• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 15
تعداد نظرات : 32
زمان آخرین مطلب : 5751روز قبل
خانواده

سلام دوست عزیز واقعا معذرت میخوام بخدا شرمنده ام قول میدم از این به بعد حواسمو جمع کنم بخدا برنامه ای که مشخصات ارباب رجوع در آن بود حذف شده بود برای همین حواسم نبود معذرت میخوام؛راستی امروزچرا از کاروان عقب موندی و ازمطالبت خبری نیست همه صفحات را گشتم اما مطلبتو ندیدم تا ساعت30/5 سرکارم اگه مطلبی داری بنویس بخونم منتظرم

موفق و پایدار باشی(بدخشان)

شنبه 10/7/1389 - 16:32
خانواده

آبجی گلم سلام آدرس وبتو دادی تا دست از سرت بردارم نه ؛ بخدا دلم برات تنگ شده ایکاش نزدیکم بودی ؛ آنیمای عزیزم پر پروازم و شکستی وقتی گفتی نمیتوانم چرای خودمو بگم اصرار به گفتنش ندارم اما این را بدان بیشتر از هرکسی دلتنگت میشم از خدا میخوام گرهی در زندگیت نباشد از خدا میخوام تن سالم و طول عمر داشته باشی و هر جای این کره خاکی هستی موفق و پیروز و سلامت باشی انشاء الله ؛ از این راه دور از دامنه کوه سبلان از مشکین شهید پروردستان مهربانت را می بوسم و به وجود خواهر نازنینی مثل شما افتخار میکنم اما همچنان منتظر مطالبت هستم دوستت دارم به اندازه بزرگی خدا اما بدان بغض گلویم را سخت فشرد عاشقتم آبجی گلم

دوستدارت (خواهر کوچیکت فوزیه)

شنبه 10/7/1389 - 16:22
خانواده

بابا کجائید دلم گرفت آنیما؛ارمیا؛باران؛مامیرا؛امروز آخه کجائید دلم پوسید ؟

شنبه 10/7/1389 - 13:23
مهدویت

کاش آدم یک روز بدنیا می آمدو یک روز هم از دنیا میرفت ولی گذراندن جمعه ها وفراق مهدی همه را صد ها بار به کام مرگ می کشاند .چرا همیشه باید مهدی مهدی کنیم و مهدی را نبینیم .میگویند چشم بصیرت ندارید آیا عاشق برای دیدن معشوقش باید چشم بصیرت داشته باشد یا دلی پاک و معصوم؟مهدی جان هر وقت گفتم دلم گرفته گفتی حسین هست؛هر وقت گفتم میخواهم بخاطر فراقت اشک بریزم گفتی حسین هست؛هر موقع گفتم دیوانه توام گفتی حسین هست؛فکر میکنی نمیدانم حسین هست او مظلوم تاریخ  و تو il مظلوم زمانی؛ میدانی چرا مظلوم شدی ؛بخاطر اینکه از وجودت غافلیم. بدیم؛ بدترازآنچه که فکرکنی .دعایت نمیکنیم درحالی که تو شب و روزت شده دعابرای ما بدها؛غروب روز جمعه که میشه آتیش میگیرم و دعای فرج را زمزمه میکنم و با خود میگویم بااین دعا یعنی مهدی راضی است یعنی او از ما راضی هست؟تبیانی ها جواب منو بدید آیا با وجود اینکه از آقای خود غافلیم آیا او از ما راضی هست؟

(به امید روز ظهورش)(badakhshan

شنبه 10/7/1389 - 10:38
مهدویت

ایکاش قدرتی داشتم تا جمعه ظهور را نزدیک می کردم مهدیا این جمعه هم گذشت ودیگر سخت است فراق تو و اشک ریختن در فراقت؛و سخت تراینکه تو در انتظار باشی و اشک بریزی  تا دعایت بکنیم اما ما پستها دریغ ازیک دعا برای تو؛مهدیا نمی دانم از درد گلایه کنم یا از تنهایی؛ که تو از من دردمند تر و تنهاتری و روی گفتن دردهایم را ندارم تو مولای منی و محتاج دعا و من خاک پای توام و التماس دعا    

تقدیم به دل تنهای مولا

پایدار باشید تبیانی هاو برای فرج مولای منتظرمان صلواتی بفرستید

(badakhshan)

شنبه 10/7/1389 - 10:25
شعر و قطعات ادبی

همیشه با خدا باش؛اگه باهاش باشی به همه چیز میرسی ؛چونیستی خویش به خدا دهی او هسته خویش به تو میدهد/

نام زهرا قفل دل وا میکند؛دیده را از اشک دریا میکند؛نام زهرا بوی غربت میدهد؛بوی یک گمگشته تربت می دهد./

از داغ حسین اشک نم نم داریم ؛ در خانه  سینه تا ابد غم داریم؛ پیراهن و شال مشکی آماده کنید؛چند وقت دیگر تا به محرم داریم/

تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است ؛یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش است/

تقدیم به (آنیما ی عزیزم؛ایثار و ارمیای با وفایم؛مامیرای نازنینم؛ باران گلم)

شنبه 10/7/1389 - 10:16
خانواده

سلام آبجی گلم خوبی فکر کنم رفتی مدرسه که ازت خبری نیست راستی فوت مادر بزرگت و تسلیت میگم امیدوارم که غم آخرت باشه انشاءالله؛ راستی آبجی جونم چرا دیگه مطالب نمی نویسی دلم واسه نوشته هایت تنگ شده وقتی مطالبت و می خونم احساس میکنم خودت هم کنارمی خواهش میکنم حداقل یک مطلب بنویس تا دلتنگی ام رفع بشه راستی آبجی می دونی چی شد اشتباهی پیغام شما را به ارمیای نبی فرستادم ولی ازش معذرت خواهی کردم

منتظرت هستم دوستدارت فوزیه

شنبه 10/7/1389 - 9:11
خانواده

سلام صبح بخیر ببخشید اشتباهی به جای دوستم آنیما به شما پیغام گذاشتم شرمنده که باز به شما آبجی گفتم اون روز برنامه کاری ام از دسک تاپ حذف شده بود وحواسم نبود که به شما هم آبجی گفته بودم در هر صورت هم بابت اون روز و هم بابت امروز معذرت میخوام ببخشید

موفق و پایدار باشی ارمیای عزیز

شنبه 10/7/1389 - 9:6
خانواده

           سلام دوستهای خوبم امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید

دوستهای عزیزم مزاحم خونه های گرمتون شدم تا بگویم تا شنبه ازتون جدا میشم میدانم دلم برای مطالبتون تنگ میشه اما قول میدم شنبه همشو بخونم و نظر بدم امروز اصلا وقت نداشتم چیزی بنویسم فقط نظرمو درباره مطالب زیبایتان نوشتم (آنیما؛باران و ارمیای نبی دلم برای شما هم تنگ میشه امیدوارم زیر سایه خدا موفق و موید باشید تا شنبه که دوباره بیام به محل کارم و با شما دیدار کنم همتونو به خدای لم یزل میسپارم دست همتونو می بوسم تا شنبه و دیداری دوباره به امید دیدار دوستون دارم به خدا سپردمتون

دوستارتان فوزیه بدخشان 

پنج شنبه 8/7/1389 - 13:47
خانواده

  تقدیم به همه تبیانی ها

امروز آسمان هم مثل من دلش گرفته و آن حال و هوای همیشگی را ندارد انگار بغض سنگین گلویش را می فشارد؛ انگار غمی به وسعت تمام دنیا بر دلش نشسته و احنیاج به قطراتی دارد که دردش را تسکین دهد ؛شاید اگر بتواند قطراتی را بعنوان اشک بر روی این کره خاکی بریزد کمی از دردهایش تسکین یابد شاید اگر بتواند کمی از بغض های شکسته اش را بشکند کمی آرام گیرد؛درد آسمان چیست؟نمیدانم برای چه می نالد و غمگین است اما هر چه هست حتما زخم کاری است که چنین روحش را آزرده و رنگ از رخسارش زدوده و ای آسمان ای پدیده ای که همیشه رنگ زیبایت را ستوده ام می خواهم گریه کنی می دانم درد تو چیست می دانم پریدگی رنگت از چیست می دانم برای چه دلگیری گریه کن آ سمان که بوی آشنا می آید گریه کن آسمان که بوی غریبی می آید میدانم دلتنگی؛ برای ماهی که از راه می آید میدانم رنگت پریده چون خود را لایق نگهداری خون علی اصغر را نداری گریه کن آسمان که سیاهی بر تنهایمان نشانه کرببلاست آسمان میدانم بر چه بغض کردی بر تنی که زیر سم هزاران اسب؛زیر هزاران سنگ؛زیر هزاران شمشیر؛زیر هزاران نیزه تیکه تیکه شد آسمان میخواهم گریه کنی چیزی که به نظر من آخرین تسلی دهنده قلبهاست

تبیانی های عزیز میدانم با این نوشته خاطر شما راهم غبارغم گرفت اما هر چه در دفترذهنم گشتم که چه بنویسم جز یاد  محرم و کربلا چیزی نیافتم

تحفه این درویش تقدیم به دل پاک شما عزیزان

چهارشنبه 7/7/1389 - 16:8
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته