سه شنبه 23 تير 1405 - 26 محرم 1448 - 14 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
F.A.A
آخرین مطلب
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 5206روز قبل
كودك
کودکان بی پناه
به نام خدا
راوی این مطلب یک خانم از بستگان ماست
سه روز پیش داخل مترو واگن زنان
زن دست فروش وار ماگن شد پسربچه 5 ساله اش را روی صندلی نشاند و اجناس و کمی هم از پولهایش را به دست بچه سپرد و خود رفت تا از این واگن به آن واگن دست فروشی کند
بچه 5 ساله با آن ساک وسائل را به صندلی چسباند وبه طرز جالبی پاهایش را روی آنها گذاشت سپس پیراهنش را بالا زده و پولها را زیر پیراهنش گذاشت
ززنها توی واگن اکثرا به بچه نگاه میکردن من هم همینطور بعداز چند لحظه پسرک با آن صورت معصومانش که خوابش گرفته بود هی سرش می افتاد پایین و یکدفعه سرش را بلند میکرد آثار بی خوابی در پسرک 5 ساله کاملا مشهود بود
و در بین چرت زدنهایش بعضی وقتها رو به زنها میگفت خاله یه چیزی بخر آخه من میخوام لباس بخرم و این جمله را تکرار میکرد و تعدادی از زنها هم از سر دلسوزی چیزی میخریدند
شایدبگویید این شگرد بچه هست ولی بعد من مطما شدن که اینطور نیست حتی اگه اینطور هم بود مگر این بچه چند سال دارد که وارد اینجور کارها شود
مطما بودم همه زنها مثل من در دلشان به مادر بچه ناسزا میگویند تا اینکه زن دست فروش برگشت بخاطر استفاده زیاد من از مترو و خرید من از آن زن تقریبا همدیگر را میشناختیم از او پرسید که چرا آن بچه را با خودش میاورد که چنین زجری
بکشد زن گفت که شوهرش آنها را رها کرده و برای تامین معاش و اجاره خانه مجبور به دست فروشی است و چون در کسی را ندارند و به قول خودمان بی کس هستند که بچه را پیشش بگذارد مجبور است از ساعت 6 صبح تا وقتی که هوا تاریک میشود بچه را با خود به مترو بیاورد
در ابتدا من هم از حرف زن مطمئن نبودم ولی بعد که از چند زن دستفروش که میشناختم آنها هم حرفهای زن را تایید
میکردند
در حالی که بچه های ما خوابیدن برایشان امری عادی است و فقط به فکر شیطنت وبازی هستند و هرجا که ارده کنند که توی ماشین یا خانه میخوابند شاید یک خواب سیر یکی از آرزوهای این بچه معصوم باشد
تازه این وضع خوب این گونه بچه هاست چه بچه هایی که دزدیده شده اند و مورد انواع سواستفاده قرار میگیرند ویا اذیت و آزار میشوند و چه زجرهایی میکشند
خدایا در چه دنیای بیرحم و ظالمی زندگی میکنیم آنوقت ما سرگرم زندگی خودمان هستیم و اینها را میبینیم ولی متوجه نمیشویم
نمیدانم ما که از نظر مالی کاری از دستمان
برنمی آید آیا کاری هست که بتوانیم برای این بچه های ستم کش بکنیم
پنج شنبه 24/1/1391 - 9:39
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
خاطرات و روز نوشت
کودکان بی پناه
با سلام خدمت همه دوستان عزیز
این مطلب را به خاطر اتفاقی که در مترو برای مادرم افتاد نوشتم
چند روز قبل مادرم در مترو شاهد گفتگوی دو دختر حدودا 8 ساله که گدایی میکردن بوده
دختر اولی - میخواستیم از دست خورشید فرار کنیم ولی نمیشه
دختر دومی - حالا فرار کنیم کجا بریم جایی نداریم بریم تازه سر هرچهاراه ایی هم برویم خورشید پیدایمان میکند
دختر اولی - خورشید گفته تا غروب 100 هزار تومان برای او کار کنیم تا شب هم 40 یا 50 هزارتومان هم برای خودمان
در ابتدا به مادرم گفتم باهاشان صحبت میکردی میبردیشان پیش پلیس یا به پلیس و یا به بهزیستی زنگ میزدی این بچه های بیچاره را نجات میدادند مادرم گفت نمیدانستم آنها کاری میکنند یا نه
این گفتگو در مرحله دل آدم را به درد می آورد ولی عمق فاجعه وقتی مشخص میشود که خوب روی این مکالمه فکر شود
دو دختر بچه جایی ندارند که بروند چون خانواده ایی ندارند احتمالا در کودکی دزدیده شده اند و از حالا باید به فکر نان شبشان باشند و معلوم نیست که مورد چه اذیت وآزارهایی قرار گرفته اند که به فکر فرار افتاده اند بیچاره پدر مادهایی که بچه هایشان دزدیده شده چه حالی دارند مثل پدر مادر این دو دختر
خورشید به آنها گفته 100 هزار تومان به من بدهید بقیه برای خودتان ولی احتمالا آن دو نمی دانند که زیاد چیزی بیشتر از 100 هزار تومان در نمی آورند خورشید به این روش آنها را استسمار میکند
آنها الان سنشان زیاد نیست و به این روش مورد سو استفاده قرار گرفته اند وای به روزی که کمی بزرگتر شوند
این گونه کودکان با بزرگتر شدن بخاطر وضعی که توش هستند از خلافکاران آینده هستند و چه بسا دست به جرم های بزرگتری زده و خانواده های دیگری را داغدار کرده و کودکان دیگری را بیچاره
کافی است به کودکان خود نگاه کنیم و برای لحظه ایی آنها را به جای این کودکان تصور کنیم چه حالی میشوید حتی تصور کردنش هم برای ما وحشتناک است پس این کودکان چه زجری میکشند
و......................................................................
مسول جمع آوری آین کودکان ستمدیده کیست شهرداری میگوید ما آنها را جمع آوری و تحویل بهزیستی میدهیم ولی بهزیستی بخاطر کمبود بودجه چند روز بعد آنها را در خیابان رها میکند
نمیدانم مسئولان بهزیستی چطور دلشان میاید که آنها را در خیابان ول کنند با علم به اینکه میدانند آنها مورد اذیت و آزار و بدرفتاری قرار میگیرند
نمیدانم درخواست بودجه و تهیه آن چند سال طول میکشد(سوای سازمانها و کمکهای مردمی ) که بهزیستی هنوز برای این کودکان کاری نکرده
مسئولان بهزیزستی میگویند 70 درصد اینها خودشان میخواهند اگر این حرف درست هم باشد پس 30 درصد بقیه که مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند چی میشود باید فراموششان کرد
اگر روزی کودک یکی از ما گم شود اولین خواسته مان از خدا پیدا شدن کودکمان یا کوفه یکون شدن دنیاست بخاطر کودکمان حاضریم همه دنیا از بین برود تا او زجر نکشد پس این کودکان بیچاره چی میکشند
در حالی که بچه های ما تنها مشکلشان چطور بازی کردن بیشتر وشیطنت کردن هست وحتی همین الان که شما در حال خواندن این مطلب هستید به یاد داشته باشید که کودکان زیادی در حال زجر کشیدن کتک خوردن و......... هستند
کودکانی که از دنیای کودکی فقط ظلم و ستم نصیبشان شده حتی فکر کردن به آن هم درد آور است حتی تحمل آن وضعیت برای ما هم مشکل هست چه برسد به کودکان کوچک
نمیدانم ما که از نظر مالی نمیتوانیم کمک کنیم کاری از دستمان برمی آید برای این بچه های بیچاره بکنیم یانه
به قول آن شاعر که در خواب به قیامت رفته و ندایی راشنیده که از طرف خدا میگه
گفتم که عبادت بکنید نگفتم به خلق خدمت بکنید
دوشنبه 21/1/1391 - 9:55
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 1
]
1
گزارش محتوا
محتوای مخالف با موازین شرعی
محتوای مخالف با مصالح نظام جمهوری اسلامی
محتوای نقض کننده حریم شخصی من
محتوای مخالف با موازین اخلاقی
مورد توجه ترین های هفته اخیر
لینک ها
جستجو در مطالب روزانه
ثبت مطلب جدید
مطالب روزانه اعضا
فعالان مطالب روزانه
مطالب من
نظرات مطالب من
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته