چون معشوقی در آب افتاد ، عاشق نیز خود را به آب افکند و در پی او روان شد. پس چون یکدیگر را یافتند معشوق راز کار عاشق پرسید که : من در آب افتادم تو چرا خویشتن در آب افکندی؟ عاشق گفت : من خود را از تو جدا ندیدم ، که چون در آب افتادی پنداشتم که من توام ، پس بی خویشتن شدم و خود به آب افکندم...
تو منی یا من توام چند از دویی با توام من یا توام یا تو تویی
چون تو من باشی ومن تو بر دوام هر دو تن باشیم یک تن والسلام...
منطق الطیر عطار
زندگی برگ زردیست ، به نام غم
زندگی مروارید غلطانیست ، به نام اشک
زندگی شاید ، فریاد بلندیست ، به نام آه
زندگی شاید ، ذره نانیست برای پرندگان
زندگی شاید ، امیدیست ، برای فردا
زندگی شاید ، اشک عاشقیست در فراق معشوق
زندگی...
زندگی هرچه که هست ، زیباست و زیباست... چون همه سرشار از عشق و امید است...
عشق، طلوع تمام شادی ها و تولدهاست...
عشق، آرامش جاودانه ، نگاهی پاک و صادقانه ، خندیدن و خنداندن ، ساختن و ساخته شدن ، دوست داشتن و دوست داشته شدن ،...و دنیا را به مزرعه ی مهر تبدیل کردن است...
لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند....
دکتر شریعتی
برای خوشبخت زیستن شرایط مهمی لازم نیست بلکه این قدرت روحی ماست که سبب خوشبختی ما می شود...
بالزاک