مهدی جان
فردا جمعه است. فردا تا غروب پای پنجره ی کوچک اتاقم می نشینم و گاهی هم به ساعت نگاه می کنم و با خود می گویم که نکند این جمعه هم تو را نبینم.
ای کاش می دانستی که این چندمین جمعه ای است که این کار را تکرار می کنم. درست است ما آدم های بدی هستیم ولی جانم به فدایت خیلی تو را دوست داریم.
تو رو به خدا فردا بیا
از طرف من