محبت و عاطفه
شاید تصورمن وشما از عشق همان چیزی باشد،که پولس رسول توصیف کرده است.
می توانیم در محبت شخصی و غیر شخصی،این خصاصی را از خود نشان دهیم.
در عشق ومحبت شخصی می توان نسبت به افراد خانواده وخویشاوندان ،مهربانی ونرمش وادب وعاطفه وتایید وتحسین وملاحظه وایثارنشان داد.عشق ومحبت غیر شخصی،دراصل یعنی توانایی کنارآمدن با مردم،بدون دلبستگی شخصی ووابستگی عاطفی.برای آفرینش آگاهی وپرورش محبت غیرشخصی ونیکخواهی نسبت به همکاران وآشنایان وهمه ی کسانی که باآنهاسرکار داریم،تکرارعبارت زیربسیارموثر و سودمند است:
"من بدون هیچ گونه وابستگی،همه ی مردم را دوست دارم و همه ی مردم نیز بدون هیچ گونه وابستگی،مرادوست دارند."
گروهی را می شناسم که به تجربه به قدرت عشق ودعاهایی که کلمه ی"عشق الهی"درآن باشد پی برده اند،و اینگونه دعا را بزرگترین راه حل برای برطرف کردن مشکلات شخصی وشغلی می دانند.
افراداین گروه هفته ای یکبار گرد هم می آیند وعبارت های تاکیدی متضمن عشق الهی راتکرارمی کنند.
آنها فهرست افراد وموقعیت هایی راکه می خواهندازدولت عشق،دگرگونی یا برکت بیابند،باخود به این جلسات می آورند(بدون اینکه در مورد مشکلات این افرادیا اینکه چنین فهرستی را به همراه دارند،باکسی گفتگو کنند)اما هنگامی که دسته جمعی به تکرار عبارتهای گوناگون حاوی عشق الهی سرگرم اند،آرام دست خود را برروی این فهرست می گذارند و می گویند:"عشق الهی هم اکنون در من واز طریق من به عالیترین کارخودسرگرم است.عشق الهی هم اکنون برای من واز طریق من سلامت کامل وثروت فراوان وسعادت بیکران می آورد."آنگاه در دل خود برای افرادی که نامشان در فهرست است می گویند:"عشق الهی هم اکنون در تو و از طریق تو به عالیترین کار خود سرگرم است.عشق الهی هم اکنون برای تو واز طریق تو سلامت کامل وثروت فراوان وسعادت بیکران می آورد."
آنها چندین هفته گرد هم می آمدند وعبارتهای تاکیدی را بارها وبارهاتکرارکردند.آنگاه پی بردند که بسیار آرام وبی سر وصدا،برای هریک از اعضاء گروه-وهمچنین افرادی که برایشان دعا می کردند-رویدادهایی حیرت انگیز پیش می آید.
یکی از خانم های بازرگان که در رابطه با چند تن از دوستانش دچارسوء تفاهم وناهماهنگی شده بود،به محض تکرار عبارت های تاکیدی حاوی عشق ومحبت،دید که دوستانش نیز به طرزی غیرمنتظره در این جلسات شرکت جستند و خیلی زود با هم آشتی کردند وصلح وصفا برقرارشد.
Aloneswallow
پنج شنبه 16/4/1390 - 12:49
داستان و حکایت
معجزه عشق:
چند سال پیش ،بازرگانی قدرت عشق رابه من خاطر نشان ساخت.درآن وقت،سرگرم نوشتن یک رشته مقاله درباره ی ثروت وتوانگری بودم.وقتی او درباره ی مقالاتم شنید،از من پرسید:"درباره ی عشق چه نوشته ای؟"حیرت زده پاسخ گفتم:"درباره ی عشق؟اما مقالات من که درباره ی ثروت وتوانگری است."بازرگان که مردی سهام دار بودگفت:"می دانم.اما تا مقاله ای درباره ی قدرت عشق و قانون محبت و نیک خواهی ننویسی که مقاله هایت کامل نمی شوند.محبت بزرگترین راز کامیابی است."
آنگاه درباره ی قانونی که خودش برای"گشودن گره ها"یافته بود،چنین گفت:"هرگاه فردی را می بینم که گرفتار مشکلات است،آرام می نشینم و برایش موهبت محبت را می طلبم.پس از چندبار تکرارعبارت های تاکیدی،گویی جریان برق روشن می شود وآن فرد بااین جریان هماهنگ می گردد."معمولا افراد با گرایش ها و رفتاری هماهنگ،به سرعت پاسخ مثبت می دهند.اگر نه،باید به تکرارعبارت های تاکیدی بیشتری ادامه داد.اما دولت عشق،بی تردید ثمراتی نیکو وهماهنگ به بار می آورد.
در سال های اخیر،چه بسیار درباره ی قدرت کامیابی بخش عشق شنیده ایم.روانپزشکی برجسته گفته است که بزرگترین نیاز بشر،نیاز به عشق و محبت است وهیچ انسانی بدون آن نمی تواند سرکند.اگرآدمی به زندگانی خالی ازعشق ادامه دهد می پوسد وتباه می شود.محبت عظیم ترین قدرت روی زمین است.
شنیدن درباره یقدرت عشق تازگی ندارد."روانشناس اعظم"سده های پیش ندا در دادوگفت:"درپی محبت بکوشید،که از میان سه فضیلت بزرگ ایمان وامیدو محبت،محبت بزرگتر است."
درباب سیزدهم رساله ی اول پولس رسول به قرنتیان می خوانیم:"اگر به زبان های مردم وفرشتگان سخن گویند ومحبت نداشته باشند مثلنحاس صدادهنده و سنج فغان کننده شده ام.و اگر نبوت داشته باشم وجمیع اسرار وهمه ی علم را بدانم وایمان کامل داشته باشم به حدی که کوه ها رانقل کنم ومحبت نداشته باشم هیچ هستم.و اگر جمیع اموال خود را صدقه دهم وبدن خود را بسپارم تا سوخته شود و محبت نداشته باشم هیچ سود نمی برم.محبت حلیم ومهربان است.محبت حسد نمی برد.محبت کبر وغرور ندارد.اطوار ناپسندیده ندارد ونفع خود را طالب نمی شود.خشم نمی گیرد وسوء ظن ندارد.از ناراستی خوشوقت نمی گردد ولی با راستی شادی می کند.درهمه چیز صبر می کند وهمه را باور می نماید.در همه حال امیدوار می باشد وهرچیز رامتحمل می باشد.محبت هرگز ساقط نمی شود و...."
چه بسا با مقاله ی مشهور هنری دراموند درباره ی رساله ی پولس آشنایی داشته باشید.دراموند درمقاله اش محبت را"عطیه"و"موهبت متعالی"می خواند ومی نویسد:"امتحان نهایی دین،دینداری نیست؛محبت است.در زندگی،به پس که می نگرید می بینیدلحظه های خطیر،لحظه هایی که به راستی زندگی کرده اید،لحظه هایی هستند که باعشق ومحبت دست به کاری زده اید."
آنگاه"دراموند"درباره ی صور گوناگون عشق ومحبت که در رساله ی پولس می آید گفتگو می کندودر باره ی فضایلی چون صبر،مهربانی ،سخاوت ،تواضع ، ادب ،عدم خودخواهی،خوشخویی،صفا،صمیمیت وبی ریایی.
آنگاه داستان مردی را می گوید که به مدت سه ماه،هفته ای یکبار این رساله ی پولس را خواند واز این طریق،زندگیش یکسر دگرگون گردید.
ادامه دارد.........
Aloneswallow
پنج شنبه 16/4/1390 - 12:47
داستان و حکایت
خانم کاترین پاندر-کشیش آمریکایی-کتاب"ازدولت عشق"راموفق ترین کتاب خود می داند.کتابی که هم برای نویسنده ونیز برای خوانندگانش معجزه های بیشمار آفریده است.
کاترین پاندر در قسمتی از این کتاب نوشته:"باتوجه مدام به یک شیء زیبا،تصویر ذهنی آن را می آفرینید و آن تصویر ازشما ودیگران،وارد کار وفعالیت می شود تا زیبایی بیشتری برایتان بیافریند.مطلب مهم این است که دست به کاری بزنید که گام آغازین به سوی زیبایی محسوب می شود،حتی اگر گامی کوچک باشد.بااین کار زیبایی،برکت وفزونی می یابد.
آن گاه شما قادر می شوید که زیبایی رابرخیزانید وزنده کنید وزندگی وجهانتان رابستایید."
من سعی کردم قسمت هایی از این کتاب ارزشمند رو براتون به تصویر بکشم.امیدوارم که خوشتون بیاد....
ادامه دارد.........
Aloneswallow
پنج شنبه 16/4/1390 - 12:45
اهل بیت
هبوط آدم
آنگاه که آدم وهمسرش ازدستورخداسرپیچی کردند،خدانعمت خویش رااز آنان گرفت وبهشت رابرآنان تحریم کرد وبه آنان یادآوری نمود:"مگرمن شماراازاین درخت منع نکردم وبه شما نگفتم:شیطان دشمن آشکارشماست؟"(سوره اعراف،آیه 22)آدم وهمسرش توبه کردند و ازکرده ی خویش پشیمان شدند وگفتند:"بارخدایا!به خویشتن ستم کرده ایم،اگرمارانیامرزی و به ما رحم نکنی مااز زیانکارانیم."خدادستورداد:"پایین بروید وازبهشت خارج شوید.شمادرزمین جایگزین می شوید،درحالیکه بعضی بابعضی دیگردشمن هستید وزمین تاهنگامی معین جایگاه شماست."(سوره اعراف،آیه 23)خداوند توبه ی این زن وشوهررا قبول کردو لغزش آنان رابخشیدو این بخشش آنها راامیدوار وخوشحال وچشمشان راروشن ساخت وآرزوی ماندن در بهشت وبرخورداری مجدد از نعمت های آن درمغزشان خطورکرد.خداازاین فکروتمایل ایشان آگاه بود،لذابه آنان دستورداد از بهشت بیرون رویدوبه آنان هشدارداد کهدشمنی بین شما وابلیس برای همیشه باقی است.خدااین خبررابه آنان داد تاازمکر وفتنه ی او درامان باشند واسیر وسوسه ونیرنگ اونشوند.خداوند صریحا به این زن وشوهر فرمود:"هردو ازبهشت بیرون روید،که برخی ازشما بابرخی دیگر دشمنید،اگرهدایتی ازمن به شماآمد،هرکس هدایت مرا متابعت کرد نه گمراه شود ونه شقی و بدبخت گردد."(سوره طه،آیه 123) خدا ضروریات ونیاز آدم(ع)رادر نظرگرفت و امیدی در دلش به وجود آورد تابه سوی تداوم زندگی قدم بردارد ودر این راه تلاش کند وبه او خبرداد که روزگار نعمت خالص و آسایش کامل،سپری گشته.پس از خروج ازبهشت ومحرومیت ازنعمت های آن همواره برسردو راهی خواهید بود:راه هدایت وگمراهی،راه ایمان وکفر،طریق فلاح وخسران.هرکس راهی را که خدا تعیین کرده است پیمود ودرراه شریعت وسنت الهی و مسیر مستقیم گام برداشت،نباید از وسوسه ی شیطان وخدعه ی او ترس داشته باشید،ولی هرکس از یاد خدا غافل وازاه راست منحرف شد،اسیر سختی ومحنت می گرددو درزمره ی کسانی قرار می گیردکه سعی آنان در دنیا بی ثمر است درحالیکه فکرمی کنند کارشایسته ای انجام می دهند وازنیکوکارانند.
ادامه دارد.... چهارشنبه 11/12/1389 - 21:52
خانواده
وسوسه های ابلیس
ابلیس ازآسایش آدم وهمسرش ومحرومیت خویش ازرحمت خدا وبهشت برین سخت غضبناک بود،لذا تصمیم گرفت کاخ سعادت آدم راواژگون سازدواوراازنعمت های بهشتی محروم گرداند!زیرابه نظرش این آدم بود که اوراازاوج عزت به زیرکشید وازرحمت خدا وخشنودی اومحروم ساخت واکنون که اوازبهشت رانده شده وآدم درکامیابی از نعمتهای بهشتی به سرمی برد،پس بایداین شکست راجبران کند وبافریب آدم،اورانیزازاین موهبت محروم سازد.ابلیس برای فریب آدم وهمسرش مخفیانه به بهشت راه یافت وبا حیله ونیرنگ مشغول صحبت باآدم شد وبه او وانمودکرد که دررفاقت باآدم صادق ودرپندواندرز ناصحی مشفق است.ابلیس برای حصول اطمینان آدم هرراهی راپیمود وهردری راکه می پنداشت امیدی درآن باشد کوبید،مهر ومحبت خویش رابرآدم وهمسرش عرضه داشت واز راه دلسوزی،ایشان رااز زوال نعمتشان ترساند و به آنان گفت:"رمزاینکه خداشماراازمیوه این درخت منع کرده این است که اگرازآن استفاده کنید،فرشته خواهید شد ویادربهشت جاویدان خواهیدبود!"(سوره اعراف،آیه20)ابلیس چون دیدآدم وهمسرش ازمشورت اوگریزانند و وسوسه اش دراین زن وشوهر موثر نمی افتد،وگوش ایشان به حرفهای اوبدهکارنیست،برایشان سوگندیادکرد که من خیرخواه وامین شماهستم وقصدضرروزیان به شمارانداشته ونمی خواهم به شما صدمه ای واردشود تابدین ترتیب برصحت قصدومشورت خودتاکید کند.سپس ابلیس درکارخودافراط واصرار ورزید وبه فریب آدم وهمسرش ادامه داد تابه هرطریق بتواند دست آدم وحوارابه میوه ی ممنوع برساند وادامه داد:بوی این میوه بسیارمطبوع وطعم آن بی نظیراست و رنگی بسیار جالب وزیبا دارد. سرانجام مکروحیله ی شیطان،آدم وهمسرش رافریب داد و کلمات زیبا و وعده های شیرین ابلیس این زن ومرد رااغواکرد وعاقبت ایشان ازمشورت او متابعت کردند و خودرابه آنچه خدا نهی کرده بود،رساندند.
ادامه دارد................. چهارشنبه 27/11/1389 - 10:26
خانواده
َAloneswallow
بهشت آدم
پس ازآنکه خدا ابلیس راعقاب نمودواوراازنعمت خودمحروم ساخت،متوجه ی آدم گردیده،او وهمسرش راواردبهشت ساخت وبه اووحی کردکه نعمتی راکه به توعطاکرده ام بخاطرداشته باش،زیرامن تورابه فطرت بدیعی خلق کردم وبه اراده ی خود،تورامخلوقی تمام عیارنمودم،ازروح خوددرتودمیدم وفرشتگان خودرا به سجده ی توواداشتم وپرتویی از نورعلم خودرابه توافاضه کردم.ای آدم،ابلیس رابخاطرتوازرحمت خویش محروم ساختم وآنگاه که از فرمان من سرپیچی کردلعنش کردم.خانه ی ابدی بهشت است واین منزل جاویدراجایگاه و مکان تو قراردادم،اگراطاعت فرمان کردی،پاداشت را نیکو می دهم ودراین بهشت توراتاابد نگاه میدارم،ولی اگرنافرمانی مرانمودی توراازخانه ام اخراج میکنم وباآتش خویش توراعذاب خواهم کرد،به خاطربسپار!این ابلیس دشمن تو وهمسرت است،ازمکراوبرحذرباش تاازبهشت رانده نشوی..خدابه آدم وهمسرش اجازه دادکه درامنیت کامل ازخوراکی های بهشت استفاده کنندوآنان رادرچیدن هرمیوه ای که دوست داشتندآزادگذاشت وتنهاازآنان خواست که دربین آن همه نعمت،ازمیوه ی یک درخت صرف نظر کنند.برای اینکه هیچگونه ابهامی درباره ی این درخت باقی نماند ودرشناسایی آن تردیدی نباشد،خداوند به درخت ممنوع اشاره وآن رامشخص کردتاهرگونه شبهه که ممکن است به ذهن آدم وهمسرش راه یابد برطرف گرددومجددابه آنان هشداردادکه اگربه این درخت نزدیک شوید ویاازمحصول آن بچینید،درزمره ی ستمگران قرارمی گیرید،ودرعوض به آنان وعده داد که اگرازاین درخت ممنوع صرف نظر کردید"وسایل آسایش وتنعم شما فراهم است ودر بهشت،گرسنگی،تشنگی،برهنگی ودرد برای شما وجودندارد."(سوره طه،آیه 118)اذاصریحا به آنان فرمود:"تووهمسرت دربهشت منزل کنید،هرگاه خواستید،باآزادی کامل ازمحصولات بهشت بخوریدولی به این درخت نزدیک نشوید که ازستمگران می گردید."(سوره بقره،آیه 35) آدم واردبهشت شدوهرچه مطابق میلش بود مورداستفاده قرارمی داد،درمیان درختان بهشت گردش ودر سایه ی آنها استراحت میکردوازگلهای آن می چید وازمحصولات بهشت لذت می برد وکام خودراشیرین میکردوازآبهای گوارای بهشت می نوشید.همسرآدم نیزازاین نعمت های بهشتی بهره مند وکامیاب بودوچون آب چشمه ی سعادت برآنها جاری بودودرکنارهم خوشبخت بودند
ادامه دارد..... پنج شنبه 14/11/1389 - 10:57
خانواده
خودخواهی ابلیس(سوره بقره،آیه33)
شیطان که درصف فرشتگان بودازسرکبروترفع وخودخواهی بادستورخداوندمخالفت نمودوبه نافرمانی روی آورد.زیربارسجده برآدم نرفت،خودخواهی کردودرزمره ی کافرین درآمد.خداوندازابلیس پرسید سبب وعلت خودداری توازسجده برآدم چه بود؟چه چیزتئراازسجده برمخلوقی که من به قدرت وعنایت خویش آفریده ام منع کرد؟آیا خودخواه شده ای وخودرابرتر می دانی؟(سوره ص،آیه 75)ابلیس گمان کرده بودکه نزاد وی برترازآدم وجوهراواصیل ترازبشراست وکسی درشآن ومقام باوی برابرنیست وهیچ موجودی نمی تواندبه مراتب عظمت او دست یابد،لذاعرضه داشت:"من برترازآدمم،مراازآتش فروزان خلق کردی وآدم راازگل تیره"(سوره ص،آیه76)لذاسزاوارنیستکه من بر او سجده کنم.ابلیس مخالفت خودراعلنی ساخت ودرنافرمانی خویش اصرارورزید،ازفرمان خداسرپیچی کردوحاضرنشدبرموجودی که خدابادست عنایت وقدرت خودخلق کرده بود،سجده کندوبه همین جهت درزمره ی کافران درآمد.خداوندابلیس را بخاطر این نافرمانی مجزات کردوازمقام قرب خودمطرودساخت وبه اوچنین خطاب کرد:ازصف ساجدان خارج شوکه تو رانده ی درگاه ما هستی وتاروزقیامت برتواعن ونفرین باد.(سوره ص،آیه77 وسوره حجر،آیه34)ابلیس ازخداخواست تاروزقیامت به اومهلت دهدواوزنده بماند.خداخواهش اورابرآوردوبه اوگفت:"تاروز معین ووقت معلوم تورامهلت خواهدبود."(سوره حجر،آیه 37و38)چون خواسته ی ابلیس برآورده شدوآرزوی اوجامعه ی عمل پوشید،نعمت خداراسپاس نکرده بلکه کفران نعمت نموده ومنکرلطف خداشدوگفت:"چون مراگمراه کردی،برای گمراهی آدم وفرزندانش درکمین می نشینم،پس ازپیش رو وپشت سرشان وازسمت راست وچپشان به آنها حمله می کنم.بیشترآنان راسپسگزارنخواهی یافت."(سوره اعراف،آیه16و17)خداابلیس راباخواری وخفت ازدرگاه خودراند وچون آرزوی اورابرآورد،به اوفرمود:"به راهی که انتخاب کرده ای واردشو ودرمسیرناپسندی که برگزیدی قدم بردار وبا بانگ خویش هرکه راتوانستی به خودجلب کن،باسواره نظام وپیاده ات به آنان حمله بر ودراموال واولادشان شریک آ«هاشووآنهارابفریب ومغرورساز،(سوره اسراء،آیه64)به آنان وعده های دروغ بده وآرزوهای طولانی رادرمغزآنهاجایگزین کن!"ولی این رابدان که من بین تو ومردمی که عقیده ای صحیح دارند وبندگان خالصم که هدفی استواردارند،راهی بازنمی گذارم وتونمی توانی برآنان تسلط یابی،زیراقلوب آنان ازتوروی گردان است وگوششان به حرف توبدهکارنیست. اماچون تصمیم گرفته ای که مردم راگمراه وآنان رامنحرف سازی،برای توحسابی سخت وعقابی سنگین است ومن به یقین جهنم را برای توو همه ی آنان که ازتوپیروی کرده اند،قرارمی دهم.
ادامه دارد...... دوشنبه 11/11/1389 - 21:48
فلسفه و عرفان
خلقت آدم(قسمت سوم)
خداوندبدینوسیله خواست عجزفرشتگان راثابت کند ومحدودیت علمشان راآشکارسازدتاملائک دریابند کهحکمت خدابراین تعلق گرفته است که آدم درعلم ودانش نیزشایسته وسزاوارترازفرشتگان باشدواولویت خلافت خدادرروی زمین باآدم است واین موضوع قابل انکارنیست.فرشتگان درپاسخ به سوال خداوندمبهوت ماندندوچون به حافظه ی خودمراجعه کردندتاپاسخی برای آن بیابند،درآن فروماندند واظهارعجزوناتوانی کردندواعتراف کردندکه علمشان محدوداستوبیش ازآنچه ازتوآموخته ایم،چیزی نمی دانیم وتودانا وحکیمی.(سوره بقره،آیه32)آنگاه که آدم ازفیض الهی بهره بردوازنورعلم اومنورگشت وبه راز ورمزمخلوقات پی برد،خداوندبه او دستورداد:درباره ی آنچه فرشتگان ازآن عاجزبودندبرایشان سخن گویدوبه آنها بفهماندکه نیروی درکشان ازآموختن آن عاجزاست،تاثابت شودکه آدم دارای فضیلتی برترازملائک است ولیاقت خلافت خداوندبرروی زمین رادارد،لذاآدم طبق دستورخداوندآنچه رافرشتگان درآن درمانده بودند،بیان داشت وخداخطاب به فرشتگان فرمود:مگرمن به شمانگفتم ازاسرارغیب آسمان وزمین آگاهم وآشکارونهانتان را می دانم. دراین زمان برتری آدم آشکارگشت وفرشتگان رمزخلقت اورادریافتند وحکمت خلافت آدم برروی زمین برآنهاروشن گشت.پس آنگاه خداآنها راامرکردبه جهت اعتراف به مقام آدم،براوسجده کنید.تمام ملائک باخضوع وفروتنی دعوت خداراپذیرفتند وباادای تعظیم روبه سوی آدم نهادند ودرحالی که پیشانی خودرا برزمین گذاشتند،براوسجده کردند،جزشیطان که ازفرمان خداسرپیچی کرد.
ادامه دارد... يکشنبه 10/11/1389 - 23:25
قرآن
خلقت آدم(قسمت دوم)
می خواهی آنان راروی زمین جانشین خویش قراردهی؟آیا می خواهی این نوآفریدگان،درمنافع زمین بایکدیگر به اختلاف برخیزند وهریک فوایدآن رابرای خویش بخواهندوآنگاه به فسادبپردازند وخون هافراوان بریزندوجان های پاک ومنزه راتباه کنند.(سوره بقره.آیه30)فرشتگان رمزخلقت انسان را سوال کردند تاشبه آنان برطرف و وسوسه ازفکرشان خارج شود،یاشایدامیدواربودندکه خداآنان رادرروی زمین جانشین خودقراردهد،چون فرشتگان قبل ازبشر،نعمت خدارارعایت وحق معرفت اورااداکرده ودرپرستش خداخالص ودرحکمتش تابع بودند،اماهرگزنمی خواستند شک وتردیدی نسبت به حکمت خدا وخلیفه ی او واردسازند،زیراملائک،اولیاءمقرب خدا وبندگان شایسته اوهستند،قبل ازخداسخن نمی گویندوهمواره به فرمان اوعمل می کنند.خدای تعالی برای آنکه فرشتگان ازحیرت درآیند،به آنان چنین پاسخ داد:"من درراز این آفرینش چیزی را می دانم که شمانمی دانید."من درخلافت انسان برروی زمین حکمتی دارم که شمابرآن وقوف ندارید.به زودی آنچه راخواستم خلق می کنم وآنکه رامایلم به نمایندگی خویش می گمارم.،سپس آنچه برشمامخفی است،آَشکارمی گرددوشماآن رامشاهده می کنید.آنگاه فرشتگان راامرکرد،چون من آدم راآفریدم وازروح خوددرآن دمیدم،همه (ازجهت حرمت وعظمت آن روح الهی)براوسجده کنید.(سوره حجر.آیه29 وص.آیه72) خداپیکرآدم اازگل پخته آفرید،سپس جان وروح در کالبد وی دمید و دستگاه عقل و حواسش رابه کارانداخت وبه اراده خداچشمه ای ازنورفضل وحکمت دراوتجلی یافت ونام وراز مخلوقات رابراوآشکارساخت،سپس موجودات رابرای ملائک ظاهرساخت ونداداد:"اگرشماراست می گوییدنام ورازاین موجودات رابرای من بازگویید!"(سوره بقره.آیه31)
ادامه دارد.....
پنج شنبه 7/11/1389 - 23:11
داستان و حکایت
َAloneswallow
خلقت آدم
خدای متعال زمین رادردونوبت خلق کرد،کوههارابرروی زمین بنانهاد وزمین رابین همه ی کرات برکت دادوخوراک اهل زمین رادرچهارنوبت مقدرکرد.آنگاه آسمان رااز ماده ای شبیه گازمشتعل آفریدوبه آسمان وزمین دستورداد،بیایی!آسمان وزمین گفتند:بامیل آمدیم وسپس هردورامسخرساخت.سپس خدابه عرش پرداخت وخورشیدوماه رامسخرخودساخت ومقررکردتاوقت معلوم درگردش باشند،آنگاه فرشتگان راآفریدتاهمواره اوراستایش کنندونامش رامقدس دارندودرعبادتش مخلص باشند.پس ازآن اراده ومشیت خداوندبدان تعلق گرفت که آدم وذریه ی اورابیافریند،تادرزمین سکنی گزینند ودرآبادانی آن بکوشند.خدافرشتگان خودرادر جریان گذاشت وبه آنهاخبردادکه بزودی مخلوق دیگری می آفرینم که درروی زمین منتشرمی شوند.ازمنابع زیرزمین استخراج میکنندوگروه گروه جای جای یکدیگرقرارمی گیرندوزمین راحفظ می کنند.فرشتگان مخلوقاتی هستندکه خداآنان راجهت پرستش خودبرگزیده است ونعمت خویش رابرآنان جاری وفضل خودرابرآنان مخصوص نموده است.آنان رادرراه خشنودی خودموفق ودرطریق اطاعت خویش حمایت نموده است.ملائک ازراز خلقت خلافت انسان بی خبربودند،لذابرآنان گران آمد که خداموجودات دیگری راخلق کند،زیراخداوندفرموده بودکه بیشتراین موجودات درتقوی وعبادت به پای فرشتگان نمی رسند،پس آنان ترسیدندکه شایداراده ی خدادرخلقت انسان،بخاطرقصورآنان درانجام وظیفه اشان بوده است،لذابی درنگ به تبرئه ی خویش پرداختندوعرضه داشتند:بارخدایا!بااینکه،ماهمواره تسبیح وتقدیس تورامی نماییم،چگونه اراده ی شما برخلقت دیگری قرارگرفته است؟ ادامه دارد......... چهارشنبه 6/11/1389 - 17:58