19)
دههى فجر و بیستودوم بهمنِ امسال یك شور و حال دیگرى دارد؛ زیرا مردم پس از سالها مجاهدتِ خود مشاهده میكنند كه انعكاس صداى آنها، فریاد مظلومانه و قدرتمندانهى آنها امروز در مناطق دیگرى از دنیاى اسلام با قوّت و قدرت شنیده میشود.حوادث امروز شمال آفریقا، كشور مصر، كشور تونس، برخى كشورهاى دیگر، براى ما ملت ایران معناى دیگرى دارد، معناى خاصى دارد؛ این همان چیزى است كه همیشه به عنوان حدوث بیدارى اسلامى، به مناسبت پیروزى انقلاب بزرگ اسلامى ملت ایران گفته میشد؛ امروز خودش را دارد نشان میدهد؛ لذا این دهه مهم است.اكنون در دنیای اسلام حادثهئی بزرگ و باشكوه و سرنوشتساز در حال وقوع است. حادثهئی كه میتواند همهی معادلات استكبار را در این منطقه بسود اسلام و بسود ملتها دگرگون سازد. حادثهئی كه میتواند عزت و كرامت را به ملتهای عرب و امت اسلامی برگرداند و غبار دهها سال رفتار ظالمانه و تحقیر و تذلیلی را كه از سوی آمریكا و غرب بر این ملتهای كهن و ریشهدار وارد آمد، از سر و روی آنها پاك كند.
(89/11/15)
ملت ایران در 32 سال گذشته با استقامت و ایستادگی خود بر اسلام و نظام اسلامی و با پیشرفتهای چشمگیری كه در این چارچوب به دست آورده، الگوی ملتها شده است.امروز روزی است كه ملتها در خاورمیانه و دنیای اسلام بیدار شده اند و زمان پایان دوران سلطه قدرتمندان و افول تدریجی قدرتها فرا رسیده است.اختلاف و تفرقه میان آحاد مردم، میان مسئولان و بخشهای گوناگون نظام، و میان نظام و مردم، اهداف اصلی دشمن برای بر هم زدن انسجام موجود در كشور است كه باید با همه اشكال آن مقابله كرد كه تنها راه مقابله نیز حفظ و تقویت بصیرت، و در نظر گرفتن اهمیت و حساسیت جایگاه كنونی ملت ایران است.باید با بصیرت و پرهیز از اختلافات، جایگاه بسیار تأثیرگذار ملت ایران را حفظ كرد.
(89/11/19)
اگر دنیای اسلام تواناییها و ظرفیتهای بالای خود را بشناسد، شرایط بسیار متفاوت خواهد شد و دنیای اسلام می تواند به عنوان یك قدرت تأثیرگذار در تحولات بین المللی نقش ایفا كند. همه سیاستها و تدبیرهای كشورهای اسلامی باید در جهت اتحاد و افزایش قدرت جهان اسلام باشد، گر به شرایط كنونی منطقه و قدرتهای سلطه گر و مقایسه آن با گذشته، توجه شود، نشانه های كمك الهی كاملاً مشهود است. و این روند با سرعت بیشتری به پیش خواهد رفت.
(89/11/27)
امروز در دنیاى اسلام یك بیدارى حس میشود؛در این سالها ما میگفتیم كه حركت بیدارى اسلامى شروع شده است، جنبش اسلامى شروع شده است. خیلىها به ظاهر قضیه نگاه میكردند، میگفتند خبرى نیست، اینها چه میگویند؛همین قضیهى مصر، قضیهى بسیار مهمى است. آنچه كه من میتوانم به طور قاطع بگویم، این است كه وقتى مردم آمدند توى صحنه، دیگر همهى ابزارهاى خصمانهى قدرتها از كار مىافتد. ما نتیجه و ثمرهى شیرین مقاومت ملت عظیممان را داریم مشاهده میكنیم و آن عبارت است از صلابت چهرهى ایران اسلامى، عزت ایران اسلامى، تأثیرگذارى ایران اسلامى در حوادث گوناگون، در منطقه و حتّى بیرون از این منطقه.شما جوانهاى عزیز قدر خودتان را خیلى بدانید. شما الگوى جوانهاى دنیا شدید.و انشاءاللَّه شما جوانها خواهید دید آن دورانى را كه ایران به بركت اسلام و به بركت قرآن بتواند در اوج و در قلهى عظمت بدرخشد.«یریدون لیطفؤا نور اللَّه بأفواههم و اللَّه متمّ نوره و لو كره الكافرون»؛(1) میخواهند نور را خاموش كنند، اما خدا اراده كرده این نور كامل شود. و كامل خواهد شد.
(89/11/27)
شرایط كنونی دنیای اسلام یك مقطع تاریخی وبسیار حساس است . شناخت صحیح این مقطع حساس، تقویت ایمان دینی مردم، حفظ وحدت، مرعوب نشدن در مقابل هیمنه امریكا و داشتن حُسن ظن به وعده نصرت الهی، زمینه ساز موفقیت و پیروزی حركت كم نظیر میلیونی مردم در دنیای اسلام است.علت اهمیت مقطع تاریخی كنونی، در این است كه اگر به صورت صحیح شناخته و هدایت شود، مشكلات دنیای اسلام را حل خواهد كرد. مشكل اصلی دنیای اسلام، امریكا و ایجاد اختلاف و توطئه میان مسلمانان و طرح موضوع شیعه و سنی از طرف دشمنان است كه باید بر آن فایق آمد و این مشكل را از دنیای اسلام برطرف و امریكا را تضعیف كرد و تنها راه هم، امید به خداوند و داشتن حسن ظن به وعده الهی است.حركت كنونی در دنیای اسلام به پیش خواهد رفت و ما وعده الهی را قبول داریم و مطمین هستیم كه خداوند به انسانهای مؤمن كمك خواهد كرد.
(89/12/1)
ولادت نبى مكرم، سرآغاز یك فجر درخشانى در زندگى بشر بود. با این ولادت، بشارتهاى الهى به چشم مردم آن دوران آمد. كنگرهى كاخهاى پادشاهان ظلم ویران شد، آتشكدهها خاموش شد، مقدسات پوشالى و خرافى، به قدرت الهى درمناطق مختلفى از عالم از میان رفت. امروز دنیا در زیر بار سنگین تحمیلات ناشى از تمدن مادى به ستوه آمده است و دنبال راه نجاتى میگردد. امروز به بركت اسلام ملتها بیدار شدهاند؛ این بیدارى را در سطح دنیاى اسلام انسان میتواند مشاهده كند.این حركتها در درجهى اول، علیه سلطهى استكبار بر این منطقه است. امروز دولت جعلى صهیونیستى در این منطقه مثل یك غدهى سرطانى است كه منطقه را دچار بیمارى و آفت كرده است.ملتها وقتى بیدار شدند، این وضعیت را تحمل نمیكنند. اسلام پیروان خود را اینجور تربیت میكند: «و الّذین معه اشدّاء على الكفّار رحماء بینهم تریهم ركّعا سجّدا یبتغون فضلا من اللَّه و رضوانا سیماهم فى وجوههم من اثر السّجود»؛(2) اینها نشانههاى امت اسلامى است . خداى متعال فرموده است: «و العاقبة للمتّقین».(6) اگر چنانچه این تقوا را ما شیوهى عمل خودمان قرار بدهیم، مسلّم عاقبت و سرانجام كار، متعلق به امت اسلامى خواهد بود و این آینده به امید خدا چندان دور نیست.
(89/12/2)
بیداری اسلامی روز افزون كنونی در منطقه ،حادثه ای فوق العاده عظیی ست که الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران و نتیجه ایستادگی ملت ایران است .تحولات كنونی در منطقه قطعاً در آینده جهان تأثیرگذار خواهد بود، بنابراین باید این تحولات را فعالانه رصد و ابعاد مختلف آن را بررسی دقیق كرد.
(89/12/12)
مسائل منطقه، مسائلى است كه ابعاد آن از متعارف مسائل جارى بكلى بیرون است. آنچه دارد اتفاق مىافتد، خیلى ابعاد عظیمى دارد. حادثه،حادثهى عجیبى است كه دارد اتفاق مىافتد.هنوز هم این حادثه در اول راه است. حالا دشمنان،سوءاستفا دهكنان، فرصتطلبان بینالمللى و مستكبران چه میخواهند و چه خواهند كرد، بحث دیگرى است. آنچه اتفاق افتاده، دو شاخصهى بسیار مهم دارد، كه این دو شاخصه مورد آرزوى همهى مسلمانان صادق و اندیشههاى والا در انقلاب اسلامى، در جمهورى اسلامى و در سایر نقاط عالم بوده است. این دو اتفاق، یكى حضور مردمى است، یكى شعار اسلام. این دو چیز، خیلى مهم است.جز دست قدرت الهى، كسى قادر نیست یك چنین وضعى را به وجود بیاورد.در این حوادث، دست قدرت خداوند محسوس است. آنچه را كه خداى متعال در قرآن وعده داده است، ما داریم اینها را جلوى چشم خودمان، در تجربیات خودمان مشاهده میكنیم.چون دست قدرت الهى هست، بنابراین پیروزى هم در آن قطعى است.
(89/12/19)
حوادثى كه اخیراً در منطقه اتفاق افتاده است - حوادث مصر، تونس، لیبى، بحرین - حوادث بسیار مهمى است. یك تحول بنیانى دارد در این منطقهى اسلامى و عربى انجام میگیرد؛ این نشانهى بیدارى امت اسلام است. آمریكائىها اول در مقابل این حوادث متحیر ماندند،باورشان نمىآمد. آنچه كه براى غرب و براى آمریكا اتفاق افتاد، حقیقتاً غیر قابل تحمل بود و هست.در قضایاى منطقه، موضع نظام جمهورى اسلامى روشن است. موضع ما، دفاع از ملتها و حقوق ملتهاست. ما با ملتهاى مسلمان و ملتهاى مظلوم در هر نقطهى عالم موافقیم؛ با زورگویان و مستكبران و دیكتاتورها و خبیثها و سلطهگران و غارتگران در هر نقطهى دنیا مخالفیم؛ آنچه كه من به طور قاطع عرض میكنم، این است كه به توفیق پروردگار یك حركت جدیدى در این منطقه آغاز شده است. این حركت، حركت ملتهاست؛ حركت امت اسلامى است؛ حركت با شعار اسلام است؛ حركت به سمت اهداف اسلامى است؛ نشاندهندهى بیدارى عمومى ملتهاست. ملت ایران سرافراز است، مفتخر است و خرسند است كه آغازكنندهى این راه بوده است و ایستادگى و استقامت كرده است و طبق وعدهى الهى، این حركت قطعاً و یقیناً به پیروزى خواهد رسید.
(1390/1/1)
انقلاب اسلامی ایران همانند شجره طیبه ای است كه میوه های ایستادگی 32 ساله آن به صورت عزت ملت، سربلندی سیاسی نظام اسلامی، پیشرفتها و نوآوریها در عرصه های مختلف علمی و اقتصادی، و كوتاه نیامدن در مقابل قدرتهای زورگو، تداوم پیدا كرده و اكنون به الگویی برای ملتهای منطقه تبدیل شده است.حركت مباركی كه امروز در منطقه آغاز شده است بخشی از ثمرات ایستادگی، عزم راسخ و شجاعت ملت ایران و به میدان آوردن توان، اراده و نشاط خود به میدان است و در آینده تحولات بیشتری در منطقه در راه خواهد بود.
(1390/1/14)
امروز به بركت اسلام و انقلاب اسلامی، بیداری عمومی اسلامی درمنطقه روی داده است كه قطعاً به نتیجه خواهد رسید، همانگونه كه در برخی نقاط تاكنون به نتیجه رسیده است. هرچه عزم، ایمان و آمادگی مردم برای فداكاری بیشتر شود، احتمال پیروزی هم بیشتر خواهد شد. تمام تلاش قدرتهای استكباری بر این است كه بر تحولات منطقه مسلط شوند اما این بیداری اسلامی تمام شدنی نیست و این حركت رو به جلو، بازگشتی به عقب نخواهد داشت . نهایت و آینده این حركت، به نفع مردم منطقه خواهد بود اما آنان باید كاملاً هوشیار و مراقب باشند زیرا دشمن برای منحرف كردن این حركت، در كمین نشسته است. وجمهوری اسلامی ایران در اعلام نظر حق و صریح خود هیچگاه از اخم قدرتهای پوشالی دنیا نترسیده و نخواهد ترسید و ملاحظه آنها را هم نخواهد كرد.
1390/2/3
ملت ایران و «جمهوری اسلامی»، اكنون، در سلسله قیامهای پرعظمت مردم منطقه، بیش از همیشه مورد توجه و احترام ملتها قرار گرفتهاند و دولت امریكا، منفورترین دولتها در اذهان ملتهای منطقه است. فردای منطقه، به بركت همت و حركت ملتها در راه اسلام، به مراتب از امروز منطقه، بهتر خواهد بود .امروز ناكامی دشمنان و توفیق روزافزون ملت ایران نشانه صدق وعدههای الهی است ،ملت، دولت و مسئولان ایران با یاد خدا و در راه خدا، به تلاش و حركت خود ادامه می دهند و پروردگار كریم نیز، فضل و رحمت خود را، همواره نصیب این ملت خواهد كرد.
1390/2/7
من به شما عرض بكنم؛ فقط این نیست كه در كشورهاى شمال آفریقا و منطقهى غرب آسیا كه امروز ما در آنجا قرار داریم، حركات بیدارىاى به وجود آمده باشد؛ این حركت بیدارى تا قلب اروپا خواهد رفت. آن روزى پیش خواهد آمد كه همین ملتهاى اروپائى علیه سیاستمداران و زمامداران و قدرتمندانى كه آنها را یكسره تسلیم سیاستهاى فرهنگى و اقتصادى آمریكا و صهیونیسم كردند، قیام خواهند كرد. این بیدارى، حتمى است. حركت ملت ایران، امتداد و عمقش اینهاست؛ حركت عظیمى است.خب، اگر بخواهید این حركت با همین شتاب و با همین رفتار تداوم پیدا كند و اثربخش باشد، بایستى خودمان را بسازیم. ما باید »كزبر الحدید« باشیم؛ مثل پارههاى فولاد. ایمانمان را تقویت كنیم؛ بصیرتمان را زیاد كنیم؛ آگاهىمان را بیشتر كنیم؛ دانشمان را روزبهروز پیش ببریم؛ استعدادهائى را كه خداى متعال در درون ما قرار داده، شكوفا كنیم؛ دست اتحاد و وحدتى كه به هم دادیم، محكم نگه داریم، بفشریم؛ اینها لازم است.
1390/2/14
این حركت بیداری كنونی در غرب آسیا و شمال افریقا که امتداد حركت عظیم ملت ایران است ، قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت و این بیداری در اروپا حتمی است و ملتهای اروپا بر ضد سیاستمداران و زمامداران خود كه آنها را تسلیم محض سیاستهای فرهنگی و اقتصادی امریكا و صیهونیستها كرده اند، به پا خواهند خواست.
مطمئن باشید جمهوری اسلامی ایران به بركت همت های بلند، ایمانهای قوی و انسانهای با اخلاص، قله های سعادت و پیشرفت را یكی پس از دیگری فتح خواهد كرد.
1390/2/14
خداى متعال در مقابل این ملت به وعدهى خود وفا كرد. خداى متعال وعده كرده است كه اگر با ایمان، در میدان سعى و مجاهدت قدم بردارید، به شما كمك خواهد كرد و به شما نصرت خواهد داد: «ان ینصركم اللَّه فلا غالب لكم»؛(1) وقتى خدا به شما كمك برساند و شما را نصرت كند، هیچ قدرتى نمیتواند بر شما غلبه كند. این وعدهى الهى است؛ این وعده را ملت ما و جوانان امروز ما در مقابل چشم دارند مىبینند. شما آن نهالهاى مباركى هستید كه این بناى مستحكم در دهههاى آینده، در سالهاى آینده، با آزمونهاى گوناگونى كه با آن مواجه خواهد شد، بر شما متكى و از شما ناشى خواهد شد. خودتان را براى یك چنین رسالت مهم و دشوارى آماده كنید. وقتى مادر حضرت موسى، موسى را به آب مىانداخت، خداوند متعال دو وعده به او داد. فرمود: «انّا رادّوه الیك و جاعلوه من المرسلین»؛(2) او را به تو برمیگردانیم و او را پیامبر مرسل خودمان قرار میدهیم. به فاصلهى كوتاهى بچه به مادر برگشت. خداوند میفرماید: «فرددناه الى امّه كى تقرّ عینها و لا تحزن و لتعلم انّ وعد اللَّه حقّ»؛(3) بچه را به مادر برگرداندیم تا مادر یقین كند كه وعدهى ما وعدهى درستى است. ما دو وعده داده بودیم، این اوّلىاش؛ پس اى مادر موسى! بدان كه وعدهى دومى هم حق است: او پیغمبر مرسلى است كه خواهد آمد و بساط فرعون را به هم خواهد ریخت. خداى متعال بخشى از وعده را نقد در اختیار مادر موسى گذاشت تا به آن وعدهى نسیه یقین كند.
بخشى كه خداى متعال به صورت نقد در اختیار ملت ایران قرار داده، خیلى بیشتر از اینهاست. این دارد نشان میدهد كه بدانید وعدهى الهى كه فرمود: «لیظهره على الدّین كلّه»(4) - خداى متعال این دین را، این رسالت را بر همهى فرآوردههاى فكرى و دینى عالم پیروز خواهد كرد - درست است. خدا دارد این وعدههاى نقد را تحقق میبخشد؛ فقط شرطش این است كه من و شما كه در این راه سربازان پیشروِ این حركت در دوران معاصر بودیم، قدممان را سست نكنیم، حواسمان جاى دیگر نرود. در این حركت عظیم شتابان به سمت جلو، كه خداى متعال هم دارد بشائر پیروزى را پىدرپى در مقابل چشم ما قرار میدهد، باید كسى پا سست نكند.
1390/3/10
امسال سالگرد امام با یك حادثهى مهم دیگر نیز همراه و همزمان است و آن، بیدارى اسلامى است؛ حادثه و حماسهاى كه امام بزرگوار ما انتظار آن را میكشیدند، آرزوى آن را داشتند و از آن خبر هم داده بودند. امام بزرگوار حركت بیدارى ملتهاىمسلمان را پیشبینى میكرد و خداوند متعال تفضل فرمود، این پیشبینى به وقوع پیوست؛ آنچه كه در منطقهى شمال آفریقا و منطقهى ما اتفاق افتاده است، حوادث بسیار مهم و تاریخسازى است. آنچه در مصر اتفاق افتاد، آنچه در تونس اتفاق افتاد، این بیدارى عظیمى كه در كشورهاى اسلامى اتفاق افتاده است، از آن حوادثى است كه گاهى دو قرن، سه قرن میگذرد تا یك چنین حادثهاى به وجود بیاید؛ از آن حوادث بسیار مهم و تأثیرگذار و تاریخساز است. البته ملت مصر موفق شد، ملت تونس موفق شد؛ بخصوص پیروزى انقلاب مصر، پیروزى بسیار درخشانى است؛ بسیار كار عظیمى است. در برخى كشورهاى دیگر، مثل لیبى، مثل یمن، مثل مردم مظلوم بحرین، مبارزاتى دارد انجام میگیرد؛ هر كدام هم حكم خودش را دارد. آنجا هم حركات مردم محكوم به پیروزى است؛ اگر ما ملتهاى مسلمان بیدار باشیم، به وعدهى الهى امیدوار باشیم و براى آن تلاش و كار كنیم، بدون شك این ملتها به پیروزى میرسند. موضع ما در مقابل این حركتهاى مردمى روشن است: هر جا حركت اسلامى است، مردمى است، ضد آمریكائى است، ما با این حركت همراهیم؛
1390/3/14
بشریت اگر بیندیشد و انصاف را رعایت كند، تصدیق خواهد كرد كه نجات بشر و حركت بشر به سوى كمال، به بركت اسلام ممكن خواهد شد و لاغیر. این حركاتى كه امروز در برخى كشورهاى شمال آفریقا و منطقهى خاورمیانه مشاهده میشود، همان استفاده و استضائهى از نور اسلام و استفادهى از جهتگیرى دست مبارك پیغمبر اكرم است. لذاست كه آیندهى این منطقه، آیندهى این كشورها، به توفیق الهى، به حول و قوهى الهى، آیندهى روشنى است. غربىها بیخود لجاجت میكنند، بیخود بر مواضع غلط خودشان پافشارى میكنند. آنچه امروز در مصر و در تونس و در برخى كشورهاى دیگر به جریان افتاده است و مشاهده میشود، معنایش این است كه تاریخ این منطقه ورق خورده است و فصل جدیدى شروع شده است. ملتهاى منطقه به اسلام برگشتهاند؛ لیكن حقیقت همین است. نفس اسلامى در كشورهاى مسلمان دمیده شده است. وابستگان و حكام دستنشاندهى آمریكا و غرب با این ملتها كارى كردند كه این ملتها احساس كردند كه جز قیام، جز حركت عظیم عمومى، جز انقلاب، راهى در مقابل آنها نیست؛ لذا قدم در این راه گذاشتند و دارند پیش میروند. این حركتها یقیناً به نتیجه خواهد رسید. باید همه هوشیار باشند؛ هم ما هوشیار باشیم، هم ملتها هوشیار باشند؛ بدانند دسائس و حیلههاى دشمنان متنوع است، پیچیده است. بصیرت را معیار كار خودمان قرار بدهیم. ملتها توجه داشته باشند؛ آمریكائىها و صهیونیستها و مزدورانشان و همراهانشان سعى میكنند انقلابها را منحرف كنند؛ كشورهائى را كه در آنها بیدارى به وجود آمده است، مورد توجه قرار میدهند؛ هرچه میتوانند، تلاش میكنند حركت این ملتها را منحرف كنند. ما امیدواریم این مسیر دشوار ملتهاى مسلمانِ قیام كرده و آنهائى كه این زمینه در آنها هست، انشاءالله ادامه پیدا كند و این مسیر هرچه كوتاهتر شود. نتیجه قطعى است؛ راه ممكن است طولانى باشد، ممكن است كوتاه باشد.
1390/04/9
حركت نظام جمهورى اسلامى اثر خودش را در دنیا بخشیده است، تأثیرات عمیقى گذاشته است، قدرتهاى استكبارى و شیطانى را تضعیف كرده است، راههاى تازهاى در مقابل ملتها باز كرده است. یك فصل تازهاى در دنیا شروع شده است، یعنى هرچه انسان نگاه میكند، دیگر نظیرى براى آن نیست. تا آنجائى كه ما در دورانهاى انقلابها دیدهایم و شنیدهایم و خواندهایم، یك چنین چیزى با این فراگیرى اصلاً سابقه ندارد. این یك چیز جدید است. یعنى واقعاً تاریخ منطقه و به تبع آن تاریخ دنیا ورق خورده است؛ یك فصل جدیدى آغاز شده. و من عرض كردم موج بعدى این كار در مناطق خیلى دوردستتر هم وجود دارد و چنین چیزى پیش خواهد آمد، كه این براى ما تشویقآمیز است، این براى ما مبشّر است، مژدهبخش است؛ نشان میدهد كه ما امیدمان به آینده باید بیشتر باشد. البته دشمن با همهى توان روى همین نقطه دارد كار میكند. نمیخواهد این الگو جلوى چشم ملتهاى مسلمان گرفته بشود، بگویند ببینید ایران به كجا رسید. اما چه بخواهند، چه نخواهند؛ بپسندند، یا نپسندند، این اتفاق افتاده است.
1390/04/13
وعدههاى الهى را باید باور كنیم. اگر وعدههاى الهى را باور كردیم، آن وقت راه به سوى عزت، به سوى وحدت، به سوى اقتدار در مقابل امت اسلامى باز خواهد شد، «ان ینصركم اللَّه فلا غالب لكم»؛(1) اگر خدا شما را نصرت بكند، هیچ قدرتى بر شما غلبه نخواهد كرد. «و ان یخذلكم فمن ذالّذى ینصركم من بعده»؛(2) اگر خدا شما را نصرت نكند، كمك نكند، كى به شما كمك خواهد كرد؟ «ان ینصركماللَّه فلا غالب لكم»؛ اگر خدا شما را یارى كند، هیچ قدرتى بر شما غلبه نمیكند. «ان تنصروااللَّه ینصركم»(3)، «و لینصرنّاللَّه من ینصره»(4)؛ شما خدا را نصرت كنید، دین خدا را نصرت كنید، براى خدا قیام كنید، خدا شما را نصرت خواهد كرد. ما نمونهاش را در خودمان دیدیم. ما آزمودیم، تجربه كردیم كه «انّ اللَّه لا یغیّر ما بقوم حتّى یغیّروا ما بأنفسهم»(5). این را ما ملت ایران آزمایش كردیم؛ در خودمان تغییر ایجاد كردیم، خداى متعال هم اوضاع ما را تغییر داد. (ایران) قطب قدرتمند مقابلهى با استكبار و صهیونیسم، سند محكم ملتهاى مسلمان؛ اینها را داریم جلوى چشممان مشاهده میكنیم. این معجزهى دعوت قرآن و خبر قرآن و آگاهىهائى است كه قرآن به ما میدهد.
90/04/14
دوشنبه 3/5/1390 - 8:49
سياست
فرمایشات ولی امر مسلمین در نیمه خرداد امسال حاوی نکات مهم و قابل تاملی بود ، یکی از این نکات مهم ، اشاره معظم له به پیش بینی حضرت امام(ره) در مورد بیداری اسلامی در منطقه و تحقق آن بود معظم له در ادامه صحت پیش بینی سقوط شوروی سابق توسط حضرت امام(ره) را نیز مطرح نمودند ، به نظر می رسد در حال و هوای کنونی که جریانی با ایجاد تردید در صحت فرمایشات و پیش بینی های بزرگانی چون امام راحل(ره) و آیت الله بهجت و ولی امر مسلمین در نظر دارد این پیش بینی ها را کم رنگ و غیرقابل اعتماد نشان دهد ، این اشاره ی پرمعنای ولی امر مسلمین بسیار مهم و قابل تامل باشد.
به بخشی از بیانات نائب امام زمان(عج) در 14 خرداد امسال دقت کنیم :
امسال سالگرد امام با یک حادثه مهم دیگر نیز همراه و همزمان است و آن بیداری اسلامیست ، حادثه ای و حماسه ای که امام بزرگوار ما انتظار آن را می کشیدند ، آرزوی آن را داشتند و از آن خبر هم داده بودند ، پیش بینی می کرد امام بزرگوار حرکت بیداری ملتهای مسلمان را و خداوند متعال تفضل فرمود این پیش بینی به وقوع پیوست ، همچنانی که سقوط حکومت شوروی را پیش بینی کرد و خدای متعال آن را تحقق بخشید.
همانگونه که می بینیم ، ولی امر مسلمین در این فراز از صحبت ها با برجسته کردن صحت پیش بینی های حضرت امام (ره) در نظر دارند که حقیقت مهمی را برای جامعه برجسته نمایند و آن توجه و اعتماد به پیش بینی ها و بشارتهای بزرگانی چون خمینی کبیر است ، بدین منظور ما در نظر داریم که نگاهی گذرا داشته باشیم بر برخی از پیش بینی های بزرگ بینانگذار انقلاب اسلامی و تحقق عجیب آنها.
حضرت امام خمینی(ره) از معرفت و بینش سیاسی خارق العاده ای برخوردار بود و ذهن و فكر باز و بیدارش همواره عمق رخدادها و وقایع سیاسی را می كاوید و تحلیل های روشن ارائه می داد و راه و روش های كارآمد تجویز می كرد كه به نتیجه و ثمر می نشست .
همین شم و ژرف نگری سیاسی موجب می گشت كه آن پیشوای الهی دارای توان خاصی در پیش بینی های سیاسی گردد و برخی از وقایع آینده را در سیاست خارجی جهان اسلام پیش از وقوع گوشزد نماید و هشدار دهد ما در این مقاله به بررسی 14 پیش بینی مطرح شده توسط ایشان پرداخته و در ادامه برخی از پیش بینی های ولی امر مسلمین را نیز مطرح خواهیم نمود :
نگاهی به 14 پیش بینی مطرح شده توسط حضرت امام(ره)
1- امام راحل(ره) در سال 43 ، سربازان من در گهواره ها هستند!
2 - پیش بینی فرار شاه و عاقبت رژیم پهلوی
3- پیش بینی در مورد تشکیل حکومت اسلامی در ایران
4- پیش بینی در مورد عاقبت منتظری
5- پیش بینی در مورد رهبری امام خامنه ای(مدظله)
6- پیش بینی نابودی مارکسیسم و سقوط شوروی
7- پیش بینی حمله عراق به کویت
8- پیش بینی عاقبت ذلت بار برای سران مزدور
9- پیش بینی حرکت مردم مصر و عاقبت حسنی مبارک
10- پیش بینی وقوع بیداری اسلامی در منطقه
11- پیش بینی فروپاشی آمریکا از درون
12- پیش بینی فتح قدس و آزادی فلسطین
13- پیش بینی نزدیکی ظهور و اتصال انقلاب اسلامی به ظهور
14- پیش بینی مخالفت با امام زمان(عج) توسط کسانی که با ولایت فقیه مخالفت می کنند.
1- امام راحل(ره) در سال 43 ، سربازان من در گهواره ها هستند!
به گواهی تاریخ خیل عظیم جوانان و نوجوانان نقش بسیار مهمی در به ثمر رسیدن و پیروزی انقلاب اسلامی داشته و چند سال بعد در 8 سال دفاع مقدس نیز نقشی بی نظیر در حراست و پاسداری از انقلاب اسلامی ایفا نمودند ، در حالی که امام عزیز این مسئله و این نسل انقلابی را از سال 43 پیش بینی کرده و آمدنشان را انتظار می کشیدند و اینگونه بود که ابتدای کار در پاسخ افرادی که می گفتند با کدام یار و یاور می خواهید پیروز شوید ، فرمودند : سربازان من در گهواره ها هستند!
2 - پیش بینی در مورد عاقبت رژیم پهلوی و فرار شاه
نیم قرن پیش و در حالی که خوش بین ترین افراد هم نمی توانستند در مخیله خود نابودی و فروپاشی حکومت مستبد و فرعونی شاه را تصور کنند ، امام راحل(ره) با پیش بینی سقوط و نابودی این رژیم شیطانی حرکت بزرگ خویش را آغاز کرد :
ملت عزیز و پیرو حق امام علیه السلام (امام حسین)، با خون خود، سلسله ابلیس پهلوی را در قبرستان تاریخ دفن می نمایند و پرچم اسلام را در پهنه کشور بلکه کشورها، به اهتزاز درمی آورد.
( صحیفة نور، جلد 4، صفحة 9)
در حالی که برخی از متدینین و روحانیون هم عصر امام با هشدار به او در مورد نادرست بودن حرکتش ، حکومت شاه را قدرتمند و جاودانی نشان می دادند ، گذشت زمان و ایثار و جهاد امام عزیز و پیروان راستینش که منجر به نابودی حکومت طاغوت شد ، نشان داد که این تحلیل و پیش بینی امام راحل(ره) تا چه اندازه صحیح و قرین به واقعیت بود.
همانگونه که بیان شد در طی حرکت اسلامی امام(ره) شاید هیچ کس حتی تصور نمی کرد که بتوان روزی شاه را سرنگون کرد و این دیو خونخوار روزی مجبور به فرار از کشور شود ، خاطره زیر به خوبی حال و هوای آن روزها و عجیب بودن پیش بینی امام را به خوبی نشان می دهد :
مرحوم حجت الاسلام سید محمد کوثری (ره)( روضه خوان مراسم های امام خمینی) نقل مینماید: یک روز من در منزل آقای آیت الله فاضل لنکرانی، از استادان حوزه علمیه قم بودم و یکی از فضلای مشهد آنجا بودند. ایشان به نقل از یکی از دوستانشان نقل کردند که در نجف اشرف در خدمت امام بودیم و صحبت از ایران به میان آمد. من گفتم این چه فرمایشهایی است که در مورد بیرون کردن شاه از ایران میفرمایید؟ یک مستأجر را نمیشود از خانه بیرون کرد، آن وقت شما میخواهید شاه را از مملکت بیرون کنید؟ امام سکوت کردند. من فکر کردم شاید عرض مرا نشنیده اند. سخنم را تکرار کردم.
امام برآشفتند و فرمودند: فلانی چه میگویی؟ مگر حضرت بقیةالله صلوات الله علیه به من (نستجیربالله) خلاف میفرماید؟! شاه باید برود.
فصلنامه انتظار ، ش14، ص5
3- پیش بینی در مورد تشکیل حکومت اسلامی در ایران
یکی از پیش بینی های بزرگ امام راحل(ره) ، پیش بینی به ثمر رسیدن حرکت انقلابی ملت ایران و تشکیل حکومت اسلامی در این سرزمین است :
آقای علی محمد بشارتی برای آقای ری شهری نقل کرده اند و ایشان در کتاب خاطراتشان درج نموده اند:
«در تابستان سال 1358 هنگامی که مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشی داشتیم که آقای [سید کاظم] شریعتمداری در مشهد گفته است: من بالاخره علیه امام [خمینی] اعلام جنگ می کنم. خدمت امام رسیدم و ضمن ارائه گزارشی، خبر مذکور را هم گفتم. ایشان سرش پایین بود و گوش می داد، این جمله را که گفتم، سر بلند کرد و فرمود:
این ها چه می گویند، پیروزی ما را خدا تضمین کرده است. ما موفق می شویم، در اینجا حکومت اسلامی تشکیل می دهیم و پرچم را به صاحب پرچم می سپاریم. پرسیدم: خودتان؟ امام سکوت کردند و جواب ندادند.
(خاطره ها،آیت الله ری شهری، چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلد اول، صفحه 242)
محمد دشتی، آینده و آینده سازان، ص105
4- پیش بینی در مورد عاقبت منتظری
امام عزیز در اواخر عمر شریف خود با درایت و تیزبینی بالایی که داشتند خطر انحراف در شخصیت و اطرافیان منتظری را تشخیص داده و با دست زدن به یک جراحی بزرگ ، آینده انقلاب را بیمه کردند ، در آخرین نامه ای که ایشان به منتظری می نویسند با پیش بینی دو خطر ، به وی در مورد آنها هشدار می دهد :
1- حضرت امام با بیان ساده لوح بودن منتظری وی را از تحریک شدن توسط اطرافیانش برحذر می دارد :
از آنجا كه سادهلوح هستید و سریعاً تحریك میشوید در هیچ كار سیاسی دخالت نكنید
شاهد بودیم در سال 76 چگونه این مسئله به حقیقت پیوست و با تحریک اطرافیان مبنی بر تغییر فضا و ایجاد فرصت ، منتظری سخنرانی موهنی را ایراد کرد که البته با واکنش امت حزب الله روبرو شد.
2- امام عزیز پیش بینی می کند که ایشان در آینده مشغول به نوشتن مطالبی می شود که برای آخرت و عاقبت وی مضر است :
شما مشغول به نوشتن چیزهایی میشوید كه آخرتتان را خرابتر میكند
http://www.irdc.ir/fa/content/7114/default.aspx
و شاهد بودیم که منتظری در اواخر عمر خود با تحریک دستهای پنهان ، کتابهایی را در باب فدک و نقد ولایت فقیه نوشت که بسیاری از زحمات گذشته او را بر باد داد و این همان پیش بینی امام راحل(ره) بود که با بینش الهی خود از سالها قبل چنین واقعیتی را مشاهده کرده و به وی هشدار داده بودند.
5- پیش بینی در مورد رهبری امام خامنه ای(مدظله)
امام راحل قدس سره در مناسبتهای مختلفی نظر خود را در مورد رهبری مقام معظم رهبری(مدظله) بیان داشته اند و از تحقق این حقیقت در آینده خبر داده اند ، ایشان بعد از حادثه مسجد ابوذر در سال 60 ، که منجر به جراحت شدید مقام معظم رهبری(مدظله) شد ، بیان فرمودند که :
" خداوند ذخیره انقلاب را حفظ کرد "
http://www.jahannews.com/vdcfcjdyvw6d0ea.igiw.html
در مناسبتهای متعدد دیگری نیز امام راحل به صراحت بیان می فرمایند که :
مرحوم حاج سید احمد خمینی نقل میكند:
وقتی كه آیت اللّه خامنهای در سفر كره (شمالی) بودند، امام گزارشهای آن سفر را از تلویزیون میدیدند. منظره دیدار از كره، استقبال مردم و سخنرانیها و مذاكرات آن سفر، خیلی جالب بود. امام بعد از آنكه اینها را مشاهده كردند، فرمودند:
«الحق ایشان (ولی امر مسلمین) لیاقت رهبری را دارند».
http://old.tebyan.net/index.aspx?pid=17257&threadID=125783
و بدینوسیله از آینده ای خبر می دهند که با حضور و درخشش امام خامنه ای(مدظله) کشتی انقلاب از طوفانهای سهمگین حوادث به سلامتی عبور می کند.
6- پیش بینی نابودی کمونیسم و سقوط شوروی
حضرت امام(ره) مدتی قبل از فروپاشی شوروی سابق و در زمانی که هیچ کس انتظار این واقعه مهم را نداشت ، در نامه ای به گورباچف با پیش بینی سقوط قریب الوقوع این ابرقدرت ، سران شوروی سابق را به راه حق دعوت فرمودند :
"جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزههای تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد" - نامه تاریخی امام راحل به گورباچف
هنوز مدت زمان کوتاهی از نامه تاریخی امام راحل(ره) نگذشته بود که در میان بهت و حیرت جهانیان ، رژیم شوروی فروپاشید!
7- پیش بینی حمله عراق به کویت
پیشگویی دیگری از حضرت امام که در زمان حیاتشان به حقیقت پیوست , حمله عراق به کویت بود , امام (ره) به سران کویت که حمایت مالی گسترده ای را از رژیم صدام می کردند خطاب فرمودند :
از اینکار بپرهیزید که روزی آتش این فتنه دامن خودتان را می گیرد ...
... نه تنها صدام از خلق و خوی سبعیت و درندگی ذره ای عدول ننموده است كه متاسفانه با حمایت جهانخواران و با سكوت سازمان ها و مراكز بین المللی به گرگ زخم برداشته ای بدل شده است و می رود تا شعله های آتش و جنگ را در كشورهای منطقه و خصوصا خلیج فارس برانگیزد..
صحیفه امام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی جلد20 ص 328 و 329
و همانگونه نیز شد .. عراق که از حمله به ایران مایوس شده و خسارت زیادی دیده بود به کویت حمله کرد و این کشور ثروتمند را در 24 ساعت غارت نمود.
و بدین سان در برابر چشم های متحیر جهانیان بار دیگر پیش بینی بزرگ دیگری از امام راحل به وقوع پیوست تا همگان بدانند که این پیر روشن ضمیر با چه دید حکیمانه و روشنی جهان و تحولاتش را می بیند.
8- پیش بینی عاقبت ذلت بار برای سران مزدور

زمانی که در دوران 8 سال دفاع مقدس اکثر سران مزدور کشورهای منطقه به دستور استکبار بر علیه انقلاب متحد شده و خوش خدمتی می کردند ، امام راحل ، این پیر روشن ضمیر با پیش بینی عاقبت ننگین این خودفروختگان ، آنها را از سقوط بیشتر در دام ابرقدرتها برحذر می دارد و عاقبت تاسف بار آنها را گوشزد می کند ، اما افسوس که این دنیاپرستان تشنه قدرت از درک و هشدار این مرد الهی عاجز بوده و به سرنوشتی شوم دچار شدند.
سرنوشت تاسف بار صدام حسین ، حسنی نامبارک ، علی عبدالله صالح ، قذافی و ... نمونه ای از این عبرتهاست ، کسانی که بعد از اتمام دوران مصرفشان ، همچون دستمالی بی ارزش توسط اربابان خود به دور انداخته شدند.
« ابرقدرت ها آن لحظه ای كه منافعشان اقتضا كند شما و قدیمی ترین وفاداران و دوستان خود را قربانی می كنند و پیش آنان دوستی و دشمنی و نوكری و صداقت ارزش و مفهومی ندارد. آنان منافع خود را ملاك قرار داده اند . »
صحیفه امام - جلد20 ص 328 و 329
9- پیش بینی حرکت مردم مصر و عاقبت حسنی مبارک

حضرت امام(ره) با شناخت عمیق از ملت مصر و پیشنیه تاریخی و عمق دلبستگی این ملت نجیب به اسلام و روحیه ضداستکباری و ضد استبدادی این مردم ، پیش بینی می کنند که این مردم غیور با حرکت شجاعانه خود ، مزدوران استکبار را به زباله دان تاریخ خواهند فرستاد.
ملت مصر به خیابان ها بیایند و این تفاله های آمریکا را بیرون بریزند...!
این رئیس جمهور تحمیلی ثانی [حسنی مبارک] که خیال دارد در مصر مثل آن [انور سادات] حکومت کند، دربست خودش را در اختیار آمریکا گذاشته است؛ قبل از اینکه به ریاست برسد اعلام همبستگی خودش را با اسرائیل و آمریکا کرده است. ندیده است که همان طوری که سلف طالحش به واسطه خشم ملت به جهنم واصل شد، همین عمل را با او هم خواهند کرد.
(صحیفه امام، جلد 15، صفحه 285)
اینک گذشت زمان نشان داد که پیش بینی امام راحل(ره) از تحولات مصر و حرکت مردم انقلابی این کشور تا چه اندازه قرین به واقعیت بوده و آن مرد الهی چگونه از سالها پیش در انتظار حوادث کنونی مصر و حرکت قهرمانانه این ملت بزرگ بودند.
10- پیش بینی وقوع بیداری اسلامی در منطقه
پیش بینی بزرگ دیگری که امام راحل با نگاه ملکوتی خود از ورای دهها سال آن را می دید ، وقوع انقلاب اسلامی در منطقه خاورمیانه و کشورهای مسلمان بود تا جایی که بفرموده ولی امر مسلمین امام راحل علاوه بر پیش بینی ، بی صبرانه در انتظار این تحول مبارک بود و همواره ملتهای مسلمان را به قیام و انقلاب بر علیه حاکمان فاسد ترغیب می نمود.
نمی دانند و نمی بینند كه انقلاب اسلامی صادر یا در شرف صدور است و با تاییدات خداوند متعال پرچم اسلام در آتیه های نه چندان دور به دست ملت های اسلامی بلكه مظلومان تشنه عدالت اسلامی در سراسر عالم به اهتزاز در خواهد آمد؟
6 مرداد 1366 /1 ذی الحجه 1407 جماران - بردائت از مشركین پیام به زائران حج
ما میخواهیم این چیزی كه در ایران واقع شد و این بیداری كه در ایران واقع شد و خودشان از ابرقدرتها فاصله گرفتند ... و دست آنها را از مخازن خودشان كوتاه كردند این در همه ملتها و در همه دولتها بشود، آرزوی ما این است. معنی صدور انقلاب ما این است كه همه ملتها بیدار شوند و همه دولتها بیدار شوند و خودشان را از این گرفتاری كه دارند و این تحت سلطه بودنی كه هستند و از اینكه همه مخازن آنها دارد به باد میرود و خودشان به نحو فقر زندگی میكنند نجات بدهد
جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و ظالمان شروع شده و در حال گسترش است امید بخش آتیه روشن است و وعده ی خداوند تعالی را نزدیک و نزدیک تر می نماید . . .
امید است که این انقلاب جرقه و بارقه ای الهی باشد که انفجاری عظیم در توده های زیرستم ایجاد نماید....
(صحیفة نور، جلد 15، صفحة 75، تاریخ 1360/5/10)
ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می کنیم ....
ما باید از مستضعفان جهان پشتیبانی كنیم. ما باید در صدور انقلابمان به جهان كوشش كنیم و تفكر اینكه انقلابمان را صادر نمی كنیم كنار بگذاریم. زیرا اسلام بین كشورهای مسلمان فرقی قائل نمی شود و پشتیبان تمام مستضعفان جهان است.
انقلاب اسلامی ایران با تایید خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است... 1360
11- پیش بینی فروپاشی آمریکا از درون
یکی از عجیب ترین پیش بینی های امام راحل(ره) ، پیش بینی فروپاشی و نابودی امپراطوری آمریکاست آن هم در زمانی که این ابرقدرت در اوج قدرت و همینه خود قرار دارد و با کنار زدن ابرقدرت شرق به قدرتی بلامنازع در جهان تبدیل شده است و بسیاری گمان می کنند که سیطره آمریکا قرنها طول بکشد و برخی تئوریسین ها مانند فوکویاما حکومت آمریکا را مدینه فاضله بشری و اوج تمدنی ذکر می کنند که بشر می تواند بدان دست یابد ، در این فضاست که مرد الهی قرن با بینش عمیق خود نابودی قریب الوقوع این امپراطوری را مژده می دهد و نابودی آن در آینده نزدیک را پیش بینی می کند :
دهها خبرنگار و فیلمبردار را به منطقه گسیل داشته اند تا خبر موفقیت نقشه های آمریكا را مخابره كنند خداوند زمینه رسوایی و زبونی آمریكا را به دست غیب خود فراهم می آورد و اقتدار معنوی پرچم لااله الا ا… را بر پرچــم كفر به نمایــش می گذارد و دل بندگان خالص خویــش را شادمان می سازد.
6 مرداد 1366 /1 ذی الحجه 1407 جماران موضوع: بردائت از مشركین پیام به زائران حج
انقلاب اسلامی با تایید خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است و ان شاءا… با گسترش آن قدرتهای شیطانی به انزوا كشیده خواهند شد .....
12 آبان 1360 /6 محرم 1402
انشاءا… مردم سلحشور ایران كینــه و خشم انقلابی و مقدس خویش را در سینه ها نگه داشتـه و شعله های ستم سوز آن را علیه شوروی جنایتكار و آمریكای جهانخوار و اذناب آنان به كار خواهد گرفت تا به لطف خداوند بزرگ آمریكای جهانخوار و اذناب آنان به كنار خواهند رفت...
11 مهر 1367/ 21 صفر 1409
اوضاع متلاطم و آشفته سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی آمریکا در طی سالهای گذشته که بسیاری از آگاهان و حتی مسئولان آمریکایی به صراحت به آن اذعان کرده و از آن به نشانه های فروپاشی آمریکا یاد می کنند ، به خوبی نشان می دهد که پیش بینی بزرگ امام راحل در مورد زوال و سقوط آمریکای جنایکار در حال تحقق است.
12- پیش بینی فتح قدس و آزادی فلسطین
مسئله رهایی فلسطین و آزادی بیت المقدس از دست اشغالگران از ابتدای حرکت انقلابی امام جایگاه برجسته و ویژه ای داشت ، امام راحل با نامگذاری روز قدس ، طرح ایده نابودی اسرائیل و محو آن از نقشه جهان و طرح آروزی فتح بیت المقدس ، عملاً یکی از بزرگترین پیش بینی های خود مبنی بر نابودی اسرائیل و آزادی قدس شریف را پایه گذاری کرده و آن رو به آرمان درخشان و دست یافتنی ملتهای مسلمان تبدیل کرد و این روزها که اسرائیل لحظه به لحظه بیشتر در مرداب نابودی و فروپاشی فرو می رود ، جهانیان به صحت پیش بینی امام راحل پی برده و به صدق فرمایشات آن پیر روشن ضمیر ایمان می آورند.
ان شاء اللَّه فلسطین آزاد بشود و بیت المقدس، آنكه مسجد همه مسلمین است به حال اول برگردد. و آنهایى كه به مسلمین ظلم و ستم مىكنند ان شاء اللَّه خداوند دفع شرّ آنها را بكند .. صحیفه نور ج 14 ص
جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت،... صحیفه نور ج21 ص 283
آرزوى ما آن است كه سرزمین فلسطین و مسجداقصى از صهیونیسم تطهیر شود و مردم فلسطین به سرزمین خویش باز گردند صحیفه نور جلد 3 صفحه 256
باید همه بپا خیزیم و اسرائیل را نابود كنیم، و ملت قهرمان فلسطین را جایگزین آن گردانیم صحیفه نور جلد12 ص148
13- پیش بینی نزدیک بودن ظهور و اتصال انقلاب اسلامی به ظهور

به جرات می توان گفت بزرگترین ، مهمترین و شوق آورترین پیش بینی حضرت امام ، بحث نزدیک بودن ظهور و اتصال این انقلاب الهی به انقلاب جهانی امام عصر(عج) است در حالی که برخی از افراد در حال حاضر و با رخ دادن بسیاری از نشانه ها ، هنوز هم در مورد نزدیک بودن ظهور شک و تردید دارند ، امام عزیز از سه دهه قبل با قاطعیت و صراحت ، نزدیک بودن ظهور و اتصال این انقلاب به انقلاب مبارک امام مهدی(عج) را پیش بینی کرده و آن را قریب الوقوع می دانست :
گویی جهان مهیا می شود برای طلوع آفتاب امامت از افق مکه مکرمه و کعبه آمال محرومان و مستضعفان ...
انقلاب اسلامی با تایید خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است و ان شاءا… با گسترش آن قدرتهای شیطانی به انزوا كشیده خواهند شد و حكومت مستضعفان برپا و زمینه برای حكومت جهانــی مهدی آخرالزمان- عجل ا… تعالی فرجه الشریف و ارواحنا لتراب مقدمه الفداه- مهیا خواهد شد.
12 آبان 1360 /6 محرم 1402،
ان شاءا… كه ایــن چهره های نورانی ذخیره برای اسلام باشد و متصل بشود این زمان به زمان ظهور مهدی- سلام ا… علیه
18 تیر 1358 /14 شعبان 1399،
مستضعفان که اکثریت قاطع جهان را تشکیل می دهند مطمئن باشند که وعده حقتعالی نزدیک است و ستاره نحس مستکبران رو به زوال و افول است
صحیفه نور ج 15 ص 62
با اطمینان مىگویم: اسلام ابرقدرتها را به خاك مذلت مىنشاند، اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یكى پس از دیگرى برطرف و سنگرهاى كلیدى جهان را فتح خواهد كرد .. صحیفه نور ج 20 ص 325
آشکار شدن نشانه های بسیار نزدیک بودن ظهور که در تحقق نشانه ها و بیانات بزرگان و گواهی دلهای پاک به خوبی خود را نشان می دهد ، قریب الوقوع بودن مهمترین پیش بینی حضرت امام مبنی بر نزدیک بودن ظهور و اتصال انقلاب اسلامی به این واقعه مبارک را به خوبی نشان می دهد ، قابل توجه است که این پیش بینی بزرگ به خوبی با برخی از پیش بینی های دیگر حضرت امام چون فروپاشی آمریکا ، نابودی اسرائیل و فتح قدس که در حال تحقق هستند ، در ارتباط تنگاتنگ می باشد و جهان در آینده ای بسیار نزدیک با چشمانی حیرت زده ، تحقق این پیش بینی بزرک روح خدا را نظاره گر خواهد بود.
14- پیش بینی مخالفت با امام زمان(عج) توسط کسانی که با ولایت فقیه مخالفت می کنند.
از دیگر پیش بینی های امام راحل(ره) پیش بینی مخالفت و دشمنی با امام زمان(عج) توسط کسانی که امروز با ولایت فقیه مخالفت می کنند ، می باشد ، روایات متعددی نشان می دهد که امام عصر(عج) پس از ظهور در جامعه اسلامی با مخالفت گروههای مختلفی روبرو می گردد که بعضاً با تسلط بر متون دینی و اسلامی با روایت و آیه و حدیث به جنگ آن بزرگوار می روند.
بفرموده امام ، کسانی که امروز با اصل نورانی ولایت فقیه مخالفت و دشمنی می کنند فردای ظهور نیز با مستمسک قرار دادن مسائل مختلفی ، باطن پلید خود در مخالفت با رهبری جامعه اسلامی را نشان خواهند داد امام راحل به خوبی این مسئله را در بیانات خود مورد اشاره قرار داده و پیش بینی فرموده است :
ولایت فقیه، همان ولایت رسول الله (ص) است... قضیه ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است. همان ولایت رسول الله هست. و اینها از ولایت رسول الله هم می ترسند! شما بدانید که اگر امام زمان- سلام الله علیه- حالا بیاید، باز این قلمها مخالف اند با او.
صحیفه نور جلد 10 صفحه 26
اشاره مهم ولی امر مسلمین ، توجه و اعتماد به پیش بینی های امام راحل
همچنانکه دیدیم بنیانگذار مقدس ترین انقلاب تاریخ ، خمینی کبیر که به راستی کاروان بشریت را از پرتگاه ضلالت و گمراهی به شاهراه هدایت و نور هدایت کرد با نگاه الهی و ملکوتی خود بزرگترین حوادث عصر خود و آینده ی پیش رو را به خوبی پیش بینی نموده و با بیانات خود یاران حق را در رسیدن سریعتر به این آینده درخشان ترغیب کرده و بشارت داده اند ، جای تاسف بسیار دارد که برخی با وجود این شواهد درخشان از صحت پیش بینی های این پیر فرزانه ، هنوز که هنوز است به بهانه های مختلف در صحت درخشانترین و مهم ترین پیش بینی امام راحل مبنی بر نزدیک و قریب الوقوع بودن ظهور شک و تردید داشته و آن را تعارف و غیر واقعی دانسته و این برداشت نادرست را به جامعه منتقل می کنند .
آیا برجسته کردن صحت پیش بینی های امام راحل توسط خلف صالح او درست در زمانی که جریانی که به این حقایق سوء ظن دارد تمام تلاش خود را برای کم رنگ کردن این بشارتها و پیش بینی ها در جامعه بکار بسته است ، قابل تامل و پرمعنا نیست؟
آیا می توان به بهانه غیرمعصوم بودن از فرمایشات و پیش بینی ها و بشارتهای بزرگانی چون حضرت روح الله ، ولی امر مسلمین و آیت الله بهجت ، به راحتی گذشت؟
آیا تحقق دهها پیش بینی بزرگ این معادن علم و حکمت اطمینان بخش نیست ؟
آیا شواهد و قرائن حکایت از در پیش بودن بزرگترین ، عظیم ترین و مبارک ترین تحول تاریخ بشریت ندارد ؟ چیزی که اسطوره های عرفان و تقوا صریحاً بسیار نزدیک بودنش را بشارت داده اند
پیش بینی و بشارت بزرگ ولی امر مسلمین :
ولی امر مسلمین در کنار توجه دادن اذهان و قلوب به صحت پیش بینی های حضرت روح الله ، خود نیز پیش بینی های بزرگی دارند که موید درستی پیش بینی های امام عزیز بوده و از آغاز تحقق آنها خبر می دهد:
حرکت ملتهای به خروش آمده منطقه، تحقق بخشی از وعده های الهی به ملت ایران است که ایستادگی و ثابت قدمی در این راه، تحقق کامل نصرت الهی را به همراه خواهد آورد
واقعیات عرصه سیاسی ایران و منطقه، نشان می دهد که امریکا، امروز خود در مقابل انقلاب اسلامی به زانو درآمده است
شرایط امروز کشور و منطقه تحقق برخی از وعده های الهی به ملت ایران است
انزوای امریکا و احیای نوید بخش اسلام در میان ملتهای منطقه از دیگر نشانه های تحقق وعده های الهی هستند
در همین هفته های اخیر جوانان فلسطینی در کشورهای مختلف منطقه، بعد از گذشت 60 سال، در روز نکبت و در اقدامی بی سابقه، مرزهای رژیم صهیونیستی را شکستند و این حقیقت دلنشین، طلایه تحقق وعده پروردگار مبنی بر پیروزی قطعی اسلام و مسلمانان(ظهور) است
دوشنبه 3/5/1390 - 8:47
مهدویت
النین نام ستاره دنباله داریست كه مدتی قبل كشف شد ، هرچند كشف این دنباله دار مباحث گوناگونی را به دنبال داشت اما آنچه برای ما قابل تامل و توجه می باشد ، شباهتهای زیادی است كه میان این دنباله دار و ستاره دنباله داری كه در روایات عصر ظهور ، آشكار شدن آن بعنوان یكی از نشانه ای بسیار نزدیك به ظهور ، مطرح شده است : طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه میدرخشد ، سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگرمتّصل شوند...
قسم به آسمان و طارق؛
و شما چه می دانید طارق چیست!
(آنچه که در ادامه می آید بر اساس مستندات علمی است و اشکالات احتمالی بر عهده ی مراجعی است که البته سعی گردیده در حد امکان معتبر باشند.لازم به ذکر است کسی قصد معین کردن وقت برای ظهور را ندارد و انطباق های صورت گرفته فقط بر اساس احتمالات است و ممکن است هیچگاه به حقیقت نپیوندند.)
بسم الله الرحمن الرحیم
عزیزانی که کم و بیش با بحث های نجومی آشنا هستند می دانند در اوایل دسامبر 2010 ستاره دنباله داری به نام النین(elenin) کشف شد که بحث های فراوانی را با خود به دنبال داشته است.اینکه چرا در محافل نجومی این دنباله دار مسئله ساز گردید از چند جنبه قابل کنکاش و بررسی است.
اول اینکه این دنباله دار فقط یک سال قبل از عبور از نزدیک زمین(0.23 AU) شناسایی گشت و چنین امری برای محققان جای سوال داشت که به چه دلیل این جرم آسمانی کمی دیر رصد گشته است؟!؟ ناسا که همواره ادعا دارد تمامی فضا را تحت کنترل خود دارد نتوانستنه است یک دنباله دار که اندازه ی متوسطی را هم دارد شناسایی کند و این کار باید توسط یک ستاره شناس معمولی روسی و با یک تلسکوپ ساده صورت گیرد.این خود اولین تردید ها را به دنبال داشت! نام این ستاره شناس روسی لئونید النین است و او این دنباله دار را در دسامبر 2010 میلادی و با تلسکوبی به قطر 18 اینچ کشف کرد. بعضی ها به غلط حرف از نا معین بودند این فرد به میان می آوردند و او را یک شخصیت مجازی معرفی می کردند که برای آماده کردن افکار عمومی تعبیه گردیده است.یکی از دلایل این امر شباهت نام النین (11/9=EleNin=Eleven+Nine)با 11 سپتامبر بود؛روزی که تاریخ ویژه ای است و پیش بینی برخورد اجسام مختلف به زمین را تداعی می کند و همچنین در حوالی عبور همین دنباله دار است. خیال پردازی های دیگری هم درباره ی این اسم موجود است که جای بحث ندارد.
http://www.planetxusa.com/leonid-elenin-is-a-fabricated-name-leonid-e-l-e-nin-back-to-square-one-with-planet-x-and-nibiru-the-destroyer-lives/
بنده ی حقیر شخصا مدت ها است سایت این فرد را دنبال می کنم(لینک پایین) و اطلاعات مناسب و کاملی را که درباره ی دنباله دار اکتشاف شده توسط خودش اعلام می گردد را بررسی کرده ام.این فرد برای رهایی از این گمانه زنی ها حتی یک مصاحبه ی اختصاصی با شبکه تلویزیون روسیه انجام داد(عکس زیر) و آن را در سایت شخصی اش قرار داده تا این فرضیات را کمرنگ کند.(البته سیستم های امنیتی می توانند از این فرد به شیوه های دیگر هم سوء استفاده کنند که در رابطه آن ها هنوز هم شبهاتی مطرح است):
http://spaceobs.org/en/tag/comet-elenin/
نکته ی بعدی که همگان را دچار تشکیک در النین کرد طفره رفتن ناسا از اعلام خصوصیات این دنباله دار است که هنوز هم تا حدی ادامه دارد.البته ناسا بعد از مدتی مدار النین را شبیه سازی کرد که در آدرس زیر می توانید مشاهده کنید. با این حال قطر آن هنوز مشخص نشده است.(البته به گفته ی کاشف آن 3 تا 4 کیلومتر قطر دارد.اطلاعات و مقالات کاملی از دنباله دار النین در سایت لئونید النین در بالا آمده است.)در همان روزهای نخست بعد از اعلام رسمی پذیرفته شدن این دنباله دار، در (Buzzroom) ناسا مطلبی قرار گرفت که حاکی از نزدیکی بسیار این دنباله دار در آینده به زمین و احتمال برخورد آن بود؛ اما بلافاصله این امر حذف گردید و ناسا اعلام کرد که این یک گمانه زنی غیر علمی بوده است و هیچ مشکلی وجود ندارد.البته به نظر این امر طبیعی است و در محاسبات اولیه غیر قابل اجتناب است که بعدها هم مورد تایید واقع شد. نکته ی جالب در مدار این دنباله دار می توانید مشاهده کنید دوره ی چرخش آن است که بیش از 10000 سال بر آورد شده است . این دوره بسیار زیاد است به طوری که در شبیه ساز ناسا (در لینک زیر) مسیر آن به طور کامل قابل دنبال کردن نمی باشد.
http://ssd.jpl.nasa.gov/sbdb.cgi?sstr=C/2010%20X1;orb=1;cov=0;log=0;cad=1#orb
با این تفاسیر هنوز هم مشکلی وجود ندارد و این وقایع را می توان از نظر علمی قابل قبول دانست.اما مشکل از جایی شروع شد که افرادی بنا به احتمالات بالا و مطالبی که در ادامه عرض می کنم خبر از واقعه ای دادند که خیلی ها را به فکر انداخت و آن هم زلزله ی ژاپن بود.به عنوان مثال لینک زیر که توسط یک خانم آمریکایی قبل از زلزله آپلود شده را مشاهده کنید:
http://www.youtube.com/watch?v=95zMdTvoqcQ&feature=player_embedded
مثل این فرد بسیاری دیگر هم از این دست هشدارها را مخابره کردند.اما این پیشبینی ها از کجا صورت گرفت و چگونه افرادی حرف از وجود زلزله ای مهیب در نیمه ی ماه مارس زدند(البته محل آن نا معلوم بود).
از مدت ها قبل در حدود دهه ی 70 میلادی برخی ار محققان بزرگ علوم فضایی صحبت از وجود شی ء ناشناخته ای را مطرح کردند که در نزدیکی منظومه ی شمسی است و موجب اختلال در مدار برخی سیارات مخصوصا آخرین سیاره های منظومه ی شمسی گشته است.این فرضیات ادامه داشت تا عده ای سیاراتی را ورای پلوتون پیدا کرده و دلیل این امر را به اثرات آنها ارجاع دادند.این احتمال اما هنوز موجود بود و در سال های پیش و با مطرح شدن سیاره ی به نام نیبیرو دوباره زنده گردید .پیش بینی سومریان از چرخش سیاره ای مرموز ،احادیث اسلامی ،اعتقادات ادیان و فرهنگ های دیگر نقاط دنیا ، کتاب هایی مقدسی مثل مکاشفات یوحنا و پیش گوی ها ی نوستر آداموس این فرضیات را تشدید می کرد.
امام باقر (علیه السلام):هر گاه عبّاسی به خراسان رسد، گیسوی سختی آور در مشرق طلوع میکند.نخستین بار که طلوع کرد، برای نابودی قوم نوح بود، هنگامی که خدا غرقشان کرد. در زمان ابراهیم (علیه السّلام)، آن گاه که او را در آتش افکندند و زمانی که خداوند فرعون وهمراهانش را نابود ساخت و هنگامی که یحیی پسر زکریّا کشته شد، طلوع کرد. پسهر گاه آن را دیدید، از شرّ فتنهها به خدا پناه برید.طلوع این ستاره پس از گرفتن خورشید و ماه خواهد بود. سپس ]بنی عبّاس[درنگ نمیکنند(دوام نمی آورند) [جز زمانی کوتاه]، تا آنکه اَبْقَع در مصر آشکار شود. ( الفتن، ص 148)
حتی این امر تا آنجا پیش رفت که عده ای از انجیل خبر ظهور النین را استنباط کرده و آن را مطرح ساختند:
http://www.godlikeproductions.com/forum1/message1369072/pg1
به بحث خودمان بر گردیم.اما این افراد چگونه از وقوع زلزله ی ژاپن آگاهی یافتند.در سال 2010 زلزله ی شدید دیگری در شیلی رخ داد بود.وقتی به مدار سیارات در آن تاریخ نگاهی بیندازیم ،می بینیم در آن روز ستاره ی دنباله دار النین ،خورشید و زمین در یک راستا قرار داشته اند و این امر بار دیگر در نیمه ماه مارس 2011 در حال رخ دادن بوده است و براین اساس عده ای احتمال خطر را بالا می دانسته اند.
موضوع به همینجا ختم نمی شود بعد و قبل از این حادثه بسیاری تحقیقات در رابطه با این امر صورت گرفت که تاییدی بر این نظر بود.شخصا چندین مقاله از دانشمندان این عرصه را دیده ام که از اختلالات عجیب سیارات دیگر منظومه شمسی در هنگام هم راستایی با این جرم آسمانی سخن گفته اند.(یک نکته عرض کنم حتی بسیاری بر این باورند که گرم شدن زمین تنها از گازهای گلخانه ای نیست و بحث هایی مثل نزدیک شدن جرم آسمانی و اختلالات مداری را با آن مرتبط می دانند.)به عنوان نمونه در لینک زیر که مقاله ای هم در ذیل آن قرار دارد صحبت ها و مقاله ی پرفسور امرباشیچ(Mensur Omerbashich)استاد دانشگاه لس آنجلس موجود است که سخن از رابطه ی زمین لرزه های رخ داده و ستاره ی النین به میان آورده است.
http://www.youtube.com/watch?annotation_id=annotation_399682&v=e8uB80xx9Gg&feature=iv
اما هنوز هم فرضیات ضعیف بود زیرا که ماهیت النین برای همه ستاره شناسان واضح بود.با محاسبات انجام شده این یک ستاره ی دنباله دار معمولی است(چه به زمین بخورد و یا نه)و به هیچ عنوان نمی تواند عامل این رخدادها باشد.(حتی اگر تجربیات این را ثابت کند یک ستاره دنباله دار با جرم میلیون ها برابر کمتر از زمین و از آن فاصله ی دور نمی تواند عاملی برای زلزله به حساب آید.)
نقطه راهگشا ی این معما از آن جا آغاز شد که ستاره شناسان چینی اعلام کردند(لینک زیر) که یک شی ء ناشناخته پشت سر النین قرار دارد.(متاسفانه باز هم از این خبر به جای برداشت علمی برداشت تخیلی شد و عده ای اعلام کردند که کاروانی از بشقاب پرنده ها پشت سر النین قرار دارند!!!)
http://dimensionalbliss.com/2011/05/07/elenin-important-update/
این خبر یک شوک عظیم بود که به سرعت نگاه ها را به سمت خود معطوف ساخت.اما باز هم سازمان های فضایی در این رابطه سکوت کردند و دیگر کسی به طور جدی در این رابطه سخنی نگفت. به نظر دستی پشت پرده نمی خواهد ابعاد این قضیه روشنتر شود.قصد ندارم اینجا داستان بگویم و خیال پردازی کنم اما اگر کسی با تشکیلات عظیم اطلاعاتی و خبری غربی آشنا باشد می داند که حرکت غرب در این رابطه با چه ضوابطی جلو می رود.
ساخت فیلم هایی مثل2012 ،پیشگویی(Knowing)و مانند این ها با بودجه های بسیار عظیم، آماده سازی برای اتفاق مهمی است.اگر فیلم روزی که زمین از حرکت می ایستد را دیده باشید تنها چند ساعت به برخورد شهاب سنگ دولت آمریکا فقط به دانشمندان خود خبر از این برخورد داد.فیلم 2012 هم به همین صورت بود؛تعدادی کشتی فقط برای افرادی خاص و آن هم به طور مخفیانه.

قبل از روشن کردن ابعاد اصلی مطلب می خواهم کمی به متون دینی خودمان رجوع کنم تا از این منظر هم کمی تامل کرده شاید راحت تر مطلب تبیین شود:
حضرت علی(ع):آگاه شوید که برای خروج قائم(عج) ده علامت است اول آن ها ستاره ای دم دار است که به ستاره ی جدی نزدیک می باشد.در آن وقت هرج و مرج پرفتنه و شر واقع می شود....واز علامتی تا علامت دیگر امور عجیبه است.(کفایه الاثر،ص 213)
در کتاب کافی از امیر المومنین در طی خطبه ای مفصل آمده است:....ظاهر گردد مر شما را ستاره ای دم دار از سمت مشرق که علامت ظهور قائم است.....(ترجمه جلد 13 بحار ،ص187)
....عهد و پیمان شکسته شود واحترام کم گردد،اینها در وقتی ظاهر می شود که ستاره ی دم دار که عرب را مضطرب کند طلوع نماید....پس در این حال ظهور می کند مهدی(ع)....(مشارق الانوار)
در ماه صفر نشانه ای خواهد بود و ستاره ای دنباله دار آشکار می گردد .(الفتن ، ص148)
جای تامل دارد که زمان اولین دیدن این ستاره برابر با (دسامبر 2010)ماه محرم امسال بود که مدتی بعد قیام کشور های عربی آغاز گردید.
بعد از مطرح شدن بحث های زلزله و غیره عده ای از منجمان که به امکانات سازمانی دسترسی نداشتند با تلسکوپ های خود به موضع النین نگاه می کردند اما باز هم چیز خاصی مشاهده نشد؛ تا اینکه محققان احتمال دقیقیتری را مطرح کردند.اگر قرار باشد شی ای باعث زلزله شود باید دارای میدان عظیم گرانشی باشد و این شی نمی تواند چیزی به غیر از یک ستاره ، سیاه چاله یا چیزی شبیه به آنها باشد.اما ستاره همیشه با تلسکوپ های معمولی هم قابل رویت است چه برسد به عکس های دقیق و کامل موجود که در دسترس عموم هم قرار دارد. پس این احتمال مطرح گردید که قاعدتا با جرم آسمانی طرف هستیم که از خود نه تنها نور نمی دهد بلکه مانند سیاه چاله نور را به سمت خود جذب می کند؛یا اینکه بسیار خنکتر از آن است که مثل یک دنباله دار نور ساطع کرده و به راحتی مشاهده شود. تنها راه دیدن این شی استفاده از تلسکوپ های مادون قرمز مخصوص است که تعداد آن ها با دقت مورد نظر در جهان بسیار محدود است.
هنگامی که محققان به عکس هایی که توسط تلسکوپ مادون قرمز از النین گرفته شده بود رجوع کردند (عکس پایین)جرم فضایی را مشاهده کردند که مثل آن دیده نشده بود.اگر شما هم این شی را با دیگر اجرام آسمانی مقایسه کنید مطمئنا شگفت زده خواهید شد.اینکه ناسا از مدت ها پیش از این قضیه اطلاع داشته تقریبا حتمی است زیرا اولین خبرها از این موضوع و عکس های درز کرده با این فناوری بالا قطعا از محدوده ی خود آن ها به بیرون راه پیدا کرده است.پس در یک فرآیند تدریجی و با پیدا کردن درکی صحیح از قضیه و رجوع به محل دقیق این جرم آسمانی دانشمندان توانستند با نرم افزار ها و عکس های IRAS(ماهواره ی مادون قرمز است که از فضا با اشعه مادون قرمز به طور کامل عکس برداری کرده) این جرم عجیب را مشاهده کنند.
http://www.youtube.com/watch?v=I8dxNKU8rws&feature=channel_video_title
آنچه باید عرض کنم اینکه این جرم عجیب خصوصیات هیچکدام از اجرام شناخته شده را ندارد و یک توده ی نامرئی بسیار عظیم است که فقط خدا می داند چه خصوصیاتی را قرار است از خود به نمایش بگذارد.
وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ ﴿١﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ ﴿٢﴾ النَّجْمُ الثَّاقِبُ ﴿٣﴾
سوگند به آسمان و کوبنده ی شب1 و تو نمیدانی کوبنده شب چیست٢آن ستاره ی شکافنده است که پیش می رود3
در احادیث است که طارق همان ستاره ی قبل از ظهور است . خداوند می فرماید شما چه دانید که طارق چیست ستاره ای که می شکافد و جلو می رود.چرا خداوند از لفظ ستاره ای که حرکت می کند استفاده کرده است و کدام ستاره است که قابلیت حرکتی با این سرعت را داشته و تاریکی را می شکافد و جلو می رود؟ خداوند چه عجیب انسان مدعی علم را به سخره می گیرد و نادانی انسان نسبت به این جرم آسمانی را به رخش می کشد.
به نظر مدار این شی ء منطبق و در کنار دنباله دار النین است و دلیل حرکت عجیب النین از همین شی ء سرچشمه می گیرد.با افشاء هر چه بیشتر ابعاد این قضیه آرام آرام باید منتظر موضع گیری های رسمی باشیم.البته عرض کردم که موضع نظام سرمایه داری چگونه است. چند روز پیش بود که رئیس ناسا یک پیام عجیب هشدار آمیز اعلان کرد(در لینک زیر این پیام بررسی شده است) و آنطوری که از خبر ها مشخص گردیده به کارکنان ناسا دستورات خاصی برای آمادگی با حوادث پیش رو داده شده است.
http://www.youtube.com/user/jcattera#p/u/4/TOBLb2ZeACs
اگر به لینک سایت ناسا در زیر رجوع کنید سخنان رئیس این موسسه و توضیحاتی برای یک به اصطلاح مانور را خواهید یافت.حتی در کلیب پایین تر آن دستورات عجیبی در رابطه با ذخیره کردن یک هفته ی غذا و آب و...قابل مشاهده است.لینک های کنار صفحه یک آمادگی همگانی ارگان های مختلف را اعلان می کند.البته به گفته ی خودشان این ها فقط یک آماده سازی و مانور معمولی است.الله اعلم.
http://www.nasa.gov/centers/hq/emergency/personalPreparedness/index.html
هر گاه ستاره ای سرخ را دیدی که آن را نمی شناسی و در مسیرحرکت ستارگان قرار ندارد و در آسمان از جایی به جایی دیگر می رود و مانند ستون است، در حالی که ستون نیست، پس بی گمان،چنین چیزی نشانۀ جنگ، بلاها، کشته شدن بزرگان، زیادی شرور و اندوه ها و آشوب در میان مردم است(الاختصاص، ص162)
امام باقر (علیه السلام) فرمود:پیش از قیام قائم (علیه السلام) مردم به وسیلۀ آتشی که در آسمان آشکارمی شود و سرخی ای که آن را فرا می گیرد، از گناهانشان بازداشته می شوند. (الإرشاد، ج ۲، ص ۳۸۷ )
اثرات این شی بر روی جو می تواند باعث سرخی اتمسفر شود امری سال ها پیش به خاطر اثرات گرانشی خورشید به وقوع پیوست است.در احادیث سخن از طولانی شدن روزی قبل از ظهور و طلوع خورشید از مغرب است که می تواند ناشی از این شی ء باشد.حتی خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی در غیر وقت طبیعی اش هم بر همین اساس قابل بررسی است.
در آسمان سال 2011 و 2012 بسیاری از اجرام دیگر هم وجود دارند که محققان را به خود مشغول کرده اند.شهاب سنگ 45p honda که نیمه ی ماه رمضان امسال از کنار زمین عبور می کند.(احادیثی که از برخورد شی آسمانی به زمین در نیمه رمضان قبل از ظهور حکایت می کند تقریبا تواتر لفظی دارد.)
سیارک 2005 yu55 که با وضعیت عجیبی در حوالی عید قربان از فاصله ای کمتر از ماه از جو زمین عبور می کند به طوری که بسیار احتمال برخورد آن به زمین فراوان است.
http://yu55.net/
و بسیاری اجرام آسمانی دیگر که این دو سال را به سال های ملتهبی برای آسمان زمین بدل کرده اند.(لینک زیر)
http://www.youtube.com/watch?v=zfN0vblkmnE&feature=related
این شی مرموز عظیم نامرئی(که البته ابعاد مرئی آن با نزدیک شدنش مشخص می گردد) بر اساس محاسبات از اوایل ماه رمضان(و حتی زودتر) تاثیرات واضح آن بر روی زمین آغاز می شود و با سرخ کردن احتمالی جو زمین وجود خود را مرئی خواهد کرد.این شی ء دارای دو دنباله ی عجیب در اطراف خود است که مانند دو پر یک پرنده به نظر می رسند.
از علائم نزدیکی ظهور :... طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه میدرخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگرمتّصل شوند. پدید آمدن سرخی در آسمان که در فضا پراکنده گردد. (علامه حلی:نگاهی بر زندگی دوازده امام)
از دیگر خصوصیات این جرم آسمانی دارا بودن چند قمر است که در اطراف آن حرکت می کنند.احتمال دارد یکی از قمرهای گردان در اطراف آن عامل برخورد جرم آسمانی نیمه ی رمضان با زمین باشد.این شی در ماه اکتبر بین زمین خورشید قرار می گیرد که احتمال زلزله ی عظیمی را می دهد.اطلاعات دیگر را هم می توانید با جستجوی نام elenin+brown dwraf پیدا کنید.
نکته ی که به نظرم جالب است اینکه ابجد فارسی النین برابر ابجد قائم و برابر با ابجد امام مهدی است.در پایان عرض کنم که این ها فقط برآورد احتمالات مطرحه بود و هیچ الزامی در تحقق آن وجود ندارد و صرفا جهت اطلاع افکار عمومی ذکر گردید.
اللهم عجل لولیک الفرج
دوشنبه 3/5/1390 - 8:46
آموزش و تحقيقات
در حقیقت ، همه چیز از افكار و ذهن انسان سرچشمه می گیرد ؛
یعنی ، انسان ساخته و پرداخته افكار خویش است ؛ انسان همان است كه فكر می كند (
.... ای برادر تو
همه اندیشه ای .... ) قدرت خلاقه ، نتیجه اندیشه انسان می باشد . در واقع ذهن ، افكار و اندیشه ها و
شخصیت و تجارب حتی واقعیت های ما را می سازد . این ذهن ماست كه از ما انسانی موفق و قوی می سازد ، یا
برعكس آن عمل می كند ، شگفتی در اینجاست كه ( ضمیر ناخودآگاه ) بین اندیشه های سازنده و زیانبار ،
تفاوتی قایل نشده و برای شكوفایی هر یك از آنها ، انرژی مساوی به كار می برد !
به طور كلی ، هر كسی حوادث و اتفاقات بیرونی را ـ با توجه به باورها
و بینش خود به طور خودكار و از روی عادت ـ تفسیر و توجیه می كند ؛ این ما هستیم كه ( به طور خودكار )
تصمیم می گیریم
از مسائل چگونه برداشت كنیم و دیگران را چگونه ببینیم ! در واقع هر كسی با ذهنیت خود ، واقعیت های خویش
را می سازد .
به عنوان مثال ، اگر از یك حادثه ای كه 10 نفر شاهد داشته ، بخواهیم
گزارش كاملی از واقعه را ارائه نمایند ، هر یك از آنان ، تحت تاثیر ذهنیت و باورهای شان ، برداشت های
خود را از حادثه می كنند . در بررسی گزارش ها ، می بینیم كه 10 گزارش كم و بیش متفاوت در جلو رویمان
قرار دارد ، درحالی
كه هر ده نفر شاهد عینی یك واقعه بوده اند . به علاوه هر یك از آنها واقعا ً فكر می كنند ، آنچه را كه
دیده اند دقیقاً گزارش نموده اند ... ده ناظر و ده گزارش متفاوت از یك رویداد ... ؛ چرا گزارش ها این چنین
متفاوتند ؟ .... چون ، ده ناظر هر یك ، با توجه به باورها و ذهنیت خود و به طور خودكار و از روی عادت
ـ واقعه را مورد بررسی
و تفسیر قرار داده و با ذهنیت خود ، از آن حادثه ، واقعیت هایی خلق كرده و به بیان آن پرداخته اند ! درست
مثل ده دوربین عكاسی كه از ده زاویه مختلف یك حادثه ، عكسبرداری نموده باشند ! بنابراین ، هیچ حادثه ای
به خودی خود معنایی ندارد ، ما هستیم كه با توجه به ذهنیت خودمان به آن ، معنی و مفهوم می بخشیم.
روانشناسان معتقد هستند كه : اندیشه ها و پندارهای ماست كه
كیفیت زندگی ما را می سازد ، اندیشه ها هستند كه موجب موفقیت یا شكست ، عامل سلامتی یا مریضی ، باعث
خوشبختی یا بدبختی و .. ما هستند . با اندیشه های مثبت است كه انسان سرشار از شور و شوق و
اشتیاق احساس
خوشبختی ، تندرستی و آرامش می كند ؛ با افكار منفی است كه احساس شكست ؛ بدبختی ، مریضی و بیچارگی می
كند ؛ با اندیشه های مثبت است كه توانمندی ها ، اعتماد به نفس و خود باوری ها قویا بالا می رود ، در حالی
كه با افكار منفی ، ناتوانی ها ، حقارت و خود كم بینی ها ، درماندگی هایمان تشدید گردیده و در نتیجه
بسیاری از امراض روحی
و جسمی نصیب مان می شود
.
جای تاسف اینجاست كه اكثر مردم بدون این كه خود متوجه باشند ،
با تكرار اندیشه های مخرب ، انرژی های خود را بر ضد خویش به كار برده و سبب بدبختی های خود می شوند
! از همه حیرت انگیزتر این است كه بسیاری از مردم بدون اینكه خود متوجه شوند ، به فقر ، ذلت و ناكامی
عادت كرده و در جهت رسیدن به آنها ، برنامه ریزی می كنند !
نكته شگفت انگیز اینجاست كه وقتی منفی اندیش باشیم ، از هر
حادثه حتی از موفقیت ها ـ ندانسته ها و ناآگاهانه ـ برداشت های ناصواب و منفی كرده و به
راحتی افكار منفی در ذهن مان جای می گیرند ،... اما جنبه های مثبت را می بایست با تلقین به افكار تزریق كرد .
وقتی اندیشه های منفی را در سر داریم ، آنها را خواسته یا
ناخواسته در هر روز چندهزار مرتبه تكرار می كنیم ، در نتیجه : افكار منفی قوی تر می شوند و جای بیشتری
در ذهن به خود اختصاص می دهند ، در نهایت ، تمام بخش تولید فكر را تحت نظارت خود می گیرند و به
مجموعه افكارمان ، ماهیتی منفی می دهند . با این روند ، بدون اینكه بخواهیم و ندانسته ، بخش
عظیمی از توانایی
های ( بالفعل و بالقوه ) خود را ناتوان ساخته و بیهوده هدر می دهیم ... در نتیجه بی حوصله ، كم اشتها ،
پریشان حال ، بدخواب و افسرده و ... گشته ، زخم معده گرفته ، ... همچنین به ناراحتی قلبی ، عروق ، فشار
خون و هزاران دردهای دیگر دچار می شویم ... در حقیقت با منفی اندیشی و منفی بافی و تكرار آن در ذهن ،
انرژی و نیروی
خود را در تخریب خویش و دیگران به كار برده و زندگی را برای خود و دیگران زهرآگین می سازیم ، ... به
عبارت ساده ، سموم حاصل از نگرانی ، خشم ، ترس ، ناكامی ، منفی
بافی و ... مارا به سوی بیماری و نابودی می كشاند . غیر ممكن است ، در آن واحد هم سالم باشیم و هم منفی
نگر و مضطرب و نگران ! اندیشه های منفی مثل یك غده سرطانی عمل می كنند ، به مرور زمان كلیه افكار مثبت
را محو و نابود ساخته و پایانی غم انگیز بوجود می آورند .
با توجه به اینكه زندگی ، جریان ، حركت و پویاست ، وقتی تفكر مثبت
بر آن حاكم باشد، این حركت ، با پویایی و قدرت و سرعت بیشتری جاری می شود ، در حالی كه با
حاكمیت تفكر منفی ، شدت و قدرت آن قویاً كاهش می یابد . چه باید كرد ؟
خصوصیات فردی و نحوه تفكر آدمی ، تحت تاثیر استعداد های
ارثی و توان های بالقوه و فرهنگ حاكم بر جامعه و الگوهای محیط ( خانواده و اجتماع )
قرار دارد . چون اكثر مردم در تمامی جوامع ، منفی اندیش و منفی باف هستند ،
شستشوی ذهن از افكار و اندیشه های منفی كاری است بس بزرگ ، فقط انسان های آگاه ، هدفمند
، شجاع و جسور می
توانند خود را از تحت نفوذ فرهنگ حاكم ناصواب و بازدارنده و الگوهای منفی و زیان بار بیرون كشیده و با پویایی
ذهن ، آرام آرام خود را از فقر به اوج سعادت و خوشبختی برسانند تا هم برای خود خلاق و مفید شده و هم برای
اجتماع .
سه شنبه 7/4/1390 - 7:30
آموزش و تحقيقات
1 ـ صفات و مشخصات اهل تقوا
(پرهیزگاران )
2 ـ اوصاف
و نشانه های منافقان
3 ـ
خداوند چرا انسان ها را آفرید .
4 ـ دو
شرط برای رفتن به بهشت
5 ـ
راههای خداشناسی
6 ـ خلقت
حضرت آدم برای خلافت در روی زمین تا خروج آدم و حوا از بهشت و توبه آدم
7 ـ فایده
صبر و نماز
8 ـ دیدن
خداوند با چشم
9 ـ
ماجرای سربریدن گاو توسط قوم بنی اسرائیل بدستور خداوند
10 ـ
آخرین مشخصات گاو
11 ـ
مجازات شدید دانشمندان خائن
12 ـ
پیمان هایی که خداوند از بنی اسرائیل گرفته است .
13 ـ
استفاده انحصاری از بهشت
14 ـ سوء
استفاده های زیانبار از سحر و عاقبت سحرآمندان و جادوگران
15 ـ تلاش
یهودیان برای شبیخون فرهنگی
16 ـ
توطئه فرهنگی
17 ـ
امتحانات بزرگ حضرت ابراهیم ، برای رسیدن به امامت
18 ـ بازسازی
کعبه
19 ـ تلاش
مسیحیان و یهودیان برای گرایش دادن مسلمانان به دین خودشان
20 ـ
رنگ خدایی سه شنبه 7/4/1390 - 7:18