• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 5
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 5612روز قبل
فلسفه و عرفان
از پیشوایان‌ اسلام‌، روایاتی‌ وجود دارد مبنی‌ بر این‌ که‌ زردشتیان‌ پیامبری‌ داشتند و او صاحب‌ کتاب‌ آسمانی‌ بود، لیکن‌ بعداً از بین‌ رفت‌. (1)
طبق‌ این‌ دیدگاه‌: آیینی‌ که‌ زرتشت‌ به‌ جهانیان‌ عرضه‌ داشت‌، آیین‌ توحیدی‌ بود و به‌ مبدأ و معاد و هدایت‌ شریعتی‌ خداوندی‌ و نبوت‌ معتقد بود.
شهید مرتضی‌ مطهری‌ می‌گوید: "آن‌ چه‌ در مورد زرتشت‌ محقق‌ است‌ این‌ که‌ او مردم را به‌ توحید در عبادت‌ دعوت‌ می‌کرد. اهورامزدا از نظر شخص‌ زرتشت‌ نام‌ خدای‌ نادیده‌، خالق‌ جهان‌ و انسان‌ است‌، و تنها موجودی‌ است‌ که‌ شایسته‌ پرستش‌ است‌." (2)
زرتشتی‌ها معتقدند که‌ روح‌ آدمی‌ پس‌ از مرگ‌ در عالم‌ دیگری‌ زندگی‌ می‌کند و زندگی‌ او براساس‌ کارهای‌ دنیوی‌اش‌ می‌باشد. فرد اگر نیکوکار باشد، در زندگی‌ پس‌ از مرگ‌، متنعم‌ می‌شود و از زشتکاری‌ خویش‌ معذب‌ می‌گردد. (3)
آنان‌ به‌ بهشت‌، جهنم‌ و« اعراف‌» اعتقاد دارند. (4)
در این‌ باورها (مبدأ، معاد و نبوت‌ عامه‌) بین‌ اسلام‌ و زرتشت‌ اشتراک‌ هست‌. در مسائل‌ اخلاقی‌ همانند راستگویی‌ و پرهیز از دروغ‌ نیز دو آیین‌ تا حدودی‌ مشترک‌اند. از آن جایی‌ که‌ شعار زرتشتیان‌ پندار نیک‌، گفتار نیک‌ و کردار نیک‌ است‌، و می‌گویند: راستگویی‌ آدمی‌ را بهشت‌ و دروغگویی‌ به‌ جهنم‌ سوق‌ می‌دهد. شبیه‌ این‌ اعتقاد در اسلام‌ هم‌ وجود دارد که‌ گفته‌ شده‌: نجات‌ در صداقت‌ و هلاکت‌ در دروغگویی‌ است.‌
اما جدای‌ از این‌ چند امر مشترک‌، در بسیاری‌ از امور تفاوت‌ هست‌، مثلاً دین‌ اسلام‌ بر محور رهنمودهای‌ پیامبر اسلام‌، وحی‌ به‌ حضرت‌ و قرآن‌ قرار دارد که‌ زرتشتی‌ها این امور را قبول‌ ندارند.
آنان‌ آتش‌ را مقدس‌ می‌شمارند و در آتشکده‌ها آتش‌ را فروزان‌ نگاه‌ می‌دارند. پیراهن‌ مقدس‌ « سدره‌» را طی‌ مراسمی‌ به‌ تن‌ پسران‌ می‌پوشانند و ریسمان‌ مقدس‌ «کستی‌» را بر کمرشان‌ می‌بندند. کالبد‌ مردگان‌ را در« برج‌ خاموش»‌ یا در« دخمه‌» می‌نهند و آن‌ را غذای‌ لاشخورها می‌سازند. (5)این‌ها را مسلمانان‌ قبول‌ ندارند.
در اعتقاد زرتشتیان‌ جهان‌ از دو نظام‌ خیر و شر تشکیل‌ شده‌ است‌. ذات‌ خوب‌ به‌ همراه‌ شش‌ فرشته‌ روح‌های‌ جاویدان‌ و ازلی‌ را تشکیل‌ می‌دهند.و ذات‌ به‌ همراه‌ شش‌ فرشتة‌ شر، هفت‌ روح‌ خبیث‌ را تشکیل‌ می‌دهند. (6)
زردشتی‌ها‌ به‌ ازدواج‌ با محارم‌ روی‌ می‌آورند،(7) که‌ در اسلام‌ پذیرفته‌ شده‌ نیست‌ در اسلام‌ امهات‌ مسائل‌ احکامی‌ و آنچه‌ که‌ به‌ عنوان‌ فروغ‌ دین‌ معروف‌ است‌، در ده‌ عنوان‌: نماز، روزه‌، حج‌، جهاد، امر به‌ معروف‌، نهی‌ از منکر، زکات‌، تولی‌ و تبری‌، خلاصه‌ می‌شود که‌ این‌ها را زردشتی‌ها قبول‌ ندارند.(8)
===============
1- مجلسی، بحارالانوار، ج 14، ص463
2- مرتضى مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 191
3- مبلغی، ادیان و مذاهب ،ج1،ص،375و366.
4- جان ناس، تاریخ جامع ادیان، ص 475
5- همان، ص 478 - 482
6- مبلغی، همان، ص 328
7-همان، ص 399 تا 402
8-براى اطلاع بیشتر ، مراجعه شود به : تاریخ ادیان و مذاهب جهان، مبلغى آبادانی، ج 1، ص 293 به بعد؛ نیز تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ص 447 به بعد.
جمعه 6/12/1389 - 17:21
فلسفه و عرفان
واژه بودا در سانسکریت به معناى کسى است که به روشن‏بینى و اشراق رسیده است. بودا در نپال متولد شد و احتمالاً در حدود قرن ششم تا چهارم قبل از میلاد مى‏زیسته است: گویند بودا در 29 سالگى با مشاهده چهار منظره پیر سالخورده، مریض درمانده، جنازه و راهب قصر پدر، همسر و تنها فرزندش را ترک کرد؛ موى سر را تراشید؛ لباس راهبان هندو را پوشید و شش سال به ریاضت مشغول شد و زیر درختى به روشن بینى رسید. بودا پس از 45 سال تعلیم، در هشتاد سالگى درگذشت. از بودا در فرهنگ اسلامى بیشتر با نام "بوذاسف" یاد شده و او را فیلسوفى معتقد به تناسخ دانسته‏اند که دین باور را در هند رواج داده است. شهرستانى از پیروان بودا با نام "اصحاب بدده" یاد مى‏کند و مى‏گوید: بدده به معناى کسى است که در این عالم متولد نشود، نکاح نکند، نخورد، نیاشامد، پیر نشود و نمیرد. برخى از علماى اسلام او را پیامبر دانسته‏اند چنان که محمد باقر مجلسى داستان بلوهر و بوذاسف را مشتمل بر حکمت‏هاى شریفه انبیاء و مواعظ لطیف حکما و گنجى از گنج‏هاى ربانى دانسته است. محمد حسین آل کاشف الغطا نیز بودا را "النبى الهندى" نامیده است.(1)
زردتشت داراى پیروانى بود که قائل به دو خدا یا دو مبدأ (نور و ظلمت و یزدان و اهریمن) بوده‏اند و به آنان قوم آتش پرست و گبر مى‏گویند. برخى مى‏گویند که مجوس طایفه‏اى بودند که کتاب آسمانى داشتند. ابن ابى الحدید گوید: مجوس بر این عقیده‏اند که هدف آفریدگار را از آفرینش جهان این بود که خود را از شر دشمن یعنى شیطان برهاند و این جهان را دامى ساخت که دشمن را در آن بیافکند. دسته‏اى گفته‏اند: خدا به وحشت افتاد و اندیشه بدى به خاطرش خطور کرد و از آن اندیشه باطل، شیطان به وجود آمد. برخى گویند: شیطان زاییده شکى است که خدا دچار آن شد. برخى گفته‏اند: شیطان زاده عفونتى قدیمى است.
از امام صاد(ع) سؤال شد: آیا مجوس را پیغمبرى بوده است؟ فرمود: آرى، چون پیامبر(ص) از آنان جزیه گرفت و فرمود: مجوس پیغمبرى داشتند که او را به قتل رساندند و کتابى داشتند که آن را سوزاندند و کتابشان در دوازده هزار پوست گاو نوشته شده بود.(2)
در هر صورت چه بودا و زردتشت پیامبر باشند یا نباشند، پیروان آنها و پیروان ادیان الهى باید به آخرین پیام الهى که اسلام است، گوش فرا داده و به اسلام رو آورند. غیر از دین اسلام پذیرفته نیست: "من یبتغ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرین".(3)
پى‏نوشت‏ها:
1- دانشنامه جهان اسلام، ج 4، ص 499 به بعد، با تلخیص.
2- معارف و معاریف، ج 5، ص 1988، کلمه مجوس.
3- آل عمران (3) آیه85
جمعه 6/12/1389 - 17:6
کامپیوتر و اینترنت

اكثر مواقع بعد از نصب هر نوع نرم افزاری یكی از دغدغه های كاربران نحوه كرك كردن و یا پیدا كردن سریال نرم افزار مورد نظر است . 

اگه از عبارت زیر در جستجوی گوگل استفاده کنین بدون مراجعه به سایت خاصی سریال نامبر برنامه مورد نظرتون رو میگیرین.
کد :
appname 94FBR 
 
به جایappname نام برنامه رو بنویسین.
بعد به زیر لینکهایی که گوگل بعنوان جواب بهتون میده دقت کنین.
سریال رو میبینین.
مثال :
برای ِپیدا کردن پسورد نرو متن زیر را جستجو کنید :
nero 94FBR

جمعه 6/12/1389 - 0:24
کامپیوتر و اینترنت
عبارت اقتصاد جدید به تدریج رواج یافته و چشم انداز تازه ای را ترسیم میكند كه با گسترش فناوری اطلاعات همراه است.درچنین اقتصادی، فناوری اطلاعات و ارتباطات گسترش و اهمیت فزاینده ای پیدا میكند. جامعه انسانی طی قرون گذشته، تاثیرات قابل توجهی از تغییرات فناوری پذیرفته است. ICT به ارضای نیازهای ارتباطی و اطلاعاتی كه به ایجاد دانایی كمك میكند، میپردازد و امكانات جدیدی برای تبادل اطلاعات ایجاد میكند..ICT توان بالقوه ای دارد تا به قابلیت انسان برای ایجاد دانش جدید بیافزایدفرانك وبستر در كتاب نظریه های جامعه اطلاعاتی بیان میدارد كه نخستین تعریف از اطلاعات كه به ذهن خطور میكند، تعریف معناشناختی است. اطلاعات معنی دار دارای یك موضوع بوده و محتوای آن، آگاهی یا دستوری درباره چیزی یا كسی است. اما كنت ارو معتقد است كه معنای اطلاعات بطور مختصر و كوتاه عبارتست از كاهش در عدم قطعیت. اطلاعات كاربر را قادر میسازدتا در مورد چیزی شناخت پیدا كند و از آن دانایی برای برقراری ارتباط ،یادگیری،تفكر،تصمیم گیری و نوآوری در موقع نیاز استفاده كند. 

نظریه شبكه های اجتماعی در رابطه با كارآفرینی:

طبق نظریه شبكه های اجتماعی، كارآفرینی فرایندی است كه در شبكه متغیری از روابط اجتماعی واقع شده است و این ارتباط اجتماعی میتواند رابط كارآفرین را با منابع و فرصتها ، محدود یا تسهیل كند. توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات باعث ایجاد شبكه ای عظیم با مقیاس جهانی (اینترنت) شده است. در كشورهای پیشرفته، اینترنت یكی از مهمترین ابزارهای كارآفرینان است. این افراد از طریق این شبكه بر قابلیت های خود افزوده و از مزایای آن بهره میگیرند

كارآفرینی، موتور توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات:

با كارآفرینی است كه نیازها شناخته میشود و با رفع نیازها، پیشرفت حاصل میشود. كشورهای صنعتی به این دلیل پیشرفته اند كه در فناوری اطلاعات پیشرفت كرده اند و توسط آن هم اقتصاد جهان را در اختیار گرفته و هم تبدیل به قدرت نظامی شده اند و حال فرهنگ جهان را به سوی خواسته های خود هدایت میكنند.كارآفرینی اطلاعات در سطوح مختلف سخت افزار، نرم افزار، اطلاعات و ارتباطات قابل انجام است. در هریك از این سطوح، فرصت های بسیاری برای كارآفرینی وجود دارد كه نیازمند حمایت مركز سرمایه گذاری و تلاش های كارآفرینانه است و جالب اینكه كارآفرینی در حوزه اطلاعات، بسیار راحت تر و عملی تر از كارآفرینی در سایر حوزه ها است. به عنوان مثال، در حوزه نیروگاه هسته ای به دلیل كاربرد محدود، ایده های كمتری وجود دارد. به علاوه سرمایه گذاری فوق العاده زیاد و در صد امكان پذیری كم، مانع هر فعالیت كارآفرینانه است، در حالیكه در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات با گستردگی بسیار زیاد، ایده های بسیاری خلق می شود و میزان سرمایه گذاری مورد نیاز كه ایده ها را به نتیجه برسانند، چندان زیاد نیست.

نتیجه گیری:

ملاحظه شد كه فناوری اطلاعات و ارتباطات، تحولات زیادی در كلیه فعالیتهای اجتماعی از جمله كارآفرینی به وجود آورده و به عنوان مهم ترین ابزار كارآفرینی مدرن مورد توجه قرار گرفته است. همچنین كارآفرینی در فناوری اطلاعات پهنه وسیعی برای فعالیت دارد. كارآفرینی لازمه توسعه فناوری و توسعه فناوری بستر كارآفرینی است. بر این اساس اهمیت نقش بستر سازی كارآفرینی و وظیفه دولت مشخص میشود. دولت باید بستر كارآفرینی در حوزه فناوری اطلاعات را كه همان شبكه های ارتباطی و اطلاعاتی است، توسعه دهد و امكان دسترسی آسان همه به این شبكه را فراهم كند، ضمن اینكه فرهنگ استفاده از شبكه را ایجاد كرده و گسترش دهد و قوانین و مقررات لازم را تدوین و اجرا كند. پدیده فرار مغزها كه خصوصا در فناوری نو بیشتر رایج است از نتایج ضعف كارآفرینی در كشورهای در حال توسعه است. بسیاری از نیروهای تحصیل كرده این كشورها، صرفا عملی بار آمده و تربیت شده اند و باید توسط دیگران مدیریت شوند و از سوی دیگر، افرادی هم كه شخصیت كارآفرینی دارند، بستر كارآفرینی را در این كشورها نمی یابند. كارآفرینان می توانند مشاغلی را در زمینه فناوری برای متخصصان داخل كشور ایجاد كنند و در اثر رضایت شغلی كه بوجود می آورند، علاوه بركلیه مزایای كارآفرینی، از فرار مغزها نیز جلوگیری كنند.

پنج شنبه 5/12/1389 - 20:46
فلسفه و عرفان

 حالا کار به جایی کشیده که مسیحی ها عیسی بن مریم(ع) را به مقام خدایی ارتقا دادند!!!

مقاله ی زیر به نقل از<کانون مسیحیان جنوب ایران> می باشد و هیچ دخل و تصرفی در ان صورت نگرفته است حتی از لحاظ نوشتاری هم ویرایش نشده است.خودتان بخوانید و قضاوت کنید:

آیا عیسی خداست؟ آیا او هرگز ادعا نمود که خداست؟
 عبارت "من خدا هستم" در هیچ جای کتابمقدس از زبان عیسی مسیح نقل نشده است. ولی این به آن معنی نیست که او ادعای خدائی نکرده است. بطور مثال اگر به یوحنا 30:10 مراجه کنیم، عیسی مسیح را می بینیم که ادعا نمود: "من و پدر یک هستیم." شاید در اولین نگاه بنظر نرسد که او اشاره به الوهیتش می کند، ولی عکس العمل یهودیان نسبت به سخنان او ثابت می کند آنها منظور او را به خوبی درک کردند. "یهودیان در جواب گفتند، "بسبب عمل نیک تو را سنگسار نمی کنیم بلکه بسبب کفر زیرا تو انسان هستی و خود را خدا می خوانی." (یوحنا 33:10). یهودیان به خوبی فهمیدند که عیسی خود را خدا می داند. آیات بعدی نشان می دهند که عیسی مسیح نه با برداشت آنان مخالفت کرد و نه سعی کرد آن را اصلاح کند. این ها همه اشاره به این واقعیت می کند که عیسی ادعای خدائی کرد. "من و پدر یک هستیم." (یوحنا 30:10). این ادعا در یوحنا 58:8 نیز دیده می شود: "عیسی بدیشان گفت: "آمین آمین بشما می گویم که پیش از آنکه ابراهیم پیدا شود من هستم." و یهودیان مجدداً قصد سنگسار کردن او کردند. (یوحنا 59:8) تنها دلیل یهودیان برای سنگسار کردن عیسی این بود که آنان او را بخاطر ادعای الوهیت کافر می شمردند.
یوحنا 1:1 می گوید: "... و کلمه خدا بود..." و در یوحنا 14:1 می خوانیم: "و کلمه جسم گردید...." این آیات به وضوح تعلیم می دهند که عیسی خداست. اعمال 28:20 به ما می گوید: "پس نگاه دارید خویشتن و تمامی آن گله را که روح القدس شما را بر آن اُسقُف مقرّر فرمود تا کلیسای خدا را رعایت کنید که آن را به خون خود خریده است." چه کسی کلیسا را به خون خود خریده است؟ عیسی مسیح. ولی اعمال 28:20 می گوید "خدا ... آن را به خون خود خریده است." پس عیسی همان خداست.
توما، یکی از شاگردان مسیح، اینچنین اعتراف کرد: "... ای خداوند من، و ای خدای من" (یوحنا 28:20). و مجدداً عیسی را می بینیم که سعی نکرد کلام او را اصلاح کند. تیطس 13:2 ما را تشویق می کند تا منتظر آمدن خدا و نجات دهندۀ خود عیسی مسیح باشیم. (دوم پطرس 1:1 را نیز ملاحظه کنید) خدای پدر در عبرانیان 8:1 در بارۀ عیسی مسیح چنین می گوید: "امّا در حق پسر، ای خدا تخت تو تا ابدالآباد و عصای ملکوت تو عصای راستی است."
در کتاب مکاشفه فرشته به یوحنای رسول تعلیم می دهد که فقط خدا را پرستش کند (مکاشفه 10:19). در اناجیل عیسی مسیح بارها مورد پرستش واقع شد (متی 11:2؛ 33:14؛ 9:28 ، 17؛ لوقا 52:24؛ یوحنا 38:9) ولی هرگز آنانی را که او را می پرستیدند سرزنش نکرد. اگر عیسی مسیح خدا نبود، اجازه نمی داد مَردُم او را بپرستند. بطور یقین او نیز، به مانند فرشته ای که با یوحنا سخن گفت، به آنان تعلیم می داد که او را نپرستند. کتابمقدس شامل آیات و بخشهای فراوانی است که به الوهیت عیسی اشاره می کنند.
مُهم تربن دلیل خدا بودن عیسی این است که اگر او خدا نباشد، مرگ او به عنوان یک انسان مَحض نمی تواند برای پرداخت جریمۀ گناهان همۀ جهان بسنده و کافی باشد (اول یوحنا 2:2). تنها خدا قادر بود اینچنین جریمۀ سنگینی را پرداخت نماید. تنها خدا می توانست گناهان جهان را بر خود گرفته (دوم قرنتیان 21:5)، بمیرد، و با برخاستنش از مردگان پیروزی خود را بر گناه و مرگ اعلام نماید.

پنج شنبه 5/12/1389 - 20:35
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته