• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 23
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 5400روز قبل
شخصیت ها و بزرگان
او در دشمنی خود نیز خلوص نیت داشت(کلیاتی در مورد حکمرانی امام راحل)نویسنده: حمیدمظاهری رادحضرت امام شخصیتی جهانی بوده و جزء نوابغی بودند که شاید در طی قرن ها کمتر کسی بسان آن والا مرد بتوان یافت که تغییراتی جهان شمول ایجاد نموده و دنیایی دیگر گونه با آموزه های بشر امروزین بنیان نهاده و منشا تحولات عمیق فکری و عقیدتی گردند.مقال زیر هر چند قادر نخواهد بود شمه ای کوتاه نیز از عظمت آن والامقام بیان نماید ولی در حد وسع نگارنده(حمیدمظاهری راد) در شکافتن برخی از ابعاد زندگی ایشان قدمی ناچیز شمرده میگردد چرا که بیم آن می رود برخی از کج اندیشان و متحجرین با پرداختن یک جانبه به زندگی گهربار آن وجود سفرکرده تصویری دیگرگونه از آن والامقام ارائه نمایند .گو اینکه شاید گروهی بخواهند عملکرد امروزین خویش را به امام راحل نزدیکتر نشان داده و موجبات دلسردی جوانان را در پاره ای مسائل باعث گردند که این عمل نیز خسرانی بزرگ بشمار می آید.حضرت آیت الله خامنه ای در بیان خاطره ای از امام راحل به توصیه ای از ایشان اشاره نموده اند که چنین است:«قوی باشید، احساس ضعف نكنید، به خدا متكی باشید، «اشداء علی الكفار رحماء بینهم» باشید و اگر با هم بودید، هیچ كس نمی تواند به شما آسیبی برساند.» به نظر من وصیت سی صفحه ای امام(ره) می تواند در همین چند جمله خلاصه شود.امام (س) وحدت را یك استراتژی مادام‌العمر برای رسیدن ملت‌ها به رشد و تعالی  و تنها راه پیروزی بر دشمنان می دانستند. امام حتی معتقد بود، اگر دشمنی هم نباشد برای زندگی و صلح هم نیاز به وحدت داریم.هنری كسینجر، استراتژیست و مشاور یهودی الأصل رئیس جمهور سابق آمریكادر رابطه با امام راحل می گوید:آیت‌الله خمینی، غرب را با بحران جدی برنامه ریزی مواجه كرد، تصمیمات او آنچنان رعدآسا بود كه مجال هر نوع تفكر و برنامه ریزی را از سیاستمداران و نظریه پردازان سیاسی می‌گرفت. هیچ كس نمی‌توانست تصمیمات او را از پیش حدس بزند، او با معیارهای دیگری، غیر از معیارهای شناخته شده در دنیا، سخن می‌گفت و عمل می‌كرد. گویی از جایی دیگر الهام می‌گرفت، دشمنی آیت الله خمینی(ره) با غرب، برگرفته از تعالیم الهی او بود. او در دشمنی خود نیز خلوص نیت داشت.میخائیل گورباچف،هم بیان می دارد:او فراتر از زمان می‌اندیشید و در بعد مكان نمی‌گنجید. او توانست اثر بزرگی در تاریخ جهان برجای بگذارد.امام برای پیروزی انقلاب از همه‌ی گروه‌ها استفاده كردند، تمام كسانی كه از ماشین انقلاب پیاده شدند، خودشان پیاده شدند و كسی آن‌ها را پیاده نكرد امام آخرین نفری بود كه از آن‌ها می‌بُرید، حتی نسبت به منافقین كه از امام درخواست ملاقات كردند، امام گفتند "شما اسلحه را به زمین بگذارید من به دیدار شما می‌آیم".امام (س) نسبت به همه رئوف و مهربان بودند و حتی مخالفین و منتقدین خودشان را هم دوست داشتند و نمی‌گذاشت كه نسبت به آن‌ها جفا شود.امام راحل بقدری تحجر و جمود فکری را برای اسلام مضر می دانستند که در پاسخ به فقیه ای که با نظر ایشان در مجاز شمردن استفاده صحیح از شطرنج مخالفت نموده بودند گفتند: از نظر شما انسان‌ها باید هنوز در صحراها زندگی كنند و تمدن فعلی به طور كلی از بین برود. حال اگر قرار باشد طراحی الگوی پیشرفت در اختیار اینگونه از فقهای سنتی قرار داده شود به نظر شما به كجا خواهیم رسید؟ قطعاً این مسیر بسیار خطرناك خواهد بود.و همچنین در این خصوص بیاناتی دارند و میگویند: «آن كه ما امروز مبتلای آن هستیم و آن دسته منافقینی است كه اظهار اسلام می كنند و كمر اسلام را می خواهند بشكنند. كار مسلمان ها با اینها مشكل است. حل مسئله اینها بسیار مشكل است. این غیر از آنی است كه "نصیری" است، كه مطلبش معلوم است و "هویدا" است كه مطلبش معلوم است. هویدا معلوم بود دشمن اسلام و مسلمین است و نصیری هم معلوم بود و گرفتند آنها را و به جزای خودشان رساندند. اما آن مقدس مآبی كه تسبیح دستش گرفته است و می گوید به اسلام هم من خدمت می كنم. این مقدس مآب را چه باید بكنیم...؟» «...با معاویه باید چه كرد كه امام جماعت است و برای خدا -به قول خودش- برای اسلام، برای خودش می خواهد هم جنگ بكند برای اسلام و هم {خدمت} بكند و این منافق است. به مردم شام حالی كرده است كه من یك آدم مسلمانی هستم و مخالف امیرالمومنین هم كه اصلاً مسلمان نیست. اینكه امیرالمومنین را آنجا می گوید مسلمان نیست، به طوری كه وقتی می گویند به اهل شام كه علی را كشتند در محراب عبادت، می گویند مگر او نماز می خواند؟ تو مسجد چه می كرد علی؟ با اینها باید چه كرد؟ جز پناه به خدای تبارك و تعالی و جز افشاگری؟ ملت باید افشا كند...»و همچنین پیرامون روشنفكرمآبها و نفاق پیشگان (منافقین) بیان می دارند: «این طایفه منافقین هم كه نمی شود با آنها كاری كرد. اسلام از صدر، از اولی كه اسلام پیدا شده تا حالا، مبتلای به این جمعیت هست و حل مسئله اینها مشكل تر از مسئله ای است برای اسلام و مسلمین. اشخاصی كه فریاد برای اسلام می‏زنند و می‏زدند و از ملیت و از اسلامیت و اینها می گفتند، بعد معلوم شد كه این آقا كه این قدر اسلام مآب است و اینقدر ملی است، رابطه دارد با آمریكا. بعضی از روشنفكرهای ما این طوری اند؛ منافق اند. اگر صاف می ایستادند، مردانه می ایستادند، مثل آن فرض كنید آدمی كه می ایستد، می گوید كه من طرفدارم. در بین اینهایی كه كشتند، یكی شان ایستاد و گفت كه نخیر من طرفدار شاه هستم (مهدی رحیمی فرماندار نظامی شاه در تهران)، حالا هم طرفدار شاهم. كشتندنش. این مردانه ایستاد و مردانه مرد و به جهنم هم رفت...»ایشان بقدری شکسته نفس بودند که در قبال اظهار علاقه امام راحل به ایشان به داماد خویش می فرمایند: آقا محمود(دكتربروجردی) چرامردم برای من این كارها را می كنند؟ من كه برای این مردم كاری نكرده ام.آن بزرگوار حفظ آب و خاک را بقدری ضروری دانسته و بر آن تاکید داشتند که با نشان دادن كف دست خود به فرماندهان فرموده بودند: اگر دشمن بخواهد به اندازه این پنجه دست من -یعنی به اندازه چند سانتی متر از خاك ایران جدا كند، من ترجیح می‌دهم دست من قطع شود اما نتواند حتی به این اندازه از خاك ایران را اشغال كند.ایشان در ضمن توصیه هایی به استاندار كربلا می فرمایند: من از خدای تبارك و تعالی می خواهم كه شما در كارتان موفق باشید و بتوانید به مردم و خلق خدا بهتر خدمت كنید. اما این را بدانید كه شما و دیگران مسؤولیت و كار و بار سنگین‌تری به عهده گرفته اید و مسؤولیت شما در پیشگاه خداوند سنگین تر خواهد بود. و این طور نیست كه احیانا افراد تحت امر شما در حوزه استحفاظی تان كار خلافی انجام دهند، شما از ذمه تان فارغ باشد.و اگر یكی از شرطه های كربلا یا كل استانداری و نجف كار خلافی انجام بدهد شما نزد خدا و خلق خدا مسؤول هستید و باید مراقب باشید كه در حوزه استحفاظی شما نسبت به بندگان خدا، جفا، تعدی و تجاوزی پیش نیاید. لازم است مراقبت كامل را در این جهت داشته باشید و این را به گوشتان بسپارید.و همچنین اهتمام به امور مسلمین را تاکید نموده و جمله : «اهتمام به امور مسلمین از اوْجَبِ واجبات است.» از آن جلیل القدر است. پشتوانه های انقلاب از نگاه امام(قدّس سرّه)
«آیا... آنها كه در توفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث كمرشكن بعد از انقلاب نه غصه مبارزه و نه غم جنگ و اداره كشور را خورده‏اند و نه از شهادت عزیزان متأثر شده‏اند و با خیالی راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده‏اند، می‏توانند در آینده پشتوانه انقلاب اسلامی باشند؟...» (صحیفه امام، ج‏21، ص 287)
آنانكه از دور هم دستی بر آتش نگرفته‏ اند، نباید به مسئولیتهای كلیدی تكیه كنند!

«...به همه مسئولان كشورمان تذكر می‏دهم كه در تقدم ملاكها، هیچ ارزش و ملاكی مهمتر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست و همین تقدم ارزشی و الهی باید معیار انتخاب و امتیاز دادن به افراد و استفاده از امكانات و تصدی مسولیتها و اداره كشور و بالاخره جایگزین همه سنتها و امتیازات غلط مادی و نفسانی بشود، چه در زمان جنگ و چه در حالت صلح، چه امروز و چه فردا، كه خدا این امتیاز را به آنان عنایت فرموده است و صِرف امتیاز لفظی و عرفی كفایت نمی‏كند، كه باید هم در متن قوانین و مقررات و هم در متن عمل و عقیده و روش و منش جامعه پیاده شود و مصلحت زجر كشیده‏ها و جبهه رفته‏ها و شهید و اسیر و مفقود و مجروح داده ها و در یك كلام، مصلحت پابرهنه‏ها و گودنشینها و مستضعفین، بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسك و متمكّنین و مرفّهین گریزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامی مقدم باشد و نسل به نسل و سینه به سینه شرافت و اعتبار پیشتازان این نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند و باید سعی شود تا از راه رسیده‏ها و دین به دنیا فروشان، چهره كفرزدایی و فقرستیزی روشن انقلاب ما را خدشه‏دار نكنند و لكه ننگ دفاع از مرفهین بیخبر از خدا را بر دامن مسئولین نچسبانند و آنهایی كه در خانه‏های مجلل، راحت و بی‏درد آرمیده‏اند و فارغ از همه رنجها و مصیبت های جانفرسای ستون محكم انقلاب و پابرهنه‏های محروم، تنها ناظر حوادث بوده‏اند و حتی از دور هم دستی بر آتش نگرفته‏اند، نباید به مسئولیتهای كلیدی تكیه كنند، كه اگر به آن جا راه پیدا كنند چه بسا انقلاب را یكشبه بفروشند، و حاصل همه زحمات ملت ایران را بر باد دهند، چرا كه اینها هرگز عمق راه طی شده را ندیده‏اند و فرق و سینه شكافته نظام و ملت را به دست از خدا بیخبران مشاهده نكرده‏اند و از همه زجرها و غربت های مبارزان و التهاب و بیقراری مجاهدان كه برای مرگ و نابودی ظلم بیگانگان دل به دریای بلا زده‏اند، غافل و بیخبرند.» (صحیفه امام، ج‏20، ص 333)
ایشان در قبال صدای شعارهای رادیو ایران که می گفت اینجا صدای انقلاب راستین ایران است بلافاصله موضع گرفته و فرمودند که باید گفته شود صدای انقلاب اسلامی ایران.آن فرهیخته در مصاحبه های قبل از انقلاب خویش به جد بر مطالبات اساسی مردم در خصوص آزادی و جمهوری و اسلام پافشاری نموده و می فرمودند: ما مى‏خواهیم كه مملكت را مستقل كنیم و به مردم هم آزادى بدهیم. و حكومت جمهورى اسلامى هم یك جمهورى است مثل سایر جمهوریها و لكن قانونش قانون اسلامى است. اسلام به زنان آزادى داده است و این دولت و شاه است كه آزادى را از آنان سلب كرده است و آنان را از هر جهت به بند كشیده است. ما به حسب آن طورى كه تاكنون گفتیم رجوع به آراى مردم مى‏كنیم.اكثریت قاطع خاورشناسان و جامعه شناسان غربى متفق‏القولند كه حضرت امام خمینى (ره) بزرگترین احیاگر تفكر وارزشهاى اسلامى هستند و اعتراف مى‏كنند، آنچه را كه «پان اسلامیست‏ها» (13) ، «اصلاحگران‏» - ، «تجدید گرایان‏»، «متجددها» - و «بیدارگران‏» اسلامى، از قرن‏19 میلادى تا زمان آغاز نهضت امام خمینى (ره) صرفا به عنوان یك آرمان، «تبلیغ‏» مى‏نمودند، حضرت امام خمینى (ره) در صحنه عمل پیاده فرموده، دوران جدید رنسانس اسلامى را آغاز نمودند. پروفسور دكتر كلاوس كینتسلر،در كتاب «بنیادگرایى دینى‏» خود مى‏نویسد: «از سالهاى دهه هفتاد، اصطلاح «بنیادگرایى‏» بر جریانهایى كه احیاگر حیات اسلامى نامیده مى‏شوند، اطلاق شد. در این رابطه، بیش از همه، افكار همگانى معطوف به ایران انقلابى تحت رهبرى (امام) خمینى مى‏شود كه این نهضت پس از ایران، بسیارى از كشورهاى اسلامى را در نوردید. هیات محققان و نویسندگان انجمن تحقیقاتى خدمات ارتشى وزارت دفاع ملى اتریش در كتابى با عنوان «نیروهاى ارتشى در كشورهاى خاور نزدیك و شمال آفریقا» در سال 1995 (15) در صفحات‏283 - 282، مى‏نویسند: «همزمان با سقوط رژیم شاه و آغاز حكومت (امام) خمینى در ایران، یك تجدید حیات اسلامى در پیمانه وسیع و غیر قابل انتظارى آغاز شد كه طى مدت زمان كوتاهى، تاثیرات بسیار مهم سیاسى و فرهنگى خویش را بر سر تا سر جهان اسلام به نحوى وارد كرد كه هرگز قابل پیش بینى نبود. همزمان با طلوع سیاسى (امام) خمینى، دین اسلام به عنوان مهمترین نیروى موجد انگیزه براى رویدادهاى سیاسى شد».(امام) خمینى از نظر بسیارى از مسلمانان، آخرین شخصیت از سلسله آموزگاران و داعیان بازگشت‏به خود آگاهى اسلامى در عصر جدید است‏».-        نقش حضرت امام خمینى در احیاى تفكر دینىنویسندگان و محققان كتاب «نیروهاى ارتشى در خاورمیانه شمال آفریقا» (این كتاب در فرازهاى قبلى این نوشتار معرفى شده است) در صفحه 285 مى‏نویسند: «تجدید حیات اسلامى در دهه 1970، در عین حال كه مهمترین مبناى موفقیت (امام) خمینى بود، به همان سان زمینه ظهور و طلوع سیاسى «بنیاد گرایى نوین‏» نیز شد. اسلام با مبدل شدن به ایدئولوژى سیاسى این توانایى را بازیافت كه یك خود آگاهى جدید را در ملتها احیا كند». -        شیوه اخلاقى امامروش عرفانى و سلوك اخلاقى امام, داراى اصول بنیادین و پایه هاى چندى است كه مهم ترین آنها موارد زیر است:1.     پایبندى به شریعتامام در این زمینه مى نویسد:(و بدان كه هیچ راهى در معارف الهیه پیموده نمى شود مگر آن كه ابتدا كند انسان از ظاهر شریعت. و تا انسان متأدب به آداب شریعت حقه نشود, هیچ یك از اخلاق حسنه از براى او به حقیقت پیدا نشود, و ممكن نیست كه نور معرفت الهى در قلب او جلوه كند و علم باطن و اسرار شریعت از براى او منكشف شود.)درموردى دیگر درباره التزام به آداب شریعت مى نویسد:
(و این یكى ازمهماتى است كه باید نفوس ضعیفه ما به آن خیلى اهمیت دهند و مراقبت كنند كه آثار ایمان در جمیع ظاهر و باطن و سرّ و علن, نافذ وجارى باشد.)
2.     آموختن از استاد و پرهیز از خودمحورىامام, این توصیه را از مكتب اهل بیت دارد كه امام سجاد(ع) فرموده است:
(هلك من لیس له حكیم یرشده.)كسى كه از ارشاد و راهنمایى حكیمى فرزانه برخوردار نباشد, تباه مى شود.
امام در مجالى دیگر به پرسش و شبهه اى دیگر پاسخ داده و تصریح كرده است:
(لازم و ضرورى است كه این عمل (میزان مدارا با نفس و اندازه نیاز واقعى آن به لذت هاى حلال) با نظارت و مراقبت و دستورالعمل مردى كامل و راهبرى دانا و توانا كه دلیل راه باشد, انجام گیرد.
قطع این مرحله بى همرهى خضر مكن ظلمـات است بترس از اثر گمـراهـى
و اگر كسى را نفس و شیطان غرور دهد, كه با وجود قرآن و علم شریعت كه جمله بیان خداست, سالك را چه احتیاج به دلیل است؟ جواب این است كه شك نیست كه این راه را جز با چراغ شریعت و هدایت قرآن نمى توان طى كرد
(چنان كه در امراض جسمى به طبیبى نیاز است) همچنین در امراض قلبى و بیمارى هاى روحى تنها دسترسى به علم شریعت كافى نخواهد بود, بلكه باید تعیین داروهاى معنوى بانظر طبیب متخصص باشد كه فرمود: طبیب دوّار بطبّه قد أحمى مواسمه و أحكم مراسمه.)9
بر این اساس, امام در مباحث اخلاقى خود, دانشوران حوزه هاى علمیه را نیز به تعیین استاد اخلاق براى خویش دعوت مى نمود و مى فرمود:
(چگونه است كه علم فقه و اصول استاد و مدرس لازم داشته باشد, ولى علوم معنوى و اخلاق نیاز به معلم نداشته باشد.)
3. باور به مقامات معنوى
امام, یكى از موانع دستیابى به مراتب معنوى را انكار و ناباورى آن مقامات مى داند, چرا كه وقتى انسان منكر امرى بود, در راه دستیابى به آن تلاش نمى كند. از این رو به نظر ایشان بدترین آفت اصلاح نفس و خودسازى, بى اعتمادى و بى اعتنایى به مراتب كمال است.از توصیه هاى اخلاقى كه امام خمینى(ره) بدان بسیار توجه داشته و با استناد به آیات قرآنى همواره بدان اهتمام مى ورزیده خالص كردن انگیزه ها و اعمال براى خداست; اخلاص, هم درعمل و هم در نیّت, زیرا میزان و معیار در اعمال, انگیزه هایى هستند كه مقصد اعمال قرار مى گیرند.ویژگیهاى شخصیتى و رفتارى امام خمینى(ره)تمامى كسانى كه در سالهاى قبل از تبعید امام خمینى به نجف با ایشان ارتباط داشته‏اند، بر این امر تاكید دارند كه ایشان داراى «ذهنى پویا»، «نگرشى منسجم‏» و «روحیه‏اى سازش‏ناپذیر» بوده‏اند.مردم ، در اندیشه حكومتی امام خمینی(ره)

معظم له در این مورد فرمودند: « در نظام اسلامی, محیط, محیط  محبت است, محیط برادری است نه یك محیط رعب و باید كه همه با  هم اعانت كنند جمهوری اسلامی را » حضرت امام (قدس سره ) بارها عنوان نموده اند كه مردم ولی نعمتان ما هستند و این طبقات  محروم هستند كه خاستگاه مسئولین حكومتی می باشند. ایشان دو  مسئله اصلی یعنی خدمتگزاری به مردم و حركت در مسیر تعالیم عالیه دینی را وظایف دولتمردان برشمرده چنین فرمودند: « مسئله » مسئله  خدمتگزاری دولت به ملت است, نه فرمانفرمایی دولت به ملت, همین  فرمانفرایی جدا می كند شما را از ملت و ملت را از شما, و منشا مفاسد زیاد می شود.

 
يکشنبه 27/6/1390 - 1:32
شخصیت ها و بزرگان
جانباز حمیدمظاهری راد - هیچ روزی چون چهاردهم خرداد نبود که در آن مصیبت و عزا بر این مردم تازیانه و اندوه فرود آورد.از پیام مقام معظم رهبری بمناسبت اولین سالگرد ارتحال امام (ره)طاق مدور و خلوتگه راز طنین یار همای خسته دل بود آنجایی که خلوت یاران خاک کاشی دنیای پاکی را علم کرده و خط و نشان از چهره عالم بالا نموده بود.میدانم که مقربان معبود وجود خداوند را زود در می یابند و میدانم که امید رافت و الفت موجب صفای قلب است و آخر سر میدانم که بسیجی عاشق است و چه عشقی برتر از عشق الهی.در صفا و صمیمیتی والا یاران خود را می یابم که چگونه در فضای عالم قدس طوف میکنند و چگونه بال و پر می گشایند بسوی معبود.معروف به کل احسان.و آخر سر امام را می یابم با صمیمیتی عارفانه و وقتی در گلزار بسیجیان جان برکف و عاشق قدم میگزارم و بسیج مستضعفینی را با تمامی قوای الهی می بینم جز رحمت بیکران ایزد منان چیزی نمی یابم و باز خمینی را که بسیجیان را در آغوش گرم خود می فشرد نظاره گر میشوم و یا وقتی به کوه منا میروم و حاجیان را لبیک گو به فرمان حق جل جلاله می نگرم باز روح الله را در جلو حاجیان مشاهده میکنم و آن وقت است که می یابم خمینی جان ماندنت الهی بود.خیل شهیدان را در ذهن خود مجسم میکنم و عاشقانی که در روز قیامت با لباس خون آلود حاضر میشوند می یابم.کاروانی که از کربلا شروع به حرکت کرده ساربانی سربریده جلودار کاروان است.آخ کاروان ایستاد فرشی انداختند گویی کسی میآید منتظر باشید.صدای هلهله کاروان طنین انداز میشود راستی او کیست ؟بابا تویی ! آمده ایی تا صدای قرآنت خیل ما را مصفی تر کند بیا که تو با مایی و این ندای جان برکفان طریق الهی است.آقا مولا در مصلی بزرگ تهران آرمیده بودی راستی چه قشنگ به جایگاه ابدی پرکشیدی و باز آن دستهای نورانیت را بالای سر مردم داغدیده داشتی.ملت! ۱۰میلیون جمعیت برای چه آمده بودند.تو برای خدا کار کردی و نتیجه کارت تا ابد باقیست.تو دنیا را برای تحصیل شایستگی لازم جاودانه ماندن در جوار رحمت الهی داشتی.مردم دوران طلایی حکمرانی ات را از یاد نخواهند برد.همه هر چه داشتند در طبق اخلاص گذاشته و قربانی اهداف و آرمانهایت نمودند.تو سید رشید و استواری بودی که بشارت فتح دنیای اسلام را میدادی تو حسین کربلا بودی.راستی علی اکبر اذان را که داد نماز را با تو خواندند و گویی جمعیتی با تو رفتند و تو پرچمدار آنان بودی.شما رفتید و ما هستیم با دو رویانی که بزرگترین دغدغه شان مال اندوزی و کسب مقامات دنیویست.ایکاش پیش بینی سردار شهید حمید باکری بر سرنوشت یاران انقلاب محقق نمیشد و سه دسته از همدیگر منفک نمی شدند و همه با هم بودند.رفت آنکه ما را ماندن آموخت.

مطالب فوق دست نوشته هایی بود که در ایام رحلت امام با وضع نامساعدی که داشتم و دوستان تنها دوای دردم را رساندن به مصلی تهران دانسته بودند پایین یخچالی که آن وجود متعالی آرمیده بود نگاشتم.
يکشنبه 27/6/1390 - 1:28
سياست

حمید مظاهری راد

افراد متعهد ازغیر متعهدها چگونه تشخیص داده میشوند و آیا غیر از تظاهر معیاری برای تشخیص وجود دارد.فراوان بودند انسانهایی كه بعنوان افراد متعهد شناخته میشدند و بعد از زمانی بیشترین ضربه را بر پیكره جامعه وارد ساختند.تاریخ نیز انسانهای زیادی سراغ دارد كه در طول زمان ایمانشان تحلیل رفته وفاسد شده اند.بزرگترین اشتباه تاریخی جامعه ایرانی در دهه های اخیر این بوده كه ملاك انتخاب در آن تعهدی بی تضمین بوده است و تشخیص افراد متعهد از غیرمتعهد تقریبا ناممكن میباشد و البته در این میان بدلایلی برخی دیرتر خود را نشان میدهند.

یادمان نرفته كه برترین شخصیتهای جمهوری اسلامی توسط اشخاصی تخریب؛حذف و یا به شهادت رسیدند كه ظاهری موجه داشته و بعنوان متعهد شناخته میشدند.شهید بهشتی توسط همین طیف اشخاص تخریب گردید.شهید رجایی توسط فردی(كشمیری)به شهادت رسید كه بظاهر دائم الصلوه بود و قرائت قرآن می نمود و خیلی ها در نماز به وی اقتدا میكردند.هنوز هم گرگانی در لباس میش چشم به جایگاههایی دوخته اند این طیف اشخاص در اغلب گروهها و احزاب حضور داشته و مربوط به طیف خاصی نیستند كه برداشتی سیاسی از نوشته حاضر نمائیم.

افرادی با ریاكاری در برخی جایگاهها قرار میگیرند كه استحقاق حضور در آن قامت را نداشته و در مسیر تعالی اهداف انحرافاتی ایجاد می نمایند.در این میان اشخاصی یافت میشوند كه صراحتا انتقاداتی در مواقعی حساس و از دلسوزی میكنند اینان افرادی اند كه وقتی احساس تكلیف میكنند محافظه كاری و عافیت طلبی ننموده و صریحا موضع گیری میكنند كه متاسفانه در مواردی طرد شده و یا بایكوت گردیده اند و اما چاره كار چیست و در حالتی كه تشخیص متعهد از غیر متعهد سخت است چگونه می بایست در كارزار اداره مملكت عمل نمود ومناسب است امورات مردم به چه كسانی سپرده شود.

بنظر نگارنده میباید  معیارهای تشخیص تغییر نماید و ارزیابی ها طوری طرحریزی گردد كه شایستگی افراد با مزیتهای آنان در حوزه های گوناگون مد نظر قرار گیرد.مطمئنا فردی كه در طول زندگی در كسب علم با جدیت تلاش ننموده آدم متعهدی نخواهد بود.البته بعضا در این راه بعضی ها معذوراتی دارند كه در اینصورت نیز فرد متعهد فاقد علم به درد مدیریت در عرصه های مختلف نخواهد خورد.كانونهای ارزیابی می بایست صلاحیتهای فردی افراد را در طول زمان زیر نظر داشته باشند.پس از تصدی شغلی توسط یك مدیر افكار عمومی میتوانند كمك فراوانی در تشخیص انحرافات برنامه ای ؛فردی و سازمانی داشته باشند.اگر افكار عمومی بتوانند از طریق رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی سخن خویش را بیان نموده و با این روش بر امورات مدیران نظارت نمایند مطمئنا فساد در حد فوق العاده ای كاهش خواهد یافت.

يکشنبه 27/6/1390 - 1:20
شخصیت ها و بزرگان

 حمیدمظاهری راد

در این مجال کم نه می‌خواهم در مورد حکمرانی خوب مطلبی بنویسم و نه اینکه شاخص‌های آنرا تبیین نموده و تشریح نمایم. که مجالی افزون طلبیده و شاید از حوصله بحث خارج باشد. البته در مجالی دیگر حکمرانی خوب، شاخصه‌ها، قواعد و... را تشریح خواهم نمود. در اینجا می‌خواهم بدلیل حوادث اخیر که جهان عرب و دنیای اسلام را با پیچیدگی‌ها و عدم اطمینان روبرو ساخته چند خطی در خصوص مدل حکومتی امام راحل قلمفرسایی نمایم. قبلا در مبحثی در مورد مدلسازی‌هایی که در منطقه خاورمیانه از جانب دنیای استکبار احتمال رخ دادن وجود دارد هشدار داده و مطالبی نوشته بودم.
روایتی را از حضرت رسول اکرم
هر‌گاه حکمرانان شما نیکان شما باشند و توانگرانتان سخاوتمندان شما و هر کارتان با شورای همه شما باشد روی زمین برایتان بهتر است از درونش، هر‌گاه حکمرانان شما بدان شما باشند و توانگرانتان بخیل‌های شما و کار‌هایتان به دست نادانان افتد، برای شما هم بهتر است که زیر خاک باشید. (مرگ بر زندگی شرف دارد) (از تحف‌العقول ص ۳۶)
امام معصوم می‌فرماید؛ خدا رحمت کند کسی را که قدر و اندازه خود را می‌شناسد.
مقدمه
تاریخ حیات انسان تاریخ همکاری و ستیز است. زمانی که نخستین بار انسان دریافت که می‌تواند با تجمیع توان خود با دیگری بر آن دیگری فائق آید مشارکت‌زاده شد. دموکراسی آتن تبلور خواست شهروندان در تعیین سرنوشت خود بود. نابرابری ذات آن بود، همچنان که همکاری و مشارکت در قدرت توسط هم پایگان، از سیاست آتنی متولد شد. از انباشت تجربهٔ تاریخی بشر، مشارکت در مفهوم امروزی خود متبلور شد. امروزه مشارکت در بستر جامعه‌ای دموکراتیک و مدنی صورتی نهادمند به خود می‌گیرد. در جامعه مدنی تشکل‌های مستقل از دولت در شرایط برابر و برخوردار از اطلاعات و امکانات مساوی زمینه مشارکت افراد در امور مربوط به خودشان را فراهم می‌سازند. صحبت از دموکراسی و ویژگی‌ها و مولفه‌های آن بی‌شک بحث برانگیز‌ترین مساله در چند سال اخیر بوده است، نوعی از حکومت که در تعریف سادهٔ آن قدرت را از آن مردم می‌داند و به مردم حق تعین سرنوشت خویش را می‌دهد، اما برای نام گذاری حکومت‌ها، میزان پایبندی آن‌ها به اصول دموکراسی شرط اساسی در تعیین میزان دموکرات بودن یک جامعه است.
در حال حاضر مدل‌های گوناگونی از حکومت در نقاط مختلف دنیا در حال حکمرانی و ادارهٔ جوامع هستند، اما وجه اشتراک تمامی این حکومت‌ها تلاش برای اقناع افکار عمومی در مورد کار آمدی حاکمیت و همراه سازی ملت‌ها با تصمیمات حکومت است، از چین کمونیست گرفته تا آمریکای لیبرال همه و همه در تلاشند تا با استفاده از رسانه‌هایی که در اختیار دارند و حتی محدودیت برای رسانه‌هایی که چندان سر سازگاری با آن‌ها ندارند، افکار عمومی را به شکلی با تصمیماتشان همسو کنند، این در حالی است که در کشوری مانند ایران سابقه‌ای طولانی در زمینه حضورنهادهای خود جوش مردمی در راستای کمک‌های عام‌المنفعه و‌گاه در راستای کمک به دستگاه قضا و اداره روستا وامور محلی، وجود دارد..
مردم تماشاگران صحنهٔ سیاست یا بازیگران آن؟
زمانی که دولت در نظرشهروندان به عنوان نهادی مستقل مطرح می‌شود (به جای اینکه یک فرایند باشد) نیاز به حکمرانی به عنوان مفهومی جدای از دولت خود را آشکار می‌نماید. گفته می‌شود که در آتن باستان که به عنوان مهد دموکراسی شناخته شده است، شهروندان در بازار شهر همدیگر را ملاقات می‌کردند تا به مسائل مورد توجه جامعه و نحوه رفع آن بپردازند. در چنین شرایطی، دولت فرایندی بود برای پرداختن به مسائل و رفع آن. با این حال، امروزه دولت بندرت به عنوان یک فرایند تعریف می‌شود، بلکه بعنوان یک نهاد و یا مجموعه‌ای از نهاد‌ها نگریسته می‌شود و تنها یکی از چندین بازیگر اصلی در اجتماع است. زمانی که دولت قادر به انجام کاری نباشد، سایر عاملان و بازیگران، ممکن است وارد عمل شوند و آن کار را انجام می‌دهند. مثلا» شهروندان با یکدیگر تصمیم بگیرند تا شهر خود را تمیز کنند. مشارکتهایی که مردم از آن سود می‌برند می‌تواند شهروندان، مقامات دولتی و کسب و کار‌ها را با یکدیگر هماهنگ کند، تا به برخی مسائل عمومی بپردازند و آن‌ها را بر طرف کنند. امروز، دولت‌ها اشکال مختلف مشارکت را تجربه می‌کنند که در آن، سیاستمداران یا دولتمردان، با سایر بخشهای جامعه قدرت را به اشتراک می‌گذارند. این اشکال مختلف مشارکت به دلایل مختلف شکل می‌گیرند. اگر برگهایی از کتاب‌های نوام چامسکی در حوزهٔ رسانه را ورق زده باشید، بدون شک با نگاهی که در یکی از دموکرات‌ترین کشورهای جهان یعنی آمریکا پیرامون دموکراسی وجود دارد آشنا شده‌اید، در کتاب کنترل رسانه‌ها، چامسکی با ذکر نمونه‌هایی از کنترل و هدایت افکار عمومی توسط رسانه‌های آمریکایی تعریفی از نگاه حاکمیت به دموکراسی ارائه می‌دهد که با اندکی تفاوت در اکثر حکومت‌های دموکرات چنین نگرشی به مفهوم دموکراسی وجود دارد، وی بیان می‌دارد که از دید حکومت، در یک سیستم دموکرات مردم تنها می‌بایست تماشاگران صحنهٔ سیاست باشند نه بازیگران آن، ما به ازای عملی این نگرش این گونه است که مردم تنها در زمان رای گیری به پای صندوق‌های رای می‌روند و پس از آن تنها تماشاگران صحنه خواهند بود و نه بازیگران آنکه بخواهند در سیاست‌های دولت و حکومت دخالتی مستقیم و آشکار داشته باشند، تمامی حکومت‌ها نیز با استفاده از رسانه‌های دولتی و تحت امری که در اختیار دارد به خوبی می‌تواند برای پیش برد این هدف محتوایی را برای کنترل افکار عمومی تولید نمایند و مردم را صرفاً به تماشاگری بی‌آزار تبدیل نمایند. از طرفی در سیستم‌های دموکرات، بنیادهای دموکراسی و یا ارکان آن مبتنی بر چهار رکن اساسی است و به هر حکومتی که این ارکان را در نظام سیاسی خود منظور کرده و بدان التزام نظری و عملی داشته باشد نظام سیاسی دموکرات اطلاق می‌گردد، این ارکان مهم عبارتند از:
۱- قانون اساسی ۲- نظام پارلمانی (مجلس) ۳- احزاب سیاسی ۴- مطبوعات آزاد.
در جوامع دموکرات به منظور جلوگیری از اجتماع قدرت، علاوه بر رکن چهارم دموکراسی، بازوی دیگری نیز به کار گرفته شده است، این بازوی کمکی سندیکا‌ها یا تشکل‌های صنفی هستند که در کنار مطبوعات آزاد وظیفهٔ صیانت از سلامت حکومت را به عهده دارند، این نوع نگرش به بنیانهای دموکراسی تا چندی پیش کامل به نظر می‌رسید، اما اکنون با پیدایش جوامع مجازی و با عبارتی شنیده شده‌تر، دهکدهٔ جهانی، سرعت گردش آزاد اطلاعات به شکل چشم گیری افزایش پیدا کرده است، البته شاید بتوان این جوامع مجازی را زیر مجموعهٔ رکن چهارم دموکراسی یا‌‌ همان مطبوعات آزاد قلمداد کرد اما کارکرد آن‌ها بدون تردید تفاوت‌های آشکاری با یکدیگر دارد، تا پیش از این هر بار با شکل گیری تجمعاتی اعتراضی که سندیکا‌ها مسئولیت آن‌ها را عهده دار بودند ویا به راه افتادن موجی مطبوعاتی پیرامون موضوعی خاص، حکومت‌ها با استفاده از ابراز رسانه – که ابزاری پر هزینه تلقی می‌شود و هر کسی به راحتی امکان در اختیار داشتن رسانه‌ای مخاطب پسند و کارآمد را ندارد – افکار عمومی را با خود همراه می‌کردند و در این میان مطبوعات با منابع محدود مالی – در مقام قیاس با شبکه‌های عریض و طویل رادیویی و تلویزیونی – میدان رقابت را، هر چند سخت، اما نهایتاً به رقیب خود واگذار می‌کردند، در این میان با پیدایش شهروند خبرنگارانی که بدون هیچ گونه هزینهٔ مادی، دیدگاه‌ها، مشاهدات و تحلیل‌های خود را در وبلاگهای خویش منتشر می‌کردند رکن چهارم دموکراسی هم پیمانی بسیار نیرومند در کنار خود می‌دید، وبلاگهایی که‌گاه بازدید کنندگانی به مراتب بیشتر از شمارگان پر تیراژ‌ترین روزنامه‌ها مخاطبشان بود. به اعتقاد نگارنده تنها روش آنست که مردم به بازیگران میدان حاکمیت در جوامع دموکرات بدل شوند. و این راهی است به سوی بازتعریف مفهوم دموکراسی، تعریفی که در آن دیگر مردم تنها تماشاگران عرصهٔ دموکراسی محسوب نمی‌شوند، بلکه به بازیگرانی تبدیل می‌شوند که در هر لحظه رفتار و کنش حکومت را زیر نظر دارند و با کوچک‌ترین لغزشی، از پیدایش انحرافات بیشتر جلوگیری می‌کنند و دیگر چشم به راه دایه‌ای دلسوز‌تر از مادر نیستند تا حقوق شهروندی آن‌ها را احیا کند، بلکه خود آستین بالا می‌زنند و برای استیفاء حقوق شهروندیشان پا به میدان می‌گذارند. راهی است نه چندان هموار اما با مقصدی امیدوار کننده، مقصدی که در آن به مرور خرد و اندیشه جایگزین سطحی نگری می‌شود و در ‌‌نهایت مردم را به شکلی حقیقی بر سرنوشتشان حاکم می‌کند.
اسلام و نظریه حکمرانی
با بررسی نظریه حکمرانی در اسلام به‌خصوص با مراجعه به اندیشه‌های امام‌علی (ع) می‌توان به رهیافت‌هایی دست‌پیدا کرد که می‌تواند الگویی برای مدیریت اسلامی باشد. درنظریه سیاسی اسلام، نهاد حکومت لازمه حتمی و تخلف‌ناپذیر هر‌گونه اجتماعی از انسان‌هایی است که با هدف کسب آسایش و آرامش گرد هم جمع شده‌اند؛ «هر زمان گروهی از مردم برای نیل به یک هدف گرد می‌آیند، نیاز به حکمرانی احساس می‌شود». حاکمیت قانون، آبادانی شهر‌ها و در نتیجه، افزایش رفاه عمومی، ایجاد امنیت و بالاخره گسترش معنویت (فرهنگ و آموزه‌های دینی)، اهداف چهار‌گانه‌ای هستند که سر‌لوحه حکومت اسلامی قرار دارند.
حضرت‌ علی‌ (ع) رعایت‌ اصل‌ مساوات‌ و تقسیم‌یکسان‌ بیت‌المال‌ را از حقوق‌ مردم‌ بر والی‌ بر می‌شمارد و می‌فرماید:
«حق‌ مردم‌ تقسیم‌ متساوی‌ بیت‌المال‌ است. ‌»
افزون‌ بر این‌، امام‌ به‌ یکی‌ از فرماندارانش‌ چنین‌ فرمود: باید مردم‌، درنحوه‌ برخورداری‌ از حق‌ و قانون‌، نزد تو یکسان‌ باشند. آن‌ بزرگوار ازنمایندگانش‌ می‌خواست‌ حتی‌ در امور جزئی‌ نیز به‌ مساوات‌ پایبند باشند:
تحمل‌ اصل‌ مساوات‌ در حکومت‌ حضرت‌ برای‌ جمعی‌ حتی‌ یاران‌نزدیک‌ حضرت‌ سنگین‌ و گران‌ می‌آمد. حضرت‌ ضمن‌ گلایه‌ از اصحاب‌خود، دلیل‌ رفتار تساوی‌ خود را اصل‌ برابری‌ مردم‌ در حقوق‌ خود ذکرمی‌کند.
حضرت‌ دفتر حقوق‌ بگیران‌اختصاصی‌ مانند طلحه‌ و زبیر را بست‌ و در پاسخ‌ به‌ اعتراض‌ آنان‌ فرمود:
به‌ خداوند سوگند، دریافت‌ حق‌ فوق‌ العاده‌ از بیت‌ المال‌ به‌ هر بهانه‌ظالمانه‌ است‌؛ زیرا این‌ ثروت‌ به‌ خدا و مردم‌ تعلق‌ دارد و تا وقتی‌ شب‌و روز می‌گذرد و ستارگان‌ می‌درخشند، به‌ چنین‌ شیوه‌ای‌ روی‌ نخواهم‌آورد.
«امام علی (ع) با ستایش‌گران، تمجیدکنندگان و غلوکنندگان به‌شدت برخورد می‌کرد و با معترضان و منتقدان خوشرو بود و مدارا می‌کرد»، تلاش امیرالمومنین به دلیر کردن مردم بود تا خود را در مقابل قدرت نبازند، از حق اعتراض و انتقاد دست برندارند و با حقوق خود آشنا شوند. علی (ع) علاوه بر مقامات معنوی و جایگاه بلند در معنا، عرفان و عظمت معنوی انسان -که به همین دلیل صاحب ولایت عظما و کبری است- به تقدیر الهی حکومت هم کرد تا علاوه بر الگوی معنوی بودن برای جامعه بشری نشان دهد که چگونه حکومتی شایسته انسان است و چگونه انسان می‌تواند حکومتی داشته باشد که حرمت او نگاه داشته شود و استعداد‌هایش شکوفا شود.
علی (ع) با وجود اینکه رسما از سوی خداوند به ولایت و امامت منصوب شده بود اما در عمل جز به رضایت آن‌ها حاضر به حکمرانی نشد، وقتی هم که ایشان روی کار می‌آید علاوه‌بر اینکه همواره نگاهش به تامین رضایت الهی است، جانب حق و حرمت مردم را نیز دارد. عدالت علی (ع) زبانرد است که «قتل علی فی محراب عبادته لشدت عدله». یعنی به‌خاطر عدل، پر کردن فاصله‌های طبقاتی، جای دادن مردم در جای خود، نگاه داشتن حرمت آنان، رعایت همه حقوق آن‌ها (نه فقط عدالت اقتصادی) کشته شد. نکته ممتاز منش و شیوه امیرمؤمنان علی‌ (ع) نحوه تلقی ایشان از حکومت و قدرت و مواجهه با آن است در مورد علی (ع) آنقدر غلو شد که گاهی به او مرتبه ربوبیت و خدایی دادند و‌گاه چنان به او تاختند که کافر، منحرف و فاسق معرفی کردند. جالب این است که او در مقام قدرت، با متملقان، گزافه‌گویان و کسانی که تمجیدهای بیجا می‌کردند و او را با گزافه می‌ستودند و حتی با کسانی‌که به او نسبت الوهیت دادند برخورد خشن جانی کرد، اما در مقابل کسانی که به او ناسزا می‌گفتند و اعتراض می‌کردند با خوشرویی و مدارا رفتار می‌کرد. خوارج به مسجد کوفه می‌آمدند و به صراحت می‌گفتند ایشان کافر است و یکی از آن‌ها می‌گفت، «خدا او را بکشد که چه انسان هوشمند و دانایی است»! یا حتی ایشان را کافر می‌نامیدند و یا برای ابراز مخالفت و اینکه بگویند علی (ع) عادل نیست، پشت سر او نماز نمی‌خواندند و هنگام نماز او در کنار مسجد نماز برپا می‌کردند. اما وقتی که اصحاب می‌خواستند با آن گروه برخورد کنند، به‌شدت جلوگیری می‌کرد و حتی حقوقشان را از بیت‌المال قطع نکرد. وقتی طلحه و زبیر از علی (ع) اجازه گرفتند که به حج بروند، با وجود اینکه حضرت می‌دانستند و گفته بودند که این‌ها برای «فتنه» می‌روند، به ایشان گفته شد که با آن‌ها برخورد کنید؛ امام علی (ع) فرمود (نقل به مضمون): خیر! این‌ها کاری نکرده‌اند و نباید قبل از جنایت قصاص کرد. علی (ع) با ستایش‌گران، تمجیدکنندگان و غلوکنندگان با شدت برخورد می‌کرد و با معترضان و منتقدان با مدارا روبه‌رو می‌شد و حق مردم را در حکومت می‌شناخت، امیرالمومنین نسبت به قدرت و حکومت دو کار عمده انجام داد؛ یکی خطاب به امیران و حکمرانان است که به آنان توصیه می‌کردند مردم را طعمه خود نکنید و به آنان ستم نکنید؛ مانند درندگان درنده‌خو در هم ندرید و حقشان را رعایت کنید، زیرا مردم یا برادران و خواهران دینی شما هستند یا همنوعان و همسانان شما در آفرینش؛ و در کمال مدارا و محبت و احترام رفتار کنید. ایشان همچنین به مالک اش‌تر سفارش می‌کنند که مبادا دچار کبر شود و می‌فرمایند بدان که اگر تو حاکمی بر تو حاکمی هست و بالا‌تر از تو و ما، خدای بزرگ است؛ عظمت خدا را در نظر بگیر و در مقابل مردم تواضع کن. ایشان توصیه فراوانی می‌کردند که قدرت تاس لغزنده‌ای است که ممکن است انسان‌ها را با کبر و غرور به زیر بکشد و با دعوت قدرت‌مندان به ذکر خداوند و با بیان اینکه قدرت امانتی برای خدمت به مردم است، قدرت‌مندان را از اینکه قدرت آن‌ها را فاسد کند بازمی داشت. تلاش علی (ع) از طرف دیگر به دلیر کردن مردم بود تا خود را در مقابل قدرت نبازند، از حق اعتراض و انتقاد دست برندارند و با حقوق خود آشنا شوند؛ تا جایی که می‌فرمایند، «جامعه‌ای که ضعیف در آن حق خود را بدون لکنت زبان از قوی نگیرد، مقدس نیست.» یعنی نه تنها اعتراض، انتقاد و بیان اندیشه نباید هزینه‌ای داشته باشد، بلکه مردم دربیان مطالب خود هم نباید دچار لکنت شوند. امیرالمومنین با این حرکت دو لایه سعی داشت که قدرت را در خدمت مردم معرفی کند که باید سبب رشد و پیشرفت و نه تحقیر آنان شود،

جمهوری اسلامی گرانسنگ‌ترین میراث امام
گرانسنگ‌ترین میراث امام استقرار نظامی تحت عنوان جمهوری اسلامی است که بر دو پایه مشخص جمهوریت و اسلامیت استوار است. در قرائت امام اسلام و دموکراسی سازگار شد و آزادی، عدالت و حقوق انسان در تقابل با دین و دین داری قرار نگرفت. اسلامی که امام تفسیر و تبیین کرد شاخص‌هایی را برجسته کرد و ما روی سکوی اسلام قرار گرفتیم و از مردمسالاری، حقوق مشروع و آزادی سخن گفتیم. شاخص دیگر قرائت امام از اسلام اخلاق محوری بود و امام هیچ وقت اجازه نداد که اخلاق قربانی قدرت شود. اسلام امام یک کوچه تنگ و تاریک نبود و امام اهل تحمل سلایق متکثر و میدان دادن به بسیاری از گرایش‌ها بود. امام قرائتی از اسلام مطرح کرد که در آن می‌شود قانونگرا بود، آزادی خواه بود و حقوق شهروندی را حفظ کرد و آنچه بیش از هر چیز باید برای ما مهم باشد مسلمانی امام را تبیین کردن است. هدف امام راحل این بود که ما اینجا الگو بسازیم، یعنی انسان ببیند که در اینجامعه اقتصاد و علم و حرمت انسان‌ها خوب است و مسیر جامعه رفع فاصله طبقاتی و ایجاد رفاه نسبی و بهبود اوضاع و احوال در همه مسائل است و این مهم‌ترین راه صدور انقلاب بود.
مدلی که امام ارائه داد
اگر بخواهیم که عملیاتی‌تر مساله را ببینیم یک مسیری طی می‌شود تا به انقلاب می‌رسد، یعنی بعد از انقلاب دیگر چیزی که در انقلاب اتفاق می‌افتد، ناسخ مساله قبل از انقلاب است به این معنا که اگر امام در سال ۴۰ تا ۴۲ توصیه‌هایی پیامبرگونه به شاه می‌کند، اما وقتی امید به اصلاح جریان از دل‌ها بیرون می‌رود، امام (ره) می‌گوید که سلطنت از ابتدا هم ناصواب و ظالم بوده است. انحرافی که‌گاه دیده می‌شود، این است بعضی به تجربه صد سال قبل برمی‌گردند و آرزوی دوران مشروطیت را می‌کنند، در صورتی که امام (ره) در انقلاب به مدلی رسید که از همه مدل‌های قبلی کامل‌تر است و این بد‌ترین شکل ارتجاع است که از نعمت بزرگی که به دست آورده‌ایم بخواهیم عقب نشینی کنیم.
بعد از فوت پیامبر (ص) به هر دلیلی می‌بینیم خلافت به حضرت علی (ع) نمی‌رسد و ایشان ۲۵ سال قدمی برنمی‌دارند تا آنجایی که خود مردم می‌آیند درخواست می‌کنند و به نوعی تحمیل می‌کنند. این یعنی خواست مردم یک امر کلیدی است که در مدل جدید امروز دنیا در قالب جمهوریت مطرح می‌شود.
از امام (ره) پرسیدند که جنس حکومت چگونه است، امام (ره) فرمودند جمهوری شکل و ظرف حکومت است و محتوای آن اسلام. در زمانی که رفراندوم در مورد جمهوری اسلامی برگزار شد، بعضی‌ها شکل آن را جمهوری و برخی دموکراتیک و... عنوان کردند؛ اما امام (ره) فرمود جمهوری اسلامی. یک کلمه کم و زیاد را قبول ندارم. در قانون اساسی امکان تجدیدنظر به غیر از چند بند آنکه یکی از آن‌ها جمهوریت است، وجود دارد. در راهپیمایی‌های قبل انقلاب در شعارهایی که مطرح می‌شد مردم استقلال، آزادی و حکومت اسلامی را خواستار بودند، در این موقع بود که امام از پاریس اعلامیه دادند که خواست ما و مردم ایران استقلال، ‌آزادی، جمهوری اسلامی است و در آن زمان برای من سوال بود که فرق حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی چیست.
منشور برادری به عنوان اعلان رسمی حاکمیتی از سوی حضرت امام (س) است ایشان که در عالیترین سطح حکومتی یعنی ولایت فقیه بودند و قائل به ولایت مطلقه فقیه هم بودند اعلام می‌کنند که اختلاف نظر در نظام ما امری طبیعی و ضروری است. اعلان به رسمیت شناختن چند صدایی در درون جامعه اسلامی، حمایت از آزادی بیان و دیدگاه‌ها حتی در سطوحی که آن زمان متعارف بود و انجام می‌شد. در حقیقت این درس بزرگی است برای همزیستی مسالمت آمیز و مشترک سیاسی به حول محور منافع بزرگ و مشترک.
در پاریس وقتی ازامام راحل می‌پرسیدند که «جمهوری» چیست؟ می‌فرمود آنچه در دنیا هست؛ یعنی پایه حکومت رای و رضایت مردم است و حکومت در مقابل آنان مسئول است و هیچ قدرتی نیست که مسئول و پاسخ‌گو نباشد. لوازم این جمهوریت هم آزادی اندیشه و بیان است؛ سپس وقتی سوال می‌کردند که حکومت اسلامی به چه معنی است؟ می‌گفتند در این حکومت که مردم پایه آن هستند، ارزش‌های اسلامی باید پیاده شود و نمونه آن را حکومت حضرت علی (ع) معرفی کردند
آنچه که در مورد شاخصه‌های خط امام راحل در ذهن ما حک شده، شاید‌‌ همان سیمایی است که امام (ره) خودش تصویرگر آن بوده این عناصر عبارتند از این‌که امام (ره) به عنوان یک رهبر دینی تاکید اصلی‌اش تفکر شیعی بوده است و آنچه که به عنوان حکومت و تئوری ولایت فقیه در نجف مطرح کرد، بعد‌ها یک محرک برای تشکیل انقلاب اسلامی شداین نظریه حاکمیت الهی است که منتقل به پیامبر (ص) و از ناحیه پیامبر (ص) به امام معصوم منتقل شد و در زمان غیبت معصوم، فقهای ماذون از معصوم برای تشکیل حکومت اسلامی مسوول هستند.. مساله دیگر در محکمات مواضع امام (ره) یقین به وعده‌های الهی است. ایشان معتقد بودند که اگر مسیر درست را طی کنیم، خداوند نصرت خودش را به ما اعطا خواهد کرد و در حقیقت امام (ره) چیز جدیدی نیاورد، بلکه سیره معصومین را بازخوانی کرد. مساله دیگر تکیه امام (ره) بر مردم به عنوان اصلیترین جریانی که حق اثرگذاری در مقدرات کشور را دارند، است. امام (ره) وقتی از مردم سخن می‌گفتند، منظورشان همین مردمی بود که در کوچه و بازار هستند و حاضرند برای اهدافشان جانفشانی کنند و میزان را آرای ملت در برابر ویژه‌خواهان می‌دانست. امام (ره) ابتدا از طریق مکاتبه شاه را به اجرای دقیق قانون اساسی مشروطه دعوت کرد و موضعی که گرفتند در برابر نخست‌وزیر وقت بود. مواضع ایشان در مساله تغییر قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی در سال ۴۰ و بحث انقلاب سفید و نهایتا دعوت مردم برای این‌که بتوانند این مسیر را اصلاح کنند، همه یک حرکت کاملا اصلاح‌طلبانه و در جهت برگرداندن شاه به مسیر درست بود؛ اما بعدا که برخورد می‌شود و قیام پانزده خرداد رخ می‌دهد، امام (ره) تاکید می‌کند که همه کاره مردمند و خودش را خدمتگزار آن‌ها معرفی می‌کند.

يکشنبه 27/6/1390 - 1:14
شهدا و دفاع مقدس
حمیدمظاهری راد - شبی پس از روزها بی خوابی در سنگر نگهبانی در تپه گوجار ماووت عراق به دوستانم گفتم مراقب باشید تا به چشمانم لحظه ای استراحت بدهم.پس از لحظاتی "بهزاد باغی دوست" که رزمنده جوان و فرهیخته و عالمی بود به سنگر آمده و مرا خواب آلود یافته و ناراحت شده و یاد آور گردید: اگر تو هم مثل من بهترین دوستان و عزیزانت را در فتح سنگر به سنگر این موقعیت از دست می دادی حتی یک لحظه غفلت را به خود حرام می نمودی.وقتی آن صحنه( که خواب را در منطقه و به کل در زندگی از سرم بیرون کرد )را به خاطر می آورم و آنرا به روزگار حاضر تعمیم میدهم می یابم که آنانی که به راحتی دستاوردهای چندین ساله را به هدر می دهند غافلند و اگر می دانستند که چه خونهایی برای حفظ موقعیت نظام ریخته شده چنین نمی کردند.خوابند چون در فتح سنگر به سنگر و مبارزه ای بی امان با ایادی ظلم و تباهی و...سهیم نبوده اند و بعد از جنگ و وقتی صداها خوابید بسیجی شده اند. در پیروزی انقلاب بی خوابی نکشیده و زندان نرفته و شکنجه نشده اند و انقلاب را بی حاصل می دانستند و وقتی پیروز شد در تقسیم غنائم از انقلابیون پیشی گرفتند.
يکشنبه 27/6/1390 - 1:8
شعر و قطعات ادبی

چه کردی با من ای دلــبر به مهرت مبتلا گشتم

در این ماوای بی سامان غریب و بیـنوا گشتـم

عــجب فــــکر حــکیمانه از اول بهر ما کـردی

چو دیدم این کرامــت را از آن دم بی ریا گشتم

در آخر سر مردم را به خاک افــکندی ای باقی

از آن اسرا بی پــــــــایان کجا من آشنا گشتــم

تمام اهـــل مجــــــــلس را به زیبایی می آرایی

در این بزم دل انگیزت عزیز و پر بها گشتــــم

ندیدم جز تو در عالم طبیب جسم و جــــان باشد

من از بیماری عشقت به آسانی رضـــــا گشتـــم

مراد و بخت ما را گر نوشتــــی بر جبین ای دل

مبارک باد اگر من هم در این سودا فـــــدا گشتم

حبیبا گر چه می دانی من آخر سر که خواهم شد

از این رو بهر خوشنامی کنون اهل دعا گشتــم

پناهم ده به درگاهت الا ای صـــــاحب شـــــوکت

خدایـی از کجــــا داند من هجران رها گشـتـــــم

شاعر:یدااله خدایی مهر89/1/20

دوشنبه 5/7/1389 - 0:48
شعر و قطعات ادبی

در زیر بال گــــــرم تو شـــاد و خرامانــم عجب

در پـــرده اســـــرا تــــو پــــیدا و پنهانم عجـب

ای حـــــافظ ارکــــان من دزدیده ای ایـــمان مـن

در شرح بی پـــــایان تـو مبهوت و حیرانم عجب

ای چلـــــــچراغ بزم ما بنگر به این پـــروانه ها

در پیش این دیوانه ها ناچـــــــیز و ارزانم عـجب

منزل به منـــــــزل میروم هـــمراه ایــن دل میروم

ور راه باطــــــل می روم در موج طـوفانم عـــجب

دلبسته ام بر کــــــیش تو آه از فــــزون اندیش تو

خامم عـــــجب در پـیش تو در وصف سلطانم عجب

هشیار باش ای جان مــــــن ای عاشق سلـــطان من

بر هم مـزن پیــــمان مــــــن پابــــــــند پیمانم عجب

ای آســـــــمان اوج مـــــــن هم در میان جــــان وتن

خوش منظر و شیرین سخن با تو خوش الحانم عجب

بردار ای خورشیــــــــد من آفـــــات را از این چـــمن

گلزار کـن دشت و دمـــــــــن بر دوست مهمانم عـجب

ای هدهد نیکو خبر دارد خـدایــــی این هـــــــــــــــنر

گوید سخنها چون شکر از فیـــــــض سبــــحانم عجب

 

شاعر:یدااله خدایی مهر89/1/20

دوشنبه 5/7/1389 - 0:36
عقاید و احکام
جن جانوریست دارای شعور؛ و فیزیکی غیر ارگانیک ؛ که از لحاظ شان وجودی ؛ از دید ادیان پایینتر از انسان و بالاتر از حیوان جای می گیرد .در فرهنگ فارسی به آن دیو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتین demon یا jinn نام گرفته است. جن به معنای چیزی است که؛ پوشیده شده ؛و منظور پوشیده ماندن او از حواس ماست.


2- خصوصیات فیزیکی جن از دید انسان؛ اعجاب آور است. عنصر اصلی وجودی جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک ؛در وجودش مانند بارباپاپا ؛می تواند به هر شکل و اندازه ای تبدیل شود. و بسیاری از چیزها را در یک آن ؛جا به جا کند .همچنین سرعت نقل مکان بسیار بالایی دارد. می تواند مثلا ظرف 5 دقیقه فاصله بین لاهور و تهران را طی کرده و برگردد.

3-
جن ابزار ساز نیست ؛ وبه علت خصوصیات فیزیکی منحصر بفرد ؛قادر است در هر مکان و شرایطی زندگی کند ؛وبرای همین به خانه و مسکن نیازی ندارد. زیرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نیست .جن به وسایل حمل و نقل بی نیاز است ؛ و از اینجا می توان فهمید که جن ها دارای صنعت و تکنولوژی نیستند ؛ و شهر و کاشانه ای ندارند مکان معمول زندگی آنها کوه وجنگل و دشت است
.

4-
جن مانند همه جانداران غذا مصرف می کند . اما به مقداری بسیار کمتر از انسان
.

5-
جن ها مثل انسان جنسیت ونر یا ماده دارند . تولید مثل می کنند و تشکیل خانواده می دهند ؛ و به صورت جماعت زندگی می کنند و جامعه ندارند
.

6-
جن نسبت به انسان زیاد عمر می کند . حدود 1000 سال به بالا .جن هایی که در سوره ی جن از آنها نام برده شده ؛ که وقتی اولین بار آیات قرآن را شنیدند ؛ از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب می شدند ؛ احتمالا هنوز زنده اند . جن ها مانند انسان داناونادان ؛ .فرمانده و فرمانبردار ؛ ارباب و بنده ؛ کافر و متدین ؛ شفیق و شرور دارند.وقتی که مردند از بین میروند و نیازی به قبر و گورستان ندارند
.

7-
جن دارای عقل است . اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفی و خلاقیت هنری .عقل جن به معنای قوه ی ارزیابی امور روزمره یا همان عقل معاش ؛ و قوه تشخیص است ؛ به اضافه هوشی سرشار ؛ اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و یافتن گذشته و آینده
.

8-
جن ها مانند انسان نامگذاری می شوند ؛ و دارای اسم و رسم و شهرت هستند دارای زبان خاص ؛ و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدمیان
.

9-
معروف ترین جن ؛ ابلیس ؛ یا همان شیطان نام دارد ؛ که وصف حال او را شنیده اید ؛ که چون بسیار در قرب به حق کوشید به جایگاه فرشته های مقرب رسید ؛ اما چون حاضر به سجده بر انسان ؛ یعنی شریک قرار دادن بر خدا نشد از درگاه رانده شد
.

10-
جن در شرایطی قادر به تسخیر انسان ؛ و انسان در شرایطی ؛ قادر به تسخیر جن است . انسان مسخر شده را مجنون؛ یا دیوانه ؛یا دیو زده ؛ و جن تسخیر شده را ؛موکل می نامند. گویند خود جنیان بر سه قسمند: دیو.؛جن وپری ؛که از لحاظ مکانی ؛ مادون فرشته هستند
.

11-
جن می تواند
در مواردی تربیت شده ؛ به انسان خدمت کند. چنین سنتی در میان جنگیران ایران و پاکستان وهند وجود دارد . اما به طور کل ؛ نه بودا ؛ نه دالای لاما ؛ نه اولیا الله ؛ و نه عرفا و نه پیامبران هیچکدام ؛به مدد خواستن از موجوداتی که مثل انسان ؛خطا و اشتباه و گناه می کنند ؛توصیه نکرده اند اما همگی؛ وجود آنها را تایید کرده اند .

12-
جنیان مانند امواج رادیویی و ماهواره ای ؛با ما هستند ظاهر نمی شوند ؛اما حاضرمی شوند و بعضی از انها ؛درخانه ها و بدن شخصیت های ضعیف ؛رفت و آمد می کنند. یکی از راه های دور کردن جنهای مزاحم ؛خواندن و آویختن 4 آیه از قران است ؛ که با قل شروع می شوند . و بسیاری ادعیه ؛که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرورچیست!؟


13-
جن ها ؛ بعضی از ما را؛ به شکل همزاد و غیر همزاد دوست دارند؛ کمکمان می کنند ؛همینطور جواهرات و اشیای قیمتی ما ؛ازجمله انگشترهایی با نگین سنگ (مخصوصا عقیق)را بسیار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آیات و اوراد حک شده باشند) .اگر دوستمان داشته باشندو سخنی باماداشته باشند ؛بیشتربه خوابمان می ایند و دلسوزی خود را اعلام می کنند .خیلی ازآنها خدمتگذار ارواح اولیا هستند و دست ماراگرفته اندو خیلی ها هم به کرداراکثرآدمیان اهل شیطنت.بیشتر آنها بی ضررند و مثل ما گرفتار این دنیا و درگیر و دار تقدیر خویشند.

14-
اما آنان که ماورای طبیعت ؛ و موجوداتش را باور ندارند؛ چند دسته اند :کسانی که انچه که نمی بینند را باور ندارند . اینها معمولا فقط آنتی تزقصه های جن وپری مادربزرگ ها هستند؛ که حتی زحمت دانستن کوچک ترین اطلاعاتی جز نقد داستان گرمابه های تاریک وکوتوله های پاسمی و عروسی جن ها رابه خودشان نداده اند. این تیپ آدمها از 7 سالگی که مادر بزرگه داستان های جن وپری را برای ترساندن و خواب کردنشان تعریف می کرده ؛هنوز زیر لحاف هستند.و یا اینکه هارد دیسک کوچکشان از مسئله پر شده و دیگر تاب و یارای درک و پذیرش راز را ندارند.مثل من چهارتا کتاب خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا دیده اند.و گروهی که پوچ یا ابسورد هستند: کسانی که خویش را منکرند چه رسد به ماورای خویش . و گروه آخر کسانی که جنها ؛ دستشان می اندازند و در مجالس احضار ارواح ؛در نقش یک روح برایشان شیرین کاری می کنند ؛تا فردا در مدح روح ؛کتاب چاپ کنند و جایزه بگیرند
.
جن برای انسان ؛ از انسان خطرناک تر نیست . همانطور که انسان برای کوسه ؛ از کوسه خطرناک تر است!(در تاریخ بشر حتی یک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالی که فقط در دوره حکومت استالین 35 میلیون روس به قتل رسیدند آمار کشتار جنگ های مذهبی صلیبی و جنگ های جهانی و قومی و قبیله ای پیش کش) در حقیقت هیچ چیز ؛ هراس ناک تر و هوس ناک تر از انسان نیست ؛ که به قول توماس هابز :انسان گرگ انسان است
.

15-
در کل؛ و بدون در نظر گرفتن موارد خاص ؛ آنها به ما کاری ندارند .ماهم به آنها کاری نداریم . ازدود و دم و سر و صداهای شهر و بوی فاضلاب و ...... فراریند .مثل ما کار و مکافات دارند. و دست آخر اینکه ؛به عقیده من: با تمام این اوصاف ؛تفاوت اساسی با ما ندارند زیرا که : آنها هم رنج می کشند

يکشنبه 4/7/1389 - 22:54
اقتصاد

 حمیدمظاهری راد

آنچه که اتفاق افتاد تصویب کلیات طرحی بود که در صورت غفلت از آن صدمات جبران ناپذیری را متوجه قشر آسیب پذیر می نماید.آزاد سازی اقتصاد که از دیر باز در اندیشه دولتمردان و تئوریسین اقتصادی نقش بسته بدون این طرح تقریبا غیر ممکن بوده و رقابت در عرصه های اقتصادی را با چالش های فراوانی روبرو می نماید.هیچکس مخالف اجرای صحیح و کارشناسی شده این طرح نبوده و آنچه که مورد بحث است چگونگی اجرای طرح در ابعاد وسیع آن و زمان اجرای آن میباشد.اینکه عده ای قلیل از مواهب خدادادی حامل های انرژی بدون حد وحصر برخوردار بوده و دیگرانی به حداقل آن بدلیل عدم برخورداری بسنده میکنند هر وجدانی را آزار میدهد.البته به نظر نگارنده اگر صاحبان ثروت مالیات خویش را بموقع و باندازه می پرداختند حقشان بود تا از امکانات فزاینده ای هم برخوردار میشدند و این بهره مندی به صلاح مستضعفین هم تمام میشد و هم اینکه خود ثروتمندان تشویق میشدند تا مالیات بیشتری بپردازند.ولی در حالتیکه متاسفانه در کشور اسلامی ایران مصداقهای مهم سرمایه گذاری رنگ باخته و سرمایه گذاری های معنوی و ملی و انسانی جای خود را به انباشت ثروت سپرده چاره ای جز هدفمندی یارانه ها نمی ماند.اگر سرمایه دار سرمایه گذاری را در ساختن جامعه ای امن و پویا میدانست غمی نبود وا اسف که سرمایه گذاری بهر نحو ممکن عادت و فرهنگ مردمان دیار عبودیت گشته است.

چگونه میتوان طرح را طوری پیش برد تا فقرا متضرر نشوند تشخیص اینکه چه کسانی مستحق پرداخت نقدی این طرحند و چه تضمینی وجود دارد که در مواقع بحران این پرداختها وتعهدات دولتها عملیاتی گردد سوالات اساسی است که بایستی پاسخ داده شود0خیلی از مستحقان را می شناسم که با اینکه مشکلات عدیده مالی دارند تا بحال بدلیل حجب وحیایی خاص به کمیته امداد مراجعه ننموده اند و در مقابل کسانی را شنیده ام که در عین برخورداری از کمیته امداد مستمری میگیرند.اینکه دولت با کوچکترین کسر بودجه و یا بحرانی اقتصادی و سیاسی و...از پرداخت نقدی یارانه سرباز زند محتمل بوده و این در وقتی خواهد بود که کمر مردمانی از بالا رفتن قیمت حاملهای انرژی خم شده و برگشت قیمت به حالت قبل ممکن نمیباشد.

اینکه تغییر فرهنگ مصرف بدلیل عادات غیرصحیح و امکانات موجود قابل اصلاح بوده و در صورت محدودیت ممکن است عده ای خساراتی ببینند امری بدیهی است که برای روشن شدن مسئله مثالهایی می آورم.فرض نمائیم فردی صاحب ثروت در ویلا و یا برجی با امکانات عدیده با درب و پنچره های دو جداره و عایق های رطوبتی و برودتی در بهترین نقطه آب و هوایی می زید این فرد نیاز آنچنانی به گاز و تامین برق اضافی نداشته و براحتی میتواند بدون اینکه خود را با مشکل مواجه نماید بدون صرفه جویی هزینه های اضافی مصرف خویش را کاهش دهد ولی فقیری که خانه اش از هر گوشه ای درزهایی بزرگ داشته و توانایی پوشاندن آنها را ندارد هزینه سر سام آور گاز را چگونه بپردازد.آیا طراحان و تصویب کنندگان طرح ساعاتی را با فقرا زیسته و یا گذشته خود را در نظر آورده اند؟بر پایه آموزه های دینی مردم ایران خواهان صرفه جویی اند اما واقعا بعضا صرفه جویی امکان نداشته و بعضا مجبور به مصرف زیاد گشته اند.

مطلب مهم دیگر سطح در آمدی است که وقتی مصرف را عنوان می نمائیم مردم ایران را با کل دنیا می سنجیم ولی آیا کسی پیدا میشود تا این ملت را از لحاظ در آمدی با مردم همین کشورهای همسایه مقایسه کند.مثلا همیشه میگوئیم بنزین در فلان کشور با فلان قیمت فروخته میشود ولی آیا تا بحال گفته شده که در ترکیه در آمد یک راننده تاکسی و یا کارگر ساده چقدر است؟

يکشنبه 4/7/1389 - 22:45
عقاید و احکام

 حمیدمظاهری راد

نماز اصلی ترین حلقه اتصال انسان با معبود و مقصود بوده و مهمترین عملی است که می تواند انسان را به خدا نزدیکتر کند(حی علی خیر العمل)بعضی ها تداوم حرکت انسان در صلاه یومیه را نوعی تکرار و مکررات میدانند جوابی که به این قشر میتوان داد آن است که به نظر حقیر آدمی در گذر ایام عمر با مصائب و مسائل و شبهات فراوانی مواجه میگردد که میتوان اهم جواب آن سوالات را از نماز گرفته و بیشتر مشکلات را با نماز حل نمود.اگر زندگی تکرار قبل بود نگرانی کمتر بود ولی آدمی در سیر روند زندگی با مسائل جدیدتر و مشکلات حادتری مواجه میشود.اگر سنگینی حادثه ای بر انسان فشار می آورد با یاد آوری عظمت پروردگار می توان بر آن فارغ آمد.و یا اگر امید از باور فردی رخت بر بسته و فرد خویش را مسخ شده یافته ای یافته که نمی تواند رحمت خداوندی را باور نماید با حضور در پیشگاه باریتعالی به امیدواری رسیده و باورهای قلبی اش افزونتر میگردد.اگر خود پرستی و خود خواهی اش طغیان نموده و اسباب مشکلاتی را برایش فراهم می آورد با رکوع و سجود در مقابل یگانه پروردگار عالمیان می فهمد که در مقابل عظمت آفریننده جهانیان با بزرگی ای به اندازه خارج از محدوده ذهن بشری هیچ بوده و...و اگرها و اگرهای دیگر...اصلا فلسفه اصلی نماز کنارگذاردن میباشد.نمازمیدان تمرین و سکوی پرش برای تسلیم شدن در برابر خداست.وقتی یک فرد عادی برای ملاقات با یک مدیر دسته چندمی ماهها انتظار می کشد و در لحظه ملاقات هم زبانش به لکنت می افتد باید خلوتش با والاترین و برترین و عظیم ترین معروف عالم را که هر لحظه مهیای دیدارش میباشد قدر دانسته و مهم بشمارد.بایستی با تمرین به این نکته پی ببرد و عادت نماید که همه چیز زودگذر است و به زودی پاسخگوی اعمالش بوده و چند روزی را مهمان زمین و زمینیان است.او با اقرار به مالکیت حقیقی خدا و تجلی اظهار عبودیت او می فهمد که همه چیز از آن اوست و اندوخته های مادی اش را باید بگذارد و بگذرد.و در کل از همه تفاسیری که شد و میشود میتوان نماز را معراج مومن دانسته و به این روایت مهم الصلوه معراج المومن اذعان نمود.در نماز با غور در عظمت هستی می توان خود را ناچیز یافت اشکال و مانع تکامل ما آن است که برای خود نوعی ربوبیت و صاحب اختیاری قائلیم که نماز این مانع را بر طرف میسازد.اگر دقت شود و به نماز با تمامی ابعاد آن نگریسته شود ذات اقدس عالمیان نیازی به نماز ما ندارد و با لحاظ جمیع شرایط و گفته ها این آدمی است که به نماز محتاج بوده و بایستی به این مهم به عنوان نیاز که کاستی ها را بر طرف نموده و روزنه امیدی بر کرانه های آسمان است نگریسته شود که مغذی ترین خوراک روحی معنوی و اعتقادی بشریت است و در صورت عمل به آن به صورت صحیح از فحشا ومنکر باز میدارد((ان الصلاه تنهی عن الفحشا و المنکر))

يکشنبه 4/7/1389 - 22:37
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته