عقاید و احکام
نـکـتـه هـای نـاب پـیـرامـون حجاب
تهیه و تنظیم: غلامرضا غفارنیا
هدف و فلسفه حجاب
هدف اصلی حجاب تشریع احکام در اسلام و قرب به خداوند است که به وسیلهی تزکیهی نفس و تقوا به دست میآید. از مجموع آیات و احادیث نیز به خوبی استفاده میشود که هدف و فلسفه وجوب حجاب اسلامی، ایجاد تزکیه نفس، طهارت ، عفت و پاکدامنی در بین افراد جامعه و ایجاد صلاح و پیشگیری از فساد است. حجاب دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است. فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است . بعضی از آن ها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی ، و بعضی دیگر جنبه اجتماعی ، و بعضی مربوط به بالابردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال اوست. حجاب در اسلام از یک مسأله کلی تر و اساسی تری ریشه می گیرد و آن این است که اسلام می خواهد انواع لذت های جنسی ، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر ، به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد و اجتماع منحصرا برای کار و فعالیت باشد . بر خلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت جویی های جنسی به هم می آمیزد، اسلام می خواهد این دو محیط را کاملا از یکدیگر تفکیک کند .تقریباً همه افراد، بر این نكته تأكید دارند كه حیا و عفت قدر و قیمت زن را بالا می برد. تمام مردان اعم از خواستگار، شوهر، محارم و نامحرمان، به زن باحیا ، احترام قائلند و زن بی حیا و بی آزرم را حقیر می شمارند. حقیقت امر این است که در مسأله پوشش سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان ؟ روح سخن این است که آیا تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که در هر محفلی حداکثر تمتعات را (به استثنای زنا) از هر زنی ببرد یا نه؟ اسلام که به روح مسائل می نگرد جواب می دهد : خیر ، مردان فقط در کانون خانواده و در چارچوب قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجویی نمایند. پس روح مسأله به این دو نظریه خلاصه می شود: اول محدودیت کامیابی ها به محیط خانواده و همسران مشروع؛ دوم آزاد بودن کامیابی ها و کشیده شدن آنها به محیط اجتماع و کار . اسلام طرفدار فرضیه اول است.
ضروری بودن مسأله حجاب
بر اساس آیات قرآن و روایات، اصل حجاب یکی از ضروریات دین اسلام است که برای حرمت زنان تشریع شده و اگر كسی علم به ضروری بودن آن داشته باشد و آنرا انكار كند كافر می شود. تمام فقهاى اسلام نیز در این امر اتّفاق نظر دارند و مسأله حجاب را یك امر ضرورى و از مسلّمات اسلام دانسته اند. یه بیان دیگر اگر فردی علم به ضروری بودن حجاب دارد و آن را رعایت نکند ، اعمال ثواب و خیر دیگر او نیز در محضر خداوند متعال مورد قبول واقع نمی گردد و مصداق فرد بی نمازی است که هیچیک از اعمال دیگر او در نزد خداوند مورد قبول واقع نمی گردد.
آیا لزوم پوشش بانوان درقرآن مطرح شده؟
حجاب یکی از دستورات قرآن است که ارزش اخلاقی زن در جامعه را تعیین مینماید. پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد. آیات مربوطه نیز همین معنی را ذکر می نماید و فتوای فقها هم مؤید همین مطلب است و ما حدود این پوشش را با استفاده از قرآن و روایات در ادامه ذکر خواهیم کرد.بحث لزوم پوشش بانوان ازمواردی است که باصراحت و روشنی درقرآن آمده است. در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.براهمیت عفت و پاکدامنی و حفظ حرمت اجتماع، به طرق مختلف و مکرردرقرآن تاکید شده است که دراین آیات مضمون و نکته های زیرمطرح شده:
تذکر به زنان و مردان درباب پرهیز از نگاه حرام و رعایت پاکدامنی
نهی زنان ازآشکارنمودن زینتها
پوشاندن گردن و سینه با روسری یا مقنعه
ذکر موارد استثناء ازحکم پوشش
پرهیزازخودنمایی و جلب توجه نامحرمانبرخی از سوره ها و آیات مربوط به حجاب عبارتند از: سوره نور، آیات 30، 31، 33 و 60 ؛ سوره احزاب آیات 35، 53، 55، و 59.
حداقل پوشش زنان در قرآن
کیفیت پوشش بانوان حداقل دردو آیه از قرآن(سوره نور، آیه 31 و سوره احزاب، آیه 59 ) به روشنی بیان شده است.علاوه بر قرآن که دو شکل خاص از پوشش را برای زنان در مقابل نامحرم توصیه کرده است، در برخی احادیث نیز چهار پوشش ویژه برای زنان در مقابل نامحرم، به نام پیراهن، مقنعه، چادر و ازار معرفی شده است.در اینکه پوشانیدن غیر صورت و دو دست (از مچ به پایین) بر زن واجب است از لحاظ فقه اسلام هیچگونه تردیدی وجود ندارد چراکه این قسمت جزء ضروریات و مسلمات است. چه از نظر قرآن و حدیث و چه از نظر فتاوی فقها، در این باره اختلاف و تشکیکی وجود ندارد. بنابراین مقدار پوشش زنان، طبق نظر قرآن و مشهور فقها، همه بدن به استثنای گردی صورت و دو دست از مچ تا نوک انگشتان است،
حجاب و نهضت عاشورا
در واقعه کربلا زنان بسیاری حضور داشتند و در این جریان نقش آفرینی کردند. آنان در اوج مصائب و سختی ها، حریم عفاف و حجاب را پاس داشتند. در روایات آمده است که چون قافله کربلا نزدیك دمشق شدند جناب ام كلثوم (ع) نزدیك شمر (ملعون) رفت و به او فرمود چون خواستی ما را داخل شهر كنی سرهای شهدا را از بین محامل بیرون ببرید و پیش دارید تا مردم به تماشای آنها مشغول شوند و به ما كمتر نگاه كنند. شمر (ملعون) فرمان داد تا سرهای شهدا را بر نیزهها كرده و در میان محامل و شتران حرم بازدارندتا مردم بیشتر نظاره گر باشند و ایشان را بسیار نظر كنند. سهل بن سعد ساعدی از صحابه رسول اکرم (ص) نقل کرده است : دیدم كه بازارها را آذین بستهاند و پردهها آویختهاند و مردم زینت بسیار كردهاند و دف و نقاره و انواع سازها مینوازند. تا آنكه از جمعی پرسیدم كه مگر در شام عید هست؟ گفتند این فرح و شادی برای آن است كه سر امام حسین علیه السلام را از عراق برای یزید (پلید) به هدیه آوردهاند. به نزدیك دروازه دمشق رسیدم و دیدم زنان و كودكان بسیار بر شتران برهنه (بدون کجاوه) سوار كرده و میآورند. به نزدیك یكی از ایشان رسیدم و پرسیدم كه تو كیستی؟ گفت من سكینه دختر امام حسین علیه السلامم. گفتم اگر خدمتی داری به من بفرما. جناب سكینه (ع) فرمود كه به آن بدبختی كه سر پدر بزرگوارم را به همراه دارد بگو از میان ما بیرون رود و سر را پیشتر برد كه مردم به نظاره آن سر منوّر مشغول شوند و دیده از ما بردارند و به حرمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اینقدر بیحرمتی روا ندارند. سهل گفت من به نزد آن ملعون كه سر آن سرور را به نیزه داشت رفتم ، چهارصد دینار طلا از من گرفت و حاجت مرا روا كرد.
حجاب از دیدگاه امام خمینی (ره)
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بی حجابی و بی بندوباری را ترفند استعمار برای تخدیر و به نابودی کشیدن نسل کشورها می دانستند. حضرت امام (ره) برای حفظ ارزش بانوان و به بازی گرفته نشدن شخصیت آنان در جامعه بر حجاب تأکید می کردند. حضرت امام(ره) راحل اگر چه چادر را حجاب کاملی می دانستند ولی پوشش های مشابه چادر مانند مانتو گشاد که موجب مفسده نمی شود را نیز کافی می دانستند.
پیامد اختیاری بودن حجاب در جامعه
امروزه در جوامع غربی این امرکاملاً مشهود است که با دادن یکسری آزادی های مدنی به زن و مرد، زنان جامعه خود را تبدیل به یک کالای جنسی و یا تجاری نموده اند و مقام و جایگاه واقعی زن را صرفاً در این آزادی های مدنی خلاصه نموده اند. در مورد جوامع غربی این سئوال مطرح است؛ آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد ، دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروکش کرده است یا افزایش یافته است؟! پاسخ هر انسان واقعبین و منصفی به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکلهای جدیدتری از تمتّعات و بهرهبرداریهای جنسی در آنها رواج و رسمیت مییابد.بعضی ها تصور می کنند که برداشته شدن اجبار در حجاب و اختیاری بودن آن در جامعه باعث می شود به تدریج چهره بی حجاب زن برای مرد عادی شود و به تبع آن برخی اعمال بزهکاری و مزاحمتها کاهش می یابد. در پاسخ باید گفت که ممکن است چنین چیزی موثر باشد اما مشروط بر اینکه میزان این بی حجابی ثابت بماند که با مطالعه در جوامع غربی و جامعه امروزی ما ؛ تجربه نشان داده است هیچوقت چنین نخواهد شد. زیرا هر وقت زن احساس کند این نوع لباس و آرایش برای جامعه عادی شده، لباسی انتخاب می کند که پوشیدگی کمتری داشت باشد و آرایش غلیظ تری بر چهره اش می نشاند تا باز هم بتواند توجه دیگران را به خود جلب کند؛ یعنی دقیقاً همان مسئله ای که در جریان مدگرایی برای افراد اتفاق می افتد. همچنین از دیدگاه قرآن و ائمه معصومین (ع) از آنچه که درجامعه اسلامی موجب خدشه دار شدن عفت عمومی می گردد، منع شده است.
فواید و آثار ارزشمند رعایت حجاب
زمینه ایجاد آرامش و آسایش در جامعه
حفظ اصالت خانواده
تعدیل و رام شدن غرایز
محدود شدن لذت های جنسی، به محیط خانواده و در چارچوب ازدواج مشروع
استحکام پیوند خانواده و بیشتر شدن انس و الفت بین زن و شوهر
حفظ و استیفای نیروی کار و فعالیت در سطح جامعه
کاهش مدپرستی و مصرف لوازم آرایشی بانوان و در نتیجه صرفه جویی و کاهش هزینه های مصرفی خانواده.
حفظ ارزشهای انسانی جامعه ( عفت ، پاکدامنی، حیا و متانت)
کاهش بی بند و باری و مفاسد اجتماعی
هدایت و بهرهمندی صحیح و مطلوب از امیال و غرایز انسانی
حفظ شخصیت زن و بالارفتن ارزش و احترام او در جامعه
تمایل بیشتر جوانان به ازدواج و تشکیل خانواده
قطع سلطه و استعمار غرب بر زنان مسلمان
کتابهای مفید در این زمینه
فتاحی زاده، فتحیه. حجاب از دیدگاه قرآن و سنت. انتشارات بوستان کتاب.
مطهری، مرتضی. مسئله حجاب. انتشارات صدرا.
عدالتیان، مهدی. نامه ای به خواهرم. انتشارات گل محمدی.
ساعتچی، احمد علی. چرا حجاب. انتشارات منیر.
چهارشنبه 4/3/1390 - 8:54
عقاید و احکام
گفتـگـو بـا خـدا (اهمیت نماز در ارتباط با خدا)
تهیه و تنظیم: غلامرضا غفارنیا
نشانه شکر خداوند چیست؟
نماز، بهترین نمونۀ شکر خداوند است. خداوند متعال بعد از آنکه نعمت کوثر را به پیامبر اکرم (ص) عطا می کند می فرماید در برابر این عطای ما برای خداوند نماز بخوان. در واقع شکر برسه قسم است: لفظی، عملی، قلبی و نمازشامل هرسه قسم شکراست.شرط قبولی اعمال انسان چیست؟ازدیدگاه قرآن و روایات استفاده می شودکه قبولی سایر اعمال انسان بستگی به قبولی نمازدارد. همچنین از آنچه که در احادیث و روایات ائمه معصومین (ع) بدست آمده نتیجه می گیریم که پذیرفته شدن همه اعمال بستگی به ولایت اهل بیت (س) دارد:
مقدمه اول : قبولی سایر اعمال به قبولی نماز بستگی دارد.
مقدمه دوم: قبولی نماز به ولایت اهل بیت وابسته است.
مقدمه سوم: قبولی اعمال وابسته به ولایت اهل بیت است.
حضرت امام صادق (ع) می فرماید:نخستین عملی که در روز قیامت از آن باز خواست می شود نماز است. نماز اگر پذیرفته شد اعمال دیگر هم پذیرفته می شود و اگر پذیرفته نشد کارهای دیگر نیز پذیرفته نیست. در واقع اگر نماز چه از نظر کیفی و چه از نظر کمّی در پیشگاه خداوند مورد پذیرش قرار نگیرد،کارهای نیک انسان چه در دنیا و چه در آخرت اثر خود را از دست خواهد داد. به طور مثال دوستی و محبت به اهل بیت (س) زمانی مورد قبول و پذیرش خداوند است که آن فرد به خواندن نماز (با کیفیت لازم) اهمیت داده باشد و آن را نزد خود سبک و کوچک نشمارد.
آیا نمازدرهمه ادیان الهی مطرح بوده؟
نماز در ادیان دیگر نیز بوده است، به طوری که اوّلین دستور كار و برنامهى عملى انبیا نماز بوده است «أقِم الصّلوة» .
قرآن کریم درمورد حضرت ذکریا (ع) می فرماید ملائکه زکریا را، درحالی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود، ندا دادند که خداوند تو را به فرزندی به نام یحیی بشارت می دهد. آل عمران آیه 39
نماز خاشعانهترین حالت بنده در مقابل خداست به همین خاطر ابرهیم از خدا میخواست كه او و ذریهاش را از بر پادارندگان نماز قرار دهد. "رب اجعلنی مقیم الصلاه و من ذریتی" پروردگارا قرار بده من و فرزندانم را که به پا دارنده نماز باشیم و باز به منظور بر پایی نماز بود كه خانوادهاش را در كنار خانه خدا در جای خشك و بیآب اسكان داد. "ربنا انی اسكنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتك المحرم ربنا لیقیمو الصلاه" او نماز را از هر چیزی بزرگتر و مهمتر میدانست. ابراهیم آیه 40 .
قرآن کریم درمورد حضرت اسماعیل(ع) می فرماید «وکان یأمُرُ اهله باالصلوه»؛ و همیشه اهل بیت خود را به ادای نماز و زکات امر می کرد. مریم آیه 55
خداوند خطاب به حضرت موسی (ع) می فرماید «اقم الصلوه لذکری» نماز را برای یاد من به پا دار. طه آیه 24
قرآن کریم به نقل ازحضرت عیسی(ع) می فرماید «واوصانی بالصلاة والزکاة مادمت حیا» ؛ نماز سفارش خداوند به عیسی است که در اولین نطق آن حضرت در گهواره ذکر شده است: «خداوند مرا تا زنده ام به نماز و زکات سفارش کرده است». سوره مریم آیه31.
خداوند خطاب به حضرت محمد (ص) می فرماید«وامراهلک بالصلوه واصطبرعلیها» ؛ ای پیامبر خانواده ات را به نماز امرکن و برآن صبرکن. سوره طه آیه 132
اهمیت واقعی نمازدرچیست؟
خداوند در شب معراج به نبی مكرّم اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) حقایق بسیاری را نمایان و متجلی ساخت كه یكی از آن حقایق كه بر پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) آشكار گردید نماز بوده است كه بصورت محملی از نور كه چهل نوع از انواع نور در آن بود و اطراف عرش خدا را احاطه كرده بود ظاهر گردید. نماز انسان را به توحید و یکتاپرستی سوق می دهد و آنقدر دارای اهمیت است که گاهی بلافاصله بعد از «ایمان به مبدا و معاد» مطرح شده است. سوره توبه آیه 18
ارزش و جایگاه نماز در قرآن و عترت
نماز در مكتب انسان ساز اسلام از جایگاه ویژه اى برخوردار بوده و هیچ عملى از اعمال دینى و افعال عبادى با آن قابل مقایسه نمی باشد و اگر خواسته باشیم تعالیم و دستورات دین را درجه بندى نموده و مراتبشان را مشخص نمائیم نماز در بالاترین درجه و مرتبه تعالیم دینى قراردارد. و از چنان ارزشى برخوردار است كه سایر ارزشهاى دینى در عرض آن قرار نمی گیرند. نـمـاز، درمیان عبادتها، از مهمّترین عبادات است ، بطورى كه حدود 104 مورد كلمه (صلاة ) با مـشـتـقـاتـش در قـرآن كـریـم ذكـر شـده و در پـانـزده مـورد بـه آن امـر شـده و در چـنـد جـا نـیـز رسـول اكـرم صلى الله علیه و آله درباره آن مورد خطاب قرار گرفته است .قرآن مجید در آیات فراوانی (حدود هشتاد آیه ) با تعبیر های گوناگون درباره اقامه نماز یا حدود و احكام آن سخن گفته است یا از نمارگزاران تمجید نموده و بی نمازان را سخت توبیخ كرده.پیامبر اکرم (ص)
می فرماید : جایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است .
آثار فردی و اجتماعی نماز
به هرمیزان که آداب و احکام نماز را درست و صحیح انجام دهیم بر کیفیت نماز افزوده خواهد شد و در نتیجه هر چقدر که نماز ما از کیفیت بالاتری برخوردار باشد علاوه بر آثار اخروی آن، تأثیر بیشتری در زندگی روزمره ما خواهد گذاشت که در اینجا به برخی از این آثار اشاره می کنیم: ¤ پایداری و استحكام خانواده
¤ احساس آرامش و امنیت بیشتر
¤ ایجاد تواضع و فروتنی در فرد
¤ بازداشتن انسان از گناه و زشتی ها
¤ انضباط و وقتشناسی
¤ پاکسازی غرور، تکبر و خود محوری در فرد
¤ تثبیت و تقویت عزت نفس
¤ معنا بخشیدن به زندگی
¤ كاهش فشارهای روانی
¤ پیشگیری و كاهش افسردگی
¤ استقامت و پایداری در برابر مشكلات
¤ نورانی شدن چهره و برخورداری از بصیرت
¤ استجابت دعا ¤ تأخیر عذاب دنیوی
¤ برخورداری از رحمت و مغفرت الهی
¤ ممانعت از غفلت و گمراهی.
عوامل و ریشه های بی توجهی به نماز
عدم آشنایی به فلسفه نماز: اهمیت ندادن به نماز به لحاظ عدم آشنایی به حقیقت آن و احساس نیاز نکردن نسبت به آن، خود از عوامل ترک نماز به شمار می رود.
احساس تحجر و عقب ماندگی: عدم آگاهی و شناخت کافی نسبت به مسائل دینی موجب می گردد که برخی افراد، مذهبی بودن را نشانه تحجر و عقب ماندگی دانسته و آنرا مانعی برای رشد و پیشرفت در زندگی خود می دانند.
تنبلی و سستی: اغلب افرادی كه بیشتر به دنبال خواهشها و تمایلات جسمی و نفسانی خود می باشند به تبع آن پرخور و پرخواب نیز هستند و نیز در مسیر زندگی خود با مشکلات عدیده ای رو به رو هستند. این عوامل باعث می شود که فرد نسبت به فریضه نماز سستی نمایند.
مسامحه كاری و غفلت: یکی از اسباب ترک نماز سهل انگاری است که انسان به خاطر كوچك شمردن نماز و خفیف شمردن گناه آن، نماز را به تأخیر می اندازد یا از خواندن آن غفلت می کند و آنرا مانعی برای رسیدگی به گرفتاریهای كاری و امور روزمره خود می داند.
احساس غرور و خجالت: بعضی ها با خواندن نماز احساس خجالت می کنند و غرور و تکبری را که به واسطه تمایلات نفسانی بدست آورده اند مانع از خواندن نماز می شود .
گناه و بزهكاری و دنیا پرستی: گناه از مهمترین علل ترك و بی توجهی به نماز است که در قرآن کریم به این امر اشاره شده است: «كسانی كه حق نماز را ضایع كردند [در واقع] كسانی بودند كه از شهوات پیروی نمودند و به دنبال هوسرانی و لهو و لعب رفتند. [مریم / 59]
عدم گرایش خانواده به معنویات: از عوامل مهم در سازندگی و شكوفایی و یا تخریب شخصیت انسان، خانواده و محیط زندگی است.
جامعه و محیط فاسد: تأثیرپذیری از محیط زندگی آلوده و دوستان ناباب انســـــان را مسموم می كند و زمینه های رشد و تعالی معنوی را در وجود فرد از بین می برد.
عدم آشنایی با برکات و آثار نماز
الگوهای نامناسب دینی و اجتماعی
آثار و پیامدهای بی توجهی به نماز
تباه شدن عمل : پیامبر خدا (ص) فرمودند: هر کس نماز را از روى قصد ترک کند، خداوند عملش را تباه مى کند. همچنین فرمودند : نیست فاصله بین ایمان و کفر مگر ترک نماز.
حتمی شدن عذاب الهی: رسول خدا می فرماید: کسی که نماز را سبک گیرد و در بجا آوردنش سستی نماید خداوند او را به پانزده بلا مبتلا می سازد که شش بلا در دنیا و سه تای آن در موقع مردنش و سه تا در قبر و سه بلا ی دیگر هنگامی که از قبر بیرون می آید، یعنی در روز قیامت بر او نازل می شود. اما شش بلای دنیوی عبارتند از:
خداوند برکت را از عمرش بر می دارد
خداوند برکت از روزیش بر می دارد
از چهره اش نشانه نیکوکاران برداشته می شود
هر کار خیری که انجام دهد پذیرفته نمی شود و پاداشی ندارد
دعایش مستجاب نمی شود
از دعای نیکوکاران بهره ای ندارد
و اما سه بلایی که در هنگام مردنش نازل می شود:
با ذ لت و خواری می میرد
با تشنگی می میرد
با گرسنگی از دنیا می رود
سه بلا که در قبر به او می رسد:
ملکی در قبر بر او گماشته می شود که او را فشار دهد و اذیت کند
قبر برایش تنگ می شود (فشار قبر)
قبرش در وحشت و تاریکی و در ظلمت است
سه بلایی که در قیامت است:
ملکی او را به صورت می کشاند
در حسابش سختگیری می شود
خداوند نظر به او نمی کند و او را پاکیزه نمی کند و برایش عذاب دردناکی است.
کتابهای مفید در این زمینه
قرائتی، محسن. پرتویی از اسرار نماز. انتشارات مرکز فرهنگی درسایی از قرآن.
قرائتی، محسن. یکصدوچهارده نکته درباره نماز. انتشارات مرکز فرهنگی درسایی از قرآن.
اسلام جو، حامد. صدای سخن عشق(مجموعه ای از حکمت ها و حکایتهای نماز از زبان آیت اله بهجت«ره»). اتشارات طوبای محبت.
قرائتی، محسن. تفسیر نماز. انتشارات مرکز فرهنگی درسایی از قرآن.
سه شنبه 13/2/1390 - 9:44
عقاید و احکام
آموزه های دینی، اجتماعی و روانی پیرامون موسیقی
تهیه و تنظیم: غلامرضا غفارنیا
مقدمه
در مورد موسیقی باید گفت همانطور که دراسلام خوردن برخی خوراکی ها منع گردیده است و در دیدنی ها، دیدن برخی چیزها جایز نمی باشد، درشنیدنی ها نیز اسلام شنیدن برخی از موسیقی ها را به خاطر ضرر و فسادی که در روح انسان ایجاد می کند منع نموده است و برای موسیقی محدودیت ها و موازینی را وضع نموده چرا که اسلام معتقد است که انسان نباید اسیر احساسات شود ؛ لذا باید توجه داشت که اسلام مخالفتی با ذات موسیقی ندارد. استاد حسین الهی قمشه ای می گوید: "موسیقی یکی از معجزات پیامبر خدا یعنی حضرت داوود (ع) می باشد". خداوند رحمان نیز در بهشت انسان را به شنیدن موسیقی های دلنواز و صدای خوش وعده داده است.در اینجا باید به این نکته اشاره کرد که هیچگاه در تعریف و تشخیص دقیق مسائل نمی توان دست به کلی گویی زد؛ مثلاً اینکه بگوییم کتاب خوب است یا بد است، آب خوب است یا بد است، چرا که هر آبی یا هر کتابی نمی تواند برای انسان مفید باشد. لذا در این مقاله تلاش شده است تا میان موسیقی های سالم و ناسالم تفکیک لازم صورت گیرد و سپس به اثرات انواع خاصی از موسیقی اشاره گردد.
موسیقی ازدیدگاه روانشناسی
عموماً موسیقی موجب افزایش برانگیختگی در افرادی می شود که به آن علاقه دارند و در واقع حالتی از هوشیاری، آگاهی، دلبستگی و تهییج درآنها افزایش می یابد. درنتیجه افراد در این حالت احساس اجبار می کنند که پا بکوبند یا با انگشتان خود ضرب بگیرند. البته گفته می شود شنیدن موسیقی هایى که بر مبناى آهنگ ضربان قلب تدوین شدهاند، در آرامش اعصاب و کاستن تنش افراد مؤثر است. شواهدی نیز وجود دارد که موسیقی از تمرکز عمیق جلوگیری می کند، همان گونه که زاکرکاندل، موسیقی شناس آلمانی خاطر نشان می کند مسابقات شطرنج هرگز با موسیقی همراهی نمی شوند.موسیقی وقتی با آهنگهای نشاطانگیز یا با نواهای حزنانگیز و مخصوصاً اگر با ارتعاشات عجیب وغریب موسیقی (سمفونیك یا جاز) همراه گردد مسلماً تعادل لازمی را كه بایستی بین دو دسته عصب سمپاتیك و پاراسمپاتیك وجود داشته باشد بر هم زده وشخص را به گرفتاری ها و امراضی مبتلا میسازد. مثلاً آهنگهای افراطی نشاطانگیز میتواند نوعی تحریكات اعصاب یاد شده را ایجاد كرده، بطوری که آنها را تهییج نماید و بتدریج فرد را دچار ناراحتی های روانی می کند ودرنتیجه علائمی همچون بیداریهای شبانه، فعالیتهای بی موقع، خوشیهای ناگهانی، خندههای بی جا، پرگوئی، ادایسخنان مسخره و حالت عصبانیت در فرد پدید می آورد. همچنین با ادامه این وضعیت ممكن است شخص دچار علائمی شبیه مرض مانی(Mania) كه نوعی اختلال خلقی است گردد.به طور کلی موسیقى تند، بدون آنکه تحریک یا تهدیدى در آن وجود داشته باشد احساسات خصمانه را در افراد افزایش میدهد. ازجمله بیماری هایی كه در اثر تحریكات موسیقی ایجاد میشود را می توان به شرح زیر نام برد:
1. هیجان: روانشناسان متفق القولند که موسیقی یکی از عوامل اصلی هیجان می باشد و برای آن شواهدی ذکر نموده اند.
2. اختلالات دماغی: در این بیماری خرد و اندیشه از انسان سلب می شود و به تدریج آشفتگی های روحی و فکری و نگرانی های روانی پدید می آید.
3. ضعف اعصاب: ویلیام جیمز در مورد مضرات موسیقی مبتذل می گوید: ممکن است خداوند از گناهان ما بگذرد ولی ضعف اعصاب دست از سرما بر نمی دارد. [1 ]
4. پارانویا (بد بینی)
5. سیکلوتمی(دوره های متناوب سرخوشی خفیف و افسردگی)
آثار موسیقى بر فرد و اجتماع
اگر موسیقی، روح سازندگی و بالندگی داشته و احساسات درونی و پسندیده را به ترسیم كشاند، هم برای هنرمند و هم برای جامعه پیام دارد. اما اگر موسیقی حامل پیام ارزشی نباشد، موجب بطالت و بیهودگی، لهوو لغو و در نهایت انحراف و افسردگی در فرد و جامعه می گردد.
- تشدید استعدادات روحانی
نوع خاصی از سبک های موسیقی موجب همبستگی روحی و اجتماعی گردیده و میل به همدردی را در فرد بیشتر و وجدان انسانی را تحریک می کند.
- بیان عواطف و احساسات
موسیقی به عنوان وسیله ی ارتباط کلامی و غیر کلامی می تواند عامل ابراز عواطف و احساسات باشد.- برقراری ارتباطات اجتماعیموسیقی در جایی که کلمات به تنهایی ناتوان هستند در ایجاد ارتباط کمک می کند و چون موسیقی فعالیتی مثبت و لذت بخش است بخاطر ترغیب های ذاتی و نیروهای ارتباطی آن غالباً می تواند انگیزش هایی را فراهم کند که باعث پیوستن به گروه و ارتباط با دیگران شود.
- موسیقى بم و غمانگیز
صداهاى بسیار بم و غیر قابل شنیدن موسوم به اصوات زیر آستانه ای و مادون صوت (Infrasound)، براى انسانها مضر بوده و موجب بروز حالات غیر طبیعى از قبیل اضطراب، نگرانى، غم شدید، ترس و ناامیدى در افراد میشوند. همچنین آهنگهای غمانگیز موسیقی باعث ایجاد اختلال در خواب، سستی و بی حالی، غفلت و فراموشی، بی رغبتی به دنیا، بدبینی به جامعه، غم و غصههای بی مورد، سیر شدن از زندگانی و خودکشی، افكار درهم و برهم و درجا زدگی فکری می گردد.
اثرات مثبت موسیقی
جان بلکینگ نویسنده کتاب " نگاه عرف و عقل به موسیقی" معتقد است که موسیقی در تربیت حواس و پرورش عواطف می تواند بسیار مؤثر واقع گردد. حال در اینجا به برخی دیگراز اثرات مثبت موسیقی اشاره می کنیم:
1. دادن انگیزه و طرز برخورد مثبت به شنونده.
2. کاهش فشار کار و آسان تر نمودن آن.
3. کمک به درمان برخی بیماری ها همچون آلزایمر، دمانس، آسیب های مغزی، ناتوانی های جسمی حرکتی، اسكیزوفرنی و پارکینسون.
4. ایجاد تغییرات مثبت در خلق و خو
5. حل تضادهای روانی درفرد
6. کمک به برقراری ارتباط با دیگران
تاثیر موسیقی بر کودکان
موسیقی یکی از عوامل مؤثر برای تخلیه روح و روان شناخته شده است. حال اگر موسیقی ای که مربوط به سنین کودکی باشد برای آنها گذاشته شود می تواند تأثیرات مثبتی را در بر داشته باشد که از جمله آنها: شادابی و نشاط، آرامش روحی و روانی، آمادگی ذهنی برای فراگیری می باشد.نظم و سا ختار موجود در موسیقی برای کودکان و سالمندانی که دنیای ذهنی پراکنده ای دارند می تواند مفید بوده و آنها را از آشفتگی احساسی دور کند.بررسی ها نشان می دهد که گوش دادن به موسیقی های خاص و شاد بدون کلام به تعادل روحی و عاطفی کودکان کمک می کند. همچنین موسیقی باعث افزایش رشد جنین و رشد ذهنی کودك می گردد.
مفهوم غنا
صاحب نظران، غنا را عبارت از «آوا» و«صوت» می دانند. بعضی از صا حب نظران دیگر نیز هرگونه «آوای دارای موسیقی ویژه را غنا می دانند اعم از آن كه از انسان باشد یا از ابزار و آلات و اعم از آن كه كلامی همراه آن باشد یا خیر؟ [7] شرتونی (1849-1912 م) در اقرب الموارد می گوید: غناء عبارت از آوازی است كه آدمی از طریق آن به وجد می آید؛ [8] لذا هرگونه آوا را غنا نمی گویند و آوای طرب انگیزی كه آدمی را به وجد آورد و عنان اختیار از او برباید را غنا گویند. به عبارت دیگر غنا آوای جذاب و دلكشی را گویند كه دارای موسیقی خاصی بوده، نفس آدمی را تحت تاثیر قرار دهد و دارای دو ویژگی«ترجیع» و «طرب انگیزی» باشد.از مطالعه مجموع روایات صوت و غناء ملاحظه می شود كه غناء عملاً در دستگاه اهل فسق و همراه با لهو و لغو و گناه بوده، لذا غنائی كه از مصادیق لهو و لغو و الفاظ باطل و قول زور باشد از نظر شرعی حرام گردیده است.مقام معظم رهبری در تعریف غنا فرموده اند: موسیقی که مناسب مجالس لهو و لعب و گناه و شهوت باشد غنا محسوب می شود. یا به عبارتی موسیقی که مناسب رقصیدن باشد (بتوان با آنان رقصید) غنا محسوب می شود که اینان انسان را از خدا دور می کند.در اینجا نتیجه می گیریم، اولاً واژه غنا مترادف با واژه موسیقی نبوده و دوماً مفهوم اصطلاحی غناء در شریعت اسلامی كه مورد منع قرار گرفته است با مفهوم لغوی و عرفی آن تفاوت دارد و هر آوای خوشی در اسلام حرام نیست.
اثرات روحی و معنوی موسیقی
بزرگترین هنر موسیقی این است که انسان را خواسته و ناخواسته به سفری در دنیای ذهنی و خیالی دعوت میکند و بر او سایهای میسازد و او را بالا میبرد و بعد از پایان موسیقی، فرد خود را در یک سرازیری احساس میکند و سرانجام سرگردان و متحیّر و لبریز از احساساتی که به طور مصنوعی تحریک شدهاند رها میشود و او میماند و انبوهی از احساسات تخلیه نشده، که نه میتواند از آن دنیای خیالی دل بکند و نه با زندگی واقعی کنار آید، با تکرار این صحنهها و اعتیاد به موسیقی، چیزی جز تخدیر روح و روان حاصل نمیشود. [2]
اینک به چند نمونه از تاثیرات منفی موسیقی حرام، به نقل از علامه جعفری (ره) اشاره مینماییم:
1- عدم ایجاد تعادل بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک
2- ضعف اعصاب
3 - اختلالات دماغی (اغتشاشات مغزی، هیجانات روحی، جنون)
4- سلب اراده و شکست شخصیت
5 - از دست دادن نیروی فکری و امتیازات بشری.
6- افسردگی و خمودی
7- اتلاف وقت
8- لذت نبردن از مناجاتهای طولانی با خداوند
9- همیشه در تیررس شیطان بودن
10- کوتاهی عمر
11- از بین رفتن غیرت و حیا
12- کشیده شدن پرده ای روی قلب و درک نکردن بسیاری از اسرار هستی.
- از دست دادن توانایی های فكری و امتیازات بشری
یكی دیگر از تأثیرات موسیقی علاوه بر از بین بردن توانائیهای فكری، ایجاد اختلال در تدبیر امور و از دست دادن ملكات فاضله و صفات عالیه انسانی است.
- تضییع نیروی قضاوت
موسیقی در اثر تسلط یافتن بر اعصاب و روان، حالتی در شخص ایجاد میكند كه انسان را به كلی از قضاوتهای صحیح و اندیشه های درست باز میدارد و گاهی می شود همه چیز را در نظر یكسان نمایش میدهد؛ راست و دروغ، نیكی و بدی و...
-غفلت زدگی و دوری از یاد خدا
موسیقی صرف نظر از حلال یا حرام بودنش موجب تخدیر مغز انسان می شود و فرد را از جدیت بیرون می کند، لذا موسیقی انسان را از مسائل جدی بکلی غافل و به یک موجود بیهوده مبدل می سازد. امام صادق (ع) غنا و موسیقی را یكی از مصداق های گفتار بیهوده دانسته كه انسانها را از راه خدا گمراه می كند.
- بی شرمی و سلب غیرت و حیا
موسیقی و غنا حیا و عفت را از دل انسان بیرون می برد. امام صادق (ع) فرمود: «کسی که چهل روز در خانه اش بربط نواخته شود، خدای تعالی شیطانی را بر وی چیره می گرداند و آن شیطان بر تمام اعضای او می نشیند، هنگامی که چنین شد، شرم از وی گرفته می شود پس باکی ندارد که چه می گوید و یا چه درباره اش گفته می شود». امام صادق(ع) فرمود: اگر در منزل فردی چهل روز نوای موسیقی پخش شود شیطانی به نام قضدر وارد آن منزل و مکان می گردد و چنان در آنجا قدرت مداری می کند که غیرت و حفظ ناموس را از او بر می دارد. [4]
- کوتاهی عمر
امام صادق (ع) فرمود: موسیقی برکت را از (مال، سلامتی وعمر) اهل خانه می برد. [5]در بررسیهایى که محققّان از بین 46 نفر موسیقیدان و نوازندگان مشهور غرب انجام دادهاند، متوسط عمر آنان 47 سال بوده است. [6 ]
- محرومیت از رحمت الهی
امام صادق (ع) می فرماید:«غنا در دل روح نفاق را پرورش می دهد و بدنبال خود بدبختی و فقر می آورد».«خانه ای که در آن غنا و آواز شهوت انگیز باشد ؛ از درد و بلا ایمن نباشد».«خانه و محلی که در آن غنا باشد دعا مستجاب نگردد».«مجلس غنا و خوانندگی، مجلسی است كه خدا به اهل آن نمی نگرد و آنها را مشمول لطفش قرار نمی دهد».امام صادق (ع) فرموده اند: گوش کردن به لهو (موسیقی) و آوازه خوانی، مایه رویش دوروئی و تهید ستی است، همانگونه که آب مایه رویش کشت (گیاه) است.امام رضا (ع) در بیان گناهان کبیره فرموده اند: از جمله این گناهان، سرگرم شدن به آلات موسیقی است.امام صادق(ع) فرمود: در بهشت درختی است وقتی نسیم بر آن می وزد صدای دلربائی از آن شنیده می شود كه گوشی دلنوازتر از آن نشنیده است و سپس افزود: این لذت برای كسی است كه به خاطر خدا از شنیدن غنا در دنیا خودداری كرده باشد.
موسیقی در سخنان امام راحل
از نظر حضرت امام (ره) و بسیاری از مراجع دیگر موسیقی كه مطرب و مناسب مجالس لهو و لعب و مروج فساد باشد حرام است. حضرت امام خمینی (رضوان الله علیه) در تحریر الوسیله پیرامون حكم غناء می فرمایند: «اشتغال به كار غناء و شنیدن آن و معامله با آن حرام است».امام راحل همچنین میفرماید: از جمله چیزهایی که مغز جوانها را تخدیر میکند موسیقی است که انسان را از جدیّت بیرون میبرد؛ یک جوانی که عادت کرده روزی چند ساعت را با موسیقی سروکار داشته باشد، از مسائل جدّی به کلّی غافل میشود. [9]
احکام موسیقى
در اسلام صدا و آوازی كه انسان را از یاد خدا دور بدارد و موجبات برانگیختن گرایش های مادی و حیوانی و دلبستگی به دنیا را درانسان فراهم آورد منع گردیده است وبه طور کلی در شرع اسلام آن غناء و آوازی حرام است كه یكی از شرایط زیر را دارا باشد:
1ـ غناء و آوازی كه به گونه لهو و لغو یا باطل كه با مجالس لهو مناسبت داشته باشد.
2ـ غناء و آوازی كه در بردارنده الفاظ و مفاهیم پست و جنبه های شهوانی باشد.
3ـ غناء و آوازی كه دارای لحن اهل فسوق و گناه باشد.
4ـ صدا و آوازی كه انسان را ازیاد خدا دور بدارد.
5ـ آوازی كه همراه با معصیت باشد مانند آواز زن در حضور مردان نامحرم.
در پاسخ به عموم استفتا تی كه از مراجع عظام شده است فرموده اند: غنا صوتی است كه با ترجیع و طرب همراه بوده و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد كه بهطور مطلق حرام است حتی اگر در دعا و قرآن و اذان و مرثیه و غیر آن باشد.موسیقی سرگرم كننده و غفلت آور كه بخاطر ضرر و فسادی كه به بار می آورد حرام است. بنابراین هرگاه غناء و سایر آهنگها و موسیقی ها مانع ازیاد خدا نباشد بلكه انسان را به یاد خدا بیندازد حرام نیست. همچنین استفاده از آلات موسیقی اگر به منظور اجرای سرودهای انقلابی و مذهبی یا اجرای برنامه های مفید و ارزشمند و امثال آن از اموری كه غرض عقلایی بر آن مترتب است اشكالی ندارد به شرط آنكه مستلزم مفسده نباشد.
صدا و آواز زنان
در این باره باید گفت كه بین صدای زن و آواز زن تفاوت است و آنچه كه در اسلام ممنوع است آواز زن است نه صدای زن.آوازی كه همراه با معصیت باشد مانند آواز زن كه با حضور نامحرمان پدید آید در اسلام حرام شناخته شده، ولی اگر نامحرم و مردان اجنبی حضور نداشته باشند و آن را نشنوند و خود آواز و محتوای آن ممنوع نباشد اشكالی ندارد.مشهور فقهاء آواز خوانی زن در عروسی ها را مجازدانسته اند؛ البته به شرط اینكه سخنان و حرفهای باطل و یا آلات موسیقی حرام با آن همراه نگردد و نیز مردهای نامحرم برمجلس زنها داخل نشوند. آیت الله مكارم شیرازی نیز گوش دادن به سرودهایی كه یك زن تكخوانی كرده است را حرام دانسته است.
منابع
- چیت سازیان، مرتضی. موسیقی در اسلام. تهران: باشگاه اندیشه، 1386.
- فاطمی، ولی. نت شیاطین. قم: حضور، 1386.
- اشمیت پترز، ژاکلین. مقدمه ای بر موسیقی درما نی. تهران: اسراردانش، 1384.
- استور، آنتونی. موسیقی و ذهن. تهران: نشر مرکز، 1383.
- اساتید معارف و مشاوره دانشجویی. آثاردنیوی موسیقی. مرکز مشاوره حوزه علمیه قم.
- شرفخا نی خویی، احمد. انسان، غنا، موسیقی. انتشارات مشهور قم، 1380.
- زاده محمدی، علی. کاربرد های موسیقی در زمینه های روانپزشکی، پزشکی و روانشناختی. تهران: اسرار دانش، 1384.
- جهانشیر، گیتا. تاثیر موسیقی بر روان انسان. اردبیل: مغان ارس (http://www.moghanaras.com).
- رساله اجوبه – بخش استفتائت. (www.khamenei.ir).
- http://daneshnameh.roshd.ir
یادداشت ها
[1]. حسین میرزاخانی. مبانی فقهی و روانی موسیقی: از امام المجتهدین شیخ اعظم انصاری و استاد محمدتقی جعفری.ص 19
[2]. شهید مرتضی مطهری. تعلیم و تربیت در اسلام. چاپ دهم؛ تهران: انتشارات الزهراء، 1366، ص 44 و 45 و مبانی فقهی و روانی موسیقی.
[3]. حسین میرزا خانی. مبانی فقهی، روانی موسیقی: از امام المجتهدین شیخ اعظم انصاری و استاد محمدتقی جعفری.ص 34 و 33
[4]. وسائل، ج12، ص231. کافی، ج6، ص433.
[5]. وسائل، ج12، ص235 و مستدرک، ج2، ص458
[6]. سید جواد حسینی. نشریه الکترونیکی پرسمان. شماره 48- 15/3/87 (http://porseman.org).
[7]. ابن خلدون، مقدمه، ج 1، فصل 23 فی صناعه الغنا، ص.453.
[8]. اقرب الموارد، ج 2، ص 890، ماده غناء.
[9]. صحیفهی نور، ج 8، ص 197 تا 201، و ج 9، ص 155.
تعاریف
1. موسیقی طرب انگیز: موسیقی که احساس خوشایندی درانسان ایجاد کند و نا خود آگاه فرد اعضای بدن خود را به حرکت در بیاورد. مانند آهنگها و ترانه های عروسی بندری و تکنو.
2. ترجیع: گرداندن صدا یا آواز در گلو.
3. قول زور: سخن باطل.
4. لعب: وسایلی می گویند که باعث غفلت از یاد خدا می شوند مثل: آلات موسیقی، آلات قمار و...
5. بربط: عود، یکی از آلات موسیقی شبیه تار.
6. فسوق: ارتکاب اعمال غیر اخلاقی و ضد دین.
7. مترتب بودن: بر چیزی نتیجه گرفتن یا حاصل شدن از آن.
سه شنبه 6/2/1390 - 11:36
مهدویت
بازشناسى علائمحتمى ظهور
گردآوری و تنظیم: غلامرضا غفارنیا
مقدمه
شیخ صدوق با سند صحیح از امام جعفرصادق (ع) روایت كرده كه پیش از ظهور و قیام قائم پنج نشانه یعنی یمانى، سفیانى، بانگ آسمانى، قتل نفس زكیه و خسف سرزمین بیدا حتمى است. لذا باید در اینجا خاطر نشان کرد که در بسیاری از کتب تالیفی از این پنج نشانه به عنوان علائم حتمی ظهور نام برده شده است که در واقع دو مورد آن از علائم ظهور نیستند بلکه از علائم قیام حضرت می باشند. در برخی دیگر از تألیفات، به ویژه کتب اهل سنت و مسیحیت از خروج دجال به عنوان یکی از علائم حتمی یاد شده است که در ادامه به آن اشاراه خواهیم نمود.
ضرورت شناخت علائم حتمی
باید توجه داشت که قبل از زمان ظهور حضرت ولی عصر، سراسر جهان را فریب ها و انحرافات بسیاری فرا خواهد گرفت و بیشتر مردم جهان به دلیل جهل و تاریکی حاکم بر آنها ، از مدعیان دروغین پیروی خواهند نمود چراکه آنها منتظرین واقعی نبوده و نشانه های ظهور را مطالعه نکرده اند. لذا ضرورت فهم نشانههای ظهور، به خصوص علائم حتمی پیش از وقوع آن از این جهت مهم هستند كه زمان ظهور واقعی را دقیقاً مشخص مىكنند و مردم را از عوامل گمراهی وکجروی نگهداری نموده و بهترین راه تشخیص حق از باطل در زمان غیبت بوده و همچنین به مسلمانان جهان این امکان را می دهد تا با هوشیاری و آمادگی کامل همه مناسبات و روابط فردی و اجتماعی خود را متناسب با شرایط ظهور تنظیم نمایند. از جمله فوائد دیگر شناخت علایم ظهور وآگاهی از تحقق آنها ، خاصیت بازدارندگی از یاس و ناامیدی است، چراکه با شناخت این نشانه ها، وجود وخاطر مردم جهان را از حتمیت وعده الهی و برپایی حکومت جهانی با ظهور مهدی موعود ،آسوده می سازد و بدین ترتیب آنان را در برابر یأس و انحراف استوار می کنند. همچنین باید دقت داشت طبق گفته پیامبر اکرم(ص) که فرموده اند: « هر کس بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است» همه انسانهای مؤمن و حق طلب می بایست برای شناخت و معرفت نسبت به امام عصر (عج) و ظهور حضرت تلاش نمایند.
خروج سفیانی
از نظر زمانى اولین نشانه از نشانههاى حتمى كه پیش از دیگر نشانهها تحقق مىیابد خروج سفیانى است. خوشبختانه خروج سفیانى در روایات اسلامى بسیار دقیق، روشن و شفاف بیان شده كه هرگز قابل انطباق با هیچ فرد دیگرى نمىباشد. جالبتر اینكه علاوه بر روایات كلى درمورد علائم پنجگانه در احادیث فراوانى به طور مستقل بر حتمى بودن آن تصریح و تأكید شده است.امام جعفرصادق (ع) فرموده اند: سفیانى از نشانههاى حتمى است و خروج وى در ماه رجب خواهد بود.نام سفیانى عثمان و نام پدرش عنبسه مىباشد.اسامى دیگرى براى سفیانى نقل شده كه تنها عثمان بن عنبسه از شهرت بیشترى برخوردار است. از دیگر القابش صخرى منسوب به « صخر» پدر ابوسفیان است. در احادیث فراوان تصریح شده كه سفیانى از تبار ابو سفیان، از بطن هندِ جگرخوار است (اِبْنُ اكِلَةِالأكباد)، از سوى پدر از بنىامیه و از طرف مادر از قبیله كلب است. در احادیث از ویژگىهاى ظاهرى سفیانى به صراحت بیان شده و جاى هرگونه شك و تردید از میان رفته است. شیخ صدوق با سند صحیح از امام صادق(ع) روایت كرده كه فرمود: تو اگر سفیانى را ببینى، پلیدترین انسانها را دیدهاى. او بور، سرخروى و زاغچشم است.امیرمؤمنان علیه السلام به دیگر ویژگىهاى ظاهرى او اشاره كرده و مىفرماید: سفیانى پسر هند جگر خوار از تبار خالدبن یزیدبن ابىسفیان است و از وادى یابس خروج مىكند، او مردى میان بالا، با چهرهاى وحشتناك، سر ستبر و آبلهروى مىباشد. هنگامى كه او را ببینى او را یكچشم مىپندارى و در چشمش نقطه سفیدى نمایان هست. طبق احادیث و روایات سفیانی پلیدترین و پركینهترین انسان روى زمین است و همواره فریاد انتقام، انتقام، سر مىدهد. او سنگدلترین انسان است و بر احدى رحم نمىكند و حتى همسرش را زنده بهگور مىكند.
خروج یمانى
درباره انقلاب و قیام یمانی روایات بسیاری وارد شده است و احادیث فروانى بر حتمى بودن خروج یمانى دلالت مىكند. در این احادیث تصریح شده كه یمانى از یمن خروج مىكند و او از تیره قریش و تابع مذهب اهل بیت علیهم السلام مىباشد. امام صادق علیه السلام نیز او را از تبار زید شهید معرفى فرموده که مؤید همین مطلب است است.فضلبن شاذان با سند صحیح از امام صادق علیه السلام روایت مىكند كه خروج سفیانى با خروج یمانى از یمن با پرچمهاى سفید در یك روز، در یك ماه و در یك سال رخ خواهد داد. امام باقر علیه السلام نیز در حدیث مفصلى از خروج یمانى گفتگو نموده و در پایان مىفرماید: « در میان این پرچمها، پرچمى هدایت یافتهتر از پرچم یمانى نیست. آن پرچم هدایت است، زیرا او شما را به سوى صاحبتان فرامىخواند». بر اساس روایت صحیح، سفیانى و پسرش به دست یمانى به هلاكت مىرسند.
بانگ آسمانى
سومین نشانه از نشانههاى حتمى كه مقارن ظهور رخ مىدهد بانگ آسمانى است. صداى منادى آسمانى براى همگان به صورت یكسان و مساوى مىرسد. و منظور از یكسان بودن، از نظر شدت و ضعف است و گرنه براى هر كسى به زبان مادرى خودش مىرسد.آیه شریفه زیر نیز اشاره به همین ندای آسمانی دارد: «گوش فرا ده هنگامى كه منادى از جایگاه نزدیك ندا سر دهد، روزى كه صیحه را به حق مىشنوند، آن روز روز خروج است.» [سوره ق، آیه 42 و 41] در شمارى از احادیث یاد شده آمده است كه منادى آسمانى با نام قائم و نام پدر بزرگوارش ندا سر مىدهد و اهل زمین را به سوى او فرا مىخواند. رسول اكرم (ص) فرمود: چون مهدى خروج كند، فرشتهاى از بالاى سرش بانگ برآورد: اِنَّ هذا مَهدِىٌّ فَاتَّبِعُوه؛ به راستى این مهدى است، پس از او پیروى كنید. [ متقى هندى، البرهان، ص 72 ] از جمعبندى روایات بانگ آسمانى به این نتیجه مىرسیم كه در آستانه ظهور چندین بار نداى آسمانى شنیده مىشود. ولى آن ندایى كه جزء علائم حتمى است و در احادیث معصومینعلیهم السلام به آن تصریح شده است ، نداى شب 23 رمضان مىباشد.
خروج دجال
دجال ستمکاری است که در آخرالزمان مردم را گمراه خواهد کرد و در هر سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام مطرح شدهاست وآنچه در اخبار و روایات در مورد دجال و فرجام دنیا آمده این است که او در آیندهای نزدیک خروج میکند زمان خروج او دقیق و مشخص نیست اما به نظر می رسد خروج او مقارن و نزدیک با خروج سفیانی باشد. براساس همین روایات دجال به عنوان فردی با یک چشم که از گودی معمول زیرچشم برخوردار نبوده و چشم سمت چپش روی پیشانی اش قرارگرفته و دارای شمایل ترسناکی است نام برده شده است. براساس روایات مختلف چهره دجال ناقص ، کور و یک چشم است که از اصل خلقت یک چشم ندارد به طورى كه گودى حدقهاش نیست و ادعای خدائی می کند ، چشم چپش در وسط پیشانی او قرار دارد و در میان قوم یهود متولد شده است.در بیان دیگر مشخصات ظاهری دجال می خوانیم : مردی چاق و سرخ روی است(در برخی منابع ذکر شده است که از لحاظ بزرگی هیکل هیچ انسانی از ابتدای خلقت مانند او وجود نداشته است ) ، موهایش مجعد است، پایش لنگ است، دارای قدرتهای فوق بشری و جادوئی است به نحوی که تصور می شود مرده را زنده می کند و در قحطی مردم را طعام می دهد. به او مسیح دروغین نیز اطلاق می شود چراکه گفته شده است هویت شخصیت حضرت مسیح (ع) را جعل نموده و از جایی که آن حضرت به پیامبری مبعوث شد (اسرائیل) خروج می کند. هفتاد هزار ترک ، یهود ، زنا زاده ، خواننده ، نوازنده ، بادیه نشین و زن از او پیروی می کنند . طول حکومتش چهل روز است و در این مدت همه را به کفر و تباهی می کشاند. برای نجات از شرش حفظ نمودن سوره کهف قبل از خروجش و در صورت رؤیت وی خواندن سوره حمد و خانه نشینی و توکل بر خدا توصیه شده.
خَسَفِ بَیْدا
از بررسى روایات ملاحم و فتن روشن مىشود كه این حادثه در حدود یك ماه بعد از ظهور حضرت ولى عصر(عج) رخ مىدهد. بدینترتیب خسف بیدا را نمىتوان از نشانههاى ظهور به معناى اخصّ كلمه به شمار آورد، بلكه باید آن را از نشانههاى قیام حضرت دانست. لذا این نشانه از نشانههاى حتمى قیام حضرت می باشد که از نظر تسلسل زمانى بعد از چهار نشانه قبلی مىباشد. خَسْف در لغت به معناى فرو ریختن چیزى در زمین مىباشد. چنانكه قرآن كریم در مورد قارون مىفرماید: «فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الاَرْض»؛ ما او را با خانهاش در زمین فرو بردیم و بَیْدا در لغت به معناى دشت هموار، پهناور، خالى از سكنه و آب و علف مىباشد. در میان مكه و مدینه سرزمین پهناور و دشتشنزارى است كه بَیْدا نام دارد و منظور از خَسفِ بیدا فرو رفتن سپاه سفیانى در سرزمین بیدا مىباشد. هنگامى كه سپاه سفیانى از مدینه منوّره براى معارضه با حضرت مهدى(ع) به سوى مكه معظمه حركت مىكنند، چون به سرزمین بیدا رسیدند، جبرئیل امین فریاد برمىآورد كه اى سرزمین بیدا، این گروه ستمگر را در كام خود فرو ببر. پس زمین دهان باز مىكند و همه آنها را در كام خود فرو مىبرد.
قتل نفس زكیه
نفس زكیه به معنای انسان بی گناه است که آخرین نشانه از نشانه های قیام جهانی حضرت ولی عصر (عج) می باشد. نفس زکیه در مسجد الحرام و درمیان ركن و مقام و به هنگام قرائت پیام امام به شهادت می رسد. قیام جهانی حضرت 15 روز بعد از قتل نفس زكیه و دقیقا سه ماه و هفده روز بعد از ظهور ، یعنی روز دهم محرم الحرام (عاشورا) می باشد. بر اساس روایات فراوان ظهور حضرت در شب بیست و سوم رمضان و قیام آن حضرت در روز عاشورا خواهد بود. بدینترتیب میان ظهور و قیام دقیقاً سه ماه و هفده روز فاصله است كه دو نشانه از نشانههاى حتمى در این فاصله رخ مىدهد: خسف بیدا و قتل نفس زكیه. بنابراین روشن شد كه این علائم حتمی در آستانه ظهور تحقق پیدا مىكنند و از این جهت مهم هستند كه روز ظهور را دقیقاً مشخص مىكنند. مثلاً هنگامى كه سفیانى بر سوریه، اردن و فلسطین سیطره یافت، دقیقاً هشت ماه بعد، حضرت ولی عصر(عج) ظهور مىكند. لازم به ذکر است که برخى از مراجع تقلید فرا گرفتن این نشانهها را شرعاً واجب شمردهاند.
کتابهای مفید در این زمینه
- خادمی شیرازی، محمد . نشانه های ظهور . مسجد مقدس جمکران.
- ساده، مجتبی . شش ماه پایانی ( تقویم و حوادث شش ماهه پیش از ظهور) . انتشارات موعود عصر.
- رضوانی، علی اصغر . هنگامه ظهور . مسجد مقدس جمكران.
- رضوانی، علی اصغر . علائم ظهور. انتشارات مسجد مقدس جمكران.
پنج شنبه 25/1/1390 - 12:43
مهدویت
وظایف ما در عصر غیبت
تهیه و تدوین: غلامرضا غفارنیا
مقدمه
وظیفه ما در زمان غیبت مانند وظیفه ای است که در زمان حضور امام معصوم (عج) بر عهده ماست. گرچه آن حضرت از نظر ما غایب است، اما به ما اشراف و آگاهی دارد و بر اعمال و رفتار ما ناظر است. بنابراین، تمام وظایفی که قرآن مجید و پیامبر اکرم (صل الله علیه وآله) و ائمه معصومین (علیهم السلام) برای یک فرد مسلمان تعیین و بیان فرموده اند در زمان غیبت نیز متوجه ما است که همه این وظایف را می توان در یک جمله خلاصه کرد و گفت، بزرگ ترین وظیفه شیعیان در عصر غیبت انتظار فرج و ظهور دولت جهانی حضرت مهدی (عج) است اما با عنایت به این که انتظار فرج یک شعار نیست، بلکه یک فرهنگ است و مجموعه ای از وظایف و تکالیف است که باید به آن عمل شود تا یک فرد، منتظر حقیقی مولا و امام خود باشد؛ لذا ما در ادامه به طور خلاصه به بخشی از این وظایف اشاره خواهیم کرد.
معیار زندگی ما در عصر غیبت
در اینجا ابتدا باید به این نکته اشاره کنیم که بعضی افراد که در ظاهر نمی توانند منکر قرآن شوند ، در یکسری تفکرات عوامانه این مساله را بیان می کنند که در کجای قرآن نوشته است باید چنین و چنان شود و در این خصوص باید متذکر شویم که بخش عمده ای از دستورات دینی و احکام ازگفتار پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) به دست آمده است و نیز پیامبر گرامی اسلام در زمان رحلت خود از دو امانت گرانبها یعنی قرآن و عترت یاد نمود و عمل به آنها را توصیه فرمود. علما و فقهای بسیاری نیز در طول تاریخ اسلام بر صحت و درستی این احادیث و روایات و عمل به این میراث گرانبها تأکید نموده اند.لذا شیعه موظّف است كه در عصر غیبت، نسبت به این دو میراث گرانبها تمسک جوید و از آنها محافظت نموده و در زندگی خود به فرامین قرآن و معصومین (ع) عمل نماید و اگر هم چیزى را نفهمید، آن را به راحتی انكار و رد نكند كه ممكن است گرفتار كفر شود. مفهوم همه روایات و احادیث بدست آمده نیز در این خصوص یكى است و آن محافظت و عمل كردن به قرآن و میراث موجود اهل بیت(س) در عصر غیبت است.بنابراین کسانی که در زندگی خود بجای معیار قرار دادن فرامین قرآن و اهل بیت (س) و پیروی از آنها، رفتارها و کردارهای عموم افراد جامعه زمان خویش را ملاک زندگی خود قرار می دهند ممکن است گمراه شوند و در تشخیص دوست و دشمن و پیروی از دیگران، بسیار دچار اشتباه گردند. در نتیجه اینگونه انسانها آمادگى و شرایط لازم را براى پذیرش تعالیم و حكومت كریمه امام زمان (عجّ) بدست نخواهند آورد و نمىتوانند از منتظران راستین آن حضرت باشند. با توجه به این مطلب مىفهمیم كه منتظران واقعى اندك هستند؛ چنانكه احادیث و روایاتی هم که در این خصوص نقل شده است گویای همین واقعیتند.
تکالیف منتظران واقعی امام عصر(عج)
معرفت و شناخت نسبت به دین: یعنی در بخش عقاید، اخلاق، احکام و وظایف، منتظر باید تفكر اسلامى خویش را سامان داده و وضعیت روحى و ایمان درونى خود را تقویت كند.
شناخت و معرفت به امام زمان(عج): مهم ترین وظیفه ى یك فرد منتظر تلاش براى كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام زمان (علیه السلام) است; چرا كه انسان بدون شناخت امام و منزلت او نمى تواند وظیفه خود را در رابطه با او تشخیص دهد.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: « هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است .» توجه به مضامین دعاهایی که خواندن آنها در عصر غیبت توصیه شده است نیز ما را به اهمیت مساله شناخت حضرت ولی عصر علیه السلام راهنمایی می کند .
اطاعت از نایبان بر حق امام زمان (عج): از جمله وظایف مهم منتظران در زمان غیبت، چنگ زدن به ریسمان ولایت اهل بیت علیهم السلام است؛ یعنی علما ، فقهای عادل و شایسته، ولی فقیه و مراجع تقلید. امام صادق علیه السلام فرمودند: «خوشا به حال شیعیان ما! آنان که در زمان غیبت قائم ما به ریسمان [ولایت] ما تمسک می جویند . »توضیح اینکه در زمان غیبت صغری نیابت نایبان ایشان خاص بوده و در زمان غیبت كبری نیابت نایبان حضرت عام میباشد كه با توجه به شرایط و ضوابطی كه مطرح میكنند اطاعت فقهای جامع الشرایط لازم و در ردیف اطاعت از امام زمان میباشد و مخالفت با فقیه جامع الشرایط كه نایب امام است، مخالفت با امام محسوب می گردد.
پیروی از قرآن و فرهنگ اهل بیت (علیه السلام):
اتحاد و همستگی با دیگر مسلمانان به ویژه شیفتگان واقعی آن حضرت :
آمادگی فکری و فرهنگی جهت آشنا یی با حقایق دین و مقابله با انحرافات
امیدوارى بر قیام آن حضرت و امید به گشایش همه امور و مشکلات
رعایت تقوا و تلاش برای برچیده شدن زمینه گناه در جامعه
توجه قلبی نسبت به امام عصر (عج)
ارتباط با امام (عج) از طریق دعا و مناجات
صبر كردن و مبارزه همه جانبه در برابر دشمنان
ایجاد محبت امام عصر (عج) در دلهای مؤمنین
تقویت و بزرگ داشت شعائر اسلامی؛ نظیر حج و مجالس مذهبی برای آشنایی با معارف اسلام.
دلبستگی و اظهار اشتیاق به آن حضرت؛ همانند مداومت و مشارکت در انجام امور خیر و ثواب.
آماده سازی محیط برای تشكیل حكومت عدل جهانی و اجرای عدالت
جلوگیری از نفوذ دشمنان در دین و بیزاری جستن از دشمنان امام عصر(عج)
اهتمام ورزیدن در ادای حقوق برادران دینی و دفاع و یاری نمودن شیعیان واقعی.
وظایف كلى شیعیان در زمان غیبت
پرهیز از شك: یكى از وظایف شیعه در عصر غیبت، احراز درجه رفیع یقین و تلاش براى حفظ عقاید حقّه است. زیرا طولانى شدن دوره غیبت حجّت خدا، باعث تردید و بىاعتقادى بسیارى مىشود.
اطاعت: اگر چه امام زمان غایب است ولی اراده و فرمانش در میان همهی خلایق جاری است. دستوراتش را باید شناخت و فرمانهایش را باید اطاعت كرد. از امام صادق(ع) حكایت شده كه میفرماید: «خوشا به حال آنان كه در دوران غیبت او، چشم انتظار ظهور اویند و در دوران ظهورش سرسپردگان اوامر او.» حال این سوال مطرح است که چگونه امر و دستورات امام زمان(عج) را در زمان غیبت ایشان بدانیم و به آنها عمل كنیم؟
در جواب این سوال باید گفت كه اگر چه در خصوص امام زمان ارتباط محسوس بین امام و مردم وجود ندارد ولی در هیچ یك از دو غیبت صغری و كبری امام زمان، پیوند امام با مردم به طور كلی قطع و گسسته نشده است زیرا در هر دو غیبت، امر نیابت وجود داشته و دارد و از طریق نایبان، پیوند امام با مردم برقرار بوده و هست.
انتظار: از حضرت علی علیه السلام حكایت شده: «كسی كه چشم انتظار حاكمیت ما باشد، مانند مجاهدی است كه در راه خدا به خون خویش غلطیده باشد.»یکی از وظایف مهم مردم در عصر غیبت، انتظار فرج است . رسول خدا (ص) فرمود: «افضل اعمال امتی انتظار الفرج ؛با فضیلت ترین اعمال امت من، انتظار فرج است .» انسان منتظر نفس اماره را كنترل و شیطان را از خود دور میكند و خود را جهت استقبال از آقا امام زمان(عج) مهیا میكند.
خدمت گذاری به حضرت ولی عصر (عج):از امام صادق(ع) نقل شده كه میفرمایند: «اگر دوران او را درك میكردم همهی روزهای زندگیم را در خدمت به او میگذراندم.»بیتردید خادمین دوران ظهور، همان خادمین دوران غیبتاند. آنها كه پس از ظهور شایستگی خدمت مییابند، همانهایی هستند كه در دوران غیبت، بر خدمت به امام و امت ایشان همت گماشتهاند، و اهداف امام را سرلوحهی زندگی خود قرار دادهاند.
اصلاح اجتماعی: یکی از وظایف مهم مردم در دوران غیبت کبری، داشتن روحیه هدایت گری در سطح جامعه است . هر فردی باید در برابر آحاد جامعه اسلامی احساس مسؤولیت کرده و در راه هدایت و ساختن افراد جامعه تلاش نماید، تا جامعه و افراد آن آماده پذیرش حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) شوند .
تهذیب نفس و اصلاح فردى: یکی از وظایف مهم منتظران ظهور حضرت ولی عصر (ارواحنا فدا)، كسب فضایل اخلاقى و آراستگی به اخلاق خوب و پسندیده است. یک منتظر واقعى می بایست همیشه در صدد كسب فضایل اخلاقى و آراسته شدن به صفات خوب انسانى باشد.
كسب آمادگى هاى فكرى و فرهنگى و نظامى: براى یارى رساندن به حکومت امام زمان (عج) می بایست مقدمات و زمینه های فرهنگی و دفاعی در افراد ایجاد گردد؛ چرا كه آن حضرت پس از قیام به یارانى نیاز دارند كه حداقل در یكى از عرصه ها بتواند مفید واقع گردد.
دعا براى سلامتى امام و تعجیل در فرج ایشان: شیفتگان و منتظران ظهور امام زمان (عج) همواره باید با خلوص نیت از پیشگاه خداى مهربان سلامتى و ظهور ایشان را درخواست نماید.
کتابهای مفید در این زمینه
بنی هاشمی، سید محمد . سلوک منتظران . انتشارات منیر.
واحد تحقیقات مسجد جمكران . وظایف منتظران . انتشارات مسجد مقدس جمكران.
رضوانی، علی اصغر . وظایف ما در عصر غیبت . انتشارات مسجد مقدس جمكران.
شفیعی سروستانی، ابراهیم . معرفت امام زمان و تکلیف منتظران . انتشارات موعود عصر(عج).
چهارشنبه 10/1/1390 - 8:36