• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 7
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 5007روز قبل
بهداشت روانی

این یک آزمون بسیار جالب است. خود دکتر فیل مک‌گرا(روان‌شناس معروفی که مجری یک برنامه فوق‌العاده پرطرفدار تلویزیونی است) در این آزمون نمره 55 گرفته است. او این آزمون را روی اپرا وینفری، مجری معروف برنامه تلویزیونی، انجام داده که نمره 38 گرفته است.
به 10 سوال ساده زیر پاسخ دهید تا ببینید شما چه نمره‌ای در این آزمون به دست می‌آورید و تفسیر آن چیست.
تذکر مهم: به سوال‌ها براساس آنچه که امروز هستید پاسخ دهید، نه آنچه که در گذشته بوده‌اید. 


شروع

چهارشنبه 26/7/1391 - 0:55
طنز و سرگرمی

تهدیدها و فرصتها همیشه در اطراف ما هستند.
موفق کسی است که تهدیدها را دور و فرصتها را به خود نزدیک کند.
و موفق تر از او کسی است که تهدیدها را به فرصت تبدیل کند.
مثل این آقا موشه!


mouse.gif


چهارشنبه 26/7/1391 - 0:49
اخبار
    اینجا زیمبابوه است با نرخ تورمی معادل 231 میلیون درصد در سال
    نرخ برابری25 میلیون دلار زیمبابوه معادل یک دلار آمریکا است. این مرد در حال رفتن به سوپرمارکت برای خرید چند قلم جنس است.

         این کوه پول معادل یکصد دلار آمریکا است
01.jpg
    به همین دلیل اسکناس های 50 میلیون دلاری ضرب شدند
02.jpg
    و بعد هم اسکناس های 250 میلیون دلاری
03.jpg
    - ببخشید! قیمت این تی شرت چقدر است؟
    - خیلی ارزان،  در حدود 3 میلیارد دلار
04.jpg
    ماه مه اسکناس های 500 میلیون دلاری به بازار آمدند
      و ماه ژوئن نوبت به ورود اسکناس های 25 و 50 میلیارد دلاری رسید
05.jpg
    و در انتها اسکناس 100 میلیارد دلاری
06.jpg
    با این صد میلیارد دلار می توان چه خرید؟ سه تا تخم مرغ
07.jpg
    مردم با یک بغل پول به رستوران می روند
08.jpg
    و این هم صورتحساب غذا
09.jpg
    در ماه اوت دولت زیمبابوه با تنزل ارزش دلار، ده صفر را از مقابل اسکناس ها برداشت )
10.jpg
    با این حال نرخ تورم همچنان بالا رفت و در ماه سپتامبر شما با این مقدار پول می توانستید این تعداد گوجه فرنگی بخرید
11.jpg
    و برای یک تکه نان این مقدار پول
12.jpg
    و دوباره این دور باطل در ماه سپتامبر شروع شد و اسکناس های 20 هزار دلاری وارد بازار شدند
13.jpg
    و چند هفته پیش اسکناس های 50 هزار دلاری
14.jpg 
چهارشنبه 26/7/1391 - 0:48
شعر و قطعات ادبی
پر زدن از دام ابریشم به من هم می رسد
شادمانی ها بعد از غم به من هم می رسد
برگ ها از شاخه می افتند و تنها می شوند
از جدایی ، گرچه می ترسم به من هم می رسد
هر کجا هستم من از یاد تو غافل نیستم
در خیابان شاخه مریم به من هم می رسد
گندم گیسوی تو از باغ مینو بهتر است
از گناه حضرت آدم به من هم می رسد
گرچه از من هیچ کس غیر از وفاداری ندید
بی وفایی های این عالم به من هم می رسد
هر کجا سروی به خاک افتاد با خود گفته ام
نوبت هیزم شکن کم کم به من هم می رسد

کتاب پنجره های بی اتاق
چهارشنبه 26/7/1391 - 0:46
آموزش و تحقيقات

01.jpg


نظام آموزشی فعلی ژاپن که بعد از انقلاب میجی تاسیس شده است یکی از موفق ترین نظام های آموزشی در جهان هست. در ژاپن سعی می شود در مدارس علاوه بر علوم رایج، راه و رسم زندگی و کار نیز به دانش آموزن آموخته شود تا آن ها را برای زندگی در جامعه آماده شوند.


نظام آموزش و پرورش هر کشور در اصل تکمیل کننده ی وظیفه مهم خانواده در امر تعلیم و تربیت است. مدرسه بعد از خانه دومین مأمنی است که کودک خردسالی را در آغوش خود به فرد بالغی تبدیل می کند که همان آیند ساز کشوراست. در میان کشور های مختلف، ژاپن به عنوان یک کشور توسعه یافته نظلم آموزشی متفاوتی را تجربه می کند. تاریخ آموزش و پرورش ژاپن را می شود به دو دوره ی قبل و بعد از « انقلاب میجی» تقسیم كرد. این انقلاب 20 سال بعد ازاصلاحات امیركبیر در سال 1868 میلادی آغاز و ادامه پیدا كرد. تا قبل از این انقلاب 2 نوع مدرسه در ژاپن بود «مدارس هانكو» ویژه ی سامورایی‌ها و «مدارس تراكویا» مخصوص آدم های عادی. در سال 18771 یعنی 3 سال بعد از انقلاب میجی، آموزش وپرورش ژاپن تاسیس شد. در سال 1872 تقریباً 28 درصد از افراد لازم التعلیم به مدرسه ی ابتدایی می رفتند و یكصد هزار نفر در دبیرستان ثبت نام كرده بودند. در سال 1920 این میزان به یك میلیون و دویست هزار نفر افزایش پیدا كرد، در سال 1948 آموزش نابینایان اجباری شد، در سال 1986 بیش از 90 درصد كودكان ژاپنی به پیش‌دبستانی رفتند و 94 در صد دانش آموزان به مرحله ی دوم دبیرستان راه یافتند.


02.jpg


 یكی از برنامه‌های مدارس ژاپن اجرای برنامه های یادگیری در همه زندگی است. در حقیقت یادگیری در تمام عمر به اندازه آموزش و پرورش رسمی اهمیت دارد. شعار آنها این است: هر فرد در هرجا و هر زمان باید بیاموزد. ایجاد مراكز دانشگاهی مكاتبه‌ای، مدارس شبانه و دانشگاه سیما برای این منظور است.
ساعت حضور دانش آموزان در مدارس 48 ساعت در هفته است و ازساعت 8 صبح تا 4 عصر به صورت پیوسته ادامه دارد. دانش آموزان ابتدایی 22 ساعت و متوسطه 16 ساعت در كلاس درس سپری می‌كنند و بقیه با برنامه هایی مانند فعالیت های گروهی، جشن‌ها و نهار و استراحت سپری می شود.


03.jpg


 - دانش‌آموزان مدارس ابتدایی ایران 24 ساعت و درمقاطع راهنمایی و متوسطه 36 ساعت به مدرسه می‌روند كه تقریباً تمام این ساعات در كلاس سپری می شود


- هر سال تحصیلی 240 روزاست.


– در ایران كمتر از 180 روز است


–  در مدارس ابتدایی به ایجاد محیطی شاداب، جذاب، دوستانه و با نشاط بیشتر از آموختن مسائل علمی تاكید شده است.


04.jpg


معلمان عقیده دارند دانش‌آموزان این مقطع برای یادگیری علم به مدرسه نمی‌آیند بلكه هدف از مدرسه دیدار دوستان است. در مدارس ابتدایی به بازی، كاردستی، موسیقی وخانه داری (آشپزی، خیاطی و نظافت) توجه بسیار می‌شود. این گونه برنامه‌ها یك سوم اوقات دانش‌آموزان را به خود اختصاص می دهد. دانش‌آموزان مدارس ژاپن از همان كلاس اول ابتدایی در برنامه‌ای با عنوان "به سوی كار" به یادگیری و انجام حرفه هایی مانند زراعت و صنعت می‌پردازند.


05.jpg

در ژاپن چهار شیوه ی ورود به دانشگاه وجود دارد: یكی از راه‌های ورود به دانشگاه از طریق آزمون‌های متمركز ملی است. البته همه دانشگاه‌ها، مقصود دانشگاه‌های خصوصی است، ملزم به برگزاری این آزمون نیستند. تا سال 2006 درواقع 744 دانشگاه در ژاپن وجود داشت، 87 دانشگاه ملی (دولتی)، 89 دانشگاه ریاستی / شهری و 568 دانشگاه هم خصوصی بودند و هر كس می خواست به دانشگاه ملی برود باید در كنكور متمركز شركت می کرد.
دانشگاه‌های خصوصی، بعضی‌شان آزمون اختصاصی خو د را نیز دارند و در باره ی نتیجه كار هم تصمیم می‌گیرند. برخی دانشگاه‌های خصوصی هم هستند كه از نتایج امتحان متمركز استفاده می‌كنند.
البته و به هر حال، داوطلبانی كه در آزمون متمركز شركت می‌كنند پس از به‌ دست آوردن حداقل نمره قبولی و عبور از سیستم آزمون متمركز باید در امتحانات اختصاصی هر دانشگاه هم حاضر شوند. مقصود این است كه هر دانشگاه یك حداقل برای نمره قبولی در آزمون متمركز دارد و بعد از آن امتحان خاص خود را هم برگزار می‌کند.
راه دیگر ورود به دانشگاه، ارائه توصیه نامه از طرف دبیرستان‌هاست. هم دانش‌آموزانی كه نمره‌های بالایی در دبیرستان به دست آورده‌اند می‌توانند خود را برای پذیرفته شدن پیشنهاد بكنند و هم اینكه ممكن است دانشگاه‌های خصوصی از مدارس بخواهند كه دانش‌آموزان خوب خود را توصیه كنند.
یك شیوه دیگر هم اقدام از طریق اداره پذیرش است. البته این شیوه، كه اصلش آمریكایی است، الان خیلی مرسوم نیست و به صورت استثنایی انجام می‌شود. به طور معمول دانش‌آموز باید قابلیت ویژه‌ای داشته باشد تا از این طریق اقدام كند، برای مثال در درس، ورزش یا یك مهارت و هنر عالی باشد. ریشه این كار هم به جذب دانش‌‌آموزان نخبه برمی‌گردد و اینكه دانشگاه‌های خوب سعی می‌كنند دانش‌آموزان نخبه را جذب كنند، ولی تعداد چنین دانش‌آموزانی طبعا محدود است و بنابراین ممكن است از این طریق، اما به دلایل دیگری هم، دانشجو پذیرفته شود.
بنابراین با توجه به شیوه‌های مختلف انتخاب دانشجو و سطوح مختلف دانشگاه‌ها به لحاظ علمی و اعتبا، نمی‌توان به صورت كلی در باره ی تمام دانشگاه‌های ژاپن صحبت كرد و اینكه چنین یا چنان هستند، به همین ترتیب نمی‌توان به یك نحو هم در باره ی دانشجویان صحبت كرد. در واقع بستگی به این دارد كه شما می‌خواهید با كدام هدف مثلا موقعیت اجتماعی، یادگیری و شغل، به دانشگاه بروید.


06.jpg

درست برعکس سیستم آموزش و پرورش در ایران که از همان ابتدا به دانش آموز القا می شود که برای ادامه حیات اجتماعی باید در دانشگاه قبول شود و اینکه چه رشته ای و چه آینده ای برایش ترسیم می شود زیاد مهم نیست.
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران دو گونه مدرسه (مدارس دولتی و مدارس ملی) فعالیت داشتند. مدارس پولی که به آنها لقب ملی داده شده بود و خود نیز شامل مدارس اسلا می می شدند که به عنوان یکی از برنامه های مدرسه دانش آموزان را با مقدمات دروس مذهبی آشنا می ساختند و از نظر ظاهر نیز تفاوت هایی با سایر مدارس داشت، غالبا با ارائه ی فوق برنامه های خاص سعی در جلب نظر دانش آ موزان داشته و عمدتا برای آن دسته ازخانواده هایی دایر شده بود که از توانایی پرداخت هزینه های بیشتر جهت تحصیل فرزندان خود برخوردار بودند. تعداد مدارس ملی بسیار اندک بود و به لحاظ سطح آموزش با مدارس عادی یا دولتی تفاوتی نداشت. پس از پیروزی انقلاب بحث یکسان سازی مدارس طرح گردید و جهت جلوگیری از نظام طبقاتی در آموزش و پرورش، کلیه ی مدارس غیر دولتی بر مبنای تصمیم شورای انقلاب منحل و مسولیت برنامه ریزی آموزشی کشور و نظارت بر اجرای این گونه برنامه ها مستقلا به دولت واگذار گردید. این درحالی بود که چند سال پس از پیروزی انقلاب بحث مدارس خصوصی به دلایل زیر مطرح گردید:
۱) رشد جمعیت ومیزان نیاز متناسب با امکانات کثیر آموزشی برای افراد لازم التعلیم
۲) بروزمحدودیت های دولتی درتامین هزینه های آموزشی و پرورشی با شروع جنگ ایران و عراق
۳) مواجه با کسر بودجه ی آموزشی و پرورشی در مدارس کشور.


07.jpg

 بنا به دلایل فوق باردیگر اجازه صدور مجوز جهت احداث مدارس خصوصی به مناطق آموزشی اعطا گردید. در خرداد سال ۱۳۶۷، قانون مدارس غیر انتفاعی که طی لایحه ای تسلیم مجلس شورای اسلامی شده بود، در قالب ۲۱ ماده و ۱۵ تبصره به تصویب رسیده و به این ترتیب، مدارس غیر دولتی، به از سر گیری فعالیت خود مبادرت نمودند. از این روی می توان مدارس کشور را در قالب ۳ گروه ذیل طبقه بندی نمود:

۱) مدارس دولتی
۲) مدارس نیمه دولتی
۳) مدارس غیردولتی.
 درحال حاضر درکل کشور ۷۵ درصد مدارس، به مدارس دولتی، ۱۷ درصد به مدارس نمونه مردمی سابق و ۸ درصد به مدارس غیر انتفاعی اختصاص دارد.
خلاصه آنکه سیستم آموزش و پرورش در ایران با توجه به رشد روز افزون سیستم های آموزشی و پژوهشی در جهان متاسفانه نتوانسته به آن حد قابل قبول برسد. این مشکل هم به تقلید از سیستم های آموزش و پرورش کشورهایی برمی گردد که در طی سال ها فقط و فقط از آنها کپی برداری شده است، آن هم بدون توجه به نیاز دانش آموز ایرانی در مقایسه با دانش آموزان دیگر کشور ها.

چهارشنبه 26/7/1391 - 0:41
آلبوم تصاویر

01.jpg 02.jpg03.jpg04.jpg05.jpg06.jpg07.jpg08.jpg09.jpg10.jpg11.jpg12.jpg13.jpg14.jpg15.jpg16.jpg17.jpg

چهارشنبه 26/7/1391 - 0:40
محبت و عاطفه

01_1.jpg


به سلامتی اون پدری که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانش گریه ی فرزندش رو دید
ماشین رو داد به دستش در حالی که چشمانش پر از گریه بود گفت : حالا تو موهای منو بتراش !

به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم ...!!!

به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ،اما واسه خیلی ها پدری کرد

به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ،
اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه !

سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش . . .

به سلامتی پدری که کفِ تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچش کف خونه کسی رو جارو نزنن..

همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم ، که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…
ولی پدر ...
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …

پدرم هر وقت میگفت "درست میشود" ... تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...!

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده !
وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه...
و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری

پدرم ،تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته هاهم میتوانند مرد باشند ! به سلامتی هرچی پدره

خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گرددبه سلامتی هرچی پدره

او ""مـــــــــرد"" است
دستــــانش از تو زِبرتر و پهن تر است
صورتش ته ریشى دارد
قلبش به وسعـــتِ دریــــا
جـــاىِ گریـــــه كردن به بالكن میرود و سیـــــگار دود میــــكند
او با همــــان دستان پهن و زبرش تو را نوازش میكند
به او سخت نگیر ... مرد را خراب نکن
با همان صورت ناصاف و ناملایم تو را میبوسد و تو آرام میشوى
آنقــــدر اورا نامــــرد ""نخوان""
زود دیر میشه ... روزی به سر مزارش میروی
آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتش را ""نسنج""
فقط به او ""نخ بده"" تا زمین و زمان را برایت بدوزد
فقــــط باهاش ""روراست باش"" تا دنیا را به پایت بریزد


روزی پدری دست خود را روی شانه پسر خود گذاشت و گفت من قویترم یا تو؟
پسر گفت من. پدر جا خورده و دوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت من. پدر بغض کرد ودوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت من .پدر ازجابلند شد چند قدم با ناراحتی و اشک از پسرش دور شد و دوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت تو ... پدر گفت چون من ناراحت شدم گفتی من قویترم؟ پسر گفت نه آن سه باری که گفتم من از تو قویترم چون دستت روی شانه ام بود پشتم به کوهی مثل تو گرم بود اما وقتی دستت را برداشتی دیدم بی تو چیزی نیستم . . . 


02.jpg


چهارشنبه 26/7/1391 - 0:38
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته