رمضان
1-بر ترک
محرماتی که بر اعضای دیگر لازم گردیده –به ویژه محرمات چشم،گوش و زبان- و نیز
استفاده از غذای حلال،اهتمام ویژه ای داشته باشید.
2-در
شبانه روز چند نوبت قرآن تلاوت کنید؛ برای مثال حدود پانزده دقیقه در روز و پانزده
دقیقه در شب.
3-دعاها
را تقسیم کنید و آن ها را در چند نوبت از شبانه روز بخوانید. روز ها به همان مقدار دعایی که بین نماز یا بعد
از نماز های یومیه خوانده می شود اکتفا
کنید .اما شب ها وقت بیشتری را صرف خواندن دعا کنید .اگر بعضی از دعاها طولانی
است،لازم نیست هر شب همه ی آن دعا را بخوانید .
4-برای
استفاده ی بهینه از زمان در هنگام رفت و آمد ،ذکر بگویید(البته ذکر های بدون صدا و آرام تا شائبه ی ریا به وجود نیاید).بکوشید
از مرحله ذکر زبانی ،به مرتبه توجه به معنای ذکر وذکر قلبی ویاد واقعی خداوند
برسید؛به طوری که اورا حاضر و ناظر بر خود بدانید.
بهترین
ذکر به ویژه برای رفع بعضی از مشکلات ظاهری ونیز روحی وروانی ذکر «استغفار» و«لااله
الا الله» است .
5.دائم
الوضو باشید وحتی قبل از خواب نیز وضو بگیرید وبه بستر خواب بروید ؛زیرا در ماه
رمضان خواب نیز عبادت است ونفس کشیدن نیز تسبیح به حساب می آید.
6.از شب
زنده داری واحیا به ویژه در شبهایی که فردای ان تعطیل استغفلت نکنید.شاید یکی از
مهم ترین اعمال این ماه ،شب زنده داری،تهجد واستغفار ونماز شب در نیمه شب هاست.
7. در
مجالس بیان احکام ومعارف دینی وموعظه،در مساجد وحسینیه ها شرکت کنید.بسیاری از
علما ومجتهدان نیز مقیدند ،به موعظه ها وذکر مصیبت واعظان وسخنرانان گوش فرا دهند.
به طور
کلی شرکت در مجالس مذهبی ، قرار دادن خود در معرض نفحات ونسیم های رحمت الهی است که نقش مهمی در حفظ دین
ومعنویت انسان دارد.
8.از
انجام دادن ورزش های سنگین در طول ماه رمضان بپرهیزید وبکوشید ورزش های سبک
وآرام(پیاده روی یا نرمش)انجام دهید.
9.از
غذاهای قندی وپروتئین دار در رژیم غذایی خود بیشتر استفاده کنید(خرما ولبنیات)
10.از
پرخوری هنگام افطار وسحری جدا بپرهیزید؛زیرا علاوه بر اینکه چرخه خواب شما را به
هم خواهد زد ،از سایر برنامه های عبادی وغیر آن نیز بهره کافی نخواهید برد.
11.از
هدر دادن انرژی بی جا وبی مورد اجتناب کنید؛برای مثال از حرف زدن های بی مورد
وتماشای برنامه های تلویزیونی غیر ضروری بپرهیزید.
يکشنبه 1/5/1391 - 17:47
خواستگاری و نامزدی
قال رسول الله (ص) : مَنْ نَكَح لِلهِ و اَنْكَحَ للهِ اِستَحَقَّ وِ لایَه اللهِ
هر كس برای خدا ازدواج كند و برای خدا ازدواج دهد مستحق دوستی خدا می شود.
1 . ازدواج مستحب موكد است اما در صورت به گناه افتادن (مثل خیلی از جوانهای امروز و شرایط فعلی ) واجب می شود.
2 . در صورت وجوب ازدواج ، تحصیل مقدمات آن نیز واجب است. مثل نماز كه مقدمه آن (وضو) نیز واجب است و نه مثل حج كه تحصیل استطاعت (مالی ، جسمی ، امنیتی و زمانی ) در آن واجب نیست.
3 . تحصیل (به دست آوردن ) و تسهیل ( آسان سازی ) مقدمات ازدواج بر همگان ( هم خود جوانان و هم خانواده ها و جامعه و نهادها ) واجب است و انكحوا لا یا می منكم ... نور 32. بر خلاف سایر واجب های غیری پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) فرمود : از حقوق فرزند نام نیكو ، علم آموزی و همسر دادن است. و نیز فرمود : در صورت امكان و توان اگر پدر فرزند را همسر ندهد گناهش یه گردن اوست.
4 . همانگونه كه تحصیل مقدمات بر همگان واجب است ، رفع موانع ( كه مصداق صّد عن سبیلّ الله – حج 25- است. ) نیز واجب است. افكار و فرهنگهای غلط ، آداب و رسوم دست و پاگیر – ولخرجی های تجملی ، مهریه ها و جهیزیه های سنگین ، چشم و هم چشمی ها و... موانع جدی ازدواج است.
5 . به صورت طبیعی فرصت های ازدواج در پسران بیشتر از دختران است لذا دختران باید مراقب باشند كه در عین دقت و عجله نكردن فر صت های مناسب ازدواج را راحت از دست ندهند.
6 . در دختران اگر فرصت ازدواج فراهم شد و شرایط نسبی ازدواج موجود بود ( مثل بلوغ جنسی و فكری و اجتماعی ) و لو احساس نیاز هم نكنند یا بهانه تحصیل داشته باشند بهتر است تن به ازدواج دهند به این علل:
الف) اقسام مزاحمت ها ( چه با قصد ازدواج و چه بدون آن )
ب ) ذهنیت منفی اطرافیان
ج ) از دست دادن موقعیت های مناسب
د ) عدم سازگاری ( با بالا رفتن سن و تحصیلات وبروز توقعات )
ه ) عدم تناسب تحصیلی ( با بالا رفتن سطح تحصیلات دختر نسبت به پسر)
7 . باور كنیم كه هر چند با ازدواج فرصت های تحصیل و پیشرفت های خاص برای ما كم می شود ولی بركت فرصت های كم بیشتر شده و جای آن را می گیرد ( به خصوص اگر ازدواج ، صحیح صورت گیرد خود فرصت های جدیدی را ایجاد می كند.)
8 . مشكلا ت خانواده مثل بیماری والدین ، خواهر یا برادر بزرگتر ، تكفل خانواده ، طلاق والدین ، اختلاف والدین فوت والدین ، اعتیاد یا بزهكاری والدین و ... نباید مانع جدی برای ازدواج شما گردد. شما می توانید با قبول واقعیت و كنار آمدن با آن و افزایش توانایی های فردی و اجتماعی خود در كنار كمك به حل مشكل ، فرصت های جدیدی را برای ازدواج خود فراهم كنید.
9 . برای پیدا كردن فرصت های بیشتر ازدواج به این نكات توجه كنبد:
الف) تعدیل معیارهای ازدواج ( بلند پروازی - خیال پردازی – توقعات بالا – معیارهای غیر اساسی مثل سید بودن و ...)
ب) افزایش شایستگی های فردی و اجتماعی ( مثل سیگاری نبودن – تحصیل علم – حضور در اجتماعات سالم مثل مساجد و برنامه های مذهبی و ... )
ج) اصلاح رفتارهای ظاهری ( مثل پوشش – ژولیدگی – سبك سری و...)
د) آراستگی های باطنی (مثل خوش اخلاقی – نظم و...)
ه) تغییر و اصلاح وضع خانواده و محیط زندگی و رفع موانع
و) استفاده از كمك دیگران و انسان های امین ( این امر توصیه موكد روایات هم هست)
امام كاظم (علیه السلام) : سه كسند كه در آن روزی كه سایه ای جز سایه عرش خدا نیست در سایه عرش خدا هستند؛ مردی كه برادر مسلمانش را همسر دهد – یا به او خدمت كند و یا رازی از او را پوشیده بدارد.
ز) دعا و توسل و توكل همراه با اعتقاد و اصرار و ناامید نشدن
10 . در روایات ما ازدواج این بركات را دارد:
ولایت الهی – تاج پادشاهی – رحمت آسمانی – كامل شدن دین – نگه داری 3/2 دین – نصف عبادت – بهتر از روزه داری و شب زنده داری – بهره مومن – مهمترین متاع – بهتر از كل دنیا – كار آخرت – سنتی از پیامبر – محبوب ترین خانه نزد خداوند – دوری از لعنت الهی – سبب پاكی – حیات پاك – دارای ضمانت نامه خداوند – توسعه معیشت.
11 . در صورت واجب شدن ازدواج باید برنامه ریزی دقیقی برای ازدواج نمود و شتاب زده عمل نكرد بلكه با مطالعه چند كتاب درمورد اصل ازدواج ، شخصیت زن و مرد ، مشاوره با اعضای فهیم خانواده و انسان های آگاه و عمیق ، نظر خواهی از انسان های موفق در ازدواج، و... مقدمات را فراهم نمود. بهتر آن است كه این كارها قبل از احساس وجوب صورت گیرد.
12. بهترین سن ازدواج وقتی است كه بلوغ فكری – بلوغ جنسی و جسمی ، بلوغ اجتماعی ، بلوغ اقتصادی و ثبات عاطفی دست به دست هم دهند ( معمولاً دختران در سن 18 سالگی و پسران در سن 22 سالگی به این شرایط می رسند ) پسری كه به خانواده خود ابراز عاطفه نمی كند – به فكر نگرانی آنها نیست – در كارهای اقتصادی كمك كار خانواده نیست – حس كارهای اجتماعی ندارد –هنوز متكی به پدر و مادر است- ثبات عاطفی ندارد و هر روز به کسی دل می بندد و دختری که فقط به مدرک خود می نازد و از هزینه های زندگی هیچ نمی داند و نمی تواند جای خالی مادر رابرای چند روز پر کند و گوهر وجود خود را هر روز به فروش می گذارد آیا مسئولیت پذیر است.
13.چون هدف اصلی ازدواج آرامش و تسکین آدمی است .(لتسکنو الیها روم/21) لذا باید تمام معیارهای ما برای ازدواج، ما را به این هدف نزدیک کند و در صورت نزدیک نکردن ، آن معیار را اصلی نبینیم. پس تمام خصوصیات فردی ، جسمی ،اخلاقی،اجتماعی،اعتقادی و خانوادگی را از دریچه ارامش بنگرید.
14.اصل جهانی در ازدواج تناسب زوجین است و هر چه تناسب بیشتر باشد تفاهم بیشتر خواهد بود . لذا مومن با مومن سازگارتر است. کسی که مسائل اقتصادی برایش مهم است باید به کفویت اقتصادی توجه کند و حتی کم حرف با کم حرف، درون گرا با درون گرا و....
15.در ازدواج با دوچشم ببینید یک چشم به داشته ها و یک چشم به آرزوها – من خودم چه جایگاهی دارم ، چه اعتقاداتی ، چه تقیداتی ، چه مسائل مهمی ، چه اخلاقیاتی،چه ظاهری،،چه پوششی ، چه خانواده ای ،چه فرهنگی، چه توان مالی ، چه حد علمی و ...
16.مهمترین معیار ازدواج ایمان است ، ایمان یعنی آرامش درونی که از امن می آید نه تدین و رفتارهای خشک دینی ، ایمان در آرامش،حسن خلق و حسن ظن به مردم تاثیر زیادی دارد . آرامش الزاما با آسایش ایجاد نمی شود بلکه بستگی به نگاه ما دارد (یکی نزدیک حرم امام رضا منزل می گیرد با حداقل امکانات تا بیشتر از زیارت استفاده کند و یکی دورتر در هتلی با امکانات خوب ، یکی همسری می خواهد که نان حلال بیاورد و یکی همسری فهیم و ...)شخصیت انسانهاست که سعادت می آورد نه موقعیت آنها . لذا با موقعیت افراد ازدواج نکنید
17.از عوامل مهم ازدواج فرهنگ و تطابق فرهنگی است که حتی در کشور ما گاهی از دین قوی تر عمل می کند . مثلا ما شراب نمی خوریم نه به این علت که دین حرام کرده بلکه چون فرهنک ما نمی پذیرد ولی غیبت نیز حرام دینی است اما مثل نقل و نبات مصرف می شود . دقت کنیم که برای شناخت صحیح از هر فردی باید او را در ظرف فرهنگ خودش مطالعه کنیم.(مثلا فضای علمی دانشگاه فضای مناسبی برای شناخت صحیح از همسر نیست ، زیرا بستر فرهنگی یک دانشجو بحساب نمی آید )نقش فرهنگ به ویژه در آداب و رسوم ازدواج بروز می کند مثل مهریه ،جهیزیه،جشن و ... .
لذا نمی توان نسخه دین را(مثل مهرالسنه)برای همه تجویز کرد . بلکه باید دین و ایمان ، اصل مشترک زوجین باشد تا تحت تاثیر آداب و رسوم قرار نگیرد . معرف در ازدواج باید در کنار خوب بودن دختر و پسر به این عامل توجه ویژه کند .
18.یکی از امتیازات روش های سنتی ازدواج( که خانوادها باهم آشنا می شوند نه دختر و پسر به تنهایی) آشنایی با فرهنگ هاست. ازدواج در کشور ما ازدواج دو خانواده و فرهنگ است نه دو نفر .
19-مهمترین عامل خوشبختی و سعادت در ازدواج ، داشتن ویژگیهای شخصی و شخصیتی زوجین است و اینکه در روایات دو عامل ایمان و اخلاق را سنگ محک قبول یا رد قرار داده به همین دلیل است .هرچند ما نمی خواهیم تاثیر عوامل فرهنگی ،محیطی،آموزشی ،و... را کم رنگ جلوه دهیم.
20-کانال های شاخت امروزی مثل چت،ایمیل،پیامک،تلفن،عکس و حتی مشاور و معرف را با این اصل بررسی کنید که اولا: چه مقدار شناخت به شما می دهد . ثانیا:ابعاد شناخت چقدر است.آیا تمام موارد موثر در زندگی آینده شما را به شما می شناساند.
21.در جلسات خواستگاری ارزیابی سوال محور داشته باشید نه جواب محور ،یعنی نوع پاسخگویی مهم است و نوع سوال هایی که می پرسند حتی ترتیب و تاکید سوالات هم می تواند شخصیت طرف را بشناساند . مراقب پاسخ های کلیشه ای باشید مثل اینکه من مادیات برایم مهم نیست . الگوی من حضرت زهراست، من افتخار می کنم همسرم تحصیل کرده باشد ،اصل ، نجابت است.
22.یادتان باشد در جلسه خواستگاری هر کس بیشتر حرف بزند کمتر شناخت حاصل می کند و لذا مهارت گوش کردن را یاد بگیرد.
23.مسائل کلی را در جلسه اول باز گوئید اما سوال کلی نپرسید، سوالاتی که جواب در دل آن نهفته است مثل اینکه ایمانتان در چه حد است ؟ آیا شما عصبانی می شوید ؟ آیا اهل مسافرت هستید؟و....
24.برای تشخیص صداقت ، بصورت جدی صداقت در جلسه گفتگو را طلب کنید و به علاوه اگر قبلا در تحقیقات به نقاط ضعفی رسیدید با ظرافت طرح نمایید و ببینید طرف مقابل صادقانه باز می گوید و یا نه سوال را به گونه ای متفاوت و از زاویه ای دیگر بیان کنید و پاسخ ها را بسنجید.
25.نقاط ضعف خانواده فرد نباید پررنگ تر از نقاط ضعف خود فرد لحاظ شود.
انواع تحقیق:
مستقیم وغیر مستقیم
مستقیم: 1.زیر نظر گرفتن مستقیم خود او
2.زیر نظر گرفتن خانواده او
غیر مستقیم: 1.محل کار
2.محل زندگی
3. همسایگان(محل زندگی)
4. دوستان و فامیل
مراحل تحقیق: مقدماتی (قبل از خواستگاری)
بعد از خواستگاری
موضوعات تحقیق:1. دوستان
2. مذهبی
3. اخلاقی و صفات شخصی
4. سوابق
5. شخصیت
6. سیاسی
7. نیرو انتظامی
26-باور کنیم که سرنوشت ازدواج ما قبل از ازدواج ، با شخصیت ما رقم خورده و لذا از امروز در اصلاح خویش بکوشید و یا حداقل با توبه و اصلاح گذشته آینده را تغییر دهید.
27. شما اگر با بهترین انسانها هم زندگی کنید معلوم نیست خوشبخت باشید و نیز با بدترین انسانها ،معلوم نیست که بدبخت باشید ، شما خودتان خوشبختی و بدبختی را ایجاد می کنید(زن فرعون و زن نوح)
28.استخاره مشوت با خدا نیست بلکه مشورت با خدا به حکم دو آیه « و شاور هم فی الامر»و«امرهم شورای بینهم» مشورت با مومنین است. یادتان باشد زندگی را بر مبنای 50% بنا نکنید. در موارد تحیر قلب می شود استخاره کرد ولی در تحیر عقل باید تحقیق و بررسی بیشتر نمود .
29.مشاور امین کسی است که به ما راه را نشان دهد و جای ما تصمیم نگیرد و به ما نتیجه قانع کننده بدهد.
30.چند نکته اساسی:
الف:اگر طرف مقابلتان معیارهای اصلی را ندارد و لی شما دل نمی کنید. بدانید تصمیمتان احساسی است.
ب:اگر طرف مقابلتان به دلتان ننشسته جلو نروید
ج:از روی لجبازی یا واگذاری به اطرافیان انتخاب نکنید
د:عجولانه تصمیم نگیرید ازدواج یک فرایند است
ه:هیچگاه تفاهم100% پیش نمی آید پس به فکر 70 ، 80% باشید
و:برای فرار از شرایط نا مناسب موجود ازدواج نکنید
ز: حتما خانواده را در انتخاب خود سهیم کنید و نظرات آنها را همراه با دلیل بشنوید
ح:در ازدواج اختلاف سلیقه اشکال ندارد بلکه باید نگاهها یکسان باشد ، باورها مشترک و عقیده ها همسو
ط:در تفاوت سنی حتما باید به نقش مدیریتی مرد توجه کرد . مرد باید تکیه گاه زندگی باشد
ی:عیب های مشترک ، کلاس مشترک و سلیقه مشترک به تنهایی باعث تفاهم نخواهد شد بلکه یک نوع تناسب است
ک: در تفاوت علمی باید به سایر مولفه های هم توجه کرد و سطح توقع دختر را سنجید.
31.مهریه یک هدیه صادقانه الهی است « و اتو النساء صدقا تهن نحله» و بالا بردن آن بدون حساب یعنی پایین آوردن جنس انسانیت ، اما جهیزیه وجهه شرعی ندارد، هدیه و از روی طیب خاطر نیست بلکه یک سنت و عرف است . مهریه مثل قفل ماشین است که دزدی را به تاخیر می اندازد (و جلو دزد حلال زاده را می گیرد)
32.ازدواج مهمترین رخداد زندگی است لذا عاقلانه ازدواج کنید و عاشقانه زندگی، با کسی ازدواج کنید که دلتان می گوید اما قبل از آنکه کسی را به خانه دل راه دهید ، از پنجره عقل تمام منظره ها را نظاره کنید تا بهترین ها را پس از تجزیه و تحلیل برگزینید و در نهایت به زیبا ترین ها دل ببندید
33. آرمانگرا نباشید بلکه واقع گرا باشید و جایگاه خود را هم در نظر بگیرید . فرد ایده آل هیچ وقت پیدا نمی شود اگر هم پیدا شود شما ایده آل نیستید . امیرالمومنان علیه السلام می فرماید«لابد للعاقل ان ینظر فی شانه - عاقل باید به جایگاه و شان خود بنگرد.»
34.ابتدا شناخت حاصل کنید و بعد دلبسته شوید. خوش آمدن را پس از مطلوب بودن قرار دهید . با عقل بنگرید و با دل بپیمایید
35.به هنجارهای اجتماعی و عرفی تا اندازه ای که معقول و مشروع است احترم بگذارید . عشق قبل از ازدواج لازمه ی ازدواج است (کاتالیزور و چاشنی پرتاب) اما، مهمتر عشق بعد از ازدواج است که ورزیدنی است (خرج اصلی مواد منفجره که موقع اصابت باید عمل کند)
36.عشق های قبل از ازدواج معمولا احساسی و شیدایی است:عشق هایی کز پی رنگی بود *** عشق نبود عاقبت ننگی بود
37. ازدواج امری مقدس و نوعی عبادت است (مستحب موکد) پس هدفتان را از ازدواج مقدس کنید
38. ازدواج در سنین خیلی پایین(زودهنگام) و خیلی بالا(دیر هنگام)مشکل آفرین است لذا باید به هنگام باشد
39.باور کنیم ازدواج نکردن بهتر از ازدواج غلط نمودن است
40. سخت گیری در ازدواج فرصت ها را از انسان می گیرد و به تعبیر روایات فساد کبیر در زمین رخ می دهد.
41.در ازدواج تقدیر الهی حاکم است (مثل سایر مسائل زندگی) ولی قسمت و شانس به معنای عدم نقش اراده انسان صحیح نیست
42.انسان همانگونه عمل می کند که می اندیشد پس برای پیدا شدن خواستگار با توکل و توسل تلاش کنید و اعتقاد به بسته شدن بخت را از ذهنتان بیرون کنید
43. سحر و جادو وجود دارد (البته نه به معنایی که امروز در کوچه و بازار می گویند) برای بطلان آن دست به دامن خدایی شوید که قدرتش بیش از بندگانش است. خواندن سوره های فلق ،ناس،آیه الکرسی و آیات 54 تا 56 اعراف و خواندن و نوشتن آیات 75 تا 89 یونس و ذکر یونسیه و دادن صدقه موثر است
44.نقش توکل، تحقیق، تفکر و مشورت در ازدواج و هر امر دیگری به مراتب از استخاره پررنگتر است. بدانید که ما در دین سفارش به استخاره نشده ایم
45. شیعه مذهب عقلانیت است لذا با طالع بینی ، فالگیری،خواب و خرافات زندگی آینده را رقم نزنید، حتی ما سفارش به استخاره هم نشده ایم و هر چند استخاره به معنای طلب خیر و در قالب دعا و نماز وجهه شرعی دارد و باروش قرآن و تسبیح و کاغذ نوشتن در موارد تحیر و پس از طی مسیر از راههای عقلی و عرفی (مثل دیدار،گفتگو،تفکر،تحقیق،کنترل و مشاوره و مطالعه) وارد شده ولی عمل بر اساس آن واجب فقهی نیست.
46.برآیند آیات و روایات در ازدواج ، تاکید بر دین و اخلاق افراد و عدم سخت گیری در سایر مسائل است
47. زندگی کانون بازپروری نیست لذا اجازه ندهید غلبه عشق و احساسات ، شما را به سمت ازدواج با افراد مشکل دار مثل معتادان یا دچار مشکلات حاد روحی و روانی و اخلاقی (مثل شراب خوار) بکشاند . همسر انسان نباید باری بر دوش انسان باشد بلکه باید یاری هم دوش انسان باشد.
48. این که پدر و مادر در سایر انتخاب های ما مثل انتخاب رشته و شغل خیلی سخت گیری نمی کنند ولی در ازدواج حتی تهدید هم می کنند . نشان از اهمیت ازدواج و خیر خواهی آنان است . به خیر خواهی آنان احترم بگذارید و نظر خود را به آنهااعلام کنید و تصمیم نهایی را خودتان بگیرید
49. دوران عقد فواید زیادی دارد از جمله :
الف:شناخت بهتر و عمیق تر و در نتیجه تفاهم بیشتر
ب:فرصت تجدید نظر با تبعات کمتر
ج:قطع تدریجی ارتباط عاطفی دختر و پسر با خانوادها
د: کسب مهارت برای ورود به زندگی
ه:آمادگی تدریجی برای قبول مسئولیت
و:آماده شدن خانواده ها و مقدمه چینی برای ازدواج(تهیه جهیزیه، منزل و...)
50. اگر امکان ازدواج را به هر دلیل ندارید برای خود برنامه هایی از قبیل کارهای علمی ،ورزشی،هنری،تفریحی، عبادی و... طرح ریزی کنید . از بیکاری بپرهیزید و ارتباط اجتماعی خود را افزایش دهید و بدانید که ازدواج پایان سعادت و تمام زندگی نیست . اگر از ازدواج کرده ها بپرسید برخی ها دوست دارند به دوران قبل از ازدواج برگردند بخصوص اگر مسیر ازدواج را غلط پیموده باشند
51.اسلام با گفتگوی پسر و دختر نامحرم و نگاه کردن آن دو به هم به قصد ازدواج و با نظارت بزرگترها مخالف نیست و لذا تعصبات و غیرت های بی جا را کنار بگذاریم. البته منظور از گفتگو به قصد ازدواج دوستی قبل از ازدواج نیست، هرچند خانواده ها در جریان باشند.
52.در خواستگاریهای رسمی چند چشم می بیند و چند فکر قضاوت می کند و معمولا پیام های شناختی رد و بدل می شود و برخلاف ارتباط های مخفی دو نفری که فقط احساس در آن حاکم است و تعقل درآن نیست.
53.سعی کنید سوالاتتان را بنویسید و پاسخ ها را یادداشت کنید
آنچه را که به زندگی آینده مرتبط است طرح کنید مثل بیماری های حاد یا خاص جسمی ، اختلالات روحی و روانی ، ازدواج پیشین، اعتیاد و حتی مصرف سیگار،رابطه قبلی با جنس مخالف به هر شکل و اندازه(درصورت اطلاع دیگران یا احتمال آشکار شدن ، مخصوصا اگر دختر دوشیزه نباشد و او توبه هم کرده باشد، باید بگویید ولی اگر قطع رابطه کرده باشد و دختر دوشیزه است و شخص توبه کرده و احتمال آشکار شدن نیست ضرورت ندارد). ولی گناهان شخصی بین خودش و خدای خودش را اجازه ندارد باز بگوید . مسائل اعتقادی و فرهنگی و توقعات و انتظارات شما از آینده را مطرح کنید ولی وارد مسائل جزئی نشوید نه بپرسید و نه پاسخ دهید (بلکه در گفتگو های دوم وسوم می توانید وارد برخی جزئیات شوید).عیبی که گفتن آن امکان دارد خواستگاری را بر هم زند نگفتن آن زندگی را بر هم خواهد زد.
54.جلسه گفتگو 8 محور اساسی دارد و 6 سوال از سوی دختر. 8 محور عبارتند از:
الف)معرفی خود، خانواده ، سن و تعداد اعضای خانواده
ب)اعتقادات و افکار دینی
ج)خط مشی کلی زندگی که مبتنی بر چیست؟اعتقادات دینی – سلیقه شخصی و....
د:پایبندی به ارزش های فرهنگی مثل پوشش
ه)استقلال فکری
و)اهداف کلی زندگی مثل مدارج علمی ،هنری و ورزشی و...
ز) ارتباطات اجتماعی و حد آن مثل حضور همسر در محل کار یا اجتماع ، شغل همسر
ه)ارتباطات فامیلی مثل رفت وآمد ها
6 سوال از سوی دختر:
الف)محل سکونت
ب)نوع سکونت(مستقل یا با والدین)
ج) شغل مرد و نوع آن به طور واضح
د)فعالیت های سیاسی و اجتماعی زن(آیا مرد موافق است یا خیر)
ه) اشتغال و تحصیل زن(آیا مرد موافق است یا خیر)
ز)سطح زندگی ومسایل آن مثل مسافرت و مهمانی دادن
55.با کسی ازدواج کنید که قبل از ازدواج هم خوشبخت زندگی کند ، ازدواج ایجاد خوشبختی نیست بلکه ادامه آن و شراکت در خوشبختی است . کسانی که قبل از ازدواج مسئولیت پذیرند مطمئن ترند و عشق آنها خواستگاه مسئولیت پذیری دارد نه شهوانی.
56.در تحقیق برای ازدواج به تاکید معرف ، شناخت فامیلی، دور بودن راه ، عدم شناخت کامل و ... اکتفا نکنید بعلاوه تحقیق را از مجاری مختلف مثل همسایه ها ، معتمدین محل دوستان محیط آموزش و کار ، دشمنان و خویشاوندان و فامیل همسر قبلی و ... انجام دهید.
57.در تحقیق اولیه از معرف و یا با تلفن – همتائی خانوادگی و فرهنگی و دینی ، سن و تحصیلات و وضعیت قبلی و فعلی ، وجود بیماری و اعتیاد ، سربازی و شهر محل زندگی سوال شود و بعد اجازه خواستگاری داده شود ولی تحقیق اصلی بعد از خواستگاری و برای رفع ابهامات لازم است.
58.در تحقیق از خانواده ، رفتار اجتماعی ،دوستان، ارتباطات فامیلی ،مسئولیت پذیری ، عمل به تعهدات ورعایت حقوق دیگران سوال شود و در پاسخ بخواهید که شخص را برایتان توصیف کند نه با بله و خیر.
59.تحقیق جای توکل و توسل را نمی گیرد و توکل بدون تحقیق حقیقتا توکل نیست
60.در ازدواج به شرایط نسبی (70درصد) فکر کنید نه مطلق که هیچ گاه فراهم نمی شود
61.قبل از ازدواج 4 مسئله مهم را بررسی كنید 1. شناخت خودتان 2. شناخت طرف مقابلتان 3. همسانی و تناسب بین این دو4. موانع مهم سر راه ازدواج
62. فكر های منفی قبل از ازدواج را تصحیح كنید. مثل ازدواج ،بد بختی است، اسیر شدن است، وزن ومرد شناخت صحیحی از یكدیگر پیدا كنند با مطالعه و مشاوره
63. به صورت کلی دو دسته معیار در ازدواج مهم است :
معیارهای اصلی و رکن: 1. ایمان و باور های صحیح
2. حسن خلق
3. برخورداری از تقوا و عفت و پاکدامنی
4. شرافت خانوادگی
5. سلامت عقل و روان و سلامتی از برخی نقص های جسمی
معیار کمال : 1. زیبایی
2. تناسب و هماهنگی سنی
3. تناسب علمی و تحصیلی
4. تناسب مالی و اقتصادی و شغلی
5. کفویت زبانی ،فرهنگی، محیطی، سیاسی و خانوادگی
62. به منابع زیر حتماً مراجعه کنید:
الف) مطلع مهر : امیر حسین بانکی پورفرد
ب) جوانان و انتخاب همسر : علی اکبر مظاهری
ج) گلبرگ زندگی ج 1و2 : حسین دهنوی
د) همسران سازگار :علی حسین زاده
ه) روان شناسی زن در نهج البلاغه : مریم معین الاسلام و ناهید طیبی
و)راز هایی درباره مردان و راز هایی درباره زنان : خانم بار بارا دی آنجلیس
«مقاله ای از حجت السلام سید احمد هاشمی علی آبادی»
bouyesib19.blogfa.com
دوشنبه 25/2/1391 - 19:23
نوجوان و جوان

بر اساس حدیث شریف پیامبر که فرمود:
«الوالد سیّد سبعَ سِنین و عبدٌ سبعَ سنین
و وزیر سبع سنین فان رَضیتَ خلائقه لا حدی و عشرین سنه و الاضُرب علی جنبیه فقد
اعذر ت الی الله»
ـ فرزند تا هفت سالگی
آقا و حاکم است (باید به درخواست و میل او اعتنا شود)و در هفت سال دوم عبد و بنده
(تحت مراقبت و آموزش باشد) و در هفت سال سوم وزیر است(در امور مختلف با او مشورت
شود و هرگز دیگران خود سرانه برای او تصمیم نگیرند ) اگر از رفتار ها و اخلاقیات
او در 21 سالگی راضی بودی امر مطلوبی است و الا وظیفه ی خود را انجام داده ای و در
پیشگاه خداوند عذر داری.
مراحل حساس تربیت سه
مرحله 7سال اول ، دوم وسوم است.
ـ هفت سال اول بچه نا
پیرو است و از دریچه نگاه خود به دنیا می نگرد و مهترین مسئله در این برحه نقش الگویی
پدر و مادر و بازی و لذت کودکانه است (دوره پیش عملیاتی).
ـ هفت سال دوم بچه
دیگر پیرو است و سعی می کند از چند بعد به مسائل بنگرد و این برحه فرصت خوبی برای
آموزش است(دوره عملیات عینی)
ـ هفت سال سوم که خود
پیرو است و مقارن با بلوغ شروع می شود و از تفکر عینی به سوی تفکر انتزاعی حرکت می
کند.استقلال طلبی و بلوغ دو مسئله مهم این دوره است (دوره عملیات صوری)
به اصول زیر توجه کنید
1ـآموزش از دوران جنینی آغاز می گردد زیرا
کودک پس از 4 ماهگی صدا ها را می شنود قرآن گوش کردن مادر و حرف زدن والدین با او
و پس از تولد بصورت غیر مستقیم و القا بر ضمیر نا خود اگاه (اذان و اقامه در گوش
فرزند بخاطر همین است)
حضرت علی علیع السلام:
حَرِّض بنیک علی الدب فی الصغر کَی ما َتقرَّ بهم عیناک فی الکبر
فرزندانت را در کودکی به آموختن ادب تشویق کن تا
در بزرگسالی شان چشمان تو به آنان روشن شود.
پیامبر اکرم(ص): ما مِن رجلٍ عَلَّمَ وَلَدَه
القرآنَ تَوَّجَ ابواه یوم القیامه بتاج الملک و کَسیَ حُلّتین لم یر الناس مثلها:
هیچ
کس نیست که به فرزندان خود قرآن بیاموزد مگر آنکه روز قیامت بر سر پدر و مادرش تاج
پادشاهی گذاشته و دو لباس بر آنها پوشانده می شود که مردم مانند آن را ندیده اند.
امام صادق علیه السلام :بادرو احداثکم با
لحدیث قبل أن یسبق کم الیکمُ الورجئهُ.
فرزندانتان را با احادیث ما آشنا سازید قبل از
اینکه مرجئه (یک گروه منحرف زمان امام صادق علیه السلام) بر شما پیشی گیرند.
2ـ آموزش های رسمی از هفت سال دوم آغاز می شود
به ویژه آموزشهای دینی اما از دو سالگی می شود مستقیم شروع کرد یعنی دین کودکانه
(صلوات بر پیامبر و اسم امامان و برخی اذکار مثل لا اله الا الله و...)
3ـآموزش های غیر رسمی و سبک در هفت سال اول با
محوریت بازی در غالب شعر و سرود و نقاشی و معما و بازی با کلمات و جدول سازی،
نمایش و خاطره و... وبا رعایت اقتضاء سن کودک اشکال ندارد.
4ـ انظباط را در همان اول کودکی یاد او دهید.
زیر یک سال با شیوه غیر مستقیم یعنی مادر در شیر دادن و خواباندن وتر و خشک
کردن
خود منظم باشد و در سنین بالاتر با آموزش به طور مستقیم (
کلامی) وبا القا غیر مستقیم (مثل ابزار
های شعرو داستان و...)وبه نرمی و ملایمت نه با خشونت.
5ـ اشتباهات و گناهان کودکان را بپذیرید ولی با خنده و شادی تثبیت نکنید (مثل چاقو
کشیدن )وبا اولین اشتباه جلو او را بگیرید و نگذارید عادت شود و با تندی و تحدید
هم با او بر خورد نکنید (اکر استمرار ندارد) وریشه یابی کنید (فیلم های خشن و
دوستان بد و محیط و...)
6ـ کرامت و عزت و شخصیت کودک را با تحقیر و
زدن بی جا و مسخره کردن و...له نکنید.
7ـبر ارزش های دینی مثل حلال و حرام طهارت و
نجاست اعمال دینی مثل نماز، روزه، قرآن، محرم و نا محرم، خوبی وبدی حساس باشید.
8ـ زمان و نیاز های زمان را درک کنید.
امر بیان :لا تقسروا اولادَکم علی ادابِکم فانّهم
مخلوقون لِزمانٍ دونَ زمانِکم
فرزندان خود را به آداب خود مجبور نسازید زیرا
آنها برای زمانی غیر از زمان شما خلق شده اند .
امام صادق(ع): العالم بزمانه لا تهجُمُ علیه
اللوابس:
کسی
که به زمان آگاه باشد اشتباهات بر او هجوم نمی آورند.
9ـ در تربیت دینی و در سن هفت سال اول کودک را
با مهر و لطف الهی آشنا کنید و بهترین دوره هم دوران نونهالی است .
نامه 31 نهج البلاغه: انما قلب الحدث کا لارض
الخالیه ما القی فیها من شی قَبِلته و اجمعتُ علیه من ادبک ... و انت مقبل العُمر
... ذونِیهٍ سلیمه و نفس صافیه
قلب کودک مثل زمین خالی است که هر بذری در آن
افکنده شود قبول می کند، من تمام ادب را برای توجمع کردم زیرا تو در سن کودکی هستی
و دارای نیتی سالم و نفسی پاک.
والعلم فی الصغر کالنقش فی الحجر:
وعلم در کودکی مثل نقش روی سنگ است.
10ـ زمان و مکان مناسب را انتخاب کنید ( نه
هنگام خستگی و اضطراب و...) و حوصله به خرج دهید .
حضرت علی (ع) می فر مایند :ان للقلوب شهوةً و
اقبالا و ادبارا فاتوها من قبل شهوتها و اقبالها.
قلبها گاهی میل ندارند، پس هر گاه میل دارند
به آنها خوراک بدهید.
11ـ نقش الگویی والدین در تداوم رفتار دینی
(مثل نماز و حجاب و دروغ نگفتن و...)و نقش وسایل جدید (مثل رایانه )و نقش محافل و
مجالس مذهبی و نیز ارتباط با خانواده های
مذهبی و نقش تحسین وتشویق در هنگام عمل دینی مهم است فقط او را شرطی بار نیاورید.
یک ضرب المثل عربی می گوید : اگر یک پدر پیاز
با شد و مادر سیر چگونه می توان انتظار داشت که فرزند آنها رایحه خوشی داشته باشد.
12ـ بین بچه ها تبعیض قائل نشویم به ویژه
فرزند دوم که می آید مراقب بچه اول باشید و جنسیت آنها را به رسمیت بشناسیم.
13ـ بچه ها را مسئول بار بیاورید نه لوس ونُنُر
در مقابل تقا ضاهای غیر منطقی آنها تسلیم نشوید البته سلیقه ی آنها را در نظر
بگیرید.
14ـ در مقایسه ی دو اصل تنبیه و تشویق برای
ادب کردن اصل تشویق مقدم است (آفرین گفتن مرحوم شیخ محمد شمیرانی به آقای فلسفی در
اولین منبر)
امیر بیان روحی فداه: فان العاقل یتعظ با لادب
و البهائم لا تتعظ الا با لضرب
عاقل
با ادب موعظه می شود و حیوان فقط با زدن
تنبیه به جاو برای پرورش روح صحیح است والا فقط جسم ضربه میبیند و شخصیت
تحقیر می شود، توسری خور بار می آید،، کینه توز میگردد، ماهر در جرم میشود، اضطراب
می آورد، اعتماد به نفس رااز دست می دهد، زورگو میشود نسبت به ضعیف تر و دروغگو
میشود برای تنبیه نشدن ...هیچ گاه فندق را با پتک نشکنید.
15ـ تنبیه را برای آرامش خود انجام ندهید،
برای تربیت کودک انجام دهید، لذا از قبل باید برنامه ریزی کنید نه در هنگام عصبانیت
16ـ به جای تنبیه بدنی از ساز وکار های باز
دار انده مثل محرومیت موقت (بیشتر زیر 5 سال) محرومیت (همه سنین) قهر ( نه طولانی)
تحریک عواطف و احساسات ،نه پیوسته و همیشگی که بی اثر و افراطی شود(منو میکشی-خدا
ان شاء الله منو بکشد و...)وتهدید به تنبه بدنی در درجه آخر استفاده کنید.
17- کودکان باید روابط عاطفی و محبت آمیز پدر
و مادر را ببیند و بفهمد اما روابط جنسی و عاشقانه آنها را نه و لذا حتی در پوشش
حریم نگه داریم.
18ـ خیلی از اشتباهات و کار های بد کودکان
(مثل شیشه شکستن ،زدن خواهر یا برادر، دروغگویی و...)برای جلب توجه والدین است ،به
سخنا نشان گوش دهید و توجه کنید.
امام باقر (ع) فرمود: من گاهی یکی از فرزندانم
را روی زانو می نشانم و به او محبت زیاد می کنم ،در حالی که لیاقت این قدر محبت
راندرند بخاطر ترس از داستان یوسف (علیه السلام)
19ـ بگذارید گاهی شکست را تجربه کنند، همیشه
از آنها توقع نمرات بالا نداشته باشید واگر نمره پایین آوردند آنها را تحقیر نکنید
واز الفاظ کودن، خل ،گیج و...استفاده نکنید.شاید استعداد فرزند شما در درس خواندن
نباشد،پس استعداد اورا در یابید.
20ـ شیطنت کودک را به رسمیت بشتاسید، فقط در
جایی که ضرر یا خطر دارد جلوگیری شود.
پیامبر فرمود:عَرامهُ الصبی فی صِغَرِه زیادهٌ
فی عقله فی کِبَرِهِ :
شیطنت بچه در کوچکی عقل او را در بزرگی زیاد
میکند.
یستجب عرامه الغلام فی صغره لیکونَ حلیما فی
کبره :
شیطنت بچه در کودکی برای صبر او در بزرگی خوب
است.
21ـ اگر فرزند معلول دارید خود را مقصر ندانید
و احساس گناه نکنید و به تقدیر الهی راضی شوید و بیش از حد معمول به او توجه نکنید
(طبعاً در برخی امور باید کمکش کنید) از داشتن چنین فرزندی شرمسار نشوید که مانع
عشق ورزیدن به اوست. از بهبود او قطع امید نکنید و او را برای یاد گرفتن برخی
مهارت ها در فشار قرار ندهید.
22- به سوالات کودکان بویژه
سوالات دینی توجه ویژه کنید و پاسخ صحیح و مناسب و مطابق شرایط سنی و ساده نه پیچیده بدهید.
23- برای کودکان در پاسخ آنها خدا را مهربان ،قوی
،در همه جا (مثل هنر مندان تلوزیون)غیر قابل دیدن (مثل قند در چای یا هوا واکسیژن
)معرفی کنید و رفتار های انسانی مثل کمک به دیگران را در آنها تقویت کند (صدقه با
دست فرزند، کمک به زلزله زدگان و...)
24ـ مراقب مجالس گناه باشید که تاثیری جدی در
روح کودک می گذارد.(ماهواره ها ،عروسی ها، پارتی هاو...)
25ـ بچه های ما آن می شوند که هستیم نه آنکه
می خواهیم . خانه ای که همه اش الگوهای
مادی، پول و تجمل و اسراف و بی حجابی، بی نمازی و ... دارد تا خانه ای که فضای معنوی
و اخلاقی در آن حاکم است حتما متفاوت تربیت می کند.
26ـ حساسیت های بیش از حد و استرس زا در مورد
تربیت کودک نشان از نداشتن توکل است و رها کردن کودکان و بی خیال بودن نشان از
مسئول نبودن پدر و مادر که هر دو ناصحیح است.
27ـ حتما با معلمان و فضای آموزشی کودک (چه
مهد وچه مدرسه) در ارتباط باشید و بدانید نه
مهد و نه مدرسه هیچکدام نمی توانند جای پدر ومادر را پر کنند.
28ـ استعداد های کود کتان را بشناسید و در حد
توانشان از آنها تکلیف بخواهید و در
مسئولیت به جنسیت آنها توجه کنید.
لا یکلف الله نفساً الا وسعها(286 بقره):
خداوند
ما فوق تکلیف انسانها به آنان تکلیف نمی کند.
29ـ علم و آموزش تمام زندگی نیست. مهارت های
زندگی کردن و مهارت حل مشکلات را نیز به کودک بیاموزید.
30ـ دوران بلوغ از حساس ترین دوران هاست.
خصوصیات این دوره را بشناسید و در عبور کودک از این مرحله به وی کمک کنید.(مهمترین
خصوصیت دوران بلوغ تغییرات شناختی است ).
31ـ مشکلات اقتصادی ،اخلاقی و اختالافاتتان را
به دنیای معصومانه کودکان سرایت ندهید. کودکان باید وضع موجود زندگی را درک کنند
تا تقاضاهای خود را تعدیل نمایند اما نیاز نیست از تمام مشکلات با خبر باشند.
32ـ مراقب کانال های رقیب تربیت مثل اینترنت،
ماهواره، گوشی و دوستان کودک باشید.
33ـ حس استقلال طلبی کودکان را در 7 سال دوم و
سوم به رسمیت بشناسید و از دور مراقب آنها باشید (خود به مدرسه بروند ).
34ـ سطح آگاهی خود را با مطالعه و برنامه های
مفید تلوزیون و نرم افزار ها بالا ببرید و در تربیت با همسرتان هماهنگ باشید و
تناقض تربیتی نداشته باشید .
35ـ هرچند پدر ومادر هر دو در فرآیند تربیت
کودک دخیل اند ولی به علت رابطه عاطفی مادر و فرزند و نیز فرصت بیشتر مادر و
ارتباط بیشتر او با فرزند نقش مادر کلیدی تر است . لذا در لغت عرب به مادر «ام»
گویند یعنی ریشه و به همین جهت پیامبر
فرمود:
الشقیّ مَن شَقِیَ فی بَطن امه و السعیدُ من سَعد
فی بَطنِ اُمِّه
خوشبخت کسی است که در شکم مادر
خوشبخت باشد و بدبخت کسی است که در شکم مادر بدبخت باشد.


از تولد تا 12سالگی 5 هزار
ساعت مدرسه
(95 هزار ساعت است) 5 هزار ساعت کوچه
85 هزار ساعت در دامان مادر و خانه
36ـ سه نوع اسباب بازی کودکانه داریم:
الفـ)فعّال:مثل توپ، طناب بازی، کفش اسکیت
و... ب ـخلّاق:مثل خمیر
بازی ،ساختمان سازی و...
ج ـ آموزشی: پازل (جور چین) ، کره زمین تخته
سفید و...
37ـ بهترین اسباب بازی وسایل داخل منزل است فقط
فکر استفاده و مدیریت می خواهد(مثل پارچه ها، قرقره ،جعبه های خالی چسب و...
بسیاری از اسباب بازی های الکتریکی و بازی های رایانه ای جلو خلاقیت بچه ها را می گیرد.
38ـ بازی برای کودکان این فواید را دارد :
آشنایی با دنیای اطراف، احساس آرامش، رشد و تقویت عظلانی، تقویت مهارت سخن گفتن ، تقویت
حواس، ایجاد خلاقیت و رشد عاطفی، عقلانی و اخلاقی.
39ـ درست است که 7 سال دوم هفت سال آموزش است
اما فرزندان شما تا 11 سالگی کودک است، لذا بگذارید در کنار آموزش بازی هم بکند.
40ـ یادتان باشد اسباب بازی ها جای پدر و مادر را نمی گیرند زیرا
فرزندانتان نیاز های متفاوتی دارند .
41ـ اسم فرزند مهمترین مشخصه و بخشی از هویت
اوست که از نظر روانی و اخلاقی تاثیر مهمی در فرزند دارد فقط به زیبایی و آهنگ و مُد
بودن نام توجه نکنید، بلکه معنا وارزش دینی نام را هم در نظر بگیرید و به ترکیب
نام با نام خانوادگی توجه کنید و امکان سو استفاده دیگران از نام را در نظر داشته
باشید.
42ـ تا سن دبستان (زیر 6سال اختلاط دختر وپسر
وبرهنه شدن آنها ونگاه به بدن یکدیگر و...جنبه اخلاقی ندارد واز حس کنجکاوی وکشف
است هنگام مواجهه خونسرد باشید وبه آنها تفهیم کنید که اعضا بدن بویژه عورت انسان
خصوصی است ونباید دیگری ببیند. با مثال توالت یا منزل، خصوصی بودن را بفهمانید ـ
با تفاوت سنی وبالا بودن سن پسر در اختلاط مواظب باشید.
43ـ از سن دبستان به بعد به ویژه نوجوانی (12تا
18 سالگی)مراقب باشید(غیر مستقیم نظارت کنید وارتباط را کم کنید)زیرا در این سن
نقش جنسی خود را می فهمند زمینه انحرا فات را از بین ببرید (مثل کم کردن ارتباط ها
نقش پدر و مادر، آموزش آموزه های دینی، مثل حیا و گناه و... ،پیش هم
خوابیدن، ارتباط های لمسی، فیلم ها وتصاویر و...
44ـ در دست زدن کودکان به آلت تناسلی ریشه
یابی کنید شاید یک مسئله جسمی مثل خارش است، شاید هم روحی مثل اضطراب- حواس بچه ها
را پرت کنید و دستان او را مشغول سازید، شبها دست ها را بیرون رختخواب بگذارید ،از
دمر خوابیدن او جلو گیری کنید شما الگوی خواب باشید و با بیان لطیف او را نهی کنبد
45ـ در نصیحت کردن کودکان و نوجوانان به این
نکات توجه کنید (به ویژه جوانان ) :
الف) افراط در نصیحت نکنید که سر خورده ولجوج
می شوند.
ب) او را تحقیرو تهدید و مقایسه با دیگران
نکنید.
پ)خودتان به موعظه ها عمل کنید(مثل نماز
خواندن).
ت) با خونسردی و بیانی نرم صحبت کنید و با
فرزندانتان رابطه عاطفی برقرار کنید. یا
بُنّی :عزیزم ، دلبندم
ث) به منفعت و مصلحت کودک توجه کنید نه منفعت
خودتان .
ج) پنهانی نصیحت کنید نه در مقابل دیگران و در
حضور دیگران تشویق کنید.
چ) نعمت های الهی را یاد اوآورید و نمونه های
عبرت آموز برایش بیاورید.
ح) دستوری صحبت نکنید.
خ) عواطف بچه را شدیدًا جریحه دار نکنید.
د) کوتاه و گزیده نصیحت کنید، مثل معصومین نه
سخنرانان(فضیل عیاض و بُشر حافی با یک جمله برگشتند)
ذ) نقاط مثبت او را هم بگویید.
ر) گاهی سکوت کنید و به اوفقط نگاه کنید(نگاه
معلم عمر بن عبد العزیز به شاگرد )
حضرت علی (ع): رَبّ سکوتٍ ابلعُ من کلامٍ :
چه بسا سکوتی که از سخن رسا تر باشد.
ز) گاهی به در بگویید تا دیوار بشنود.
ژ) انتقاد را متوجه رفتار او کنید نه خود او.
س) تاثیرات رفتار بد او را به او گوشزد کنید.
به این عبارات دقت کنید:
بهت دستور می دهم –شلخته- بی عرضه-دست و پا
چلفتی- بد بخت می شی- به نون شبت محتاج می شی- از غصه تو دق می کنم میرم قبرسون-تو
کی آدم می شی – از پسر خالت یاد بگیر – در سلیقه رو دست نداری- مایه ننگ مایی
46- فرزندان ما برای اجتماعی شدن ،تاثیر پذیری
مثبت، یافتن راه حل مشکل به آرامش روحی ،تخلیه
احساسات ،نیاز به داشتن دوست دارند اما دوستی کودکان بین 4 تا 8 سال عمیق نیست و
تا 14 سالگی ازدوستان خود تاثیر پذیرند اما هنوز صمیمیت آنها جدی نیست، اما بعد از
14 سالگی عمیق وپایدار می شود، لذا مراقبت شدید می خواهد.
برای قطع ارتباط با دوستان ناباب از اهرم فشار
استفاده نکنید، اصرار نورزید، به دوستانش توهین نکنید، برای قطع ارتباط بردبار
باشید، تغییر مکان و وضعیت دهید، جایگزین مناسب در فامیل یا دوستان پیدا کنید آموزش
های دینی را جدی بگیرید (اگر اهل دین هستید).
مثلاً آیات 28و29 سوره ی فرقان را برایش
بخوانید:یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلاناً خلیلا(28) لقد اَضَلّنی عن الذکر بعد اذ
جاء نی وکان الشیطان للانسان خذولاً(29):
ای وای بر من کاش فلان شخص را دوست خود انتخاب
نمی کردم- او مرا از یاد حق گمراه ساخت ،بعد از آنکه آگاهی سراغ من آمده بود و
شیطان ،همیشه انسان را گمراه می سازد.
در روایات داریم : تنهایی از رفیق بد بهتر
است.
47- به علاقه مندی ها وتوانایی های کودکان
توجه کنید ،که زمینه رشد استعداد های آنها در آینده است .
48- لجبازی کودکان از یک سالگی آغاز می شود
ودر 2سالگی به اوج خود می رسد ودر 5تا 9 سالگی هم شدت می گیرد که تا حدی از ضرورت
های رشد و مقطعی است و اغلب منشا محیطی دارد. نه عصبی وعللی چون اثبات استقلال خود،
جلب توجه، محبوب بودن نزد والدین، صورت می گیرد .از اهرم فشار و زورو گفتن کلمه
لجباز به او پرهیز کنید وآرامش خود را حفظ کنید و به استقلال طلبی او احترام
بگذارید و در غیر شرایط لجبازی به او توجه و محبت کنید.
49- یادتان باشد تحقیر، تهدید، تنبیه سه اهرم
غیر منطقی در بحث تربیت است البته تنبیه
بجا و در حد معقول لازم است (تنبیه یعنی بیدار سازی نه فقط کتک)
50- به این چند کتاب مراجعه کنید:
الف) نسیم مهر ج 1و2و3 حسین دهنوی
ب) تربیت کودک در جهان امروز دکتر احمد بهشتی
ج)حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت علیهم
السلام محمد
جواد مروجی
د)روان شناسی رشد با نگرش به منابع
اسلامی جمعی
از مولفان
ه)خداشناسی در زندگی کودکان
مقاله از:حجت الاسلام سید احمد هاشمی علی آبادی
وبلاگ بوی سیب
http://bouyesib19.blogfa.com/post/64
دوشنبه 25/2/1391 - 12:15
عقاید و احکام
آیا عید نوروز ریشه دینی دارد؟
در برخی روایات، تجلیل امامان((علیهم السلام)) از عید نوروز مشهود است. به عنوان مثال، در روایتی منسوب به حضرت امام جعفر صادق((علیه السلام)) آمده است كه می فرماید: «نوروز، روزی است كه پروردگار از بندگان پیمان گرفته است او را عبادت كنند و بدو شرك نورزند و به فرستادگانش و امامان((علیهم السلام)) ایمان آورند. نوروز، روزی است كه خورشید در آن طلوع كرده و هیچ نوروزی نیست مگر این كه ما در آن روز در انتظار از میان رفتن سختیهاییم; زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.»(1) در روایتی دیگر از معصوم((علیه السلام)) وارد است: «چون نوروز فرا می رسد، غسل كنید، لباس پاكیزه بپوشید، خود را معطّر سازید و در آن روز، روزه بگیرید.»
در برابر این روایات، روایتی دیگر است منسوب به حضرت امام موسی بن جعفر((علیه السلام)) كه در پاسخ درخواست منصور(عبّاسی) بر این كه حضرت هنگام عید نوروز در جایی بنشیند و به دیگران تبریك و تهنیّت گوید، می فرماید: «در اخبار جَدّم]رسول الله(صلی الله علیه وآله)[ خبری از این روز]نوروز[ نیافتم.»(3) مرحوم مجلسی پس از ذكر این روایت، می گوید: «ممكن است بتوانیم این خبر را حمل بر تقیّه كنیم.»
به هر حال، نباید فراموش كنیم كه حضرت علی((علیه السلام)) می فرماید: «هر روزی كه در آن، نافرمانی خدا نشود، عید است.»(4) پس باید در عید نوروز به كارهایی مشغول شویم كه ما را به خدا نزدیك كند و او را از ما خشنود سازد و از انجام كارهای خرافی و ارج نهادن به سنّتهای نادرست و نامعقول خویشتنداری كنیم.
عبادت خداوند و قرائت قرآن و پاكی و نظافت خانه و نیز لباس نو بر تن كردن - نه تحمّل گرایی و فخر فروشی كردن - و همچنین روزه داشتن و به دیدار دوستان و خویشان رفتن، بسیار پسندیده و ارزشمند است. ولی اعتقاد به نامیمونی روز سیزدهم فروردین و واجب بودن سفره هفت سین و برگزاری مراسم چهارشنبه سوری، چون علّت عقلانی و شرعی ندارد، محكوم ومردود است.
-----------------------------------------------------------
1 - بحارالانوار، ج 59، صص 1 - 92.
(2)2 - وسائل الشیعه، ج 7، صص 346 - 13871.
3 - بحارالانوار، ج 59، صص 2 - 100.
ـ1410ـ
4 - شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 20، ص 73. ـ1411ـ
نوروزتان پیروز وهر روزتان نوروز
دوشنبه 29/12/1390 - 23:11
شخصیت ها و بزرگان
گرچه امروزه، عظمت علمی و سیاسی و معنوی رهبر معظم انقلاب بر هر انسان
حق طلبی آشکار است ، اما
کسانی که دید الهی داشتهاند، علاوه بر آنکه
سالهای سال پیش از این، چنین مواردی را در ایشان میدیدند،
با خبر دادن از مطالب آیندهٔ ایشان، تأییدی بر سیر الهی حضرت آیتالله
خامنهای و انقلاب نیز عرضه کردهاند. استاد حمید سبزواری، در همین رابطه
خاطرهای از یکی از دوستان مشترک خود و رهبر فرزانه انقلاب نقل کردهاند که
خواندنی است:
«صحبت در این مقال [فضایل اخلاقی آیت الله خامنهای]
بود که دیدم قدسی چیزی میخواهد بگوید.... [قدسی] گفت: «ما که جوان بویم،
من و آقای خامنهای و چند جوان هم سن و سال، عربی میخواندیم، درس طلبگی
میخواندیم و در هفته هم یک روز پنج شش نفر بودیم دسته جمعی میرفتیم خانه
یک پیرمردی؛ پیری بود که سالی از او گذشته بود. پیر، منظور اینکه بتواند
هادی و راهنمای انسان شود، یک آدم دانشوری که آدم از او درس بگیرد. به این
قصد ما هفتهای یک روز آنجا میرفتیم و شعری نیز که گفته بودیم میخواندیم و
ایشان هم یک صحبتی میکردند.... یک روز آنجا رفتیم... موقع بیرون آمدن
خداحافظی کردیم از پیر مرشدمان، ایشان گفتند: آقا سید علی آقا با شما کاری
داشتم. آقا سید علی آقا آنجا ماند و بقیه آمدیم بیرون. [پس از آنکه آیت
الله خامنهای هم بیرون آمد] آن موقع یک برافروختگی در سیمای آقای خامنهای
مشاهده کردم. گفتم: سید، آقا چه فرمودند؟
گفتند که آقا مرا نصیحت
کردند راجع به عمامهای که سرم است که این عمامه این جوری است. گفتم: خب
اگر واقعاً همین بود ما هم بهره میبردیم، اینکه حرف محرمانهای نیست که
آقا بگوید صبر کن فقط با تو کار دارم. گفت: آن چیزی است که حالا وقت گفتن
آن نیست.... در خلوت ایشان را دیدم. گفتم این را باید بگویی.
[آیت
الله خامنهای] گفت: والله ایشان یک چیزی فرمودند که من در خودم یک چنین
مسئلهای را نمیبینم [که اصلاً دنبال آنجور مسائل باشم]، ایشان به من
فرمودند خودت را بساز ، یادت باشد تو یک روزی در این مملکت باید حرف اول را
بزنی و مضمونی به این قریب .»
همین که این حرف را گفت، من [استاد
سبزواری] به خاطرم گذشت مگر نه اینکه حرف اول را امام میزند، آقای
خامنهای [که رئیس جمهور است] نمیزند! امام حضور داشتند، زنده بودند. ولی
این گفتار در یاد و نظرم بود، تا شب ارتحال امام.... یک دفعه حرف قدسی به
یادم افتاد. گفتم آیا آقای خامنهای [رهبر] خواهد شد؟... صبح رادیو را باز
کردم دیدم قرآن میخواند. بعد اعلام کردند که هیئتی تشکیل شده و امر رهبری
به آقای خامنهای تعلق گرفته است. آن وقت فهمیدم و پیش خودم گفتم خدایا تو
چه بندگانی داری، ما چه غافل هستیم، اینها چه کسانی هستند و از ورای
پردهها آینده را میبینند.»
باشگاه افسران جنگ نرم
دوشنبه 15/12/1390 - 0:5
ازدواج و همسرداری
دو توصیه مهم برای ازدواج
خانم
فاطمه طباطبایی عروس امام نقل میکنند: دو توصیه مهم امام در ازدواج، یکی
توجه به «تقوای فرد» و دیگری «کفو بودن» بود. البته به خانواده خیلی اهمیت
میدادند، چون معتقد بودند که خانواده اصالت دارد و اگر کسی جد و آبادش
صالح باشد، نطفهاش نیز پاک است.
بعد به مسائل دیگر توجه میکردند. البته اصولاً مسائل مادی را ملاک خوشبختی و بدبختی نمیدانستند و به آن اعتقادی نداشتند.
جمعه 5/12/1390 - 14:46
شهدا و دفاع مقدس
قرآن میخواند و گریه میکرد...
یکی
از دوستان شهید بابایی او و همسرش را به میهمانی دعوت میکند و با توجه به
شناخت و روحیات شهید به دروغ به او میگوید که میهمانی ساده و مختصر است
در حالیکه آن میهمانی به مناسبت سالگرد ازدواج میزبان فراهم شده بود. همسر
شهید بابایی نقل میکند: پس از ورود به مجلس و مشاهده وضع زننده حاکم بر آن
یک لحظه عباس را دیدم که صورتش سرخ شده است. او کمکم تحمل خود را از دست
داد و با عذرخواهی از دوستش مجلس را ترک و به طرف خانه حرکت نمودیم. وقتی
وارد خانه شدیم بغض عباس ترکید و دائم خود را سرزنش میکرد. بعد از چند
لحظه وضو گرفت و شروع به خواندن قرآن کرد. او قرآن میخواند و گریه میکرد.
او از این ناراحت بود که چرا در آن مهمانی شرکت کرده و با خواندن قرآن
میخواست قلب و روح خود را آرام کند و تسلی بخشد.
همسران جوان
جمعه 5/12/1390 - 14:43
شهدا و دفاع مقدس
لب به گلایه باز نمیکرد...
همسر
شهید مرتضی آوینی: با این که تعداد مسئولیتهایی که داشت از حد
تواناییهای یک انسان خارج بود، ولی در خانه طوری بود که ما کمبودی احساس
نمیکردیم؛ با آن که من هم کار در مخابرات را آغاز کرده بودم و ایشان هم
واقعاً گرفتاری کاری داشت و تربیت سه فرزندمان هم به عهدهمان بود. وقتی من
میگفتم فرصت ندارم، شما بچه را مثلاً دکتر ببر، میبرد. من هیچ وقت درگیر
مسائل خرید بیرون از خانه، کوپن یا صف نبودم. جالب است بدانید که اکثر
مطالعاتش را در این دوران، در همین صفها انجام میداد. تمام خرید خانه به
عهده خودش بود و اصلاً لب به گلایه باز نمیکرد. خلق خوشی داشت. از من خیلی
خوش خلقتر بود.
همسران جوان
جمعه 5/12/1390 - 14:37
ازدواج و همسرداری
کنار آمدن با تفاوتهای همسر
جهان
هستی بر پایهی زوجیت استوار شده است و این قانون سبب حیات و بقاء این
جهان گردیده است. انسانها نیز مانند سایر موجودات از این قاعده مستثنی
نیستند و از گذشتههای دور تاکنون درجستجوی نیمهی گمشدهی خویش بودهاند
تا در سایهی آرامشی که به دست میآورند به رشد و شکوفایی بیشتری دست
یابند. اما با وجود این مسأله هیچکدام از موجودات ازجمله انسانها، مانند
هم نیستند و تفاوتهایی با هم دارند. حتی در یک خانواده نیز، در بین افراد
خانواده تفاوتهایی وجود دارد. به همین دلیل تفاوتهای میان زن و مرد تا
حدودی طبیعی است. اما کنار آمدن با این تفاوتها موضوع مهمی است که در
روابط زناشویی جلوه میکند.
علاوه بر تفاوتهای ظاهری که در زن و مرد وجود دارد، آن دو در خصوصیات و
روحیات نیز دارای تفاوتهایی هستند. بهعنوان مثال، زنان دوست دارند درمورد
موضوعی که ذهنشان را درگیر کرده است، با کسی صحبت کنند حتی اگر زیاد طول
بکشد، اما مردان این عمل را نمیپذیرند و حتی آن را مساوی با پرحرفی
میدانند یا اینکه مردان کمتر میتوانند در یک زمان، چند کار را با هم
انجام دهند اما مدیریت زنان در این مواقع بیشتر است.
به همین دلیل زن و شوهر که با یکدیگر تفاوتهای ذاتی اساسی دارند،
میتوانند با شناخت تفاوتها و حساسیتهای یکدیگر که اولین گام در رسیدن به
تفاهم یا سازگاری همسران است دست یابند و به نیازهای جسمی، عاطفی و روانی
طرف مقابل بهتر پاسخ دهند، بهگونهای که کانون گرم خانوادگی را حفظ نمایند
تا از زندگی مشترک خود لذت بیشتری ببرند و درحقیقت به مهارت همسرداری دست
یابند. درحالی که اگر به این تفاوتها توجه نشود، در مدتزمان طولانی ممکن
است مشکلات بزرگتری را بهوجود بیاورد.
گام بعد، سازگاری و کنار آمدن با تفاوتهای همسر است. زیرا هنگامی که زوجین
با تفاوتهای یکدیگر چه بزرگ و چه کوچک، مواجه میشوند، دو راه دارند.
میتوانند آن تفاوت را بپذیرند و از خود سازگاری نشان دهند به عبارتی برای
اینکه این تفاوتها آزاردهنده نباشد، خود را تغییر دهند؛ یا اینکه تفاوت
را نپذیرند و تلاش کنند برای رفع این تفاوتها در طرف مقابل تغییر ایجاد
کند. در حالت اول، زوجین باید توجه داشته باشند که زندگی مشترک میدان جنگی
نیست که یک فاتح و یک بازنده داشته باشد؛ درصورتیکه جنگی در زندگی مشترک
ما اتفاق بیافتد هردو طرف بازندهاند. به این دلیل که اگر در طولانیمدت
این سازگاری اتفاق بیافتد، این مسأله ممکن است به یک قانون در زندگی تبدیل
گردد که باید همیشه او به خاطر همسرش کوتاه بیاید. به این ترتیب بعد از
مدتی ممکن است حس افسردگی یا بعضی عکسالعملهای تهاجمی در او رخ دهد. به
این دلیل سازگاری فرد نباید از حد طبیعی و متعادل بیشتر شود، زیرا ممکن است
پیامدهای بدتری را در پیش داشته باشد. در حالت دوم، تلاش فرد برای تغییر
همسرش ممکن است مسألهساز شود. زیرا تغییر در خصوصیات فردی یک نفر بسیار
دشوار و زمانبر است و گاهی ممکن است چندین سال طول بکشد. بنابراین اگر
افراد بدون آشنایی و با مقایسه همسرش با دیگران و... او را به تغییر تحمیل
کند، نهتنها این تغییر پایداری ندارد، بلکه ممکن است احساسات او را
جریحهدار کرده و سبب وجود حس انتقامجویی و... در همسر گردد.
بنابراین، بهتر است زوجین هنگامی که با تفاوتی مواجه میشوند، سعی کنند
تعصبات را کنار بگذارند و منطقی در مورد بهترین گزینه دست به انتخاب بزنند.
اگر تصمیم دارد خودش را تغییر دهد، این تغییر نباید با دلخوری و در ظاهر
انجام گردد و در صورتی که فرد تصمیم به تغییر همسر بگیرد، نباید با عجله و
بدون تفکر این کار را انجام دهد. در هر صورت همسران باید تلاش کنند تا
رضایت کامل هر دو طرف در نظر گرفته شود و با درک تفاوتهای یکدیگر به این
باور دست یابند که هر کدام از آنها حق دارند برای خود فکر کنند و به
تفاوتهای هم احترام بگذارند. اینگونه است که مشکلات آنها کمرنگ میشود و
زندگی شیرینتری را در کنار هم تجربه میکنند.
سایت باشگاه همسران جوان
جمعه 5/12/1390 - 14:26
ازدواج و همسرداری
راههای کنترل و مدیریت خشونت
همانطور
که میدانید، خشم یکی از غریزههای طبیعی انسان است که درحقیقت واکنشی
است در برابر عوامل درونی و بیرونی که سبب ناخشنودی انسان میشود. خشم به
انسان کمک میکند تا واکنشهای مناسبی در مورد تهدیدهایی که نسبت به او روی
میدهد، از خود نشان دهد. هنگامی که فرد خشمگین میشود، ممکن است کلام و
رفتار خفیفی و بیاهمیتی او را به شدت تحریک کند و تحت تأثیر قرار دهد.
همانطور که در ابتدا اشاره شد، خشم حالتی غریزی است که در همه وجود دارد و
نمیتوان از آن دوری کرد. ولی میتوان با مدیریت و مهار، همچنین با
واکنشهای مناسب و بهموقع در مواقع لزوم، از آسیبهای جدی کاست. زیرا این
غریزه نیز مانند غرایز دیگر انسان اگر مهار و کنترل نشود، میتواند فرد را
از حالت تعادل خارج سازد و علاوه بر آسیبهای فردی، مضراتی را نیز برای
جامعه به وجود آورد.
خشم به هر دلیلی که به وجود بیاید میتواند اثرات مخربی را برجای بگذارد؛
ولی ممکن است این اثرات در رابطهی زوجین شدیدتر و بدتر باشد. زیرا ممکن
است برخوردها، حرفها و رفتارهای زشت و نابهنجار باعث ایجاد کدورت و ناامنی
در رابطهی آنها شود. بنابراین، به علت ضرورت وجود آرامش و احساس امنیت
در خانواده، که در پی آن محبت و صمیمیت را در روابط زوجین به وجود میآورد،
کنترل و مهار خشم بیشتر از هر محیط دیگری در محیط خانواده احساس میشود.
در دوران عقد که مدتزمانی است بین عقد و شروع زندگی مشترک، زوجین به دلیل
فشارها و استرسهای زیادی که روی آنها هست هر یک از زوجین حساستر از قبل
خواهند شد و ممکن است زودتر خشمگین و عصبانی شوند. بنابراین، در این دوران،
علاوه بر اینکه زوجین در سایر زمینهها تجربه کسب میکنند، بهترین فرصت را
دارند تا بتوانند خشم خود را مهار نمایند و در مواقعی که خشمگین میشوند،
واکنش مناسبی از خود بروز دهند. آنها باید بدانند که در زندگی مشترک
مشکلات بیشماری ممکن است برایشان پیش بیاید و واکنش مناسب در زمان مناسب
میتواند بهترین یاریرسان زوج بوده و آرامش، امنیت و صمیمیت را در بین
آنها به وجود آورد.
از جمله راهکارهایی که برای مدیریت و مهار خشم به کار میرود میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
* گذشت کنید
فرد هنگامی که روحیهی بخشش و گذشت را در خود بالا ببرد، میتواند در
مواقعی که چیزی یا کسی از افراد خانواده موجب رنجش و عصبانیت او میشود،
خشم خود را کنترل نماید. زیرا همیشه این نکته را در ذهن دارد که انتقام
گیرنده یک روز لذت میبرد و بخشنده یک عمر لذت آن بخشش را در قلبش حس
میکند.
* عواطف و احساسات را تحریک کنید
از جمله راهکارهایی که در مورد مدیریت خشم وجود دارد و قرآن نیز بر آن
توصیه کرده است، تحریک عواطف و احساسات فرد مقابل است. شما میتوانید با
بیان کلمات محبتآمیز و عبارات نرم، خشم او را کنترل کنید و از عصبانیتش که
ممکن است علتش شما باشید، بکاهید.
* عذرخواهی کنید
از راهکارهای دیگری که شخص میتواند خشم طرف مقابل را فرونشاند و آن را
کنترل کند این است که از او طلب پوزش کند، وقتی میدانید که رفتار و کلام
شما باعث رنجش و عصبانیت طرف مقابل شده است، بهتر است که تأسف خود را در
این باره به او بیان کنید.
* تغییر مکان دهید
از جمله راههایی که میتوان خشم را فرونشاند این است که در هنگام عصبانیت
محل و موقعیت خود را تغییر دهید. به عنوان مثال هنگامی که فردی در ترافکی
گیر کرده است، میتواند صدای ضبط را زیاد کرده و با صدای بلند به موسیقی
گوش دهد و اصلاً توجهی به بیرون نداشته باشد و با این روش از عصبانیت خود
بکاهد.
سایت باشگاه همسران جوان
جمعه 5/12/1390 - 13:55