سه شنبه 23 تير 1405 - 26 محرم 1448 - 14 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
shaghayegh1336
آخرین مطلب
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 5482روز قبل
سياست
پدیده مغز شویی و تلقینات مذهبی در فرقه رجوی (قسمت اول)
پدیده مغز شویی و تلقینات مذهبی در فرقه رجوی (قسمت اول)
... جایگاهی است که مسعود رجوی هیچ جانشینی ندارد و همه چیزاز او سرچشمه میگیرد و به درون مناسبات جاری میشود. در واقع برای جا انداختن این جایگاه یعنی رهبری عقیدتی در درون سازمان از سال 1364 نشستهای گسترده انقلاب ایدئولوژیکی شروع شد. در این نشستها تمامی نیروها باید شرکت میکردند و بحثهای انقلاب ایدئولوژیکی که بصورت بندهای انقلاب مطرح میشد را از خود عبور میدادند. یعنی همه نیروهای سازمان باید رهبری عقیدتی مسعود و مریم رجوی ( پدر و مادر ایدئولوژیکی) را جانشین رهبری سیاسی سازمان با تمامی ساختارهای بنیادی آن مانند دفتر سیاسی ، مرکزیت، و... غیره میکردند و هدف برگزاری این نشستهای موسوم به انقلاب ایدئولوژیکی درونی سازمان جاانداختن همین موضوع بود یعنی ...
(آقای پیرانسر، پارلمان اروپا)
حسن پیرانسر، سایت فریاد آزادی، پاریس، دهم ژوئیه 2011
تا کنون مقالات و گفتار بیشماری در رابطه با مغزشویی و تلقینات مذهبی از طرف جداشدگان، منتقدین ، صاحب نظران در امور فرقه و فرقه شناسی مطرح و نوشته شده است که هر کدام اطلاعات با ارزش وذیقیمتی را به شنوندگان و خوانندگان محترم ارائه میدهد و اذهان را در رابطه با محتوی واقعی اینفرقه بسته و خطرناک (فرقه رجوی) هر چه بیشتر مطلع میکند که این اطلاعات و آگاهی ها تمامی ترفندها و رنگ ولعابهای مصنوعی و دست ساز فرقه را که فقط برای فریب افکار عمومی است را به کناری میزند و محتوی واقعی اینفرقه را آشکار میکند. افشای مغز شویی و تلقینات مذهبی اینفرقه خطرناک بسیار حائز اهمیت است چون فرد یا افراد مغزشویی شده در این فرقه مانند مومی در دستان رهبران عقیدتی این فرقه قرار دارند و میتوانند بسیار مخرب و نابود کننده باشند.
بهترین روش و تکنیک در مقابل فرقه مزبور افشاگری و آگاهی دادن به مردم از طریق نیروهای جداشده میباشد، جداشدگانی که خود سالیان در آتش فرقه و فرقه گرایی سوختند و عمر و جوانی و هست و نیست خود را در اینفرقه از دست داده اند و این افراد یعنی جداشدگان از فرقه بهترین و موثق ترین منبع جهت اطلاع رسانی وافشای محتوی واقعی اینفرقه میباشند و درست بهمین دلیل مورد خشم و غضب رهبران عقیدتی و ولایت فقیه فرقه قرار گرفته اند.
بنده در این سلسله مقالات میخواهم پدیده و فنامنان ((
phenomenon
مغز شویی و تلقینات مذهبی(
religious (indoctrination
را باز کرده و به 3 سوال اساسی درچند مقاله در رابطه با این پدیده پاسخ دهم البته پاسخهای ارائه شده برای هر سوال حاصل تجربیات بنده در 25 سالی است که در فرقه مزبور طی کرده ام و در واقع تجربیات مستندی است که در زندگی تنگاتنگ در اینفرقه بدست آورده ام.
بعد از این مقدمه کوتاه ابتدا 3 سوال اساسی را مطرح میکنم:
1. چرا سازمان مجاهدین از این شیوه و تکنیک یعنی مغز شویی و تلقینات مذهبی استفاده میکند و هدف نهایی سازمان از این مغزشویی چیست؟
2. ابزار و وسایل مورد استفاده این سازمان برای شستشوی مغزی افراد و نیروهای خودچیست؟
3. بهترین راه حل برای کمک به افراد و نیروهای اسیر، آلوده به تلقینات مذهبی و قوانین دگم و خشونتبارفرقه مزبور و غرق در ایدئولوژی فرقه ای چیست؟
سازمان مجاهدین خلق از سال1364 بحث های موسوم به تحول جدید ایدئولوژیکی یا انقلاب ایدئولوژیک (
Ideological mutation
) را در سازمان و در مناسبات درونی خود آغار کرد که این تحول ایدئولوژیک با طلاق خانم مریم عضدانلو ازآقای مهدی ابریشمچی و ازدواج او با مسعود رجوی شروع گشت و این ازدواج موجی از تغییرات اساسی و بنیادی را در سازمان بهمراه داشت که طی آن تمامی ساختارهای فرماندهی و بنیادی سازمان منحل شد ودر نتیجه آن، رهبری سیاسی در درون سازمان تبدیل به رهبری عقیدتی و بدون جانشین گشت. یعنی تا زمانیکه مسعود و مریم رجوی در قید حیات هستند رهبری عقیدتی این سازمان را به عهده دارند و هیچ جانشینی در مقام رهبری عقیدتی وجود ندارد.
البته 2 موضع و یا جایگاه مهم دیگر نیز در سازمان وجود دارد که یکی مسئول اول سازمان میباشد که اساسا هیچ قدرتی در قیاس با جایگاه رهبری عقیدتی ندارد و در واقع رهبر عقیدتی تنها کسی است که همه چیزاز جمله مسئول اول سازمان نیز تحت کنترل و نظارت صد در صد و کامل وی میباشد . رهبری عقیدتی بالاترین جایگاهی است که اساسا اشتباه نمیکند، مطلقا قابل انتقاد کردن نیست، تمامی تصمیمات مهم و حیاتی سازمان از او نشئت میگیرد واز همه مهمتر خون و نفس و زندگی نیروهایش در دست اوست.
موضع دیگر که الان دیگر موضوعیتی ندارد جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش بود که در دست خانم مهوش سپهری ( نسرین ) قرار داشت که بعد از انحلال ارتش بعد از سرنگونی دیکتاتور عراق صدام حسین و خلع سلاح مجاهدین توسط نیروهای ائتلاف دیگر موضوعیتی ندارد و خود خانم مهوش سپهری هم حدود 8 سال است که مخفی میباشد. البته این موضع یک موضع نظامی بود و مانند موضع مسئول اول سازمان هیچ قدرتی در قیاس با موضع و جایگاه رهبری عقیدتی که در اختیار مسعود ومریم رجوی است نداشت. یعنی این 2 موضع حساس در درون سازمان فقط اجرا کننده اوامر و دستوراتی هستند که رهبران عقیدتی یعنی مسعود و مریم رجوی به آنها دیکته میکنند .
در درون سازمان وقتی از رهبر عقیدتی صحبت میشود منظور مسعود و مریم رجوی میباشد ولی مسعود رجوی حرف اول و آخر را میزند و ولی فقیه و گرو(
the guru
) مناسبات سازمان بحساب می آید و همه نیروهای سازمان چه آنهایی که در درون سازمان در عراق هستند و چه آنهایی که در خارج از عراق در اروپا و در آمریکا و کانادا هستند (منظورم هواداران معمولی سازمان نیست) همگی قرارداد ایدئولوژیکی (امضای خون و نفس ) با او یعنی رهبر عقیدتی بسته اند که تا مرگ به او وفادار بمانند. واین وفاداری مرزی نمیشناسد. خودسوزیهای سال 2003 در فرانسه و سایر کشورها بدنبال دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه از انجمله میباشند که با یک فرمان تشکیلاتی به اعضای فرقه صورت گرفت.
این جایگاه یعنی رهبری عقیدتی فضا را درون سازمان بکل دگرگون کرد. فضایی که در آن همه چیز دیگر در رهبر عقیدتی گره میخورد و جایگاهی بود که از هر اشتباهی چه بلحاظ سیاسی وچه نظامی مبرا بود.
جایگاهی است که مسعود رجوی هیچ جانشینی ندارد و همه چیزاز او سرچشمه میگیرد و به درون مناسبات جاری میشود. در واقع برای جا انداختن این جایگاه یعنی رهبری عقیدتی در درون سازمان از سال 1364 نشستهای گسترده انقلاب ایدئولوژیکی شروع شد. در این نشستها تمامی نیروها باید شرکت میکردند و بحثهای انقلاب ایدئولوژیکی که بصورت بندهای انقلاب مطرح میشد را از خود عبور میدادند. یعنی همه نیروهای سازمان باید رهبری عقیدتی مسعود و مریم رجوی ( پدر و مادر ایدئولوژیکی) را جانشین رهبری سیاسی سازمان با تمامی ساختارهای بنیادی آن مانند دفتر سیاسی ، مرکزیت، و... غیره میکردند و هدف برگزاری این نشستهای موسوم به انقلاب ایدئولوژیکی درونی سازمان جاانداختن همین موضوع بود یعنی رهبری عقیدتی ایدئولوژیکی مسعود و مریم رجوی.
محتوی واقعی و هدف این نشستها همانطور که گفتم بوجود آوردن رهبری عقیدتی(
spiritual leader
) یا همان گرو (
the guru
)با جایگاهی امام گونه و مقدس بود . جایگاهی که اساسا خطا نمیکند ، اشتباه مرتکب نمیشود، قابل انتقاد کردن و کریتیسایز نیست و هر تصمیمی که میگیرد باید بدون هیچ مخالفتی اجرا شود. در واقع انقلاب ایدئولوژیکی درونی سازمان شروع ترانسفورم و تغییر شکل سازمان و تبدیل آن به فرقه رجوی بود. و برای تحقق این تغییر بنیادی جا انداختن رهبری عقیدتی در اذهان به جای ساختارهای اولیه سازمان در دستور کار قرار گرفت و همه نیروها باید این جایگاه جدید و این انقلاب را قبول و تایید میکردند . برای جا انداختن این جایگاه جدید در اذهان نیروها، مسئولین و بخصوص خانم مریم رجوی با استفاده از ایکانهای اسلام از قبیل امام علی، امام حسین، امام زمان و....سعی براین داشتند که مسعود رجوی را دنباله رو این ایکانها و امامان در اذهان جا بیندازند و کم کم مسعود در نتیجه نشستهای طولانی و روزمره و در تلقینات مذهبی و به یمن تلاشهای بی وقفه خانم مریم رجوی تبدلیل به رهبری شد که نه تنها دنباله رو این ایکانهای اسلامی شد بلکه حتی بااین ایکانها بصورت سوپرنچرال و ماورای طبیعه در ارتباط تنگاتنگ نیز قرار داشت و بخاطر پیدا کردن چنین جایگاهی کلید بهشت و راهنمای ورودی بهشت در آن دنیا در دست ایشان قرار گرفت ( مسعود رجوی و مریم رجوی در نشستهای انقلاب ایدئولوژیکی به این موضوع بارها اشاره کردند که مجاهدین پس از مرگ توسط مسعود رجوی به بهشت هدایت میشوند، یعنی سرسپردگی مطلق و بدون چون و چرا جهت رفتن به بهشت).
ادامه دارد.......
دوشنبه 20/4/1390 - 8:39
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
سياست
یکم اسفند و شیادی جدید رجوی
بیست و نه سال است که از اعلان جنگ رجوی به "خلق قهرمان"اش می گذرد.اگر چه آنروز توانست تعدادی از گروه ها و شخصیت های روشنفکر ایرانی را با خود همراه و نفله کند، اما از پایه های مردمی برید و هزاران نفر را کشته یا بکشتن داد.دست به ترور و انفجارهای محیرالعقولی زد.حزب جمهوری و دفتر نخست وزیری را با خاک یکسان کرد .تیم های ترور و واحد های عملیاتی را در تهران و شهرهای بزرگ براه انداخت و خود در کنار گودهای فرانسه و بغداد نشست و تماشا کرد.ظاهرا همه چیز روا بود و به دل می نشست.از پارلمانترهای غربی تا یار بغدادی همه و همه دستک زن و طبالچی او بودند.دنیای رام بود و ایام کام!
اما کسی تصور نمی کرد که روزی روزگاری "آس" ها و "همه چیز" اش را در قمار با صدام ببازد وسرگردان و گریزان شود.سادگی نکنیم.فکر نکنیم که این همه بلایا از ذات پلید اش جوانه زده است، نه!کسی که بتواند پس از 30 سال در برابر هفت تیر کش های آمریکایی دامن پوشیده و نوکری پیشه کند اگر تغییربنفس هم نکند قدرت انطباق دارد.اینجا با خود او کار داریم.با مسعود رجوی.کسی که برخلاف تمامی ادعا ها از درک کوچکترین مسائل جامعه ایرانی محروم است.اشتباه نکرده ایم اگر بگویی آزمایش این رند مفلوک در تراز قانونمند هستی نامه نگاری و رقم خورده است!
تنها پیروان ادیان آسمانی نیستند که هستی و جهان را قانونمند می دانند.ماتریالیست های دیالکتیکی نیز در ذات ماده به هدفمند بودن پیوندهای هستی معتقدند.در چنین هستی ای، قانونمندی جوامع بشری روزمره صیقل می خورد و به تکوین می رسد.زنجیره ای متلاطم و پر فراز و نشیب که انسان را در روابط پر پیچ و خم آن معنی کرده و به سوی اصالت های راستین هدایت میکند.جوامع،گروه ها و افرادی که سازگاری چنین مراحلی را در انطباق با شرایط ذاتی(محتوی) نفی کرده و به عصیان های غیر قانونمند دست می زنند از گردونه خارج می شوند.
گرچه 29 سال گذشت اما از نظر هستی شناسانه ، رجوی این مسیر را با سرعت شگفت انگیزی طی کرده است.با چنین شاخص هایی در صحنه سیاسی – اجتماعی ایران اکنون 8 سال است که قدرت ظهور و حضور ندارد.در داخل مخفیگاه اش نشسته و هر روز شعار پیروزی سر می دهد.همانگونه که صدام حسین از مخفیگاه اش سر می داد.اما دیدیم که عاقبت چه برسرش آمد!دوستان سابق اش به اسفبارترین شکل گرفتنداش و پس از شمردن دندان هایش به طناب اعدام سپردند.
داستان رجوی نیز حکایت عجیب و غریبی نیست.تاریخ ملل نمونه های بیشمار از این گونه خرچنگ های پوست کلفت سراغ دارد.اما این یکی را می توان سرآمد و الگویی برای تجربه کردن دانست.تجربیاتی تلخ و گرانبها!چرا که روداری این حضرت زبانزد خاص و عام است.ایشان که ظاهرا بحرالعلوم و نسخه پیچ همه زمینه های متعلق به مردم ایران هستند.خود را نخود هر آشی کرده وهنوز معتقدند در حقشان جفا شده و به کمتر از رهبری قانع نیستند.بهمن دلیل پیشاپیش زن سوم خویش را رئیس جمهور مادام العمر نموده و در تمامی اطلاعیه ها و پیام ها جایی برای تشکر و قدردانی از ایشان خالی نموده اند تا رهبر بودن این حضرت فراموش نشود.
برای نمونه پیام "یکم اسفند" ایشان از این معنی پراست.معلوم نیست این خانم که درمانده اوضاع نذار "اشرف نشینان" است چه گلی به جمال ایشان الصاق کرده اند؟بگذریم که سخن از رجوی است.ایشان در همین پیام ضمن ذکر انواع پیروزی های بدست آمده باز هم تکخوری کرده و دیگران را به اطاعت و انطباق از خویش دعوت نموده اند تا ساربان به مقصود رسد.بدبخت آن کسی که خبر نداشته باشد تا همینجا هم جریانات سیاسی چوب دخالت های بیجا و ناروای ایشان را می خورند.
همین کسی که در انتخابات 88 خبر از تحریم همه جانبه و عدم شرکت مردم ایران می داد و همان که موسوی را جنایتکاری در نفی تمامیت رژیم می نامید، وادار شد مزورانه برای استمالت از آقایان کروبی،موسوی و رفسنجانی نامه نگاری کند و پیام شریکباش بدهد.و بدبخت تر آنهایی بودند که فکر کردند آش این حضرت چرب و چیلی است.کسانیکه با چنین تصوراتی در حلیم رجوی افتادند فراموش کردند همه آنهایی که در سال 60 به او پیوسته بودند بدلایل خیلی روشنی از جمله تمایت خواهی،ضد مردمی و توتالیتر بودن ایشان جداشده و به او پشت کرده اند.پیام "یکم اسفند" معنای حقیقی و قابل درک کیش شخصیت و دیپلماسی چماقبدستی رجوی در صحنه سیاسیون خارج نشین است.در این پیام که به هیچ گروه سیاسی دیگری اشاره ندارد، گونه ذلیلانه ای از مالخود کردن جمعبندی وقایع بهمن ماه است.گویا ایشان بوده اند که عقاب وار در همه صحنه ها حضور داشته و تمامی تحولات را به نفع خویش رقم زده اند.معمولا دستاورد متعلق به کسی است که دستی در ماجرا داشته باشد.اما او که درکنار گود نشسته است چنین ماجراهایی را بنام خویش کرده و از دستاوردهای "اشرف نشان" سخن رانده است.
اشکالی ندارد اگربگذاریم در همین اوهام باقی بماند.اما روداری ایشان به همینجا ختم نمی شود.از یکطرف تهدید به عملیات های انتحاری در ایران و از طرف دیگر شعار انطباق برای دیگران می دهد.ظاهرا حضرتش فراموش میکند که انطباق چند مرتبه والاتر از تعامل و همکاری است.ایشان ابتدا می بایست از تعامل با دیگران حرف می زد و ثابت می کرد که بجز تیرکشی و انفجار همکاری دیگری هم در کارنامه اش داشته است که چنین جادویی را بکار بندد.جایی که ارتباط گروه تروریستی ایشان با تحولات درون ایران به ترور ،پرتاب ککتل،آتش زدن سطل های زباله ،انفجار ، خشونت و اسلحه کشی واحد های عملیاتی صادراتی ختم می شود چه نقطه مشترکی می تواند با دیگران داشته باشد که فراخوان انطباق آنان با خود را می دهد؟
از طرفی این مضحک ترین پیام رجوی در چند سال اخیر بود.پیامی بی سروته و مملو از سرگشتگی و ندانم کاری برای کسی که ادعای رهبری خاورمیانه از تهران تا سوریه را داشت.ظاهرا استفاده جمهوری اسلامی از بازیچه ای بنام مجاهدین در صحنه سیاسی ایران باد در غبغب اش انداخته و او را به ظلالت و گمراهی کشیده است.آنگونه که ایرانی ها در معادلات قدرت با این باند تروریستی بازی میکنند ظاهرا ایشان را به "من مرد تنهای شبم" مبدل کرده است.جماعتی که تنها ذخیره فعلی اش می تواند صدور اطلاعیه و جمع زدن شبهات و جعلیات بنام دارایی ها و توانایی هایش باشد.
شکستن زنجیر و طلسم اختناق هم که 29 سال است با حضور نامبارک ایشان هر 6 ماه یکبار اتفاق می افتد.در علم سیاسی به اینگونه فرافکنی دریدگی هم می گویند.بخش زیادی از "پیام یکم اسفند " رجوی به جعلیات و دروغپردازی اختصاص دارد.او با این پیام اصالت نداشته اش را از اظهارات و واکنش دست اندرکاران جمهوری اسلامی ایران کسب کرده است.چرا که ظاهرا اگر ایرانی در کار نبود این بدبخت از کجا می توانست این همه منم زده و خودش را به اثبات برساند؟!بخش دیگری از این پیام یا اطلاعیه به سخنان دیگران اختصاص دارد.حرف خود او چند جمله بیشتر نیست.در آن جملات هم یا فحاشی کرده و یا به تهدید های توخالی پرداخته است.و همینطور پیروزی عنقریب که در 30 سال گذشته بسیار تکرار شده است.
گذشته از سفسطه گری رجوی ، هذیان های کوتاه و بلند پیام منصوب به او، نشان از عنصر سرگشته و بیرمقی دارد که با ادعاهای رویایی از حل مسائل گریبانگیر خود عاجز و درمانده است.رجوی بهتر است برای مردم ایران نسخه ای بپیچد که نشانی از او نباشد.چون ظاهرا در 30 سال گذشته به هر چیزی دست زده و در هر آشی خود را وارد کرده آن را نجس و دور انداختنی نموده است.ایران آزاد،مستقل و سربلند نیازمند نوکران خودفروخته و خائن نیست.مردم ایران و حتی گروه های اوپوزیسیون بخوبی او را شناخته و در تمامی عرصه ها او را تنها و بی صاحب خواهند گذاشت.جعلیات و سروصداهای دروغین او شیادی ولگرد را دراذهان تداعی میکند که از تنهایی وسرگردانی به جفنگ گویی افتاده است!
سه شنبه 3/12/1389 - 10:43
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 2
]
1
گزارش محتوا
محتوای مخالف با موازین شرعی
محتوای مخالف با مصالح نظام جمهوری اسلامی
محتوای نقض کننده حریم شخصی من
محتوای مخالف با موازین اخلاقی
مورد توجه ترین های هفته اخیر
لینک ها
جستجو در مطالب روزانه
ثبت مطلب جدید
مطالب روزانه اعضا
فعالان مطالب روزانه
مطالب من
نظرات مطالب من
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته