• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 19
تعداد نظرات : 5
زمان آخرین مطلب : 5613روز قبل
نجوم

بزرگ ترین ستاره کهکشان ما در داخل یک پیله قرار دارد و این پیله به شکل توپ راگبی است. از سال ۱۸۹۱ تا به حال ستاره ETA Carinae متحمل انفجارهایی تماشایی شده است. ستاره شناسان از اتفاق هایی که در این ستاره غول آسا روی می دهد، بسیار متعجب شده اند.

با وجود تلاش بسیار زیاد دانشمندان، جزئیات این ستاره ناپایدار به خاطر فاصله بسیار زیاد آن از زمین، تا به حال فاش نشده است. این ستاره عظیم که در فاصله ۷۵۰۰ سال نوری از زمین قرار دارد، توسط توده های عظیمی از گاز و گرد و غبار کهکشان راه شیری احاطه شده است.دو توده ابری بزرگ به شکل قارچ از این ستاره خارج شده است که هر کدام از این توده های ابرمانند، صدها برابر بزرگ تر از کل منظومه شمسی ما هستند.

اما اخیرا و برای اولین بار به کمک تداخل سنجی مادون قرمز با استفاده از ابزار VINCI امکانات جدیدی برای بررسی هرچه دقیق تر ستاره فراهم شده است. یک تیم بین المللی از ستاره شناسان به کمک ابزار جدید، روی قسمت های داخلی ناحیه ابرمانند متمرکز شدند. روی وان بوکل (Roy Van Bockel) رهبر تیم مذکور می گوید: نتایج به دست آمده از مشاهدات اخیر نشان می دهد که گازهای اطراف ستاره به شدت در حال امتداد یافتن هستند. از طرف دیگر خود ستاره هم به خاطر چرخش بسیار سریع به دور خودش، بسیار ناپایدار شده است.

ETA Carinae درخشانترین ستاره شناخته شده در کهکشان راه شیری است و می توان گفت که یک ابرغول واقعی است. این ستاره ۱۰۰ بار سنگین تر از خورشید است، اما درخشندگی آن ۵ میلیون برابر خورشید است.

اکنون این ستاره به آخرین مرحله از زندگی خود نزدیک شده است و لحظه به لحظه فوران های مهیبی را تحمل می کند. یکی از انفجارهای بزرگ در سال ۱۸۴۱ روی داد و باعث شد که توده ای ابری به شکل دو قطبی زیبایی ایجاد شود. توده مذکور را Homunculus می نامند.

در شبی که انفجار مذکور روی داد، ETA Carinae دومین ستاره درخشان در آسمان آن شب بود، و تنها ستاره روشن تر از غول بزرگ ستاره شباهنگ (Sirius) بود.این ستاره چنان بزرگ است که اگر در مرکز منظومه ما واقع می شد مرکز منظومه تا مدار مشتری را به خود اختصاص می داد.

البته این اندازه بزرگ گاهی هم دچار تغییر می شود، زیرا لایه های بیرونی ستاره پیوسته در حال پرتاب شدن به فضا هستند. علت این واقعه، فشار ناشی از برخوردهای فوتونی مربوط به اتم های گازی داخل ستاره است.می دانیم که بسیاری از ستارگان و از جمله خورشید رفته رفته جرم خود را از دست می دهند و انرژی را به صورت بادهای ستاره ای تابش می کنند.

اما کاهش جرم در ستاره ابرغول بسیار فشرده تر از حد معمول است. این ستاره در هر سال جرمی معادل ۵۰۰ برابر جرم زمین را از دست می دهد. در این حالت بسیار سخت است که میان خود ستاره و ابرهای گازی که اطراف ستاره را در بر گرفته است، مرزی قایل شد. VINCI NAOS- CONICA دو دستگاه حساس به تابش پرتو مادون قرمز هستند که روی تلسکوپ بزرگ ESO در رصدخانه پارانال (Paranal) نصب شده اند. با استفاده از این ابزارها، ناحیه اطراف ستاره که همان محوطه گازی است، مورد بررسی قرار گرفت.

ستاره شناسان با مشاهده داخلی ترین قسمت های ناحیه ابری اطراف ستاره، توانستند بعضی از ترکیبات این محوطه را شناسایی کنند.تیم ستاره شناسان ابتدا از دوربین اپتیکی قابل تنظیم ابزار NAOS- CONICA که روی یک تلسکوپ ۲/۸ متری نصب شده است برای تصویربرداری از فضای اطراف ستاره استفاده کردند.

تصویر حاصل از این روش نشان داد که ناحیه مرکزی توده سحابی از ماده ای پر شده است که شبیه یک چشمه نور نقطه ای به نظر می رسد و اطراف آن را حباب های نورانی بسیار زیادی فرا گرفته است. در قدم بعدی برای به دست آوردن منظره ای واضح تر، ستاره شناسان از تداخل سنجی استفاده کردند.

در این تکنیک از دو یا چند تلسکوپ برای به دست آوردن تفکیک زاویه ای استفاده می شود. اگر از تکنیک فوق استفاده نشود برای به دست آوردن تفکیک زاویه ای مشابه باید تلسکوپی به قطر فاصله میان تلسکوپ های به کار رفته استفاده شود. برای بررسی دقیق روشنایی ستاره، تلسکوپ های ۲/۸ متری کارایی لازم را نداشتند و همین امر باعث روی آوردن ستاره شناسان به استفاده از تداخل منبع VINCI بود.

طی شب های متعددی، دو تلسکوپ کوچک ستاره ETA Carinae را زیرنظر داشتند و پرتوهایی را که از ستاره دریافت می کردند به یک کانون مشترک می تاباندند. با این ترفند، سنجش اندازه زاویه ای این ستاره میسر شد. با این روش ها دانشمندان توانستند که در تصاویر گرفته شده ناحیه مربوط به فضای ابری اطراف ستاره را شناسایی کنند و با حذف آن از تصویرهای به دست آمده شکل واقعی ستاره نمایان شد.

با استفاده از تکنیک های نوین ستاره شناسان موفق شدند اطلاعات فضایی را در مقیاس ۰۰۵/۰ آرک ثانیه با جزئیات کامل به دست آورند این مقدار معادل ۱۱ واحد نجومی است و هر واحد نجومی برابر ۱۶۵۰ میلیون کیلومتر است. با این محاسبات بود که معلوم شد اندازه واقعی شعاع ستاره از مرکز منظومه ما تا مدار مشتری است.

اگر بخواهیم مثالی ساده برای درجه تفکیک به دست آمده بزنیم می توان گفت که این کار ستاره شناسان معادل تشخیص یک تخم مرغ از توپ بیلیارد از فاصله ۲۰۰۰ کیلومتری است.مشاهدات VLTI مایه تعجب هرچه بیشتر ستاره شناسان شد. آنها دریافتند که گاز اطراف ستاره به طرز شگفت آوری در حال امتداد یافتن است. این امتداد متقارن نیست و در طول دو محور انجام می شود، به طوری که امتداد در راستای یکی از محورها یک ونیم برابر محور دیگر است.

باتوجه به تئوری های جاری، ستاره ها بیشتر جرم خود را در ناحیه استوایی از دست می دهند. این وضعیت به این خاطر است که در ناحیه استوایی گاز خارج شونده از ستاره به خاطر نیروی گریز از مرکز شتاب بیشتری به دست می آورد.

اگر وضعیت گفته شده درباره ETA carinae هم درست باشد، باید محور چرخش ستاره که از قطب های ستاره می گذرد، عمود بر ابر قارچی شکل باشد. اما از طرف دیگر غیرممکن به نظر می رسد که ابرهای قارچی همانند پرهای چرخ در اطراف ستاره باشند درواقع توده گازی خارج شده از ستاره در سال ۱۸۴۱ به شکل حلقوی یا هلالی بود.سرنوشت این قبیل ستاره های بزرگ توسط نظریه پردازان پیش بینی شده است. فرض قوی این است که ستاره به خاطر چرخش سریع از حالت کروی خارج خواهد شد و پهن تر خواهد شد در نتیجه نقاطی که به مرکز ستاره نزدیک تر می شوند بیشتر گرم می شوند، زیرا به نواحی گداخت نزدیک تر می شوند.

در نتیجه لایه های بیرونی در این محوطه ها گرمای بیشتری به دست خواهند آورد و با شتاب بیشتری نسبت به ناحیه استوایی از ستاره جدا خواهند شد. با فرض اینکه این مدل درست باشد ستاره شناسان سرعت چرخش ستاره به دور خودش را حساب کردند. نتیجه محاسبات نشان دادند که ستاره با سرعتی معادل ۹۰درصد سرعت ماکزیمم در حال چرخش است. سرعت ماکزیمم، سرعتی است که اگر ستاره به آن سرعت برسد، متلاشی خواهد شد. پس این ستاره به پایان عمر خود بسیار نزدیک شده است.

ETA Carinae انفجار مشابه دیگری را در سال ۱۸۹۰ تجربه کرده است و اینکه انفجارهای مشابه دیگر چه موقع روی خواهند داد هنوز به درستی معلوم نیست. اما آنچه که قطعی است این است که این غول بزرگ بسیار ناپایدار شده است و مدت زیادی دوام نخواهد آورد. در حال حاضر این ستاره جرم خود را با چنان سرعت زیادی از دست می دهد که حتی اگر متلاشی نشود تمام جرم آن ظرف ۱۰۰ هزار سال آینده تمام می شود.

اما احتمال زیاد این است که ستاره قبل از نابودی کامل به ابرنواختر تبدیل شود. در آن هنگام است که چنین اتفاقی خواهد افتاد حتی اگر روز باشد با چشم غیرمسلح این ستاره قابل رویت خواهد شد. این اتفاق در مقیاس زمانی نجومی بسیار زود روی خواهد داد. شاید در همین ۱۰ تا ۲۰ هزار سال آینده.

منبع: آسمان پرستاره شب

پنج شنبه 28/11/1389 - 15:23
نجوم
شش عدد بر کل جهان حاکم است که از زمان انفجار بزرگ شکل گرفته اند. اگر هر کدام از این اعداد با مقدار فعلی آن کمی فرق داشت، هیچ ستاره، سیاره یا انسانی در جهان وجود نداشت. قوانین ریاضی عامل تحکیم ساختار جهان است. این قاعده فقط شامل اتم ها نمی شود، بلکه کهکشان ها، ستاره ها و انسان ها را نیز در برمی گیرد. خواص اتم ها ـ از جمله اندازه و جرمشان، انواع مختلفی که از آنها وجود دارد و نیروهایی که آنها را به یکدیگر متصل می کند ـ عامل تعیین کننده ماهیت شیمیایی جهانی است که در آن به سر می بریم.

تعداد بسیار اتم ها به نیروها و ذرات داخل آنها بستگی دارد. اجرامی را که اخترشناسان مورد بررسی قرار می دهند ـ سیارات، ستارگان و کهکشان ها ـ توسط نیروی گرانش کنترل می شوند. و همه این موارد در جهان در حال گسترشی روی می دهد که خواصش در لحظه انفجار بزرگ اولیه در آن تثبیت شده است. علم با تشخیص نظم و الگوهای موجود در طبیعت پیشرفت می کند، بنابراین پدیده های هر چه بیشتری را می توان در دسته ها و قوانین عام گنجاند. نظریه پردازان در تلاشند اساس قوانین فیزیکی را در مجموعه های منظمی از روابط و چند عدد خلاصه کنند. هنوز هم تا پایان کار راه زیادی باقیمانده است، اما پیشرفت های به دست آمده نیز چشمگیرند.

در آغاز قرن بیست و یکم، شش عدد معرفی شدند که به نظر می رسد از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند. دو تا از این اعداد به نیروهای اساسی مربوط می شوند؛ دو تای دیگر اندازه و «ساختار» نهایی جهان ما را تثبیت می کند و بیانگر آن هستند که آیا جهان برای همیشه امتداد می یابد یا خیر؛ و دو عدد باقیمانده بیانگر خواص خود فضا هستند.

این شش عدد با یکدیگر« نسخه»ای را برای جهان تشکیل می دهند. گذشته از این جهان نسبت به مقدار این شش عدد بسیار حساس است: اگر یکی از این اعداد تنظیم نشده باشد، آن وقت نه ستاره ای در جهان وجود می داشت و نه حیاتی.

آیا تنظیم این اعداد از یک حقیقت فاقد قدرت تعقل یا یک تصادف ناشی شده است یا بیانگر مشیت خالقی مهربان است؟ به نظر من هیچ کدام از آنها. ممکن است بی نهایت جهان دیگر وجود داشته باشد که اعدادشان متفاوت باشند. بسیاری از این جهان ها ممکن است عقیم یا مرده زاد باشند. ما فقط در جهانی می توانیم به وجود آییم که ترکیب «صحیحی» از اجزا باشد (و به همین دلیل است که اکنون خود را در این جهان می یابیم) درک این حقیقت چشم انداز نو و بنیادینی را در مورد جهان ما، جایگاه ما در این جهان و ماهیت قوانین فیزیکی پیش روی ما می گشاید.

این نکته بسیار حیرت انگیز است که در جهان در حال گسترشی که نقطه آغازینش آن چنان «ساده» است که فقط به وسیله چند عدد مشخص می شود، می تواند (اگر این اعداد به طور دقیق تنظیم شده باشند) به جهانی با ساختار بسیار دقیق و پیچیده، همچون جهان ما بدل شود. شاید ارتباطی بین این اعداد وجود داشته باشد. اما با این همه ما امروزه نمی توانیم مقدار سایر اعداد را با دانستن فقط یکی از آنها تعیین کنیم. فعلاً هیچ کدام از ما نمی دانیم که آیا روزی تئوری ای با نام «تئوری نهایی» ( Theory of everything ) به وجود می آید که بتواند رابطه ای ارائه دهد که تمام این اعداد را به هم مربوط کند، یا آنها را به نوعی با هم گرد آورد. من روی این شش عدد تاکید کرده ام، به خاطر اینکه هر کدام از این اعداد به تنهایی، نقش بسیار مهم و حیاتی را در جهان ما ایفا می کند، و با همدیگر تعیین کننده نحوه تکامل جهان و استعدادهای ذاتی آن است. از این گذشته، سه تا از این اعداد (که به جهان در مقیاس بزرگ وابسته است) به تازگی با دقت زیاد اندازه گیری شده است.

سر برآوردن حیات انسان در سیاره زمین حدود ۵/۴ ۵.۶ میلیارد سال به درازا کشیده است. حتی پیش از آنکه خورشید ما و سیارات گرداگرد آن تشکیل شوند، ستاره های قدیمی تر، هیدروژن را به کربن، اکسیژن و دیگر اتم های جدول تناوبی تبدیل می کردند. این فرآیند حدود ده میلیارد سال به درازا کشیده است. اندازه جهان قابل مشاهده تقریباً برابر فاصله ای است که نور بعد از انفجار بزرگ پیموده است بنابراین این جهان قابل مشاهده کنونی باید بیش از ۱۰ میلیارد سال نوری وسعت داشته باشد.

بسیاری از مناقاشات پردامنه و طولانی مباحث کیهان شناختی امروزه دیگر پایان یافته، و در مورد بسیاری از مواردی که پیش از این موضوع بحث بودند، دیگر مناظره ای صورت نمی گیرد. بسیاری از ما در اغلب موارد طرز فکرمان را تغییر داده ایم، یا حداقل خودم این کار را کرده ام. امروزه دیگر ایده های کیهان شناسی از تئوری های مربوط به زمین خودمان آسیب پذیرتر و ناپایدارتر نیستند.

زمین شناسان به این نتیجه رسیده اند که قاره های این سیاره در حال حرکت تدریجی هستند که سرعت حرکتشان تقریباً برابر سرعت رشد ناخن هاست، دیگر آنکه اروپا و آمریکای شمالی در ۲۰۰ میلیون سال قبل به یکدیگر متصل بودند. ایده شان را می پذیریم، هر چند که درک چنین گستره زمانی وسیعی بسیار مشکل است. در عین حال، حداقل خطوط کلی نحوه شکل گیری و تکامل زیست کره و بر آمدن انسان ها را باور داریم.

امروزه بسیاری از دستاوردهای کیهان شناختی به وسیله داده های معتبری تایید و تثبیت شده است. پذیرش بسیاری از دلایل تجربی موید انفجار بزرگ که ده تا پانزده میلیارد سال پیش به وقوع پیوسته، آن چنان اجتناب ناپذیر است که شواهد ارائه شده توسط زمین شناسان برای پذیرش تاریخچه سیاره مان، زمین، این تغییر موضع بسیار حیرت انگیز است:

اینشتین در یکی از مشهورترین کلمات قصار خود می گوید: «غیرقابل درک ترین چیز در مورد جهان، قابل درک بودن آن است. » وی در این عبارت بر شگفتی خود در مورد قوانین فیزیک که ذهن ما نسبتاً با آنها خو گرفته و تا حدودی با آنها آشناست تاکید می کند، قوانینی که نه فقط در روی زمین بلکه در دوردست ترین کهکشان ها هم مصداق دارد. نیوتن به ما آموخت همان نیرویی که سیب را به سمت زمین می کشد، ماه و سیارات را در مدار خود به گردش در می آورد. هم اکنون می دانیم همین نیروست که عامل تشکیل کهکشان ها است و همین نیروست که باعث می شود ستاره ها به سیاهچاله تبدیل شوند. شاید هم روزی همین نیرو است باعث رمبش ( Collapse ) کهکشان آندرومدای بالای سر ما شود.

اتم های موجود در دوردست ترین کهکشان ها با اتم هایی که ما در آزمایشگاه ها با آنها مواجه می شویم یکسان است. به نظر می رسد تمام اجزای جهان به شیوه یکسانی تکامل می یابند، همان طور که در آغاز هم منشا مشترکی داشتند. اگر این وحدت رویه وجود نداشت کیهان شناسی هیچ دستاوردی برای ما نداشت یا شاید هم هیچ گاه به وجود نمی آمد. پیشرفت هایی که اخیراً صورت گرفته است هر چه بیشتر توجه ما را به اسرار نوظهوری در مورد جهان، قوانین حاکم بر آن و حتی سرنوشت نهایی آن جلب می کند. این پرسش ها به کسر بسیار کوچکی از اولین ثانیه پس از انفجار بزرگ اشاره دارد، زمانی که شرایط آنچنان حادی حاکم بود که دانش فعلی فیزیک ما از درک جزئیات آن ناتوان است و درست در همین لحظه است که ماهیت زمان، تعداد ابعاد و منشاء ماده باعث سرگشتگی ما می شود.

در لحظه آغازین تشکیل جهان همه چیز چنان فشرده و شدیداً چگال است که مسائل مربوط به کیهان و دنیای خرد یکی می شوند. فضا را نمی توان به طور مشخص و دقیقی تقسیم کرد. جزئیات مربوط به این مسئله هنوز هم مثل معمایی برای ما بی جواب مانده است، اما بعضی از فیزیکدانان گمان می برند، اجزای ریزی به عنوان واحدهای فضا وجود دارند که اندازه آنها در مقیاس ده بتوان ۳۳- سانتی متر است.

این عدد ده به توان بیست مرتبه کوچک تر از هسته اتم است: این عدد چنان کوچک است که تصور آن هم مشکل است، برای آشنایی بیشتربا ذهن می توان گفت اگر هسته اتم آنچنان بزرگ شود که وسعتی برابر یک شهر بزرگ را داشته باشد آن وقت واحد فضا برابر هسته یک اتم خواهد بود. در این صورت با مسئله جدیدی مواجه می شویم، حتی اگر چنین ساختارهای ریزی وجود داشته باشد، ماهیت آنها باید ورای درک ما از فضا و زمان باشد.

آیا مناطقی وجود دارد که نور آنها پس از گذشت ده میلیون سال یا از زمان انفجار بزرگ هنوز هم فرصت کافی نداشته است که به ما برسد؟ متأسفانه در مورد این مسئله جواب روشن و قاطعی وجود ندارد. با این همه از لحاظ نظری هیچ محدودیتی در مورد گستره جهان ما (در فضا و نسبت به زمان های آینده) و در مورد اینکه چه چیزی ممکن است در آینده های دور به چشم ما برسد، وجود ندارد. در حقیقت جهان را می توان بسیار گسترش داد. میزان گسترش آن به چند میلیون سال دورتر از حوزه قابل رویت توسط ما محدود نمی شود بلکه می توان آن را به میزان ده به توان چند میلیون سال هم گسترش داد.

اما این هم تمامی ماجرا نیست. ممکن است، جهان ما حتی اگر گسترش یافته و دورتر از افق دید فعلی ما قرار گیرد، خود عضوی از یک مجموعه بزرگ تر و نامحدود باشد. مفهوم « multivers » در مقابل « universe » ، نتیجه توسعه طبیعی تئوری های کیهان شناسی موجود است. این تئوری ها دارای اعتبارند، زیرا می توانند پدیده هایی را که مشاهده می کنیم تفسیر کنند. قوانین فیزیکی و هندسه ممکن است در جهان های دیگر متفاوت باشد. چیزی که جهان ما را از سایر جهان ها متمایز می کند ممکن است همین شش عدد باشد.

۱) عدد کیهانی امگا نشان دهنده مقدار ماده ـ کهکشان ها، گازهای پراکنده و «ماده تاریک» ـ در جهان ماست. امگا اهمیت نسبی گرانش و انرژی انبساط در جهان را به ما ارائه می دهد جهانی که امگای آن بسیار بزرگ است، بایستی مدت ها پیش از این درهم فرورفته باشد، و در جهانی که امگای آن بسیار کوچک است، هیچ کهکشانی تشکیل نمی شود. تئوری تورم انفجار بزرگ می گوید، امگا باید یک باشد؛ هر چند اخترشناسان درصددند مقدار دقیق آن را اندازه بگیرند.

۲) اپسیلون بیانگر آن است که هسته های اتمی با چه شدتی به یکدیگر متصل شده اند و چگونه تمامی اتم های موجود در زمین شکل گرفته اند. مقدار اپسیلون انرژی ساطع شده از خورشید را کنترل می کند و از آن حساس تر اینکه، چگونه ستارگان، هیدروژن را به تمامی اتم های جدول تناوبی تبدیل می کنند، به دلیل فرآیندهایی که در ستارگان روی می دهد، کربن و اکسیژن عناصر مهمی محسوب می شوند ولی طلا و اورانیوم کمیاب هستند. اگر مقدار اپسیلون ۰۰۶/ یا ۰۰۸/ بود ما وجود نداشتیم. عدد کیهانی e تولید عناصری را که باعث ایجاد حیات می شوند ـ کربن، اکسیژن، آهن و... یا سایر انواع که باعث ایجاد جهانی عقیم می شود را کنترل می کند.

۳) اولین عدد مهم تعداد ابعاد فضا است. ما در جهانی سه بعدی زندگی می کنیم. اگر D برابر دو یا چهار بود امکان تشکیل حیات وجود نداشت. البته زمان را می توان بعد چهارم فرض کرد، اما باید در نظر داشت بعد چهارم از لحاظ ماهیت با سایر ابعاد تفاوت اساسی دارد چرا که این بعد همانند تیری رو به جلو است، ما فقط می توانیم به سوی آینده حرکت کنیم.

۴) چرا جهان پیرامون این چنین وسیع است که در طبیعت عدد مهم و بسیار بزرگی وجود دارد. N نشان دهنده نسبت میان نیروی الکتریکی است که اتم ها را کنار یکدیگر نگاه می دارد و نیروی گرانشی میان آنهاست. اگر این عدد فقط چند صفر کمتر می داشت، فقط جهان های مینیاتوری کوچک و با طول عمر کم می توانست به وجود آید. هیچ موجود بزرگ تر از حشره نمی توانست به وجود آید و زمان کافی برای آنکه حیات هوشمند به تکامل برسد در اختیار نبود.

۵) هسته اولیه تمام ساختارهای کیهانی ـ ستاره ها، کهکشان ها و خوشه های کهکشانی ـ در انفجار بزرگ اولیه تثبیت شده است. ساختار یا ماهیت جهان به عدد Q که نسبت دو انرژی بنیادین است، بستگی دارد. اگر Q کمی کوچک تر از این عدد بود جهان بدون ساختار بود و اگر Q کمی بزرگ تر بود، جهان جایی بسیار عجیب و غریب به نظر می رسید، چرا که تحت سیطره سیاهچاله ها قرار داشت.

۶) اندازه گیری عدد لاندا در بین این شش عدد، مهم ترین خبر علمی سال ۱۹۹۸ بود، اگرچه مقدار دقیق آن هنوز هم در پرده ابهام قرار دارد. یک نیروی جدید نامشخص ـ نیروی «ضدگرانش» کیهانی ـ میزان انبساط جهان را کنترل می کند.

خوشبختانه عدد لاندا بسیار کوچک است. در غیر این صورت در اثر این نیرو از تشکیل ستارگان و کهکشان ها ممانعت به عمل می آمد و تکامل کیهانی حتی پیش از آنکه بتواند آغاز شود، سرکوب می شد.
پنج شنبه 28/11/1389 - 15:22
نجوم
                          
گامی کوچک برای یک روبات و جهشی بزرگ برای فناوری فضایی: یک شرکت خصوصی ژاپنی تا پنج سال دیگر، نخستین روبات دوپای انسان‌نما را به تنها قمر زمین می‌فرستد تا پرچم ژاپن را در ماه به اهتزاز درآورد.

 به نظر می‌رسد علاقه وافر ژاپنی‌ها به روبات‌ها محدود به زمین نمی‌شود ، چرا که آن‌ها تصمیم دارند تا سال 2015 یک روبات دو پا به ماه بفرستند. البته به نظر می‌رسد مهم‌ترین ماموریت این روبات دو پا تحقق بلندپروازی‌ها و جاه‌طلبی‌های دانشمندان این کشور باشد، چرا که به گفته سایت CrunchGear تنها ماموریت این روبات قرار دادن پرچم ژاپن روی سطح ماه خواهد بود.

به گزارش پاپ ساینس، قبلا نیز دولت ژاپن از برنامه‌های خود برای فرستادن یک روبات به سطح ماه تا سال 2020 / 1409 خبر داده بود. این کشور تصمیم دارد به فاصله یک دهه بعد از این رویداد، اولین فضانورد خود را نیز به ماه بفرستد. این عملیات قرار است توسط سازمان فعالیت‌های فضایی هیگاشیوساکا در اوزاکا (SOHLA) به انجام برسد.

سوهلا قبلا در سال 2009 میکروماهواره مایدو-1 را به فضا فرستاده بود و بر همین اساس تصمیم دارد روبات دوپای خود را نیز مایدو-کان نام‌گذاری کند.

شش شرکت خصوصی که ائتلاف SOHLA را تشکیل داده‌اند، تصمیم دارند ده‌ونیم میلیون دلار برای ساخت مایدو-کان هزینه کنند . آن‌ها هم چنین از تخصص آژانس اکتشاف فضایی ژاپن (JAXA) نیز استفاده خواهند کرد . ژاکسا قبلا تصمیم به ساخت روبات‌های دوپا داشت ، اما در سال 2005 / 1384 برنامه‌های خود برای ساخت این روبات‌ها را لغو کرد و ساخت روبات‌های چرخ دار را جایگزین آن کرد.

شاید در صورت هم‌زمانی اجرای این دو پروژه مایدو-کان بتواند از روبات‌های سیار ساخت ژاکسا سواری رایگان بگیرد !

نیرویوکی یوشیدا یکی از اعضای هیئت مدیره سوهلا در این باره گفت : «روبات‌های انسان‌نما بسیار جالب هستند و همیشه باعث هیجان و شگفتی مردم می‌شوند. اما ما این بار امیدواریم بتوانیم روباتی بسازیم که رویای رفتن به ماه را محقق کند».

ژاپن همواره برای ساخت روبات‌های انسان‌نما و استفاده از توانایی‌های روبات‌ها طرفداران زیادی داشته است. روبات‌های ساخت این کشور انواع بسیار مختلفی از روبات‌های شبیه‌سازی شده موسوم به robo-clones گرفته تا روبات‌های کنترل شونده توسط ذهن Asimo را در بر می‌گیرند.

اما به نظر می‌رسد آخرین برنامه‌ها برای ساخت روبات‌های انسان نما و فرستادن آن به فضا بسیار عجیب‌تر از برنامه‌های گذشته باشد که شاید ارزش‌های زیادی برای جلب توجه‌ عمومی داشته باشد، اما از لحاظ علمی ارزش چندانی نداشته باشد و به همین دلیل در مورد اجرای آن تردیدهایی وجود دارد.

 

به هر حال اگر این ائتلاف خصوصی روی تصمیم خود پایبند باشد و روبات مایدو-کان را که قادر به حرکت روی سطح ناهموار ماه و آن هم روی دو پای خود است، بسازد؛ آن‌‌گاه می‌توان در مورد این تردیدها تجدیدنظر کرد. البته شاید این روبات ژاپنی بتواند درس‌ها و تجربیات خوبی برای نسخه بعدی روبات ساخت ناسا به نام Robonaut-2 به همراه داشته باشد که قرار است اولین انسان‌نمای ساکن ایستگاه فضایی بین‌المللی باشد.
منبع: آسمان پرستاره شب
پنج شنبه 28/11/1389 - 15:20
نجوم
            
آغاز ماموریتهای اخیر ناسا به منظور شکل گیری مطالعات جدید بر روی کره ماه باعث شده تا به بررسی خصوصیات شگفت انگیزی از کره ماه پرداخته شود که شاید تکرار همیشگی این حقایق میزان توجه نسبت به ارزشهای علمی آن را کاسته باشد. به گزارش خبرگزاری مهر، مدارگرد اکتشافی ماه که هفته گذشته به فضا پرتاب شد سطح ماه را با جزئیاتی بی سابقه نقشه برداری و ثبت خواهد کرد و حتی قادر خواهد بود مسیر حرکت کاوشگرهایی را که در گذشته بر روی این کره حرکت کرده اند را به ثبت برساند.
مدارگرد دیگر این ماموریت نیز طی دو مرحله با حفره شاکلتون در قطب جنوبی ماه برخورد خواهد کرد تا دانشمندان بتوانند موادی را که در نتیجه برخورد به بیرون پرتاب می شوند را مورد مطالعه قرار دهند. تمامی این هزینه ها و تلاشها با هدف کشف اطلاعات بیشتر و جدیدتر از قمر زمین است تا دانشمندان بتوانند ساختار اصلی این کره، تاریخچه دقیق آن و احتمال وجود آب در حفره های تاریک و مرموز ماه را کشف کنند.
نشریه لایو ساینس پس از آغاز ماموریتهای جدید ناسا در راستای بازگرداندن انسان به کره ماه، به بررسی ۱۰ حقیقت شگفت انگیز درباره ماه پرداخته است.


۱) ضربه بزرگ:
ماه در نتیجه برخوردی شکل گرفته است که از آن با نام برخورد عظیم یا برخورد بزرگ یاد می شود. اخترشناسان به منظور توضیح این پدیده نظریه ای را با این مضنون ارائه کرده اند: در حدود ۴.۶ بیلیون سال پیش، جسمی عظیم در ابعاد سیاره مریخ اندکی پس از شکل گیری خورشید و منظومه خورشیدی با زمین برخورد کرده است. در نتیجه این برخورد ابری از صخره های تبخیر شده مرکب از اجرام کیهانی و بدنه زمین به مدار خارجی زمین پرتاب شد. این ابر به تدریج سرد و فشرده شده و حلقه ای کوچک را از اجرام جامد تشکیل داد که با جمع شدن این اجرام در کنار یکدیگر ماه کنونی شکل گرفت.


۲) زمین عامل طلوع ماه:
هر روز و طی زمانهای متغیر ماه از سمت شرق طلوع کرده و در سمت غرب غروب می کند. فرایندی که شباهت زیادی به روند حرکتی خورشید و دیگر ستاره ها دارد.
زمین در حال چرخش بر محور خود در جهت شرق است که این پدیده باعث نمایان شدن اجرام کیهانی و ناپدید شدن آنها در طول زمانی معین می شود. کره ماه نیز طی هر ۲۹.۵ روز سفری مداری حول زمین دارد که این حرکت تدریجی در آسمان رو به شرق صورت می گیرد. به همین دلیل است که طلوع ماه در برخی روزها با ۵۰ دقیقه تاخیر صورت می گیرد. این شیوه حرکتی همچنین می تواند دلیل طلوع گاه به گاه زودهنگام ماه در هنگام عصر و یا در طول روز را توضیح دهد.


۳) عدم وجود وجه تاریک:
برخلاف آنچه به نظر می آید، ماه هیچ وجه تاریکی ندارد. ماه تنها وجه دور افتاده ای دارد که امکان مشاهده آن از زمین وجود ندارد. دلیل این پدیده به زمانهای گذشته باز می گردد. در گذشته های دور تاثیرات گرانشی زمین باعث کند شدن چرخش ماه حول محور خود شد. به محض اینکه چرخش ماه به اندازه ای کند شد تا با دوره چرخشی خود به دور زمین انطباق پیدا کند، تاثیر گرانشی زمین بر روی ماه تثبیت شد. به همین دلیل ماه در حال حاضر یک بار به دور زمین چرخیده و یک بار حول محور خود حرکت می کند و به دلیل اینکه هر دو این چرخشها در زمانی واحد شکل می گیرند، زمین تنها قادر به مشاهده یک وجه از کره ماه خواهد بود.


۴) کمبود گرانش:
کره ماه ۲۷ درصد از ابعاد زمین را با جرمی کمتر تشکیل می دهد. در عین حال گرانش موجود در کره ماه تنها ۱.۶ گرانش کره زمین اندازه گیری شده است. به همین دلیل در صورتی که تکه سنگی در کره ماه از بالا به پایین پرتاب شود، سرعت سقوط آن بسیار کمتر از سرعت سقوط همان سنگ در زمین خواهد بود. همچنین در صورتی که وزن فردی در روی زمین ۶۸ کیلوگرم باشد، همان فرد در کره ماه ۱۱ کیلوگرم وزن خواهد داشت.


۵) کوچک و بزرگ شدن قرص ماه:
مدار حرکت ماه به دور زمین بر خلاف باور بسیاری بیضوی است و نه دایره. به همین دلیل فاصله میان مرکز زمین و مرکز ماه طی هر یک از دوره های کامل چرخش ماه، متغییر است. در نزدیکترین فاصله ماه به زمین که اصطلاحا حضیض خوانده می شود فاصله این دو جرم کیهانی از یکدیگر ۳۶۳ هزار و ۳۰۰ کیلومتر خواهد بود. این فاصله در نقطه عکس، یعنی در دورترین فاصله ممکن به ۴۰۵ هزار و ۵۰۰ کیلومتر افزایش پیدا می کند. به بیانی دیگر زمانیکه ماه در نزدیکترین فاصله خود از زمین کامل شود، ۱۴ درصد بزرگتر دیده شده و درخشش آن ۳۰ درصد افزایش خواهد یافت.


۶) تاریخچه بمباران در ماه:
حفره های موجود در سطح کره ماه می تواند گذشته سخت این کره را به خوبی آشکار سازد. به دلیل نبودن نزدیک به مطلق اتمسفر در ماه و کم بودن فعالیتهای درونی در این کره، تعداد حفره هایی که در اثر برخوردهای شدید در بیلیونها سال پیش در ماه به وجود آمده اند رکورد منحصر به فردی را به ثبت رسانده اند.
با تخمین تاریخ حفره های ماه، دانشمندان دریافته اند که سیاره زمین به همراه قمر خود در حدود چهار بیلیون سال پیش تحت بمباران شدید کیهانی بوده است.


۷) کره ماه کره نیست:
ماه شکل کروی و دوار ندارد بلکه تخم مرغی شکل است. در صورتی که ماه با دقت مورد مطالعه قرار گیرد می توان دید که مرکز ماه درواقع مرکز هندسی این قمر به شمار نمی رود و در واقع با مرکز واقعی کره دو کیلومتر فاصله دارد.


۸) ماه لرزه:
فضانوردان ماموریت آپولو طی بازدید خود از کره ماه از لرزه نگار استفاده کرده و دریافتند این جرم خاکستری جرمی مرده به شمار نمی رود. ماه لرزه های کوچک از کیلومترها پایین تر از سطح خارجی ماه سرچشمه می گیرند و اینگونه به نظر می رسد این لرزه ها تحت تاثیر کشش گرانشی زمین به وجود می آیند. شکستگی های کوچک و فوران گاز از نشانه های وجود ماه لرزه در این کره درخشان است.
دانشمندان بر این باورند ماه نیز دارای هسته ای داغ و مذاب مشابه زمین است. اما اطلاعات به دست آمده از کاوشگر سازمان ناسا در سال ۱۹۹۹ نشان می دهد که ماه دارای هسته ای بسیار کوچک بوده که تنها دو تا چهار درصد از جرم کلی ماه را تشکیل می دهد. این ابعاد در برابر ابعاد هسته زمین که ۳۰ درصد از جرم کلی زمین را تشکیل می دهد کاملا ناچیز است.
منبع: آسمان پرستاره شب

۹) تاثیر اقیانوسی:
عامل اصلی جزر و مدهای موجود در زمین با در نظر نگرفتن تاثیرات اندک خورشید، کره ماه است. گرانش ماه باعث ایجاد کشش بر روی اقیانوسهای زمین می شود. در ماه جدید و کامل، خورشید، زمین و ماه در یک ردیف قرار می گیرند که این پدیده جزر و مد بیشتری را نسبت به شرایط عادی به وجود می آورد. زمانی که ماه در تربیع اول یا آخر قرار دارد خفیف ترین جزر و مد به وجود می آید. چرخش ۲۹.۵ روزی ماه به دور زمین کاملا دوره ای نبوده و در نزدیکترین موقعیت ماه نسبت به زمین بیشترین جزر و مدها به حالت جهشی افزایش پیدا می کنند که به اصطلاح جزر و مد جهشی حضیضی خوانده می شوند.از دیگر تاثیرات جالب توجه کششهای قمری این است که ماه طی این جزر و مدها قسمتی از انرژی زمین را می رباید که این پدیده باعث کاهش ۱.۵ میلی ثانیه ای سرعت زمین در هر قرن می شود.


۱۰) خداحافظ ماه:
با توجه به آنچه گفته شد، ماه سالانه مقادیری از انرژی زمین را ربوده و از آن برای بالا کشیدن خود به اندازه چهار سانتیمتر در بالاترین مدارش استفاده می کند. محققان معتقدند ماه زمانی که در حدود ۴.۶ بیلیون سال پیش شکل گرفته است، فاصله ای برابر ۲۲ هزار و ۵۳۰ کیلومتر از زمین داشته است که این فاصله اکنون به ۴۵۰ هزار کیلومتر افزایش پیدا کرده است.
در عین حال سرعت چرخش زمین رو به کندی است و به همین دلیل روزهای زمین رو به طولانی تر شدن گذاشته اند. به تدریج صعود کشش سیاره زمین در میان یک خط فرضی میان مرکز زمین و ماه انباشته خواهد شد و به این شکل تغییرات چرخش سیاره ای زمین متوقف خواهد شد. در این صورت یک روز زمین برابر یک ماه خواهد شد. در صورت وقوع چنین پدیده ای که احتمال آن به بیلیونها سال در آینده نسبت داده شده است، یک ماه زمین بسیار طولانی شده و ماه به تدریج فاصله خود را از زمین افزایش خواهد داد.
پنج شنبه 28/11/1389 - 15:19
شخصیت ها و بزرگان

ورا روبین در 23 جولای 1928 در شهر فیلادلفیا به دنیا آمد. او از همان کودکی شیفته دنیای اسرارآمیز ستاره ها بود، به طوری که شب ها به زحمت بیدار می ماند تا چرخش تدریجی صورت های فلکی را حول ستاره قطبی از پنجره اتاق خواب خود که رو به شمال باز می شد، تماشا کند.

روبین در سن 17 سالگی وارد دانشگاه واسار شد و سه سال بعد با مدرک کارشناسی اخترشناسی از آنجا فارغ التحصیل شد. او جز به ادامه تحصیلاتش در دانشگاه پرینستون که در آن زمان به مرکز اخترشناسی معتبری در سطح جهان تبدیل شده بود، به چیز دیگر نمی اندیشید. بنابراین با اشتیاق فراوان، تقاضانامه ای را برای دریافت فرم های ثبت نام در دوره تحصیلات تکمیلی به دانشگاه پرینستون ارسال کرد، اما این فرم ها هیچگاه به دستش نرسید چرا که پرینستون تا سال 1971، زنان را در دوره های تحصیلات تکمیلی خود نمی پذیرفت. بدین ترتیب روبین سرانجام به دانشگاه کورنل رفت. در کورنل به او چندان اهمیت نمی دادند.

او زن بود و گذشته از آن، گروه اخترشناسی کورنل در آن دوران، گروه کوچکی بود که تنها دو مدرس داشت. اما از آنجایی که وی بیشتر در فیزیک کار کرده بود، این فرصت را به دست آورد تا با هانس بته – که بعدها به سبب تشریح واکنش های گداخت هسته ای در خورشید، جایزه نوبل گرفت – درس مکانیک کوانتومی پیشرفته را بگذراند. روبین الکترودینامیک کوانتومی را نیز از ریچارد فاینمن مشهور فراگرفت. روبین پس از اتمام دوره کارشناسی ارشد، برای گرفتن دکترا به دانشگاه جورج تاون رفت. تز دکترای او در مورد نحوه توزیع کهکشان ها در جهان بود.

 پس از اتمام دکترا وارد بخش اخترشناسی موسسه تحقیقاتی کارنگی در واشنگتن شد و در آنجا بود که تحقیق بر روی چرخش کهکشان های مارپیچی را آغاز کرد، تحقیقی که نهایتاً یکی از بزرگ ترین معماهای فیزیک از دل آن سر برآورد.

ورا روبین و همکارش کنت فورد آهنگ های دوران عده ای از کهکشان های دور را در رصدخانه ملی کیت پیک آریزونا اندازه گرفتند. آنان این کار را با اندازه گیری جا به جای دوپلری خوشه های نورانی ستاره های جای گزیده در درون هر کهکشان واقع در فاصله های گوناگون از مرکز کهکشان انجام دادند. یافته های آنان شگفت انگیز بود؛ تندی مداری ستاره ها در کناره مرئی بیرونی کهکشان در حدود تندی مداری ستاره های واقع در نزدیکی مرکز کهکشان بود.

چنانچه نتایج نشان می دهد اگر تمام جرم کهکشانها با نور مرئی نمایش داده شود چیزی نیست که ما انتظار دیدنش را داشته باشیم. نقش یافته شده توسط روبین و فورد هم آن چیزی نیست که ما در منظومه شمسی پیدا می کنیم. برای مثال تندی مداری پلوتو (دور ترین سیاره از خورشید) فقط در حدود یک دهم تندی مداری عطارد (نزدیک ترین سیاره به خورشید) است.

تنها توجیه درباره یافته های روبین و فورد که با مکانیک نیوتونی سازگار است این است که یک کهکشان شامل نوعی ماده است خیلی بیشتر از آنچه می بینیم. در واقع بخش مرئی یک کهکشان فقط نمایشگر 5 تا 10 درصد جرم کل کهکشان است. علاوه بر این مطالعات مربوط به چرخش کهکشانی و بسیاری مشاهدات دیگر ما را به این نتیجه می رساند که جهان سرشار از ماده ای است که ما نمی توانیم آن را ببینیم.

اندازه گیری های روبین نشان داد که کهکشان ها با چنان سرعتی در حال چرخشند که قاعدتاً باید تاکنون مضمحل می شدند. پس باید ماده ای ناشناخته و تاریک، فضای درون کهکشان ها را پر کرده باشد تا با نیروی گرانش خود، از اضمحلال کهکشان ها جلوگیری کند. اینگونه بود که معمایی به نام «ماده تاریک» پا به عرصه فیزیک گذاشت، ماده ای اسرارآمیز و ناشناخته که 90 درصد جرم کل جهان را تشکیل می دهد اما ما هنوز هم از ماهیت آن هیچ نمی دانیم.

منبع: آسمان پرستاره شب

پنج شنبه 28/11/1389 - 15:18
شخصیت ها و بزرگان
ادموند هالی در هشت نوامبر 1656 در هاگرستون لندن در یک خانواده اشراف‌زاده و متمول چشم به جهان گشود. پدرش کارخانه صابون‌سازی داشت. ادموند از همان دوران طفولیت زیر نظر مربیان درباری تحت تعلیم و تربیت قرار گرفت و از چهار سالگی علاقه خود را به دانستن ریاضیات نشان داد. او غرق در خوشی و ثروت پدر بود. بعد از ادموند، دو فرزند دیگر پا به دامن این خانواده گذاشتند، ادموند صاحب یک خواهر و یک برادر شد. ندیمه‌ها و دایه‌ها برای رفاه حال بچه‌های هالی شب و روز در خانه‌ای مجلل کار می‌کردند. مادر ادموند نیز همچون زنان متمول انگلیسی همیشه در حال رفت و آمد به مهمانی‌ها بود و توجهی به کودکانش نداشت. ادموند نسبت به خواهر و برادرش، پسری بااحساس و مهربان بود و آرزو داشت نیمی از روز را سر بر زانوی مادر بگذارد و دست نوازشگر مادرش را بر سرش حس کند، اما مادر وقت اینگونه کارها را نداشت و کلا مسئولیت تربیتی و نگهداری فرزندانش را به ندیمه‌هایش سپرده بود.ادموند برای تحصیل علم به مدرسه اشراف‌زاده‌های سنت پائول لندن فرستاده شد. او در مدرسه در دروس ریاضیات بهترین نمره را می‌گرفت و در سن 16 سالگی توانست دیپلم خود را با بالاترین رتبه دریافت کند.

 

در بازگشت به وطن از دوستان بسیار نزدیک نیوتن شد. وی معتقد بود که دنباله دارها مانند سیارات احتمالا" دارای مدار بیضوی هستند. این بدان معنا بود که دنباله دارها را می توان ردیابی نمود و بازگشت آنها را محاسبه و حتی پیش بینی کرد. هالی با کمک قانون جاذبه نیوتن پیش بینی کرد که دنباله داری که در سالهای 1607 و 1682 از کنار زمین گذشت در سال 1758 باز خواهد گشت. دنباله دار مزبور در سال 1759 بازگشت یعنی یک سال دیرتر، زیرا از مجاورت مشتری رد شده بود و جاذبه نیرومند مشتری از سرعت آن کاسته بود. بنابراین دنباله دار مزبور به افتخار او دنباله دار هالی نامیده شد.

ادموند در سال 1682 یک رصد‌خانه کوچک در آبلینگتون واقع در شمال لندن برپا کرد تا بهتر و بیشتر بتواند در این زمینه فعالیت کند. در ضمن به نوشتن چند کتاب برگرفته از نظریات و مشاهداتش پرداخت.

ادموند به این نتیجه رسید که ستارگان دنباله‌دار تفاوتی با ستارگان معمولی ندارند. او پیش‌بینی کرد هر 75 الی 78 سال یک ‌بار ستاره هالی در فراز آسمان زمین مشاهده می‌‌شود. این فرضیه وی که ستارگان دنباله‌دار همانند سیارات به دور خورشید می‌‌چرخند مورد تایید واقع شد. هالی در سال 1682 با یکی از دوستان دوران کودکی‌اش ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو پسر و یک دختر بود.

او تفاوت‌های بین شمال جغرافیایی و شمال مغناطیسی اطراف کره زمین را مورد بررسی قرار داد به این امید که اطلاعات حاصله بتواند برای یافتن طول جغرافیایی مورد استفاده دریانوردان قرار گیرد. سپس به مقام معاونت دبیر کلی انجمن سلطنتی لندن نایل شد. ادموند مطالعات زیادی را روی بادهای 30 درجه عرض شمالی و جنوبی خط استوا و بادهای موسمی نیز انجام داد. وی نتیجه مطالعات خود را درباره نوسانات مغناطیسی منتشر کرد.
ادموند هالی تنها به ستارگان فکر نمی‌‌کرد بلکه سعی در تخمین سن زمین داشت. او اظهار داشت که می‌‌توان از روی مقدار شوری آب اقیانوس‌ها سن زمین را محاسبه کرد. در ضمن به اثبات تو خالی بودن زمین پرداخت. هالی در سال 1692 اعلام کرد که انسان در خارجی‌ترین لایه از سه لایه مرکزی که همراه یک هسته داخلی سازنده زمین است، زندگی می‌‌کند. طبق این محاسبه‌ها حدود چهل درصد درون زمین چیزی ندارد و فضای خالی می‌‌باشد. اشتباه هالی از آن‌جا ناشی شد که وی برای چگالی کلی زمین از عدد غلط استفاده کرد و به این دلیل به چنین نتیجه‌ای رسید که زمین در تمام بخش‌های خود تو خالی است. البته دانشمندان بعد از هالی نظریه او را تصحیح کردند و به شناسایی لایه‌های زمین پرداختند.
هالی در سال 1678 اسحاق نیوتن را متقاعد و راضی ساخت تا یافته‌هایش را تحت عنوان اصول ریاضی فلسفه طبیعی به چاپ برساند. این کتاب دربرگیرنده جزییاتی در مورد نحوه محاسبه مدار چرخشی ستاره دنباله‌دار 1680 بود. او تجربه دوستی با نیوتن را ارزشمند می‌‌دانست و از نیوتن آموخته‌های زیادی را کسب کرد.
هالی به دلیل علاقه به ریاضیات و آمار، مسئولیت جدول‌های آماری مرگ و میر و زاد و ولد در انگلیس را به دست گرفت و با ارائه اصولی برای محاسبه بیمه ‌های عمر و مستمری سالانه، خدمت بزرگی به دولت کرد. دولت سلطنتی نیز وی را به مقام ناظر مالی انجمن سلطنتی منصوب کرد. هالی دو سال در این منصب به کار مشغول شد. بار دیگر هوای ماجراجویی و سفر با کشتی به سرش زد. لذا در 19 آگوست 1698 فرماندهی کشتی پارامور متعلق به نیروی دریایی سلطنتی را به عهده گرفت و سفر دریایی‌اش به روی آب‌های اقیانوس اطلس دو سال به طول انجامید. او  نوسانات مغناطیسی را اندازه گرفت و نمودارهای اقیانوسی را با دقت تمام رسم کرد. این نمودارها و اطلاعات بعدها مورد استفاده ملاحان و ناخدا های کشتی‌های دریایی قرار گرفت. هالی بعد از بازگشت از سفر دریایی همه اندوخته‌هایش را به صورت کتابی منتشر کرد. در زمانی‌که هالی در سفر دریایی به سر می‌‌برد پسر بزرگش بر اثر تب حصبه که آن دوران شایع بود جان خود را از دست داد و غم سنگینی را بر قلب هالی و همسرش گذاشت.

هالی مردی فعال و بااراده بود. او همزمان در چند جای مختلف کار می‌‌کرد. دولت از وی می‌‌خواست که به ماموریت‌های دیپلماتیک به تمام اروپا سفر کند تا از دانشگاه‌های دیگر کشورها بازدید داشته باشد.
در هشت ژانویه 1704 هالی به عنوان استاد ریاضیات و هندسه در دانشگاه آکسفورد منصوب شد و تا پایان عمرش در این مقام باقی ماند و یک سال بعد درباره یافته‌ها و تحقیقاتش در مورد ستاره‌های دنباله‌دار کتابی نوشت که بازگشت یک ستاره‌ دنباله‌دار را در سال 1758 پیش‌بینی کرد. در سوم نوامبر 1713 دبیر کل انجمن سلطنتی لندن شد و بعد عنوان ستاره ‌شناس سلطنتی را از آن خود کرد و در رصدخانه سلطنتی واقع در گرینویچ تا پایان عمر ساکن شد. او در آن‌جا مشاهدات دقیق و منظمی از حرکات ماه در یک چرخه چند ساله داشت. ادموند هالی این دانشمند ریاضیدان و ستاره ‌شناس و زمین ‌شناس در 14 ژانویه 1742 در سن 86 سالگی در گرینویچ به علت کهولت و ضعف جسمانی، زندگی را بدرود گفت.
چند سال بعد همه مقالات دانشگاهی وی توسط پسر کوچکش به صورت کتابی به چاپ رسید و مورد استفاده دانشجویان رشته ریاضیات، نجوم و زمین‌شناسی دانشگاه آکسفورد قرار گرفت.
اکنون نیز به یاد ادموند هالی، ستاره دنباله‌دار، حفره ‌ها، کوه‌های ماه و مریخ و ایستگاه تحقیقاتی در قطب جنوب را به نام او گذاشته‌اند.

منبع: آسمان پرستاره شب

پنج شنبه 28/11/1389 - 15:16
شخصیت ها و بزرگان

سر کریستوفر رن معمارى شناخته شده و مشهور است. وى طراح بیش از پنجاه کلیساى شهر لندن است که از جمله آنها مى توان به کلیساى جامع سنت پل اشاره کرد. در میان ساختمان هاى غیرمذهبى مهمى که وى ساخته است مى توان از رصدخانه سلطنتى گرینویچ یاد کرد. به هر حال با توجه به آشنایى ما با رن در حیطه معمارى، دستاوردهاى وى در زمینه ستاره شناسى کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در اینجا به برخى از دستاوردهاى وى اشاره خواهیم کرد که شامل رصدهاى ارزشمندى از ماه، زحل و ستارگان دنباله دار است، همچنین مواردى از تلاش هاى «رن» در راستاى بهبود و اصلاح تلسکوپ را ذکر خواهیم کرد. . .

کریستوفر رن در بیستم اکتبر سال ۱۶۳۲ در «ایست کیول» واقع در «وایت شایر» دیده به جهان گشود. هنگامى که وى دو سال بیشتر نداشت، پدرش که نام او نیز کریستوفر بود به عنوان پیشکار خاندان ویندزور (Windsor) برگزیده شد. خانواده رن زندگى خود را در دربار چارلز اول ادامه داد تا اینکه در سال ۱۶۴۲ جنگ داخلى انگلستان به وقوع پیوست. در این اوضاع، پدر رن به شهر بریستول که مقر سلطنت طلبان بود گریخت و بعدها نیز در آکسفورد مستقر شد.

رن در همان دوران وارد مدرسه وست مینیستر شد و در آنجا مشغول به تحصیل شد. در سن پانزده سالگى به طرز فزاینده اى به ستاره شناسى علاقه مند شد و با تشویقات چارلز اسکاربرگ مقاله اى درباره شاخص هاى آفتابى را به زبان لاتین ترجمه کرد. وى همچنین چندین شاخص آفتابى ساخت و مدلى کوچک را طراحى کرد که حرکات منظومه شمسى را نشان مى داد.

کریستوفر رن در سال ۱۶۴۹ به وادام کالج آکسفورد وارد شد و در آنجا موفق شد بزرگترین دانشمندان تجربى آن دوران را ملاقات کند که از آن جمله مى توان به عالیجناب دکتر جان ویلکینز و همین طور استاد برجسته ستاره شناسى دکتر ست وارد اشاره کرد. این افراد تاثیر شگرفى بر «رن» گذاشتند و وى در طول پنج سال پس از ورود از دانشجویى که به طور تفننى ستاره شناسى را دنبال مى کرد به فردى بدل شد که تمام وقت خود را وقف نجوم مى کرد. وى به همراه دکتر ست وارد به ساخت و تجهیز یک رصدخانه متحرک بر برج کالج وادام همت گماشت. نخستین مشاهدات جدى وى از سال ۱۶۵۴ و هنگامى آغاز شد که تلسکوپ را به سوى زحل نشانه رفت. همان گونه که در میان ستاره شناسان آن دوران معمول بود، رن نیز مجذوب منطقه اى از این سیاره شد که آن را این گونه توصیف کرد: «قسمتى از زحل که از سایر بخش هاى آن تاریکتر است و اندکى باریکتر از کمربندهاى مشترى است». همچنین این طور به نظر مى رسید که این محدوده به طور متناوب آشکار و پنهان مى شود.

رن تا سال ۱۶۵۹ با استفاده از یک تلسکوپ شکستى ۳۶ فوتى (۱۲ مترى) مستقر در آکسفورد رصدهاى بسیارى از زحل انجام داد. رن در ادامه کار خود به همکارى با یکى از دوستانش به نام سر پاول نیل پرداخت. وى منجم آماتورى بسیار متمول و صاحب رصدخانه اى شخصى در وایت والتام واقع در برکشایر بود. رن چندان علاقه اى به ثبت رصدهاى خود نداشت اما ترجیح مى داد از آنچه که مى بیند تصویرى دقیق ترسیم کند. در همین راستا مدل هایى مقوایى، مومى و مسى از زحل ساخت. سرانجام مدل مسى که رن ساخته بود بر فراز ستونى در کالج گرشام لندن قرار گرفت و مدتى بعد یعنى در سال ۱۶۵۷ خود رن به سمت استاد ستاره شناسى آن کالج انتخاب و در همان جا مشغول به کار شد.

در همین کالج بود که رن سرانجام نظریه خود را در رابطه با زحل ارائه کرد. وى از مجموعه رصدهاى خود چنین نتیجه گرفت که سیاره زحل را «هاله»اى بیضى شکل احاطه کرده است. البته رن بر آن بود تا با ادامه رصدهاى خود و انجام مشاهدات تکمیلى مسئله مذکور را به طور کامل تحلیل کند. اما رن در این مسیر مغلوب نظریه کریستین هویگنس شد. نظریه هویگنس به درستى بیان مى کرد که «زحل به وسیله یک حلقه نازک و تخت احاطه شده است که در هیچ نقطه اى با سیاره تماس ندارد». رن بعدها با فروتنى ویژه اى چنین مى نگارد که «یافته ها و دستاورد هاى هویگنس را از یافته هاى خودم بیشتر دوست مى دارم». هویگنس در سال ۱۶۵۵ نیز موفق به کشف قمر تیتان شد که رن آن را به اشتباه یک ستاره تصور کرده بود.

کریستوفر رن بر این امر واقف بود که تنها با تکمیل و اصلاح تلسکوپ ها است که مى توان به پیشرفت هاى بزرگى در ستاره شناسى نائل آمد. لازم بود که تلسکوپ به وسیله اى بدل شود که نه تنها براى رصد و مشاهده از آن استفاده مى شود بلکه بتوان از آن براى انجام محاسبه دقیق اجرام آسمانى بهره برد. ایده مذکور در بررسى هایى که رن بر روى ماه انجام داده، کاملاً مشهود است. رن در سال ۱۶۵۵ به همراه دکتر جان ویلکینز با ارائه طرح ساخت یک تلسکوپ شکستى به طول هشتاد فوت (۲۷ متر) پروژه اى بلند پروازانه را طراحى کردند. البته لازم به ذکر است که در مرحله اجرا آنان تصمیم به ساخت تلسکوپ کوچکترى گرفتند که ۲۴ فوت (۸ متر) طول داشت. رن با استفاده از تلسکوپ مذکور یک برنامه ماه نگارى را به انجام رساند که خودش معتقد بود از کار یوهانس هولیوس دقیق تر است، کما اینکه خود رن چنین مى نویسد: «من تمام کارها را براساس قاعده و با بهره گیرى از ترسیمات انجام دادم، لکن کار یوهانس هولیوس بر پایه حدس و گمان استوار بود».

البته هنگامى که مى بینیم وى با استفاده از یک میکرومتر درصدد اندازه گیرى دقیق ارتفاع کوه هاى ماه و طراحى نقشه اى از اجزاى ماه بوده است پى مى بریم که سخن گزافى بر زبان نرانده است. البته درست است که حدود ۱۵ سال پیشتر، میکرومتر به وسیله ویلیام گاسکوین اختراع شده بود اما این رن بود که در تحقیقات خود بر روى ماه، بهره اى کامل و موثر از آن برد.

رن هنگامى که در سال ۱۶۶۱ به سمت استاد ستاره شناسى آکسفورد برگزیده شد به فردى شناخته شده در حیطه نجوم مبدل شد. رن در همان سال از طرف مجمع سلطنتى دستور ساخت یک مدل از کره ماه را براى چارلز دوم صادر کرد. کره ماه حاصل قطرى معادل ۱۰ اینچ (۲۴ سانتى متر) داشت و از مقوا ساخته شده بود و طرح هاى برجسته اى همراه با رنگ آمیزى هایى بر آن نقش بسته بود. مدل مذکور را رن شخصاً به پادشاه تقدیم کرد و همان گونه که بعدها پسرش مى نویسد «فرمانروا با رضامندى خاصى آن را پذیرفت».

یکى از مهمترین فعالیت هاى رن در زمینه ستاره شناسى در قالب رصدها و تحلیل هایش در رابطه با دنباله دارها انجام شد. این بار هم رن با همکارى فرد دیگرى گام در این راه نهاد و آن همکار، فردى بود به نام رابرت هوک. نخستین ملاقات رن با هوک خوش ذوق و مستعد، براى اولین بار در کالج «وادام» انجام شد و همین دیدار بود که موجبات دوستى و همکارى آن دو را فراهم ساخت. با امکاناتى که هوک به عنوان نقشه بردار شهرى در دست داشت، رن آرشیتکت این موقعیت را پیدا کرد که در بازسازى شهر لندن پس از آتش سوزى مهیب سال ۱۶۶۶ نقش مهمى ایفا کند. اندکى پیش از اینها یعنى در دسامبر سال ۱۶۶۴ هر دوى این افراد در جلسه مجمع سلطنتى شرکت داشتند. در این جلسه مسئله مشاهده یک دنباله دار درخشان مطرح شد و از رن و هوک خواستند تا رصدهاى خود را در رابطه با این دنباله دار با یکدیگر مطابقت دهند، ضمناً در آن شرایط هر نتیجه گیرى اى که این دو نفر در رابطه با ساختار مدار دنباله دارها ارائه مى دادند، پذیرفته مى شد. در ابتدا هر دو به سمت حرکت مستقیم الخط گرایش داشتند و حتى رن تلاش مى کرد تا روشى را براى تعیین محل دنباله دارها ابداع کند که مبین حرکت بر خط مستقیم باشد. به هر حال با گذشت اندک زمانى، رن پروژه را به هوک محول کرد.

کنجکاوى رن با ظاهر شدن دنباله دار درخشان دیگرى در مارس سال ۱۶۶۵ دوباره تحریک شد. رن در هفته هاى نخستین ماه آوریل به رصد دنباله دار پرداخت و کار بر روى فرضیه اى را آغاز کرد که مى توانست حرکت دنباله دارها را توضیح دهد. وى در نامه اى که به رابرت هوک مى نویسد اشاره مى کند که در شرف دستیابى به یک نظریه صحیح است و چنین مى گوید که «هنگامى که نظریه ام توسط رصدهایت تائید شد آن را برایت مى فرستم». هوک در پاسخ خود بر این امر تاکید مى کند که در حال حاضر، هم او و هم رن، بر سر این مطلب که دنباله دارها بر مسیرى دایره اى یا بیضوى حرکت مى کنند توافق دارند و در حالى که سخنانش را جمع بندى مى کرد افزود: «امیدوارم که بتوان این دنباله دار را تا ظهور دوباره اش دنبال کرد». هوک در ادامه سخنان خود درباره ساختار دنباله دارها به این مطلب اشاره مى کند که «دوام و قوام یک دنباله دار بیش از یک ماه و یک سال است و امکان تخمین زمانى خاص براى آن میسر نیست». متاسفانه رن چندان تمایلى به چاپ و انتشار کارهایش نداشت و به رغم تشویق ها و ترغیب هاى جامعه سلطنتى نظریاتش هرگز منتشر نشد.

رن اغلب اوقات طى ملاقات هایى غیررسمى و خصوصى با دیگر دانشمندان زمان خود به بحث در رابطه با مسائل علمى روز مى پرداخت. پس از یکى از کنفرانس هاى رن در کالج گرشام که در نوامبر سال ۱۶۶۰ انجام شد تصمیم گرفتند کالج مذکور تبدیل به مجمع شایسته براى پیشرفت آموزش فیزیک و ریاضیات کاربردى شود.در همین راستا از چارلز دوم کمک خواستند و رن نیز شخصاً مقدمه اى بر منشور این مجمع نگاشت. رن در طول سال هاى ۱۶۸۰ تا ۱۶۸۲ ریاست این مجمع سلطنتى را برعهده داشت.

رن در طول دوران کارى اش چندین بار اقداماتى براى بهبود وضعیت تلسکوپ ها انجام داد. شاید جالب ترین آنها تلسکوپ دوتایى بود که وى آن را در سال ۱۶۶۵ ساخت. تلسکوپ مذکور قابلیت استفاده همزمان توسط دو رصدگر را داشت. با تدابیرى که در طراحى آن اتخاذ شده بود، زوایاى موردنیاز (زوایاى بین ستارگان و سیارات) از روى مقیاسى که در بین دو رصدگر قرار داشت قابل خواندن بود. دو سال پیش از آن، وى در یک کنفرانس در همان مجمعى که پیشتر ذکر شد طى سخنانى بر اهمیت رصد با تلسکوپ و همین طور ضرورت بهبود قدرت آن تاکید کرده بود. رن طى یک سخنرانى مدلى از یک موتور ارائه کرد که از آن براى ساییدن عدسى هاى هذلولى شکل استفاده مى شد. وى امیدوار بود که این مدل بتواند در راه رفع مسئله ابیراهى رنگى و کروى در تلسکوپ هاى شکستى، گامى موثر بردارد، اما متاسفانه نمونه کاربردى آن هرگز ساخته نشد.

رن همچنین در رابطه با ایده هاى خود براى بهبود تلسکوپ ها به انتشار مقاله اى با عنوان «روشى براى ساخت تلسکوپ با مشکلاتى اندک، هزینه کم، طول زیاد و قابل استفاده در هر ارتفاع دلخواه» اقدام کرد. حتى آن هنگام که رن، دیگر یک منجم فعال نبود هیچ گاه از تشویق دیگران براى انجام کارهاى نجومى دست نکشید. به عنوان مثال در سال ۱۶۸۴جایزه اى معادل چهل شیلینگ تعیین کرد تا به نخستین فردى تعلق گیرد که بتواند شکل مدار سیارات را براساس قانون عکس مجذورى گرانش توضیح دهد. ابتدا رابرت هوک مدعى شد که مسئله را حل کرده است، لکن تلاش وى براى ارائه هرگونه محاسبه اى ناکام ماند. ادموند هالى و مابقى اعضاى انجمن مذکور فعالیت هاى گسترده اى را براى حل این مسئله آغاز کردند که هیچ کدام با موفقیت همراه نبود. هالى در کمبریج با آیزاک نیوتن ملاقات کرد و در رابطه با مسئله مطرح شده با وى مشورت کرد و جواب را از وى درخواست کرد. نیوتن چنین پاسخ داد که با توجه به قانون گرانش قاعدتاً باید مدارات شکل بیضوى داشته باشند، وى همچنین محاسباتى را براى اثبات نظرش به انجام رسانید که همگى مفقود شد. هالى از نیوتن خواست که مجدداً محاسباتش را تکرار کند و نیوتن که توسط هالى به این مسئله ترغیب شده بود، فعالیت هاى خود را گسترش داد تا اینکه اقدام به انتشار کتاب مشهور خود اصول ریاضى (Principa Mathematica) اقدام کرد البته لازم به ذکر است که به دلیل کمبود بودجه انجمن سلطنتى، کتاب نیوتن با حمایت هاى هالى به چاپ رسید.

از اواسط دهه ۱۶۶۰ رن به شدت به معمارى تمایل پیدا کرد. معمارى رشته اى بود که از چند جهت براى وى جالب بود، یکى از آن موارد این بود که وى مى توانست تمام تجربیات خود را در قالب یک نقشه بردار به کار گیرد و به همین دلیل به فعالیت در آن زمینه پرداخت. در آن دوران وى هنوز بالنسبه جوان بود در حالى که سهم قابل توجهى در ستاره شناسى زمان خود داشت. شاید بهتر باشد که امروز بیشتر از کارها و خدمات او یاد کنیم.

منبع: آسمان پرستاره شب

پنج شنبه 28/11/1389 - 15:12
شخصیت ها و بزرگان

ابوالعباس فضل بن حاتم نیریزی در نیمه دوم قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری می زیسته . او در نیریز ، شهری کوچک در جنوب شیراز فعلی متولد گردید . در زمان خلافت متوکل سال 891 میلادی هنگامی بود که وی در شورشهایی علیه خلیفه شرکت کرد .
پس از سقوط متوکل در اثر شورشهای مردمی و همچنین پس از خلافت معتمد ، معتضد به خلافت رسید . معتضد اصلاحات در مدیریت کشور و مسائل مالی در راس کارهای خود قرارداد . نیریزی در راستای کارهای خلیفه ، فعالیتهای گسترده ای در دوران خلافت ده ساله او انجام داد و کمک زیادی برای خلیفه بود او حتی بعضی از تالیفات خود را بنام او و وزرای او نوشته ، از جمله رساله " فی احدااث الجبر " و کتاب معرفته الات برای قاسم این عبیدالله بن موسی وزیر معتضد نوشته است .
مسلم است که قسمت فعال دوران زندگی او بخصوص فعالیتهای علمی و تحقیقی او در بغداد بوده است . لبن ندیم وقایع نگار قرن دهم میلادی فضل را یک منجم و ستاره شناس متبحر میداند . او شاهد این ادعای خود را کتاب مجسطی بطلمیوس می داند که فضل دو کتاب راجع به آن نوشته است .همچنین دو  کتاب دیگر او مربوط به علم نجوم و رصد خانه است . ابن قبطی بیشتر تحقیقات فضل را در زمینه هندسه میداند . ابن نونس ستاره شناس مصری نیز فضل را عالم و مبتکر علم هندسه دانسته است . ابوریحان بیرونی در چندین موضع از فضل نام برده و در بسیاری از موارد به آرا او استناد کرده است مثلا در کتاب " قانون مسعودی " و " اثارالباقیه " و " رساله افراد واقال فی امر اطلا "
حکیم عمر خیام در رساله مودرات از فضل یاد کرده و دستاوردهای او را ستناد کرده است کما الدین فارسی ریاضیدان و نورشناس معروف ایرانی در کتاب " تنقیح المناظر " از کارهای فضل نام برده است .

کما الدین فارسی روایتی دارد که در زمان المعتضد خلیفه عباسی قوس و قزحی دیده شده که طبقه تیره رنگ و سیاهی در آن دیده می شد . این موضوع باعث وحشت خلیفه و وزرایش شد . به فضل رجوع کردند . وی به طریق علمی برای آنها توضیح داد که علت این موضوع این است که خورشد از زوایای مختلف به قطرات معلق در هوا می تابد انعکاس و تقاطع مضاعف که نور را درقطره آب تجزیه میکند باعث می شود که رنگ آبی که یکی از رنگهای تجزیه شده است به طور مضاعف روی هم قرار گیرد و در نتیجه به صورت تیره رنگ دیده شود و هیچ ارتباط به بد شومی ندارد . این تشخیص در ان زمان با عدم امکانات نوعی اختراع بحساب می آید .
خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب شکل القطاع از فضل نام برده و معتقد است که فضل از جمله ریاضیدانان بوده است. بزرگان و اندیشمندان اروپائی درباره فضل نوشته اند . از جمله سارتن مینویسد که اولین بار اصطلاح ظل معکوس را که معادل TAN است بوسیله فضل کشف شده است ولی شواهدی در دست است که قبل از فضل نیز شخصی بنام حبش حاسب این اصطلاح را به کاربرده است .
تالیفات فضل نیریزی :
1 - شرح کتاب اصول اقلیدس
2 - رساله فی بیان
3 - تفسیر کتاب المجسطی
4 - زیج کبیر
5 - زیج صغیر
6 - اسطرلاب کروی
7 - کتاب ظاهرات الفلک
8 - معرفه الات
9 - رساله فی احداث الجو
10 - مقاله فی حوادث القرانات
11 - فی تخطیط ساعات زمانیه
12 - رساله فی سمت القبله
13 - تفسیر کتاب الاربعه بطلمیوس
شرحی مختصر بر برخی آثار نیریزی :
1 - الفصل فی تخطیط ساعات زمانیه : کتاب نیریزی درباره رسم خطوط بر روی صفحه ساعتهای خورشیدی برای هر عرض جغرافیائی خاص . از این کتاب تنها یک  نسخه موجود است .
2 - اسطرلاب کروی : این کتاب درباره گونه ای از اسطرلاب نوشته شده و از چهار فصل تشکیل شده است به عقیده جرج سارتن در کتاب مقدمه ای برتاریخ علم این کتاب مهمترین تالیف مسلمانان درباره اسطرلاب کروی است ، دانشمندان آلمان " ریمان " درباره این کتاب تحقیق مفصلی انجام داده است .
3 - مقاله فی حوادث القرانات : این کتاب که به نام خلیفه " المکتفی باالله " ( 263 تا 259 ) نوشته شده ، در موضوع ستاره بینی میباشد .
4 - شرح نیریزی بر اصول اقلیدس : مهمترین اثر ریاضی یونان اصول اقلیدس است که حدود 300 سال پیش از میلاد در 13 مقاله تالیف شد اقلیدس در این اثر مباحث هندسه مسطحه مقدماتی ، تناسب ، اعداد ، مقادیر گنگ و هندسه فضائی را به شیوه منسجم عرضه میکند او درآغاز کتاب تعریفها و اصول متعارفی و اصول موضوع را آورده و سپس قضیه ها و ترسیمهائی در ترتیب منطقی عرضه میکند . این کتاب بر تاریخ ریاضیات تا قرن 19 میلادی تاثیر عظیمی گذاشته است هرچند که اقلیدس اصول را به عنوان متنی برای استفاده همکارانش و نه بعنوان کتاب بررسی هندسه تالیف کرد. برخی از مباحث اصول ، دشوار یا مبهم هستند . نیریزی یکی از نخستین ریاضیدانان دوره اسلامی بود که شرحی بر دست کم ده مقاله نخست این اثر نوشت بخش اعظم شرح نیریزی بر 6 مقاله نخست اصول بصورت نسخه عربی موجود است . در مورد شرح نیریزی بر مقاله دوم اصول راجع به نظریه مقادیر گنگ سردرگمی زیادی وجود دارد . تاریخ نگاران ریاضیات بنا به دلایلی در مورد مولف دوم این شرح مقاله دهم تردید هائی دارند . نیریزی شرح خود را به این قصد نگاشته است که آنچه اقلیدس تعریف کرده است بحثهائی درباره ساختار قضیه هندسی " اثباتها" ئی برای برخی از اصول موضوع اقلیدسی . یادداشتها یا صورتهای دیگری برای قضیه های اصول و مانند آن شرح نیریزی در اواخر قرن 19 میلادی ( 13 هجری ) توجه تاریخنگاران اروپائی ریاضیات را بخود جلب کرد . نیریزی همچنین صورت جالب دیگری برای برهان قضیه فیثاغورس از ثابت ابن تره بیان کرده است.

ترجمه لاتینی شرح نیریزی بر اصول ظاهرا در سده های میانه رواج چندانی نداشته است اما دو عالم از میانه قرن سیزدهم میلادی به نامهای آلبرتوس کبیر و راجر بیکن به مطالعه آن پرداختند . البرتوس کبیر کتابی در هندسه نوشت که اساسا تفسیری از مقاله های اول تا چهارم اصول همراه با مقدمه های فلسفی و شرح ریاضی است البرتوس در این کتاب در بسیاری از مطالب فنی نیریزی تاثیر پذیرفته است . البرتوس در متن نیریزی اصلاحاتی اعمال کرد . راجر بیکن نیز که در حوالی سال 1215 میلادی در انگلستان به دنیا آمد و در اکسفورد تحصیل کرد آثار زیادی نوشت او شیفته ریاضیات بود . او خلاصه ای از هندسه تالیف کرد و آن را در پایان کتاب خود بنام کلیات ریاضی "comminia matematica" افزود . راجر بیکن در این خلاصه پنج بار از نیریزی نام می برد همچنین چند برهان ساده از شرح نیریزی را نقل میکند و بحثی درباره هندسه نظری و عملی را که نیریزی از سیمپلیکیوس گرفته است میآورد. پس شرح نیریزی بر راجر بیکن و آلبرتوس کبیر اثر گذاشت به این معنی که به وسیله آنها خوانده شد و مطالعه گردید و آلبرتوس کبیر اصلاحاتی در آن اعمال کرد .


منبع: آسمان پرستاره شب

پنج شنبه 28/11/1389 - 15:11
نجوم

                     Jupiter 


تصویر سیاره مشتری و نزدیکترین ماه آن Io که توسط فضاپیمای Cassini در سال 2000 تهیه شده است.
عکسی را که مشاهده می کنید توسط فضاپیمای Cassini ناسا (NASA) در اول دسامبر 2000 از قسمتی از سیاره مشتری (Jupiter) که در آن بخش دایره ای شکل قرمز رنگی که به چشم مشتری معروف است، مشخص می باشد گرفته شده است. این عکس رنگی از فاصله 28.6 میلیون کیلومتری این سیاره تهیه شده است و دارای دقتی معادل 170 کیلومتر مربع برای هر پیکسل می باشد که در آن نزدیکترین قمر ژوپیتر بنام Io نیز قابل مشاهده می باشد.


لبه های نقطه قرمز بیضی شکل در این سیاره از ابر و مه بسیار شدید آمونیاک پوشیده شده است که در شکل بخوبی قابل مشاهده می باشد و همانطور که می بینید این نقطه در سطح سیاره همانند یک مارپیچ می ماند که از بیرون به سمت داخل پیچ می خورد.

گالیله (Galileo)، فضاپیمای قبلی که تحقیقاتی راجع به چشم مشتری انجام داده بود به این نتیجه رسیده بود که گازهای موجود در قسمت های بیرونی چشم مشتری با سرعت زیاد و بطور دائمی در جهت عقربه های ساعت حرکت می کنند، حال آنکه قسمت های درونی این ناحیه با سرعت کمتر و در خلاف جهت عقربه های ساعت حرکت می کنند.

با نزدیکتر شدن فضاپیمای Cassini به مشتری یافته های قبلی تایید و مشخص شد که هرچه به سمت داخل چشم بیشتر حرکت کنیم مارپیچ ها تیز تر هم می شود. Cassini پس ارسال این عکس، در تاریخ سی ام دسامبر 2000 به نزدیکترین فاصله خود تا مشتری، یعنی 10 میلیون کیلومتری رسید.

نکته مهمی که Cassini مشخص کرد آن بود که چشم مشتری نسبت به زمانی که فضاپیماهای گالیله یا Voyager از آن تصویر برداری کرده بودند تغییرات محسوسی نموده است. در آن زمان اطراف چشم مشتری نواحی ای موجود بود که در آنها دیگر ابر های آمونیاک وجود نداشت و این نواحی طبیعتا" تیره دیده می شد. اما تصویر برداری های جدیدتر Cassini نشان داد که این نواحی بتدریج در حال پر شدن با ابرهای آمونیاک هستند و این روندی کلی است. به همین دلیل سیاره مشتری نسبت به دو دهه قبل پر نور تر و روشنتر دیده می شود.

منبع: آسمان پرستاره شب

پنج شنبه 28/11/1389 - 15:10
نجوم

آقای اید چرچویل دانشمند اخترشناس در دانشگاه ویسکانسین – مادیسون می گوید: " ما هنوز تعداد دقیق کهکشان ها را نمی دانیم، اما می دانیم که بسیار زیاد هستند." در یک تصویر گرفته شده توسط تلسکوپ فضایی هابل حدود 10 هزار کهکشان دیده می شود.

در کهکشان خود ما )کهکشان راه شیری) حدود 100 تا 300 میلیارد ستاره وجود دارد که از جمله آن فقط 6000 ستاره از زمین  با چشم غیرمسلح قابل دیدن می باشد. اما با پیشرفت تلسکوپ های ساخته شده، شمار کهکشان ها هم بیشتر می شود و می توانیم بهتر به گذشته های دور تر بنگریم.

آقای چرچویل می گوید: " برای شمردن همه آنها، باید بتوانید عمیقتر به فضا بنگرید تا ببینید که کهکشان ها چه زمانی تشکیل شده اند. ما تا کنون به آن حد نرسیده ایم. تعداد کهکشان ها به خوبی مشخص نشده، اما زمانی به این هدف خواهیم رسید."

اخترشناسان فکر می کنند که صدها میلیاردکهکشان در کائنات وجود دارد، اما شمار دقیق آن تا کنون مشخص نشده است . آیا لازم است اخترشناسان بدانند که چه تعدادکهکشان را می شناسیم؟

تخمین شمار موجود کهکشان ها در کائنات با شمردن اینکه چه تعداد کهکشان را می توانیم در یک منطقه کوچک از آسمان بنگریم، به دست می آید. سپس این تعداد را تعمیم می دهیم تا حدس بزنیم که چه تعداد کهکشان در کل آسمان وجود دارد.

میدان عمیق هابل

در حال حاضر، صد ها میلیارد کهکشان توسط میدان بی نهایت عمیق تلسکوپ فضایی هابل در مدت یک سال شمرده شده است. هابل با نشانه گرفتن به یک قسمت کوچک آسمان برای چند ماه؛ یعنی یک نقطه کوچک کمتر از یک دهم یک میلیونم آسمان را جستجو می کند.

چرچویل می گوید: "شما به آسمان می نگرید و با خود می گویید که چه تعداد کهکشان را می توانم ببینم؟ بعد معلوم می شود که چقدر شمار آن زیاد است." شما تعدادی از کهکشان در یک قسمت کوچک آسمان (به اندازه یک سانتی متر مربع) را بشمارید و همه آسمان را با این قسمت کوچک ضرب کنید. در نتیجه می بینید که چقدر شمار  کهکشان ها در آسمان زیاد است.

منبع: اسمان پرستاره شب

پنج شنبه 28/11/1389 - 15:9
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته