• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 5431روز قبل
سخنان ماندگار

نامه ای به خدا

خدا جونم سلام .

بعد مدتها باهات تنها شدم و چون تو را تنها همراز و همدل و مونس خودم‎ ‎دیدم خواستم حرفامو باهات‎ ‎بزنم . نمیدونم از کجا شروع کنم و اینو میدونم که تو نگفته همه چیزهایی را که من میخوام بهت بگم میدونی . بگذاراول‎ ‎خوب نگات کنم . نگاهم و سکوتم در آسمانی که به دنبال توست به پرواز‎ ‎حس درمیاد . خیلی جالبه که ما آدما وقتی به آسمون نگاه میکنیم بیشتر تو‎ ‎را لمس میکنیم .انگار یک جایی توی آسمون نشستی و داری ما‎ ‎را نظاره میکنی . خدایا میدونم وقتی به بن بست میرسم باهات تنها میشم و‎ ‎حرف میزنم و ازت راهنمایی میخوام و باهات درد دل میکنم و دعا میکنم تا‎ ‎کارم راه بیفته . تو که دیگه اخلاق آدمات را میدونی . خدایا کاش وقتی در‎ ‎اوج شادی هم هستیم تو را یاد میکردیم و دو رکعت نماز شکرمیخوندیم که‎ ‎سپاسگزار لطف و کرم تو باشیم .‎ ‎خداجونم میدونی که خیلی تو را دوست دارم و اگه همه را‎ ‎دوست دارم چون عشق تو در وجودمه . اگه میخوام به کسی کمک کنم به‎ ‎خاطرعلاقه به توست و چون میدونم لبخند به لبانت مینشینه از خطای‎ ‎دیگران میگذرم . خدایا دلواپسم ازآینده ای مبهم و نتیجه کارهای آدمیانت‎ ‎روی زمین . دلم میخواد برات بگم که گاهی واژها هم معنی اصلی خودشون‎ ‎را از دست میدهند مثل عشق مثل ایثار مثل خیلی چیزهای دیگه که از روی‎ ‎اجبار و به خاطر وضعیت نابسامانی که آدمیانت روز زمین بوجود میارند‎ ‎نشون داده میشه . یاد سرگذشت زنی فداکارافتادم که به خاطر فقر و‎ ‎تنگدستی و برای حفظ آبرو مجبور شد به‎ ‎شوهرش که اونو خیلی‎ ‎دوست داشت اجازه بده با زن پولدار دیگه ازدواج کنه تا بتونه از مال اون‎ ‎زن زندگیشو حفظ کنه و دوتاییشون و بچه هاشون به فساد کشیده نشند و‎ ‎دست گدایی به سوی آدم های مغرور و سر تو لاک زندگیشون دراز نکنند . آیا به راستی این عشق است ؟ این ایثار است ؟ خدایا گیجم . تلخی تنهایی درحالی که درجمع هستم و کسی به کسی نیست و تلخی غرور آدمهایی که‎ ‎فقط به فکر خودشون هستند و تلخی زندگی که آدم هیچ نقشی در آن ندارد‎ ‎و دیگران به جای او میخواهند و زندگی میکنند و تصمیم میگیرند و تلخی‎ ‎زنده بودن بدون خواستن و تمایل به ادامه زندگی . خدایا ناامیدی بدترین‎ ‎دردی است که امیدوارم هیچوقت به آدمهات نچشانی.خدا جونم چه قدر‎ ‎خوب میشد اونقدر از خودمون راضی بودیم که با لذت زندگی میکردیم و‎ ‎همیشه با رضایت تو به زندگی ادامه میدادیم . دلمون میخواد اما نمیگذارند‎ ‎کاش تو نمیگذاشتی که نگذارند و کاش ما را در امتحانی قرار ندی که‎ ‎نتونیم سربلند بیرون بیاییم . خدایا زندگی شیرینه اما درست و سالم زندگی‎ ‎کردن خیلی سخته به خصوص برای کسانی که در خانواده هایی بزرگ‎ ‎شدند که با درستی میانه ای نداشتند و وارد زندگی میشند که نمیتونند‎ ‎و یا نمیگذارند . خدایا گاهی آدم فکرمیکنه که درست زندگی میکنه و بعد سالها متوجه اشتباهش میشه و گاهی میخواد تصمیم درست بگیره اما‎ ‎ناتوانه . خدایا تو تنها کسی هستی که میتونی و اجازه داری به جای ما‎ ‎تصمیم بگیری و درست بخواهی . خدایا دست مارا بگیر و رها مکن حتی اگه خودمون با بی احتیاطی‎ ‎اونو رها کردیم . گاهی مثل بچه ها این فرشتگان بیگناه و پاک آرزو‎ ‎میکنم یک جایی در کنارت مینشستم و از همه مخاطرات و این تلخی های‎ ‎زندگی رها میشدم و با عطر دلنواز کرمت و لذت حضورت به آرامش‎ ‎میرسیدم.

چهارشنبه 9/6/1390 - 18:52
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته