• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 4525روز قبل
شعر و قطعات ادبی

در بین امور ممكن الذكر

گفتم كه كنم اشارتی بكر

اما همه وقت مشکلم بود
اسهال قلم، یبوست فکر

پنج شنبه 1/12/1392 - 9:10
دعا و زیارت
عصر یک جمعه دلگیر

دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیدست

چرا اب به گلدان نرسیدست و هنوزم که هنوز است

غم عشق به پایان نرسیدست

بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید

بنویسد که هنوزم که هنوز است

چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیدست

و چرا کلبه احزان به گلستان نرسیدست
پنج شنبه 1/12/1392 - 1:2
شعر و قطعات ادبی

    چندی است عاشقانه قلم می زند دلم

از ماجرای چشم تو دم می زند دلم

نام تو از شبی كه به رگهای من دوید

یك در میان برای خودم می زند دلم

این را كه مردمان ضربان نام كرده اند

دست خوشی است بر سر غم می زند دلم

روزی هزار بار ورق های كهنه را

مشتاق و بیقرار به هم می زند دلم

هر جه به سبز خاطره های تو می رسد

انگار در بهشت قدم می زند دلم

یك شب به خنده گفت چرا داد می زنی

این قدر هی نگو كه دلم می زند دلم…

حرفش ادامه داشت كه بی اختیار ، من

گفتم عزیز من چه كنم ، می زند دلم

آرام برد گوش مرا روی سینه اش

دیدم چنین كه اوست چه كم می زند دلم

دیدم در این قمار دل او برنده است

دیدم فقط به قدر عدم می زند دلم

شعر از: دکتر حسن دلبری

دوشنبه 22/1/1390 - 15:30
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته