سوال؟انسان از کجا اومده ،حالا که اومده باید چیکار کنه،وبه کجا میره؟
محمد مهدی شاه آبادی : روح انسان (که حقیقت ماست) از جنس عالم دیگری است و عالم ماده برای او بسیار کوچک است. روح انسان تمایل دارد که که به لذت بینهایت، شادی بینهایت و آرامش مطلق برسد. آنچه او میخواهد در دنیا یافت نمیشود و همه خواستههای او همراه با محدودیتهای فراوان وجود دارد و در واقع شمهای از لذت و آرامش اصلی است. هدف خلقت ما این است که با حرکت روح به فراتر از ماده و دنیا، به مبدأ همه کمالات نزدیک شویم. در مسیر این کمال نیز حجابها و موانع بسیاری وجود دارد و انسان با استفاده از ظرفیت و تواناییهای فکری، روحی و جسمی خود باید قواعد حرکت به سمت مبدأ و سرچشمه کمال را بشناسد و طبق آن قواعد عمل کند تا به مرور حجابها و موانع از روی روح او برداشته شود و انسان بتواند به ادارک عالیترین حقائق هستی نائل شود. عالم دنیا مرتبه نازله عوالم دیگر است و کمترین بهرهها را ا کمالات دارد. به بیان دیگر از هر کمالی که فکر بکنیم شمهای در اینجا هست اما پر از نواقصی که آن را دربرگرفتهاند. مثلاً لذت خوردن در این عالم قابل قیاس با همین لذت در عوالم بالاتر (برزخ و قیامت) نیست و تنها شباهت اندکی به آن دارد. روح مخلوقی است که فطرتاً به دنبال کمال است و پی در پی از این شاخه به آن شاخه میپرد تا به مطلوب خود دست یابد.مهمترین قاعده برای آنکه روح انسان از این عوالم عبور کند آن است که: با بازداشتن روح از نواقص، روح قوی میشود و میل به کمالاتی با درجه بالاتر در آن ایجاد میشود. هر چه قدر این تمرین درستتر، دقیقتر و مستمرتر باشد روح در مسیر صحیح، قوت بیشتری میگیرد و لذت، آرامش، سرور و نورانیت بیشتری را در خود مییابد. اما اگر توجه خود را به عالم ماده جلب کند در دام ظلمتها گرفتار میشود و به کمالاتی آمیخته با نواقص عادت میکند اما آرام نمیشود. با بالا رفتن در مراتب کمال و قوت یافتن روح انسان، کم کم حقائق عوالم بالا برای او مکشوف میشود. این همان سیری است که خداوند برای انسان قرار داده و همه خواسته یا ناخواسته در پی آن هستند. اما غالب انسان در تشخیص مصداقِ «کمال نهایی» راه به بیراهه میبرند و عمر، در طلب مطلوبات دنیوی از دست میرود. راه رسیدن به این کمال نهایی که همان «رحمت مطلق خداوند» است، «عبادت» خداست. روح انسان ذاتاً به دنبال مطلوبی است که به آن معرفت پیدا کند و آن کمال نهایی را با قویترین ابزارهای شناخت (عقل و قلب) بشناسد و در نتیجه این معرفت و شناخت، شیدا و عاشق آن شود و در کمالات آن غرق گردد و به آرامش و لذت مطلق برسد. روح باید از همه تعلقات غیر الهی خالی شود تا بتواند تنها متوجه یک مقصود باشد. این همان بندگی خدا و توحید خداست. در این مسیر باید تمامی ابعاد وجودی انسان به کار بیافتد و وظیفه خود را برای این قطع تعلق از غیر انجام دهد. مثلاً آثار جسمی عبادت - به اقتضای عالم ماده و طبیعت- رفتارهایی است که باید اعضا و جوارح ما انجام دهد یا فکر و ذهن ما باید تمرین کند تا تمامی اوقات زندگی به یاد خدا باشد و توجه به عالم ماده (پول، زن، فرزند، دوستان، مقام و ...) در راستای توجه به خدا باشد. بعد از مرگ نیز انسان باتدا به عالم برزخ می رود و سپس با آغاز قیامت نزد پروردگار حاضر شده و پاسخگوی اعمال خود خواهد بود. مومنین به بهشت و کافران و منافقان به جهنم خواهند رفت.
این آقا پسر بیماری که برنامه نود خانواده اش را نشان داد ، همان شبی که مریض شد من تا ساعت 1 شب بالای سرش بودم. تا به حال دو بار رفتم بالای سرش ، فردوسی پور نمی توانست در تمام این مطلبی که پخش کرد بگوید فلانی هم بالای سرش رفته ؟
به نظر می رسد اعتراض های تو به عادل فردوسی پور برایت یک تاکتیک حساب شده است. تو با این کار می توانی به تیمت وزن بدهی! نه بابا ، این حرف ها کدام است. من از او انتقاد می کنم چون دارد به تراکتورسازی لطمه می زند. تیم ما را به هم می ریزد. به این سئوال من جواب بده. بگو تو می دانی چرا دو هفته است پنالتی های ما روی جاسم کرار را نمی گیرند؟ می خواهی بگویی این تقصیر فردوسی پور است؟ اصلا شک نکن . او زمین و زمان را علیه ما کرده. 5 هفته است که کار و زندگی اش را ول کرده و چسبیده به ماجرای کرار. اگر یک هفته بود اشکالی نداشت اما الان 5 هفته است که این کار را می کند. جنجال هایی که برای تیم ما در انزلی به راه افتاد حاصل همین برنامه بود. می رود کارشناس حقوقی می آورد ، مدام تکه می اندازد و... اصلا همه زمین و زمان را به هم می دوزد و برای همین است که یکباره خدا دستش را رو می کند و آقای شریفی می گوید زنگ زده تا کریمی را ببخشند. البته این که مشخص نیست. ممکن است شریفی به او زنگ زده و خواسته تا مشورت بگیرد؟ اصلا . این حرف ها نیست. شریفی تو رویش گفت که خودت زنگ زدی و او جوابی برایش نداشت. من از تو می پرسم به یک مجری چه ارتباطی دارد که زنگ بزند و بگوید فلان بازیکن را ببخشید؟ غیر از این نیست که برایش این کار منفعت دارد؟ او حتما برایش این وسط نفعی داشته که این کار را کرده است. اصلا من می گویم اگر قانون مجازاتش برای همه یکسان است چرا او روی کرار مدام زوم می کند و همه را تحریک می کند اما برای کریمی وساطت می کند؟ الان فراز کمالوند دارد می گوید کار کرار درست بوده؟ نه به قرآن . من خودم قبل از هر کسی می گویم که کرار کار زشتی کرد و اصلا تائیدش نمی کنم. او حق نداشته این برخورد را بکند اما فردوسی پور تمام جامعه داوری را علیه ما شورانده و سبب شده آنها روی کرار موضع داشته باشند . این اتفاق سبب شده تیمم ضربه بخورد. این حق مردم آذربایجان شرقی است که 90 پایمال می کند. برای همین من جلویش ایستادم و تا آخر هم می ایستم. کرار که بازیکن لیورپول نیست ، بازیکن تیمم است و باید برای بخشش او تلاش کنم اما فردوسی پور چه سمتی در استیل آذین دارد که برای کریمی پادرمیانی کرده است؟ به نظر می رسد تو و امیر قلعه نویی کمپینی را علیه فردوسی پور راه انداخته اید. این طور نیست. من اصلا هیچ ارتباطی در این باره با امیرخان نداشتم اما هر دوی ما دنبال حق تیم مان هستیم. او جو عمومی را علیه تیم ما می کند. اصلا این آقا خودش به شریفی می گوید چرا حق حرف زدن را از مردم می گیرید اما خودش بدتر از بقیه است. بگذار آیتم به آیتم پیش برویم. چطور اعتراض برای کرار جرم است و برای کریمی نیست؟چرا او مرا بایکوت کرده و نمی گذارد روی آنتن برنامه اش بروم؟ چون در برنامه ای که sms ها را می گذاشتند ، گفتم پرسپولیسی است؟ پس من هم حق دارم با برنامه اش مصاحبه نکنم و بگویم اگر کاری داری بگذار زنده حرف بزنیم. اختیار حرف زدن خودم را که دارم. اما تو روی آنتن بازی را به هم ریختی و گفتی پرسپولیسی است. دروغ که نگفتم. این را که دیگر خودم می دانم چون او را از قبل می شناسم. تازه من که خودم مربی هستم را گفتم پرسپولیسی ام پس اگر به این تیم ببازم گاوبندی کرده ام؟ رئیس جمهورش می گوید طرفدار کدام تیم است یا رئیس سازمان ورزش این کار را می کند حالا چه عیبی دارد که آدم حقیقت را بگوید؟ او می ترسد با من حرف بزند. کینه توزی می کند و تو که می گویی نباید حق حرف زدن را از مردم گرفت ، چرا این کار را با من می کنی؟ مگر نمی گویی آزادی بیان؟ تو که معتقدی همه را می بری گوشه رینگ چرا از من می ترسی ؟ چون می شناسمت؟ سر ماجرای کرار من زنگ زدم که بروم روی آنتن اما به دروغ گفت ارتباط برقرار نشده . این دروغ گویی استاو دارد به داور ها خط می دهد و به مردم آذربایجان لطمه می زند. یعنی مشکلت این است که آنتن در اختیارت نمی گذارد؟ نه فقط این. همین دیشب که برداشت طرفدار ما را ننشان داد . این آقا پسر بیماری که خانواده اش را نشان داد ، همان شبی که مریض شد من تا ساعت 1 شب بالای سرش بودم. تا به حال دو بار رفتم بالای سرش نمی توانست در تمام این مطلبی که پخش کرد بگوید فلانی هم بالای سرش رفته ؟ او کینه ای است و با من عناد دارد . عادل لج باز است و ماجرای آن شب را هنوز فراموش نکرده . چطور با عالم و آدم حرف می زند اما حرف مرا می خواهد ضبط شده پخش کند ، آن هم هر جایی اش که خودش دوست دارد. من در این شرایط با برنامه اش حرف نمی زنم. من مشکلی با فردوسی پور ندارم اما می گویم حق ندارد به تیمم ضربه بزند. منبع: خبر آنلاین
1) خواندن نماز به زبان عربی یکی از نشانه های جهانی بودن اسلام است .
2( غنای معنایی زبان عربی نسبت به زبانهای دیگر بسیار بیشتر است بطوری که با بررسی های انجام شده بسیاری از مفاهیم موجود در الفاظ قرآن درهیچ زبانی معادل ندارند. جالب آن است که با تحقیقات کارشناسان ترجمه های قرآنی تاکنون عبارت »بسم الله الرحمن الرحیم «به هیچ زبانی ترجمه درست نشده و ترجمه آن از طریق معادل گذاری و بدون تکیه بر تفسیر اصلا ممکن نیست. 3) زبان و عبارات و جهت و افعال واحد در نماز به مسلمانان در سراسر جهان نوعی وحدت هدف و یکرنگی و همسانی ویژه می بخشد که بسیار در جهت وحدت اسلامی ضروری و مفید است . 4)عربی بودن نماز انس مسلمین با زبان دین و کتابشان را بیشتر می سازد و در نتیجه زمینه ساز آشنایی بیشتر باتعالیم وفرهنگ دینی شان می باشد .
5)وحدت زبان ضامن حفظ و مصونیت این عبادت بزرگ از تحریف و آمیختگی با خرافات است .
6) اگر در زمان حج در مکه باشیم و نماز جماعتی را که صد ها هزار نفر از نژاد ها و ملیتهای مختلف از سراسر جهان در آن شرکت می کنند و همه با هم می گویند "الله اکبر" را مشاهده کنیم ، آنگاه به عظمت و عمق این دستور آشنا می شویم که اگر هر یک ، این جمله ی روح پرور یا سایر اذکار نماز را به زبان محلی خود می گفت هرج و مرج زشتی در آن روی می داد.
7) واجب است نماز به زبان عربی خوانده شود تا بدین وسیله اشتراک و انسجام زبانی و انتقال پویایی فرهنگی در طی قرون مختلف استمرار یابد و از آسیب التقاط و زوال فرهنگ دینی جلوگیری شود.
8).قرآن از نظر لطافت و زیبایی نیز اعجاز آمیز و بدیل ناپذیر است و از همین رو جاذبه نیرومند و خارق العاده ای دارد. ساواری در مقدمه ترجمه قرآن به زبان فرانسوی می نویسد: «قرآن دارای تأثیری خاص و جاذبه ای ویژه است که مانند آن برای هیچ یک از کتاب ها نیست.» بنابراین اگر مشکل معادل گزاری برای معانی بلند قرآن که در نماز قرائت می شود به گونه ای قابل حل باشد، اما لطافت و زیبایی آسمانی قرآن با هیچ ترجمه بشری فراچنگ آمدنی نیست
اکنون ازباب حسن ختام وشیرینی کلام خاطره استاد دکتر محمد جواد شریعت با مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی را در رابطه با راز عربی بودن نمازتقدیم خوانندگان می کنیم: سال یکهزار و سیصدو سی و دو شمسی بود من و عده ای از جوانان پرشورآن روزگار، پس ازتبادل نظر و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلی دارد نمازرا به عربی بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نمازرا به زبان فارسی بخوانیم و همین کار را هم کردیم. والدین کم کم از این موضوع آگاهی یافتند و به فکر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظربا یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند، چون پند دادن آن ها مؤثر نیفتاد، ما را نزد یکی از روحانیان آن زمان بردند. آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می خوانیم، به شیوه ای اهانت آمیز نجس و کافرمان خواند. این عمل او ما را در کارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت یکی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت. آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند، او دستور داد در وقتی معیّن ما را خدمتش رهنمون شوند .در روز موعود ما راکه تقریباً پانزده نفر بودیم، به محضرمبارک ایشان بردند، در همان لحظه اول، چهره نورانی و خندان وی ما را
مجذوب ساخت؛ آن بزرگمرد را غیرازدیگران یافتیم و دانستیم که با شخصیتی استثنایی روبرو هستیم. آقا در آغاز دستور پذیرایی از همه مارا صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما که به فارسی نماز نمی خوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتی آن ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما یکی یکی خودتان را معرفی کنید و بگویید در چه سطح تحصیلی و چه رشته ای درس می خوانید، آنگاه به تناسب رشته و کلاس ما، پرسش های علمی مطرح کرد و از درس هایی مانند جبر و مثلثات و فیزیک و شیمی و علوم طبیعی مسائلی پرسید که پاسخ اغلب آن ها از توان ما بیرون بود. هر کس از عهده پاسخ برنمی آمد، با اظهار لطف وی و پاسخ درست پرسش روبرو می شد. پس از آن که همه ما را خلع سلاح کرد، فرمود: والدین شما نگران شده اند که شما نمازتان را به فارسی می خوانید، آن ها نمی دانند من کسانی را می شناسم که _ نعوذبالله _ اصلاً نماز نمی خوانند، شما جوانان پاک اعتقادی هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت، من در جوانی می خواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم؛ ولی مشکلاتی پیش آمد که نتوانستم. اکنون شما به خواسته دوران جوانی ام جامه عمل پوشانیده اید، آفرین به همت شما، در آن روزگار، نخستین مشکل من ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن را حلّ کرده اید. اکنون یکی از شما که از دیگران مسلط تراست، بگوید بسم الله الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه کرده است. یکی ازما به عادت دانش آموزان دستش رابالا گرفت و برای پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه مایک نفر است؛ زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند برنمی آمدم. بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید بسم الله را چگونه ترجمه کردید؟ آن جوان گفت: طبق عادت جاری به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نکنم ترجمه درست بسم الله چنین باشد. در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عیبی ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمی توان ترجمه کرد؛ مثلاً اگر اسم کسی «حسن»باشد، نمی توان به آن گفت «زیبا». ترجمه «حسن» زیباست؛ اما اگر به آقای حسن بگوییم آقای زیبا، خوشش نمی آید. کلمه الله اسم خاصی است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق می کنند. نمی توان «الله» را ترجمه کرد، باید همان را به کار برد.خوب «رحمن» را چگونه ترجمه کرده اید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولی کامل نیست؛ زیرا «رحمن» یکی از صفات خداست که شمول رحمت و بخشندگی او را می رساند و این شمول درکلمه بخشنده نیست؛ «رحمن» یعنی خدای که در این دنیا هم برمؤمن و هم بر کافر رحم می کند و همه را در کنف لطف و بخشندگی خود قرار می دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن اعطا می فرماید. در هرحال، ترجمه بخشنده برای «رحمن» درحد کمال ترجمه نیست. خوب، رحیم را چطور ترجمه کرده اید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان». حضرت آیت الله ارباب فرمود: اگرمقصودتان از رحیم من بود _ چون نام وی رحیم بود_ بدم نمی آمد «مهربان» ترجمه کنید؛ امّا چون رحیم کلمه ای قرآنی و نام پروردگاراست، باید درست معنا شود. اگر آن را «بخشاینده» ترجمه کرده بودید، راهی به دهی می برد؛ زیرا رحیم یعنی خدای که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو می کند. پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آورده اید، بد نیست؛ ولی کامل نیست و اشتباهاتی دارد. من هم در دوران جوانی چنین قصدی داشتم، امّا به همین مشکلات برخوردم و از خواندن نماز فارسی منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم موضوع خیلی پیچیده تر می شود.امّا من معتقدم شما اگرباز هم بر این امر اصرار داردید، دست از نمازخواندن فارسی برندارید؛ زیرا خواندنش ازنخواندن نمازبه طورکلی بهتر است. در این جا، همگی شرمنده و منفعل و شکست خورده از وی عذر خواهی کردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نمازبه عربی،نمازهای گذشته را اعاده کنیم. ایشان فرمود: من نگفتم به عربی نماز بخوانید، هرطور دلتان می خواهد بخوانید. من فقط مشکلات این کار را برای شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وی طلب بخشایش و ازکار خود اظهار پشیمانی کردیم. حضرت آیت الله ارباب، با تعارف میوه و شیرینی، مجلس را به پایان برد. ما همگی دست مبارکش را بوسیدیم و در حالی که ما را بدرقه می کرد، خداحافظی کردیم. بعد نمازهارا اعاده کردیم و ازکار جاهلانه خود دست برداشتیم. (با استفاده از پاسخ آقای محمد شریفی کارشناسی ارشد الهیات علوم قرآن و حدیث )