• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 11
تعداد نظرات : 6
زمان آخرین مطلب : 5169روز قبل
اخلاق
سلام، نامى از نام‏هاى خداست‏

سلام، تحیّّت اهل بهشت به یكدیگر است.

سلام، تحیت فرشتگان به هنگام ورود به بهشت است.

سلام، تحیّّت مسلمانان و امان نامه اهل ذمُّه است.

سلام، پیام پروردگار رحیم است.

سلام، پذیرایى شب قدر است.

سلام، اولین حق هر مسلمان بر دیگرى است.

سلام، كلید شروع هر كلام و نوشته‏اى است.

سلام، کامل کننده ایمان است.

سلام، موجب مغفرت الهی است.

سلام، امان نامه از هرگونه ترس و شرّ است.

سلام، ساده‏ ترین عمل نیك است.

سلام، نشانه تواضع و فروتنى است.

سلام، عامل محبت و الفت است.

سلام، اظهار صلح و مسالمت است.

سلام، اولین تحفه و هدیه دو انسان است.

سلام، آرزوى سلامتى براى بندگان خداست.

سلام، دعوت به صلح جهانى است.

سلام، امیددهنده و نشاط آور است.

سلام، برطرف كننده كدورتهاى گذشته است.

سلام، اعلام حضور و اجازه براى ورود است.

سلام، بهترین كلام به هنگام ورود و خروج است.

سلام، كلامى است در زبان سبك، اما در میزان سنگین.

سلام، راهگشاى مصلحان براى اصلاح جامعه است.

سلام، كلامى است كه مخاطبش مردگان و زندگانند.

سلام، عامل تعظیم و تكریم است.

سلام، سبب جلب رضاى خدا و غضب شیطان است.

سلام، وسیله ادخال سرور در قلوب است.

سلام، كفّاره گناهان و رشد دهنده حسنات است.

سلام، پیام‏آور انس و دوستى است.

سلام، عامل تكبرزدایى و خودخواهى است.

سلام، ادب الهى است.

سلام، استقبال از هر خیر و خوبى است.

سلام، كمالى كه ترك آن نشانه بخل و تكبر و انزوا و قهر و قطع رحم است.

سلام، ابر رحمتى است كه بر سر مردم مى‏افكنیم و لذا مى‏گوییم: «اَلسَّلامُ عَلَیْكُم» نه «اَلسَّلامُ لَكُم».

پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله مى‏فرمود: من تا آخر عمر سلام‏ كردن بر كودكان را ترك نمى‏كنم.

سلام مستحبی موکد است ولی پاسخ آن واجب، خواه به صورت شفاهی باشد یا کتبی، چه سلام دهنده را ببینیم چه نبینیم، چه بشناسیم یا اینکه نشناسیم. اما پاداش كسى كه ابتدا سلام كند دهها برابر جواب ‏دهنده است.

در روایات مى‏خوانیم سواره بر پیاده، ایستاده بر نشسته و وارد بر حاضرین مجلس سلام كند.

و در نهایت این سخن خداوند است در سوره نساء، آیه 81، که مى‏فرماید: هرگاه مورد تحیت قرار گرفتید، پاسخى گرم‏تر بدهید: «اِذا حُییِّتُمْ بِتَحیَّةٍ فَحَیُّوا بِاَحْسَنَ مِنْها».
يکشنبه 17/2/1391 - 22:16
اخبار

منبع: http://www.jahannews.com/vdcevf8wejh8zni.b9bj.html

از پروژه MK-Ultra چه می‌دانید؟ برنامه‌های کنترل ذهن در سازمان سیا از چه زمانی آغاز شدند؟ قربانیان آزمایش‌های انسانی چه کسانی بودند؟ مواد توهم‌زا چگونه از آزمایشگاه‌های سیا به سایر نقاط جهان راه یافتند؟
به گزارش جهان به نقل از مشرق، پروژه MK-ULTRA اسم رمز یک برنامه آزمایش انسانی پنهانی و غیرقانونی دولت آمریکا بود که توسط "دفتر اطلاعات عملی" (Office of Scientific Intelligence) سازمان سیا اداره می‌‌شد.[۱] این برنامه رسمی دولت آمریکا در اوایل دهه ۱۹۵۰ آغاز شد، و تا دهه ۹۰ ادامه پیدا کرد. حتی برخی کارشناسان معتقدند که این پروژه با عنوان دیگری هم‌اکنون نیز در جریان است.[۲]

مطالب منتشره نشان می‌دهند که در پروژه MK-Ultra روش‌های بسیاری برای دستکاری حالات روانی افراد و تغییر کارکردهای مغزی آزمایش شده‌اند. این روش‌ها شامل موارد زیر هستند: تجویز مخفیانه دارو و دیگر مواد شیمیایی، هیپنوتیز، محرومیت حسی، انزوا، سوءاستفاده‌های جنسی و همچنین انواع شکنجه‌ها.[۳] پروژه MK-Ultra در سال ۱۹۷۵ و طی تحقیقات کمیته کلیسا (Church Committee) کنگره آمریکا فاش گردیدند. این تحقیقات نتوانستند بسیاری از زوایای تاریک پروژه MK-Ultra را آشکار نمایند زیرا ریچارد هلمز (Richard Helms)، رئیس وقت سیا، در سال ۱۹۷۳ دستور داده بود که اسناد و مدارک مرتبط با پروژه MK-Ultra نابود گردند. تحقیقات کمیته کلسیا و نیز کمیسیون رئیس‌جمهور که با عنوان "کمیسیون راکفلر" (Rockefeller Commission) خوانده می‌شد بر اساس شهادت‌های افراد درگیر و نیز بخش کوچکی از اسناد که از نابودی جان سالم به در برده بودند، انجام گرفت.

اگرچه سیا تأکید کرده است که آزمایش‌هایی به مانند MK-Ultra دیگر متوقف شده‌اند اما ویکتور مارچتی (Victor Marchetti) که به مدت ۱۳ سال در سازمان سیا مشغول به کار بوده در مصاحبه‌های خود اعلام نموده که سازمان سیا به طور مداوم اطلاعات نادرست منتشر نموده و تحقیقات این سازمان برای کنترل ذهن ادامه دارد. وی طی مصاحبه‌ای که در سال ۱۹۷۷ داشت اعلام نمود که جریان توقف پروژه MK-Ultra تنها یک "داستان پوششی" برای سایر کارهای سیا است.[۵]

سناتور تد کندی (Ted Kennedy)، برادر رئیس‌جمهور مقتول آمریکا، جان اف کندی، در سال ۱۹۷۷ اعلام داشت: "قائم‌مقام سیا اعلام داشته که سی دانشگاه و مؤسسه در این برنامه "آزمایش‌هایی گسترده" شامل آزمایش‌های دارویی پنهانی بر روی شهروندان نامطلع آمریکایی و خارجی، انجام داده‌اند. برخی از این آزمایش‌ها شامل تزریق LSD (یک ماده توهم‌زای بسیار قوی) به افراد، بدون رضایت قبلی آنها، بوده است. خود سازمان سیا اذعان نموده که این آزمایش‌ها از نظر علمی بی‌معنا بوده‌اند. مأمورینی که این آزمایش‌ها را انجام می‌دادند از مدارج و صلاحیت‌‌های علمی کافی برخوردار نبودند."[۶]

تاریخچه پروژه MK-Ultra

حروف MK در ابتدای این پروژه بدین معنا هستد که بودجه برنامه مذکور از جانب "ستاد خدمات فنی" (Technical Services Staff) در سازمان سیا تأمین می‌شود. لغت Ultra نیز در زمان جنگ جهانی دوم برای توصیف اطلاعات بسیار محرمانه به کار می‌رفت.

در سال ۱۹۴۵ سازمانی به نام "سازمان مشترک اهداف اطلاعاتی" تشکیل شد و مسؤولیت مستقیم "عملیات پاپیر کلیپ" (Operation Paperclip) بر عهده این سازمان گذارده شد. این عملیات به منظور استخدام دانشمندان سابق نازی طراحی شده بود. برخی از این دانشمندان در حوزه شکنجه و شستشوی مغزی فعالیت کرده و حتی به عنوان جنایتکار جنگی در دادگاه‌های نورمبرگ محاکمه شده بودند.[۷] پروژه MK-Ultra به ریاست سیدنی گوتلیب (Sidney Gottlieb) و به دستور مدیر سیا آلن ولش دالز (Allen Welsh Dulles) در ۱۳ آوریل ۱۹۵۳ تدوین شد. سازمان سیا قصد داشت تا آزمایش‌های کنترل ذهن را بر روی زندانیان انجام دهد. این سازمان بالاخص علاقه‌مند به کنترل رهبران سیاسی جهان از طریق این فنون بود و چندین طرح را برای تزریق دارو به فیدل کاسترو اجراء نمود.[۸]

آزمایشات اغلب بدون اطلاع یا رضایت افراد انجام می‌گرفت. در برخی موارد، محققین دانشگاهی که از طریق پو‌ل‌های کسب شده از جانب سازمان‌های نیابتی سیا فعالیت می‌کردند نمی‌دانستند که تحقیقات آنها برای این کارها مورد استفاده قرار خواهد گرفت.[۹]

در سال ۱۹۶۴ سعی شد تا داروی راستگویی تولید شده و بر روی جاسوس‌های دستگیر شده شوروی آزمایش گردد. طی یکی دیگر از آزمایشات این پروژه سعی شد امواجی برای پاک کردن ذهن دشمن ایجاد شوند.[۱۰] از آنجایی که بخش اعظمی از اسناد مرتبط با این پروژه در سال ۱۹۷۳ و به دستور ریچارد هلمز نابود شدند بنابراین اطلاعات زیادی در مورد ۱۵۰ پروژه‌ای که سیا طی این برنامه انجام داد در دست نیست.[۱۱]

اهداف پروژه MK-Ultra

سازمان سیا میلیون‌ها دلار صرف مطالعات آزمایشگاهی نمود تا روش‌های اثرگذاری و کنترل اذهان و نیز توانایی خود در کسب اطلاعات از اقراد مقاوم را طی دوره بازجویی افزایش دهد. یکی از اسناد پروژه MK-Ultra در مورد اندازه و وسعت این تلاش‌ها اطلاعات خوبی ارائه می‌کند. سند مذکور به مطالعه و آزمایش مواد مرتبط با کنترل ذهن اشاره دارد، که برخی از آنها عبارتند از:[۱۲]

۱. موادی که تفکر غیرمنطقی و رفتار تکانشی را در فرد ایجاد می‌کنند تا حدی که وی در سطح جامعه بی‌اعتبار می‌گردد.

۲. موادی که باعث می‌شوند آثار و علائم مریضی به صورت موقتی در بدن ایجاد شود تا فرد بتواند در مورد مریضی مذکور تمارض نماید.

۳. موادی که القاء هیپنوتیزم را آسان‌تر ساخته و یا کاربری آن را افزایش می‌دهند.

۴. روش‌های فیزیکی برای ایجاد شوک و گیجی در یک مدت زمان طولانی.

۵. موادی که ناتوانی‌های فیزیکی به مانند فلج پاها یا کم‌خونی حاد ایجاد می‌کنند.

۶. موادی که در فرد خوشحالی "خالص" ایجاد می‌کنند بدون اینکه وی بعدها از حالت پایین بیاید.

۷. موادی که ساختار شخصیتی را در فرد تغییر می‌دهند به گونه‌ای که وی به صورت ناخواسته به فرد دیگری وابسته گردد.

۸. موادی که در فرد سردرگمی روانی ایجاد می‌کنند به گونه‌ای که وی نتواند در مورد موضوع مورد بازپرسی داستان‌سازی نماید.

۹. موادی که بتواند کارآیی کلی فرد را به مقدار زیادی پایین آوردند و در عین حال قابل ردیابی در بدن وی نیز نباشند.

۱۰. موادی که حواس فرد به مانند حس شنوایی یا بینایی را بون ایجاد عوارض دائمی به صور موقتی ضعیف نمایند.

اسناد سازمان سیا نشان می‌دهند که در پروژه MK-Ultra مواد "شیمیایی، بیولوژیکی و رادیولوژیکی" با هدف کنترل ذهن مورد استفاده قرار گرفتند.[۱۳]

داروی توهم‌زای LSD و دیگر داروها

فعالیت‌های اولیه سیا بر LSD متمرکز بود که بعدها بسیاری از برنامه‌های پروژه MK-Ultra را در بر گرفت. پس از آغاز بکار رسمی پروژه MK-Ultra در آوریل ۱۹۵۳، آزمایشات شامل آزمایش LSD به کارکنان سیا، پرسنل نظامی، دکترها، دیگر کارمندان دولتی، فاحشه‌ها، بیماران روانی و شهروندان دیگر بود تا واکنش آنها در مقابل این ماده سنجیده شود. LSD و دیگر داروها معمولا بدون اطلاع و یا رضایت افراد وارد بدن آنها می‌شد.

تلاش‌ها برای "عضوگیری" اغلب از طرق غیرقانونی انجام می‌گرفتند در حالیکه مصرف LSD تا ۶ اکتبر ۱۹۶۶ در آمریکا قانونی محسوب می‌شد. در "عملیات اوج نیمه‌شب" (Operation Midnight Climax)، سازمان سیا چندین فاحشه‌خانه در سانفرانسیسکو تأسیس نمود تا از طریق آن مردانی را شناسایی نماید که در مورد بیان آنچه اتفاق افتاد شرم دارند. به این مردها LSD داده می‌شد. اتاق‌ها فاحشه‌خانه دارای آینه‌های دو طرفه‌ای بودند که از سوی دیگر تمام آنچه اتفاق می‌افتاد به منظور تحقیقات بعدی فیلمبرداری می‌شد.[۱۴] بعدها LSD به علت نتایج غیرقابل پیش‌بینی از برنامه کاری MK-Ultra حذف گردید.

یکی دیگر از روش‌ها تزریق نمک باربیتوریک چهار (barbiturate IV) به یک بازو و آمفی‌تامین چهار به بازوی دیگر بود. در ابتدا نمک باربیتوریک به فرد تزریق می‌شد و زمانی که وی در آستانه خواب قرار می‌گرفت، آمفی‌تامین تزریق می‌شد. در این حالت فرد شروع به هذیان‌گویی می‌کرد و برخی اوقات امکان طرح سؤالات و گرفتن جواب های درست میسر می شد.

دیگر آزمایشات شامل داروهایی به مانند تمازپام (temazepam)، هروئین، مرفین، MDMA، مسکالین (mescaline)، سیلوکایبین (psilocybin)، سوپولامین (scopolamine)، ماری‌جوآنا، الکل، سودیوم پنتوتال (sodium pentothal) و ارگین (ergine).

MK-Ultra پروژه‌ای برای آفرینش تروریست‌های روانی

لارنس تیتر (Lawrence Teeter)، وکیل مدافع سرحان سرحان (Sirhan Sirhan)، ادعا نمود که از تکنیک‌های کنترل ذهن مورد استفاده در پروژه MK-Ultra برای کنترل ذهنی سرحان استفاده شده است. سرحان عرب مسیحی متولد اورشلیم و شهروند اردن بود که در سال ۱۹۶۸ سناتور روبرت اف. کندی را به قتل رساند.

بنا بر گزارش‌ها، جونزتاون (Jonestown) در گویان محل فرقه "معبد مردم" به سرکردگی جیم جونز (Jim Jones) یکی از مکان‌های آزمایشات دارویی و کنترل ذهن پروژه MK-Ultra بود. لئو رایان (Leo Ryan)، نماینده کنگره آمریکا و یکی از منتقدین سرسخت سازمان سیا، زمانی که برای انجام تحقیقات به این محل رفته بود به همراه چهار نفر دیگر از همراهان خود توسط اعضای معبد مردم کشته شد.[۱۵]

جیم جونز پس از این واقعه دستور خودکشی تمام افراد ساکن در محل را صادر نمود. هرکسی که قصد سرپیچی و فرار از این دستور را داشت به قتل رسید. در پی این واقعه ۹۱۳ نفر که در میان آنها ۲۷۶ کودک نیز وجود داشت با قرص سیانور خودکشی کرده و تنها ۱۰ یا ۱۲ نفر از اعضای معبد جان سالم به در بردند.[۱۶]

از دیگر کسانی که گفته می‌شود تحت تأثیر آزمایش‌های پروژه MK-Ultra بود می‌توان به مارک دیوید چاپمن (Mark David Chapman) قاتل جان لنون، خواننده و آهنگساز معروف، اشاره نمود.[۱۷]

آیا فرهنگ هیپی و مصرف اسیدهای توهم‌زا را سیا پایه‌ریزی نمود؟

کن کئثی (Ken Kesey) نویسنده کتاب "پرواز بر فراز آشیانه فاخته" زمانی که دانشجوی دانشگاه استنفورد بود برای آزمایش LSD و دیگر مواد روانگردان در "بیمارستان مدیریت سربازان قدیمی" (Veterans Administration Hospital) در "منلوپارک" (Menlo Park) داوطلب گردید. تجربیات کئثی زمانی که تحت تأثیر مواد توهم‌زا بود وی را ترغیب نمود تا استفاده از این مواد را در خارج از چارچوب MK-Ultra نیز ادامه دهد که این امر در نهایت منجر به پیدایش فرهنگ هیپی در آمریکا گشت. کئثی را بنیانگذار دوران رنگارنگ مواد روانگردان می‌دانند. وی در این کتاب خود را به صورت تقلیدآمیزی همردیف رهبران مذهبی جهان قرار داد که به پیروان خود توصیه می‌نمود برای کشف جهان درون خود به مصرف LSD روی آورند. وی در سال ۲۰۰۱ و بر اثر سرطان ریه درگذشت.[۱۸]

با توجه به نابودی تقریبا تمامی اسناد مرتبط با پروژه MK-Ultra نمی‌توان در مورد سرنوشت هزاران قربانی این پروژه اطلاعات لازم را بدست آورد. به دلیل ماهیت کنترل نشده آزمایشات و نبود اطلاعات لازم، تأثیر آزمایشات MK-Ultra، شامل تعداد مرگ و میرها، را نمی‌توان برآورد نمود.

از میان مهمترین موارد مرگ و میری که به این پروژه نسبت داده شده است، پرونده فرانل السون (Frank Olson) از اهمیت خاصی برخوردار است. وی بیوشیمیدان و محقق تسلیحات بیولوژیک در ارتش آمریکا بود. سازمان سیا در نوامبر ۱۹۵۳ و بدون اطلاع یا رضایت وی به او ماده LSD خوراند و وی چند روز بعد به طرز مشکوکی کشته شد. بر اساس گزارشات، وی خود را از طبقه سیزدهم هتلی در نیویورک به پایین پرتاب نمود. مقامات رسمی این حادثه را یک خودکشی نامیدند.

خانواده السون اعلام کردند وی به قتل رسیده است زیرا پس از مصرف LSD وی تبدیل به یک ریسک امنیتی شده بود که ممکن بود اطلاعات بسیار محرمانه سیا را فاش ساد. وی چند روز قبل از مرگش، شغل خود به عنوان رئیس "بخش عملیات‌های ویژه" در دتریک (Detrick)، مریلند، را ترک گفت. وی ظاهرا به علت ماهیت تحیقات تسلیحات بیولوژیکی دچار بحران اخلاقی گشته بود. در میان نگرانی‌های السون می‌توان به موارد زیر اشاره نمود: مواد آدمکشی مورد استفاده سیا، استفاده سیا از جنگ‌افزارهای بیولوژیکی در عملیات‌های پنهانی، آزمایش با تسلیحات بیولوژیکی در مناطق پر جمعیت، همکاری با دانشمندان سابق نازی تحت برنامه‌ای با عنوان "عملیات پاپرکلیپ" (Operation Paperclip)، تحقیقات حوزه کنترل ذهن از طریق LSD، استفاده از تسلیحات بیولوژیک در جنگ کره، و استفاده از داروهای روانگردان در بازجویی‌ها که با عنوان "پروژه آرتی‌چوک" (Project ARTICHOKE) خوانده می‌شد. ‌

کالبدشکافی سال ۱۹۹۴ نشان دادند که وی در زمانی که از پنجره به بیرون پرتاب شده متحمل ضرباتی شده و بیهوش گشته است. با این حال، در آن زمان مقامات رسمی علت مرگ را خودکشی اعلام نمودند. در سال ۱۹۷۵، خانواده السون غرامتی بالغ بر ۷۵۰/۰۰۰ از دولت آمریکا دریافت کرد.[۱۹]

پروژه MK-Ultra در کانادا

پس از اینکه سازمان سیا یک روانشناس اسکاتلندی به نام "دونالد ایون کامرون" (Donald Even Cameron) را استخدام نمود، دامنه فعالیت‌های این سازمان به کانادا نیز کشیده شد. وی هر هفته از نیویورک به مونترال سفر می‌کرد تا در دانشگاه مک‌گیل (McGill University) به کارهای تحقیقاتی بپردازد. وی بین سال‌های ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۴ در دانشگاه مذکور بر روی پروژه MK-Ultra کار کرده و حقوقی بالغ بر سالیانه ۶۹/۰۰۰ هزار دلار دریافت می‌نمود. وی علاوه بر LSD در حوزه‌هایی چون داروهای فلج‌کننده و تکانش‌های الکتریکی با ۳۰ تا ۴۰ برابر قدرت الکتریکی معمول به آزمایش پرداخت.

وی بیماران را از طریق کما به مدت گاها چندین هفته به حالت اغماء فرو برده و در همین حین برای آنها نوارهایی حاوی اصوات مختلف یا جملاتی که مداوما تکرار می‌شدند پخش می‌کرد. آزمایش‌های وی معمولا بر روی افرادی انجام می‌گرفت که برای مداوای بیماری‌های معمولی به مانند اضطراب یا افسردگی به مؤسسه رجوع می‌کردند. بسیاری از این افراد به علت آزمایش‌های انجام گرفته دچار عوارض دائمی گشتند.

آزمایش‌های وی باعث گردیدند که قربانیان دچار بی‌اخیاری، فراموشی، ناتوانی در تکلم، فراموشی والدین شوند. برخی از قربانیان فکر می‌کردند که بازجوها والدین آنها هستند. نکته جالب اینجاست که وی اولین رئیس "مجمع جهانی روانپزشکی" و همچنین رئیس انجمن‌های روانپزشکی آمریکا و کانادا شد.[۲۰]

نائومی کلین (Naomi Klein) در کتابی با عنوان "دکترین شوک" می‌نویسد که تحقیقات کامرون در پروژه MK-Ultra تنها در مورد کنترل ذهن و یا شستشوی مغزی نبود بلکه وی سعی داشت یک سیستم علمی برای استخراج اطلاعات از افراد مقاوم طراحی نماید.[۲۱]

میزان مشارکت نهادهای مختلف دولتی آمریکا و کانادا در این پروژه

در مجموع ۱۴۹ پروژه‌ فرعی که سازمان سیا طی پروژه MK-Ultra اجراء می‌کرد، ۸۰ دانشگاه آمریکایی و کانادایی، ۱۲ بیمارستان و مرکز بهداشتی، سه زندان، ۱۵ بنیاد تحقیقاتی یا شرکت شیمیایی و دارویی فعالیت داشتند. در این پروژه ۱۸۵ محقق و دانشمند مشغول به کار بودند.

آیا پروژه MK-Ultra پایان یافته است؟

همانگونه که قبلا نیز اشاره شده اگرچه این برنامه به صورت رسمی در دهه ۱۹۷۰ پایان یافت اما برخی محققین و تاریخ‌نگاران معتقدند که این پروژه تا دهه ۱۹۹۰ نیز تداوم یافت. به اعتقاد این محققین پروژه MK-Ultra هم‌اکنون با عنوانی دیگر و با روش‌های نوین کنترل ذهن به کار خود ادامه می‌دهد. هم‌اکنون اهداف این پروژه دیگر جاسوسین و رهبران کشورها نیستند بلکه هدف کنترل جهانی ذهن است.

آزمایشگاه‌های این پروژه نوین که برخی آن را با عنوان "پروژه سلطنتی" (Monarch Project) می‌خوانند رسانه‌ها و صنعت سرگرمی و بالاخص موسیقی است. بسیاری از افراد فعال در عرصه موسیقی جهانی که هر یک به صورت فزاینده‌ای سبک‌هایی جدید برای زندگی را در تولیدات خود تبلیغ می‌کنند تحت کنترل نخبگانی قرار دارند که فکر تسلط بر جهان را در سر خود می‌پرورانند البته نه تسلطی آشکار بلکه نوعی استیلای فرهنگی بر اذهان و قلب‌های مردم.

منابع و مآخذ

[۱] Richelson, JT (ed.) (۲۰۰۱-۰۹-۱۰). "Science, Technology and the CIA: A National Security Archive Electronic Briefing Book". George Washington University. Retrieved ۲۰۰۹-۰۶-۱۲.

[۲] http://newworldorderreport.com/News/tabid/۲۶۶/ID/۹۸۰/۳۳-Conspiracy-Theories-That-Turned-Out-To-Be-True-What-Every-Person-Should-Know-Updated-Revised-and-Extended.aspx

[۳] Dick Russell (۲۰۰۸). On the trail of the JFK assassins. Skyhorse Publishing. p.۲۷۳.

[۴] "An Interview with Richard Helms". Central Intelligence Agency. ۲۰۰۷-۰۵-۰۸. www.wanttoknow.info/mindcontrol۱۰pg#ciadocs/

[۵] "Interview with Victor Marchetti". www.skepticfiles.org/socialis/marcheti.htm

[۶] "Opening Remarks by Senator Ted Kennedy". U.S. Senate Select Committee On Intelligence, and Subcommittee On Health And Scientific Research of the Committee On Human Resources. ۱۹۷۷-۰۸-۰۳.

www.druglibrary.org/schaffer/history/e۱۹۵۰/mkultra/Hearing۰۱.htm

[۷] Walker, Andrew (۲۰۰۵-۱۱-۲۱). "UK | Magazine | Project Paperclip: Dark side of the Moon". BBC News. Retrieved ۲۰۱۰-۰۳-۲۶.

[۸] Church Committee; p. ۳۹۱ "A special procedure, designated MKDELTA, was established to govern the use of MKULTRA materials abroad. Such materials were used on a number of occasions."

[۹] Price, David (June ۲۰۰۷). "Buying a Piece of Anthropology: Human Ecology and unwitting anthropological research for the CIA". file.wikileaks.org/file/AT-june۰۷-Price-PT۱.pdf

[۱۰] www.druglibrary.org/schaffer/History/e۱۹۵۰/mkultra/Hearing۰۵.htm

[۱۱] "Chapter ۳, part ۴: Supreme Court Dissents Invoke the Nuremberg Code: CIA and DOD Human Subjects Research Scandals". Advisory Committee on Human Radiation Experiments Final Report. Retrieved August ۲۴, ۲۰۰۵. (identical sentence) "Because most of the MK-ULTRA records were deliberately destroyed in ۱۹۷۳ ... MK-ULTRA and the related CIA programs." www.eh.doe.gov/ohre/roadmap/achre/chap۳_۴.html

[۱۲] Senate MKULTRA Hearing: Appendix C--Documents Referring to Subprojects, (page ۱۶۷, in PDF document page numbering)." (PDF). Senate Select Committee on Intelligence and Committee on Human Resources. August ۳, ۱۹۷۷. Archived from the original on ۲۰۰۷-۱۱-۲۸. Retrieved ۲۰۰۷-۰۸-۲۲. www.namebase.org/news۱۲.html

[۱۳] http://www.michael-robinett.com/declass/c۰۱۰.htm

[۱۴] Marks, John (۱۹۷۹). The Search for the Manchurian Candidate. New York: Times Books. pp.۱۰۶–۷. ISBN۰-۸۱۲۹-۰۷۷۳-۶.

[۱۵] Meier, M (۱۹۸۹). Was Jonestown a CIA Medical Experiment?: A Review of the Evidence. New York: Edwin Mellen. ISBN۰-۸۸۹۴-۶۰۱۳-۲

[۱۶] http://afsaneyepalang.blogfa.com/post-۳۶۱.aspx

[۱۷] http://newworldorderreport.com/News/tabid/۲۶۶/ID/۹۸۰/۳۳-Conspiracy-Theories-That-Turned-Out-To-Be-True-What-Every-Person-Should-Know-Updated-Revised-and-Extended.aspx

[۱۸] Lehmann-Haupt, C (۲۰۰۱-۱۱-۰۱). "Ken Kesey, Author of "Cuckoo"s Nest," Who Defined the Psychedelic Era, Dies at ۶۶". The New York Times. http://www.nytimes.com/۲۰۰۱/۱۱/۱۱/nyregion/ken-kesey-author-of-cuckoo-s-nest-who-defined-the-psychedelic-era-dies-at-۶۶.html?pagewanted=۱

[۱۹] http://www.voltairenet.org/IMG/pdf/olson_documents.pdf

[۲۰] Turbide, Diane (۱۹۹۷-۰۴-۲۱). "Dr. Cameron’s Casualties". http://www.ect.org/dr-camerons-casualties/

[۲۱] Klein, N (۲۰۰۷). The Shock Doctrine. Metropolitan Books. pp.۳۹–۴۱. ISBN۰۶۷۶۹۷۸۰۱۰
يکشنبه 27/1/1391 - 23:11
دعا و زیارت

یكی از شرطهای اساسی پذیرفته شدن نماز در نزد خدای متعال، مسأله «حضور قلب پیدا كردن» در حین نماز است؛ از این رو آیات و روایات فراوانی در این باره وارد شده كه همه بر این مطلب تصریح می كنند كه میزان قبولی نماز، بستگی به میزان توجه انسان در نماز دارد

متأسفانه بسیاری از ما عبادتهای خود را بدون حضور قلب و با حواسپرتی كامل انجام می دهیم و به همین جهت است كه یك عمر نماز می خوانیم، اما اثری از آثار معنوی و روح نواز آن را در خود نمی بینیم.

 

لزوم تحصیل حضور قلب

الف. در ضرورت تحصیل حضور قلب همین بس كه بدانیم: نماز بی حضور قلب، نماز حقیقی نیست و وقتی نماز از حقیقت و باطن خود جدا شد و به صورت یك عمل بی روح در آمد، تمام ثمرات و فوایدی كه در آیات و روایات، برای نماز آمده، در چنین نمازی وجود ندارد وچه بسا موجب دوری از خدا هم بشود.

 

احادیث فراوانی دراین باره وارد شده كه همه بر این مطلب تصریح می كنند كه میزان قبولی نماز، بستگی به میزان حضور قلب در نماز دارد و به تناسب وجود حضور قلب، نماز مورد قبول واقع می شود. امام صادق ـ علیه السلام ـ می‌فرماید:

 

«اَن العبدَ لیُرفعُ لهُ مِن صلاتهِ نصفُها او ثلُثها او ربعُها او خمسُها و ما یرفعُ لهُ الّا ما اقبلَ علیهِ بقلبهِ؛[1] همانا از نماز انسان، نصفش، ثلثش، ربعش یا خمسش بالا برده می شود و آن مقداری از نماز كه توجّه قلبی داشته باشد بالا برده می شود.»

 

گر چه حضور قلب از شرایط صحت نماز نیست؛ یعنی با نبودن حضور قلب نماز باطل نمی شود و از لحاظ فقهی اشكالی ندارد. و لیكن چنین نمازی، قالبی و بی فضیلت و غیر مقبول است، یعنی بالا نمی رود و اثر معراجی خود را از دست می دهد.

 

امكان كسب حضور قلب

 

گاهی تصور می كنیم، تحصیل حضور قلب از امور مُحال است و از كسب آن، ناامید می شویم و به یك عبادت صوری و ظاهری اكتفاء می كنیم. چه بسا این ناامیدی، از فریب دادن خود نشأت بگیرد، به این معنا كه برای فرار از نماز با حضور قلب، دایماً خود را فریب داده و مشكل بودن آن را بهانه ای برای ترك آن، قرار می دهیم.

 

دلایلی برای امكان كسب حضور قلب وجود دارد كه از جمله آنها موارد ذیل است:

 

الف. وقوع حضور قلب

بهترین دلیل برای امكان شیء، وقوع آن است. همین كه پیغمبران ما و ائمه ـ علیهم السّلام ـ و اولیای خدا، بر حسب معرفت و ایمان و قرب و طلبشان، حضور قلب داشتند، دلیل بر امكان آن می باشد.

 

ب. وجود دستور عمل

وجود دستور جهت تحصیل حضور قلب از ناحیه رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ و بزرگانی كه در این باره كتاب نوشته اند، همه دلیل بر امكان كسب آن می باشد، چرا كه تكلیف و دستور به آنچه در توان نیست بی معنا و غلط است، زیرا تحصیل امر محال، محال است.

 

مراتب حضور قلب

گرچه درباره مراتب حضور قلب، سخنان بسیاری از بزرگان اهل معرفت رسیده، ولی ما به جهت مختصرگویی و ساده نویسی برآنیم تا با الهام از سخنان ارزشمند آنان به ذكر پنج مرتبه از مراتب حضور قلب بپردازیم.

 

مرتبه اول: شخص نمازگزار باید اجمالا بداند كه با خداوند سخن می گوید و حمد و ثنای او می كند، اگر چه به معانی الفاظ توجه نمی كند. این مرتبه برای آنانی است كه معانی نماز را نمی دانند؛ حضرت امام خمینی ـ قدّس سره ـ از قول مرحوم شاه آبادی ـ قدّس سره ـ نقل می كند:

 

«مثل این نحوه، به این صورت است كه یكی، قصیده در مدح كسی بگوید و به طفلی كه معانی آن را نمی فهمد بدهد كه در محضر او بخواند و به طفل بفهماند كه این قصیده در مدح این شخص است، البته آن طفل كه قصیده را می خواند اجمالا می داند ثنای ممدوح را می كند، اگر چه كیفیت آن را نمی داند».[2]

 

مرتبه دوم: علاوه بر مرحله قبلی، به معانی كلمات و اذكار نیز توجه داشته باشد و بداند كه چه می گوید. امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید:

 

«من صلّی ركعتین یعلمُ ما یقولُ فیهِما. انصرَفَ و لیسَ بَینَهُ و بینَ الله ذنبٌ إلّا غفرَلَهُ؛[3] هر كس دو ركعت نماز بخواند در صورتی كه بداند چه می گوید، از نماز فارغ می شود در حالی كه بین او و خداوند گناهی نیست، مگر این كه خداوند آنها را می بخشد». در این مرحله، قلب تابع زبان است.

 

مرتبه سوم: اسرار عبادت و حقیقت اذكار و تسبیح و تحمید و سایر مفاهیم را بفهمد و در حال نماز به آنها توجه كند تا خوب بداند چه می گوید و چه می خواهد.

 

مرتبه چهارم: نمازگزار علاوه بر مراحل سابق، باید اسرار و حقایق اذكار را به طور كامل در باطن ذاتش نفوذ داده و به مرحله یقین و ایمان كامل برسد. در این صورت است كه زبان از قلب پیروی می كند. قلب چون به آن حقایق ایمان دارد، زبان را به اذكار وادار می كند.

مرتبه پنجم: در این مرحله، نماز گزار به مرتبه كشف و شهود و حضور كامل می رسد كه به این مرحله حضور قلب در معبود می گویند نه حضور قلب در عبادت؛ یعنی مرحله ای كه اسما و صفات و كمالات حق را با چشم باطن مشاهده می كند،چیزی را جز خدا نمی بیند، حتی به خودش و افعال و حركات و اذكارش نیز توجه نداشته از سخنگو و سخن نیز غافل است و در حقیقت در انجذاب كامل قرار دارد، البته در این مرحله هم مراتبی است كه نسبت به سالكین متفاوت است.[4]

 

- عوامل حواسپرتی و درمان آن

 

1. هرزگی قوه خیال

از اسباب محوری و اصلی حواسپرتی، فرّار بودن، و هرزگی قوه خیال است.

آدمی دارای نیرویی است كه دایماً ذهن و خیالش را به كار می گیرد. اگر ذهن انسان در مورد موضوعات كلی، به صورت منظّم و مرتّب فعالیت كند و از یك مقدمه، نتیجه ای بگیرد، در این صورت تفكر و تعقّل حاصل شده است، ولی اگر ذهن انسان بدون هیچ مقدمه و نظمی در موضوعات جزئی، از چیزی به چیزی و از جایی به جایی پرواز كند و هیچ رابطه منطقی بین موضوعاتی كه در ذهن آمده ایجاد نكند، تخیّل صورت گرفته است.

 

- ویژگیهای قوّه خیال

یكی از ویژگیهای قوّه خیال، فرّار و متحرك بودن آن است، چون اگر تفكر نباشد، هزاران خاطره و مسأله به ذهن انسان (در طی چند لحظه، بدون هیچ ارتباطی با هم) می رسد.

دیگر از ویژگیهای قوّه خیال كه از تعریف آن بر می آید. آن است كه در موضوعات جزئی كار می كند و هم چنین از بی نظمی خاصی برخوردار است.

 

انواع خیالات در نماز

در نمازی كه می خوانیم، تمام انواع چهارگانه تصوّرات خیالی كه در ذیل می آید، وجود دارد، مگر كسانی كه قوه خیال را كاملا تربیت كرده و متمركز بر نماز كرده باشند.

گاهی آنچه در نماز به ذهن خطور می كند، انجام كار خیری است؛ مثلا در این تصور است كه چگونه بعد از نماز سخنرانی كند و یا با فلان بزرگ یا دوست، چگونه گفتگو كند.

و یا انجام كار شرّی است، مثلا در این تصوّر است كه چگونه بر سر دیگری كلاه بگذارد و... .

گاهی آنچه در خاطر و خیال می آید، صرف خیال است و آن یا خیال پسندیده است مثلا (در خاطر خود بگذراند كه پولدار شود تا بتواند گرسنگانی را سیر و برهنگانی را لباس بپوشاند و...) و یا خیال فاسد می باشد (مثلا در خاطر خود لذت گناه و چگونگی آن را بیاورد و با آن دلخوش كند).

 

پس آنچه كه در قوه خیال ما می آید از این چهار حالت خارج نیست، اگر چه گاهی در نماز قوّه خیال در امور پسندیده فعّالیّت می كند، و لیكن در جهت كسب حضور قلب، خیال در امور پسندیده هم باید كنترل شود و از پرواز آن به امور مختلف، خوب نگه داشته شود تا قلب یكسره متوجه خداوند گردد.

 

- درمان

الف. بیرون نماز

باید در بیرون نماز، تمرین و ممارست در حفظ قوه خیال و متمركز كردن آن صورت گیرد، به این صورت كه در ابتدا تمرین كنیم كه فكر و خیال خود را به امور خاصّی تمركز بدهیم و دایماً مواظبت بنماییم كه خیال به جایی دیگر نرود كه اگر این تمركز ادامه پیدا كند، آرام آرام می توانیم فكر و خیال خود را ضبط و نگهداری كنیم كه هر كجا اراده كردیم حركت كند.

 

كیفیت تغذیه قوه خیال

هر یك از قوای ما محتاج به تغذیه مناسب خود می باشد. باید برای منظم كردن قوه خیال و جهت دادن به آن، از عوامل كنترل قوّه خیال و گفتن ذكر دایم با توجه و متمركز كردن ذهن به امور پسندیده، استفاده كرد. از جمله امور پسندیده عبارتند از: یاد خدا بودن؛ تمام كارها و اعمال خود را نیت و هدف خدایی دادن؛ تفكر در مسائل علمیه و مسائل اعتقادیه (مبدأ و معاد) و وظایف انسانی و عملی (كسب اخلاق حسنه و رفتار انسانی)؛ مراقبت بر احوال و رفتار خود كه چه مقدار منطبق با عقل، شرع و رضای خداوند است و هم چنین یادآوری گذرگاه بودن دنیا و مسافر بودن خود و دقّت و تعقّل به عجایب خلقت و آثار نظم و قدرت پروردگار؛ همه اینها عوامل كمك كننده در كنترل قوه خیال می باشد.

 

ب. داخل نماز

یكی از روشهای كنترل قوه خیال در نماز «تصمیم بر مخالفت است»؛ یعنی تصمیم بگیرد كه خیال خود را متمركز در نماز و یا معانی نماز نماید و هر وقت كنترل آن از اراده انسان خارج شد دوباره برگرداند. حضرت امام خمینی ـ قدّس سره ـ می فرماید:

«طریقه عمده رام نمودن آن «عمل نمودن به خلاف است» و آن، چنان است كه انسان در وقت نماز خود را مهیّا كند كه حفظ خیال در نماز كند و آن را حبس در عمل نماید و به مجرّد این كه بخواهد از چنگ انسان فرار كند آن را استرجاع نماید (برگرداند) و در هر یك از حركات و سكنات و اذكار و اعمال نماز ملتفت حال آن (قوه خیال) باشد و از حال آن تفتیش نماید (جستجو كند) و نگذارد سر خود باشد و این در اوّل امر، كاری صعب (مشكل) به نظر می آید، ولی پس از مدتی عمل و دقت و علاج، حتماً رام می شود و ارتیاض پیدا می كند (ورزیده می شود)».[5]

 

پی نوشتها:

[1] . بحارالانوار، ج 84، ص 238.

[2] . امام خمینی، اربعین، ص 434.

[3] . ثواب الاعمال، ص 72.

[4] . بر همه ماست كه در این مراتب به دقت تأمل نموده و درصدد تحصیل آنها باشیم؛ برای اطلاع بیشتر ر.ك: امام خمینی، اربعین، ص 434؛ ابراهیم امینی، خودسازی، ص 231؛ میرزا ملكی تبریزی، اسرار الصلوة، ص 307.

[5] . آداب الصلوة، ص 44.

يکشنبه 27/1/1391 - 23:8
دعا و زیارت

صلوات، دو چهره‌ای است؛ این که می گویند: بهترین ذکر صلوات است، به علّت دو چهرهای بودن او است. صلوات هم مداد است، هم مداد پاک کن. لذا بسیار به صلوات سفارش شده است.

به گزارش شبستان، هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می‌شود، ده حسنه نوشته می‌شود، صلوات هم نقش اثباتی دارد و نقش نفیی!

 

آیت الله مجتبی آقاتهرانی در جلسه درس اخلاق خود اهمیت و جایگاه صلوات را به عنوان بهترین و برترین ذکر بیان کرده و ابعاد این موضوع را تبیین کردند که در ادامه شرح سخنان این استاد اخلاق را می خوانید؛ رُوِیَ عَن الحَسنَ بن عَلِیٍّ العَسکَری (صَلَواتُ اللهُ عَلَیهما) قالَ:« أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله وسلم)فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات» روایتی از امام عسکری (ع) منقول است که حضرت فرمودند: زیاد به یاد خدا باشید، « اَکثِرُوا ذِکرَ اللهِ تَعالی »،

 

ذکر درونی و ذکر بیرونی

 

این ذکر(یاد) به معنای ذکر درونی است، چون در جمله بعد دارد: « و ذِکْرَ الْمَوْتِ » و مرگ نیز فراموشت نشود، چون در این عبارت ذکر به معنای ذکر درونی است. ذکر در عبارت اوّل نیز به قرینه، به معنای یاد است، نه ذکر زبانی و این ذکر نقش سازنده دارد. حضرت می‌فرمایند: خدا یادت نرود، مرگ هم فراموش نشود. این دو سفارش، درونی بود؛ حضرت دو سفارش بیرونی هم فرموده اند. سوم: قرآن زیاد بخوانید « وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ ». تلاوت قرآن آثار بسیار زیادی دارد و از نظر معنوی، نورانیّت می‌آورد. چهارم: زیاد درود بر پیامبر بفرستید، « وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ ». حضرت سفارشات قبل را بدون علّت فرمودند و فقط برای همین سفارش علّت فرمودند: « فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات » چون صلوات بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) ده حسنه محسوب می‌شود. مسأله صلوات بحث مفصلی است که در اینجا اشاره ای می‌کنم. صلوات هم نقش اثباتی دارد و هم نقش محوی. اینکه حضرت می‌فرمایند: هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می‌شود، ده حسنه نوشته می‌شود، نقش اثباتی است. از طرف دیگر حضرت در روایت دیگری می‌فرمایند، نقش محوی نیز دارد، یعنی نقش استغفار هم دارد.

 

صلوات و نقش نفیی آن

 

در روایت متعدّد داریم که صلوات نقش نفیی هم دارد، یعنی از یک طرف حسنه نوشته می‌شود از طرف دیگر، سیّئه‌ای هم پاک می‌شود، به تعبیر دیگر صلوات، دو چهره‌ای است؛ این که می گویند: بهترین ذکر صلوات است، به علّت دو چهرهای بودن او است. صلوات هم مداد است، هم مداد پاک کن. لذا بسیار به صلوات سفارش شده است.

 

جنبه اثباتی صلوات نیز بحث مفصلی است، حتّی در یک روایت داریم وقتی کسی صلوات بفرستد، برایش ده حسنه می‌نویسند، از آن طرف ملائکه هفتاد صلوات برای او می‌فرستند، از طرف دیگر هم خدا هفتصد درود بر او می‌فرستد. جنبه ضریب صلوات بسیار بالا است و ما نمی‌دانیم که در فرستادن یک صلوات چه خبرها است. لذا امام عسکری (علیه السلام) سفارش به صلوات فرمودند.

 

بحارالأنوار ج ۷۵، ص ۳

شنبه 26/1/1391 - 22:28
طنز و سرگرمی
یک مرد جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت، کتابی بخرد. او یک بسته بیسکویت نیز خرید. سپس روی یک صندلی دسته دار نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد. در کنار او یک بسته بسکویت بود و در کنارش مرد میانسالی نشسته بود و داشت روزنامه می خواند. وقتی که او نخستین بیسکویت را به دهان گذاشت، متوجه شد مرد میانسال هم یک بیسکویت برداشت و خورد. مرد جوان خیلی عصبانی شد، ولی چیزی نگفت. پیش خود فکر کرد: ( بهتر است ناراحت نشوم، حتما دیگر تکرار نمی کند. )ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکویت بر می داشت، آن مرد هم همین کار را می کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود، ولی نمی خواست واکنش نشان دهد. وقتی که تنها یک بیسکویت باقی مانده بود،پیش خود فکر کرد: ( حالا ببینم این آدم بی ادب چه کار خواهد کرد؟ ) مرد میانسال آخرین بیسکویت را نیز برداشت و آن را نصف کرد ونصفش را خورد.
مرد جوان با خودش گفت: ( این دیگر خیلی پررویی می خواست! )او حسابی عصبانی شده بود. دراین هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان رفتن به سوی هواپیماست. مرد جوان کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد میانسال انداخت، از آن جا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتی داخل هواپیما روی صندلی اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد، تا عینکش را داخل ساکش قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکویتش آن جاست! باز نشده و دست نخورده! یادش رفته بود، جعبه بیسکویت را داخل ساکش گذاشته بود. خیلی شرمنده شد. آن مرد بیسکویت هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی شود!
دوشنبه 5/10/1390 - 15:4
دانستنی های علمی
در دو سوره قرآن کریم یعنی سوره های (کهف و انبیاء) از یأجوج و مأجوج سخنانی آورده شده است که از مراجعه به تفسیر این آیات روشن می شود یأجوج و ماجوج اقوامی مفسد و خونخوار از انسانها بوده اند که همواره برای ساکنان اطراف محل سکونت خویش مزاحمت و نا امنی ایجاد می کرده اند.
در تفسیر آیات مربوط به ذوالقرنین آمده است که وی در یکی از سفرهای خود به گروهی از مردم رسید که بین دو کوه زندگی می کردند آنان که ذوالقرنین را صاحب قدرت و توانایی یافته بودند، گفتند: که طایفه یاجوج و مأجوج در این سرزمین فساد می کنند آیا حاضری پولی از ما بگیری و میان ما و آنها سد ایجاد نمایی؟ ذوالقرنین در پاسخ آنان گفت: اموال و امکاناتی که پروردگارم در اختیارم گذاشته از آن چه شما پیشنهاد می کنید بهتر است... و بدین ترتیب سدی آهنین در مقابل یأجوج و مأجوج ایجاد کردند. در این که منظور از اینها چه اقوامی بوده اند دلائل فراوانی از تاریخ در دست است که در نواحی مغولستان اقوامی بوده اند که به سرعت زاد و ولد کرده و پس از کثرت به شرق و جنوب سرازیر می شده اند و برای این حرکت سیل آسا و مخرب و ویرانگر دورانهایی ذکر شده است یکی هجوم این قبائل وحشی در قرن چهاردهم میلادی به زمامداری آتیلا به امپراطوری روم و دیگری حمله اینها به ممالک اسلامی به سرکردگی چنگیز در قرن دوازدهم میلادی و... به هرحال در آیه( 96 انبیاء) گشوده شدن سد و هجوم با سرعت یاجوج و مأجوج یکی از علائم قیامت شمرده است و عده ای برآنانند که این علامت مغول و چنگیزخان در قرن دوازدهم میلادی محقق شده است. البته در تفاسیر معانی دیگری نیز برای این آیه ذکر شده است که دارای اشکالاتی است برای توضیحات بیشتر می توانید به تفسیر نمونه( ج 13 و 12 ذیل آیه های 94 سوره کهف و 96 انبیاء) و هم چنین به ترجمه تفسیر المیزان( ج 14 و 13 ) ذیل همین آیات مراجعه نمائید.
چهارشنبه 30/9/1390 - 10:58
داستان و حکایت

نکته: لقمان در آغاز، برده خواجه ای توانگر و خوش قلب بود. ارباب او در عین جاه و جلال و ثروت ومکنت، در برابر ناملایمات زندگی بسیار ناشکیبا بود و با اندک سختی، زبان به ناله و گلایه می گشود. این امر لقمان را می آزرد؛ اما راه چاره ای به نظر او نمی رسید، تا اینکه روزی یکی از دوستان خواجه، خربزه ای به رسم هدیه و نوبر برای او فرستاد. خوجه، خربزه را قطعه قطعه نمود و به لقمان تعارف کرد و لقمان با روی گشاده و اظهار تشکر،آنها را تناول کرد تا به قطعه آخر رسید، در این هنگام، خواجه قطعه آخر را خود به دهان برد؛ اما متوجه شد که خربزه به شدت تلخ است. سپس با تعجب زیاد رو به لقمان کرد و گفت: چگونه چنین خربزه تلخی را خوردی و لب به اعتراض نگشودی؟ لقمان که دریافت زمان تادیب خواجه فرا رسیده است، به آرامی گفت: واضح است که من نیز تلخی و ناگواری این میوه را به خوبی احساس کردم؛ اما سال های متمادی من از دست شما، لقمه های شیرین و گوارا گرفته ام، سزاوار نبود که با دریافت اولین لقمه ناگوار، شکوه و شکایت آغاز کنم. خواجه از این برخورد، درس عبرت گرفت و دیگر هیچ گاه در برابر ناملایمات لب به شکوه و شکایت نگشود.

 

نظر: بسیاری از ما تا هنگامی که زندگی بر وفق مراد است، انسان هایی آرام و شاکر هستیم؛ اما به محض برخورد با سختی ها و ناملایمات به ناگاه از کوره در می رویم  و به شکوه و شکایت از عالم وآدم می پردازیم و گاه حتی معاذالله به کفر گویی روی می آوریم. غافل از اینکه، سختی ها و دشواری های زندگی، جزئی از روال عادی آن و برای آب دیده شدن بیشتر انسان است. از سویی، نوعی آزمایش برای رسیدن انسان به کمال واقعی می باشد. پس بهتر است در ناملایمات نیز چون دوران خوش زندگی شاکر باشیم و کمتر از کوره در برویم و با آرامش خاطر نسبت  به حل مشکلات قدم برداریم، چرا که قطعا این نوع برخورد ما به نفع خودمان خواهد بود.
شنبه 5/9/1390 - 22:7
دعا و زیارت

 

زیارت عاشورا، پاداش بزرگ : صالح پسر عُقْبه، از یاران امام پنجم علیه‏السلام به نقل از پدرش می‏گوید: امام باقر علیه‏السلام فرمود: «کسی که در روز عاشورا، از نزدیک امام حسین علیه‏السلام را با چشم گریان زیارت کند، خداوند پاداش بزرگی به او می‏دهد». عُقبه به حضرت عرض کرد: «جانم به قربانت! اگر کسی امکان حضور در کربلا و حرم مطهّر آن حضرت را در روز عاشورا نداشته باشد و بخواهد از راه دور او را زیارت کند، تکلیف او چیست؟» حضرت فرمود: «پیش از ظهر در جای بلندی بایست و پس از اشاره به سوی مرقد آن حضرت بر او سلام کن و بر ستمگران و قاتلان او لعن و نفرین کن. سپس دو رکعت نماز زیارت بخوان و هر چه می‏توانی بر مصیبت امام گریه کن. خاندانت را نیز بر این عمل ترغیب کن». آن‏گاه در پایان افزودند: «من ضمانت می‏کنم هر کسی این کار را انجام دهد، خداوند پاداش یاد شده را به او بدهد».

 

 

زیارت پیامبران

 

فردی به نام عَلْقَمه می‏گوید: به امام باقر علیه‏السلام عرض کردم: «اگر قصد زیارت امام حسین علیه‏السلام را از دور یا نزدیک داشتم، چگونه زیارت کنم؟» حضرت فرمودند: «مانند کسی که سلام می‏دهد، به سوی آن حضرت روی کن و با توجه و حضور قلب به آن سوی نگاه کن و پس از گفتن اللّه‏ اکبر این‏گونه بخوان: السلام علیک یا ابا عبداللّه‏... (و متن زیارت عاشورا را به وی می‏آموزد) و پس از آن دو رکعت نماز بگزار». آن‏گاه فرمودند: «فرشتگان نیز آن حضرت را این‏گونه زیارت می‏کنند و پاداش چنین زائری بسیار بزرگ است. خداوند درجات او را بالا می‏برد و نام او را در زمره همراهان امام حسین علیه‏السلام و شهیدان کربلا نگاشته، ثواب زیارت رسولان و پیامبران الهی را برای وی ثبت می‏کند».

 

وعده خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)

 

صفوان از یاران امام ششم می‏گوید: امام صادق علیه‏السلام با اشاره به سوی قبر امام حسین علیه‏السلام ، این زیارت ـ زیارت عاشورا ـ را خواند و پس از آن دو رکعت نماز گزارد. آن‏گاه فرمود: «هرگاه حاجت و گرفتاری‏ای داشتی، در هر جا که هستی، این زیارت و دعای پس از آن را بخوان و از خدا حاجتت را بخواه. بی‏تردید خدا و پیامبر به وعده خویش عمل می‏کنند و نیازمندی تو را برمی‏آورند».

 

زیارت عاشورا، حدیث قدسی

 

محدّث نوری، از استادان مرحوم شیخ عباس قمی می‏گوید: «در فضل و مقام زیارت عاشورا همین بس که از سِنخ دیگر زیارت‏ها نیست که به ظاهر از انشا و املای معصومی باشد. هر چند از قلوب پاک ایشان چیزی جز آنچه از عالَم بالا به آنجا برسد، بیرون نمی‏آید، ولی این زیارت از سنخ احادیث قُدسیه است که به همین ترتیب زیارت و لعن و سلام و دعا از خدای متعالی به جبرئیل امین و از او به خاتم النبیین صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم رسیده است و به حسب تجربه، مداومت به آن در چهل روز یا کمتر، در برآوردن حاجات و رسیدن به مقاصد و دفع دشمنان بی‏نظیر است».

 

مداومت بر زیارت عاشورا

 

آیت اللّه‏ شبیری زنجانی، از مراجع تقلید می‏گوید: «یکی از چشم‏های فرزند آقای حاج سید محمد بجنوردی بر اثر عارضه‏ای نابینا شده بود و به نظر پزشکان ـ حتی پزشکان خارج از کشور ـ به علت رشد آن عارضه، چشم دیگرش نیز نابینا می‏شد. ولی آن شخص شفا یافت. یکی از بستگان وی، سیدالشهداء را در عالم رؤیا دید که به وی فرمود: «ما به جهت اینکه او به زیارت عاشورا مداومت داشت، سلامتی چشم دیگرش را از خدا گرفتیم».

 

تنها زیارت عاشورا

 

یکی از بزرگان حوزه می‏فرماید: امام جماعت مسجد محمدیه قم، جناب حجة‏الاسلام والمسلمین سیدحسین برقعی به من گفتند: «پس از سانحه‏ای که برای من روی داد، به فراموشی شگفت‏آوری دچار شدم؛ به گونه‏ای که تمامی اعضای خانواده و فرزندان خویش را می‏دیدم، ولی هیچ کدام از آنها را نمی‏شناختم. تنها چیزی را که فراموش نکرده بودم، زیارت عاشورا بود که آن را از حفظ می‏خواندم».

 

ادای دِین

 

عالم متقی، مرحوم آیت اللّه‏ نجفی قوچانی (نویسنده کتاب سیاحت غرب)، در زندگی‏نامه خود می‏نویسد: «پدرم بسیار مقروض بود و بدهی‏اش پیوسته بیشتر می‏شد. من بنا گذاشتم که چهل روز زیارت عاشورا بخوانم. بدین ترتیب، هر روز دو ساعت پیش از ظهر خواندن دعا را آغاز می‏کردم و هنوز ظهر نشده بود که زیارت تمام می‏شد. پس از چهل روز، نامه‏ای از پدرم دریافت کردم که خبر مسرت‏بخش ادای دِین خودش را برای من نگاشته بود. از آن پس، دل قوی داشتم و هر حاجت مهمی که برایم پیش می‏آمد، به آستان مقدس حسینی علیه‏السلام روی می‏آوردم و با قرائت چهل بار زیارت عاشورا نیازم برآورده می‏شد».

 

آخرین ذکر، زیارت عاشورا

 

مرجع بزرگ، آیت اللّه‏ العظمی بهجت درباره زیارت عاشورا می‏گوید: «مضمون زیارت عاشورا گواه و روشن کننده عظمت آن است... در سندها آمده است که زیارت عاشورا از حدیث‏های قُدسی است. برای همین، با وجود فراوانی کارهای علمی موجود نزد علما و اساتیدمان، آنان همیشه مراقب خواندن زیارت عاشورا بودند. مرحوم آیت اللّه‏ شیخ محمدحسین اصفهانی از خداوند متعالی می‏خواست کلمات پایانی عمرش، زیارت عاشورا باشد، و پس از آن به سوی باری تعالی بشتابد. خداوند نیز دعای وی را اجابت کرد و پس از اتمام خواندن زیارت عاشورا روحش به ملکوت اعلی شتافت و قرین رحمت گردید».

 

همیشه با زیارت عاشورا

 

صاحبان بصیرت، همیشه به خواندن زیارت عاشورا توجه داشتند و آن را به دیگران نیز سفارش می‏کردند. مرحوم شیخ رجبعلی خیاط که حالات معنوی او مشهور خاص و عام است، در توسل به اهل بیت علیه‏السلام به زیارت عاشورا تأکید فراوانی داشت و می‏فرمود: «در عالم معنا به من توصیه کرده‏اند که زیارت عاشورا بخوان». وی به دیگران نیز سفارش می‏کرد: «تا زنده‏اید زیارت عاشورا را از دست ندهید».

 

منبع: ماهنامه گلبرگ

چهارشنبه 2/9/1390 - 22:28
اخبار

قایق‌های تندروی سپاه ناو آمریکایی را مجبور به پاسخگویی کردن

 

کنترل ناوهای آمریکا در تنگه هرمز توسط سپاه

فرمانده سابق کل سپاه درباره پیشنهاد آمریکا برای ایجاد خط تماس مستقیم با ایران گفت: هم اکنون سپاه پاسداران به هر ناو آمریکایی که از تنگه هرمز بخواهد وارد شود، با ارتباط مخابراتی می گوید که شماره و مقصد خود را اعلام کند.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: چند وقت قبل یک ناو هواپیمابر از پاسخ به نیروی دریایی سپاه و اعلام شماره بدنه خودداری کرد، و پس از آن قایق های تندرو اعزام شدند، به محض اعزام این قایقهای تندرو، ناو هواپیمابر بلافاصله محترمانه پاسخ داد.

سرلشکر صفوی اظهار داشت: اکنون آمریکایی ها به پست مخابراتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کاملا جواب می دهند.

این مقام عالیرتبه نیروهای مسلح افزود: این تماس بی سیم کوتاه وجود دارد، ولی آمریکایی ها درخواست "هات‌لاین" و ارتباط مستقیم داشتند، که ایران نپذیرفت این خط ارتباطی مستقیم وجود داشته باشد؛ این سیاست جمهوری اسلامی است و ایران تصمیم گیرنده است.

 

منبع:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900902000637

 

چهارشنبه 2/9/1390 - 14:32
شهدا و دفاع مقدس

روایتی از بزرگ ترین عملیات هوایی با فانتوم

 

به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، حمله هوایی به پایگاه نظامی الولید: عملیات اچ 3 یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی دنیاست که به نام فانتومها ثبت شده است. فانتومهای ایرانی طی یک عملیات پیچیده و تحسین برانگیز در 4 آوریل 1981 (فروردین 1360) پایگاه هوایی الولید در مجموعه اچ 3 واقع در غرب عراق، در نزدیکی مرز این کشور با اردن را بکلی نابود کردند. در مجموع بیش از 48 هواپیمای عراقی که بیشتر آنها بمب افکنهای روسی (میگ 23، سوخو 20، تییو 16، تییو 22) بودند در این عملیات از بین رفتند. حمله به اچ 3 از لحاظ فنی یکی از پیچیده ترین عملیاتهای هوایی جهان بشمار می رود و از نظر دستاوردهای نظامی نیز با توجه به نابودی کامل 48 هواپیمای دشمن در رده بزرگترین و موفقترین عملیاتهای نظامی جهان قرار می گیرد. این عملیات در 1981 یعنی زمانی که نیروی هوایی ایران از برتری بی چون و چرایی بر نیروی هوایی عراق برخوردار بود به انجام رسید. می دانیم که در اول مهرماه 1359، یکروز پس از آغاز جنگ و حمله‌ی هواپیماهای عراقی به فرودگاه مهرآباد نیز یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی جهان با شرکت بیش از یکصد و چهل هواپیمای جنگی بر فراز عراق انجام شد. این عملیات از نظر تعداد هواپیماهای شرکت کننده در آن یکی از منحصر بفرد ترین نبردهای هوایی جهان پس از جنگ جهانی دوم بشمار می رود. در این حمله بسیاری از تاسیسات زیربنایی عراق، پایگاهها و دپوهای ارتش عراق در مرز این کشور با ایران نابود شد. در سال 1981 منابع اطلاعاتی ایران دریافتند که نیروی هوایی عراق تعدادی از بمب افکنهای خود را برای دور ماندن از حملات هواپیماهای ایرانی و جلوگیری از نابودی آنها بر روی باند فرودگاه به پایگاهی در دورترین نقطه‌ی غرب این کشور منتقل ساخته است؛ به یکی از پایگاههای سه گانه‌ی اچ 3 با نام الولید. هیچ کارشناس نظامی تا آنوقت تصور نمی کرد که این پایگاهها که در غربی ترین نقطه‌ی خاک عراق و در نزدیکی مرز این کشور با اردن واقع شده است روزی هدف حمله‌ی جنگنده‌های ایرانی قرار گیرد. هواپیماهای ایرانی برای بمباران این پایگاه می‌بایست از مرزهای شرقی عراق وارد شده و پس از گذشتن از آسمان بغداد و بسیاری از شهرهای دیگر که تاسیسات پدافندی موثری داشتند به اچ 3 می رسیدند و پس از انجام عملیات دوباره از همین مسیر باز می گشتند. در تمام طول مسیر جدای از موشکهای زمین به هوا و توپهای ضد هوایی، هواپیماهای رهگیر عراقی نیز وجود داشتند که در صورت حمله، با توجه به برتری تعداد آنها نسبت به هواپیماهای مهاجم ایرانی بدون شک ادامه‌ی عملیات را برای هواپیماهای ایرانی غیرممکن می‌ساختند. عبور جنگنده‌های ایرانی از عرض کشور عراق و رسیدن به دورترین نقطه‌ی خاک این کشور مسئله‌ای نبود که از چشم رادارهای عراقی پنهان بماند. با توجه به این مسائل احتمال یک حمله‌ی غافلگیرانه از طرف ایران منتفی و غیرممکن انگاشته می‌شد. اما در آنسوی جریان، افسران نیروی هوایی ایران باور دیگری داشتند. خلبانان ایرانی مصمم بودند تا این عملیات را به هر طریق ممکن به انجام رسانند. بدین ترتیب پایگاه هوایی نوژه‌ی همدان آبستن یکی از رویدادهای بزرگ جنگ شد. در این پایگاه افسران نیروی هوایی به طراحی یکی از شگفت انگیزترین و جسورانه ترین حملات هوایی تاریخ پرداختند. تنها نمونه های دیگر برای عملیات اچ 3، عملیاتهایی بود که نیروی هوایی اسرائیل در جنگهای 1967 و 1973 موفق به انجام آن شده بود. در ژوئن 1967 طی جنگهای شش روزه، اسرائیلی‌ها بخش اعظم نیروی هوایی مصر را روی زمین از میان برداشتند. در اکتبر 1973 نیز، طی جنگهای بیست روزه (که اعراب آنرا جنگ رمضان و اسرائیلی ها آنرا جنگ یوم کیپور نام نهادند) نیروی هوایی اسرائیل موفق شد بسیاری از هواپیماهای مصری را بر روی باند فرودگاه از میان بردارد. در همین سال چهار فانتوم اسرائیلی ساختمان ستاد مشترک ارتش سوریه را در قلب دمشق با خاک یکسان کردند (که البته فقط دو تای آنها سالم به پایگاههایشان بازگشتند). حال ایرانیها می رفتند تا عملیاتی را به انجام رسانند که در صورت موفقیت به یک اسطوره در تاریخ جنگهای هوایی بدل می شد. در طراحی عملیات به گونه‌ای عمل شد که در وهله‌ی اول به یک داستان علمی، تخیلی بیشتر شباهت داشت تا یک عملیات هوایی در شرایط جنگ واقعی. قرار بود 8 فانتوم، از فرودگاهی در شمال غرب کشور به پرواز درآیند. این هواپیماها باید از کوهستانهای مرزی عراق و ترکیه و در ارتفاعی پایین پرواز میکردند و پس از طی مسافتی طولانی بر روی خط مرزی عراق و ترکیه (که احتمالا در مواقعی نیز مستلزم تجاوز به حریم هوایی ترکیه بوده است) خود را به اچ 3 برسانند. فانتومها پس از فروریختن بمبهایشان بر سر هواپیماهای عراقی می‌بایست از همان مسیر قبلی به پایگاههای خود بازمی‌گشتند. عملیات باید کاملا غافلگیرانه انجام می‌شد و فانتومها تا لحظه‌ای که بر فراز اچ 3 ظاهر می شدند نباید هیچ نشانهای از یک حمله‌ی هوایی را آشکار می‌کردند. در راه بازگشت مسلما عراقیها که دیگر از حمله آگاه شده بودند هواپیماهای خود را بدنبال فانتومها می فرستادند و هواپیماهای ایرانی در اینجا نیز باید در صورت درگیری خود را حفظ می‌کردند. در تمام طول مسیر هواپیماها می‌بایست در ارتفاع پایین (20 تا 30 متری) پرواز می کردند تا از دید رادارهای دشمن پنهان بمانند. در حالت عادی، پرواز در ارتفاع پایین به قدرت و مهارت بسیاری نیازمند است اما پرواز در ارتفاع پایین بر فراز منطقه‌ای کوهستانی تقریبا به کاری غیرممکن می‌ماند که تنها از عهدهی خلبانانی بر می‌آید که دارای مهارت و قدرت عکس العمل بالایی باشند. (تصور غیر ممکن بودن چنین کاری چندان دشوار نیست. در حالت رانندگی با یک اتومبیل با سرعتی معدل 200 کیلومتر بر ساعت بسیاری از مواقع راننده پس از مشاهده‌ی مانعی در مقابل خود به سختی می تواند از خود عکس العمل نشان دهد. زمانی که چشم انسان موفق به دیدن مانعی در برابر خود می شود و مغز دستور عکس العمل اعضای بدن را از قبیل؛ گرفتن کلاچ، فشار بر روی ترمز یا ... را صادر می کند اتومبیل با سرعت 200 کیلومتری خود عملا به مانع رسیده است و برخورد اجتناب ناپذیر جلوه می کند. حال وضعیتی را تصور کنید که خلبان ناگهان با دیدن قله‌ای در مقابل خود سعی در بالا کشیدن هواپیما می‌کند. طی چند ثانیه خلبان باید هواپیما را از فراز مانع عبور دهد در حالی که با 5/2 برابر سرعت صوت به سمت آن در حرکت است. این توضیح می تواند دشواری پرواز بر فراز کوهستان در ارتفاع پایین را نشان دهد). عملیات اگر فقط همین مشکلات را هم داشت به اندازه‌ی کافی غیرممکن به نظر می رسید اما مسئله‌ی دیگری وجود داشت که مهمترین چالش پیش روی عملیات ‌بود. هیچ هواپیمایی به علت محدودیت سوخت نمی توانست چنین مسیر طولانی را رفته و بازگردد. پس در حین عملیات و بر فراز آسمان عراق که نفوذ با جنگنده ها هم در آن به اندازه ی کافی دشوار بود می بایست یک بویینگ برای رساندن سوخت به فانتومها با آنان همراه می‌شد. آیا یک بویینگ می‌توانست خود را از دید رادارها مخفی کند؟ سرعت بویینگ بسیار کمتر از سرعت هواپیماهای جنگنده است بنابراین فانتومها نمی توانستند همراه این هواپیماهای غول پیکر حرکت کنند و در تمام طول مسیر از آن در برابر جنگنده های عراقی محافظت کنند، حال اگر بویینگ در هر مرحله از عملیات توسط عراقیها هدف قرار می‌گرفت تکلیف فانتومها چه بود؟ اصولا آیا یک بویینگ 707 شانسی برای گذشتن از مرز عراق و رسیدن به نقطهای که باید سوختگیری در آن انجام می شد را داشت و یا در همان مراحل آغاز عملیات هدف هواپیماهای رهگیر عراقی قرار می‌گرفت؟ طبق برنامه ریزی عملیات، پس از اولین نوبت سوختگیری هواپیمای مادر باید صبر می‌کرد تا فانتومها عملیاتشان را بر فراز اچ 3 انجام دهند و در راه بازگشت (که این بار دیگر عراقی هوشیار شده بودند) دوباره عملیات سوختگیری هوایی را انجام می داد. در هر مرحلهای از عملیات امکان داشت واقعه‌ی ناخوشایندی برای هواپیمای سوخت رسان که ذاتا بی‌دفاع بود رخ دهد و می دانیم که سرنوشت فانتومها با سرنوشت بویینگ کاملا گره خورده بود. علیرغم تمامی این مشکلات و برغم اینکه چنین عملیات جسورانه‌ای تا بحال توسط هیچ کشوری در جهان انجام نشده بود افسران ایرانی به اجرای آن مصمم بودند. در نهایت پس از بررسیها و برنامه‌ریزیهای دقیق، روز سرنوشت ساز فرا رسید. فانتومها روز قبل، از پایگاه نوژه به پایگاهی در ارومیه پرواز کرده بودند. روز عملیات هر هشت هواپیما در دو گروه چهار تیمی از باند فرودگاه برخاستند و از شمال شرق و از فراز کوههای آرارات وارد منطقهی مشترک مرزی عراق و ترکیه شدند و در ارتفاع پایین بر فراز کوهستانهای این منطقه بسمت غرب عراق حرکت کردند. در جایی بسیار دورتر در فرودگاه لارناکا در قبرس یک هواپیمای بویینگ 707 متعلق به هواپیمایی ملی ایران (هما) ساعتی قبل وارد فرودگاه لارناکا شده بود و طبق برنامه ریزی قبلی آماده میشد تا بدون مسافر به تهران باز گردد. قبل از آنکه هواپیما باند فرودگاه را ترک کند دو مامور اطلاعاتی ایران که همراه مسافرین این پرواز همان روز وارد قبرس شده بودند به داخل کابین خلبان رفتند و با خلبان هواپیما به گفتگو نشستند. خلبان نمی‌توانست چیزی را که می‌شنود باور کند. انجام چنین کاری دیوانگی محض بود، شانس موفقیت چیزی در حد صفر جلوه می کرد و کاملا غیرممکن بنظر میرسید. طراحان عملیات با خود چه فکری کرده بودند؟ این نقشه به فیلمنامه‌ی فیلمهای هالیوودی شباهت داشت و فقط با جادوی سینما و بر روی پردهی نقرهای امکان تحقق داشت. حتی خیال‌بافترین فیلمنامه نویسان هالیوودی نیز تاکنون جرات طراحی چنین عملیاتی را به خود نداده بود. او حتی بیاد نداشت که در فیلمهای سینمایی هم چنین چیزی دیده باشد. از نظر او انجام اینکار مطلقا غیرممکن بود. جدای از این مساله او یک خلبان غیرنظامی بود و هیچگاه تصور نمی‌کرد که روزی در یک عملیات نظامی نقشی داشته باشد. اما اکنون، در کمال ناباوری خود را در بطن یکی از شگفت انگیزترین نبردهای هوایی جهان می‌یافت که همه چیز آن به عملکرد او بستگی داشت. دقایقی بعد بویینگ 707 هواپیمایی ملی ایران، پس از اطلاع مسیر خود به برج مراقبت فرودگاه لارناکا از زمین برخاست و ظاهرا به سمت تهران و در واقع بسمت یکی از سرنوشت‌سازترین جنگهای هوایی دنیا شتافت. برنامه‌ریزی عملیات به طرز دقیقی صورت گرفته بود و در ساعتی مشخص هواپیمای بویینگ می‌باید بر فراز کوهستانهای مرزی ترکیه و عراق با فانتومها ملاقات می‌کرد. هواپیمای سوخت رسان در تماس با فرودگاههای قبرس و آنکارا وانمود کرد که مسیرش را گم کرده و در حال مسیر یابی مجدد است. در ساعت مقرر تانکر سوخت رسان با فانتومها در همان نقطهی پیش بینی شده روبرو شد. فانتومها توانسته بودند با سکوت رادیویی و پرواز در ارتفاع پایین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان دارند. ظاهرا چندین بار هواپیماها در رادارهای عراقی و ترکیه ای ظاهر می شوند اما عراقی ها تصور می کنند هواپیماها متعلق به نیروی هوایی ترکیه است که مشغول گشتزنی در طول مرزهایشان هستند. این اشتباهی بود که کنترلهای زمینی ترکیه نیز مرتکب شدند. هر هشت هواپیما که سوختشان پس از طی مسیری طولانی در حال اتمام بود به طور منظم عملیات سوختگیری هوایی را انجام دادند و با شتاب به سوی هدفی رهسپار شدند که بیصبرانه انتظارشان را می­کشید. هواپیمای بویینگ نیز با احتیاط کامل مشغول گشتزنی در طول مسیر شد تا در بازگشت، دوباره عملیات سوخت رسانی به فانتومها را انجام دهد. در آنسو فانتومها در ارتفاعی پایین و در حالتی که خلبانان آن می توانستند کوچکترین حرکتی را بر روی زمین با چشم غیرمسلح ببینند به سمت اچ 3 در حرکت بودند. ساعتی بعد هر هشت هواپیما ناگهان بر فراز پایگاه ظاهر شدند. پرسنل پایگاه که با توجه به دور بودنشان از مرزهای شرقی هیچگاه تصور نمیکردند هدف هیچ نوع حملهای قرار گیرند در ابتدا به تصور اینکه هواپیماها خودی هستند شروع به تکان دادن دستهایشان کردند. بر فراز پایگاه، فانتومها ارتفاعشان را افزایش دادند و پس از تقسیم شدن به دو گروه چهارتایی به سمت هدف شیرجه رفتند. لحظاتی بعد بمبهای چهار فانتوم اول، بصورت یک ردیف منظم بر روی هواپیماهایی که بر روی باند قرار داشتند فرود آمد و تمامی آنها را در همان لحظات اولیه‌ی عملیات نابود کرد. دیگر هیچ هواپیمایی نمیتوانست از باند فرودگاه بلند شود. فانتومهای گروه دوم نیز دو مجتمع راداری را در قلب پایگاه مورد حمله قرار دادند و سپس با خیال راحت به درهم کوبیدن آشیانههای هواپیما و توپهای ضدهوایی پرداختند. در چند دقیقه پرسنل پایگاه در جهنمی از آتش که از همه جا شعله می‌کشید بدام افتاده بودند. در برابر دیدگان ناباور آنها پایگاه اچ 3 با تمامی ابهت و نفوذ ناپذیریاش در زیر آتش سنگین فانتومهای ایرانی به تلی از خاکستر بدل شده بود. فانتومها که تمامی دفاع ضد هوایی پایگاه را از بین برده بودند اینبار در ارتفاع پایین بر روی خرابه های آن به شکار سربازانی مشغول بودند که اغلبشان حتی یونیفورم‌هایشان را بر تن نکرده بودند و بی هدف به اینسو و آنسو می دویدند. توپهای فانتومها با سیلی از رگبار گلوله به سمت هر هدف جنبنده‌ای شلیک می‌کردند و باند فرودگاه مملو از اجساد سربازانی بود که بر روی بازماندههای خرابه‌ها افتاده بودند. فانتومها که دیگر چیزی برای نابود کردن باقی نگذاشته بودند بسرعت صحنه‌ی عملیات را ترک کردند. پشت سر آنها تلی از خاکستر بجا مانده بود که تا چند دقیقهی پیش پایگاه هوایی الولید نام داشت. جایی که قرار بود مکانی امن برای هواپیماهای عراقی باشد. بر روی باند فرودگاه و در آشیانه‌هایی که آتش از آنها زبانه میکشید تکه پاره‌هایی از آهن و فولاد بچشم می‌خورد که زمانی بر صحنه‌ی آسمان ایران با نخوت و غرور به پرواز در می‌آمدند و بمب هایشان را فرو می‌ریختند. تمامی آن پرنده های پر غرور که دیر زمانی باعث افتخار ارتش عراق بودند اکنون درمانده و متلاشی شده در میان شعله های آتش به دور شدن فانتوم هایی نظاره می‌کردند که بسوی پایگاه‌هایشان باز می‌گشتند. در بازگشت، فانتومها باز به همان شیوه‌ی پیشین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان کرده و در نقطه‌ی موعود پس از سوختگیری دوباره، پرواز خود را به سمت ایران ادامه دادند. هواپیمای سوخت رسان که ماموریتش به اتمام رسیده بود با خروج از نوار مرزی عراق و ترکیه از طریق آسمان ترکیه به تهران بازگشت. قبل از عبور فانتومها از مرز عراق دفاع ضد هوایی این کشور که متوجه هواپیماهای ایرانی شده بود به سمت آنها آتش گشود و یکی از هواپیماها مورد اصابت قرار گرفت به گونه‌ای که دیگر نمی توانست تا رسیدن به پایگاه به پرواز خود ادامه دهد، پس بعنوان حسن ختام نمایش و برای تکمیل کردن کلکسیون کارهای عجیب و غریب این عملیات، در وسط جادهای اتوموبیلرو در آذربایجان غربی به زمین نشست. بقیهی هواپیماها بدون هیچ آسیبی عملیات را به پایان بردند. در طول عملیات طی چند نوبت هواپیماهایی ایرانی برای منحرف کردن توجه عراقیها از فانتوم‌هایی که بسمت اچ 3 در حال پرواز بودند چندین عملیات ایذایی را بر روی خاک دشمن انجام دادند. هنگام بازگشت نیز همین کار تکرار شد و هواپیماهای ایرانی با حملات ایذایی شکاریهای دشمن را بدنبال خود میکشیدند و سپس به سمت ایران می گریختند. در ابتدا عراقی‌ها که کاملا غافلگیر شده بودند تصور کردند که حمله از جانب اسرائیلی‌ها صورت گرفته است. با توجه به نزدیکی اسرائیل به اردن و اینکه در سال 1967 نیز اسرائیلی‌ها فرودگاههای این کشور را بمباران کرده بودند احتمال اینکه حمله از جانب اسرائیلی‌ها صورت گرفته باشد بسیار محتملتر بنظر می رسید تا اینکه هواپیماهای ایرانی توانسته باشند چنین مسیر طولانی را طی کنند و علیرغم وجود پدافند هوایی عراق در دو نوبت بر فراز آسمان این کشور سوختگیری هوایی را انجام داده باشند. اما پس از مدتی عراقیها دریافتند که هدف یکی از جسورانه‌ترین عملیاتهای هوایی تاریخ جهان قرار گرفته‌اند. حمله به اچ 3 در نوع خود بی‌نظیر بود. پیش از این همانگونه که اشاره شد اسرائیلی ها در جنگهای 1967 و 1973 توانسته بودند عملیاتهای شگفت انگیزی انجام دهند اما نکته ای که نباید از نظر دور داشت این است که بعد مسافتی آن عملیاتها بسیار کوتاهتر از عملیات اچ 3 بود بگونه‌ای که اسرائیلی‌ها هیچگاه مجبور به سوختگیری هوایی در قلب خاک دشمن نبودند. در مورد حمایتهای اطلاعاتی و تکنولوژیکی امریکا از اسرائیل نیز در جنگهای 67 و 73 فقط همین نکته بس که در 1973 امریکایی‌ها در تمام بیست روزی که جنگ ادامه داشت با برقراری یک پل هوایی از پرتغال به اسرائیل سیلی از تجهیزات جنگی و لوازم یدکی هواپیماها را بسوی اسرائیل سرازیر کردند بطوری که در همین هنگام زمانی که شش فانتوم اسرائیلی توسط موشکهای سام روسی در آسمان سوریه سرنگون شدند امریکاییها بی‌درنگ این هواپیماها را جایگزین کردند تا برتری هوایی ارتش اسرائیل بر اعراب همچنان حفظ شود. اما لازم به گفتن نیست که ایران در طول جنگ همواره از پشتیبانی اطلاعاتی و تکنولوژیکی غرب محروم بود و آمریکایی‌ها حتی لوازم یدکی هواپیماهای ساخت خودشان را نیز به ایران تحویل نمی‌دادند. اغراق نیست اگر این عملیات را که در زمان خود بهت و حیرت بسیاری از کارشناسان نظامی غرب را موجب شده بود یکی از شگفت انگیزترین و قاطعترین نبردهای هوایی جهان بدانیم.

 

منبع:

 http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900626001075

 

 

 

 

دوشنبه 30/8/1390 - 14:50
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته