• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 4760روز قبل
بهداشت روانی

در قسمت قبل گفته شد که احساسات طیف وسیعی دارند و کسی که توانایی مدیریت احساساتش را نداشته باشد در همه عرصه های زندگی دچار مشکل می شود برای همین است که مدیریت احساس جزو یکی از مهمترین هنرهایی است که یک فرد می تواند آن را کسب کند در این جا راهکارهای عملی در مدیریت احساسات بیان می شود:

1-      احساسات مخرب را شناسایی کنید؛ در قدم اول باید یک یا چند احساس عمده که شما را به شکلی نامناسب تحت تاثیر قرار می دهند بشناسید شاید در وهله اول همه این احساسات به ذهنتان خطور نکند اما اگر پایبند به انجام این کار باشید در روزهای بعد به تدریج متوجه این احساسات مخرب می شوید  و می توانید آن را به لیست خود اضافه کنید.

2-     از دین کمک بخواهید؛ در بیشتر ادیان و مذاهب، رهنمودهای روشنی بخشی وجود دارد شما می توانید در مدیریت آن احسات غالب خود، از این رهنمودها استفاده کنید مثلا  توصیه به فرو خوردن خشم و ثمرات آن، توصیه به احساس تواضع و احترام به والدین، توصیه به عدم تکبر و غرور و ... . مراجعه به کتب آسمانی و کمک از فضاهای اینترنتی در این زمینه می تواند کاربرد فراوان داشته باشد. با این حال اگر در پیدا کردن این رهنمودها مشکل دارید می توانید با بزرگان دینیتان از طرق مختلف (حضوری یا غیر حضوری) ارتباط برقرار کرده و در این رابطه از آنها کمک بخواهید. در آخر این رهنمودها باید در جایی نوشته شود که شما به آن مراجعه مداوم داشته باشید تا به فراموشی سپرده نشود و ملکه ذهنتان گردد.

3-     الگو داشته باشید؛ داشتن الگویی ک در مدیریت احساس مخرب و غالب شما موفقیت فوق العاده ای داشته است بسیار مفید می باشد مثلا کسی که با کوچکترین شکستی دچار یاس می شود باید به دنبال الگویی باشد که در زندگی اش شکست هایی گوناگونی تجربه کرده ولی باز از ابتدا دست به کار شده است مانند بسیاری از دانشمندان. می توانید در مورد هر احساسی یک الگوی جداگانه داشته باشید و نیازی نیست که این الگو حتما از میان چهره های سرشناس باشد شاید دوست شما که زندگی موفقی دارد الگوی شما باشد.

4-    به دیگران توصیه کنید؛ وقتی تصمیم گرفتید که از آن حس آزار دهنده و مشکل ساز جدا شوید می توانید تجربه ها و آموخته های خود را به دیگران نیز انتقال دهید مثلا وقتی نسبت به مضرات احساس ترس در گرفتن حق خود آگاهی یافتید به کسانی که دچار مشکل مشابه شما هستند توصیه کنید که این چنین نباشند و آنها را راهنمایی های نجات بخش دهید شاید آنها نیز راه شما را ادامه دهند.

5-     استاد شوید؛ از هر فرصتی که شما را به شدت به واکنش بر می انگیزد استفاده کنید تا استاد مدیریت احساسات شوید چرا که استاد شدن نیازمند سختی کشیدن است. وقتی آن چنان از دست کسی خشمگین می شوید که می خواهید در حضور یا غیابش او را به باد فحش و تمسخر بگیرید یا وقتی آن چنان می ترسید که از گفتن حقیقت فراری می شوید بر خشم و ترس و دیگر احساسات مخرب خود غلبه کردن کاری است بس دشوار اما باید بدانید که هدف شما استاد شدن است.

       6-     راه حل بیابید؛ حالا که در مسیر استاد شدن هستید خود شما می توانید راه حل مشکلات احساسی خود را بیابید. باید توجه داشت بسیاری از مشکلات هم که ظاهر احساسی ندارند ریشه آنها به مسائل احساسی بر می گردد مثلا کم کاری برخی کارکنان می تواند ریشه در احساس بی فایده بودن، احساس مورد ظلم واقع شدن و یا احساسات مخرب دیگر باشد باید بدانید که این احساسات تنوع فوق العاده زیادی دارند و چون نوع موقعیت بروز آنها و همچنین نوع ترکیب این احساسات، منحصر به خود شماست می توانید خودتان راه کار بیابید تا از آنچه هستید بهتر شوید در مثال فوق مثلا ممکن است یک فرد با سنجش جوانب مختلف به این نتیجه برسد که کار خود را رها کند و یک نفر تصمیم بگیرد مشکلش را با رئیس و همکاران در میان بگذارد و یا چیزی دیگر. مهم آن است که بتوانید با استفاده از راهکارهای عمومی به راهکارهایی خاص خود دست پیدا کنید تا در موقعیتی هایی که مخصوص شماست موفق باشید.  

منبع:خودم -فاطمه کمیلی
سه شنبه 11/4/1392 - 12:37
بهداشت روانی
 عقل، احساس، سنت و وجدان همواره ما را در تصمیم گیری ها راهنمایی و گاهی هم دچار ابهام می سازند. مثلا به تصمیمات زیر توجه کنید: او مرا خشمگین ساخته است حالا چه کنم؟ شاید وجدان و عقل شما بگوید آرام باش و احساس بگوید تلافی کن.همسرم در کارهای خانه نیاز به کمک دارد من باید چه کنم؟ در اینجا شاید به علت دارا بودن تفکر سنتی عده ای کاملا بی تفاوت باشند اما از طرفی احساس تعلق به همسر و وجدان، کمی آنها را دچار ابهام سازد.فردا امتحان دارم آیا به آن مهمانی بروم؟ ممکن است احساس علاقه به رفتن به مهمانی بر وجدان و نیروی عقل غلبه کند و با وجود نیاز به درس خواندن شما رفتن به مهمانی را ترجیح دهید.البته این نکته قابل ذکر است که همیشه هم این نیروها در تضاد با هم نیستند و ممکن است کاملا یکدیگر را تقویت کنند.

در زندگی روزمره مشکلاتی که در اثر احساسات افراد بوجود می آید بسیار مشاهده می شود لذا در اینجا نیز بطور خاص احساسات مدنظر قرار خواهد گرفت.

احساسات خوب است یا باعث شر می شود؟ بعضی رفتارها که ریشه احساسی دارند کاملا مفید هستند مثل احسان به فقرا و یتیمان، کمک و احترام به والدین، فداکاری مادر نسبت به فرزند و ... . در روایات دینی نیز به انجام آن تاکید شده است اما برخی احساسات هستند که نیازمند کنترل و مدیریت می باشند در غیر این صورت ابتدا خانواده و سپس جامعه را از درون تخریب می کند. خشم، ترس، عشق، استرس، امید، شادی و مواردی از این دست نیازمند مدیریت هستند. مشاهده می شود که با توجه به گستردگی احساسات، کسی که توانایی مدیریت آنها را نداشته باشد و دراین مسیر ممارست نداشته باشد درهمه عرصه های زندگی دچار شکست می شود و در این راستا همین عدم مدیریت احساس شکست باعث قتل و خود کشی شود. مهم این است که در قدم اول بدانیم از چه نوع احساسی ضربه می خوریم به طور مثال گاهی احساس عشق صورتی مخرب پیدا می کند و هر چقدر دیگران و آن فردی که دچار عشق است با خود می اندیشند وصال در آن شرایط را به صلاح نمی دانند و شاید مشکلاتی را نیز به دنبال داشته باشد (مثل ازدواج های فامیلی با ریسک بالای اختلال فرزندان)، اما عدم مدیریت عشق و شاید تشدید آن با فکر کردن مداوم به معشوق و گوش دادن به موسیقی هایی با مضمون عاشقانه پشیمانی بزرگی را در آینده برای فرد عاشق یه همراه آورد. آنچه اهمیت دارد این است که مشتاق زندگی سعادتمندانه باشیم و بخواهیم که مهار احساساتمان را در دست بگیریم نه اینکه بازیچه دست احساسات گوناگون شویم.
منبع: خودم(فاطمه کمیلی)
سه شنبه 11/4/1392 - 12:31
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته