موفقیت و مدیریت
آیا معتقدید زندگی پر از آشوب و نا امنیست؟ آیا اوضاع اجتماعی سیاسی و اقتصادی به هم ریخته است؟ و دنیا جای امن و راحتی برای زندگی كردن نیست؟ در این صورت حتما درونتان هم پر از آشفتگی و احساس عدم امنیت است .
حتما تا كنون كنار دریا بوده اید یا حد اقل در تلویزیون دیده اید .... وقتی دریا آرام و بدون موج است خیلیها برای شنا كردن به آب میزنند ... هم لذت می برند و هم احساس امنیت و آرامش دارند.
اما وقتی دریا طوفانی و خروشان می شود چطور ؟ چند نفر جرات به آب زدن دارند ؟ اینجاست كه موج سواران پدیدار میشوند ... آنها بر امواج خروشان دریا سوار میشوند و با موجها حركت میكنند ...همان موجی كه یك فرد عادی را در خود فرو میبرد و نابود می سازد یك موج سوار را بالا می برد و او را غرق لذت و شادی می کند .
موج سواران هنگامی كه دریا آرام است با لذت در دریا شنا می كننند و هنگامی كه طوفانیست بر فراز امواج سواری میكنند. اما افراد عادی فقط تحمل دریای آرام را دارند هرچند از تماشای امواج لذت می برند اما خود جرات روبرو شدن با آن را ندارند ....
اینها همانهایی هستند كه رمانها و فیلمهای هیجان انگیز را كه پر از ماجرا جویی و خطر است بسیار دوست دارند . اما خود جرات حتی قدم زدن زیر باران را ندارند.
حال به اطرافتان نگاه كنید و ببینید چه كسانی در اوضاع به ظاهر آشفته ی اجتماعی و اقتصادی و غیره به جای شكوه و ناامیدی و فرار سوار بر تخته موج بر فراز مشكلات زندگی حركت می كنند همان مشكلاتی كه افراد عادی را در هم می شكند و فرو می برند برای آنها ابزار موفقیت و صعود می شود (هرچند بعضی ها هم در این شرایط برای بالا رفتن یا بالا ماندن پابر روی دیگران می گذارند و آنها را له می كنند)
به یاد داشته باشیم كه همان طوفانی كه یك نهال را از ریشه می كند برای یك درخت تنومند نوازشی بیش نیست ...
پس باید بزرگ شد و رشد كرد مانند درخت ... باید مهارت زندگی كردن را آموخت و مشكلات را به نردبان ترقی تبدیل كرد نه مانع ...
سه شنبه 16/6/1389 - 14:14
سخنان ماندگار
برای تربیت یک بچه کوچک و پرورش اعتماد به نفس در او یک روش موثر این است که کاری کوچک به او محول کنیم و مطمئن شویم که او می تواند از عهده ی آن کار براید و پس از آنکه آن کار را با موفقیت انجام داد او را تشویق کنیم و به او بگوییم که آفرین تو توانستی ... تو موفق شدی . به این صورت به او کمک می کنیم که تصویر یک فرد توانا و موفق را در ذهن خود شکل دهد . در ده تا بیست درصد موارد هم می توانید کاری سنگین تر از حد توان به او محول کنیم تا پس از شکست خوردن به او بیاموزیم که با شکست چگونه باید برخورد کرد .
اگر کودکی در انجام کاری موفق نبود و او را سر زنش کردیم و دست و پا چلفتی و بی عرضه خواندیم و او را با دیگران مقایسه کردیم ، کم کم او تصویر یک فرد شکست خورده و بی لیاقت را در ذهن خود از خود می سازد .
در آینده هر زمان که او بخواهد دست به کاری بزند این تصویر ذهنی مانع او می شود .جرات و شهامت او را می گیرد و نا خودآگاه موانعی پیش می آورد تا اثبات کند که او ناتوان و بی دست و پا است .
ذهن انساس بزرگسال تفاوت چندانی با یک کودک ندارد . اگر شما هم تصویر خوبی از خود در ذهن ندارید لازم است که کودک ذهن خود را دوباره پرورش دهید و کامپیوتر ذهن خود را دوباره برنامه ریزی کنید . =========================
مثلا اگر خود را دوست ندارید و هنگامی که به آینه نگاه می کنید خجالت می کشید لازم است ارزشهای خود را باز بینی کنید .ببینید قهرمان های شما و آدمهایی که دوست دارید چه ویژگیهایی دارند ؟
آیا آنها را به خاطر قیافه و ظاهرشان دوست دارید یا به خاطر هنر و مهارتشان و یا انسانیت و رفتارشان ؟ و ببینید چرا خود را دوست ندارید ؟
شاید معیار هایتان نیاز به تغییر دارند . شاید هم مبنای ارزش گذاری شما روی آدمها نیاز به تغییر داشته باشد . سیستم ارزش گذاری خود را درست بررسی کنید .
============================
اگر آدم موفقی نیستید باید ذهن ناخودآگاه خود را دوباره برنامه ریزی کنید. با ذهن خود مثل یک کودک رفتار کنید .
یک کار یا هدف کوچک در نظر بگیرید بااین اطمینان که می توانید از عهده آن برایید . و بعد از موفقیت در انجام آن خود را تشویق کنید و به خود بگویید آفرین تو موفق شدی ، تو می توانی .
سپس یک کار بزرگتر انجام دهید و کم کم قدمهایی بردارید و اهدافی تعیین کنید که در گذشته به نظرتان غیر ممکن می آمدند .
به این صورت کم کم اعتماد به نفس را در خود پرورش می دهید .
اما تمرین ذهنی یادتان نرود .هر روز در گوشه ای مراقبه کنید و خود را تصور کنید که کار هایی را انجام می دهید که قبلا از عهده ی آنها بر نمی آمدید . لبخند بزنید و احساسی که از این موفقیت نصیبتان می شود را تجربه کنید
http://Reza0151.blogfa.com
سه شنبه 16/6/1389 - 14:2
موفقیت و مدیریت
پول
کلمه ای که بعضی ها خجالت می کشن در موردش صحبت کنن . شاید بخاطر اینکه از بچگی بهشون گفتن پول بده و خدا ثروتمندا رو دوست نداره . و آدمای پول دار به خدا نزدیک نیستن و میرن جهنم . خلاصه از این حرفا .
شاید هیچ چیز بیشتر از این عقاید، پول رو از ما فراری نده .
اکثر آدمایی که میگن پول بده و پول دار ها با دزدی و خوردن مال مردم به پول رسیدن خودشون دلشون می خواد جای اون آدم پول دارا باشن
اما چرا این تناقض تو وجود ما هست ؟ بخاطر تضاد بین فکر و احساس. یا بهتر بگم . عقیده و احساس .
پول به خودی خود یه وسیله س و مثل هر وسیله دیگه ای نه خوبه نه بد .
و پول دار بودن یا نبودن هیچ ربطی به خوب بودن یا بد بودن آدم نداره .
هیچ ربطی هم به دوری یا نزدیکی به خدا یا بهشت و جهنم نداره . به هیچ وجه .
بعضی ها هم فکر می کنن فقر ریشه فساده و پول دار ها به خدا نزدیک ترن که این هم درست نیست .
فقر واقعی در ذهن انسانه و اونه که ا نسان رو از خدا دور می کنه . فقر واقعی اونه که انسان احساس نیاز شدید بکنه و آزمندانه به دنبال پول باشه . حالا چه پول دار چه فقیر .
در ضمن این خود پول یا پول دار نیست که بده . بد و خوب بودن پول و آدم به عملکردش بستگی داره . به اینکه پول رو چطور و از کجا به دست میاریم و چطور و کجا خرج می کنیم .
==========================
و اما مسئله اصلی .
آمار و ارقام و خبرایی که در مورد وضع کلی افتصاد می شنویم خیلی خوب و امید وار کننده نیست . آمار بی کاری و تورم بالا میره . سرعت رشد قیمت ها هم خیلی زیاده و طبق معمول پول دارا پول دار تر میشن و فقیرا فقیر تر .
البته نمی خوام وقعیت رو انکار کنم ، بله جهان بیرون و اتفاقاتش حتما رو ی ما تاثیر داره اما تاثیر پذیری ما هم فاکتور بسیار مهمیه
.وقتی یه ویروس همه گیر میاد مثل طاعون بعضی ها میگیرن بعضی ها هم نمی گیرن .
اگه ساختار ذهنی محکم و استواری داشته باشید و خبرای بد اقتصادی شما رو نترسونه ، بحران ها تاثیر خیلی کمی روی شما خواهند داشت .
بجای فکر کردن به وضع بد اقتصاد و کار به خودتون بگید
" وضع من روز به روز بهتر میشه و در حال رشد و پیشرفت هستم "
من روز به روز پول دار تر و ثروتمند تر میشم .
وضع اقتصادی و کاری من در حال بهتر شدنه
یا هر جمله تاکیدی دیگه ای که بتونه به استواری ذهنتون کمک کنه .
اینها گول زندن خود نیست . واقعیت این دنیا همون چیزیه که شما باورش کرده باشید .
همین الان که واقعیت این دنیا برای بعضی ها تلخ و سیاه است خیلی ها ی دیگه در شادی و نور زندگی می کنن . دنیا که همون دنیاست و آسمون هم همون آسمونه .
خوشبختی یا بد بختی او ن بیرون نیست درون خود ماست در ذهن و دل ما . در فکر و احساس ما .
شاد و پولدار باشید
http://Reza0151.blogfa.com
سه شنبه 16/6/1389 - 13:55
سخنان ماندگار
فرض كنید چند سال گذشته و شما برمیگردید و به گذشته نگاه می كنید ....... وقتی به گذشته نگاه می كنید حسرت انجام ندادن چه كاری رو خواهید خورد؟؟؟؟؟؟؟؟ به خودتون چی خواهید گفت ؟ آیا جوابتون اینه كه ای كاش اون كار رو انجام داده بودم یا فلان كار رو رها نكرده بودم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پس الان همون كاری رو بكنید كه چند سال دیگه افسوس انجام ندادنش رو خواهیدخورد
================================
اگر تصویر اشتباهات و ضعفهایمان را در ذهنمان مرور
وتکرار کنیم همان اشتباهات و ضعفها را دوباره
و دوباره در زندگی تکرار خواهیم کرد . ==========================
هر مشکلی درسی در خود دارد و ما با گرفتن آن درس موجودی بهتر و آگاه تر خواهیم شد ... به جای اینکه از خدا بخواهیم مشکل ما را حل کند بهتر است بخواهیم کمک کند درسهایمان را زودتر بیاموزیم ...
بدین طریق زودتر از مشکلات خود رها خواهیم شد . مطمئنا هیچکس از خدا مشتاق تر نیست که رهایی ما را ببیند اما تا درس گرفته نشود مشکل برطرف نخواهد شد فقط ممکن است تغییر شکل دهد. ===========================
انسان شجاع اونی نیست كه هرگز نترسه
بلكه اونیه كه با وجود ترس خود متوقف نمیشه و به راهش
ادامه میده .
شاید ترس یك فرد شجاع كمتر از دیگران نباشه اما تفاوت در اینه كه با وجود ترس به راهش ادامه میده و هرگز تسلیم نمیشه اما یك ترسو كسیه كه اجازه میده ترس بر او غلبه كنه و نهایتا تسلیم میشه . ===================
نا امیدی بزرگترین شکست است
تا زمانی که دست از رویاهایمان نکشیم شکست نخورده ایم حتی اگر بار ها و بارها موفق نشویم . ===================
مثبت اندیشی به معنی انکار مشکلات و بدی ها نیست بلکه توجه نکردن به آنهاست
خوبی ها و بدیهای زندگی واقعیتهای غیر قابل انکاری هستند اما ما به هرکدام که بیشتر توجه و تمرکز کنیم و هرکدام که ذهن و فکر ما را بیشتر مشغول خود کند همان بیشتر و بیشتر در زندگی ما جلوه گر می شود .
=====================
اگر نمی توانیم خرگوش باشیم پس لاکپشت باشیم این بهتر از این است که سنگ باشیم . لاکپشت دیر یا زود به مقصد می رسد اما سنگ هرگز
---------------------------------------------------------------
اینم وبلاگه منه :
http://Reza0151.blogfa.com
سه شنبه 16/6/1389 - 13:53
ازدواج و همسرداری
آدمها نظرات بسیار متفاوتی راجع به ازدواج و روابط دو جنس دارن و شاید این نظرات حاصل تجربیاتشون و یا نتیجه فیلمهای رومنسی باشه كه می بینن. اما واقعیت چیه ؟
واقعیت هیچ چیز نیست مگر آنچه كه ما باور كنیم . نه تنها در مورد ازدواج كه در تمام موارد زندگی واقعیت همون چیزیست كه ما باور داریم . چون زندگی مثل یك بوم سفیده كه ما روش هر چی بخوایم می كشیم .
البته بوم و رنگ همه ، از یك جنس نیست . چون در لحظه تولد همه در شرایط یكسان به دنیا نمیان و حكایت جام می و خون دل اینجا مصداق پیدا می كنه.
من به تقدیر اعتقاد دارم اما معتقدم اگه ما تقدیر رو مغلوب نكنیم تقدیر ما رو مغلوب می كنه ...
شاید تقدیر یكی این بوده كه در فقر به دنیا بیاد اما هیچ قانونی نگفته كه باید فقیر باقی بمونه .
ازدواج تركیبی از كمی تقدیر و كمی دخالت آگاهی خود ماست . نمی شه یك از دواج خوب یا بد رو كاملا به گردن تقدیر انداخت . در بهترین حالت 50 درصد انتخاب خود ما بوده .
منظورم اینه كه حتی اگه با شناخت و آگاهی كامل طرفمون رو انتخاب كنیم باز هم تا 50 درصد می تونیم امید وار باشیم زندگی خوبی داشته باشیم . بقیش تا حدی مربوط میشه به شانس یا همون تقدیر و یك عامل دیگه كه باز هم مربوط میشه به خودمون .
و اما اون فاكتور مهم كه بعد از ازدواج خیلی به حساب میاد چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعضی ها فكر می كنند یك ازدواج خوب مثل یك باغ گل زیباست .اما اینطور نیست . یك ازدواج خوب مثل یك خاك خوبه كه می تونه بستری منانسب برای پرورش گلهای زیبا باشه . بعد از ازواج كاشتن و پرورش دادن گلها به عهده خود ماست و باید از اونها مراقبت كنیم تا آفت ها باغمون رو از بین نبرن .
داشتن یك زندگی خوب بعد از ازوداج حتی از خود ازدواج خوب هم سخت تره .
دو نویسنده خیلی خوب در این زمینه كتاب های قشنگی دارن . یكیشون جان گری نویستده مردان مریخی و دیگری همسر سابقش خانم باربارا دی انجلس .
روابط مردان و زنان پیچیدگی های خاص خودش رو داره كه باید قبل از انتخاب همسر برای اون آماده شد . خوندن كتاب بسیار می تونه مفید باشه
شاد باشید
سه شنبه 16/6/1389 - 13:50
داستان و حکایت
داستان " دو فنجان قهوه "
پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روی میز گذاشت.
وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.
سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟ و همه دانشجویان موافقت کردند.
سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛ سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.
بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".
بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد.
"در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.
در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند
خدایتان، خانواده تان ، فرزندانتان ، سلامتیتان ، دوستانتان و مهمترین علایقتان
چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.
اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشینتان.
ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده.
پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.
همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین.
اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟
پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در زندگی شلوغ هم ، جائی برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست! "
حالا با من یک قهوه میخوری؟
سه شنبه 16/6/1389 - 13:45
موفقیت و مدیریت
اول به یك مكان آرام و ساكت و راحت نیاز داریم .
روی مبل نشسته یا روی تخت راحت دراز بكشید و سعی كنید ذهن خود را آرام كنید
برای آرام كردن ذهن باید آنرا از افكار منفی و نگران كننده مربوط به گذشته و آینده خالی كرد و برای این كار نباید با افكار مزاحم مبارزه كرد . اگر سعی كنیم آنها را متوقف كنیم احتمالا قوی تر می شوند .
مثل جریان آب كه اگر جلو آنرا بگیریم حجم آن بیشتر می شود و قدرتش افزایش می یابد .
برای رها شدن از افكار مزاحم از این تكنیك استفاده كنید :
تصور كنید افكار شما مثل یك رودخانه جاری هستند و شما در حال شنا كردن در رودخانه افكار خود هستید ....
حال خیلی آرام بیایید و كنار رودخانه افكار خود بنشینید و آنرا نظاره كنید .
به افكار خود نگاه كنید بدون آنكه قضاوت كنید یا مخالفت یا مقاومت كنید .
بگذارید افكارتان هرجا كه می خواهند بروند . اجازه دهید هر فكری از ذهنتان عبور كند . حتی در مقابل بد ترین افكار هم مقاومت نكنید .
اگر چنین كنید كم كم افكارتان محو خواهند شد و رودخانه ناپدید خواهد شد .
دوم : در این مرحله یا حتی زود تر شروع كنید به تنفس عمیق . هر چه عمیق تر .
در حالی كه نفس عمیق می كشید روی تنفستان تمركز كنید . اگر باز هم افكار مزاحم برگشتند اشكالی ندارد . به آنها فرصت بدهید تا شما را رها كنند .
چند دقیقه ای به نفس كشیدن ادامه بدهید . اگر همزمان از موسیقی بسیار ملایم بی كلام هم استفاده كنید بهتر است .
سوم : حال تصور كنید در یك مكان بسیار زیبا هستید جایی كه همیشه آرزو داشتید باشید . مثلا كنار یك رودخانه زیبا در میان یك جنگل سر سبز . به آب نگاه كنید . نسیم خنك را روی پوست خود احساس كنید . صدای پرندگان را می شنوید ؟ كمی آب به صورتتان بزنید یا پاهایتان را در آب بگذارید ......
تنفس عمیق یادتان نرود . هر آنچه را كه دوست دارید تجسم كنید . مثلا نور . خوشبختی آرامش عشق و ................
پایان تمرین به خلاقیت خودتان بستگی دارد مثلا می توانید چند دقیقه آخر ذكر بگویید یا یك كلمه را تكرار كنید مثلا كلمه آرامش . البته همراه با دم و باز دم عمیق
یا می توانید یك تمرین تجسم خلاق انجام دهید
یكی از خواسته هایتان را تصور كنید . از خودتان بپرسید اگر این خواسته براورده شده بود و اگر من الان در جایی بودم كه آرزوی آن را داشتم الان چه احساسی داشتم .
این احساس را تجربه كنید . خود را در آن وضعیت احساسی قرار دهید . و از آن لذت ببرید .
شاد و پیروز باشید
محمد صالحی(Reza0151)
سه شنبه 16/6/1389 - 13:42
موفقیت و مدیریت
****امیدوار باشو تلاش کن...****
همه آدمهای موفق حتما شکست را تجربه کرده اند . برخی شرکت ها به استخدام مدیران شکست خورده بیشتر علاقه مند هستند چون معتقدند آنها تجربه شکست را یک بار از سر گذرانده و اکنون راه موفقیت را بهتر پیدا می کنند.
ادیسون هزار بار سعی کرد تا لامپ برق را ساخت و هنگامی که از او پرسیدند که چه احساسی داری که هزار بار شکست خوردی گفت من هزار بار شکست نخوردم بلکه هزار راه نساختن لامپ برق را یاد گرفتم .
به راستی گاهی چاره ای جز آزمون و خطا نیست و ما با یافتن راه غلط یا راه نرسیدن (شکست) راه رسیدن را یاد می گیریم .
این مثل حذف گزینه های غلط برای رسیدن به جواب درست در تست های چند گزینه ای می باشد .
برای رسیدن به نور گاه باید از تاریکی گذشت
شکست به خودی خود یک پدیده است که می تواند تعبیر های گونا گونی داشته باشد . این به خود ما بستگی دارد که چطور آنرا تفسیر کنیم .
به نظر من تا زمانی که نا امید نشده و از ادامه راه منصرف نشویم شکست نخورده ایم
شکست به معنی عدم موفقیت نیست بلکه جزئی از موفقیت است .
شکست واقعی وقتی است که نا امید شویم و دست ازرویاهایمان بکشیم .
شاید بهتر باشد دو تعریف برای شکست داشته باشیم شکست پویا که یک تجربه مفید در مسیر موفقیت است و شکست ایستا که دست کشیدن از ادامه راه و متوقف شدن است .
دوشنبه 15/6/1389 - 14:50
موفقیت و مدیریت
لبخند
یه جمله جالب شنیدم که به موضوع بحث امروزمون میاد
منتظر خوشبختی نمونید تا لبخند بزنید . شاید خوشبختی منتظر لبخند شماست
همونطور که احساس ما می تونه رو ظاهر ما اثر بزاره برعکسش هم درسته .
اگه شاد باشید لبخند می زنید . وقتی احساس اعتماد به نفس می کنید موقع راه رفتن سرتون رو بالا میگیرید و روبرو رو نگاه میکنید.
وقتی خودتون رو دوست داشته باشید با خودتون و لباستون و چهره خودتون جلو آینه احساس راحتی می کنید.
وقتی پول دار باشید نسبت به پول احساس بی نیازی می کنید.
و خیلی چیزای دیگه
حالا همین ها رو برعکس کنید
سعی کنید همیشه لبخند بزنید حتی وقتی که زندگی اونطور که می خوایدنیست .
این لبخند نیزوی بسیار قدرتمندی رو در درون شما به حرکت در میاره و کم کم روی احساس شما اثر می زاره و بعد از اینکه احساستون عوض شد زندگیتون هم عوض می شه .
امتحان کنید . امتحان کردنش هیچ هزینه ای نداره .
دوشنبه 15/6/1389 - 0:48