• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 6
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 5587روز قبل
دانستنی های علمی
 (( چرا چرت زدن باعث زیرک شدن می شود؟  ))   خواب خوب شبانه برای ذخیره کردن دانش آموخته‌شده در روز قبل ضروری است- این موضوع کاملا شناخته شده است. اکنون یک بررسی جدید نشان ‌ می‌دهد چرت زدن پیش از یادگیری هم مهم است. به گزارش لایوساینس در این بررسی داوطلبانی که پیش از انجام دادن یک وظیفه به خاطر سپردن در هنگام عصر 100 دقیقه چرت زده بودند، نسبت به افرادی که بدون چرت زدن این کار را انجام داده بودند‌، به طور میانگین 20 درصد نمره‌های بیشتری در این آزمون حافظه گرفتند.  ماتیو واکر،‌استاد روانشناسی و علوم اعصاب در دانشگاه برکلی در کالیفرنیا، سریرست این پژوهش، گفت: "در حد اطلاع ما به نظر می‌رسد این این بررسی اولین شاهد در مورد مزیت غیرمنفعلانه خواب در  یادگیری است." واکر گفت: "تنها کافی نیست پس از یادگیری بخوابید. معلوم می‌شود که قبل از یادگیری هم نیاز به خواب دارید." چرت‌زدن‌های سرزنده کننده پژوهش‌های قبلی نشان داده‌اند که رویا دیدن یادگیری را تقویت می‌کند،‌ و یک بررسی دال بر آن بود که 90 دقیقه چرت زدن ممکن است به حافظه درازمدت کمک کند. اما پژوهش واکر که این هفته در جورنال Current Biology منتشر شده است، نشان می‌دهد یک مرحله دیگر خواب، که مرحله "خواب بدون حرکات سریع چشم" (NREM) به تقویت یادگیری ناشی از چرت زدن پیش از یادگیری، ارتباط نزدیکی دارد. واکر و همکارانش از 44 داوطلب - 27 زن و 17 مرد- خواستند هنگام ظهر به آزمایشگاه خواب بیایند. در ابتدا از این داوطلبان انجام وظیفه‌ای خواسته‌شد که در آن مجبور بودند 100 نام و چهره را به خاطر بسپارند. سپس از آنها آزمایش به عمل می‌آمد تا معلوم شود تا چه میزان می‌توانند نام و چهره‌های مربوط به هم را به یاد آورند. پژوهشگران در مرحله بعد نیمی از داوطلبان را برای برای چرت زدن در فاصله ساعت 2 بعدازظهر و 3:40 بعدازظهر فرستادند. دانشمندان امواج مغزی داوطلبانی که در حال چرت زدن را در هنگامی که خوابیده بودند، ثبت کردند. گروه دیگر از داوطلبان بیدار ماندند و کارهای روزمره‌ معمول‌شان را انجام دادند. در ساعت 6 بعدازظهر، از هر دو گروه خواسته شد، مجموعه دیگری از 100 چهره و نام را به خاطر بسپارند و دوباره میزان یادآوری آنها مورد آزمایش قرار گرفت. (زمان آزمایش طوری تعیین شده بود که به افرادی که چرت زده بودند بیش از یک ساعت فرصت می‌داد تا از خواب‌آلودگی پس از چرت زدن خارج شوند). به گفته واکر اولین یافته عمده این بود که توانایی یادگیری با رفتن به انتهای روز کاهش پیدا می‌کند. داوطلبانی که چرت نزده بودند در آزمایش عصرشان نسبت به آزمایش صبح‌شان 12 درصد ضعیف‌تر عمل کردند. اما در کسانی که چرت زده بودند، بر عکس نتایج آزمایش بعدازظهر بهتر از آزمایش صبح بود و حافظه آنها تقویت شده بود: کسانی که چرت زده بودند در آزمایش عصر 10 درصد بهتر از آزمایش صبح عمل کردند. به گفته واکر در مجموع تفاوت نمره‌ها میان دو گروه - آنهایی که چرت زده بودند و آنهایی که چرت نزده بودند- 20 درصد بود. دومین یافته این بود که ثبت امواج مغزی نشان دهنده یک مسئول احتمالی تقویت حافظه پس از چرت زدن بود: یک فوران کوتاه‌مدت و همزمان‌شده از فعالیت الکتریکی به نام "دوک خواب" رخ می‌داد. این دوک‌های خواب حدود یک ثانیه طول می‌کشند و ممکن است 1000 بار در طول شب در مرحله خواب NREM تکرار شوند. افرادی که دوک‌های بیشتری در خواب‌شان رخ دهد، به خصوص افرادی که این دوک‌های خواب بیشتر در منطقه‌ای از مغزشان به نام قشر پیش‌پیشانی رخ می‌دهد، بیشترین افزایش توانایی یادگیری پس از چرت زدن را به دست می‌آورند. بارگذاشتن خاطرات واکر و همکارانش تصور می‌کنند این دوک‌های خواب برای این کار می‌کنند تا اطلاعات را از هیپوکامپ، ناحیه کوچکی در عمق مغز که خاطرات در آن ذخیره می‌شود، به قشر پیش‌پیشانی که به عنوان ذخیره حافظه درازمدت عمل می‌کند، منتقل کنند. این کار هیپوکامپ را آزاد می‌کند تا خاطرات جدید را بسازد. واکر می‌گوید فراوانی خواب NREM و دوک‌های خواب در سراسر دوره زندگی فرد تغییر می‌کند. برای مثال در افراد سالمندتر دوک‌های خواب کاهش می‌یابد ‌که بیانگر این است اختلال خواب ممکن است یکی از دلالیلی باشد که نقصان حافظه در سالمندی این همه شایع است. داوطلبان در بررسی فعلی جوان بودند، اما به گفته واکر پژوهشگران امیدوارند اثر دوک‌های خواب را بر یادگیری افراد سالمندتر هم مورد بررسی قرار دهند. واکر می‌گوید این پژوهش همچنین توجه را به اهمیت خواب در زندگی روزمره جلب می‌کند. دوک های با فراوانی بیشتری در اواخر خواب شبانه رخ می دهند، دقیقا همان زمانی که افراد مشغول به کار و تحصیل که مجبورند زود از خواب برخیزند، آن را از دست می‌‌دهند. واکر می‌گوید: "در دوره زمانی میان نوزادی و ابتدای بزرگسالی، ما این برداشت را که خواب برای‌مان مفید است، کنار می‌گذاریم. او می‌گوید این رویه باید تغییر کند. "خواب در مورد یادگیری و حافظه نقش بسیار فعالی دارد. به نظر من برای جامعه تجملی نشمردن خواب و ان را یک ضرورت زیستی به حساب آوردن خردمندانه خواهد بود." 
پنج شنبه 26/12/1389 - 1:30
بهداشت روانی
 در مورد هیپنوتیزم چه می دانید  ))  روی یك صندلی راحت كه تكیه‌گاه سر دارد، بنشینید. اگر كفشتان تنگ است از پا در آورید یا بندهایش را شل كنید. در راحت‌ترین حالت ممكن قرار گیرد تا به راحتی بتوانید اعضای بدنتان را حركت دهید. دست‌هایتان را به هر صورت كه مایلید قرار دهید. اكنون از پنج تا یك بشمارید و آرام چشم‌هایتان را ببندید. آرام و عمیق نفس بكشید. اجازه دهید تا ریه‌هایتان كاملا از هوا پر شود. چند ثانیه هوا را در سینه‌تان حبس كنید و سپس به آرامی هوا را بیرون دهید. روی نفس‌هایتان تمركز كنید. مسیر هوا را كه از بینی وارد ریه‌ها می‌شود در ذهنتان تجسم كنید. روی خنكی نوك بینی‌تان تمركز كنید.  هوای سرشار از اكسیژن از بینی وارد مسیر هوایی می‌شود، نوك بینی شما را خنك می‌‌كند و وارد ریه‌هایتان می‌شود. ریه‌های شما با هر دم پر از اكسیژن می‌شود. اكسیژن بیشتر شما را سبك و سبك‌تر می‌كند.  به حسی كه در هنگام دم روی پوست شكمتان احساس می‌كنید، تمركز كنید. به نفس كشیدن ادامه دهید. شما لحظه به لحظه اكسیژن بیشتری را وارد بدن می‌كنید در نتیجه همه بدن شما از جمله ماهیچه‌هایتان سرشار از اكسیژن می‌شود. كم‌كم، ریلكس و سبك می‌شوند... عمیق‌تر نفس بكشید و اجازه دهید بدنتان سبك و سبك‌تر، شل‌تر و شل‌تر، آزاد و آزادتر شود... شما هیپنوز شده‌اید!هیپنوز یك پدیده نرمال مغزی است. مغز انسان پنج حالت مختلف را تجربه می‌كند. 1- بیداری: شما در بیداری می‌بینید یا می‌شنوید و به تحریكات اطراف واكنش نشان می‌دهید. 2- خواب: در خواب چشمان شما نمی‌بینند، گوش‌هایتان نیز نمی‌شنوند، به تحریكات اطراف نیز واكنشی نشان نمی‌دهید مگر آنكه تحریكات بیرونی از آستانه خواب شما بیشتر باشد. خواب حالت رویایی مغز است. مغز شما در خواب اتفاقات روز را آنالیز می‌كند و شما آنها را به صورت رویا می‌بینید. 3- بی‌هوشی: برخلاف خواب و بیداری كه پدیده‌های طبیعی مغزی هستند، بی‌هوشی یك حالت غیرطبیعی است. در این حالت كه توسط دارو یا بر اثر ضربه به مغز یا شوك بوجود می‌آید، مغز قدرت دریافت سیگنال‌های عصبی را از دست می‌دهد. بنابراین در بی‌هوشی، شدیدترین دردهای جراحی نیز حس نمی‌شود. 4) Delirium : این حالت كه به آن اصطلاحا سرسام نیز می‌گویند، حالت دیگری از مغز است. در این حالت فرد كارهایی انجام می‌دهد كه مغز آنها را ثبت نمی‌كند. برخی از بیماران روانی ممكن است دست به اقداماتی بزنند نظیر پرخاشگری، كه اگر از مدتی از آنها سوال شود چیزی به یاد نمی‌آورند. 5- هیپنوز: هیپنوز حالتی از مغز است كه در هیپنوتیزم رخ می‌دهد. در این حالت سه ویژگی تمركز، انفكاك و تلقین‌پذیری برای فرد اتفاق می‌افتد. به این معنا كه فرد ابتدا روی یك موضوع تمركز می‌كند. این تمركز بالا سبب جذب او و انفكاكش از محیط پیرامونش می‌شود. البته در همین انفكاك می‌تواند پیام‌ها و تحریكات محیطی را نیز دریافت كند و در صورت لزوم به آنها پاسخ دهد. در عین حال فرد هیپنوز شده از تلقین‌پذیری بسیاری نیز برخوردار خواهد شد. ممكن است شما در طول روز بارها و بارها هیپنوز شوید. به این حالت هیپنوز خود به خود یا “Alert hypnose” می‌گویند. تصور كنید كه شما درگیر یك مساله فكری شده‌اید و روی آن تمركز كرده‌اید. در عین حال دارید در مسیر خود رانندگی می‌كنید. شما بدون اینكه بدانید دنده عوض می‌كنید و در مسیر خود به تحریكات ترافیكی بیرونی واكنش نشان می‌دهید. اما غرق در افكار خود هستید و زمانی به حال خود برمی‌گردید كه به مقصد رسیده‌اید و یا یك محرك قوی شما را به حال خود آورده است. ممكن است این مساله فكری آنقدر عمیق باشد كه حتی شما ناخودآگاه اشك هم بریزید. در این حالت شما هیپنوز شده‌اید و سه پارامتر تمركز، انفكاك و تلقین را تجربه كرده‌اید. همه ما هیپنوتیزم خودبخود را در هنگام تماشای یك فیلم سینمایی نیز تجربه كرده‌ایم. چنین تجربه‌هایی در مورد كودكان به هنگام تماشای كارتون‌های مورد علاقه‌شان یا بازی بیشتر رخ می‌دهد، چرا كه كودكان از هیپنوتیزم‌پذیری بالایی برخوردار هستند. در حالتی دیگر امكان دارد كه شما به كمك یك درمانگر یا فردی كه هیپنوتیزم را می‌شناسد، هیپنوز شوید. هیپنوتیزم چه اهمیتی دارد؟بدن انسان در شرایط هیپنوز ویژگی‌های خاصی دارد. هورمون‌های ویژه‌ای در بدن ترشح می‌شود و سیگنال‌های مغزی انسان در حالت آلفا، بتا یا حتی صریح‌تر از آن گاما قرار می‌گیرد. بدن شل و ریلكس می‌شود و اسپاسمی در عضلات رخ نمی‌دهد. ضربان قلب بسیار عادی و نرمال می‌شود. تنفس منظم و عمیق می‌شود. سطح اكسیژن خون بالا می‌رود و خون‌رسانی به طور مرتب به همه نقاط بدن صورت می‌گیرد. فرد هیپنوز شده یك آرامش عمیق را احساس می‌كند و اضطراب و استرس از وی دور می‌شود.  این شرایط علاوه بر آنكه سبب می‌شود بسیاری از پارامترهای تشدید بیماری از بین رود، به سرعت بهبود و به بسیاری از بیماری‌ها نیز كمك شایانی می‌كند. این حالت خصوصا در بیماری‌های سایكوسوماتیك نمود بیشتری دارد. بیماری‌های سایكوسوماتیك یا روان تنها به دسته‌ای از بیماری‌ها گفته می‌شود كه منشا روانی دارند.  بسیاری از بیماری‌های دستگاه گوارش، حساسیت‌ها، تظاهرات پوستی و... در اثر استرس تشدید می‌شوند. بنابراین به كمك هیپنوتیزم می‌توان استرس را از فرد دور كرد و به بدن او اجازه داد تا با سرعت بیشتری به درمان بیماری بپردازد. البته نباید فراموش كرد كه هیپنوتراپی به هیچ روی نباید جایگزین سایر درمان‌های متداول شود بلكه هیپنوتیزم به عنوان یك ابزار درمانی در كنار درمان‌های دیگر به فرد كمك می‌‌كند تا زودتر و راحت‌تر از بیماری‌ خود شفا یابد.  نكته درمانی دیگری كه در هیپنوتیزم باید به آن توجه كرد آن است كه همانطور كه گفته شد در هیپنوتیزم تلقین‌پذیری فرد بالا می‌رود. از همین رو می‌توان بنا به تشخیص درمانگر احساسات و ویژگی‌هایی را به فرد تلقین كرد تا به كمك آن بتواند به درمان بسیاری از بیماری‌ها و ناهنجاری‌های روانی خود از قبیل اعتیاد به مواد مخدر و الكل، سیگار كشیدن، پرخاشگری، سوءظن و بدبینی و... بپردازد.  همچنین متخصصان هیپنوتراپ می‌توانند با كمك تكنیك‌های هیپنوتیزم به مراجعان خود آموزش دهند كه چگونه می‌توانند با یك تكنیك ساده خستگی را از بدن خود دور كنند و با صرف مدت كوتاه، پر انرژی و شاداب به فعالیت‌های روزانه خود ادامه دهند.  هیپنوتیزم همچنین به كاهش و كنترل درد نیز كمك بسزایی می‌كند. در سال 1970 یك بیمار در سوئد بدون بی‌هوشی و تنها با هیپنوتیزم مورد جراحی تیروئید قرار گرفت، بدون آنكه كوچك‌ترین دردی حس كند. در كشور سوئد این نیز با رشد آموزش تكنیك‌های هیپنوتیزم مورد توجه پزشكان و دندان پزشكانی هستند كه تنها با كمك هیپنوتیزم به كنترل درد مراجعان خود می‌پردازند و حتی جراحی‌های دندان را بدون بی‌حسی انجام می‌دهند.  زایمان بدون درد با هیپنوتیزم هم یكی دیگر از كاربردهای این روش است.اما آیا هیپنوتیزم برای همه افراد كاربرد دارد؟ جواب این سوال منفی است. هیپنوتیزم در 95 درصد از افراد سالم كه فاقد بیماری روانی هستند، امكان‌پذیر است اما پنچ درصد از افراد سالم جامعه به هیچ عنوان هیپنوز نمی‌شوند كه این مساله به ژنتیك این افراد باز می‌گردد. ضمن آنكه بیماران روانی را نیز نمی‌توان هیپنوتیزم كرد. در میان جمعیت 95 درصدی هیپنوتیزم‌پذیر نیز یك طیف را شاهد هستیم. 10 درصد از این افراد از هیپنوتیزم‌پذیری بالایی برخوردارند. به گونه‌ای كه می‌توان بی‌حسی‌های عمیق را به آنها القاء كرد و بدون بی‌هوشی یا بی‌حسی آنها را مورد عمل جراحی قرار داد. 60درصد از این افراد نیز از هیپنوتیزم‌پذیری متوسط برخوردارند و می‌توانند به خوبی درمان‌های هیپنوتیزم را دریافت كنند. 25درصد باقیمانده از هیپنوتیزم‌پذیری ضعیفی برخوردارند اما همین گروه نیز می‌توانند در سطوح مختلف مورد هیپنوتراپی قرار گیرند. هیپنوتراپی باید تنها توسط درمانگران مورد تایید انجمن هیپنوتیزم بالینی ایران به عنوان تنها مرجع علمی و قانونی در این زمینه انجام گیرد و پس از چند جلسه هیپنوتراپی، تكنیك‌های خود هیپنوتیزمی به فرد آموزش داده می‌شود تا او بتواند در شرایط مختلف با استفاده از این تكنیك، استرس و اضطراب خود را كاهش داده و درمان خود را كامل كند.  تكنیك‌های هیپنوتیزم متفاوت است و بسته به ویژگی‌‌ها و شخصیت فرد، درمانگر یك تكنیك را انتخاب می‌كند. هیپنوتیزم هیچ خطری برای فرد هیپنوتیزم شونده ندارد و تنها ممكن است فرد از حالت هیپنوز وارد خواب شود و پس از مدتی بیدار شود. در پایان باید گفت بسیاری از اعتقادات و باورهایی كه در میان عامه مردم در مورد هیپنوتیزم وجود دارد، مطالبی از قبیل اینكه می‌توان از فرد هیپنوز شده اعتراف گرفت یا القائاتی برخلاف باورها و اعتقادات فرد به او تلقین كرد شایعاتی بیش نیستند. همچنین اگر خود فرد نخواهد، به هیچ عنوان نمی‌توان او را هیپنوز كرد.
پنج شنبه 26/12/1389 - 1:29
طنز و سرگرمی
هیچ وقت دقت كرده اید چرا........   چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟چرا تو خونه ۴٠ متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟چرا تو شهروند و هایپراستار و ... چشم میدوزن به سبد همدیگه؟چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟چرا وقتی می رن لباس بخرن بقیه مغازه ها رو هم نگاه می کنن؟چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟چرا روز پدر همه لباس زیر کادو می خرند؟چرا مردها روز زن فقط طلا و ادکلن کادو می خرند؟چرا فیلم زیاد می بینن ولی کتاب نمی خونن؟چرا اونهایی که زبانشون خوبه هم فیلم رو با زیرنویس نگاه میکنن؟چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟چرا زنها بچه برادرشون رو بیشتر از بچه خواهرشون دوست دارند؟چرا پدر دخترها تو خواستگاری کمتر از همه حرف می زنن؟چرا مراسم ختم ساعت ۴ بعد از ظهر تشکیل میشه؟چرا وقتی پشت سر یکنفر صحبت میکنن اصلا فکر نمیکنن این غیبته؟چرا زنها تو هر مهمونی نباید لباس تکراری بپوشن؟چرا تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه؟چرا وقتی شکلات تعارف میکنن اگه بیشتر از یکی بردارن زشته؟چرا بند کتونی رو دور مچ پا میبندن ولی بند کفش رو نه؟چرا بیدار شدن از خواب تو یه صبح ابری یا بارونی براشون خیلی سخته؟چرا واسه مهاجرت دنبال یه جای خوش آب و هوا می گردن؟چرا با اینهمه شاعری که در طول تاریخ دارن شعر ترانه هاشون رو مریم حیدرزاده میگهچرا با موسیقی سنتی شون نمیشه رقصید؟چرا سه تار سه تا تار نداره؟چرا قرارداد کارمندی رو کارفرماها تنظیم میکنن؟چرا اکثر ماشینها یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟چرا زنها وقتی ابرو بر می دارن روحیشون بهتر میشه؟(چه ربطی داره ابرو با روحیه؟)چرا زنها لوازم ارایش رو روی شصتشون تست میکنن؟ چرا مثل کرم پشت دستشون نمی زنن؟چرا زنها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟چرا مردها فرق آرایش ۵٠ هزارتومنی با آرایش ١.۵ میلیون تومنی رو نمیفهمن؟چرا کادوهای عروسی رو یه روز بعد از عروسی (پاتختی) می دن؟چرا وقتی داماد می رقصه بهش پول می دن؟ مگه داماد رقاصه؟چرا وقتی یکی میمیره مشکی می پوشن؟ چرا نارنجی نمی پوشن؟ اگه مشکی رنگ غمه چرا اینهمه استفاده میشه؟چرا مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟چرا مردها هرزگی رو دوست دارن ؟چرا وقتی به تقاطع می رسن بجای ترمز رو گاز فشار میارن؟چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟چرا تو اتوبان دست انداز میذارن؟چرا کسی برای صبحونه کسی رو مهمون نمیکنه؟چرا پشت شیشه ماشین می نویسن یا ابا عبدالله الحسین؟چرا تو هر کوچه ای بجای یکی چندتا تکیه هست؟چرا سر عقد عروس دفعه سوم میگه بله؟چرا آدمها وقتی عکس میگیرن به یه جای نامعلوم خیره می شن؟چرا با اینکه همه فضولند از فضولی دیگران ناله می کنند؟چرا راننده تاکسی ها از همه بدتر رانندگی میکنن؟ چرااااااا....؟راستی کسی چرا جوابی برای این سوالها نداره؟  
پنج شنبه 26/12/1389 - 1:25
شعر و قطعات ادبی
رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز   چیزهای کوچک،   مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه ی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشتهاش به دست هایت یک فشار کوچک می دهد… چیزی شبیه یک بوسه مثلا. راننده تاکسی ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می گوید: روز خوبی داشته باشی دخترم. آدم هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی، دستپاچه رو برنمی گردانند، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند.   آدم هایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست، بهشان جا می دهند، گاهی بغلشان می کنند. آن هایی که هر دستی جلویشان دراز شد به تراکت دادن، دست را رد نمی کنند. هر چه باشد با لبخند می گیرند و یادشان نمی رود همیشه چند متر جلوتر سطلی هست، سطل هم نبود کاغذ را می شود تا کرد و گذاشت توی کیف.  دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند، مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتریادداشتی، نشان کتابی، پیکسلی. آدم هایی که از سر چهارراه نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه. آدم های اس ام اس های آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدم های اس ام اس های پرمهر بی بهانه، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی.  آدم هایی که هر چند وقت یک بار ای میل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم و بعد هر یادداشت غمگین خط هایی می نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی آوردند. آدم هایی که حواسشان به گربه ها هست، به پرنده ها هست. آدم هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را به لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی. آدم هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می زنند و روی جدول لی لی می کنند. همین آدم ها، چیزهای کوچکی هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن…  
پنج شنبه 26/12/1389 - 1:24
دانستنی های علمی
سم شیرین! باید بخوانید! ‏                تهیه و ترجمه : دکتر هوشنگ فاضل عضو سابق هیات مدیره انجمن ام اس کانادا و بینانگزار مرکز آموزش علوم دندانپزشکی دانشگاه آزاد   در اکتبر سال 2001 خواهرم بیمار شد. او مبتلا به انقباض معده شده و دوره سختی را می گذراند. راه رفتن برایش طاقت فرسا شده بود و برای خروج از تختخواب متوسل به هر چیزی می شد؛ او مبتلا به چنین درد فوق العاده ای بود.  تا ماه مارس 2002، از او آزمایشات متعددی به عمل آمد وعضلات مختلفی از او بیوپسی شد، بافتهای عضلانی اومورد آزمایش قرار گرفت و 24 نوع دارو برایش تجویز گردید. پزشکان نتوانستند بیماری او را تشخیص دهند و بفهمند که مشکل او در کجااست. او پیوسته از درد فوق العاده ای رنج می برد و آنقدر بیماری او شدت پیدا کرده بود که احساس می کرد دارد می میرد.  او تمام موجودی بانکی، خانه و زندگی و بیمه خود و هر آنچه را که مالک بود به دختر بزرگش بخشید واز او خواست که از خواهر کوچکش سرپرستی و حمایت کند.  به تاریخ 22 مارس به عنوان آخرین تلاش برای نجات خود تصمیم گرفت به فلوریدا سفر کند.‏( البته با استفاده از ویلچر)  در تاریخ 19 مارس به او تلفن کردم که سوأل کنم نتیجه آخرین آزمایش های او چه بوده است، و او گفت که در آزمایشها چیزی یافت نشد، ولی پزشکان به این نتیجه رسیده اند که مبتلا به بیماری ام اس هستم.   مقاله ای را که دوستی برایم ایمیل کرده بود مجددا مورد بررسی قرار دادم و از خواهرم سوأل کردم که آیا از سودای رژیمی (دایت سودا) استفاده می کرده است؟ او به من گفت که از این نوع سودا مصرف می کرده است. در حقیقت با این پاسخ، آمادگی پیدا کرد که یکی از مشکلات را از بین ببرد.     به او گفتم این امر را مورد توجه قرار دهد ومصرف دایت سودا را کنار بگذارد! مقاله دوستم را برایش فرستادم، که یک قانون دان برایم فرستاده بود. خواهرم در خلال 32 ساعت بعد از آن مذاکرات تلفنی به من گفت که نوشیدن سودای رژیمی را قطع کرده و اکنون قادر به راه رفتن شده است.  اسپاسم های عضلانی از بین رفته بود. او گفت که او احساس صد در صد بهبودی ندارد ولی به یقین احساس می کرد که حالش بسیار بهترشده است.  او به من گفت که می خواهد با این مقاله نزد دکترش برود و به هنگام بازگشت به شهر خود به من زنگ خواهد زد.     بسیار خوب، او به من زنگ زد، و گفت پزشکش بسیار متعجب شده است. او گفت به همه بیمارانش که مبتلا به ام اس هستند زنگ خواهد زد و توصیه خواهد کرد که از مصرف هر نوع قند مصنوعی از هر نوع آن اجتناب کنند زیرا این بیمارش ازاین نوع قند مسموم شده بود. مسمومیت توسط آسپارتایمی که در دایت سودا وجود داشت ودر واقع او به مرگ مرموز وتدریجی محکوم شده بود.     در تاریخ 22 مارس که او به فلوریدا برگشت، تمام داروئی که باید مصرف می کرد تنها یک قرص بود، و آن قرص فقط برای درمان مسمومیت با اسپارتیم بود! او به راه خود به رسیدن سلامتی کامل ادامه می داد.او اکنون راه می رفت! دیگر نیازی به ویلچر نداشت.   این مقاله زندگی او را نجات داد. در آن مقاله آمده بود که:  اگر در روی برچسب هر محصولی نوشته شده بود بدون قند یا Sugar Free‏؛ حتی در باره آن فکر هم نکنید!  من چندین روز وقت خود را صرف کنفرانس جهانی امور مربوط به محیط زندگی در باره آسپارتیم کرده ام که دارای مارک های زیربودند:  " "Nutra Sweet," "Equal," and"Spoonful."‏ "  در متن راهنمای EPA‏"آژانس محافظت از محیط زیست آمریکا" بیان شده بود که در ایالات متحده آمریکا و در سال 2001، یک بیماری همه گیرام اس و لوپوس سیستمیک دیده شده است. مشکل بود که بدرستی تصور کرد که چه سمِّی سبب شیوع این بیماری شده بود.  در این هنگام در هنگام اجرای آن کنفرانس برخاستم و گفتم که من با مقاله ای در آنجا حضور دارم که دقیقا درمورد آن سوژه تهیه کرده ام. من برایتان علتش را توضیح خواهم داد تا بدانید که به چه علت این بیماریها شایع شده است وچرا آسپارتیم یا قند های مصنوعی اینقدر خطرناک است:  زمانی که حرارت این شیرین کننده از 86 درجه فارنهایت بالاتر برود، الکل چوب موجود در آسپارتیم تبدیل به فرمالدئید می شود و سپس مبدل به اسید فرمیک می گردد، که در نتیجه در بدن انسان سبب اسیدی شدن مواد خورده شده می شود... اسید فرمیک سمی است که در نیش مورچه قرمز یافت می شد. مسمومیّت با متانول در هنگام وجود شرایط دیگر، علائمی شبیه به ام اس و لوپوس سیستمیک از خود نشان می دهد.  بسیاری از بیماران مورد تشخیص غلط قرار می گیرند. اگرچه ام اس باعث مرگ نمی شود ولی مسمومیّت با متانول باعث مرگ می گردد.   ابتلا به لوپوس سیستمیک تقریبا به اندازه ام اس شایع است، بویژه در کسانی که عادت به نوشیدن نوشابه های دایت کوک و دایت پپسی دارند.   قربانی معمولا نمی داند که آسپارتیم مقصر اصلی بیماری او است. او مصرف آن را ادامه می دهد؛ با این کار آنچنان لوپوس تحریک می شود که بیمار را تا حالت رسیدن به مرگ تهدید می کند. بیمارانی را دیده ایم که  اگر دایت سودا را از خوراکیهای خود حذف کنند علائم لوپوس سیستمیک در آنها از بین می رود.  در مورد کسانی که برای آنها تشخیص ام اس داده شده است با ترک استفاده از نوشابه های دایت بسیاری ازعلائم بیماری آنها از بین خواهد رفت. ما بسیاری ازاینگونه بیماران را مشاهده کرده ایم  که  بینائی و شنوائی از دست رفته آنها بطور بسیار قابل ملاحظه ای بهبود یافته است. ‏همچنین در مواردی وز وز گوش و گرفتگی عضلات در اثر استفاده از همین مواد است.  در هنگام ایراد یک سخنرانی گفتم" اگر شما از اسپارتیم با مارک های  (Nutra Sweet, Equal, Spoonful,)‏  و موادی مشابه آنها استفاده می کنید واگر از علائم گرفتگی عضلانی، سفتی عضلات، درد های کشنده، بیحسی در پاهایتان، دردهای عضلانی، سرگیجه، دوران سر، سردرد، وزوز گوش، درد های مفصلی، افسردگی های بدون علت، حملات اضطرابی، مشکل در ادای کلمات و صحبت کردن،  به هم ریختگی بینائی واز دست دادن خاطرات در رنج هستید، باید به این فکر بیافتید که مسمومیت با اسپارتیم ممکن است عامل اصلی آنها باشد.  حضار درخلال آن سخنرانی بالا می پریدند،  " درسته! درسته! من بعضی از این نشانه ها را دارم... یعنی من خوب میشوم؟"  پاسخ دادم که نوشیدن دایت سودا را کنار بگذارید و روی برچسب های مواد خوراکی نگاه کنید که حاوی اسپارتایم نباشد.  بسیاری از محصولات با این مواد ساخته می شوند! این مشکل بزرگی است. دکتر اسپارت( یکی از سخنرانان من) گوشزد کرد که در مشاهدات اخیر کلینیکی خود بسیاری از بیماران را می بینم که دارای علائم  ام اس هستند؛ یکی از نرسها هم اعلام کرد که 6نفر از دوستانش، که بسیار به دایت کوک معتاد بودند، روی همه آنها تشخیص ام اس داده شده است. این امر نشانه تطابق نشانه های ام اس و مسمومیت با اسپارتیم است.  مصرف قند های رژیمی نه تنها ازچاقی جلوگیری نمی کنند بلکه باعث چاقی بیشتر می شوند!!!  دایت سودا یک محصول رژیمی نیست! این مایع به طور شیمیائی تغییر پیدا کرده است، چند ماده سدیم دار(نمک) و اسپارتایم از محتویات دایت سودا است که در واقع شما را به تمایل به قند ها ترغیب می کند.  ین امر درست بدان معنی است که شما اضافه وزن پیدا کنید. همینطور این محصولات محتوی فرمالدئید است که در سلولهای چربی بویژه در باسن و رانهای شما وذخیره می شود.  فرمالدئید محصولی واقعا سمّی است که برای نگهداری نمونه های بافتی مورد استفاده قرار می گیرد. بسیاری از محصولاتی که ما روزانه از آن استفاده می کنیم حاوی این ماده شیمیائی است ولی نباید آنرا در بدن خود ذخیره کنیم. دکتر اچ.جی. رابرتز در سخنرانی های خود بیان کرد که بیمارانش با ترک  استفاده از این گونه محصولات رژیمی  و بدون انجام ورزش های اضافی؛ دردوران انجام تحقیقات، بطور متوسط 19 پوند از وزنشان کاسته شد.  آسپارتایم بوِیژه برای بیماران مبتلا به دیابت خطرناک است. ما در یافتیم که بعضی از پزشکان، که باور داشتند بیماری دارند که مبتلا به رتینوپاتی بوده و شبکیه چشم آنها دچار گرفتاری شده است، در واقع، علائمی داشتند که مسبب آن اسپارتیم بوده است. ‏آسپارتایم قند خون را از کنترل خارج می کند.  بیماران دیابتیک در معرض از دست دادن مشاعر خود هستند به علت این واقعیت که اسید آسپارتیک و فنیل الانین مسموم کننده اعصاب هستند، زمانی که بدون سایر آمینو اسید های لازم و بدون تعادل کافی مصرف شوند، این اختلال مشاعر را باعث می گردند.  درمان دیابتیکی ها تماما موضوع ایجاد تعادل می باشد. بطور ویژه با دیابتی ها، اسپارتیم از موانع عبور خون/مغز رد شده و سپس نورون های عصبی مغز را از بین می برد؛که باعث فساد در میزان های مورد تعادل اجزای مختلف مغز، حملات عصبی، افسردگی، دپرسیون دیوانه وار، حملات اضطرابی وهیجانی و بالاخره خشونتهای غیر قابل کنترل و شدید می شود.  همینطورمصرف آسپارتایم همین گونه عوارض را در بیماران غیر دیابتیک هم باعث می شود.‏ مشاهدات پزشکی و مقالات متعدد نشان می دهد که هزاران کودکان بیماری که با بیماریهای ADD‏ وADHD ‏(نوعی بیماری ناشناخته کودکان که باعث فعالیت بیش از اندازه و بی توجهی و موارد مشابه می شود)تشخیص داده می شوند در چرخه زندگیشان و در عادات غذائیشان از اینگونه مواد شیمیائی استفاده می کرده و با حذف آن بهبود پیدا کرده اند.    ‏بیماری شناخته شده ی "ساندروم جنگ خلیج فارس" در مردان و زنانی که در آن جنگ شرکت داشتند مورد این سوء ظنّ است که در اثر مصرف دایت کوک و دایت پپسی به این بیماری مبتلا شده بودند.  دکتر رابرت اخطار می کند که این گونه مواد، اگر درهنگام شروع رشد جنین و در ابتدای حاملگی مصرف شود ممکن است سبب آسیب هائی در زمان تولد شود، یعنی، کم هوشی و کند ذهنی کودکان.  در چنین مواردی کودکان بویژه درمعرض خطر ابتلا به ناراحتی های عصبی خواهند شد و هرگز نباید به کودکان شیرین کننده های مصنوعی داده شود.  بسیاری از تاریخچه های بیماری های مختلف کودکانی که در آنها تغییرات و مشکلات سیستم عصبی دیده شده است گفته می شود که مستقیمن در اثر مسمومیت کشنده اینگونه شیرین کننده ها است.  ‏در این باره یک معما نهفته است که :  بحثی در مورد آسپارتایم در کنگره آمریکا مورد بحث قرار گرفت، زمانی که در ساختن صد گونه محصولات مختلف از این ماده استفاده شده بود ومصرف آن محصولات  موجب اعتراضات بسیار شدید گردید. از زمان بررسی این گفتگو ها، ازاین مباحث دو نتیجه در مورد آن گرفته شد، ولی هنوز هیچ اقدام عملی در این مورد صورت نگرفته است. زیرا لابی های  دراگ و مواد شیمیائی مربوطه دارای جیب های گل و گشادی هستند که به این زودی پر نمی شود.  با کمال تأسف،با آن که حق امتیازMONSANTO ‏ در مورد آسپارتایم تاریخش گذشته است! در حال حاضر بیش از 000/5 محصول در بازار موجود است که محتوی این ماده شیمیائی کشنده است و هزاران محصول دیگر نیز ساخته می شود. هر کسی دوست دارد یک قطعه پای محتوی آسپارتایم میل نماید. من اطمینان دارم که MONSANTO‏، خالق آسپارتایم، بخوبی اطلاع دارد که این ماده تا چه میزان کشنده است. ‏خنده دار است اگر بدانیم که در میان دیگران MONANTYO‏بانی و بنیانگزار انجمن دیابتی های آمریکا ، انجمن دیابتی های آمریکا و کنفرانس کالج پزشکان امریکائی است.  این امر اخیرا در نیویورک تایمز منعکس گردید. این انجمن ها حق انتقاد در مورد مواد افزودنی  ندارند و نمی توانند لینک آنها را به دیگران برسانند زیرا از مراکز صنایع غذائی پول دریافت می کنند و موظفند که محصولات آنها را مورد تأیید قرار دهند.  در آمریکا، سناتور Howard Metzenbaum‏ لایحه ای را نوشت و ارائه کرد که ملزم می ساخت  برچسب اخطار دهنده روی محصولاتی که محتوی آسپارتایم است، بویژه در مورد زنان حامله ، کودکان و نوزادان ، باید به مورد اجرا در آید.  همچنین بر اساس این لایحه باید انجمن مستقلی روی خطرات و مشکلاتی که این ماده ایجاد می کند تحقیق کند تا معلوم شود چه تأثیرات سوئی از نظربیماریها، تغییرات شیمیائی مغز، تغییرات عصبی و رفتاری روی عموم مردم می گذارد.  این لایحه کشته شد.  از آن جهت که لابی های قدرتمند دارو و مواد شیمیائی مسئول این امر هستند، اجازه داده می شود که این مواد بیماریهای فراوان و مرگباری را باعث شودکه در جامعه شناخته نشده اند.  بسیار خوب ، حالا شما از این امر آگاه شدید! پس به سایرین هم اطلاع رسانی کنید.  این حق شما و دیگران است که از  خطرات استفاده از قند های رژیمی با خبر شوید.  در شماره های آینده در ای مورد باز هم نکات مهمی به اطلاع شما خواهم رساند.  برای کسب اطلاعات علمی بیشتر در مورد آسپارتایم و سایر شیرین کننده های مصنوعی وخطرات مسمومیت با آسپارتایم به سایت های زیر مراجعه نمائید:  
پنج شنبه 26/12/1389 - 1:21
آموزش و تحقيقات
 ۱۳۸۹ چهارم اسفند :تاریخ انتشار  پروفسور سایمون بل ، پژوهشگر حوزه شهری و استاد دانشگاه ادینبورگ انگلستان، درتور یکروزه ای که از تهران داشت، به نکاتی اشاره کرد که در ذهن هر شهروندی این سوال مطرح می شود که "چرا تهران و شهروندانش از حداقل امکانات شهری محروم هستند؟"     معماری نیوز : پروفسور سایمون بل ، پژوهشگر حوزه شهری و استاد دانشگاه ادینبورگ انگلستان ، تور یکروزه ای در تهران داشت. "او تهران را دید".متن زیر گزارش مشاهدات یکروزه اوست که در اختیار سایت خبری معماری نیوز قرار گرفت. فضاهایی را دیدم که معلوم نبود برای فرودگاه است، یا تهران!!!در اتحادیه اروپا قانونی تصویب شده است به نام "کمربند سبز". این کمربند برای شهر دو فایده بزرگ دارد، یکی اینکه محدوده و مرز شهر را مشخص میکند و اجازه بزرگ شدن بیش از حد را نمیدهد و دوم اینکه با ایجاد نوار سبز، کمک بزرگی به محیط زیست شهری میکند و الزاما باید شهر به سمت درون رشد کند، این یک قانون کلی برای قاره اروپا است. اما وقتی من از فرودگاه امام به سمت شهر تهران حرکت کردم فضاهایی را دیدم که معلوم نبود برای فرودگاه است، یا تهران!!! و اصلا مربوط به کدام شهر است؟! و کاملا مشخص بود که محیط اصلا تحت کنترل نیست و مدیر ندارد و بزرگترین عیب این بود که اصلا معلوم نبود که شهر کجا تمام میشود و اصلا مرزی وجود ندارد. 17 مدل کفپوش متفاوت در یک خیابان !!!وحدت، یک اصل مهم در طراحی شهری است ولی اصلا در شهر تهران چنین چیزی مشاهده نمیشود. من در یکی از خیابان های اصلی شهر (انقلاب - آزادی) ، تعداد کفپوش ها را شمردم و به عدد 17 رسیدم، همینجا دیگه از ادامه شمارش خسته شدم و دیگه ادامه ندادم. شما با اینکار هزینه نگهداری را بالا میبرید و در هنگام تعویض، گاهی اوقات خسته می شوید و سریع پیاده رو را آسفالت میکنید. در مرکز شهر ادینبورگ فقط یک مدل کفپوش برای تمامی پیاده رو ها استفاده شده است. نکته دیگر اینکه، سنگفرش های پیاده رو ها باید در مقابل بارش برف و باران طوری عمل کند که آب، یا جذب شود و یا به سمت پوشش گیاهی هدایت شود. اما متاسفانه من این تکنولوژی را در شهر تهران ندیدم و سیستم موجود در مواقع بارانی موجب آب گرفتگی معابر و خیابان ها میشود. شما فقط در خیابان راه می روید؟؟!متاسفم که این رو میگم ولی دلم برای سالمندانتان سوخت.نکته دیگر اینکه شما مبلمان شهری دارید ولی مبلمان شهری که اصولی باشد و به افراد سرویس بدهد اصلا در شهر تهران وجود ندارد. من حدود 3 ساعت در شهر تهران پیاده روی کردم اما اصلا مبلمان شهری برای نشستن پیدا نکردم، افراد سالمند در این قضیه اصولا حذف می شوند، چون فضایی برای استفاده آن ها با توجه به ویژگی هایی که این قشر از جامعه دارد اصلا وجود ندارد. تهران، شهر ماشین سوارهااولین چیزی که در تهران برای من جلب توجه کرد این بود که بیشترین چیزی که در خیابان دیده میشود، ماشین است، ناخودآگاه وقتی ماشین هست، آلودگی صوتی هم هست و در کنارش آلودگی هوا نیز وجود دارد. این ها علاوه بر زشت کردن تصویر شهر، تاثیرات بسیار بدی در روحیات شهروندان دارد. درست است که همه شهرها باید خیابان های اصلی داشته باشد و ماشین ها در آن تردد کنند، اما این دلیل نمیشود که تمام خیابان های ما بشود ماشین رو، باید یکسری از خیابان ها به عابر پیاده سرویس بدهد و این می تواند به صورت یک پیاده رو تمام عیار باشد و یا یک خیابانی که فقط حمل و نقل عمومی در آن انجام شود. و این موضوع اصلا در شهر تهران وجود ندارد. در کل شهر تهران، تنها مکانی که در آن تا حدودی به افراد پیاده توجه شده است خیابان پانزده خرداد است. معلولین در تهران باید در پرش از روی موانع تخصص پیدا کنند من ساکن شهر ادینبورگ هستم، در این شهر دسترسی به فضای باز برای تمامی افراد از جمله سالمندان و معلولین کاملا امکان پذیر است و جزئیات به دقت بررسی شده است . موتورسوارها و رانندگان اتومبیل ها به هیچوجه وارد پیاده رو نمیشوند و تمامی پیاده روها دارای یک رمپ مخصوص جهت عبور معلولان است، ولی من در کمال تعجب دیدم که در شهر تهران در ابتدای بسیاری از پیاده روها موانعی کار گذاشته شده تا موتورسوارها و ماشین ها امکان ورود نداشته باشند. هر چقدر فکر کردم که معلولان چطور از این موانع عبور می کنند به نتیجه نرسیدم. همچنین در پیاده رو ها سنگفرش هایی تعبیه شده است برای هدایت نابینایان، ولی به هیچوجه اصول اجرایی بین المللی در آن بکار نرفته است. روشنایی، فقط برای تصادف نکردن ماشین هایکی از موارد زیبایی شناسی در حوزه شهری، روشنایی است. اما در شهر تهران، روشنایی فقط برای این است که ماشین ها با هم تصادف نکنند. همه روشنایی برای خیابان هاست و هیچ روشنایی برای پیاده روها و درختان موجود در پیاده روها و عناصر طبیعی وجود ندارد. این موضوع بسیار خطرناک است. اماکن تاریخی تهران، فریز شده و متروک است.ادینبورگ شهری با قدمت تاریخی در انگلستان است، مرکز این شهر یک مکان تاریخی است ولی زندگی در آن جریان دارد و انسان ها زندگی روزمره شان را در آن سپری میکنند و این اماکن به هیچوجه تبدیل به موزه نشده است ولی متاسفانه در تهران، شهری با قدمتی طولانی، چنین چیزی مشاهده نمی شود و تقریبا تمامی اماکن تاریخی تبدیل به موزه و یا مکانی متروکه شده است که اصلا زندگی در آن جریان ندارد. در معماری، هر ساختمان یک "سازی" میزنددر شهر ادینبورگ، تمامی ساخت و سازها تحت مدیریت است و هیچ فردی نمیتواند در طراحی معماری و منظر ساختمان خارج از الگوها و خلاف طبیعت محیط اقدام کند و اصلا امکان برهم زدن سیمای شهر برای کسی مقدور نیست. اما متاسفانه در تهران هر ساختمان ساز خودش را میزند. دست نوشته آقای سایمون بل در انتهای مشاهداتفضاهای شهری در تهران به واسطه عدم حضور شهروندان و تنوع زندگی نتوانسته اند به مکانهای شهری تبدیل شوند. به طور مثال در اصفهان جداره زاینده رود، میدانهای تاریخی و یا میدانهای کوچکی که در محلات ساخته شده اند از قبیل محله جلفا، مکانهای شهری ای می باشند که امکان حضور شهروندان را افزایش می دهند. به طور کلی بی توجهی به جزئیات ساده که هرروزه شهروندان با آن سروکار دارند، و دست کم گرفتن اهمیت آنها در زیباسازی محیط شهری در تهران به صورت قابل توجهی ملموس است.  من پیشنهادم این است که شما از پیشینه معماری و شهرسازی خود استفاده کرده و سعی کنید تا معنا و مفهوم آنرا دریابید. معماری ای که در کاشان، اصفهان و ابیانه دیده می شود هیچ ارتباطی به آنچه در حال حاضر در ایران می گذرد نداشته در حالیکه با زندگی مدرن نیز قابلیتهای تطابق بسیاری دارد. یک معماری هم پیوند با طبیعت، بومی، زیبا، کاربردی و عملکردی، بدون زوائد که متاسفانه در معماری امروز تهران دیده نمی شود.  دانشجویان معماری منظر نیز باید علم معماری منظر را به جای اینکه از غرب، که معمولا درباره فضای سبز می باشد، گرته برداری کنند، باید از پیشینه معماری خود مانند چهارباغ و بازار در تعریف فضای باز فراغتی استفاده کنند. . به امید داشتن شهری استاندارد و مدیرانی کارآمد و دلسوز
پنج شنبه 26/12/1389 - 1:17
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته