یك سال صبر میكنی
یه عمر می سوزی
این همه عید خنده بر لبت نمی آید
تا اینكه مثل من
یك هفته مانده به محرم الحسین
انگشتان دست راستت میشكند
حالا باید بشینی و به حال خودت زار بزنی كه امسال محرم چه خاكی باید به سر بریزی
اینجا تمام پنجره ها رو به غربتند
ای آشنای عاطفه كی میكنی ظهور ؟