• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 5487روز قبل
شعر و قطعات ادبی

من یک نوزاد یک روزه ام.

 نمیدونم، شما فکر میکنید چند سالتونه؟ 14 سال، 15 سال یا شایدم 100 سال! خوب من هم اول فکر میکردم 17 سالمه ولی الان دیگه نه ... شاید شما هم اگر به حرفای من گوش کنید بفهمید چند سالتونه ...

حالا همة مسیر زندگیتونو تو ذهنتون تصور کنید. فکر میکنید کجای مسیر هستید اولش یا آخرش؟

حالا فکر کنید فکر ...

تا حالا چند لحظه از زندگیتونو فقط و فقط به خودش به خدا فکر کردید نه به خاطر درد و رنج و گرفتارییاتون.

چند قدم به خدا نزدیک شدید، اصلاً روزی چند قدم به خدا نزدیک میشید؟ ...

چند تا بهار رو دیدید و سبز شدید؟

چند تا تابستون داغ دیدید و آتیش جهنم به یادتون اومده؟

چند تا پاییز رو دیدید و برگهای طمعتون مثل برگ درختها ریخته؟!

چند تا زمستون رو دیدید و دلهای سیاهتون با برفش سفید شده؟!

چند تا تولد رو دیدید و روحتون از نو متولد شده؟!

چند تا مرگ رو دیدید و بیدار شدید؟!

چند تا نماز واسه دل خودتون خوندید؟!

چند بار از عشق خدا گریه کردید؟!

چند بار با خدا آشتی کردید؟!

چند بار یا علی گفتید و دوباره از نو شروع کردید؟

روزی چند بار به خدا سلام میکنید؟!

روزی چند بار قربون خدا میرید؟!

روزی چند بار توبه میکنید؟!

چند تا غروب اومده و غروب زندگیتونو دیدید؟!

چند تا صبح اومده و شروع تازه رو احساس کردید؟!

چند بار دلتون تو غروب جمعه شکسته؟!

چند بار تا حالا زندگی رو حس کردید؟!

چند بار گوشاتونو باز کردید تا صدای خدا رو بشنوید؟!

چند بار چشماتونو باز کردید تا خدا رو ببینید؟!

اصلاً تا حالا چند بار خدا رو دیدید؟!

به چشمای خودمون دروغ نگیم، خدا دیدنیه فقط کافیه چشمامونو باز کنیم.

فکر کنم حالا دیگه بتونید بگید چند سالتونه. فقط کافیه روزهایی رو که خدا رو تو اون روزا دیدید بشمارید ...

من یک نوزاد یک روزهام شما چطور ...

چهارشنبه 15/4/1390 - 15:9
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته