سخنان ماندگار
رهایی برای آنکه آشیانی ندارد، و آزادی برای آنکه نمیداند چگونه باید باشد، کشنده است!
(هبوط در کویر/141) چه هراسی بالاتر از اینکه کسی خود را در درون خویش گم کرده باشد.
(هبوط در کویر/277)
مرگی که ضرری برای هیچ کس نداشته باشد، بی ارزشترین مرگ هاست.
(بازشناسی هویت ایرانی-اسلامی/23)
دلی را که دین و سری را که شمشیر کارگر نمی افتد ، مردانگی به آسانی در بند می کشد.(اسلام شناسی/344)
انسان چرا بر خلاف همه ی جانوران بر روی دو پایش ایستاده است؟ایستاده است تا به آسمان بنگرد.
(گفت و گو های تنهایی/889)
برای انسان چه دردی کشنده تر از بی خبری است؟
(گفت و گوهای تنهایی/890)
منتظر نمان که پرنده ای بیاید و پروازت دهد ، در پرنده شدن خویش بکوش!
(تاریخ و شناخت ادیان/178) عشق می تواند جانشین همه ی نداشتن ها شود.
(حج/69) عشق زائیده ی تنهایی ست و تنهایی نیز زائیده ی عشق است.
(نیایش/133) عشقی که به ازدواج منجر می شود، جوششی ست که در آستانه ی در فرو می نشیند.
ازدواجی که به عشق منجر می شود؛ این عشق راستین جاودانه است، عشق است! (نامه ها/124) به شماره ی هر دلی عشقی ست .
(هبوط در کویر/286)
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی؛ اما دوست داشتن، پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.
(هبوط در کویر/297)
عشق چه آسمانی باشد چه زمینی، عاقبتش به طرف خداست.
(ویژگیهای قرون جدید/223)
زندگی جست و جوی نیمه هاست در پی نیمه ها!
(گفت و گو های تنهایی/1129)
نمی رفتند تا به جایی برسند، می رفتند تا با هم باشند.
(گفت و گوهای تنهایی/775)
چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن!
(هبوط در کویر/27) در بهشت، تنها بودن سخت تر از کویر است.
(هبوط در کویر/27)
وقتی که بود نمی دیدم.وقتی می خواند، نمی شنیدم...وقتی دیدم که نیود...وقتی شنیدم که نخواند...!
(هبوط در کویر/330)
آشنا یعنی هم خانه ی من در دیار تنهایی؛ هم میهن من در سرزمین غربت!
(هبوط در کویر/102)
حفره ای که یک کلمه در سینه یا قلب کسی باز می کند ، گاهی از جای یک گلوله ی توپ، بزرگ تر و عمیق تر است.
(گفت و گو های تنهایی/59)
ای آزادی! تو را دوست دارم!به تو نیازمندم!به تو عشق می ورزم!
(خودسازی انقلابی/118) چهارشنبه 8/10/1389 - 10:11
شعر و قطعات ادبی
رنج جان کاهی ست گنج بودن و مجهول ماندن!
گنج بودن و در ویرانه ها فراموش ماندن!
رنج بزرگی ست علم بودن و عالم نداشتن!
علم بودن و عالم نیافتن!
زیبا بودن و نادیده ماندن،
فریاد بودن و ناشنیده ماندن،
نور بودن و روشن نکردن،
آتش بودن و گرم نساختن،
عشق بودن و د لی نیافتن،
روح بودن و کالبدی نیافتن،
چشمه بودن و تشنه ای ندیدن،
پیام بودن و پیامبر بودن و کسی نداشتن،
مثنوی بودن و خواننده ای ندیدن،
چنگ بودن و پنجه ی نوازنده ای نبودن....
چه بگویم؟ خدا بودن و انسان نداشتن!
(انسان بی خود/405)
چهارشنبه 8/10/1389 - 10:1
شعر و قطعات ادبی
"قبل از هر چیز برایت آرزو میکنم که عاشق شوی ،
و اگر هستی ، کسی هم به تو عشق بورزد ،
و اگر اینگونه نیست ، تنهاییت کوتاه باشد ،
و پس از تنهاییت ، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید .......
اما اگر پیش آمد ، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ،
از جمله دوستان بد و ناپایدار ........
برخی نادوست و برخی دوستدار ...........
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد .
و چون زندگی بدین گونه است ،
برایت آرزو مندم که دشمن نیز داشته باشی.......
نه کم و نه زیاد ..... درست به اندازه ،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند ،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد.....
تا که زیاده به خود غره نشوی .
و نیز آرزو مندم مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری .....
تا در لحظات سخت ،
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است،
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگاه دارد .
همچنین برایت آرزومندم صبور باشی ،
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند ........
چون این کار ساده ای است ،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند .....
و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوارم اگر جوان هستی ،
خیلی به تعجیل ، رسیده نشوی......
و اگر رسیده ای ، به جوان نمائی اصرار نورزی ،
و اگر پیری ،تسلیم نا امیدی نشوی...........
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است
بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم سگی را نوازش کنی ، به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک
سهره گوش کنی ، وقتی که آوای سحرگاهیش را سر میدهد.....
چراکه به این طریق ، احساس زیبایی خواهی یافت....
به رایگان.......
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی .....
هر چند خرد بوده باشد .....
و با روییدنش همراه شوی ،
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد..
به علاوه امیدوارم پول داشته باشی ، زیرا در عمل به آن نیازمندی.....
و سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی :
" این مال من است " ،
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !
و در پایان ، اگر مرد باشی ،آرزومندم زن خوبی داشته باشی ....
و اگر زنی ، شوهر خوبی داشته باشی ،
که اگر فردا خسته باشید ، یا پس فردا شادمان ،
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید ...
اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد ،
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم ... "
ویکتور هوگو
چهارشنبه 8/10/1389 - 9:58
طنز و سرگرمی
سه شنبه 7/10/1389 - 21:43
قرآن
قرآن !
من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .
قرآن !
من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .
یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته، یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
قرآن!
من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ، آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …
قرآن !
من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،
خواندن تو آز آخر به اول ،یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.
" دکتر شریعتی"
دوشنبه 6/10/1389 - 20:14
دانستنی های علمی
اتفاقی که حیرت جهانیان را برانگیخت
چندی پیش در منطقه فینیکس واقع در آریزونا در کشور آمریکا، کشاورزی بنام دیوید هادسون به ماده ی سفید رنگی که در سرتاسر زمینهای زراعی اش گسترده بود مشکوک شد و مقداری از آنرا به آزمایشگاههای معتبر سپرد تا به او بگویند که این ماده سفید رنگ متشکل از چه مواد اولیه ای است. اما در عین ناباوری، پاسخ آزمایشگاه این بود:You Have Pure Nothing یعنی شما یک ماده ای دردست دارید که خالصاً هیچ چیز مشخصی که در جدول عناصر تعریف شده باشد در آن به چشم نمی خورد!
اما پس از چندی یک آزمایشگاه روسی به روش آزمایش آمریکاییها شک کرد و روش جدیدی را برای آنالیز این ماده ی عجیب پیش رو گذاشت که صحیح تر بود و بلاخره پرده ی جادویی کنار رفت و عنصر تشکیل دهنده رخ نمود.
این ماده شکل دیگری از اتم های طلا بود که بصورت یک نانو رشته (رشته ای از الکترونها که از پی هم قرار می گیرند و شکل یک تسبیح نخ شده را دارد) در آمده بود. نام علمی آن ORME یا ORMUS مخفف Orbitally Rearranged Monotomic Element می باشد.
آزمایشات بعدی، اما، حیرت آورتر بودند. برای وزن کردن آن، یک پیمانه ی خالی را ابتدا وزن کردند و سپس مقدار مشخصی از این گرد سفید رنگ را درون پیمانه ریخته مجدداً وزن کردند و در عین ناباوری در تمام این توزینها، همواره وزن پیمانه+وزن گرد سفید رنگ از وزن پیمانه ی خالی “کمتر” بود! آزمایشی که چندین بار تکرار شد و همواره یک پاسخ را ارائه می داد. گویی که 40 درصد از جرم این ماده در جهان ما و 60 درصد دیگر آن در جهانی موازی با جهان ما سیر می کند.
نکته ی مهم زمانی به چشم آمد که محققان، پیمانه ی لبریز از ماده سفید رنگ را حرارت دادند و مشاهده کردند کهدر حرارت بسیار بالا وزن پیمانه به سمت صفر گرم سوق پیدا کرد. یعنی “با حرارت دادن به این ماده، می توان جاذبه را دفع نمود”.
ناسا با بهره گیری از این ترکیب جدید طلای بسیار ناب (The Pure Gold) توانست ماده ی جدیدی اختراع کند با نام آیروژل (AeroGel) که به خودی خود از هوا سبک تر است و فرم خالص آن می تواند در هوا شناور باشد و همچنین با حرارت دادن به آیروژل، این ماده می تواند وزنهایی بیش از وزن خود را نیز در هوا معلق نگاه دارد. ناسا از این ژل در تحقیقات گسترده ای بهره می برد. (در ویکیپدیا جستجو کنیدAeroGel )
اما چندی پیش، در “صحرای سینا” (علاقه مندان به آثار سیچین توجه فرمایند) معبدی متعلق به راهبان مصر باستان کشف شد که درون آن آکنده بود از پودری سفید رنگ! آزمایش این ماده نشان داد که شباهت زیادی بین این پودر تازه کشف شده با نانو رشته ی طلا وجود دارد. مصریان باستان به این ماده “مفکات” می گفتند و راز تهیه آن در دست راهبان مقدس بوده است.
ترکیب مفکات با حرارت می توانسته بی وزنی را بهمراه آورد و شاید راز چگونگی ساخته شدن اهرام عظیم مصر در همینجا نهفته باشد.
به این نکته توجه کنید: نام تمام اشکال هندسی (چه به فارسی و چه به لاتین) مستقیما به شکل هندسی آنها اشاره می کند. مثلاً دایره از دوار بودن می گوید، مثلث از سه ضلعی بودن. اما در این بین نامی که برای شکل هندسی “هرم” در نظر گرفته شده یک استثنای عجیب است. هرم در لاتین Pyramid ترجمه شده که از ترکیب دو کلمه ی Pyro بمعنی “آتش” و Amid بمعنی “گرفته شده” تشکیل شده است. بنابراین Pyramid یعنی Fire Begotten یا از آتش گرفته شده!!! حتی اسم عربیِ “هِرم” نیز از ریشه هُرم بمعنی حرارت و داغی گرفته شده و اشاره ای به شکل هندسی آن ندارد.
می توان خصوصیات پودر سفید طلا را به اینگونه بر شمرد:
1- خاصیت ضد جاذبه در حرارت های بالا
2- خاصیت ابر رسانایی در حرارت بالا
3- اتصال کوانتومی به دیگر جهانهای موازی Quantum Entanglement
4- عدم مشابهت با ساختار عناصر جدول مندلیف
5- درصورت برهم خوردن ساختار رشته ای، با نوری بسیار درخشان منفجر می شود
6- بدلیل ساختار اتمی تک رشته ای، امکان تبدیل این ماده به مواد دیگر وجود دارد
7- درصورت مصرف خوراکی، افزایش کارآیی مغز انسان را در دو نیمه چپ و راست بدنبال دارد
8- در صورت مصرف خوراکی، افزایش طول عمر DNA که متعاقباً طول عمر انسان را بدنبال دارد.
دوشنبه 6/10/1389 - 18:55
جهانگردی
شهر ونیز در شمال ایتالیا و در میان دریای آدریاتیک قرار گرفتهاست.ونیز بصورت جزیرههای کوچکی است و خشکیها به وسیله کانالها از هم جدا شدهاند و تردد در شهر به وسیله قایق صورت میگیرد. شهر ونیز یکی از شهرهای توریست پذیر جهان است و سالانه میلیونها توریست به این شهر میروند از دیدنیهای این شهر میتوان به میدان سن مارکو محل دفن مارکوپولو اشاره کرد:
دوشنبه 6/10/1389 - 18:36
سلامت و بهداشت جامعه
تبلیغاتی جالب برای نکشیدن سیگار:
دوشنبه 6/10/1389 - 18:12
جهانگردی
دوشنبه 6/10/1389 - 18:6
سخنان ماندگار
می خواهم بگویم....
فقر
همه جا سر میکشد...
فقر ،
گرسنگی نیست، عریانی هم نیست
فقر ،
چیزی را نداشتن است ،ولی ،آن چیز پول نیست
طلا و غذا نیست....
فقر ،
همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند...
فقر ،
تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد می کند...
فقر ،
کتیبه سه هزار ساله ای ست که روی آن یادگاری نوشته اند...
فقر،
پوست موزی ست که از پنجره ی یک اتوموبیل به خیابان انداخته می شود
فقر ،
همه جا سر میکشد...
فقر ،
شب را "بی غذا" سر کردن نیست
فقر روز را "بی اندیشه "سر کردن است
دکتر شریعتی
دوشنبه 6/10/1389 - 17:37