• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 7
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 5258روز قبل
اخبار
روزنامه «ابتکار» نوشت:

دارایی های خانواده هاشمی رفسنجانی همواره از مسائل مورد توجه برخی از رسانه‌ها ومنبع بی‌پایانی برای شایعه‌سازی علیه یکی از باسابقه ترین نیروهای سیاسی کشور وانقلاب بوده‌است.

به گونه‌ای که معمولا تصمیم‌گیرندگان و برنامه ریزان گروه‌های مخالف رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، همواره از این موضع استفاده کرده و آن را در برنامه‌های خود گنجانده‌اند.

به گونه‌ای که برخی از تحلیل‌گران مسائل سیاسی کشور در رزوهای گذشته، گفته‌اند که برخی می‌خواهند انتخابات را رقابت هاشمی – احمدی نژاد جلوه دهند.

در این میان به غیر از مواضع سیاسی هاشمی رفسنجانی، معمولا حسابی نیز بر روی شایعات پیرامون درآمد هاشمی و اعضای خانواده‌اش باز می‌شود.

هاشمی و نزدیکانش اما همواره با اشاره به وضعیت مالی خانواده آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در سال‌های پیش از انقلاب، این شایعات را رد کرده‌اند.

از سوی دیگر این موضوع به‌خصوص در سالهای حضور وی در مسند ریاست‌جمهوری و پس از آن، در میان گروه‌های ضد نظام نیز شایع بوده‌است.

اما محسن، فرزند ارشد آیت‌الله هاشمى رفسنجانى که به نظر می‌رسد نزدیکترین شخص در شرایط کنونى به به وی باشد، در گفت‌وگویی با سایت اقتصاد ایرانی، یک بار دیگر به این شایعات پاسخ گفته‌است.

وی درباره وضعیت مترو که تا چندی پیش تحت مدیریت وی بود و روند تحول این پروژه بزرگ شهری توضیحاتی ارائه کرد و گفت: در طی 13 سالی که در مترو بودم با تمام شهردارها کار کردم، حتی با دکتر احمدی‌نژاد که از سال 82 تا 84 شهردار تهران بودند.
 وی به من حکم داد که مدیرعامل مترو باقی بمانم. من خدمات زیادی به ایشان کردم وچون در آن زمان، رابطه من با دولت خوب بود، تمام نامه‌های ایشان را من در دولت تبدیل به پول می‌کردم ودرمجموع کارها خوب پیش می‌رفت.

حتى زمانى که بحث انحرافی منوریل مطرح شد، من به شدت با آن مخالفت کردم و شورای شهر هم به نظر من رای داد و بازهم مشکلی با هم نداشتیم. اما در زمان انتخابات که فضا به فضاى دوقطبی احمدی نژاد - هاشمی تبدیل شد، شروع به تخریب حاج‌آقا کردند و از جمله این‌که تیرشان را به سمت من نشانه گرفتند که چرا هنوز محسن هاشمی رئیس مترو است و می‌خواستند که استعفا بدهم اما من این کار را نکردم. حتی در جلسه هیات مدیره هم راى به استعفای من داده نشد. اما سرانجام شرایط و فشارها طوری شد که حضور من، نه تنها باعث عدم حمایت دولت از متروی تهران مى‌شد بلکه مترو در شهرستان‌ها هم داشت لطمه می‌خورد لذا من کنار کشیدم تا ببینم چه اتفاقی می‌افتد اما همچنان عضو هیات مدیره باقی ماندم. توجه داشته باشید آقای احمدی‌نژاد در زمان شهرداری خودش استعفای مرا نپذیرفت اما در زمان ریاست‌جمهوریش اختیاری نداشت.

وی در پاسخ به این سوال که چرا با ریاست‌جمهورى دکتر احمدى‌نژاد، فرزندان هاشمى پست‌هاى خود را ترک می‌گویند، گفت: دلیلی برای قهر کردن وجود ندارد چون ما برای نظام کار می‌کنیم نه برای شخص خاصی.شایعات زیادى مطرح است که مى‌گویند: مترو مانند دانشگاه آزاد یکى از پایگاه‌هاى قدرت مالى و نفوذ هاشمى‌هاست و به همین علت شما حاضر به ترک پست خود نبوده و نیستید و حتى هنوز هم در مترو حضور دارید.

مترو اصلا پایگاه قدرت مالی ندارد چون حجم پولی که در مترو مصرف می‌شود و قوانینی که مترو دارد اصلا امکان استفاده از مترو به عنوان یک پایگاه قدرت مالی را نمى‌دهد. حساب‌هاى مترو، هم توسط شهرداری و هم توسط دولت کنترل می‌شود. همچنین سیستم‌های نظارتی مانند وزارت اطلاعات و بازرسى بر مترو نظارت دارند.مدیرعامل سابق متروی تهران استفاده سیاسی و انتخاباتی از متروی تهران را تکذیب کرد ودر پاسخ به این سوال که آیا شما و سایر اعضاى خانواده هاشمى جزء بدهکاران بانکى بزرگ کشور هستید؟ و چقدر به بانک‌هاى مختلف بدهى دارید؟ پاسخ داد: ما هیچ گونه بدهکاری بانکی نداریم.فرزند آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نیز در باره شایعات سهامداری خانواده رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که آنها در بانک‌های خصوصى مانند پاسارگاد و پارسیان سهام دارند، گفت: ما در هیچ‌یک از بانک‌های خصوصی سهام نداریم.

وی اضافه کرد: ماهیچ نوع فعالیت اقتصادی بر اساس شایعات موجود نداریم. تنها از محل درآمدهای کشاورزی و دارایی قبل از انقلاب علاوه بر پست‌های اداری که در ذیل آمده، معیشت می‌کنیم. خود من در مترو فعالیت می‌کنم، فائزه که نماینده مجلس بود و در ورزش بانوان فعالیت داشت و الآن فقط عضو کمیته المپیک ورزش بانوان است، فاطمه در بنیاد بیماری‌های خاص حضور دارد. مهدی در دفتر دانشگاه آزاد لندن درس می‌خواند و یاسر هم در دفتر مرکز تحقیقات استراتژیک کار می‌کند.
چهارشنبه 19/11/1390 - 17:44
اخبار
مدیر روابط عمومی سازمان هدفمندی یارانه‌ها گفت: یارانه نقدی بهمن‌ماه به مبلغ هر نفر 45500 تومان روز سه شنبه 18 بهمن به حساب مردم واریز می‌شود.

به گزارش فارس شهروز حیدری فر  با بیان اینکه یارانه نقدی بهمن ماه  نسبت به ماههای قبل هیچ تغییری نکرده، گفت: یارانه نقدی به ازای هر نفر ماهانه 45 هزار و 500 تومان روز سه شنبه 18 بهمن 90 به حساب مردم واریز و از ابتدای روز  چهارشنبه 19 بهمن قابل برداشت خواهد بود.

پرداخت یارانه نقدی از آذرماه سال 89 شروع شد و چهاردهمین دوره واریز یارانه نقدی در بهمن‌ماه خواهد بود.

همچنین در حالی که بودجه هدفمندی یارانه‌ها در قانون بودجه سال 90 مبلغ 54 هزار میلیارد تومان شامل 50 هزار میلیارد تومان در بودجه شرکتها و 4 هزار میلیارد تومان در بودجه عمومی دولت بود، اما در لایحه بودجه 91 دولت مبلغ 3 هزار و 100 میلیارد تومان برای یارانه نقدی و مبلغ 100 میلیارد تومان بودجه سازمان هدفمندی یارانه‌ها در قالب بودجه شرکت‌های دولتی برای خرید ساختمان و سایر ملزومات اداری در نظر گرفته است.
چهارشنبه 19/11/1390 - 17:41
ورزش و تحرک
حمیدرضا صدر

فانوس دریایی پورت سعید 53 متر بلندی دارد و نور آن از فاصله 32 کیلومتری دریای مدیترانه برای کشتی‌ها قابل رویت است. فانوسی برپا شده روی موج شکن غربی برپا شده در این دومین بندر مصر پس از اسکندریه. روی موج شکنی که در انتهایش مجسمه بزرگی از دولسپس در 1899پرده برداری شد. مجسمه ای برای به رخ کشیدن تاریخ کهن مصر. تاریخ یکی از گهواره‌های تمدن. تمدنی با زمان حدود چهار هزار سال پیش از میلاد. با تکیه بر پیامبرانی مانند یوسف و موسی که از آن سرزمین برخواستند...
با این وصف ساعت پنج و نیم بعد از ظهر چهارشنبه اول فوریه 2012 که فرا رسید نشانی از آن قدمت در استادیوم هجده هزار نفری پورت سعید برجان نمانده بود. از آن تمدن نشانی به چشم نمی خورد. آن چه گوشه و کنار چمن سبز جلب نظر می کرد 74 کشته بود. 74 تن له شده. با بیش از هزار مجروح و زخمی. آمیخته به صدای ناله و درد. برابر آن‌هایی که برای تماشای دیدار ال مصری برابر ال اهلی راهی سکوها شده بودند. برای تماشای نبرد ال مصری مقابل برابر بزرگترین تیم مصر، موفق‌ترین باشگاه تاریخ سرزمین فراعنه. برای تماشای رویارویی ال مصری به رهبری حسام حسن، مربی قدیمی مصر برابر مانوئل خوزه پرتغالی. ال اهلی با گل زود هنگام جونیور برزیلی جلو می افتاد. همه چیز ظاهرا عادی پیش می رفت. مثل همیشه. آمیخته به شعارهای متداول. ولی ال اهلی در هفده دقیقه به صورت غیر منتظره‌ای پایانی فرو می پاشید. خرد می شد. سر فرود می آورد. با دریافت سه گل پی در پی از ال مصری. گل سوم که در دقیقه 94 وارد دروازه می شد همه به مرز جنون می رسیدند. به ورطه‌ای خوفناک.
شعارهای تند طرفداران ال اهلی به مردمان پورت سعید. هجوم به میدان. حمله طرفداران ال مصری به بازیکنان ال اهلی. فرار قرمز پوشان. واکنش نشان ندادن ماموران کنار میدان (تصاویر تلویزیونی نشان می داد یکی از مقامات ارشد پلیس حین هجوم با موبایل حرف می زد). تیرهای هوایی. ملتهب تر شدن شرایط. خشن تر شدن شرایط. می گفتند پلیس زیر پای هجوم آورندگان فرش پهن کرده. فرش قرمز. فرش خون. می گفتند بسیاری از هواداران با اسلحه سرد پا به استادیوم گذاشته بودند. با چاقو و تبر و شمشیر. با سنگ و بطری و چوب... فریاد درد و جیغ مرگ. له شدن زیر دست و پا. زیر گام‌های مردمان هراسان و خشمگین. محمد ابو طریقا بازیکن قدیمی ال اهلی حرف می زد. هراسان و وحشتزده " ... این فوتبال نیست. این جنگ است. جنگ. مردم برابر چشمان ما جان می‌دادند. می مردند".
جان بدر بردن بازیکنان. جان بدر بردن مانوئل خوزه. ولی 74 کشته. ولی بیش از هزار مجروح و زخمی. سه روز عزای عمومی. ردیف تابوت‌ها. کنار پرچم سرخ و سیاه مصر. درون پرچم های قرمز رنگ باشگاه ال اهلی. آمیزه خون و عزاداری. کنار پرچم ال مصری. ترکیب نشانه روز استقلال مصر و نقاشی های عصر فراعنه. گریه و فغان زنان و بچه ها. اشک و نفرین مردمان. شعار "مرگ بر حاکمان نظامی". مرگ و مرگ. "ژنرال را اعدام کنید". اعدام و اعدام. حمله به حکومت نظامی. حمله به ژنرال محمد حسین طنطاوی. ژنرال هفتاد و شش ساله. ژنرال که در مصاحبه تلفنی با یکی از شبکه های تلویزیونی حاضر در استادیوم حرف زده بود. ژنرال که گفته بود "... مصر به آرامش خواهد رسید".
ولی نشانی از آرامش به چشم نمی خورد . سیاست پیشگان دامنه رقابتشان را راهی میادین می کردند. سیاست هایشان را روانه سکوها. محمد ابراهیم وزیر کشور می گفت "چهل و هفت نفر بازداشت شده‌اند" و همه پوزخند می زدند. محمد ال برادعی فریاد می زد "..اهمال در بازسازی سیستم امنیتی جنایتی علیه مصر بشمار می رود" و خیلی ها آن را مقدمه قصابی قلمداد می کردند . حمله و خطابه. اعلانیه و هشدار. هشدار و نیش. جمله دیگری هم زبان به زبان می چرخید "... دولت نظامی می خواهد نشان دهد مصر به سوی هرج و مرج می رود و چاره ای جز نظامی گری وجود ندارد. آنها آدم‌های مبارک هستند. آنهایی که پس از سقوط مبارک همه شاهرگ‌های اقتصادی مصر را در چنگ گرفته اند". دروغ یا راست تقارن زمانی فاجعه حیرت انگیز بود. یک سال پیش، درست یک سال پیش در دوم فوریه 2011 بود که طرفداران حسنی مبارک با شتر و اسلحه در میدان تحریر به مردم حمله کردند. مردمی که میانشان صدها طرفدار ال اهلی جلب نظر می کرد. طرفدارانی که در سقوط مبارک نقش اساسی بازی کرده بودند.
در چنین قاب کشته‌ها و مرده‌های میادین فوتبال را می شمردیم. سیاهه از دست رفته‌ها و قربانیان را. له شده‌ها و جان باخته‌ها را. از عصری به عصر دیگر. روی سکوها. درون میدان. پشت دروازه‌ها. در مسیر دالان های ورود و خروج. اطراف جایگاه ها. کنار ورزشگاه. با بیاد آوردن 261 کشته در پایتخت غنا سال 2001. با بیاد آوردن 340 کشته در مسکو پس از بازی اسپارتاک مسکو و هارلم از هلند در استادیوم لوژنیک سال 1982. با بیاد آوردن 66 نفر کشته سال 1971 پس از پایان دیدار سلتیک و رنجرز در استادیوم ایبراکس. با بیاد آوردن 318 کشته در لیما پرو سال 1964 پس از پذیرفته نشدن گل مردان ملی پوش پرو برابر آرژانتین در مسابقات مقدماتی المپیک...
با دوره کردن تاریخ سیاسی / ورزشی تکان دهنده یوگسلاوی. در اروپا . جایی که فوتبال پیش‌درآمد کینه‌ورزی‌ها شد. عیان کننده تضاد قومی. طرفداران روی سکوها چنان انضباط آهنینی داشتند که فرماندهان ارتش آرزویش را میان جوخه هایشان می کشیدند. صرب‌ها و کروات‌های اهل فوتبال با تکیه به آن نظم جوخه‌های نظامی شان را به سرعت برپا ساختند. جایی که طرفداران روی سکوها سربازان بی‌رحمی شدند و توپ جایش را به تفنگ و مسلسل داد. پیش از آن‌که ارتش و ژنرال‌ها اعلان نبرد کنند، طرفداران ستاره‌ سرخ بلگراد (صرب ها) برابر دینامو زاگرب (کروات ها) اعلان جنگ کردند. با پوشیدن پیراهن متحد الشکل، بالا بردن پرچم‌ها و سردادن سرودها استادیوم ها. با دشمنی های قومی. عوض کردن پیراهن‌ها و شال‌ گردن‌های با جامه‌های نظامی. عوض کردن شیپور با تفنگ و تپانچه. صدای رگبار گلوله‌جای شعار و سرود. وقتی نیروهای سازمان ملل در ژانویه‌ 1992 اعلام آتش‌بس کردند حداقل بیست ‌و پنج هزار نفر کشته شده بودند. تا فوریه‌ 1994 حداقل دویست هزار بوسنیایی قتل‌ عام شدند که هشتاد و پنج درصد آن‌ها افراد غیرنظامی بودند. عجیب نبود اولین بناهای یادبود ازدست‌رفتگان جنگ، در استادیوم‌های فوتبال کرواسی بنا شدند. بیاد مردمانی که به بهانه "بازی زیبا" جان باختند. بازی که سیاست پیشگان اجازه نمی دادند زیبا بماند. نه اجازه نمی دادند. مسیر یوگسلاوی فروپاشیده و پورت سعید چه کوتاه شده بود.
 

چهارشنبه 19/11/1390 - 17:35
اخبار
 کریس رونالدو در کنار نامزد و خانواده اش جشن تولد مفصلی را در شهر مادرید برگزار کرد.

او برای خودش کادوی ویژه ای خریداری کرده بود که به کلکسیون خودروهایش در گاراژ بزرگ منزلش اضافه شد. رونالدو که علاقه خاصی به خودروهای اسپورت دارد برای خودش یک دستگاه لامبورگینی آونتادور به بهای یک میلیون یورو خریداری کرده بود که مطابق خواست خودش توسط شرکت ایتالیایی مونتاژ شده بود. این خودروبا موتور 12 سوپاپه ظرف 9/2 ثانیه سرعتش از صفر به یکصد کیلومتر می رسد. این لامبورگینی کلکسیون ستاره مادریدی ها شامل چهار دستگاه آئودی ، دو دستگاه بنتلی ، دو دستگاه مرسدس ، یک دستگاه آستون مارتین ، یک دستگاه ماسراتی و یک دستگاه پورشه را کامل می کند!
بیلد/7 فوریه

چهارشنبه 19/11/1390 - 17:33
ورزش و تحرک
علی کفاشیان هنوز هم بیشترین شانس را برای نشستن روی صندلی ریاست فدراسیون فوتبال در 4 سال آینده دارد.

به گزارش خبرآنلاین؛ وزارت ورزش همچنان برای انتخاب گزینه ای كه توانایی اداره فدراسیون فوتبال را داشته باشد به نتیجه نرسیده است. اگر این روند ادامه داشته باشد و وزارت ورزش گزینه ای را به انتخابات نفرستد، علی كفاشیان جدی ترین گزینه ریاست فدراسیون فوتبال خواهد بود و با توجه به حضور 4 ساله اش در فدراسیون فوتبال، قطعا آرای مجمع را كسب خواهد كرد. در این صورت وزارت ورزش هم یك نایب رئیس را در دقیقه 90 معرفی خواهد كرد كه این فرد، نماینده وزارت ورزش در فدراسیون فوتبال خواهد بود.

از طرفی ریاست سازمان لیگ هم از عزیز محمدی گرفته خواهد شد. محمد حسن انصاریفرد مدیرعامل باشگاه راه آهن تهران گزینه ریاست سازمان لیگ در فدراسیون بعدی است و حتی صحبت هایی هم با او شده است. علی رغبتی هم احتمالا دبیر فدراسیون فوتبال خواهد شد. سجادی چند روز قبل در مصاحبه ای كه با یكی از خبرگزاری ها داشت در پاسخ به این سوال كه رغبتی چقدر شانس برای دبیركلی فدراسیون فوتبال خواهد داشت جواب داده بود: «ما كه نظری در این مورد نداریم اما به هر حال او هم گزینه بدی نیست.»

 

چهارشنبه 19/11/1390 - 17:25
ورزش و تحرک
ایسنا نوشت:

علی دایی سرمربی راه‌آهن در نشست خبری پیش از دیدار تیمش برابر داماش گیلان درباره تئاتری که یک گروه فرانسوی در جشنواره تئاتر فجر به روی صحنه برده بود و باعث ناراحتی دایی شده بود گفت: من پیش از این هم گفته‌ام که کسی جرات ندارد از آدم‌های سیاسی انتقاد کند. متاسفم برای کسانی که در ایام دهه فجر این گونه برنامه‌ها را اجرا می‌کنند در حالی که خودشان اصلا نمی‌دانند دهه فجر و انقلاب چیست و مردم برای چه انقلاب کرده‌اند و ظاهرشان را طوری درست می‌کنند که عوامفریبی کنند. این مسئله بی‌کفایت بودن و بی‌مسئولیت بودن بعضی‌ها را نشان می‌دهد که می‌خواهند به هر قیمتی که شده، میز خود را حفظ کنند. در همه جای دنیا اگر کسی فقط یک روز به کشورش خدمت کرده باشد، او را روی سرش می‌گذارند و به او احترام می‌کنند ولی اینجا فقط دنبال خراب کردن انسان هستند. البته اعتباری که خدا به بنده‌اش داده است را کسی نمی‌تواند خراب کند. من روز به روز دلم بیشتر از این آدم‌ها می‌گیرد ولی مسئله‌ این است که این‌ها کف رودخانه هستند و می‌روند و سنگ‌های درشت باقی می‌مانند. این مسائل هیچ بر روی من تاثیر نمی‌گذارند چون خودم را مدیون مردم می‌دانم و عاشق آن‌ها هستم.
دایی ادامه داد: وقتی برخورد مردم را با خودم می‌بینم که در بدترین شرایط پشتیبان من بوده‌اند، می‌فهمم که آن‌ها خیلی بهتر از مسئولان قدر اسطوره‌ها و قهرمانان‌شان را می‌دانند. متاسفانه برخی مسئولان فقط به میزشان چسبیده‌اند و نمی‌خواهند به هیچ عنوان از پایش بلند شوند. وقتی این گونه آدم‌ها دور می‌گیرند، این می‌شود که یک گروه فرانسوی چنین تئاتری را اجرا می‌کنند و من برای مسئولانی متاسف هستم که اجازه اجرای آن را دادند. متاسفانه وقتی در تلویزیون و در برنامه‌ای که به اسم نمی‌دانم، "فلان بازار" به قهرمان‌ها توهین می‌کنند، دیگر چه کار می‌شود؟ خیلی حرف‌ها را نمی‌شود گفت و بهتر است در دل‌مان باقی بمانند تا تعبیر‌های غلطی از آن‌ها نشود.
سرمربی راه آهن در پایان گفت: من هرگز آدم سیاسی نبوده و نیستم و به هیچ حزب و گروهی هم وابسته نیستم. من فقط به خدا و مردم وابستگی دارم اما نمی‌دانم چرا آدم‌هایی که برای همه چیز و در هر موضوعی مصاحبه می‌کنند، چرا این طور موقع‌ها چیزی نمی‌گویند.
شایان ذکر است اعتراض علی دایی به برگزارکنندگان جشنواره فجر، در مورد استفاده از نام «علی دایی» برای یکی از اسب های تئاتر «اسب سوارها» به کارگردانی «ژانل کلود» از کشور فرانسه  است.
43

چهارشنبه 19/11/1390 - 17:24
خاطرات و روز نوشت
عزیز محمدی از روایت ورود سرداران در دهه 70 به فوتبال سخن می گوید.

فرهاد عشوندی : این روایتی است از نحوه ورود سرداران سپاه به فوتبال. اینکه چطور جنگ که تمام شد ، سرداران جا مانده از جنگ راه ورزش در پیش گرفتند و متولی ورزش کشور شدند. آنها که پس از یک دهه موفق ، در سال های پایانی دهه 80 به روزهای ناکامی رسیدند و تعدادی از آنها با خاطراتی تلخ از ورزش رفتند و در مقابل ، ذهنیتی ناخوشایند از حضور نظامی ها را در ذهن ها به جای گذاشتند. عزیز محمدی اما یکی از سرداران نسلی اولی است که وارد ورزش شده و عملکردی قابل دفاع دارد. رئیس سازمان لیگ برتر در سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی از این می گوید که چطور سردارها راهی فوتبال و ورزش شدند.
از این سئوال کنیم که چطور سردارها به ورزش آمدند؟
نظامی یعنی ورزشکار. یعنی نظم و انضباط. نظم و انضباط هم یعنی مدیریت. قبل از انقلاب هم٬ تیمسار ها در ورزش بودند. در دنیا هم همینطور است که مدیریت ورزش شان را اکثرا به دست نظامیان شان می دهند. چرا؟ چون نظامی از اول با ورزش خو می‌گیرد. تست‌های زیادی هم برای آنها وجود دارد. از ظرف دیگر٬ نظامی ها می خواهند کار نظامی و عملیاتی بکنند و باید از لحاظ جسمانی در درجه بالایی باشند٬ به خاطر همین برای درجه‌دارشدن شان هم که چهارسال یک بار اتفاق می‌افتد٬ باید از آمادگی جسمانی خوبی برخوردار باشند تا بتوانند درجه خوبی را بگیرند. به همین خاطر باید توانایی کوه‌پیمایی٬ صخره‌نوردی٬ شنا و ... را داشته باشند. به همین خاطر نطامی ها باید از لحاظ جسمانی و ورزشی باید در حد بالا باشند. از لحاظ نظم و انضباط هم همینطور. نکته سوم مدیریت است. از همان اول که نظامی ها وارد می شوند٬ به خصوص آنهایی که در درجه افسری وارد می شوند٬ با فرمانده و گردان و ... سر و کار دارند و همیشه چهارصد پانصد نفر زیر دستشان است.
 اما در اکثر دنیا ورزش همگانی را در هنگ های پیشاهنگی آموزش می دهند. ورزش های مادر و کار استعدادیابی . نه مسئولیت ورزش قهرمانی را.
من می خواهم بگویم که کسانی که نظامی‌اند٬ در بحران های مختلف هستند و می توانند مدیریت بحران کنند و وقتی این موضوع را بلدند٬ اگر ورزشی هم باشند می توانند سیستم ورزشی را مدیریت کنند. حالا اگر آن نظامی٬ سابقه یک رشته خاص را داشته باشد اگر برود مدیریت فدراسیون آن ورزش را به عهده بگیرد٬ می تواند مدیریت خوبی در آن زمینه داشته باشد. اگر هم نداشته باشد می تواند افراد متخصص در آن زمینه را به کار بگیرد و بهتر مدیریت کند. به خاطر همین است که در قبلا از انقلاب٬ مدیریت را بیشتر دست نظامی ها می دادند.
ورزش در دو یا سه دوره قبل از شما٬ تا سال 65 ٬ دست دو گروه بود؛ طیفی از ملی‌گراها و بعد از آنها در دست تکنوکراتهای ورزشی. چه چیزی در ورزش بود که شما بلافاصله بعد از جنگ ، مسیر ورزش را در پیش گرفتید؟
من به خاطر علاقه ای که به این حوزه داشتم٬ وارد آن شدم. بچه های دیگر هم تقریبا همین طور بودند. وقتی جنگ تمام شد و کار مان کم شد٬ انرژی زیادی که به خاطر جوان بودن داشتیم ، فکر می کردیم باید این توان را در عرصه ای دیگر به کار بگیریم.
و شاید ورزش و عرصه برد و باخت ، نزدیک ترین فضا را به جبهه و جنگ داشت. جایی که هنوز حس می کردید همان حال و هوای قدیم را دارد؟ این طور نبد؟ اینکه یک نگاهی از بالا بگوید این بچه های جنگ بروند به ورزش که هنوز همان هیجان مبارزه را داشته باشند؟
نه آن هیجان نبود. چون بچه های ما اکثرا جوان بودند٬ کاری که می کردن قانع شان نمیکرد و دلشان می خواست که کار دیگری هم بکنند. بالاخره ورزش هم همانطور که گفتید٬ دست طیف های مختلف بود و وقتی حضرت آقا فرمود که بچه حزب‌اللهی ها وارد ورزش شوند و هر کس که علاقه ای به ورزش داشت سعی کرد از طریق حوزه خدمتی و ورزش مورد علاقه اش ، به ورزش نزدیک شود. چون آنها نمی توانستند ناگهانی وارد ورزش بشوند و باید خودشان را آماده می کردند. مثلا خود من که از سال 74 وارد ورزش شدم٬ با راه اندازی تیمهای فوتبال و فجر و ... کار را شروع کردم و برخی از دوستان هم فتح و مقاومت را شروع کردند و نه تنها در فوتبال٬ من مثلا آمدم در فوتبال٬ یکی رفت تیراندازی٬ یکی رفت کشتی٬ تکواندو و ... . بنابراین یک دفعه وارد ورزش نشدند٬ چندین سال در آن ورزش فعالیت کردند و بعد مدیریت آن را به عهده گرفتند و از نظر من هم موفق بودند. مثلا آقا داورزنی و بقیه در کارشان موفق بودند. در مورد خودم هم بگویم که من با فوتبال شروع کردم و هفده سالم که بود ، فوتبال بازی می کردم. من تا آن موقع در فوتبال محلی که بازی کرده بودم در تیم آموزشگاه تهران بازی می کردیم و دو سه تا از بچه های نیروهای مسلح در تیم ما بودند و بعد از آن رفتیم جنگ. بعد از اینکه از جنگ برگشتیم٬ ورزشگاه تختی را گرفته بودیم و هفته ای سه روز می رفتیم آنجا فوتبال بازی می کردیم و هنوز آن هفته ای سه روز ادامه دارد. در زمان جنگ هم همینطور بود؛ در منطقه هم که بودیم ما فوتبال بازی می کردیم
ولی فوتبال جزو ورزشهای رسمی سپاه نیست.
من می خواهم علاقه را بگویم. اینکه بچه هایی که در فوتبال آمدند٬ علاقه داشتند.
شب عملیات هم فوتبال بازی می کردید؟
حالا اگر هم شب عملیات بازی نمی کردیم٬ برای حفظ آمادگی جسمانی خودمان٬ فوتبال را همیشه بازی می کردیم. در عملیاتهای مختلف٬ گاهی ما باید صخره نوردی و عملیات راپل و ... می کردیم. دائما استخرهای سراسر کشور در اختیار نیروی انتظامی بود که بچه ها را آموزش می دادند و با ورزش سر و کار داشتند.
فکر می کنم که در سال 74 یا 75 بود که تعدادی از سرداران سپاه وارد ورزش کشور شدند. برآیند کارتان را در این دو سه دوره اگر بخواهیم بررسی کنیم٬ بخشی از آن می شود تیم فجر...
همان سال که تیم فجر تشکیل شد٬ تیمهای ما در یازده ، دوازده رشته در کشور٬ یا اول بودند یا دوم. پولی هم وجود نداشت. همه کسانی وارد شده بودند که در آن رشته ورزشی علاقه داشتند مانند شنا٬ والیبال٬ بسکتبال و ... .
خب این درست است که شما همه تان با علاقه وارد این کار شدید اما از یک جایی تعداد نظامیان در ورزش زیاد شد و البته تعدادی هم بودند که به موفقیت نرسیدند.

چه کسی گفته که ما موفق نبودیم؟ چه کسی موفق نبوده مثلا؟
یعنی اسم ببرم؟
بله٬ اسم ببرید.
مثلا اکبر غمخوار ، غیاثی ، ناصر شفق ،سردار بنی اسد٬ سردار صلاحی و ...
خب اینها بالاخره در باشگاهها بوده اند. ولی مثلا مگر سردار آجرلو موفق نبوده است؟
ایشان هم دوره ناموفق داشته است. هدف گذاری واقعا این بود که بچه های حزب اللهی ها بیایند در راس کار؟
بله چون جوان بودند و علاقه بودند و با فرهنگ ایثار و جبهه آشنا بودند٬ در راس کار بیایند.
خب این آدمها آمدند ولی آخر قضیه به اینجا می انجامد که مجید جلالی در سی سالگی انقلاب می گوید آرمانهای انقلاب اسلامی در ورزش ما دمیده نشده است. خود شما هم این موضوع را نمی توانید رد کنید. یعنی که همه جا انقلاب شد و در ورزش مان نشد٬ در حالیکه شما در راس کار بودید.
این موضوع را قبول دارم که در ورزش ما این اتفاق نیفتاده است. اما خب اینکه من در راس کار بودم٬ دلیل نمی شود که در ورزش همه کارها درست شده باشد.
یعنی تلاش هایتان به جایی نینجامید؟
خیر. تلاشهایی شده ولی خب هنوز مثل خیلی جاهای دیگر٬ خیلی از کارها نشده است و خیل باید تلاش کنیم. ما هنوز خیلی عقبیم. اینکه لیگ مان منظم شود٬ باشگاهها مرتب شوند و ... . ما دائما در استادیوم های مختلف می رویم و کار می کنیم. در شاخص سازی هم مثلا تیم فجر سپاسی یک الگو بوده است.
پس چرا الگوی فجر نتوانست تاثیری در سطح کلان بگذارد؟
چرا از نظر من٬ الگوی فجر در سطح کلان تاثیر خودش را گذاشته است.
به هرحال این موضوع وجود دارد که دوره مدیریت اقتصادی٬ دوره موفقتری را پشت سر گذاشته است.
مثلا چه موفقیتهایی؟
دو تا المپیک موفق را پشت سر گذاشتند. در مورد فوتبال هم مثلا دوره صفایی و دادکان٬ موفق بودند.
در دوره صفایی٬ تیم رفت به جام جهانی؟
اما مردم از این دو دوره به نیکی یاد می کنند اما الان همه از عزیز محمدی و منشور اخلاقی گلایه دارند.
در مورد همین منشور اخلاقی باید بگویم که مثلا واقعا مبارزه با زد و بندها و دوپینگ و ...٬ واقعا کارهایی در فوتبال ما شروع نشده است؟ بیاد انصاف داشته باشیم. چه کسی مخالف این پاکسازی است.
یعنی شما معتقدید که در همین فصل٬ ما بازی مشکوک نداشتیم؟
خیر نداشتیم. ما همه را رصد میکنیم. یک موقعی دوپینگ در فوتبال ما بیداد می کرد. من می گویم که حرکتی که در این چندساله ایجاد کردیم٬ واقعا جلوی خیلی از حرکتها را نگرفته است؟ این درست است که به هرحال ریشه کن هم نشده است. مثلا اگر ما می گوییم در جامعه مان فساد نیست٬ واقعا فساد نیست؟ ما باید نگاه کنیم که کم شده است یا خیر؟
شما آماری دارید که چقدر کم شده است؟
70 درصد کم شده است. الان دیگر کسی جرات نمی کند که به بازیکن بگوید شما این کار را بکن یا نکن. مربی امکان دارد در سوراخ موش چنین کاری بکند. در مورد آن دو دوره صفایی و دادکان ، حالا که زمان گذشته کسی انتقاد نمی کند.
یعنی شما فکر می کنید اگر کسی در آینده در مورد منشور اخلاقی حرف بزند٬ می گوید که خدا پدر گروه عزیز محمدی را بیامرزد؟
شک نکنید که همینطور است. قبلا شاید کسی جرات می کرد در پارتیهای مختلف شرکت کند اما الان همه می دانند که اگر در چنین مراسمهایی شرکت کنند٬ محرومیت شامل حالشان می شود. به هرحال تجسس حرام است و اعمال هرکس پای خودش است وما به زندگی خصوصی افراد کاری نداریم ولی می گوییم کسی که الگوی جامعه است نباید اشتباهی کند که در جامعه مطرح میشود و جوانهای دیگر ممکن است از آن مربی یا فوتبالیست الگو بگیرد. الان دیگه همه حواسشان جمع شده و حرمتها را رعایت می کنند٬ در حالی که قبلا رعایت نمیکردند. من می گویم که کارها را باید نسبی در نظر گرفت و ببینیم که به سمت بهبود است یا خیر. در سالهای قبل همه فکر می کردند که درآمد در فوتبال بالاست و همه می خواستند فوتبالیست شوند. الان ما با بحثهایی که راه انداخته ایم٬ دیگر خانواده ها هم حواسشان جمع شده است. الان دلالها دیگر جرات نمیکنند که با بازیکنها تماس بگیرند. من مطمئنم 10 سال دیگر اگر اسم عزیز محمدی بیاید همه می گویند خدا پدرش را بیامرزد. همان طور که قبلا درباره دهداری این اتفاق افتاد یا خود دادکان و دیگران.
خب این موضوع منشور اخلاقی اثر منفی در فوتبال ما نداشت؟ باعث نشد که مردم از فوتبال زده شوند؟
خیر. ما که نگفتیم فوتبال بد است٬ اتفاقا ما گفتیم فوتبال ما از همه پدیده های اجتماعی سالمتر است. فوتبال طوری است که کمترین بدی ها و زشتی ها را دارد ولی بیشترین نمود را دارد٬ چون بیشتر دیده میشود در رسانه ها. مثلا آن حرکتی که دو فوتبالیست ما انجام دادند٬ شاید خیلی بدتر از آن را در خیلی از جاهای جامعه انجام بدهند ولی کسی نمیبیند ولی آن موضوع خیلی نمود پیدا کرد. من می گویم که در کنار اینها٬ کارهای خوب هم نشان داده بشود؛ مثلا فعالیتهای آنها در بهزیستی و ... هم نشان داده شود.
ولی خب شما با خیلی از این بچه ها برخورد کردید!
نه٬ اتفاقا تا علنی نشده٬ ما کاری نکردیم. ما نام هیچ کسی را نیاوردیم و با همه شان خصوصی حرف زدیم. بنای ما بر اصلاح و ساختن و سازندگی است. اگر عزیز محمدی فکر کند که فردا اینجا نباشد٬ اینجا بدتر می شود٬ اشتباه بزرگی کرده است.
الان فکر می کنید که عزیز محمدی و تیمش بعد از 16 سال٬ دیگر دارند به روزهای پایانی نزدیک می شوند؟
نه من اینطور فکر نمی کنم. از نظر من٬ ما تازه داریم پخته می شویم. الان آنقدر که در فوتبال خودمان٬ من حرف می زنم٬ کس دیگری نمی زند. انقدر که الان اطلاعات دارم و مسلطم٬ قبلا نبودم. من معتقدم که تا وقتی که می شود کار کرد٬ چرا نکرد؟ ما چرا نباید یاد بگیریم که به هم احترام بگذاریم و قاعده بازی را رعایت کنیم؟ هرکسی در وجود خود این را ببیند که اگر وارد این کار شود به نظام خود خدمت کرده و نیاید٬ خیانت کرده است و اگر کسی رای آورد٬ مابقی به او کمک کنند. مگر همه ما با انتخابات نیامده‌ایم؟ همه اینهایی که می گویند ما نمی آییم٬ چون بقیه انتسابی‌اند٬ می دانید چرا نمی آیند؟ چون می گویند اگر ما را بخواهند می آییم٬ پس چرا عوام فریبی می کنیم؟ الان مربی ها و مدیران هم را قبول ندارند. این یعنی چی؟ اینطوری که کار ما پیش نمی رود.
فکر می کنید روزی می رسد که بچه انقلابی ها دور هم جمع شوند و بگویند به ورزش ما بوی انقلاب رسیده است؟
قطعا می شود. ما که معصوم نیستیم٬ حضرت علی مگر معصوم نبود؟ در زمان او اتفاق بد نمی‌افتاد؟ ما نباید قضایا را صفر و صد ببینیم.
الان از نظر شما ما در پله چندم ایستاده ایم؟
الان ما در پله سی‌ام هستیم. بعضی از کارها دیر جواب میدهد و بعضی کارها زود. همین بحث منشور اخلاقی را شما نگاه کنید. ما می خواستیم با دلالی و دوپینگ و ... مبارزه کنیم٬ با قیافه کاری نداشتیم جز اینکه چند تا تذکر دادیم٬ کدام شان را محروم کردیم؟
شما گفتید که زمانی بر اساس فرمان مقام معظم رهبری٬ وارد ورزش شدید. اگر روزی قرار باشد گزارش کاری ارائه کنید٬ عملکرد خودتان را قابل قبول می دانید؟
به نظر من٬ کار ما و گروهی که وارد ورزش شدیم٬ نسبتا خوب بوده است. با اینکه منافع خیلی ها در خظر افتاد و سنگ اندازی کردند ولی به نظر من نمره از ده به بالا بوده و تا 15 هم رسیده است. ما باید آنقدر عرضه داشته باشیم که آن چیزی که اسلام و انقلاب گفته است را عمل کنیم. اسلام عیبی ندارد٬ بلکه اگر هم مشکلی وجود دارد٬ اشکال از ماست.
 

چهارشنبه 19/11/1390 - 17:18
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته