سه شنبه 23 تير 1405 - 26 محرم 1448 - 14 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
milaah
آخرین مطلب
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 5448روز قبل
داستان و حکایت
داستان اشتباه فرشتگان
داستان
اشتباه
فرشتگان
درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده میشود .
پس از اندك زمانی داد شیطان در می آید و رو به فرشتگان می كند و می گوید :
جاسوس می فرستید به جهنم!؟
از روزی كه این ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و
جهنمیان را هدایت می كند و...
حال سخن درویشی كه به جهنم رفته بود این چنین است: با چنان عشقی زندگی كن كه حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند.
شنبه 22/5/1390 - 22:20
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 0
]
اخلاق
عاقبت جوان هوسران
عاقبت جوان هوسران
مفضل بن بشیر می گوید: همراه قافله ای به سفر حج می رفتیم. در راه به قبیله ای از اعراب بادیه نشین رسیدیم ضمن بحث و گفتگو درباره آن قبیله، شخصی گفت: در این قبیله زنی است که در زیبایی و جمال نظیر ندارد و در معالجه و درمان مارگزیدگی مهارتی عجیب دارد.
ما به فکر افتادیم که آن زن را از نزدیک ببینیم و برای دیدن آن زن زیبارو، بهانه ای جز معالجه ی مارگزیدگی وجود نداشت.
جوانی از همراهان ما که از شنیدن اوصاف آن زن، فریفته جمال وی شده بود تکه چوبی را از روی زمین برداشت و پای خود را با آن چوب به اندازه ای خراشید که خون آلود شد. سپس به عنوان درمان زخم مار به خانه ی آن زن رفتیم و او را از زیبایی مانند خورشید درخشان دیدیم.
آن جوان، خراش پای خود را نشان داد و گفت: این اثر نیش ماری است که ساعتی پیش مرا گزیده است و اکنون می خواهم که مرا مداوا کنی!
زن زیباروی نگاهی به خراش پای جوان انداخت و پس از معاینه گفت: این زخم مار نیست؛ ولی از چیزی که به ادرار مار آلوده بوده، خراش برداشته و این آلودگی بدن را مسموم کرده و علاج ناپذیر است و من این طور تشخیص می دهم که تا چند ساعت دیگر خواهی مرد.
جوان هوسران که از دیدن طبیب ماهروی، خود را باخته بود و همه چیز را فراموش کرده بود، ناگهان به خود آمد و تازه متوجه شد که در راه یک فکر شیطانی، چگونه جان خویش را در معرض خطر مرگ قرار داده است؛ اما دیگر کار از کار گذشته بود.
سرانجام وقتی خورشید به میان آسمان رسید ،
جوان هوسران بر اثر مسمومیتی که از ناحیه ی چوب آلوده پیدا کرده بود دیده از جهان فرو بست و قربانی نگاه هوس آلود خود شد.
رهنما_گروه دین و اندیشه تبیان
سه شنبه 25/8/1389 - 10:18
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 2
]
1
گزارش محتوا
محتوای مخالف با موازین شرعی
محتوای مخالف با مصالح نظام جمهوری اسلامی
محتوای نقض کننده حریم شخصی من
محتوای مخالف با موازین اخلاقی
مورد توجه ترین های هفته اخیر
لینک ها
جستجو در مطالب روزانه
ثبت مطلب جدید
مطالب روزانه اعضا
فعالان مطالب روزانه
مطالب من
نظرات مطالب من
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته