امام مهدي (عج) در كلام معصومين عليهم السلام
به قلم غلامرضا تاتاري
كارشناس ارشد تاريخ و تمدن ملل اسلامي
1 ـ «صاحب» در صحف ابراهيم(عليه السلام); 2 ـ «قائم» در زبور سيزدهم;
3 ـ «قيدمو» در تورات به لغت تركوم;
4 ـ «ماشيع» (مهدى بزرگ) در تورات عبرانى;
5 ـ «مهميد آخر» در انجيل;
6 ـ «سروش ايزد» در زمزم زرتشت;
7 ـ «بهرام» در ابستاق زند و پازند;
8 ـ «بنده يزدان» هم در زند و پازند;
9 ـ «لند بطاوا» در هزار نامه هنديان;
10 ـ «شماخيل» در ارماطس;
11 ـ «خوراند» در جاويدان;
12 ـ «خجسته» (احمد) در كندرال فرنگيان;
13 ـ «خسرو» در كتاب مجوس;
14 ـ «ميزان الحق» در كتاب اثرى پيغمبر;
15 ـ «پرويز» در كتاب برزين آذر فارسيان;
16 ـ «فردوس اكبر» در كتاب قبروس روميان;
17 ـ «كلمه الحق» در صحيفه آسمانى;
18 ـ «لسان صدق» هم در صحيفه آسمانى;
19 ـ «صمصام الاكبر» در كتاب كندرال;
20 ـ «بقيةالله» در كتاب دوهر;
21 ـ «قاطع» در كتاب قنطره;
22 ـ «منصور» در كتاب ديد براهمه;
23 ـ «ايستاده» (قائم) در كتاب شاكمونى;
24 ـ «ويشنو» در كتاب ريگ ودا;
25 ـ «فرخنده» (محمد) در كتاب وشن جوك;
26 ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در كتاب پاتيكل;
27 ـ «پسر انسان» در عهد جديد (اناجيل و ملحقات آن);
28 ـ «سوشيانس» در كتاب زند و هومو من يسن، از كتب زردتشيان;
29 ـ در كتاب «شابوهرگان» كتاب مقدس «مانويه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ايزد» آمده كه بايد در آخر الزمان ظهور كند، و عدالت را در جهان آشكار سازد;
30 ـ «فيروز» (منصور) در كتاب اشعياى پيامبر.
امام مهدي (عج) در كلام معصومين عليهم السلام
به قلم غلامرضا تاتاري
كارشناس ارشد تاريخ و تمدن ملل اسلامي
«ونريد ان نمن علی الذين استضعفوا في الارض ...»وما اراده كرده ايم بر آنان كه در روى زمين به ضعف كشيده شده اند، منت نهاده آن ها را پيشوايان ووارثان زمين قرار دهيم.
صفات و جزئيات زندگى آن مصلح جهانى، از پيامبر و ساير پيشوايان معصوم (ع)وارد شده است و علماى شيعه و سنى آن ها را در منابع معتبر خود آورده اند. در اينجا فقط فهرست قسمتى از آن ها آمده است:
48 حديث در مورد اين كه حضرت مهدى (ع)نامش، نام مبارك پيامبر(ص)وكنيه اش، كنيه شريف پيامبر(ص) است نقل شده،136 حديث درباره اين كه حضرت مهدى (ع)دوازدهمين امام و آخرين پیشوا است.214 حديث در مورد اين كه حضرتش دهمين فرزند اميرمؤمنان على (ع)است.192 حديث در مورد اين كه آن حضرت از فرزندان حضرت فاطمه (ع)است.308 حديث در مورد اين كه وى، نهمين فرزند امام حسين (ع)است.185 حديث در مورد اين كه او، هشتمين فرزند امام سجاد است.103 حديث در مورد اين كه او هفتمين فرزند امام باقر(ع است .
202 حديث در مورد اين كه او، ششمين فرزند امام صادق (ع)است.199 حديث در مورد اين كه او، پنجمين فرزند حضرت موسى بن جعفر(ع)است.95 حديث در مورد آين كه او، چهارمين فرزند على بن موسى الرضا(ع)است.90 حديث در مورد اين كه او، سومين فرزند جوادالائمه (ع)است.90 حديث در مورد اينكه او، دومين فرزند امام هادى (ع)است .293 حديث در مورد اين كه او فرزند بلافصل امام عسكرى (ع).293 حديث در باب ولادت با سعادت حضرتش آمده است.14 حديث درباره اين كه آن حضرت، پنهانى متولد شده است.318 حديث راجع به اين كه عمر شريفش بسيار طولانى خواهد شد.91 حديث در مورد اين كه مدَت زیادى از انظار غايب و پنهان خواهد بود.10 حديث در مورد اين كه غيبت حضرتش به دو غيبت صغرى وكبرى تقسيم مى گردد.15 حديث در مورد اين كه آيين وى، همان آيين مبين اسلام وكتابش قرآن است.47 حديث در مورد اين كه وى جهانيان را به دين مبين اسلام دعوت مى نمايد و در تمامى روى زمين حكومت واحد جهانى بر اساس قانون اسلام تشكيل مى دهد.123 حديث درباره برقرارى عدالت اجتماعى در جهان توسط وى .19 حديث در مورد اين كه وى زمين را از شرك وكفر پاك مى نمايد.7 حديث در مورد اين كه ايمان و امنيت واقعى در حكومت عادلانه اش حكمفرما خواهد گرديد. 12 حديث در مورد اين كه اسلام، شرق و غرب جهان را فرا خواهدگرفت.7 حديث در مورد اين كه بشر پیرو يك آيين خواهد گرديد و همه در تحت لواى اسلام در خواهند آمد.7 حديث در مورد اين كه با شمشير قيام خواهد كرد.5 حديث در مورد اين كه در دوران حكومت عدالت پيشه او، جهان آباد خواهد گرديد و عقول مردمان كامل تر خواهد شد.23 حديث در مورد اين كه معجزات و امتيازات پيامبران در او جمع است و به دست تواناى حضرتش ظاهر مى گردد.7 حديث در مورد اين كه وقت ظهورش بر احدى از آحاد مردم معلوم نيست و هركس وقت تعيين مى كند دروغگوست .25 حديث در مورد اين كه اصحاب خاص آن حضرت 313 نفرند و از اطراف و اكناف عالم به سرعت، به اندازه، يك چشم بر هم زدن نزدش جمع مى شوند.29 حديث در مورد اين كه حضرت عيسى (ع)در نماز به وى اقتدا مى نمايد.27 حديث در مورد اين كه منادى آسمانى حضرتش را به نام و نشان به جهانيان معرفى مى كند.657 حديث در مورد اين كه براى ظهور مبارك آن حضرت علايم و نشانه هايى خواهد بودكه پيش از ظهور مباركش به وقوع خواهد پيوست(منتخب الاثر، فصل دوم در ضمن باب49).
رسول اكرم(ص) در روز غديرخم پس از حمد و ثناى خداوند و دعوت مردم به سوى خاندان گرامى نبوت و چنگ زدن به ريسمان ولايت على بن ابيطالب(ع) فرمودند:«اى گروه مردمان!آن نور خداى تبارك و تعالى در من قرار گرفت و پس از آن در وجود على(ع)، آنگاه از او در نسلش تا «قائم المهدى(ع)» كه بازگيرنده حق است و جلب كننده همه حقوق ازدست رفته ما.- «الا و ان خاتم الاوصياء منا القائم المهدى،.... » آگاه باشيد كه خاتم اوصياء مهدى قائم(ع) از ماست. او بر همه اديان پيروز مى شود. او انتقامگير از ستمگران است. گشاينده و درهم كوبنده مرزهاست. او خونخواه همه بندگان صالح خداست. او كشنده هر قبيله اى از مشركان است. او نهرى خروشان از اقيانوسى بيكران است. او ياور دين خداى تبارك و تعالى است. او هر دانشمندى را به دانش وهر نادانى را به نادانى مى شناسد. او برگزيده و انتخاب شده خداوند است. اووارث هر دانش و دربرگيرنده آن است. او آنچه بگويد از پروردگارش مى گويد و هشدار دهنده به امر ايمان است.
آگاه باشيد كه او رشيد و كامل و نيرومند و متين است. فرمانروايى جهان هستى به او واگذار شده است. هر كس از (پيامبران و امامان) پيش از او، نويد آمدنش را داده اند.
آگاه باشيد كه او تنها حجت بازمانده خداوند است، بعد از او حجتى نيست، حقى جز با او و نورى جز در پيش اونيست. احدى بر او چيره نيست و كسى او را شكست ندهد . او ولى خدا در روى زمين، و داور او در ميان مردم و امين او در آشكار و نهان است. (بحار الانوار، ج 37، ص213 – 211)
عبدالرحمن بن سمره مى گويد: به پيامبر اكرم (ص) عرض كردم: اى رسول خدا مرا به طريق نجات هدايت كن . فرمود:هنگامى كه اختلاف خواسته ها وتفرقه آرا پيش آمد، بر تو باد رجوع به على بن ابى طالب كه او امام امت من وخليفه من بر آنان بعد از من است ... از اوست دو امام امت من... و نه فرزند حسين، كه نهم آنان، قائم امت من است كه زمين را از عدل وداد پر مى كند، پس از آن كه از ظلم وجور پر شده باشد.( كمال الدين، ج 1 ،ص 257)
جابر بن عبدالله انصارى در روايتى از صحيفه اى خبر داده است كه در دست حضرت فاطمه(ع) مشاهده نموده و در آن نام هاى دوازده امام (ع) همراه نام مادرانشان ياد آور شده و آخرين نام، قائم آل محمد(ع) بوده است. (غيبت طوسي ص 92, كمال الدين، ج ا، ص 305)
نقل شده است كه ابن زرير غافقى شنيد كه على بن ابيطالب(ع) مىفرمايند: مهدىعليه السلام از عترت پيامبر اكرمصلى الله عليه و آله است. (فتن ابن حماد، 264ح 1043،؛ ملاحم ابن طاووس، ص 320ح 459)
على بن ابيطالب(ع) فرمودند:« هو فتىً من قريش» او (مهدىعج) از قبيله قريش... است(ملاحم ابن طاووس، ص 155ح 193)
اميرالمؤمنين(ع) در معرفى خاندان حضرت مهدى عج از تعابير زيادى استفاده كردهاند و هر يك از آنها به گوشه اى از واقعيّت دلالت دارند كه در مجموع به همراه توصيفات ديگرى كه از ساير ائمه عليهم السّلام نقل شده است به طور كامل شخصيّت امام عصرعج را به انسانها مىشناسانند. به عنوان مثال در يك جا مىفرمايند: آن حضرت از قريش است. در مورد ديگر وى را از بنىهاشم معرفى مىكنند. در ضمن يكى ديگر از سخنانشان او را از عترت پيامبرصلى الله عليه و آله مىخوانند و... كه هر كدام از اين عبارات به بُعد خاصّى از شخصيت امام زمانعج دلالت دارند و در نتيجه اين اختلاف در الفاظ و عبارات با يكديگر منافاتى ندارند و همه آنها اوصاف يك حقيقت نورانى را روشن مىكنند.
در نهج البلاغه امير مؤمنان(ع)درباره حضرت مهدى(ع)سخنانى آمده است. براى نمونه درباره سيرت حضرت ولى عصر(عج)در خطبه شيوايى چنين آمده: جامه حكمت به تن كرده،و آن را با جميع آداب و شرايطش،از توجه و شناخت و اتصال با او وگسستن از غير او، فراگرفته است. پس حكمت نزد آن حضرت گمشده اوست كه در جست و جوى آن كوشا است و آرزوى اوست كه به برآورده شدنش دل بسته است.هنگامى كه فتنه ها روى آورده اسلام غريب شود،او درگوشه اى عزلت مى گزيند و غربت اختيار مى نمايد. رنج ها را به جان مى خرد و از عزلتگاه خود بيرون نمى آيد.او يگانه بازمانده از حجت هاى پروردگار و واپسين جانشين از تبار پيامبران است.( نهج البلاغه عبده، ج 02 ص 108 ،شرح ابن ابي الحديد، ج2 ،ص 435)
ابن ابى الحديد و ديگران تصريح كرده اند كه اين خطبه در حق قائم آل محمد(ع)مى باشد(شرح ابن ابى الحديد، ج 4 ،ص336) و در خطبه شقشقيه در همين رابطه مى فرمايد: قسم به پروردگارى كه دانه راشكافت و انسان را آفريد،اگر نبود انبوه حاضران و قيام حجت با وجود يار و ياور، و نبود آن پيمانى كه خداوند از دانايان امت گرفته است كه در برابر پرخورى ستمگر وگرسنگى ستمكش صبر نكنند، هر آينه زمام و ريسمان شتر خلافت را بركوهان آن مى انداختم...( نهج البلاغه عبده، ج 1 ،ص 36)
اميرالمؤمنين(ع)در اين خطبه يكى از علل پذيرش بيعت را پس از 25 سال فترت، اجتماع انبوه مردم و زمينه سازى براى حكومت جهانى حضرت مهدى(ع)و قيام قائم آل محمد به هنگام فراهم شدن اصحاب و ياران آن حضرت مى شمارد. خطبه هايى كه حضرت در آن ها به مهدويت اشاره كرده اند: خطبه 0 10، 138، 150, 182، 187، 195 وحكمت 47 1 و 0259
از جمله مطالبى كه در نهج البلاغه درباره حضرت مهدى(عج)آمده است مى توان چنين اشاره كرد:
- خالى نبودن زمين از حجت هاى الهى
- امام زمان،جانشين پيامبران الهى
- غيبت طولانى حضرت
- ظهور امام زمان بعد از انتظارى طولانى
- كامل شدن نعمت ها و برآورده شدن آرزوها در عصر ظهور
- الهى شدن خواسته هاى بشر در زمان ظهور
- محورى شدن قرآن در عصر ظهور
- حاكميت عدل اسلامى در عصر ظهور
- احياى مجدد قرآن و سنت پيامبر(ص)درعصر ظهور.
از حسين بن على(ع) نقل شده است كه آن حضرت فرمود: شخصى خدمت على(ع) آمد و به آن حضرت گفت: اى اميرمؤمنان براى ما از مهدى(ع) سخن بگو. على بن ابيطالب(ع) فرمودند: هنگامى كه رفتنىها بروند و اهل ايمان كم شوند و آشوبگران و جنگ طلبان نابود گردند، در چنين شرايطى او ظهور خواهد كرد. آنگاه همان شخص عرضه داشت يا اميرالمؤمنين! درود و سلام بر تو باد، حضرت مهدىعليه السلام از كدام طايفه است؟ حضرت فرمودند: او از بنىهاشم است كه بهترين طايفه عرب و قُلّه شرف و جوانمردى به حساب مىآيد.( بحارالانوار، ج 51ص 115 )
امام حسين (ع) فرمود: قائم اين امت، نهمين فرزند از اولاد من است، واو است صاحب غيبت، وكسى كه ميراثش در حالى كه زنده است، تقسيم مى شود.( كمال الدين، ج ا، ص 315)
رواياتى كه در مورد مهدى (عج)، غيبت ظهور، علامات ظهور وحوادث پس از ظهور.از طريق دو امام باقر وصادق (ع) نقل شده است به مراتب بيشتر از روايات رسيده از ساير معصومين (ع) است. ويژگى اين روایات آن است كه علاوه بر بيان اصل مسأله به بيان بعضى از خصوصیات نيز پرداخته اند. جابر جعفى از امام باقر(ع) نقل نموده كه فرمود: زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن زمان امامشان غايب خواهد شد. پس خوشا به حال كساني كه ثابت بر امر ما باشند.( كمال الدين،ج 1, ص 330) روايت هاى نيز از حضرت على امام حسن مجتبى، امام سجاد ،امام صادق، امام كاظم (كمال الدين،ج1،ص330،315،319،333)، امام رضا(غيبة نعماني , ص100) وامام جواد (کمال الدين ،ج 2 ،ص 372) (ع) در باره ولادت حضرت مهدى (عج) آمده است.
امام سجاد(ع) زمانى كه اين آيه (55 سوره نور) را قرائت نمود،فرمود:«به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(ص)در باره اش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»( تفسير عياشى، ج 3، ص 136)
از امام باقر(ع) روايت است كه فرمودند: روزهاى خداوند سه روز است: روز قيام قائم (ع)، روز رجعت و روز قيامت (ينابيع الموده ج 3 ص 242)
امام باقر (ع)فرمود:«اين آيه(حج، آيه 41) درحق آل محمد(ص) است در حق حضرت مهدى(عج)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مى دهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مى ميراند.»( تأويل الآيات الظاهرة ، كتاب خطى)
امام باقر (عليه السلام) در باره آيه81 اسرا «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» فرمود:«زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»(الروضة ، ص 287)
امام محمد باقر(ع) فرمود: "تأويل اين آيه(39انفال) هنوز نيامده است... و اين در زمان قيام قائم ما خواهد بود(تفسيرمجمع البيان ج 4، ص 834)
امام باقر(ع) در باره « ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا »فرمود: "حسين (ع) مظلوم كشته شد وما اولياء وارث خون او هستيم، وقائم ما به خون خواهى حسين (ع) قيام خواهد كرد (المحجة ،ص 128)
امام باقر(ع) فرمود: «اين آيه(توبه-33) مباركه به هنگام خروج مهدى آل محمد(ع) تحقق مى يابد» ( تفسير مجمع البيان، ج5،ص38)
امام باقر(ع) در تأويل اين آيه شريفه «بقيت الله خير لکم ان کنتم مؤمنين »مى فرمايد: «هنگامى كه مهدى ظاهر شود... اولين سخنى كه بر زبان مباركش جارى مى شود اين آيه شريفه است( بحارالانوار، ج52 ،ص 192)
امام صادق (ع) نيز فرمود: منصور، قائم آل محمد (عج) است و چون ظهور نمايد، اقدام به خون خواهى حسين (ع) مى كند.( كامل الزيارا ت، ص63)
امام صادق (ع) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض» درباره قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درمانده اى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.» (تفسير قمى ـ ج 2 ص 129)
امام صادق (ع) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون» فرمود:
«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عج)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمى ماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مى شمارد.»( كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق ، ج 2 ،ص 670)
امام صادق (ع) در بيان معناى آيه 105سوره انبياء فرمود«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عج) و ياران او مى باشند.» (تفسير على بن ابراهيم، ج 2، ص 77)
از امام صادق (ع) در باره "فا تمهن " در آيه 124 بقره سؤال شد حضرت فرمود:مقصود اين است كه خداوند آن ها را تا قائم مهدى (ع) به اتمام رسانيد ودوازده امام (ع) راكه نه تن آنان از فرزندان حسين (ع) مى باشند، براى او بيان فرمود (تفسيرنورالثقلين، ج 1 ،ص120)
امام صادق (ع) در تفسير آيات2و3بقره فرمودند: متقين، شيعيان على بن ابى طالب هستند وغيب، حجت غايب است. (بحا رالانوار، ج51، ص 52) همچنين در تفسير اين آيه(بقره-155) فرمود:«پيش از آمدن قائم (ع) علامت هايى براى امتحان مؤمنين خواهد بود»سؤال شدآن علامت ها چيست؟ فرمود:بيمارى هاى گوناگون كه سبب ترس و دلهره است وبالا رفتن نرخ ها كه سبب گرسنگى است وكاهش در اموال و جان ها كه قحطى ومرگ ومير فراوان است ونقص در محصولات كه به نيامدن باران است. پس در آن موقع به آن هاكه در عقيده به ما ثابت مى مانند، مژده بده» آن گاه فرمود: «اين تأويل آيه است وهيچ كس جز آن هاكه راسخ در علم اند، تأويل آن را نمى دانند وماييم راسخان در علم ( ينابيع الموده، ج3 ،ص 235)
امام جعفر صادق (ع) فرمود: يوم الفتح، روزى است كه دنيا به دست قائم (ع) فتح مى شود.( منتخب الاثر ،ص 470.المحجة،ص 174)
امام صادق (ع) در تفسير اين آيه(فتح-28) شريفه فرمودند: اين آيه در حق قائم اهل محمد(ع) نازل شده است... " (بحارالانوار،ج 51، ص 50. المحجة ص 208)
امام صادق (ع) فرمودند: منظور از ساعة(مريم-32)، قيام قائم است. (تفسيربرهان، ج3 ،ص 220)
امام كاظم (ع) فرمود: «آيه 83 آل عمران درباره حضرت قائم (ع) نازل شده است. هنگامى كه ظاهر شود، آيين مقدس اسلام را درشرق و غرب جهان، به يهود ونصارى و صائبان وملحدان و مرتدان وكافران عرضه مى دارد...» (المحجة ،ص 50.اثبات الهداة، ج3،ص 549)
امام رضا(ع) در باره آيه 36- 38 سوره حجرفرمود: "وقتِ معلوم، روز قيام قائم ماست.( منتخب الاثر، ص 220 و كمال الدين، ج 2، ص371)