کامپیوتر و اینترنت
چهار نکته و آموزش کوتاه اما کاربردی در این مقاله کوتاه به ۴ نکته و آموزش کوتاه اما کاربردی در مورد نرم افزارهای Fire Fox ۳ ، Adobe Reader ۸ ، Word ۲۰۰۳ و IE می پردازیم. ● انتخاب مکان ذخیره فایل های دانلودی در Fire Fox ۳
فایرفاکس ۳ بصورت پیش فرض فایل های دانلودی شما را در دسکتاپ ذخیره می کند و شما مجبور به مرتب سازی مداوم آنها
برای جلوگیری از شلوغ شدن دسکتاپ خود هستید. اما راه ساده تری نیز وجود دارد. کافیست وارد منو Tools شوید و گزینه
Options را انتخاب کنید. حال در تب اصلی وارد قسمت Downloads شوید.مشاهده می کنید گزینه "Save files to Desktop"
انتخاب شده است . حال می تونید با انتخاب دکمه جستجو پوشه ای دیگر را برای ذخیره فایل های دانلودی خود انتخاب کنید یا اینکه با
انتخاب "Always ask me where to save files" در هر بار دانلود از فایرفاکس بخواهید پوشه ذخیره سازی را از شما بپرسد.
مسلما با انتخاب راه دوم مدیریتی بهتری بر روی فایل های دانلودی خواهید داشت و بعدا دوباره مجبور نخواهید بود به مرتب سازی آنها
بپردازید.
● فراخوانی آخرین تنظیمات در Adobe Reader فایل های PDF امروزه پرکاربردترین فایل برای ذخیره سازی کتاب های
الکترونیکی و انواع فایل های متنی می باشند. اگر از آن دسته افرادی هستید که با این فایل ها روزانه زیاد سروکار دارید و از نرم
افزار Adobe Reader برای مطالعه انها استفاده می کنید شاید باز شدن همیشگی فایل ها از صفحه اول آزاردهنده باشد بخصوص اگر
مشغول مطالعه کتابی حجیم هستید. در Adobe Reader ۸ قابلیتی برای فراخوانی آخرین تنظیمات وجود دارد که شما را از این بابت
راحت می کند .
از منو Edit وارد قسمت Preferences و سپس Documents شوید. در این قسمت کافیست گزینه "Restore last view
settings when reopening documents." را انتخاب کنید. همچنین اگر از نرم افزار پرسرعت Foxit Reader استفاده می
کنید می توانید با مراجعه به قسمت General از Preferences در منو Edit این قابلیت را فعال کنید.
● قابلیت شمارش کلمات در Word ۲۰۰۳ نرم افزار Word جزیی همیشگی از کامپیوترهای امروزیست بخصوص اگر شما یک نویسنده یا دانش آموز و دانشجو باشید.این نرم افزار دارای قابلیت شمارش کلمات می باشد که از منو Tools قابل دسترسی است ولی برای داشتن کنترلی بهتر بر روی آن می توان بعنوان یک نوار ابزار آن را در کنار سایر نوارها ایجاد کرد. از منو Tools ابتدا Customize و سپس تب Commands را کلیک کنید . در قسمت Categories سمت چپ Tools را انتخاب کنید.در قسمت Commands سمت راست گزینه Word Count را پیدا کنید. آنرا با کلیک چپ گرفته و قسمت دلخواهی از نوار ابزار رها کنید. دکمه Close را کلیک کنید. حال شما نوار ابزار جدیدی دارید. بصورت مشابه می توانید هر یک از امکانات Word را بصورت نوار ابزار داشته باشید و در صورت نیاز هر کدام را از حالت نوار ابزار خارج کنید. ● راهی سریع برای بزرگ کردن متن در مرورگر شاید تا کنون در حین کار با مرورگر خود نیاز به بزرگنمایی متن پیدا کرده باشید. با فراگیری نکته پیشرو می توانید در مرورگرهای IE ، FireFox و Opera در سریعترین زمان ممکن عمل بزرگنمایی و سپس کوچک کردن متن را انجام دهید. کافیست دکمه Ctrl از صفحه کلید را پایین نگه داشته و با استفاده از اسکرول ماوس ویا دکمه های + و – صفحه کلید متن را به میزان مورد نیاز کوچک و بزرگ کنید.
دوشنبه 25/7/1390 - 16:40
خواستگاری و نامزدی
آیین عشق و زندگی به سبک کامپیوتر
1. در زندگی و معاشرت با دیگران، نرمافزار باشیم، نه سختافزار.
2. برای پسوند فایل زندگی اجتماعی و خانوادگی، از سه كاراكتر "ع"، "ش" و "ق"، استفاده كنیم نه چیز دیگر.
3. هیچگاه قفل سیدی قلب مردم را نشكنیم كه "تا توانی دلی به دست آور، دل شكستن هنر نمیباشد".
4. چنانچه در كاری شكست خوردیم، آن را "Shut Down" نكنیم بلكه آن را "Restart" كنیم.
5. برای مانیتور زندگیمان، بكگراند (Background) سبز یا آبی را در نظر بگیریم نه سیاه یا دودی.
6. برای سیستم قلبمان از مانیتورهای تخت و صاف (Flat) استفاده كنیم.
7. برای حل اختلافات زناشویی، روی گزینه "گذشت و ایثار"، دابل كلیك (Double click) كنیم.
8. برای فایلهای اسرار زندگیمان، پسورد (password) بگذاریم و آن را مخفی (Hidden) كنیم.
9. همواره پیش از سخن گفتن، سی پی یوی فكرمان را به كار بیندازیم.
10. بر صفحه مشكلات مردم، كلید F1 باشیم و آنان را كمك و راهنمایی (Help) كنیم.
11. اگر شخصیت ما بزرگ و والاست، این نوع شخصیت، نباید به ما اجازه دهد كه با هر كسی چت (Chat) كنیم و هر كسی با ما چت كند.
12. اگر از كسی بدی و كملطفی دیدیم، آن را "Save" نكنیم بلكه آن را "Delete" نماییم و حتی آن را از ریسایكلبین (Recyclebin) قلب مان كاملاً محو كنیم.
13. به دیگران اجازه ندهیم در "سی دی رام" زندگیمان هر نوع "سی دی" را كه بخواهند، قرار دهند.
14. خانه و دفتر كارمان، به روی مردم نیازمند، "Open" باشد.
15. تا حرف كسی تمام نشده، اسپیكر (Speaker) خود را روشن نكنیم.
16. در زمان ناتوانی، درماندگی و تاریكی زندگی دیگران، كلید "Power" برای آنان باشیم.
17. در سایت زندگی شخصیمان، یك رُوم (Room) به نام مشكلگشا (Moshkelgosha) بسازیم تا دیگران با ما چت (Chat) كنند.
18. هنگام مشاهده خوبیها و نیكیهای دیگران، بلافاصله كلید پرینت اسكرین (Print Screen) را بزنیم و از آن ها تصویر بگیریم.
19. فایلهای مهم زندگی خود را گاه به گاه، اسكن (Scan) كنیم تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند، سریعاً مشخص شود.
20. نگذاریم هر كسی در رُوم (Room) زندگیمان چت نماید و در این صورت، او را ایگنور (Ignore) كنیم.
21. چشمهای مان را به روی عیبهای پنهان مردم، "Close" كنیم.
22. گاه و بیگاه، كامپیوتر زندگی ما هنگ (Hang) میكند كه باید آن را با "فكر"، "مشورت" و "برنامهریزی"، ریاستارت (Restart) كنیم.
23. برای كپی گرفتن از دیسكت زندگی دیگران، نخست آن را ویروسیابی و سپس ویروسكشی كنیم.
24. مواظب باشیم كه رایانه زندگی زناشوییمان، ویروس غرور و لجبازی به خود نگیرد كه در این صورت، ممكن است هیچ آنتیویروسی نتواند آن را از بین ببرد.
25. فایلهای مهم زندگی خود را گاه به گاه، اسكن (Scan) كنیم تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند، سریعاً مشخص شود.
26. اگر میخواهیم در زندگی خویش موفق و خوشبخت باشیم، باید خودمان زیرمنوهای Programs را دقیقاً تنظیم كنیم و نباید بگذاریم كه دیگران این كار را برای ما انجام دهند اگر چه میتوانیم در این زمینه، با آنان مشورت كنیم.
27. پیش از پرینت گرفتن از سخنان مان، پیشنمایش چاپ (print preview) آن را مشاهده كنیم.
28. اگر روزی رایانه زندگی ما با همسرمان هنگ كرد، سه كلید "كنترل اعصاب"، "انصاف" و "دلیل عصبانیت" را بزنیم.
29. هارد مغز خود را از برنامههای غیرمفید، پر نكنیم، تا فضا را برای نصب برنامههای مفید، تنگ ننماییم.
30. برای این كه از دیدن مانیتور زندگی، بیشتر لذت ببریم، كارت گرافیك بالا برای آن تهیه كنیم.
31. اگر لازم است كه مانیتور رایانه ما دارای رنگهای متنوع و متعدد باشد، ولی مانیتور ارتباطات ما با مردم، حتماً باید یكرنگ باشد.
32. در خطاطی كامپیوتری، از برنامه "كِلْك" هم میتوانیم استفاده كنیم اما در خطاطی زندگی، از برنامه "كَلَك" نباید استفاده كنیم.
33. بكوشیم تا خوش اخلاقی را به جای این كه در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشیم، در رام (Rom) و حافظه پایدار داشته باشیم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با دیگران، آن را به كار گیریم.
34. در كیس (Case) مستكبران و زورمداران، "سی دی رام" نباشیم بلكه "سی دی ناآرام" باشیم.
35. قانون كپیرایت زندگی اجتماعی به ما اجازه نمیدهد كه سی دی بدیها و عیبهای دیگران را رایت كنیم.
36. در سایت زندگی، همیشه لینكِ (Mahabbat) داشته باشیم و هیچ گاه برای این سایت، فیلتر نگذاریم.
دوشنبه 25/7/1390 - 16:37
قرآن
بیش از یكصد آیه از قرآن كریم به مصلح كل حضرت بقیة الله ارواحنا فداه تفسیر و تأویل شده است، كه علامه بزرگوار، ملا محمد باقر مجلسی در دائرة المعارف بزرگ شیعه « بحارالانوار » 70 آیه را به استناد احادیث وارده از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در پیرامون ظهور یكتا بازمانده از حجت های حضرت حدیث نقل كرده است.1 و برخی از بزرگان كتابهائی را در این رابطه به رشته تحریر در آورده اند كه از آن جمله است:1. المحجة فیما نزل فی القائم الحجة (علیه السلام )شامل 120 آیه از آیات تفسیر شده به ظهور حضرت مهدی ارواحنا فداه به استناد احادیث وارده از معصومین علهیم السلام.22. المهدی فی القرآنشامل 110 آیه از آیات تأویل شده به ظهور حضرت مهدی علیه السلام به استناد احادیث وارده از طریق شیعه و سنی. 33. موعود قرآن ترجمه فارسی « المهدی فی القرآن »4. سیمای امام زمان (علیه السلام ) در آینه قرآنشامل بیش از 140 آیه از آیات قرآن كریم كه روایات فریقین (شیعه و سنی) به ظهور قبله موعود و كعبه مقصود تفسیر شده است.4در اینجا به نقل چند آیه در این رابطه بسنده می كنیم:1 - « و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین».«و ما اراده كرده ایم به آنانكه در روی زمین به ضعف كشیده شده اند منت نهاده، آنها را پیشوایان وارثان زمین قرار دهیم.»طبق روایات بی شماری این آیه در حق مصلح جهان حضرت بقیة الله ارواح العالمین له الفداه نازل شده كه در آخرالزمان قیام كرده، بساط ننگین ظلم و بیدادگری را درهم خواهد پیچید و پرچم عدالت را در سرتاسر جهان به اهتزاز در خواهد آورد. و به تكتازی فرعونیان خاتمه خواهد داد.62 - « بقیة الله خیر لكم ان كنتم مؤمنین ».یعنی:« بازمانده خدا بهتر است برای شما، اگر مؤمن باشید». 7مطابق روایات فراوانی، هنگامی كه حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ظهور می كند پشت خود را به دیوار كعبه تكیه داده، نخستین چیزی كه به زبان می آورد، این آیه شریفه است، آنگاه همه آنها كه درآنجاگرد آمده اند با عنوان « السلام علیك یا بقیة الله »به پیشگاه آن حضرت عرض ادب می كنند.83 - «هوالله ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهر علی الدین كله و لو كره المشركون».یعنی:« او خدائی است كه پیامبرش را با هدایت و دین حق برانگیخت تا آن را بر همه ادیان پیروز بگرداند. اگر چه مشركان نخواهند».9پیشوای ششم شیعیان در تفسیر این آیه فرمود: مهدی ما ظهور می كند و دین مقدس اسلام را بر همه ادیان پیروز می گرداند، اگر چه دشمنان راضی نباشند. كه منظور از این پیروزی، سیطره نظامی و پیروزی ظاهری است و گرنه از نظر دلیل و برهان، اسلام در هر زمانی بر همه ادیان غلبه داشت. و مكتبهائی كه ریشه آسمانی دارد ( چه مسیحیت و كلیمیت ) چون از یك سو تحریف شده، و از سوی دیگر به هنگام تشریع از طرف خداوند متعال به عنوان برنامه موقت تشریع شده بود، پاسخگوی نیازمندیهای قرون بعدی نبودند، از این رهگذر از نخستین روز ظهور اسلام، دلیل و منطق اسلام بر همه ادیان پیروز بود ولی غلبه ظاهری آن با هنگام ظهور آن یكتا بازمانده از حجتهای پروردگار تحقق خواهد یافت.104- « اعلمو ان الله یحیی الارض بعد موتها قد بینا لكم الایات لعلكم تعقلون ».یعنی:« بدانید كه خدا زمین را پس از مرگ آن زنده می سازد به راستی نشانه های –قدرت –خدا را برای شما بیان كردیم. باشد كه عقل خود را بكار بندید». 11پیشوای پنجم شیعیان می فرماید: مهدی ما قیام می كند و به وسیله گسترش عدالت در سراسر گیتی، جهان را زنده می كند، پس از آنكه در زیر كابوس ظلم و ستم مرده باشد.12پیشوای هفتم حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نیز در تفسیر این آیه فرمود خداوند زمین را به وسیله عدل و داد زنده می كند، نه بارش باران.13آری اگر جامعه ای در زیر فشار ظلم و ستم باشد جامعه مرده است و تنها موقعی زنده می شود كه ظلم و ستم از آن جامعه رخت بربندد و نعمت عدالت در آن جامعه گسترش یابد. از اینجاست كه امیرالمؤمنان علی علیه السلام عدالت را زیربنای زندگی مردم دانسته می فرماید:« العدل قوام الرعیة ».5 - « و اشرقت الارض بنور ربها ».یعنی:« زمین به نور پروردگارش منور گردید».14امام رضا علیه السلام در تأویل این آیه می فرماید:او چهارمین فرزند من، پسر بهترین كنیزان است كه زمین را از هر جور و ستمی پاكیزه می كند. مردم در ولادت او دچار تردید می شوند. او را غیبتی طولانی است چون ظاهر شود زمین را با نور پروردگارش روشن می گردد.156 - « قل ارایتم ان اصبح ماؤكم غوراً فمن یأتیكم بماء معین ».یعنی: «بگو اگر ببینید كه آب شما فروكش می كند، چه كسی برای شما آب گوارا باز آورد».16همه موجودات زنده از آب آفریده شده و قوام آنها با آب است ولی منظور از آب گوارائی كه در آیه فوق مطرح شده، مقام ولایت كبرای حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه است كه پس از دوران فروكش (غیبت) یكبار دیگر به فرمان خدا ظاهر شده، تشنگان دانش و فضیلت، و شیفتگان تقوی و عدالت را، از آبشخور اقیانوس بیكران آب حیات و معادن حكمت، سیراب فرموده، به سعادت دنیا و آخرت نائل می گرداند. به دلیل نقش حیاتی حضور امام علیه السلام در زندگی توده ها، قرآن كریم وجود اقدس امام علیه السلام را آب گوارا تعبیر نموده است.علی بن جعفر از برادر بزگوارش امام موسی بن جعفر علیه السلام، از تفسیر این آیه می پرسد، امام علیه السلام می فرماید: «هنگامی كه امامتان از دیدگان شما ناپدید شود و نتوانید او را ببینید چه خواهید كرد ».17پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله خطاب به عمار می فرماید: ای عمار!خداوند با من عهد كرده كه از تبار حسین علیه السلام 9 امام پدید می آید كه نهمین آنها از دیدگان ناپدید می شود و این است معنای آیه شریفه « قل ارایتم ان اصبح ماؤكم غوراً »، برای او یك غیبت طولانی است كه گروهی از عقیده خود برمی گردند و گروهی بر آن ثابت می مانند و چون آخرالزمان فرا برسد، او ظاهر می شود و دنیا را پر از عدل و داد كند. چنانكه از جور و ستم پرشده است».187 - « هدی للمتقین الذین یؤمنون بالغیب ».یعنی:«هدایت است برای پرهیزكاران كه به غیب ایمان آوردند».19طبق احادیث فراوانی منظور از غیب در این آیه امام غائب علیه السلام است: امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه می فرماید:« پرهیزگاران » شیعیان علی بن ابی طالب علیه السلام هستند و اما « غیب » پس آن حجت غائب است.20جابربن عبدالله انصاری در ضمن یك روایت طولانی كه از 12 پیشوای معصوم و قائم آنها بحث كرده، از رسول اكرم صلی الله علیه و آله نقل می كند كه فرمود: خوشا به حال آنانكه در زمان غیبت او شكیبائی پیشه كنند و بر محبت آنها استوار بمانند، كه آنها را خداوند متعال در آیه « الذین یؤمنون بالغیب » ستوده است.218 - « و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون ».یعنی:« گذشته از ذكر- تورات –در زبور نیز نوشتیم كه به راستی زمین را بندگان شایسته ام به ارث می برند».22از امام باقر و امام صادق علیهما السلام روایت شده كه منظور از بندگان صالح در آیه شریفه، حضرت قائم ( ارواحنا فداه ) و یاران او می باشد.23جالب توجه اینكه متن این بشارت در زبور فعلی موجود است.طبق وعده قطعی خدا در همه كتابهای آسمانی، روزی بندگان صالح خدا وارث زمین خواهند شد، و پرچم توحید را در سراسر كره خاكی به اهتزاز در خواهند آورد.دیگر از ظلم و ستم و تبعیض و تجاوز و حق كشی نشانی نخواهد بود. روح صفا و صمیمیت و برادری و برابری بر تمام دلها حكومت خواهد كرد. به امید آن روز.9 - « وله اسلم من فی السموات و من فی الارض طوعاً و كرهاً ».یعنی:« هركه در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه –تسلیم او شده –بر او اسلام آورده اند».24امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: هنگامی كه قائم (علیه السلام ) قیام كند، نقطه ای در روی زمین نمی ماند جز اینكه به یكتائی خدا و رسالت حضرت پیامبر( صلی الله علیه و آله ) گواهی می دهند. 25ابن بكیر می گوید: از ابوالحسن (علیه السلام) در مورد آیه « وله اسلم »پرسیدم، فرمود: در حق قائم (علیه السلام ) نازل شده است، هنگامیكه ظاهر شود اسلام را بر یهود، نصاری، صابئین، ملحدین، مرتدین، و كافرین شرق و غرب، عرضه می كند هر كس( پس از شناخت حقانیت اسلام ) از روی رغبت اسلام آورد، او را به نماز و زكات و دیگر وظائف اسلامی امر می فرماید. و هر كس نپذیرد گردن می زند تا در شرق و غرب جهان احدی جز موحد باقی نباشد. 2610 - « وعدالله الذین امنوا منكم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض، كما استخلف الذین من قبلهم و لیمكنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا ».یعنی:« خداوند انها را كه از شما ایمان آورده، و عمل شایسته انجام داده اند، وعده داده است كه در روی زمین جانشین سازد، چنانكه پیشینیان را جانشین ساخت. و آنان را از دینی كه برای آنها پسندیده، متمكن سازد. و آنها را پس از خوف و وحشت به امنیت برگرداند».27امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه فوق فرمود: درباره قائم (علیه السلام) و یاران او نازل شده است.28امام زین العابدین علیه السلام آیه شریفه را تلاوت كرده فرمود: به خدا سوگند مقصود از آنها شیعیان ما اهل بیت است. خداوند آنها را به دست مردی از ما كه «مهدی » این امت است جانشین قرار می دهد و متمكن می سازد و به امنیت می رساند.29نظیر این روایت از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نیز نقل شده است.30
گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجانhttp://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.htmlپی نوشت ها :1 بحارالانوار ، ج 51 ، ص 44 –64 .2تألیف : محدث بزرگوار ، سید هاشم بحرانی ، متوفی 1107 یا 1109 هـ.3 تألیف : سید صادق شیرازی .4 نگارش : علی اكبر مهدی پور .5 قصص : 5 .6 تفسیر برهان ، ج 3 ، ص 220 و ینابیع المودة ، ص 450 و بحار، ج 51 ، ص 54 .7 هود : 8.8 نور الابصار ، ص 172 .9 صف10 بحارالانوار ، ج 51 ، ص 60 ، المحجة ، ص 227 و ینابیع المودة ، ص 508 .11 حدید : 17 .12 تفسیر برهان ، ج 4 ، ص 291 .13 همان مدرك .14زمر : 69 .15 ینابیع المودة ، ص 44.16 ملك : 30 .17 كمال الدین ، ص 360 و غیبت نعمانی ، ص 9.18تفسیر برهان ، ج 4 ، ص 36.19 بقره : 2 و 3 .20 بحارالانوار ، ج 51 ، ص 52 و كمال الدین ، ص 340 .21 المحجة ، ص 17 .22 انبیاء : 105 .23 عقدالدرر ، ص 217 ، مجمع البیان ، ج 7 ، ص 66 و بحارالانوار ، ج 51 ، ص 47 .24 آل عمران : 83 .25 تفسیر عیاشی ، ج 1 ، ص 183 و ینابیع المودة ، ص 506 .26 همان مدرك .27 نو ر : 55.28 غیبت نعمانی ، ص 126 .29 تفسیر عیاشی ، ج 3 ، ص 136 .30 مجمع البیان ، ج 7 ، ص 152 يکشنبه 11/2/1390 - 19:17
قرآن
7خصوصیت در ارتباط با فراعصری بودن زبان قرآن کریم وجود دارد که طبعا عناصر و درونمایههای این بحثها باید مطالعه شود و البته اکنون اینها را بهعنوان مبانی عرض میکنم.دانشمند غربی «بوکای» در کتاب «قرآن، تورات، انجیل، علم» مطرح کرده که شناسنامه انسان در قرآن در سوره مؤمنون را نگاه کنید، من بهعنوان یک پزشک ناگزیرم که این اعتراف را در پیشگاه قرآن داشته باشم که این مطالبی که قرآن از مسائل زیستی و روانشناختی انسان و پرونده نهاییای که از باب فلسفه تفسیر حیات برای انسان مطرح میکند، بینظیر است.همچنین «باربور» مطرح میکند که برای محققان سؤالهایی مطرح میشود، برای همه ما انسانها اینگونه است. یکی از خصوصیات وجودی ما این است که این سؤالات برای ما مطرح میشود که من کیستم؟ از کجا آمدهام؟ به کجا میروم؟ وقتی این سؤال مطرح شد نمیتوان از کنار این سؤال به آسانی گذشت و نیاز به یک پاسخ منطقی وجود دارد که برای خود به تفسیر حیات و فلسفه وجودی نیازمند است. بوکای میگوید: این آیات هم فلسفه حیات انسان است، هم زیستشناسی انسان است و هم روانشناسی انسان است. چیزهایی در این چند آیه وجود دارد که من هرچه بهخودم فشار میآورم تنها میتوانم اعتراف بکنم که این سخنان نه درخور جامعه آن روز یا حتی در یونان کهن است،بلکه ناگزیرم که اعتراف کنم که محمد(ص) این سخنان را از خودش نگفته، بلکه از خدای خود گفته است.منظورم این است که ظرفیت معنایی قرآن کریم در عرصه معارف موضوعات مختلفی را شامل میشود. در بعد آموزهها؛ یعنی بایدها و نبایدها هم همه شرایط زندگی انسانی شرح داده شده است. امام علی(ع) میفرماید که پیامبر(ص) فرمودند آیه: «وَأَقِمِ الصَّلاَه طَرَفَی النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیلِ» (آیه 114 سوره هود) امیدوارکنندهترین آیه در قرآن کریم است؛ برای اینکه هر مسلمان که در هر روز برای اقامه نماز به پیشگاه خداوند میرود، انگار که برای خداوند از اول متولد شده است. وقتی که انسان ارتباط صادقانه خود با خداوند را برقرار میکند، مثل این است که تازه از مادر متولد شده است. این عبارات معنایی به زندگی انسان میدهد که در جای دیگری مشاهده نمیشود.قرآن کریم دارای یک خصوصیات ذاتی و درونی است که بهعنوان آخرین کتاب آسمانی مطرح است و بعد از آن کتابی و پیامبری نخواهد آمد. قرآن کریم ظرفیت معانی از لحاظ معارف و آموزهها را دارد.در ذیل این آیه سلمان فارسی روایتی را نقل میکند که با حضرت رسول(ص) در کنار درختی بودیم که ایشان شاخههای درخت را گرفت و تکان داد و برگهای آن درخت ریخت و سؤال فرمودند که ای سلمان! میدانی برای چه این کار را انجام دادم؟ عرض کردم نه! فرمودند که میخواستم این مسئله را بیان کنم که وقتی انسان در جایگاه اقامه نماز میایستد وقتی که از نماز فارغ میشود، همان طور که من این شاخه را تکان دادم و برگها ریخت، اگر این انسان گناهان و خطاهایی داشته باشد، در آن وعده میریزد. به هر حال منظورم این است که دامنه آموزههای قرآن کریم فراوان است. همسویی مسائل فکری و آموزههای ارزشی قرآن با فطرت انسان هم از دیگر دلایل فراعصری بودن زبان قرآن است. اساس دستورات قرآن، دستورات انسانی است، البته ما باید این توجه را داشته باشیم که همه اجزای قرآن را با هم ببینیم.هماهنگ بودن این آموزهها با عقل، واقعگرایی و معرفتبخشی معارف هستیشناسانه و بایدها و نبایدهای مورد دعوت قرآن هم از دیگر دلایل فراعصری بودن زبان قرآن کریم است. جامعیت و توازن میان خاستگاههای آفرینشی انسان اعم از مادی، معنوی، فردی و اجتماعی و انعطافپذیری و پیشبینی متغیرهای گوناگون حیات بشر و پیشبینی امامت و مرجعیت دینی معصومانه و عدل قرآن هم از دیگر دلایل فراعصری بودن زبان قرآن هستند.اساسا بهعنوان یک مسئله بحث تعارض علم و دین را در قرآن کریم نداریم. بیش از 300مورد تشویق به علم، پرسشگری و جستوجوگری در قرآن کریم وجود دارد. در مکتب اسلام پذیرش دین هم منوط به فهم است، تفکر با تدین توامان است. خواست جستوجوگری و فهم عناصر دینی با عملکردن به آن عجین است. بنابراین پیشبینی عنصر مشارکت اندیشه خلاق انسان، عنصر دیگری است که در ارتباط با فراعصری بودن زبان قرآن میتواند مطرح باشد. با این اجزا یا مبانی که بیان شد بهنظر میرسد که دیدگاه جاودانگی و فراعصری بودن زبان قرآن کریم میتواند تضمین شود.در مقابل این دیدگاه، دیدگاه دیگری وجود دارد که معتقد است آموزهها یا معارف قرآن یا بخشهایی از آموزهها و معارف قرآن جنبه عصری دارد. این دیدگاه در میان روشنفکران مسلمان به تأثیر از هرمنوتیک فلسفی (تاریخمندی اندیشهها) وجود دارد که در آن تعبیرهای مختلفی وجود دارد. در بعضی از تعبیرها و تقریرها آمده است که وحی نه بهعنوان یک معرفت ویژه الهی بلکه دارای ماهیت بشری و در قلمرو مکاشفه و تجربه درونی تأویل میشود که دامنه آن متناسب با شخصیت پیامبر(ص) و مناسبات اجتماعی ظهور پیدا میکند و تجربه دیگر انسانها هم منشأ غنای این جهت میشود. در تقریر دیگر اینطور بیان شده که کتاب را باید نه بهصورت متنی از نزد خدا که از قبل طراحی شده بوده و فرستاده شده تلقی کرد، بلکه باید بهعنوان متنی که تدریجا و حاصل تجربه درونی و محیطی پیامبر(ص) مطرح است در نظر گرفت. همچنین این بیان وجود دارد که زبان و فرهنگ، مقدم بر کتاب و وحی است و وحی متأثر از فرهنگ است. بهطور کلی تاریخمندی حقیقت بهعنوان یک قضیه کلی مردود است. طبیعت تغییر میکند ولی حقایق تغییر نمیکنند. اگر چیزهایی بهعنوان حقایق بودند، هنوز هم حقیقت هستند و تغییر نمیکنند. همچنین علم و معرفت بر مبادی لایتغیر استوار است.
يکشنبه 11/2/1390 - 19:7
بهداشت روانی
غلبه بر هراسهای بیهوده
مهارتهای زندگی > فرد - یکتا فراهانی:
همه ما در زندگی ترسهایی داریم؛ ترس از تصمیمگیری، ترس از اشتباه کردن، تغییر شغل، تنهایی، پیری و... شاید شما هم با بعضی از این ترسها درگیر هستید و شاید هم از چیزهای دیگر میترسید که دیگران آن را تجربه نکردهاند ولی بدانید که شما تنها نیستید؛ ترس در وجود همه ماست. در واقع به نظر میرسد در جامعه امروز ما ترس، بیماری واگیرداری است که همه ما گرفتارش میشویم؛ ما هم از شروع میترسیم و هم از پایان بیم داریم. هم از تغییر میترسیم و هم از راکدماندن. هم از موفقیت میترسیم و هم از شکست. هم از زندگی میترسیم و هم از مرگ!ولی ترس شما از هرچه باشد باید بیشتر باآن آشنا شوید تا بتوانید بر تواناییهایتان بیفزایید و از پس هر موقعیت به خوبی برآیید. شاید تعجب کنید اگر بدانید که ناتوانی روبهرو شدن با هراس ممکن است مسئلهای روانی محسوب شود اما در اغلب موارد ابدا اینطور نیست. در واقع موضوع بیشتر مسئلهای آموزشی است و شما با آموزش دادن دوباره ذهن خود میتوانید ترس را به عنوان حقیقتی در زندگی بپذیرید و آن را مانعی پیش روی موفقیت خود ندانید. بسیاری از ما دوست دایم شرایط کنونیمان تغییر کند؛ اما از آن میترسیم. البته تغییر، کار آسانی نیست. قالبریزی زندگی به شکلی که خود میخواهید، نیازمند شجاعت است. انواع موانع بر سر راهتان ظاهر میشوند اما اینها نباید شما را دلسرد کنند. از این لحظه به بعد هرگاه احساس هراس کردید، به خود یادآور شوید دلیلش این است که نسبت به خودتان احساس خوبی ندارید. اغلب برای افراد این سوال پیش میآید که چرا اعتماد به نفس کمی دارند و برای شروع هر کار ترس به دلشان رخنه میکند؟ در واقع بعضی از ترسها غریزی و سالم هستند و مانع از آن میشوند که به دردسر بیفتیم اما بقیه- یعنی آنهایی که مانع میشود به رشد و تعالی شخصی برسیم- بیتناسب و مخربند و شاید بتوان گفت ناشی از شرطیشدنهای ما هستند. آنچه مسلم است این است که مسئله اصلی خود هراس نیست؛ بلکه مهم، طرز برخورد ما با این ترسها و هراسهاست. البته برای بعضیها این موضوع مفهومی ندارد اما زندگی بسیاری را هم فلج میکند و از پا در میآورد. گروه اول با ترس قدرتمندانه برخورد میکنند. و گروه دوم از موضع ضعف با آن روبهرو میشوند. در واقع رمز برخورد موفق با هراس این است که خود را از موضع ضعف به موضع قدرت برسانید. به این ترتیب هراس، معنا و مفهوم خود را از دست میدهد. در اینجا قدرت، قدرتی است که سبب میشود کمتر بر دیگران سلطهجویی کنید و رفتارتان ناشی از مهربانی و عطوفت باشد. این به معنای قدرت درک جهان، قدرت برخورد با موقعیتهای زندگی و واکنش نشان دادن به آن، قدرت انجام دادن کارهایی که برای رشد و اعتلای شخص ضرورت دارد، قدرت ایجاد شادی و رضایت در زندگی، قدرت دست به کار شدن و قدرت دوست داشتن است.بسیاری از کلمات نیز قدرت عمل را از شما سلب میکنند و در عوض باعث ترس بیشترتان میشوند. یکی از این کلمات «نمیتوانم» است. نمیتوانم این مفهوم را میرساند که اختیاری در زندگی خود ندارید. اما «نمیخواهم» به شکلی مفهوم امکان انتخاب را مطرح میکند. بنابراین از این به بعد نمیتوانم را از فرهنگ لغات خود حذف کنید. هنگامی که به ذهن نیمه هشیار خود نمیتوانم را پیام میدهید، آن را باور میکند و در لایههای زیرین خود ضبط میکند.«مجبورم» هم جمله خوبی نیست و شما را در ردیف بازندهها قرار میدهد و باز هم این مفهوم را تداعی میکند که در زندگی امکان انتخاب ندارید. اما «میتوانم» قدرتمندتر است مثلا بگویید:«میتوانم امروز به خانه دوستم بروم اما ترجیح میدهم به کارهای عقبافتادهام رسیدگی کنم.» بدین ترتیب به جای الزام در موقعیت انتخاب قرار میگیرید. در واقع هر بار از «نمیتوانم» و «مجبورم» استفاده میکنید، قدرت خود را کاهش میدهید و به ترسهای خود میافزایید. هنگامی در لغاتی که استفاده میکنید دقت بیشتری داشته باشید، میتوانید با گسترش دادن منطقه امن خود، قدرت بیشتری به زندگیتان ببخشید. ترس از تصمیمگیری یکی از بزرگترین هراسهایی که مانع حرکت ما به جلو میشود، تصمیم گرفتن است، گاهی میتوان گفت در واقع تصمیم نگرفتن هم خود نوعی تصمیمگیری است!موضوع اینجاست که همیشه به ما گفتهاند:«مراقب باش! ممکن است تصمیم اشتباه بگیری.» حتی شنیدن این عبارت هم میتواند ما را بترساند از اینکه تصمیم اشتباه بگیریم و از چیزی محروم شویم؛ پول، دوستان، مقام، موقعیت شغلی یا هر چیزی که با تصمیمگیری درست میتوانیم آن را به دست آوریم. چیزی که با این موضوع در ارتباط نزدیک است، ترس از اشتباه کردن است. ما به دلیلی فکر میکنیم باید عالی و بیکموکاست باشیم اما فراموش میکنیم که با اشتباه کردن هم میتوانیم مطالبی بیاموزیم. نیاز ما به کامل بودن و در اختیار گرفتن حوادث دست بهدست هم میدهند تا از روبهرو شدن با مشکلات زندگی بترسیم. اگر هراس از تصمیمگیری شامل حال شما هم میشود، شما تنها کاری که برای تغییر زندگیتان باید بکنید این است که نگرش خود را نسبت به آن تغییر دهید. عامل مهم در تصمیمگیری درست، فکر کردن به نتایج و فرصتهاست. ممکن است برای شما قبول این واقعیت دشوار باشد که از دست دادن شغل، موقعیتی نیست که شما را با شکستی جدی مواجه کند اما ما همیشه فرصتهای مناسب در زندگی را در رابطه با پول، مقام و موقعیت شغلی و نشانههای آشکار موفقیت سنجیدهایم. اما این بار شما باید درباره فرصتهای مطلوب زندگی به شکل کاملا متفاوتی بیندیشید. در واقع شما باید با ترس به گونهای برخورد کنید تا مانع از آن نشود که نتوانید به اهداف مهم خود در زندگی برسید. همیشه هنگام تصمیمگیری به خودتان بگویید:«من حتما از عهدهاش برمیآیم و راه درست را انتخاب میکنم.» بدین ترتیب اعتماد به نفستان افزایش مییابد و میآموزید که به خود اعتماد کنید. بنابراین هراسهای ما نیز به میزان زیادی کاهش مییابد. در واقع آگاهی از اینکه شما میتوانید از عهده هر کاری برآیید، کلیدی است که به کمک آن به خود اجازه میدهید دست به مخاطره بزنید. شما قبل از تصمیمگیری میتوانید به خودتان بگویید:«هر اتفاقی بیفتد من شکست نمیخورم. دنیا پر از فرصتهای مطلوب است من برای یادگرفتن و آموزش بیشتر به دنبال فرصتهای مطلوب هستم.» فکر نکنید که چه چیزی را ممکن است از دست بدهید؛ فکر کنید که چه چیزی را ممکن است به دست آورید. هنگام تصمیمگیری سعی کنید ابتدا اولویتهای خود را مشخص کنید. لازمه این کار این است که به ندای درون خود گوش فرا دهید. به خود فرصت فکر کردن بدهید و ببینید در زندگی خواهان چه چیزهایی هستید. برای اغلب ما رسیدن به این آگاهی بسیار دشوار است زیرا ما از کودکی این نگرش را یاد گرفتهایم که بهتر است مطابق خواستههای دیگران عمل کنیم. ما نمیدانیم که در واقع چه چیزهایی واقعا برای ما لذتبخش و شادآور است. از خود بپرسید در حال حاضر کدام مسیر و کدام راه شما را به خواستههایتان نزدیکتر میکند.به این نکته هم توجه داشته باشید که اهدافتان دائم تغییر میکنند و به همین دلیل ضرورت دارد که پیوسته هدفهای خود را مورد ارزیابی مجدد قرار دهید. تصمیمی که امروز میگیرید احتمالا همان تصمیمی نیست که 5سال دیگر خواهید گرفت اگر در مشخص کردن اهداف کلی خود با دشواری روبهرو هستید نگران نباشید. ممکن است لازم باشد بیشتر تجربه کنید تا اولویتها برایتان مشخص شوند.قبل از هر چیز بدانید که نباید زیاد سخت بگیرید. ما در دنیایی زندگی میکنیم که اغلب افراد خودشان و تصمیماتشان را خیلی جدی میگیرند. در این زمینه فراموش نکنید که هیچ چیز آن قدرها هم که فکر میکنید مهم نیست. اگر در نتیجه تصمیمی که میگیرید پولی از دست بدهید اشکالی ندارد. راه برخورد با پول از دست دادن را یاد میگیرید. اگر دوستی را از دست بدهید، دوست دیگری پیدا میکنید. اگر تصمیم به ازدواج گرفتهاید، زندگی به طرز جدید را یاد میگیرید و... .شما باید فکر کنید که همیشه مانند دانشجویی هستید که باید چیزهایی را بیاموزید. در واقع هر یک از این تجربیات درسهای ارزشمندی هستند که باید بیاموزید. مطمئن باشید که هر مسیری را انتخاب کنید، درسهای بخصوصی را یاد میگیرید. بنابراین سخت نگیرید. آنچه بر اثر تصمیم شما انتخاب شود، حتماچیزی است که شما از عهده انجام آن برخواهید آمد.
یکی از با ارزشترین درسها برای کاستن از هراس، پاسخ مثبت دادن به ندای هستی است. این به آن معناست که هر اتفاقی در زندگی برایتان میافتد، سرتان را به سمت پایین تکان دهید و به جای «نه» گفتن، بگویید:«آری».اغلب وقتی میخواهیم در مسیر خاصی حرکت کنیم، حادثهای غیر مترقبه همه چیز را تغییر میدهد. این حوادث غیر مترقبه یا امکان بروز آنها، زمینه ترس را در ما مساعد میکنند. در این زمان ممکن است بدترین اتفاقات را پیشبینی کنیم اما فراموش نکنیم که پاسخ مثبت دادن و به خود اعتماد کردن پادزهر هراس و ترس است. این به معنای دست کشیدن از مقاومت و اجازه دادن به امکانهایی است که دنیا در صورتی که به گونهای دیگر به آن نگاه کنیم در اختیار ما میگذارد؛ یعنی به خود استراحت و آرامش دهیم و به آرامی موقعیت را بررسی کنیم و در نتیجه از شدت ناراحتی و اضطراب خود بکاهیم.اما «نه» گفتن به معنای قربانی بودن است؛ چگونه ممکن است این اتفاق برای من بیفتد؛ نه گفتن به معنای مسدود کردن، جنگیدن و مقاومت کردن در برابر فرصتهای رشد و رسیدن به چالش و مبارزه است. «آری» گفتن ابزاری جادویی است که میتوانیم از آن برای برخورد با شدیدترین هراسهایمان استفاده کنیم. آری گفتن یعنی از جای برخیزید و براساس این باور که در هر موقعیتی میتوانید هدف و معنا ایجاد کنید، کاری صورت دهید. این کار به معنای استفاده از منابع به منظور رسیدن به راههای سالم و سازنده برای برخورد با موقعیتهای دشوار است؛ به معنای با قدرت عمل کردن است، نه از روی ضعف واکنش نشان دادن.به علاوه همیشه مترصد یافتن راههایی باشید تا از هر تجربهای ارزشی کسب کنید. از خود بپرسید:«از این تجربه چه چیزی میتوانم بیاموزم؟ چگونه میتوانم از این تجربه خود به شکل مثبت استفاده کنم؟ چگونه میتوانم بر اثر این تجربه در موقعیت بهتری قرار گیرم؟» همین که قصد داشته باشید چیز مثبتی خلق کنید، خودبهخود اتفاق مثبتی هم روی خواهد داد.
در واقع به این توجه نکنید که چه باید باشد، راه را برای ذهنتان باز گذارید، تا آنچه را نمیتواند پیشبینی کند، به وجود آورد. اکنون اطلاعاتی به دست آوردیم که با توجه به آنها بهتر میتوانیم به قدرت برخورد با هراسهایمان دست یابیم اما بزرگترین مشکلی که ممکن است پیش روی شما قرار بگیرد، کم طاقتی و بیصبری است. توجه داشته باشید که نداشتن صبر و شکیبایی به گونهای مجازات کردن خویشتن است و تنش، نارضایتی و هراس به وجود میآورد.اغلب وقتی به دنبال تغییراتی برای بهتر شدن میرویم زود مأیوس میشویم و احساس میکنیم از تلاشهایمان چیزی حاصل نمیکنیم. این در حالی است که تغییراتی در ما به وجود میآید اما ما مدتها بعد از آن آگاه میشویم. در واقع ما بیش از هر چیز به اعتماد نیاز داریم؛ اعتماد به اینکه همه چیز به درستی اتفاق خواهد افتاد. سعی کنید به زندگی آری بگویید، در آن شرکت کنید. حرکت کنید، عمل کنید و اقدامی صورت دهید. به خودتان و دیگران احساس تعهد داشته باشید. متعهد شوید و ترس را فراموش کنید و به آن بها ندهید. www.msnbc.
چهارشنبه 7/2/1390 - 16:48
قرآن
آیات مهدوی قرآن بیش از یكصد آیه از قرآن كریم به مصلح كل حضرت بقیة الله ارواحنا فداه تفسیر و تأویل شده است، كه علامه بزرگوار، ملا محمد باقر مجلسی در دائرة المعارف بزرگ شیعه « بحارالانوار » 70 آیه را به استناد احادیث وارده از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در پیرامون ظهور یكتا بازمانده از حجت های حضرت حدیث نقل كرده است.1 و برخی از بزرگان كتابهائی را در این رابطه به رشته تحریر در آورده اند كه از آن جمله است:1. المحجة فیما نزل فی القائم الحجة (علیه السلام )شامل 120 آیه از آیات تفسیر شده به ظهور حضرت مهدی ارواحنا فداه به استناد احادیث وارده از معصومین علهیم السلام.22. المهدی فی القرآنشامل 110 آیه از آیات تأویل شده به ظهور حضرت مهدی علیه السلام به استناد احادیث وارده از طریق شیعه و سنی. 33. موعود قرآن ترجمه فارسی « المهدی فی القرآن »4. سیمای امام زمان (علیه السلام ) در آینه قرآنشامل بیش از 140 آیه از آیات قرآن كریم كه روایات فریقین (شیعه و سنی) به ظهور قبله موعود و كعبه مقصود تفسیر شده است.4در اینجا به نقل چند آیه در این رابطه بسنده می كنیم:1 - « و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین».«و ما اراده كرده ایم به آنانكه در روی زمین به ضعف كشیده شده اند منت نهاده، آنها را پیشوایان وارثان زمین قرار دهیم.»طبق روایات بی شماری این آیه در حق مصلح جهان حضرت بقیة الله ارواح العالمین له الفداه نازل شده كه در آخرالزمان قیام كرده، بساط ننگین ظلم و بیدادگری را درهم خواهد پیچید و پرچم عدالت را در سرتاسر جهان به اهتزاز در خواهد آورد. و به تكتازی فرعونیان خاتمه خواهد داد.62 - « بقیة الله خیر لكم ان كنتم مؤمنین ».یعنی:« بازمانده خدا بهتر است برای شما، اگر مؤمن باشید». 7مطابق روایات فراوانی، هنگامی كه حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ظهور می كند پشت خود را به دیوار كعبه تكیه داده، نخستین چیزی كه به زبان می آورد، این آیه شریفه است، آنگاه همه آنها كه درآنجاگرد آمده اند با عنوان « السلام علیك یا بقیة الله »به پیشگاه آن حضرت عرض ادب می كنند.83 - «هوالله ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهر علی الدین كله و لو كره المشركون».یعنی:« او خدائی است كه پیامبرش را با هدایت و دین حق برانگیخت تا آن را بر همه ادیان پیروز بگرداند. اگر چه مشركان نخواهند».9پیشوای ششم شیعیان در تفسیر این آیه فرمود: مهدی ما ظهور می كند و دین مقدس اسلام را بر همه ادیان پیروز می گرداند، اگر چه دشمنان راضی نباشند. كه منظور از این پیروزی، سیطره نظامی و پیروزی ظاهری است و گرنه از نظر دلیل و برهان، اسلام در هر زمانی بر همه ادیان غلبه داشت. و مكتبهائی كه ریشه آسمانی دارد ( چه مسیحیت و كلیمیت ) چون از یك سو تحریف شده، و از سوی دیگر به هنگام تشریع از طرف خداوند متعال به عنوان برنامه موقت تشریع شده بود، پاسخگوی نیازمندیهای قرون بعدی نبودند، از این رهگذر از نخستین روز ظهور اسلام، دلیل و منطق اسلام بر همه ادیان پیروز بود ولی غلبه ظاهری آن با هنگام ظهور آن یكتا بازمانده از حجتهای پروردگار تحقق خواهد یافت.104- « اعلمو ان الله یحیی الارض بعد موتها قد بینا لكم الایات لعلكم تعقلون ».یعنی:« بدانید كه خدا زمین را پس از مرگ آن زنده می سازد به راستی نشانه های –قدرت –خدا را برای شما بیان كردیم. باشد كه عقل خود را بكار بندید». 11پیشوای پنجم شیعیان می فرماید: مهدی ما قیام می كند و به وسیله گسترش عدالت در سراسر گیتی، جهان را زنده می كند، پس از آنكه در زیر كابوس ظلم و ستم مرده باشد.12پیشوای هفتم حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نیز در تفسیر این آیه فرمود خداوند زمین را به وسیله عدل و داد زنده می كند، نه بارش باران.13آری اگر جامعه ای در زیر فشار ظلم و ستم باشد جامعه مرده است و تنها موقعی زنده می شود كه ظلم و ستم از آن جامعه رخت بربندد و نعمت عدالت در آن جامعه گسترش یابد. از اینجاست كه امیرالمؤمنان علی علیه السلام عدالت را زیربنای زندگی مردم دانسته می فرماید:« العدل قوام الرعیة ».5 - « و اشرقت الارض بنور ربها ».یعنی:« زمین به نور پروردگارش منور گردید».14امام رضا علیه السلام در تأویل این آیه می فرماید:او چهارمین فرزند من، پسر بهترین كنیزان است كه زمین را از هر جور و ستمی پاكیزه می كند. مردم در ولادت او دچار تردید می شوند. او را غیبتی طولانی است چون ظاهر شود زمین را با نور پروردگارش روشن می گردد.156 - « قل ارایتم ان اصبح ماؤكم غوراً فمن یأتیكم بماء معین ».یعنی: «بگو اگر ببینید كه آب شما فروكش می كند، چه كسی برای شما آب گوارا باز آورد».16همه موجودات زنده از آب آفریده شده و قوام آنها با آب است ولی منظور از آب گوارائی كه در آیه فوق مطرح شده، مقام ولایت كبرای حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه است كه پس از دوران فروكش (غیبت) یكبار دیگر به فرمان خدا ظاهر شده، تشنگان دانش و فضیلت، و شیفتگان تقوی و عدالت را، از آبشخور اقیانوس بیكران آب حیات و معادن حكمت، سیراب فرموده، به سعادت دنیا و آخرت نائل می گرداند. به دلیل نقش حیاتی حضور امام علیه السلام در زندگی توده ها، قرآن كریم وجود اقدس امام علیه السلام را آب گوارا تعبیر نموده است.علی بن جعفر از برادر بزگوارش امام موسی بن جعفر علیه السلام، از تفسیر این آیه می پرسد، امام علیه السلام می فرماید: «هنگامی كه امامتان از دیدگان شما ناپدید شود و نتوانید او را ببینید چه خواهید كرد ».17پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله خطاب به عمار می فرماید: ای عمار!خداوند با من عهد كرده كه از تبار حسین علیه السلام 9 امام پدید می آید كه نهمین آنها از دیدگان ناپدید می شود و این است معنای آیه شریفه « قل ارایتم ان اصبح ماؤكم غوراً »، برای او یك غیبت طولانی است كه گروهی از عقیده خود برمی گردند و گروهی بر آن ثابت می مانند و چون آخرالزمان فرا برسد، او ظاهر می شود و دنیا را پر از عدل و داد كند. چنانكه از جور و ستم پرشده است».187 - « هدی للمتقین الذین یؤمنون بالغیب ».یعنی:«هدایت است برای پرهیزكاران كه به غیب ایمان آوردند».19طبق احادیث فراوانی منظور از غیب در این آیه امام غائب علیه السلام است: امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه می فرماید:« پرهیزگاران » شیعیان علی بن ابی طالب علیه السلام هستند و اما « غیب » پس آن حجت غائب است.20جابربن عبدالله انصاری در ضمن یك روایت طولانی كه از 12 پیشوای معصوم و قائم آنها بحث كرده، از رسول اكرم صلی الله علیه و آله نقل می كند كه فرمود: خوشا به حال آنانكه در زمان غیبت او شكیبائی پیشه كنند و بر محبت آنها استوار بمانند، كه آنها را خداوند متعال در آیه « الذین یؤمنون بالغیب » ستوده است.218 - « و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون ».یعنی:« گذشته از ذكر- تورات –در زبور نیز نوشتیم كه به راستی زمین را بندگان شایسته ام به ارث می برند».22از امام باقر و امام صادق علیهما السلام روایت شده كه منظور از بندگان صالح در آیه شریفه، حضرت قائم ( ارواحنا فداه ) و یاران او می باشد.23جالب توجه اینكه متن این بشارت در زبور فعلی موجود است.طبق وعده قطعی خدا در همه كتابهای آسمانی، روزی بندگان صالح خدا وارث زمین خواهند شد، و پرچم توحید را در سراسر كره خاكی به اهتزاز در خواهند آورد.دیگر از ظلم و ستم و تبعیض و تجاوز و حق كشی نشانی نخواهد بود. روح صفا و صمیمیت و برادری و برابری بر تمام دلها حكومت خواهد كرد. به امید آن روز.9 - « وله اسلم من فی السموات و من فی الارض طوعاً و كرهاً ».یعنی:« هركه در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه –تسلیم او شده –بر او اسلام آورده اند».24امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: هنگامی كه قائم (علیه السلام ) قیام كند، نقطه ای در روی زمین نمی ماند جز اینكه به یكتائی خدا و رسالت حضرت پیامبر( صلی الله علیه و آله ) گواهی می دهند. 25ابن بكیر می گوید: از ابوالحسن (علیه السلام) در مورد آیه « وله اسلم »پرسیدم، فرمود: در حق قائم (علیه السلام ) نازل شده است، هنگامیكه ظاهر شود اسلام را بر یهود، نصاری، صابئین، ملحدین، مرتدین، و كافرین شرق و غرب، عرضه می كند هر كس( پس از شناخت حقانیت اسلام ) از روی رغبت اسلام آورد، او را به نماز و زكات و دیگر وظائف اسلامی امر می فرماید. و هر كس نپذیرد گردن می زند تا در شرق و غرب جهان احدی جز موحد باقی نباشد. 2610 - « وعدالله الذین امنوا منكم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض، كما استخلف الذین من قبلهم و لیمكنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا ».یعنی:« خداوند انها را كه از شما ایمان آورده، و عمل شایسته انجام داده اند، وعده داده است كه در روی زمین جانشین سازد، چنانكه پیشینیان را جانشین ساخت. و آنان را از دینی كه برای آنها پسندیده، متمكن سازد. و آنها را پس از خوف و وحشت به امنیت برگرداند».27امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه فوق فرمود: درباره قائم (علیه السلام) و یاران او نازل شده است.28امام زین العابدین علیه السلام آیه شریفه را تلاوت كرده فرمود: به خدا سوگند مقصود از آنها شیعیان ما اهل بیت است. خداوند آنها را به دست مردی از ما كه «مهدی » این امت است جانشین قرار می دهد و متمكن می سازد و به امنیت می رساند.29نظیر این روایت از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نیز نقل شده است.30
گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجانhttp://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.htmlپی نوشت ها :1 بحارالانوار ، ج 51 ، ص 44 –64 .2تألیف : محدث بزرگوار ، سید هاشم بحرانی ، متوفی 1107 یا 1109 هـ.3 تألیف : سید صادق شیرازی .4 نگارش : علی اكبر مهدی پور .5 قصص : 5 .6 تفسیر برهان ، ج 3 ، ص 220 و ینابیع المودة ، ص 450 و بحار، ج 51 ، ص 54 .7 هود : 8.8 نور الابصار ، ص 172 .9 صف10 بحارالانوار ، ج 51 ، ص 60 ، المحجة ، ص 227 و ینابیع المودة ، ص 508 .11 حدید : 17 .12 تفسیر برهان ، ج 4 ، ص 291 .13 همان مدرك .14زمر : 69 .15 ینابیع المودة ، ص 44.16 ملك : 30 .17 كمال الدین ، ص 360 و غیبت نعمانی ، ص 9.18تفسیر برهان ، ج 4 ، ص 36.19 بقره : 2 و 3 .20 بحارالانوار ، ج 51 ، ص 52 و كمال الدین ، ص 340 .21 المحجة ، ص 17 .22 انبیاء : 105 .23 عقدالدرر ، ص 217 ، مجمع البیان ، ج 7 ، ص 66 و بحارالانوار ، ج 51 ، ص 47 .24 آل عمران : 83 .25 تفسیر عیاشی ، ج 1 ، ص 183 و ینابیع المودة ، ص 506 .26 همان مدرك .27 نو ر : 55.28 غیبت نعمانی ، ص 126 .29 تفسیر عیاشی ، ج 3 ، ص 136 .30 مجمع البیان ، ج 7 ، ص 152 چهارشنبه 7/2/1390 - 16:46
قرآن
فراعصری بودن زبان قرآن 7خصوصیت در ارتباط با فراعصری بودن زبان قرآن کریم وجود دارد که طبعا عناصر و درونمایههای این بحثها باید مطالعه شود و البته اکنون اینها را بهعنوان مبانی عرض میکنم.دانشمند غربی «بوکای» در کتاب «قرآن، تورات، انجیل، علم» مطرح کرده که شناسنامه انسان در قرآن در سوره مؤمنون را نگاه کنید، من بهعنوان یک پزشک ناگزیرم که این اعتراف را در پیشگاه قرآن داشته باشم که این مطالبی که قرآن از مسائل زیستی و روانشناختی انسان و پرونده نهاییای که از باب فلسفه تفسیر حیات برای انسان مطرح میکند، بینظیر است.همچنین «باربور» مطرح میکند که برای محققان سؤالهایی مطرح میشود، برای همه ما انسانها اینگونه است. یکی از خصوصیات وجودی ما این است که این سؤالات برای ما مطرح میشود که من کیستم؟ از کجا آمدهام؟ به کجا میروم؟ وقتی این سؤال مطرح شد نمیتوان از کنار این سؤال به آسانی گذشت و نیاز به یک پاسخ منطقی وجود دارد که برای خود به تفسیر حیات و فلسفه وجودی نیازمند است. بوکای میگوید: این آیات هم فلسفه حیات انسان است، هم زیستشناسی انسان است و هم روانشناسی انسان است. چیزهایی در این چند آیه وجود دارد که من هرچه بهخودم فشار میآورم تنها میتوانم اعتراف بکنم که این سخنان نه درخور جامعه آن روز یا حتی در یونان کهن است،بلکه ناگزیرم که اعتراف کنم که محمد(ص) این سخنان را از خودش نگفته، بلکه از خدای خود گفته است.منظورم این است که ظرفیت معنایی قرآن کریم در عرصه معارف موضوعات مختلفی را شامل میشود. در بعد آموزهها؛ یعنی بایدها و نبایدها هم همه شرایط زندگی انسانی شرح داده شده است. امام علی(ع) میفرماید که پیامبر(ص) فرمودند آیه: «وَأَقِمِ الصَّلاَه طَرَفَی النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیلِ» (آیه 114 سوره هود) امیدوارکنندهترین آیه در قرآن کریم است؛ برای اینکه هر مسلمان که در هر روز برای اقامه نماز به پیشگاه خداوند میرود، انگار که برای خداوند از اول متولد شده است. وقتی که انسان ارتباط صادقانه خود با خداوند را برقرار میکند، مثل این است که تازه از مادر متولد شده است. این عبارات معنایی به زندگی انسان میدهد که در جای دیگری مشاهده نمیشود.قرآن کریم دارای یک خصوصیات ذاتی و درونی است که بهعنوان آخرین کتاب آسمانی مطرح است و بعد از آن کتابی و پیامبری نخواهد آمد. قرآن کریم ظرفیت معانی از لحاظ معارف و آموزهها را دارد.در ذیل این آیه سلمان فارسی روایتی را نقل میکند که با حضرت رسول(ص) در کنار درختی بودیم که ایشان شاخههای درخت را گرفت و تکان داد و برگهای آن درخت ریخت و سؤال فرمودند که ای سلمان! میدانی برای چه این کار را انجام دادم؟ عرض کردم نه! فرمودند که میخواستم این مسئله را بیان کنم که وقتی انسان در جایگاه اقامه نماز میایستد وقتی که از نماز فارغ میشود، همان طور که من این شاخه را تکان دادم و برگها ریخت، اگر این انسان گناهان و خطاهایی داشته باشد، در آن وعده میریزد. به هر حال منظورم این است که دامنه آموزههای قرآن کریم فراوان است. همسویی مسائل فکری و آموزههای ارزشی قرآن با فطرت انسان هم از دیگر دلایل فراعصری بودن زبان قرآن است. اساس دستورات قرآن، دستورات انسانی است، البته ما باید این توجه را داشته باشیم که همه اجزای قرآن را با هم ببینیم.هماهنگ بودن این آموزهها با عقل، واقعگرایی و معرفتبخشی معارف هستیشناسانه و بایدها و نبایدهای مورد دعوت قرآن هم از دیگر دلایل فراعصری بودن زبان قرآن کریم است. جامعیت و توازن میان خاستگاههای آفرینشی انسان اعم از مادی، معنوی، فردی و اجتماعی و انعطافپذیری و پیشبینی متغیرهای گوناگون حیات بشر و پیشبینی امامت و مرجعیت دینی معصومانه و عدل قرآن هم از دیگر دلایل فراعصری بودن زبان قرآن هستند.اساسا بهعنوان یک مسئله بحث تعارض علم و دین را در قرآن کریم نداریم. بیش از 300مورد تشویق به علم، پرسشگری و جستوجوگری در قرآن کریم وجود دارد. در مکتب اسلام پذیرش دین هم منوط به فهم است، تفکر با تدین توامان است. خواست جستوجوگری و فهم عناصر دینی با عملکردن به آن عجین است. بنابراین پیشبینی عنصر مشارکت اندیشه خلاق انسان، عنصر دیگری است که در ارتباط با فراعصری بودن زبان قرآن میتواند مطرح باشد. با این اجزا یا مبانی که بیان شد بهنظر میرسد که دیدگاه جاودانگی و فراعصری بودن زبان قرآن کریم میتواند تضمین شود.در مقابل این دیدگاه، دیدگاه دیگری وجود دارد که معتقد است آموزهها یا معارف قرآن یا بخشهایی از آموزهها و معارف قرآن جنبه عصری دارد. این دیدگاه در میان روشنفکران مسلمان به تأثیر از هرمنوتیک فلسفی (تاریخمندی اندیشهها) وجود دارد که در آن تعبیرهای مختلفی وجود دارد. در بعضی از تعبیرها و تقریرها آمده است که وحی نه بهعنوان یک معرفت ویژه الهی بلکه دارای ماهیت بشری و در قلمرو مکاشفه و تجربه درونی تأویل میشود که دامنه آن متناسب با شخصیت پیامبر(ص) و مناسبات اجتماعی ظهور پیدا میکند و تجربه دیگر انسانها هم منشأ غنای این جهت میشود. در تقریر دیگر اینطور بیان شده که کتاب را باید نه بهصورت متنی از نزد خدا که از قبل طراحی شده بوده و فرستاده شده تلقی کرد، بلکه باید بهعنوان متنی که تدریجا و حاصل تجربه درونی و محیطی پیامبر(ص) مطرح است در نظر گرفت. همچنین این بیان وجود دارد که زبان و فرهنگ، مقدم بر کتاب و وحی است و وحی متأثر از فرهنگ است. بهطور کلی تاریخمندی حقیقت بهعنوان یک قضیه کلی مردود است. طبیعت تغییر میکند ولی حقایق تغییر نمیکنند. اگر چیزهایی بهعنوان حقایق بودند، هنوز هم حقیقت هستند و تغییر نمیکنند. همچنین علم و معرفت بر مبادی لایتغیر استوار است.
چهارشنبه 7/2/1390 - 16:44
كودك
چگونه با بچه ها درباره خدا صحبت کنیم؟دغدغه بسیارى از والدین این است که آیا مى توانند با فرزندانشان درباره موضوع پیچیده اى چون خدا صحبت کنند؟ آیا بچه ها را مى توان با مفاهیمى چون خدا، پیامبر، جهان آخرت، آفرینش و هستى، تکلیف، عبادت و مانند آن آشنا کرد و درباره آنها بحث کرد؟حرف زدن درباره خدا از این جهت حائز اهمیت است که مى تواند بهترین راه برآوردن مهم ترین نیازهاى کودکان باشد، زیرا کودکان بیش از بزرگسالان خود و اطرافیانشان را نیازمند به تکیه گاه قوى و مهربانى مى بینند که قادر است همه آرزوهاى آنها را برآورده سازد. فایده دیگر صحبت کردن درباره خدا از این جهت است که همه چیز را در دنیا توضیح مى دهد: زیبایى طبیعت، تولد نوزاد یا مرگ یک دوست، که با این توضیح (مرتبط کردن رویدادهاى طبیعى به خدا) نوعى احساس شگفتى نیز همراه است، زیرا روح کودک به دنبال عجایب و اسرار مى گردد و زمانى که براى پرسش هاى کلیدى خود پاسخى منطقى مى یابد، احساس آرامش مى کند. وقتى کودک حوادث تلخ و شیرینى از این قبیل را با خدا مرتبط بداند، هم در شناخت خود نسبت به خدا عمیق تر مى شود و هم روح او که به دنبال عجایب و اسرار است، ارضاء مى شود. همچنین حرف زدن درباره خدا، به کودک احساس امنیت مى دهد، زیرا خدا جاودانى و مافوق همه تغییرات است و در دنیایى که همه چیز آن زودگذر است، اعتقاد به خدا مى تواند بهترین حامى و راهنماى اخلاقى کودک باشد.و بالاخره، توجه به خدا و احساس نیاز به او، مایه آرامش روح و روان کودک مى شود، زیرا این احساس در فطرت و نهاد انسان از کودکى قرار داده شده و طبق فرمایش پیامبر اسلام، کودک مادامى که اطرافیانش او را از پرستش خدا باز نداشته اند، داراى فطرت خداپرستى و ایمان است.متأسفانه با وجودى که خداشناسى براى کودکان و فرزندان یک ضرورت مهم و نقطه عطفى در زندگى آنان است، والدین از این موضوع غافلند و به ضرورت آن توجه کافى ندارند. آنان انرژى کودکان را صرف انواع آموزش ها و کلاس ها از قبیل کلاس زبان، موسیقى، کامپیوتر و... مى کنند، اما از درس ایمان غافلند. در حالى که زندگى کودک در سایه ایمان مفهوم پیدا مى کند. گمان والدین این است که آموزش خدا و اعتقادات دینى، براى کودک ضرورتى ندارد و این کار وظیفه آنان نیست و کودکان خود باید با وسعت دادن به معلومات و گزاره هاى ذهنى، به سطحى از معرفت و دانش برسند که ضرورت اعتقاد به خدا را درک کنند و این در زمانى است که آنان به سن جوانى مى رسند، غافل از اینکه کودکان توان درک این مفاهیم را دارند و در این شرایط اگر با آنها درباره خدا به طور صحیح و منطقى صحبت نشود، سعى مى کنند اعتقاد به خدا را در اعمال و رفتارهاى والدین بیابند، زیرا آنچه والدین بدان عمل مى کنند، بیش از آنچه مى گویند روى ذهن کودک تأثیر مى گذارد، یعنى کودک زمانى بیشتر با خدا آشنا مى شود که اعتقادات مذهبى را به طور عملى در زندگى والدین ببیند. حال اگر عمل والدین مطابقت چندانى با دین نداشته باشد، کودک درک صحیحى از دین پیدا نمى کند. اینجاست که ضرورت آموزش صحیح دین به کودکان، بیشتر روشن مى شود.براى این که کودکان درک صحیحى از خدا داشته باشند، لازم است به آن ها اجازه دهید آزادانه درباره خدا گفتگو کنند؛ زیرا بهترین راه ارتقاى معنویت در کودکان، راحت و آشکار حرف زدن از خداست. اصل علمى اى که اکثر روان شناسان آن را تأیید مى کنند، این است که بگذارید بچه ها خود گفتگو را هدایت کنند و عقایدشان را بگویند و بعد با سؤال کردن از نظرات شما، موضوع را پى گیرى کنند.اگر پیش فرضى درباره رشد، درک و برداشت کودک از خدا، در هر مرحله سنى او داشته باشیم، با اطمینان بیشترى مى توانیم به او کمک کنیم. در این جا به مراحل رشد روانى کودک و این که در هر مقطع چگونه باید با او درباره خدا حرف بزنیم، اشاره مى کنیم:1 تا 3 سالگىیادمان باشد که بذر ایمان از همان سال هاى اولیه زندگى کاشته مى شود. بنابراین خداشناسى در این سن اهمیت زیادى دارد. کودکان نوپا مى توانند کلماتى را که از مفاهیم مقدس برخوردارند یاد بگیرند. در ابتدا، آموزش باید از کلماتى مانند: قرآن، خدا، پیامبر و امام آغاز شود. اگر بچه ها به سادگى با این کلمات مأنوس نشوند، بعدها پایه اى براى آموزش مفاهیم بزرگ نخواهند داشت. همچنین باید اعتقاد به عشق و محبت را در آن ها تقویت کنید؛ این مهم ترین چیزى است که خدا را به کودکان خردسال مى فهماند. به آن ها بگویید که خداوند دوستشان دارد و همواره از بچه ها مراقبت مى کند. نکته دیگر این که کودک به این جهت که یکى از وابسته ترین موجودات دنیاست، در تأمین نیازهاى خویش، به والدین وابستگى کامل دارد. اگر کودک از این جهت مشکلى نداشته باشد و والدین در محبت و توجه به او از چیزى فروگذار نکنند، از اعتماد به آن ها، اعتماد و توکل به خدا را نیز مى آموزد.3 تا 5 سالگىدر این مرحله این سؤال غلط است که: «چه طور کودک را وادار کنم به خدا اعتقاد پیدا کند؟» ، چه اینکه این اعتقاد درونى به صورت اجمال، در فطرت و آفرینش او وجود دارد. پرسش صحیح این است که: «چطور به او نشان دهم که خدا در زندگى اش حضور دارد؟» زمانى که بچه ها در برابر شگفتى هاى اطرافشان حیرت زده مى شوند، از چیزى ناراحتند یا شادى ناگهانى را تجربه مى کنند، زمینه فکرى شان براى این مسئله آماده است و شما مى توانید حضور خدا را با حرف زدن در این باره، به آن ها نشان دهید. مثلاً وقتى کودک 5 ساله شما از مرگ پدر بزرگش غمگین و تعجب زده است، از شما مى پرسد: پدر بزرگ پس از مرگ چه مى کند؟ آیا او در بهشت است؟ او در واقع به اطمینان خاطر نیاز دارد. در پاسخ به او بگویید: تو چه فکر مى کنى؟ او احتمالاً در پاسخ مى گوید: پدر بزرگ الآن در بهشت در کنار فرشتگان است. شما در این هنگام نظر او را تأیید کنید. همچنین وقتى کودک در تولد فرزند جدید اظهار خوشحالى یا شگفتى مى کند، به آسانى مى توانید خدا را به او نشان دهید. یا هنگام خوردن غذا، براى او توضیح دهید که این غذاها از جانب خداوند است، و ما باید از او سپاسگزارى کنیم. آنگاه همگام با کودکتان، مراسم شکرگزارى را به جاى آورید.در فاصله سنى 3 تا 5 سال، کودکان خدا را غالبا موجودى چون یک رهبر روحانى مى دانند. چنین برداشتى به این پرسش ها مى انجامد: «آیا خدا مى خوابد؟ خدا کجا زندگى مى کند؟ غذاى او چیست؟» براى فیصله دادن این موضوع و ارضاى حس کنجکاوى و تخیل کودک، جوابى صادقانه به او بدهید، مثلاً بگویید: «نمى دانم.» به یاد داشته باشید، کودک در سنى نیست که بتواند چیزى بیش از این پاسخ اجمالى، درک کند. اما اگر در پاسخ به او بگویید: خدا چیزى نمى خورد و جا و مکانى ندارد، نه تنها قانع نمى شود بلکه دچار سردرگمى بیشترى مى شود.بعد شما از او سؤالاتى بکنید که نسبت به گفتگو علاقه مند شود. به خاطر داشته باشید، همیشه سؤالات او را جدى بگیرید و هرگز مورد تمسخر قرار ندهید. بچه ها نمى توانند منتقدانه فکر کنند و صحبت هاى شما را مورد ارزیابى قرار دهند. بنابراین وقتى با کودک پیش دبستانى درباره خدا حرف مى زنید، کارشناس شمایید؛ دقت کنید حرفى نزنید که بعدها پشیمان شوید. مثلاً اگر به او بگویید: «هر وقت بدرفتارى کنى، خدا عصبانى مى شود.» او خدا را در تخیل خود پدر عصبانى مجسم مى کند که آماده است او را براى هر اشتباهى تنبیه کند.6 تا 10 سالگىکودکانى که تازه به مدرسه مى روند، براى محک زدن نظریه هاى دیگر، شروع به پرسش هاى منطقى درباره خدا مى کنند. «آیا خدا باعث مرگ مى شود؟ آیا هر کارى انجام بدهم، خدا مى فهمد؟» مهم آن است که والدین ضمن پاسخ دادن به این سؤالات، به کودک کمک کنند به خدا اعتقاد صحیحى پیدا کند. گاهى حوادث طبیعى مورد سؤال کودک قرار مى گیرد، مانند: زلزله، طوفان، بیمارى، مرگ، نقص عضو و از این قبیل. اگر کودک بپرسد: «چرا این شخص نابیناست؟» یا از علت مرگ کسى بپرسد، والدین باید مواظب باشند این امور را مستقیما منتسب به خدا نکنند؛ زیرا کودک از خدا مفهوم ترسناکى در ذهن خود ترسیم مى کند که افراد را کور یا فلج یا مریض مى کند و حتى آن ها را مى کشد. در این گونه موارد، بهتر است پاسخ علمى به سؤالات داده شود و به علت هاى طبیعى آن ها اشاره شود.راه دیگر براى برقرارى ارتباط شخصى بین بچه هاى دبستانى و خدا، خواندن داستان هاى مذهبى براى آن هاست. آن ها مى توانند اساس این داستان ها را در زندگى روزمره خود به کار گیرند؛ خصوصا اگر آن ها را به گفتگو و طرح سؤال ترغیب کنید. داستان هاى مذهبى را طورى انتخاب کنید که به کودکان نشان دهد که خدا در تمام طول زندگى با آن هاست.دوران پیش از نوجوانىنوجوانان کم سن و سال، هنگام گذر از دوران کودکى، دچار تغییرات شگرف جسمى و روانى مى شوند و به سمت آزادى بیشتر حرکت مى کنند. وقتى آن ها وجود خدا را درک مى کنند، او را منشاء نظم در جهان مى بینند. به علاوه، آن ها مى خواهند ارتباط خدا را نه تنها با خوبى ها، بلکه با بى عدالتى و رنج نیز درک کنند. پس باید به آن ها گفت: «خداوند براى ما مصیبت نمى فرستد، بلکه به ما قدرت مى دهد بر آن غلبه کنیم. خدا میل کمک به دیگران را در وجود ما به ودیعه گذاشته است».توضیحات شما هر چه باشد، آن ها منتظرند تا ببینند آیا خودتان واقعا به آنچه مى گویید، معتقدید یا نه. پس بگذارید بچه ها بدون هیچ ریاکارى شاهد احساس واقعى شما باشند و حتما درباره تلاش هاى خودتان براى دستیابى به ایمان محکم با آن ها حرف بزنید.نوجوانىدر این سال ها، نوجوانان به آنچه اطرافیان در طول زندگى درباره خدا گفته اند، فکر مى کنند. گاهى نیز نسبت به تعالیم مذهبى تردید دارند یا اعتراض مى کنند. در چنین حالتى، والدین باید از سخنرانى اجتناب کنند و یادشان باشد که تردید مقدمه ایمان است و پرسیدن و اعتراض کردن همواره مفید است. باید با نوجوانان طورى درباره خدا حرف زد که با مشکلاتشان مرتبط باشد. وقتى نوجوانان احساس بى ارزشى یا ناامنى مى کنند، این پیام را به آن ها بدهید که هر انسانى نزد خدا ارزش بسیار دارد. به عبارت دیگر، خداوند همان قدر که یک دختر زیبا و ثروتمند را دوست دارد، یک دختر نازیبا و فقیر را هم دوست دارد. زمانى که نوجوانان با فشار مداوم هم سن و سال هاى خود به انجام کارهایى چون استفاده از مواد مخدر، ارتباط با جنس مخالف، دزدى و سایر اعمال خلاف مواجه مى شوند، شما مى توانید از خدا به عنوان معیارى مطلق براى سنجش اعمال انسان ها حرف بزنید: «خداوند بر کارهاى درست و غلط ما نظارت دارد و به همان اندازه به ما پاداش یا جزا مى دهد».شما مى توانید نوجوان را آگاه کنید که باید در برابر این فشارها بایستد و بر احساسات خود غلبه کند و تصمیمات اخلاقى درست بگیرد.نتیجه گیرى:یاد دادن خداپرستى به بچه ها، مثل یاد دادن دوچرخه سوارى است. شما ابتدا دوچرخه را راه مى اندازید، بعد وقتى بچه مى خواهد پا بزند، او را روى دوچرخه نگه مى دارید. در نهایت خود اوست که باید دوچرخه سوارى کند. بهترین کار شما این است که از سنین پایین شروع کنید. اعتقادات خود را براى او بگویید، برایش مثال بیاورید و ایمانتان را در اختیار نیاز کودک به شناخت و درک خدا قرار دهید. به این ترتیب، نیروى معنوى و اخلاقى قدرتمندى به آن ها مى دهید که یک عمر دوام خواهد آورد.منابع:1 کلیدهاى آموختن به کودکان درباره خدا، دکتر ابویص یاب، ترجمه حاجى زاده.2. ویتامین هاى عشق با فرزندان، منصوره آرام فرد، احمد حلت.3. The secret of haPPiness , K.V.Kreislen.. پدیدآورنده: عباس رجبى، کارشناس ارشد روان شناسى
چهارشنبه 7/2/1390 - 16:41
موفقیت و مدیریت
زبان مثبت ذهن عامل موفقیت همه ما روزانه بارها و بارها شاهد گفتوگوهایی هستیم که در ذهنمان صورت میگیرد و مخاطب آن خودمان هستیم. آیا تا بهحال به این مکالمات درونی توجه کردهاید؟ میدانید چرا این گفتوگوهای ذهنی وجود دارد؟ آیا این گفتوگوها، بر زندگیمان تأثیرگذار است؟ برای پاسخ به این سؤالات جالب و اطلاعات بیشتر در مورد گفتوگوهای ذهنی، میتوانید این نوشتار را مطالعه کنید. گفتوگوی ذهنی میتواند مکالمهای درونی باشد که هر روز صبح که از خواب بلند میشویم در ذهنمان تکرار میشود. این گفتوگوی ذهنی صدایی است که تشویق یا تنبیهمان میکند و برگرفته از اطلاعاتی است که در ضمیر ناخودآگاه و نیمهخودآگاه ما وجود دارد. به زبانی دیگر، گفتوگوی ذهنی، صحبتهایی است که شما در طول روز با خودتان دارید. این مکالمههای درونی میتواند حالتی مثبت یا منفی داشته باشد. مثلاً شما با خود میگویید: «من میتوانم یا نمیتوانم فلان کار را انجام دهم».بهعنوان یک قانون کلی، هر نوع مکالمه درونی که رفتار شما را محدود کرده و منزلت شما را پایین آورد، گفتوگوی ذهنی منفی به حساب میآید، درحالی که مکالمه درونی مثبت باعث میشود احساس خوبی داشته و سرشار از انگیزه شوید. مکالمه درونی معمولاً از عبارات و صحبتهایی که طی دوران کودکی از زبان کسانی که از دیدگاه کودکانه، افرادی مقتدر به شمار میآیند- بهطور مثال از پدر و مادرتان- شنیدهاید، نشأت گیرد. «من آدم احمقی هستم»، این جمله یا جملهای مشابه با همین تأثیر، یکی از معمولترین عباراتی است که در گفتوگوی ذهنی به کار میرود.قدرت گفتوگوی ذهنیبا اینکه بسیاری از افراد - بهدلیل ناآگاهی از چگونگی تأثیرگذاری مکالمه درونی بر امور شخصی و حرفهایشان- نمیتوانند قدرت گفتوگوی ذهنی را برآورد کنند اما اگر شخصی بتواند از نوع مکالمههای ذهنی خود آگاهی یابد و بفهمد بر چه اساسی شکل گرفته است، اقدام بسیار مهمی انجام داده است. وی از این طریق میتواند رفتارهای خود را تحلیل کرده و اگر گفتوگوی ذهنیاش منفی و مانعی برای موفقیتش است، آن را با مکالمه درونی مثبت جایگزین کند. بهطور متوسط افراد در هر روز 60هزار تا 80هزار فکر از ذهنشان میگذرد. شمار بسیاری از این افکار میتواند منفی باشد چرا که خیلی از افراد از تأثیر مکالمه درونی مثبت در دستیابی به اهداف شخصی و حرفهای ناآگاهند. اگر هر فرد به پس زمینه اصلی مکالمات ذهنی خود که بهطور پیوسته در ذهنش تکرار میشود توجه کند، به تأثیر مسلم و آنی این مکالمات نه تنها بر افکار بلکه بر عملکرد و رفتار خود نیز پیخواهد برد. ضمیر ناخودآگاهتان با شما سخن میگویداگر تشخیص دهید که بیشتر از مکالمه درونی مثبت استفاده میکنید یا منفی، به نشانهای خوب جهت پی بردن به نوع رویکردی که در کودکی شاهد آن بودهاید، دست یافتهاید. شما با این اطلاعات، میتوانید اعتقادات محدودکنندهای را که زائیده ضمیر ناخودآگاه شماست و بهصورت مکالمه درونی نمود مییابد، شناسایی کنید. گفتوگوی ذهنی مثبت بینهایت سودمند است و بر روشهای برنامهریزی در آینده فرد مؤثر خواهد بود. مکالمه درونی مثبت همچنین میتواند شما را به سوی رویکرد «هر کاری و هر چیزی امکانپذیر است» سوق دهد.تکنیکهای گفتوگوی ذهنی مثبتبرای دستیابی به اهداف بزرگ و نتایج مثبت باید ذهن مثبتی داشته باشید و از قدرت جادویی کلمات برای کسب انرژی در جهت انجام کارها استفاده کنید. سعی کنید از تکنیکهای زیر برای افزایش گفتوگوهای ذهنی مثبت درون خود استفاده کنید. - دائما افکار و اعمال خود را بازبینی کرده و بهبود ببخشید.
- سعی کنید اعتماد به نفس، عزت نفس و انگیزه را درون خود تقویت کرده و افزایش دهید.
- به رویکردهای مثبت رویآورید.
- افکار مثبت، امیدواری و مثبتگرایی خود را افزایش دهید.
- به سوی کسب صلاحیتهای فردی و حرفهای بیشتر و قابل تأملتر گام بردارید.
- بر عقاید محدود کننده، موانع و چالشهای شخصی و حرفهای غلبه کنید.
- استرس و فشار عصبی خود را تسکین دهید.اصلاح گفتوگوی ذهنی نامناسباین اقدام اصلا پیچیده نیست. بزرگترین گام در این زمینه درک اهمیت روشی است که با خود سخن میگویید. با خواندن این مقاله شما تاحدی به این دریافت رسیدهاید.گام بعدی شناسایی واژهها یا عباراتی منفی است که دائماً آنها را در مکالمه با خود تکرار میکنید. این کار ممکن است یک هفته یا مدت زمان بیشتری طول بکشد. شما باید اجازه دهید این واژهها و عبارات بهصورتی طبیعی آشکار شوند زیرا مستقیماً از ضمیر ناخودآگاهتان ناشی میشوند. هنگامی که این واژهها و عبارات منفی را شناسایی کردید باید تلاش کنید به شکلی آگاهانه، واژهها و عبارات مثبت را جایگزین آنها کنید. گفتوگو با ضمیر نیمه خودآگاه این مرحله به شما امکان ارزیابی ضمیر نیمهخودآگاهتان را داده و اجازه میدهد عقاید محدودکنندهتان را شناسایی کنید. با آگاهی از این عقاید شما میتوانید از طریق جایگزینی اطلاعات جدید مثبت با اطلاعات قدیمی ذخیره شده مستقیماً به اصلاح ضمیر ناخودآگاهتان بپردازید. اگرچه این اقدام در آغاز نیاز به تلاش آگاهانه دارد اما با تمرین، بهصورت خودکار برایتان عادت میشود و این بدین معناست که در این مرحله شما توانستهاید با موفقیت به اصلاح ضمیر نیمهخودآگاه خود بپردازید. لطفا از اهمیت بسیار زیاد گفتوگوی ذهنی غافل نشوید. در غیراین صورت اعتماد به نفستان برای اجرای تکنیکهای برنامهریزی برای آینده کاهش مییابد. منابع:
*eruptingmind.com
*self-awareness.suite101.com
دوشنبه 5/2/1390 - 16:44
پوست و مو
رازهای زیبایی پوست صورتبرای پاک کردن کرم از یک تکه پنبه یا دستمال کاغذی مرطوب استفاده کنید تا رطوبت پوست ازبین نرود. حوله مخصوص صورتتان را تمیز و نرم نگه دارید. هنگام خواب کرم روی صورتتان را پاک کنید و با کرم روی صورت به رختخواب نروید.
به عبارتی اگر از کرم های شب استفاده می کنید، نیم ساعت قبل از خواب به صورتتان کرم بمالید. ۲۰ دقیقه صبر کنید تا کرم کاملاً جذب پوست شما شود. سپس به آرامی با یک تکه پنبه مرطوب صورتتان را پاک کنید.مرطوب کننده پوست را فراموش نکنید
پوست وقتی خشک است، چروکها را بیشتر و واضحتر نشان میدهد و باعث می شود آدم پیرتر به نظر برسد.»
به نظر بیشتر متخصصان پوست، اگر شما 25 تا 30 ساله باشید، مرطوبکنندهها میتوانند از پوست شما در مقابل پیری زودرس محافظت کنند. در این سن و سال، مرطوبکنندهها قادرند جایگزین بسیاری از محصولات بهداشتی و محافظتی پوست شوند.هفت ماده غذایی که چهره شما را زیبا تر می سازند :
آب
نوشیدن مقادیر کافی آب در هر روز به پوست کمک می کند که ظاهری صاف نرم انعطاف پذیر و جوان تر داشته باشید.مرکبات (ویتامین c)
ویتامین c به بدن کمک میکند تا با عفونت ها و بیماری ها مبارزه نماید . این ویتامین سیستم ایمنی را تقویت کرده و نیز بهبود بیماری ها را تسریع میکند.آیا می دانید که ویتامین c برای ساختن کلاژن ضروری است؟کلاژن به پوست کمک می کند تا الاستیک و در عین حال محکم باقی ماندچای سبز
چای سبز غنی از آنتی اکسیدان ها است. همچنین نشان داده شده است که مسبب کاهش سطح کلسترول تقویت عملکرد ایمنی و کاهش ریسک ابتلا به برخی از انواع سرطان ها می شود.با مصرف چای سبز شما متوجه کاهش وزن خود می شوید .سویا
پروتئین های سویا غنی از آمینو اسید ها ویتامین E و بسیاری از آنتی اکسیدان ها هستند. این موارد موجب می شوند که پوست مرطوب و بدون چروک باقی بماند.دانه های روغنی (اسید های چرب ضروری)
اسید های چرب ضروری (SAFE) مانند امگا ۳ و امگا ۶ که به عنوان چربی های خوب شناخته می شوند به عملکرد سلولی کمک می کنند و سبب پاکسازی پوست جلوگیری از ایجاد لک های پوستی کاهش چروک ها بهبود و سلامت مو و رشد ناخن می گردند.شیر
شیر غنی از کلسیم و ویتامین هایB12 B2 و D است و کلسیم به همراه ویتامینD که افزایش دهنده جذب کلسیم میباشد به حفظ استخوان های محکم و دندان هایی سالم کمک می کند. ویتامین هایB12B2برای رشد گلبول های قرمز خون که حاملین اکسیژن مورد نیاز سلول ها هستند ضروری است این مواد کمک می کنند تا پوست و مو سالم تر و زنده تر به نظر برسند.سبزیجات سبز
سبزیجاتی مانند اسفناج و کلم پیچ غنی از ویتامین های C E Aو آهن و فیبر هستند .
دوشنبه 5/2/1390 - 16:42