• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 9
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 5438روز قبل
داستان و حکایت

سید جواد عاملى، فقیه معروف، صاحب كتاب مفتاح الكرامة، شب مشغول صرف شام بود كه صداى در را شنید. وقتى كه فهمید پیشخدمت استادش سید مهدى بحرالعلوم دم در است با عجله به طرف در دوید. پیشخدمت گفت: «حضرت استاد شما را الآن احضار كرده است. شام جلو ایشان حاضر است اما دست به سفره نخواهند برد تا شما بروید.».

جاى معطلى نبود. سید جواد بدون آنكه غذا را به آخر برساند، با شتاب تما به خانه سید بحرالعلوم‏ رفت. تا چشم استاد به سید جواد افتاد، با خشم و تغیر بى سابقه‏اى گفت:

«سید جواد! از خدا نمى‏ترسى، از خدا شرم نمى‏كنى؟!».

سید جواد غرق حیرت شد، كه چه شده و چه حادثه‏اى رخ داده؟! تاكنون سابقه نداشته اینچنین مورد عتاب قرار بگیرد. هرچه به مغز خود فشار آورد تا علت را بفهمد ممكن نشد. ناچار پرسید:

«ممكن است حضرت استاد بفرمایند تقصیر اینجانب چه بوده است؟».

«هفت شبانه روز است فلان شخص همسایه‏ات و عائله‏اش گندم و برنج گیرشان نیامده. در این مدت از بقال سر كوچه خرماى زاهدى نسیه كرده و با آن به سر برده‏اند.

امروز كه رفته است تا باز خرما بگیرد، قبل از آنكه اظهار كند، بقال گفته نسیه شما زیاد شده است. او هم بعد از شنیدن این جمله خجالت كشیده تقاضاى نسیه كند، دست خالى به خانه برگشته است و امشب خودش و عائله‏اش بى‏شام مانده‏اند.».

- به خدا قسم من از این جریان بى‏خبر بودم، اگر مى‏دانستم به احوالش رسیدگى مى‏كردم.»

مجموعه آثار استاد شهید مطهرى    ج‏18   ص:383  
جمعه 21/5/1390 - 14:21
دعا و زیارت

سید بن طاووس به نقل از امام صادق علیه السلام می گوید:

رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به امیر المومنین علیه السلام فرمود:

ای اباالحسن این ماه رمضان است که آمده،پس دعایت را قبل از افطارت قرار ده،زیرا جبرییل نزد من آمد و گفت:

ای محمد،هر که در ماه رمضان ،قبل از آنکه افطار کند این دعا را بخواند خداوند متعال دعایش را مستجاب کرده و نماز و روزه اش را قبول و ده دعا از وی را مستجاب می نماید و گناهش را بخشوده و در هم و غمش گشایش حاصل می فرماید و اندوهش را از بین برده و حوایجش را بر آورده می کند و او را به مطلوبش می رساند و عملش را به همراه اعمال انبیاء و صدیقین بالا می برد و روز قیامت در حالی که چهره اش از ماه شب بدر(ماه شب چهارده) درخشان تر است ،می آید .

پس گفتم ای جبرییل آن دعا چیست؟

گفت:بگو

اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِیمِ وَ رَبَّ الْكُرْسِیِّ الرَّفِیعِ وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ وَ رَبَّ الشَّمْعِ الْكَبِیرِ وَ النُّورِ الْعَزِیزِ وَ رَبَّ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ وَ الْفُرْقَانِ الْعَظِیمِ أَنْتَ إِلَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ إِلَهُ مَنْ فِی الْأَرْضِ لَا إِلَهَ فِیهِمَا غَیْرُكَ وَ أَنْتَ جَبَّارُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ جَبَّارُ مَنْ فِی الْأَرْضِ لَا جَبَّارَ فِیهِمَا غَیْرُكَ وَ أَنْتَ مَلِكُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَلِكُ مَنْ فِی الْأَرْضِ لَا مَلِكَ فِیهِمَا غَیْرُكَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْكَبِیرِ وَ نُورِ وَجْهِكَ الْكَرِیمِ [الْمُنِیرِ] وَ بِمُلْكِكَ الْقَدِیمِ یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِی أَشْرَقَ بِهِ كُلُّ شَیْ‌ءٍ وَ بِاسْمِكَ الَّذِی أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ بِاسْمِكَ الَّذِی صَلَحَ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ بِهِ یَصْلُحُ الْآخَرُونَ یَا حَیٌّ [حَیّاً] قَبْلَ كُلِّ حَیٍّ وَ یَا حَیُّ [یَا حَیّاً] بَعْدَ كُلِّ حَیٍّ یَا حَیُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ اجْعَلْ لِی مِنْ أَمْرِی یُسْراً وَ فَرَجاً قَرِیباً وَ ثَبِّتْنِی عَلَى دِینِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى هُدَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى سُنَّةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ وَ اجْعَلْ عَمَلِی فِی الْمَرْفُوعِ الْمُتَقَبَّلِ وَ هَبْ لِی كَمَا وَهَبْتَ لِأَوْلِیَائِكَ وَ أَهْلِ طَاعَتِكَ فَإِنِّی مُؤْمِنٌ بِكَ وَ مُتَوَكِّلٌ عَلَیْكَ مُنِیبٌ إِلَیْكَ مَعَ مَصِیرِی إِلَیْكَ وَ تَجْمَعُ لِی وَ لِأَهْلِی وَ لِوُلْدِی الْخَیْرَ كُلَّهُ وَ تَصْرِفُ عَنِّی وَ عَنْ وُلْدِی [وَالِدِی] وَ أَهْلِی الشَّرَّ كُلَّهُ أَنْتَ الْحَنَّانُ الْمَنَّانُ بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ تُعْطِی الْخَیْرَ مَنْ تَشَاءُ وَ تَصْرِفُهُ عَمَّنْ تَشَاءُ فَامْنُنْ عَلَیَّ بِرَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

(به نظر می آید که داخل پرانتز نسخه بدل است )

خداییش برای فرج آقامون دعا کنید

دوشنبه 10/5/1390 - 17:51
اهل بیت

آورده‏اند كه فاضل اطبّا جالینوس‏ معاصر عیسى‏ مسیح علیه السّلام بود، و هنگامى‏كه آن پیغمبر خدا مبعوث شد جالینوس پیر شكسته بود، و چون شنید كه آن بزرگوار مرده زنده مى‏كند گفت این طبّ نیست این نبوّت است لذا از غیب بدو ایمان آورد، و خواهرزاده خود بولص را به متابعت آن جناب امر فرمود، وى را به سویش گسیل داشت و خود از مهاجرت به سبب پیرى و ناتوانى عذر خواست و نامه‏اى بدین مضمون براى آن حضرت ارسال داشت: اى طبیب نفوس، اى پیغمبر خدا بسا كه بیمار به سبب عوارض جسمانى از خدمت طبیب باز مى‏ماند خواهرزاده‏ام بولص را حضور شما فرستادم تا به آداب نبوّت جان خویش را معالجه كند.

بولص به حضور روح اللّه علیه السّلام تشرّف حاصل كرد و نامه جالینوس را تقدیم داشت؛ آن بزرگوار اكرامش كرد و وى را گرامى داشت. و این بولص یكى از حواریین آن جناب شد و تا بدان پایه رسید كه گفته‏اند: اگر در حواریون حضرت مسیح علیه السّلام كسى جز بولص نمى‏بود هر آینه بولص كافى بود.

و آن پیغمبر خدا در جواب نامه جالینوس بدو نوشت: اى كسى كه از علم صحیح خود انصاف دادى، مسافت حجاب جانها نمى‏گردد. و السّلام. نامه‏ها برنامه‏ها  (استاد حسن زاده آملی روحی فداه)     123    

پنج شنبه 16/4/1390 - 17:47
شعر و قطعات ادبی
چو رسي به طور سينا ارني نگفته بگذر

                                  که نيارزد اين تمنا به جواب لن تراني

ارني کسي بگويد که تو را نديده باشد   

                                 تو که با مني هميشه دگر اين چه لن تراني

چو رسي به طور سينا ارني بگو و بگذر

                                 که خوشست ز دوست حرفي،بود ارچه لن تراني

يکشنبه 29/3/1390 - 17:43
تبریک و تسلیت

 ما و موسي همسفر بوديم در سيناي عشق

قسمت او لم تراني سهم ما ديدار شد

سالروز وفات جانگداز بي بي دو عالم بر همه دوستدارانش تسليت باد .

يکشنبه 29/3/1390 - 17:36
شعر و قطعات ادبی

هله نومید نباشی که تو را یار براند                              گرت امروز براند نه که فردات بخواند

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا                       ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند

و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذرها                           ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند

نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد                        نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند

چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر                            تو ببینی دم یزدان به کجا هات رساند

به مثل گفتم این را و اگر نه کرم او                              نکشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند

همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد                        بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند

دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش                           به کی ماند به کی ماند به کی ماند به کی ماند

 

هله خاموش که بی گفت از این می همگان را                  بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند

 

 

 

سه شنبه 9/1/1390 - 7:25
داستان و حکایت

روزى فاطمه نزد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم رفته و در باره بعضى مشكلات زندگى خود شكوه نمود، پس رسول خدا لوحى در اختیار دخترش قرار داد و گفت: آنچه را كه در آن نوشته شده بیاموز.
و در آن لوح مطالبی نوشته نوشته شده بود که از جمله آنها:

....و كسى كه به خداوند و آخرت ایمان دارد یا سخن نیكو و شایسته مى‏گوید و یا سكوت مى‏كند.

صایب می گوید:

خنده رسوا می نماید پسته بی مغز را

چون نداری مایه از لاف سخن آزاده باش

شنبه 6/1/1390 - 7:51
قرآن

حجت الاسلام و المسلمسن قرائتی نقل کرده اند که:

 

آقاى حسن زاده آملى به آقاى پرهیزگار گفت: حاضرم آنچه تحصیل كرده‏ام بدهم و حافظ قرآن باشم.

.

جمعه 5/1/1390 - 7:1
شعر و قطعات ادبی

چون تو خوشى اى دوست به ویرانى دلها

 

آبادتر آن سینه كه آباد نباشد

 

گفتى كه سرت خاك كنم بر سر این كوى

 

اى خاك بر آن سر كه بدان شاد نباشد

امیر خسرو دهلوی

پنج شنبه 4/1/1390 - 7:23
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته