• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 7
تعداد نظرات : 13
زمان آخرین مطلب : 5667روز قبل
اخلاق

خانم‌ها را ندیده‌ای وقتی دیگ را روی اجاق گاز می‌گذارند شعله را پایین کشیده و ملایم می‌کنند و بعد هم بین دیگ و اجاق یک صفحه فلزی قرار می‌دهند تا شعله مستقیم به دیگ نرسد، به همین خاطر غذا خوب پخته می‌شود و هیچ هم نمی‌سوزد و ته دیگ آن هم زعفرانی می‌شود.
در نصیحت گویی هم باید همین دو اصل را رعایت کرد، یعنی اولاً نرم و ملایم سخن گفته شود و دوم آنکه مستقیم نباشد. و راستی اگر این اصول را در خانه‌ها و خانواده‌ها به‌کار می‌بستیم چه می‌شد؟ اگر همسری که می‌خواهد نسبت به خانم خود ابراز محبت کند به‌جای آنکه مستقیم به همسرش بگوید دوستت دارم به دوستان و همکاران خود می‌گفت که همسرش را دوست دارد، طبعاً آنها نیز به همسران خود می‌گفتند و همسران آنان نیز سرانجام این سخن را به همسر او می‌رساندند و آنگاه این ابراز علاقه غیر مستقیم چه تأثیری با خود داشت. و یا اگر خانم‌ها به‌جای آنکه مستقیم اظهار عشق و علاقه به همسر خود کنند سعی می‌کردند بچه‌ها را نسبت به همسر خود مؤدب سازند و هرگاه کمترین کم لطفی از آنها نسبت به همسران خود می‌دیدند موضع گرفته و برخورد می‌کردند، اینجا بود که چه عشق و علاقه‌ای در دل و جان همسران پدید می‌آمد

منبع : كتاب سلوك باران  - استاد رنجبر
يکشنبه 5/10/1389 - 15:41
اخلاق

 

برگ توت خوراک کرم ابریشم است واز آن ابریشم می‌سازد اما ابریشم شدن توت یکباره اتفاق نمی‌افتد بلکه زمان می طلبد. هلال ماه به قرص تمام تبدیل می شود اما نه یک‌شبه بلکه به تدریج. خون در سینه مادر شیر پاک و زلال می‌شود اما برای این شدن مهلت وفرصت می‌خواهد. اساس هر اتفاقی در این عالم با تأنی و تدریج صورت می‌پذیرد و از همین روست که در روایات ما را به صبوری و حوصله و شکیبایی می‌خوانند.آب دریا تلخ است اما وقتی حرکت کرده و بخار شده، بالا رفته و ابر شود و فرو بارد، بارانی شیرین می‌شود. کسانی که زندگی ساکن، بی‌حرکت، بی‌تلاش و بی‌جنب و جوشی دارند از زندگی شیرین برخوردار نخواهند بود. کسی که می‌خواهد دیگری را از پائین به بالا بکشد، اول دست خود را به جایی محکم بند می کند و آنگاه با دست دیگر خود او را بالا می‌کشد، در غیر این صورت نه تنها او را بالا نمی‌کشد، بلکه خود او نیز روی آن بیچاره هوار شده و سقوط می‌کند. در وادی معنویت هم ماجرا از همین قرار است، یعنی کسی می تواند از دیگران دستگیری کرده و آنها را از غرقاب گناه و معصیت رهایی بخشیده و هدایت کند که اول خود دست گیری شده باشد وگرنه رهایی که اتفاق نمی‌افتد هیچ، بلکه آسیب هم جدی‌تر می‌شود. 

منبع : كتاب سلوك باران  - استاد رنجبر
يکشنبه 5/10/1389 - 15:38
اخلاق

چندی پیش نانوایی برایم تعریف می‌کرد که قرار است دستگاه‌های پخت نان لواش را جمع کنند.
پرسیدم برای چه؟
گفت: در این دستگاه‌ها آتش مستقیم به نان می‌خورد، به همین خاطر که وقتی از دستگاه خارج می‌شود، اگر نسیمی به آن بخورد خشک شده و مثل شیشه می‌شکند و زیر دست و پا می‌رود؛ و این در حالی است که نان‌های دیگر مثل سنگک یا بربری اینطور نیستند، چون حرارت مستقیم به آنها نمی‌خورد.
حال نصیحت هم مثل حرارت است، اگر کسی را مستقیم نصیحت کنیم در نهایت او را شکننده ساخته و خرد می‌شود، اما اگر نصیحت غیر مستقیم اتفاق بیافتد او را نرم و ملایم و خواهد ساخت

منبع : كتاب سلوك باران  - استاد رنجبر
جمعه 12/9/1389 - 17:20
اخلاق

گردو را با دست بالا می برند تا محکم فرود آورند و بر سنگی زده و آن را بشکنند. کار بسیاری از مردم از همین قماش است. یعنی تو را بالا نمی‌برند که بالا باشی، بلکه می‌خواهند مقدمه‌ای باشند برای شکست و شکستن تو. در حقیقت مردم اول تو را آباد می‌کنند تا بعد خرابت کنند، یعنی درست عکس کار خدا، چون خدا اول خراب می‌کند تا زمینه ای باشد برای آباد شدن. بناها را ندیده ای که وقتی یک خانه کلنگی به دست‌شان می‌افتد اول آن را تخریب کرده و در هم می‌کوبند و آن گاه بر آن برجی بلند و آسمانخراشی عظیم بنا می‌کنند

منبع: استاد رنجبر - كتاب سلوك باران

جمعه 12/9/1389 - 17:17
عقاید و احکام
نماز ستون دین است نماز كلید بهشت است                      (نبی اكرم صلی الله علیه وآله وسلم )
سه شنبه 30/6/1389 - 22:33
شعر و قطعات ادبی

 

این همه آشفته حالی . این همه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو . از تو دارم . از تو دارم
این غرور و عشق و مستی . خنده بر غوغای هستی
ای سیه چشم و سیه مو . ازتو دارم . از تو دارم
این تو بودی کز ازل . خواندی به من درس وفا را
این تو بودی کآشنا کردی به عشق . این مبتلا را
من که این حاشا نکردم . از غمت پروا نکردم
دین من . دنیای من . از عشق جاویدان تو رونق گرفته
سوز من . سودای من . از نور بی پایان تو رونق گرفته
این همه آشفته حالی . این همه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو . از تو دارم . از تو دارم
من . خود . آتشی که مرا داده رنگ فنا میشناسم
من . خود . شیوه نگه چشم مست تو را میشناسم
دیگر ای برگشته مژگان . از نگاهم رو نگردان
دین من . دنیای من . از عشق جاویدان تو رونق گرفته
سوز من . سودای من . از نور بی پایان تو رونق گرفته
این همه آشفته حالی . این همه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو . از تو دارم . از تو دارم

 

معینی كرمانشاهی


سه شنبه 30/6/1389 - 22:30
اهل بیت
یا علی :سینه ی تنگم مجال آه ندارد جان به هوای لبت است و راه ندارد گوشه ی چشمی به سوی گوشه نشین كن زآن كه جز این گوشه كس پناه ندارد گرچه سیه رو شدم غلام تو هستم خواجه مگر بنده ی  سیاه ندارد ازگنه من مگو كه زاده ی آدم ناخلف ستی اگر گناه ندارد هركه گدایی زآستان توآموخت دولتی اندوخت كه شاه ندارد گنج تجلی زكنج خلوت دل جو نیك نظر كن كه اشتباه ندارد پیر خرد گر به خلوت تو برد پی جز كه درآن خانه ،خانقاه ندارد مهر تو در هر دلی كه كرد تجلی یافت فروغی كه كه مهر وماه ندارد مهر گیاهست حاصل دل عشاق آب وگل ما جز این گیاه ندارد مفتقر از سر عشق دم نتوان زد سر برود زآن كه سر نگاه ندارد :آیت الله غروی اصفهانی  
سه شنبه 23/6/1389 - 17:1
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته