سخنان ماندگار
میخواهم برگردم به روزهای کودکی..
آن زمانها که پدر تنها قهرمان بود
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطهى زمین، شــانههای پـدر بــود
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند
تنــها دردم، زانوهای زخمـیام بودند
تنـها چیزی که میشکست، اسباببـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود!
حسین پناهی
يکشنبه 4/1/1392 - 2:37
اخبار
این روزها خبرهای ضد و نقیضی درباره تحولات سوریه شنیده می
شود. بعد از شکست قطعنامه ضد سوری در سازمان ملل دشمنان سوریه به فکر به
زانو دراوردن این کشور از راههای دیگری هستند.همچنان که وزیر امور خارجه
انگلیس پس ناکام ماندن در سازمان ملل به صراحت حمایت علنی خود را از
شورشیان سوریه اعلام کرد و نشان داد که اتفاقات سوریه از خارج از این کشور
سازمان دهی و برنامه ریزی می شود.از طرف دیگر رسانه های استکبار و چند تن
از رسانه های همسو با انان شروع به پخش اخبار دروغ و شایعه پراکنی نمودند
طی روزهای گذشته این رسانه ها اعلام کردند دمشق پاییتخت
سوریه سقوط کرده است. اما پس از نمایش اوضاع ارام شهر و نمایش زندگی عادی
مردم در دمشق به جهانیان، با تغییر موضع ناشیانه ای خبر درخواست اخوان
المسلین سوریه از مردم برای ارام نگه داشتن اوضاع شهر را منتشر کردند تا
بدین گونه آرامش شهر را ناشی از درخواست اخوان مسلمین از مردم جلوه دهند!!!
در ادامه این جنگ روانی خبر کذب گریزهمسر بشار اسد به روسیه
منتشر شد که با واکنش جالب مسئولان روسیه مبنی بر بی ارزش بودن اینگونه
اخبار مواجه شدند.
از سویی دیگر خبر کذب شهادت سردار سلیمانی در سوریه را در پی
انفجار تروریستی در مقر امنیت این کشور توسط خبرگزاری العربیه منتشر شد تا
با انتشاراین خبر دروغ، از ایرانیان انتقام گرفته و نیز جنگ روانی شدیدی
در اذهان عمومی علیه سوریه به راه بیاندازند.
از سویی دیگر شبکه وهابی به نام صفا که متعلق به عربستان
سعوی می باشد با تعریف و تمجید از شورشیانی که در سوریه دست به اسلحه بردند
انان را فرزندان خلف معاویه بن ابی سفیان!!! ویزیدبن معاویه!! نامیده و
درصدد تحریک آنان برای تخریب و حمله به اماکن مقدس شیعیان از جمله بارگاه
ملکوتی حضرت زینب (س) و حرم دختر امام حسین حضرت رقیه (ص) کرده است.
این حجم ازحملات تبلیغاتی و تسلیحاتی علیه سوریه نشان از
پیاده سازی دموکراسی اصیل استکبار جهانی و برخی کشورهای عربی در مقابله با
کشور سوریه است.همچنان که بعضی از مقامات قطر اقدام به درخواست پناهندگی به
کشور ونزوئلا کرده اند و می دانند که سوریه سقوط نخواهد کرد.
جمعه 13/5/1391 - 3:2
شهدا و دفاع مقدس
امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی است و مسلمانان در یک
تشکیلات بزرگ اسلامی رونق و زرق و برق کاخ های سفید و سرخ را از بین خواهند
برد. امروز خمینی آغوش و سینه خویش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت و
برابر همه توپ ها و موشک های دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت
برای درک شهادت روز شماری می کند. جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز
نمی شناسد و ما باید در جنگ اعتقادی مان، بسیج بزرگ سربازان اسلام را
درجهان به راه اندازیم. روح الله الموسوی الخمینی۲۹/۴/۶۷
خلق حماسه ها و صحنه های های بی بدیل دوران دفاع مقدس نقطه اوج تلفیق
ایمان عملی و قلبی رزمندگان در ان روزگار بود. در روزگاری که با کمترین عده
و عده جوانان آن روز این اب و خاک توانستند نقطه اتکای به خداوند را به
منصه ظهور گذارده و عزت و سربلندی را به ارمغان بیاورند. آری به قول فرمایش
حضرت روح الله(ره) جنگ ما جنگ عقیده بود و به مانند یک گنجینه در دل
انقلاب باقی خواهد ماند و چه زیبا بیان فرمودند
حضرت امام خامنه ای(حفظه الله) که "این جنگ یک گنج است؛ آیا ما خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم؟"
آری آیا خواهیم توانست روزی واقعیت و ناگفته های سر به مهر جنگ را از
دل صندوقچه اسرار انقلاب بیرون آورده و به واقع بدانیم که در آن روزگار
چه بر سر فرزندان روح الله (ره) آمد؟ آیا خواهیم توانست آن طور که شایسته
است این فرهنگ عظیم ایثار و شهادت را به نسل های امروز و آینده به ودیعه
بگذاریم؟ اینک در استانه سالروز خلق حماسه زرینی از دفاع مقدس قرار داریم.
پنجم مرداد سال ۶۷ هیچگاه از ذهن های مردمان این دیار پاک نخواهد شد. روزی
که جریان نفاق یکبار دیگر و به جبران شکست مذبوحانه خردادماه سال ۶۰ و
عملیات "چلچراغ" از جمهوری اسلامی ایران ، وارد نبردی رو در رو با انقلاب
اسلامی شد و در عملیاتی که خود نام آن را "فروغ جاویدان" گذاشت در "مرصاد"
رزمندگان اسلام این فروغ به غروب ننگین تبدیل شد تا وعده الهی محقق شود که
"ان ربک لبر المرصاد"
توهم فتح ایران خواب آشفته اشرفیان
تنها چند روز پس از قبول قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران سازمان مجاهدین خلق که
قبول قطعنامه را ناشی از ضعف درونی نظام اسلامی قلمداد و وضعیت انقلاب
اسلامی ایران را بحرانی و از هم پاشیده تصور می کرد با این استنباط که
نیروهای ایرانی در این مدت از ارتش عراق صدمات زیادی خورده و سازماندهی خود
را از دست داده اند؛ فرصت را غنیمت شمرده و با فراخوان و سازماندهی
نیروهای خود که بعضا آموزش نظامی و تاکتیک های جنگ کلاسیک را هم ندیده
بودند با سرعت و بدون در نظر گرفتن شرایط از هر نظر به طراحی یک عملیات
بزرگ علیه ایران آن هم در عرض ۲۴ ساعت اقدام کرد که بر اساس این طرح به
اصطلاح بزرگ، مجاهدین خلق در عرض ۳ روز به تهران خواهند رسید ! نسخه ای پوچ
که قبلا توسط سردار قادسیه برای ایران پیچیده شده بود و هشت سال دفاع مقدس
را رقم زد.
"مسعود" مدام به هواداران و اعضای شورای مرکزی حزب این نوید را می
داد که ما در این نبرد پیروز خواهیم شد و حتی افراد شرکت کننده در این
عملیات وسایل شخصی مانند گذرنامه ، هدایا، شماره تماس دوستان و اقوام، عکس
خانوادگی و لوازمی که یک نیروی عملیاتی در صحنه رزم به همراه خود ندارد را
قرار دادند در حالیکه به آنها گفته شده بود که بقیه لوازم شخصی را بعدا
برایتان می فرستیم! به راستی، توهم براندازی جمهوری اسلامی ایران
سر تا سر وجودشان را فراگرفته بود و حتی رجوی در جلسه طرحریزی عملیات،خطاب
به "محمود عطائی " که فرماندهی محور تهران را در این عملیات برعهده داشت
اینچنین می گوید: "محمود، وقتی که تهران را گرفتی در خیابان
طالقانی به ساختمان بنیاد علوی میروی. در طبقه پنجم آنجا اتاقی است که
روزی اتاق من و اشرف و موسی بوده است. سلام من را به ساکنین آنجا میرسانی و
اگر مردم آنجا بودند جای دیگری را به آنها بده چون ما را بعد از انقلاب به
زور از آنجا بیرون کردند. آن اتاق را برای من نگهدار تا وقتی که به تهران
آمدم در آنجا مستقر شوم."
اعضای سازمان و هسته مرکزی حزب انقدر در جو پیروزی و فتح تهران بودند که
لحظه ای به شکست فکر نمی کردند و حتی به خود اجازه نمی دادند که برای یک
لحظه هم که شده به طرح های شکست خورده و ناموفق "مسعود" از جمله در هفت سال
پیش یعنی اعلام جنگ مسلحانه علیه جریان انقلاب اسلامی در خرداد سال ۶۰ که
منجربه نابودی جریان پلید نفاق در ایران شده بود فکر کنند.
گوئی آنچه که در سازمان فرقه ای منافقین وجود ندارد؛ صداقت و تفکر است و به جای آن تا چشم کار می کند حماقت و سفاهت موج می زند.
۳/۵/۶۷ ساعت ۳۰/۱۴ حمله سراسری سازمان مجاهدین خلق به استعداد 32تیپ ۱۵۰
نفره ، خودروهای زرهی ، نفربرهای اهدائی حزب بعث عراق ، پشتیبانی کامل
لجستیکی و افندی هوائی از جانب صدام به سمت باختران آغاز شد.
… پس از عبور از تنگه "پاتاق" وارد ایران و شهرهای سرپل ذهاب و کرند غرب
شدند و در شب اول در اسلام اباد توقف کرده و به قتل عام مردم این شهر و حتی
مجروحان در بیمارستان اقدام کردند و جالب انکه در بین کشته شدگان حتی
بستگان آنها نیز دیده می شدند. منافقین که طبق وعده پوشالی رجوی فکر نمی
کردند با مقاومت مردم در شهرها مواجه شوند و حتی خلق ایران به کمک آنها می
شتابند؛ نهایتا در ۳۴ کیلومتری کرمانشاه و در تنگه چهار زبر بعد از انکه به
خط افندی رزمندگان اسلام برمی خورند در دشت حسن اباد زمینگیر می شوند.

مرصاد قتلگاه فاتحان خودخوانده ایران
هوا روشن تر شده بود و مابقی جامانده های منافقین به ستون اصلی ملحق شدند و
خطی به طول ۴کیلومتر را تشکیل دادند. سحرگاه 5/4/67 رزمندگان اسلام
براساس اصل غافلگیری که از قبل آماده مقابله با منافقین بودند عملیات را با
رمز "علی بن ابیطالب (ع)" آغاز کردند. استعداد یگان های
عملیات کننده از ارتش و سپاه پاسداران به فرماندهی سپاه و پشتیبانی جنگنده
های نیروی هوائی و هوا نیروز ارتش بود که از راست و چپ بر ستون مجاهدین که
در جاده مستقر بودند تاختند و همه را تار و مار کردند که این نبرد تا دو
روز بعد به جهت تثبیت منطقه و تعقیب بقایای عناصر نفاق که به شهرها و
روستاهای اطراف فرار کرده بودند؛ ادامه داشت.
رزمندگان خودی از سه محور چهارزبر ، قلاجه و جاده اسلام اباد- پلدختر وارد
عمل شدند و در دو مرحله نیروهای ضد انقلاب (منافقین) را که تا تنگه چهار
زبر پیشروی کرده بودند سرکوب کردند و بالغ بر ۲۵۰۰ نفر از منافقین که
تعدادی از فرماندهان رده بالای سازمان هم در میان آنها بود به هلاکت
رسیدند.
این عملیات که "مرصاد" یعنی "کمینگاه" نام گرفت به عنوان
یکصدوچهارمین عملیات رزمندگان در طول دفاع مقدس و هفتادمین عملیات آفندی
رزمندگان غیور اسلام ازنظر اجرا و آخرین عملیات در جنگ تحمیلی است. عملیاتی
که امیر سر افراز ارتش اسلام "علی صیادشیرازی" به عنوان یکی از فرماندهان
محور عملیاتی در آن حضورداشت و ضربات مهلکی بر پیکره سازمان نفاق وارد اورد
؛ بطوریکه آتش کینه منافقین از این سردار اسلام منجر به ترور و شهادتش
درسال ۷۸ توسط این گروهک کوردل شد.
ترور و خشونت جزئی لاینفک از انقلاب ایدئولوژیک منافقین است که با شعارخلق
ایران و با بی منطقی و خشونت تمام مرتکب جنایات ددمنشانه برای رسیدن به
اهداف شومشان می شوند. انچه که مهم به نظر می رسد حمایت همه جانبه غرب و
عراق از این گروهک بود که از نظر مالی و تسلیحاتی کمک های فراوانی به آنها
می کردند.
برای مثال، دولت عراق به خاطر اینکه با به وجود امدن وضعی جدید در ایران
با حضور مجاهدین از موضع طرف پیروز شرایط خود را بر ایران تحمیل کند و جنگ
را به پایان ببرد از هر انچه امکانات رزمی و غیر رزمی بود در اختیار سران
سازمان مجاهدین قرار داد تا به پیروزی جریان نفاق در نبرد سراسری به خاک
ایران کمک کنند.
اما عدم شناخت عمق استراتژیک از وضعیت ایران تمامی معادلات دشمن
را برهم ریخت و به خواست و اراده الهی آخرین عملیات دفاع مقدس با پیروزی
رزمندگان اسلام به پایان رسید و براقتدار و عزت جمهوری اسلامی ایران در
دنیا و منطقه افزوده شد و یکباردیگر کوته نظری و حماقت منافقین سر براورد و
مانند ۳۰خرداد سال ۶۰ با دادن تلفات بالائی با خفت هرچه تمام تر به داخل
خانه استیجاری خودشان یعنی کمپ اشرف بازگشتند تا در کنار حزب بعث و دولت
صدام به برده ای بی چون وچرا تبدیل شوند و دست به دست صدام در سرکوب و کشتن
مردم و اکراد عراقی انجا اقدام کنند و به پاس خوش خدمتیشان جیره ای دائمی
از سهم فروش نفت عراق برای ادامه بقای انگلی خودشان هدیه بگیرند.
بدین ترتیب با نصرت و عنایت الهی و حماسه آفرینی های رزمندگان غیور اسلام
و مردم همیشه در صحنه ایران اسلامی، پیروزی قاطع و ظفرمندانه ایران در
نبرد هشت ساله با رژیم بعثی عراق برای جهانیان به اثبات رسید و مصداق آیه: "انا فتحنا لک فتحا مبینا "تحقق یافت وخودگویای همه چیزاست آنجا که خداوند میفرماید:
قَاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَیْدِیکُمْ وَیُخْزِهِمْ وَیَنصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِینَ
«با آنها پیکار کنید که خداوند آنان را به دست شما مجازات میکند و آنها
را رسوا میسازد و سینه گروهی از مؤ منان را شفا میبخشد (و بر قلب آنها
مرهم مینهد).»
جمعه 13/5/1391 - 3:0
امر به معروف و نهی از منکر
هیچ فرقی نمیکند
چادر بر سرداشته باشد و یا مانتویی بر تن، صبح باشد و یا ساعت ۱۰ شب،
خیابان خلوتی باشد یا در شلوغ ترین ساعت روز و در مرکز شهر، زمانی که سوار
بر تاکسی می شود، بلافاصله کیف و یا ساک خود را مابین خود و مسافران دیگر
قرار می دهد! اگر در کنار دو مسافر مرد هم قرار بگیرد که دیگر هیچ ! پس
ازچند دقیقه پیشانیاش با عرق سردی پوشانده میشود و خودش را تا جایی که میتواند جمعتر میکند.
به گزارش بشارت نیوز«پایگاه اطلاع رسانی خبرنگار اجتماعی» در تازه ترین یادداشت خود نوشت: تا به امروز به خودتان فکر کردهاید
که چرا خانم ها در هنگام سوار شدن به تاکسی کیف و یا ساک را حائل خود و
مسافران مرد قرارمی دهند، و تا رسیدن به مقصد به نوعی دچار اضطراب و نگرانی
و به اصطلاح معذب هستند؟!
در رابطه با موضوع امنیت بانوان درشهرها نظرات و دیدگاه های
بسیاری ارائه شده است، اما به عقیده کارشناسان و مطالعات انجام شده، زمانی
که خانمها سوار وسایل نقلیه عمومی به ویژه تاکسی
می شون، از نظر روحی کمی نگران و مضطرب هستند و این نگرانی در ساعات پایانی
شب و روزهای تعطیل دو چندان میشود.
متاسفانه یکی ازدلایل اصلی این نگرانیها رفتارهای زشت و ناپسند تعدادی از مردان در وسایل حمل و نقل عمومی است. رفتارهایی که باعث اذیت آزار زنان و دختران جوان میشود.
نکته قابل توجه اینجاست که این رفتارها تنها مختص به اذیت و
آزارها نمی شود و در برخی موارد نگاه های
معنادار یک مرد در تاکسی و اتوبوس به زنان و دختران، زمینه فشارهای روحی و
روانی را برای زنان و دختران فراهم می کند. شاید نصب این اطلاعیه در تمامی
وسایل حمل و نقل عمومی ضروری باشد:« آقایان محترم! لطفا رعایت کنید»
علل و عوامل به وجود آمدن این موضوع و دغدغه بانوان در این
زمینه را باید در ابعاد گوناگون اجتماعی و اعتقادی مورد بررسی قرار داد،
امنیت مسافران در وسایل حمل و نقل عمومی از جمله مواردی است که در قالب
امنیت فردی و اجتماعی و مسائل حقوق شهروندی تعریف می شود و چنانچه این
موضوع به هر دلیل دچار خدشه و تزلزل شود ،مفهوم کلی امنیت دچار اختلال شده و
در نهایت این شهروندان هستند که با نا امنی های روحی و روانی مواجه می
شوند.
خانم ها به لحاظ شرایط فیزیکی و روحی خاص دروضعیت های مختلف آسیپ پذیرترند و تجربه نشان داده که در برخی از موارد اضطرابهای
موجود درسطح شهر باعث بر هم خوردن تعادل روحی و روانی و در نتیجه مشکلات
فروانی برای بانوان در سطح شهرها به ویژه شهرهای بزرگ می شود.
اما ازنظر اعتقادی با توجه به شرایط موجود و پایبندی به اصول و قواعد اسلامی و حاکم بودن جریان اخلاقی در کشورمیتوان
تا حد زیادی اضطراب و نگرانی بانوان را در این موضوع مورد بررسی قرار داد
،چرا که مباحث اعتقادی و ارزش های حاکم درجامعه در روابط افراد و گروه های
مختلف تاثیرگذار است.
راه اندازی تاکسی های تلفنی ویژه بانوان و ایجاد شبکه های
تاکسیرانی با تمامی مخالفت ها وموافقان سرسخت سرانجام در کشوراجرایی شد و
این در حالی است که پس از گذشت چند سال از اجرای این طرح نه تنها شاهد
استقبال چشمگیر بانوان از این تاکسیها برای تردد درسطح شهر بلکه به عنوان یک منبع درآمد و کسب روزی حلال هستیم.
به اذعان بسیاری ازبانوانی که از این تاکسی ها استفاده کرده اند، مهمترین ویژگی این وسیله نقلیه امنیت است و حضور زنان بهعنوان رانندگان تاکسی علاوه بر امنیتی که به همراه میآورد، موجب آرامش خاطر مسافران در طول مسیر می شود، به صورتی که براساس دادههای یک تحقیق میدانی در رابطه با تاکسی های بانوان بیش از نیمی (۲/۵۲درصد) از پاسخگویان در مورد میزان اطمینانبخش
بودن سیستم امنیتی این تاکسی ها رضایت دارند و اکثریت بانوان مورد مطالعه
(۸/۹۷درصد) نیز رعایت شئونات اخلاقی توسط رانندگان این تاکسیها را به میزان خوب ارزیابی کردهاند.
به نظر میرسد با توجه به اینکه نیمی ازجمعیت جامعه را زنان و دختران تشکیل میدهند و مشارکت زنان در زمینه اشتغال و فعالیتهای اقتصادی روز به روز بیشتر میشود
و متعاقب آن نیاز به رفاه اجتماعی در سطح فردی، اجتماعی و گروهی روند رو
به رشدی خواهد داشت، در حال حاضر امکانات رفاهی همچون تاکسیهای
مخصوص و یا پارک ویژه بانوان متناسب با جمعیت این قشر از جامعه و پاسخگوی
نیازهای آنها نیست، گسترش و توسعه روزافزون امکاناتی نظیر تاکسی بانوان و
یا پارکهای اختصاصی میتواند در شرایط کنونی تا حد زیادی در ارتقای امنیت وآرامش خاطر بانوان اثر گذار باشد.
فراموش نکنیم، توجه به نیازهای اساسی بانوان زمینه مشارکت این قشر از جامعه را در بخش های مختلف فراهم میکند و مشارکت بدون دغدغه زنان در بازار کار، همواره موجب افزایش سطح تولید و درآمد سرانه کل جامعه میشود
جمعه 13/5/1391 - 2:59
اخبار
درماههای گذشته همزمان با ابلاغ مصوبه دولت برای تعیین وضعیت کارگران و کارمندان پیمانی که در وزارتخانهها و ادارات دولتی، این گروه از کارمندان با مشکلات گوناگونی برای تبدیل وضعیت خود از پیمانی به قراردادی و رسمی مواجه شدهاند. این در حالی است که مدیران وزارتخانهها و ادارات دولتی به مصوبه دولت مبنی برای تبدیل وضعیت این افراد توجهی ندارند و این مصوبه در بسیاری از سازمانهای دولتی اجرایی نشده است.
این روزها بسیاری از کارمندان در ادارات دولتی از دفتر یک مدیر به دفتر مدیر دیگر میروند، با مدیران ارشد وزارتخانهها مکاتبه میکنند و با دفاتر رسانههای گوناگون تماس میگیرند تا شاید برای مشکل بزرگی که با آن مواجه شدهاند، راهحل مناسبی
پیدا کنند. این دسته از کارمندان تنها یک درخواست دارند؛ «اجرای مصوبه
قانونی دولت و پیگیری حقوق قانونی خود با تبدیل وضعیت از پیمانی به
قراردادی.»
مصوبهای که اجرا نمیشود
بخشنامه دولت درباره ساماندهی نیروهای شرکتی بنا به پیشنهاد مشترک وزارتخانههای امور اقتصادی و دارایی، کار و امور اجتماعی و سازمان مدیریت و برنامهریزی
کشوری و به استناد اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی در
نشست هیئت وزیران مورخ ۰۷/۱۲/۱۳۸۴ تصویب شد. در جزء ۲۹ قانون بودجه سال ۸۹
بر اجرای این امر تأکید شده و رئیس جمهور هم چندین بار در سخنرانیهایی پرحرارت از دستگاههای اجرایی خواست که در اجرای این مصوبه تسریع کنند.
پیچاندن کارمند با یک بند انحرافی از مصوبه!
جالب اینجاست که این مصوبه به تمامی دستگاههای
دولتی ابلاغ شده، اما در بسیاری از ادارات اجرایی نشده است و مدیران با
اشاره به یک بند از این مصوبه برای اجرا نکردن آن در اداره تحت مدیریت خود
توجیه میآورند.
براساس این بند از مصوبه، دستگاههای
دولتی موظف هستند با نیروهای شرکتی که در کارهای حجمی مشغول به کارهستند،
به صورت پیمانکاری قرارداد ببندند. کارهای حجمی به مشاغلی از جمله طبخ غذا،
باغبانی، حمل و نقل و امور خدماتی اطلاق میشود و نیروهایی که مشغول چنین فعالیتهایی هستند، باید در قالب پیمانکاری فعالیت کنند.
اما در آن سوی ماجرا، سازمانهای دولتی موظف هستند با کارمندانی که مشاغلشان در قالب کارهای حجمی تعریف نمیشود، به صورت مستقیم قرارداد ببندند. برپایه مصوبه دولت در سال ۱۳۸۴ که درسالهای ۸۵ و۸۶ هم تکرار شد، دستگاههای دولتی موظف شدند با نیروهایی که در مشاغلی ازجمله امور دفتری و کارشناسی، مستقیم به سازمانها خدمات عرضه میکنند، قرارداد تنظیم کنند. این در حالی است که این روزها مدیران برخی از وزاتخانهها با توجیه اینکه کار کارمند در گروه کارهای حجمی تعریف میشود، از قرارداد بستن با کارمند خودداری میکنند.
کارمندان: حق و حقوق خود را میخواهیم
برای کسب اطلاع بیشتر از مشکلات این روزهای کارمندان در
ادارات، به سراغ تعدادی از کارمندان در ادارات مختلف رفتیم. علی احمدی،
کارمندی است که نزدیک به پنج سال در یکی از ادارات تابعه وزارت نفت سابقه
فعالیت پیمانی دارد و تا به امروز پنج بار نامه درخواست تغییر وضعیت خود را
به مدیران ارشد این وزارتخانه ارائه کرده است، اما هر بار نامه او بیپاسخ مانده است. احمدی، با بیان این مطلب به «جوان»، میگوید: پاسخ هیچ کدام از پنج نامهای را که نوشتم دریافت نکردم و همچنان در انتظار پاسخ قانعکنندهای از سوی مدیران وزارت نفت هستم.
از وزات نفت تا شرکت آب و فاضلاب
اما این ماجرا تنها مختص وزارت نفت نیست و در ادارات دیگر از جمله مخابرات، شرکت آب و فاضلاب و شهرداریها
هم کارمندان با این مشکل مواجه هستند. محمد رضایی کارمند اداره بایگانی
شرکت مخابرات نزدیک به سه سال است که به صورت پیمانی فعالیت میکند. رضایی در گفت و گو با «پایگاه اطلاع رسانی خبرنگاراجتماعی»، ضمن اعلام نارضایتی از این وضعیت میگوید: هر بار که نامه درخواست خود را به مدیران مخابرات ارسال کردهام با یک جمله در پاسخ نامه مواجه شدم، «فعالیت شما طبق قانون! در گروه مشاغل قراردادی قرار نمیگیرد.»
به همین سادگی، حقمان را میخورند
اما مینا اسفندیاری یکی ازکارمندان زن اداره آب و فاضلاب است
که از قضا او هم با این مشکل مواجه شده است. به گفته خانم اسفندیاری یک
شرکت پیمانکار بدون اینکه کوچکترین خدماتی جز استخدام نیروها و معرفی آنها به سازمان محل کارشان ارائه کند، از درآمد کلانی به عنوان سود قانونی پیمانکاری بهرهمند میشود و این درحالی است که هیچ مزایایی به کارمند و کارگر پیمانی خود ارائه نمی دهد. کارکنان شماری از سازمانهای دولتی و نیمه دولتی برخلاف قوانین فوق و تأکیدات پیدرپی رئیس جمهور همچنان به صورت حجمی و نیروی شرکت پیمانکار مشغول به کارند.
دیوان عدالت اداری به نفع کارفرما رأی داد
جالب اینجاست که به تازگی هیئت عالی دیوان عدالت اداری هم در جلسه ویژهای
به بررسی پرونده مشکلات این روزهای کارمندان و کارگران پیمانی پرداخته
است. نریمان فاخری، کارشناس حقوقی و از افراد مطلع از این موضوع با بیان
این مطلب به «پایگاه اطلاع رسانی خبرنگاراجتماعی» میگوید: در پی شکایتهای متعدد و بیشمار کارمندان ادارات دولتی هفته گذشته جلسهای
در هیئت عمومی دیوان عدالت اداری تشکیل شد که نتایج این جلسه به نفع
کارمندان نبود و این هیئت هم به حق کافرما و ملزم نبودن کارفرمایان به
قرادادی کردن کارمندان رأی داد.
وی اظهار امیدواری میکند با اعلام نتایج نهایی این جلسه، راههای گوناگونی برای احقاق حقوق کارمندان و کارگران مشخص شود.
جمعه 13/5/1391 - 2:58
اخبار
وزیر کار با حضور در مجلس به این نکته اشاره کرد که کاهش ۱٫۲ درصدی نرخ بیکاری نشان از جهتگیری درست دولت دارد.
قاسم جعفری نماینده مردم بجنورد در مجلس شورای اسلامی در جلسه
علنی یکشنبه پارلمان، در سخنانی در جریان بررسی وضعیت بیکاری در کشور،
اظهار داشت: باید دید اصولا بانک اطلاعاتی جامع، مرجع و کامل برای حمایت از
بیکاران متقاضی کار وجود دارد یا خیر؟
از طرف دیگر قاضیپور دیگر نماینده مجلس در واکنش به این
صحبتهای شیخالاسلامی به این نکته اشاره کرد که ۵۰درصد کارخانهها در حال
حاضر کارگر ندارند ودر کنار صحبتهای قاضی پور، دیگر نمایندگان مجلس
صراحتا براین مسئله تاکید دارند که بخش قابل توجهی از مراجعات به آنها در
راستای در خواست کار است که این موضوع دغدغه اصلی جوانان و خانوادههای
آنها را نشان میدهد.
از طرف دیگر مهدی سنایی، نماینده مجلس در پاسخ به این
صحبتهای وزیر کار دست روی موضوعی گذاشته که این روزها حرف دل بسیاری از
جوانان است. سنایی در صحبتهای خود به این موضوع اشاره کرده که بسیاری از
ادارات زیر مجموعه وزارت کار در شهرستانها مجبور به آمارسازی دراین زمینه
هستند. صحبتهای نماینده نهاوند در شرایطی است که بسیاری از جوانان هم از
شنیدن آمارهای وزیر کار در باره ایجاد شغل در اندازه های میلیونی شگفت زده
میشوند چرا که بخش قابل توجهی از نیروی جوان کشور در شرایط فعلی بیکار
است.
بیکاری به باور بسیاری از صاحب نظران حوزه اجتماعی میتواند
در نهایت منجر به هدر رفتن نیروی جوان جامعه شود. وزیر کار نباید از این
موضوع هم غافل شود که اقرار به اشتباهات این وزارتخانه میتواند بسیار
راهگشا باشد چرا که حداقل باعث آزار واذیت روان بخش قابل توجه جامعه یعنی
جوانان نخواهد شد.در واقع باید به این موضوع باور داشت که جوانان قشر حساسی
هستند که واقعیت را به خوبی تشخیص میدهند و به هیچ وجه نمیتوانند
حرفهای جدید شیخ اسلامی مبنی برایجاد میلیونی شغل را بپذیرند.
از سوی دیگر نه تنها وزیر کار، بلکه دیگر اصحاب دولت دهم باید
به این مسئله توجه داشته باشند که دغدغه اصلی امروز خانوادهها اشتغال
ثابت وامنیت شغلی است که جوانانشان بتوانند برمبنای آن زندگی تشکیل دهند.
دغدغهای که بدون شک حتی از گرانی مرغ و به طور کل تورم هم بیشتر
خانوادهها را آزار میدهد چرا که برای یک خانواده ایرانی عدم ازدواج فرزند
تحصیل کردهاش به دلیل نداشتن شغل بسیار آزاردهنده است. موضوعی که در
چندین سال اخیر بخشی از خانوادههای ایرانی با آن دست به گریبان بودهاند.
به نظر نمیرسد که صحبتهای مهدی سنایی، نماینده مجلس شورای
اسلامی درباره آمارسازی وزیر و نهادهای زیر مجموعهاش چندان بی ارتباط با
حقیقت باشد چرا که اشتغال از آن دست موضوعاتی است که در کنار کارشناسان
مردم عوام جامعه هم نبود آن را حس می کنند وهمین مسئله تایید کننده
صحبتهای سناعی درباره این گونه آمارسازیهاست.
دراین میان باید توجه کرد که طبق صحبتهای نمایندگان مجلس،
بخش قابل توجهی از بازنشستگان دوباره به انجام برخی مشاغل مهم انتخاب
شدهاند و این در حالی است که بیکاری هم چنان میتازد. در کنار این تاختن
بیمحابای بیکاری نباید فراموش کرد که مشکلات ناشی از اشتغال تنها متوجه
وزارت کار است. مسئولیتی که ظاهرا در جلسه مجلس شورای اسلامی توسط شیخ
الاسلامی رد شده است. از قرار معلوم وظیفه شیخ الاسلامی که به مدد
حمایتهای همه جانبه رئیس جمهور پلههای پیشرفت را بدون وقفه پشت سر گذاشت
بیش از آنکه برنامهریزی برای ایجاد اشتغال باشد، تلاش برای سلب مسئولیت
از خود و وزارتخانه تحت مسئولیتش است.وزارتخانهای که این روزها جوانان
از آن گلایه فراوانی می کنند. گلایه هایی که حاکی از بی برنامهگی این
وزارتخانه است.
جمعه 13/5/1391 - 2:57
اقتصاد
در آنالیز معضلات
اجتماعی مازندران، معضلی ریشه ای تر و اپیدمی تر از بیکاری وجود ندارد و
برآوردهای آماری و بررسیهای میدانی روی این موضوع متمرکزند که بسیاری از
جرائم و کاستی ها و کژرویهای اجتماعی، مستقیم و یا غیرمستقیم، متأثر از
معضل گسترده و فلج کننده بیکاری اند و از این رو با ضرس قاطع می توان
بیکاری را موج اول معضلات اجتماعی مازندران معرفی کرد و سایر پدیده های
منفی جامعه همانند اعتیاد، تکدی گری، مشاغل کاذب، طلاق و جدایی، فساد و
شرارت، سرقت و کلاهبرداری، قاچاق مواد مخدر و مشروبات الکلی، روسپی گری،
گرانفروشی، کم فروشی، بنجول فروشی، دلالی، شرخرینی، مالخرینی، تصرفهای
عدوانی، فروش مال غیر، آدم ربائی، اخاذی و زورگیری، شهادت و سوگند دروغ،
صدور چکهای بی محل، زندگی دروغین، رواج نزول، شرکتهای هرمی، تخلفات ارزی،
معاملات مرزی، محاسبات مجازی، مالکیتهای فرضی، فرارهای مالیاتی، اخاذیهای
بیمه ای، هویتهای جعلی، تولیدات تقلبی، شرط بندی و قماربازی، فالگیری و
رمالی، معرکه گیری، بساط فروشی و سد معبر و دهها گزینه دیگر را عمدتاً می
توان مولود معضل بیکاری تلقی نمود و از این رو بیکاری در عین حالیکه یک
معضل بزرگ اجتماعی است، در همان حال معضل آفرین نیز هست و قابلیت زایش و
جرم زایی دارد و سطحی پردازی و برخورد رفع تکلیفی با این معضل، ظلمی مضاعف
به جامعه است.
در سال گذشته که قول
ایجاد دو میلیون و پانصدهزار شفل داده شد، شغل آفرینی نشد و در نهایت هم به
ایجاد فرصت های شغلی و یا شفاف تر اینکه به نشانی هایی برای پیداکردن
راههای ایجاد فرصتهای شغلی منجر شد و علیرغم همه تلاشها و اهتمامها، حداقل
در استان مازندران می توان گفت که در مقایسه با رشد فزاینده آمار بیکاری،
متأسفانه عملاً اتفاق برجسته و بارز و ماندگاری به ثبت نرسید و اصطلاحاً
تنش موج بیکاری در خانواده ها و نیز در ذهنیت مشوش جوانان فارغ التحصیل
دانشگاهها فرو ننشست!
این روزها که ما شاهد
انعکاس اعتراض برخی از بزرگان جامعه و مشخصاً حضرت آیةالله العظمی جوادی
آملی، نماینده محترم ولی فقیه در مازندران، ائمه محترم جمعه، نمایندگان
مازندران در مجلس شورای اسلامی و نیز رسانه های مجازی و مکتوب و افکار
عمومی به معضل دغدغه آفرین بیکاری جوانان می باشیم، فرصت خوبی برای پردازش
فنی تر و ریشه ای تر به آن فراهم آمده و ما می توانیم جدای از کتمان های
مدیران اجرائی و یا گزارشات آماری رقیق شده و نیز بدون آنکه بخواهیم دچار
سیاه نمایی ها و ناسپاسی های متعارف شویم، ورود نرمی به این حوزه داشته تا
امکان هم اندیشی و هم نگرشی را با مدیران ارشد استان داشته و امکان اصلاح
روشها، تسریع اقدامات، تعالی عملکردها، تسهیل زمینه ها و نیز تصحیح
اشتباهات را فراهم آوریم.
بیکاری، مولود پشتکرد
محسوس به تولید و تکیه افراطی به خدمات و استفاده از زحمات دیگران و پرهیز
از تقبل زحمت و محنت ناشی از آن است و جامعه ای که بجای فعالیت تولیدگرانه
به عرصه غلط مصرف زدگی نقل مکان کند، عملاً بخش گسترده ای از اشتغال و فرصت
های شغلی را از جامعه خود به جامعه مولد خارج از خود هبه کرده است و
بعبارتی بیکاری خود را بجان خریده است و در بعد دیگر به فقدان یک مدیریت
قوی، فعال، کارآمد، ریسک پذیر و مذاکره گری برمی گردد که بجای مراجعه
شوندگی، روحیه مراجعه کننده دارد.
دربعد اول باید گفت که ریشه های تولیدگریزی، می تواند شامل دلایل متعدد از جمله به محورهای ذیل برگردد:
۱-الگوی غلط مصرف در جامعه
فرهنگ نامناسب یک
جامعه در حوزه مصرف و فقدان یک الگوی جامع و کامل برای مصرف درست و در
نتیجه بخاطر عدم استقبال از تولیدات داخلی و دپوی آنها در انبارها و
فروشگاهها، می تواند به شکست نهضت تولید ملی بیانجامد و غالباً دو مؤلفه می
تواند زمینه های این ناکامی ها را فراهم کند:
الف-ایجاد و تقویت
ذائقه های خارجی پسند که طی آن تمایل به استفاده از تولیدات و محصولات و
کالاهای خارجی بعنوان یک عادت، ترجیح، انتخاب برتر و عناوین مشابه، ذهنیت
ما را مصادره کرده و گزینش ما را گرایشی می نماید و ما دچار یک تعصب منفی و
تعمد افراطی می شویم.
ب-اسراف و زیاده روی
در مصرف، زمینه های ناکفایتی میزان تولید داخلی را تقویت و بازکردن درهای
واردات، زمینه های تقویت بخش خدمات و جدایی تولیدگران از بخش پر زحمت و کم
درآمد تولید به بخش کم زحمت و پردرآمد خدمات را فراهم می کند.
۲-هزینه گزاف تولید و درآمد نامناسب
مراکز تولیدی بخاطر
گرانی مواد خام، هزینه های انرژی، پرداخت به منابع انسانی، پرداخت های مالی
مثل مالیات و سایر پرداختها، عملاً با قیمت تمام شده غیرمتعارف مواجه شده و
اجبار حاکمیتی به فروش کالای تولیدشده در سقف قیمت مصوب، عملاً تولید را
از محدوده مقرون به صرفه خارج کرده و در فاصله زمانی کوتاهی، تولیدکننده را
ورشکست می کند.
همین دو گزینه کافی
است تا ما به واقعیتی اشاره کنیم که طی آن در عرصه تولید ملی، نه تنها با
روند رو به رشد ایجاد فرصتهای شغلی مواجه نمی شویم، بلکه هر روز شاهد
تعطیلی و کاهش فرصتهای شغلی در این عرصه باشیم که این به معنای حادتر شدن
معضل بیکاری، علیرغم تمامی تلاشهای معمول خواهد بود و نساجی قائم شهر،
چوخای ساری، چیت بهشهر، بابکان آمل، خزرخز تنکابن، تخته سه لای شهید رجائی
ساری، کولرگازی ساری و نمونه های دیگر در این فرمول به افزایش آمار بیکاری
کمک کردند.
۳-عدم ثبات سیاستها و نوسان تصمیم گیری ها
عرصه اقتصاد ما شبیه
آزمایشگاهی است که هر روز با عناصر آن مثل موشهای آزمایشگاهی برخورد می شود
و به مرور زمان ضمن کاهش جرأت سرمایه گذاران، شاهد انباشت غیر متداول
نقدینگی در بخش خصوصی و تبدیل آن به مایملک غیر فعال و توقف گردش پول و یا
همان رکود اقتصادی می شویم و این بخاطر تنوع نگرشها و تعدد تصمیمات است که
اصلاً برای اقتصاد ملی خوب نیست و می تواند فعالان اقتصاد ملی را به
مالداران بی پولی مبدل کند که قادر به ایجاد تحرکات مناسب اقتصادی نبوده و
عملاً کم تحرکی تولید را نهادینه می کنند.
آمار بالای بیکاری در
مازندران، مربوط به فقدان زمینه های جذاب برای جذب سرمایه گذاران و نیز
فقدان نگاه مطالبه گر سرمایه گذار است که متأسفانه گاهی سرمایه گذار
خودآمده را نیز دفع می کند و این مسئله نه تنها در عدم پیدایش فرصتهای نو
مشهود است، بلکه در ناکامی حفظ فرصتهای موجود شغای نیز کاملاً هویداست.
سال ۹۱ که از سوی رهبر
معظم انقلاب بعنوان سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی
نامگذاری شده است، بستر مناسبی برای ارزیابی تخصصی مدیران اجرائی استان و
تعیین تکلیف مدیریتی برای بقاء یا قطع همکاری با آنهاست و استاندار محترم
که خود برای عده ای از مدیران از واژه مدیران ناکارآمد استفاده کرده، فرصت
خواهند داشت تا با معیار نام امسال به ارزیابی عملکرد آنها پرداخته و در
عمل از تازه نفس های توانمندتر در عرصه مدیریت مازندران بهره ببرد و این
امر، استثناء بردار هم نیست.
تردید نباید کرد که
پدیده هایی مثل گرانی که این روزها مثل مالیخولیا، افکار عمومی را می
آزارند و متأسفانه در برنامه عملیات روانی استکبار جهانی علیه ملت ما نیز
قرار گرفته تا تبعات روانی تحریم جهانی علیه کشور ما را بزرگ نمایی و سیاه
نمایی کنند، با احتساب بیکاری اعضای اصلی و تأثیرگذار یک خانواده، بسیار
غیرقابل تحمل جلوه کرده و آستانه تحمل افکار عمومی را بشدت پائین می آورد.
بیکاری توان مقابله و
استاندارد مقاومت خانواده ها را کاهش داده و طبعاً سرعت و وسعت تنش های
روانی و معیشتی ناشی از آن را افزایش می دهد و این حالت نهایتاً به اوج
گیری نمودار رضایتی در پیوستار تعیین رضایتمندی منجر شده و در اصل دشمنان
ما را به توفیقات مورد نظر نزدیک خواهد کرد.
تحقق چشم انداز رهبر
معظم انقلاب نسبت به "اقتصاد موقتی" که سمینارهای علمی آن از ماهها قبل در
دانشگاهها برگزار شده است، دقیقاً به عناصری همانند اشتغالزائی، درآمدزائی و
اصلاح الگوی مصرف و مقوله هایی از این قبیل اشاره دارد تا عملاً امکان
ثبات اقتصادی جامعه و معیشت خانواده در مرزهای حداقلی و میانی فراهم شود.
تمام تعجب ناظران
اقتصادی متوجه این وافعیت است که چرا مازندران با این همه مواهب طبیعی و
خدادادی و استعدادهای انسانی در ابعاد مهارتی و مدیریتی و فرهیختگی و نیز
برخورداری از بسترهای مناسب فرهنگی، به این حال و روز افتاده و مدیران آن
نه تنها شکوفائی اقتصادی مازندران را برای شهروندان مازندرانی به ارمغان
نمی آورند، بلکه در تأمین نیازهای یومیه و بکارگیری نیروهای مستعد استانی
نیز با مشکل مواجه اند و مازندران امروز با مازندران موعود آنچنان متفاوت و
متمایز است که بجز افسوس و حسرت چیزی نمی توان گفت.
نگارنده که خود از
نزدیک در جلسه کمیته اشتغال شاهد تلاش و مطالبه آماری میزان ایجاد اشتغال
مدیران اجرائی استان از سوی استاندار محترم بوده، بسیار تأسف خورده که برخی
از مدیران، حتی فرمول آن را نیز ندانسته و کاملاً غیرمشرفانه به مطالبات
مدیریتی پاسخ گفته و اصطلاحاً با بازیگوشی های آماری آنها می توانستیم
بفهمیم که ایجاد اشتغال برای جوانان و راه اندازی نهضت و تفکر کارآفرینی،
دغدغه اول ذهنی آنها نبوده و نیست و آنها در اصل بجای نوآوری به روزمرگی و
بجای کارگزاری به کارگذرانی مشغولند!
در فراز پایانی این
بحث مطول لازم می دانم به استاندار خدوم مازندران متذکر شوم که معضل بیکاری
با دستور، شعار، بازارگرمی، وعده سرخرمن، تغییر قاعده های محاسبه، اشتغال
های موقت، شبه اشتغالها و یا حتی با آدرس هایی که نهایتاً به ایجاد فرصتهای
شغلی منجر می شوند، مرتفع نمی شود، بلکه این بیماری اجتماعی، نیاز به
درمان بالینی و آنالیز مستمر شرایط و حالات و کلاً ایجاد یک فضای مراقبتی
عملیاتی دارد و آن ممکن نمی گردد، مگر اینکه استاندار محترم از این جلسات
کلی با مدیران خارج شده و عملیات رو در رو و چهره به چهره با مدیران اجرائی
استان را در دستور کار خود قرار دهد تا امکان فرار و فریب را از برخی
مدیرانی که به مهارت برخوردهای حرفه ای گرانه رسیده اند، سلب کند.
بهرحال استاندار محترم
و تیم مدیریتی ایشان باید تذکرات رو به تزاید علمای اعلام، ائمه محترم
جمعه، نمایندگان محترم مجلس، رسانه ها مجازی و مکتوب و نیز تجمعات کارگران و
اعتراضات افکار عمومی در کوچه و بازار را جدی گرفته و تلاش کنند تا
مازندران به گروه استانهایی نقل مکان کند که نرخ بیکاری را بشدت کاهش داده و
مهاجر پذیر هم شده اند که در این زمینه لازم است با مطالعات علمی و احصای
تجارب مدیریتی و هم اندیشی با صاحبنظران و کارشناسان مجرب در اتاقهای فکر،
نهضت احیای استعدادهای بومی را در دستور کار قرار داد.
جمعه 13/5/1391 - 2:56
اقتصاد
یکی از مسائلی که همیشه کارشناسان حوزه اجتماعی برآن تاکید
ویژه دارند، رعایت اخلاق معیشتی است چرا که به باور این دست از صاحبنظران،
رعایت اخلاق معیشت به طور ملموسی در فضای کلی جامعه قابل درک خواهد بود.
آنچنان که این موضوع مانند یک اپیدمی فراگیر هم میتواند باعث رونق
جلوههای مثبت اجتماعی شود و هم در صورت عدم پایبندی جامعه میتواند
زمینههای ظهور تدریجی نکات منفی اجتماعی را فراهم آورد.
باید به این مسئله هم توجه داشت که جامعه ایرانی به دلیل
برخورداری از نیروی جوان در معرض آسیبهای جدیتری قرار دارد چرا که همیشه
اشتغال جوانان با مسائلی رو به رو بوده که به هر حال بدون هدایت درست توسط
کارشناسان غیرقابل حل است.
دکتر منوچهر سرابی، استاد دانشگاه و جامعه شناس میگوید:
علاوه بر شرایط فعلی در سالهای آینده موج اشتغال جوانان هم در راه است.
درواقع روز به روز ما شاهد حضور بیشتر جوانان در عرصههای مختلف خواهیم
بود و همین مسئله لزوم توجه به نهادینه کردن فرهنگ معیشت را در بین این قشر
مهم جامعه ضروری میسازد.
این استاد دانشگاه همچنین با اشاره به اینکه به طور معمول و
به دلیل تب مدرنیته جوانان علاقه زیادی به پیمودن راه چندین ساله در عرض
مدت کوتاهی دارند براین مسئله تاکید میکند که باید این مسئله برای جوانان
فرهنگسازی شود که صرف کار کردن و به دست آوردن روزی حلال خود موضوعی
ارزشمند است وجمع آوری و پس انداز در کنار این مسئله معنا پیدا میکند.
یعنی به طور مشخص برای آنها باید این موضوع نهادینه شود که کسب روی حلال و
به طریق برجستهتر رعایت اخلاق معیشت، مهمتر از پسانداز است.
منوچهری در کنار اشاره به این موضوع، براین مسئله هم تاکید
میکند که برای ایجاد شرایط باید به جوانان شخصیت داد. به این صورت که
نباید به آنان این موضوع را به گونهای القا کرد که همه هویت آنها محدود
به مقدار داراییشان است چرا که در این صورت خواه نا خواه جوانان به سمت
کسب روزی سریع میروند و به این صورت اخلاق معیشت فراموش میشود.
صحبتهای این جامعه شناس در شرایطی مطرح میشود که برخی دیگر
از صاحب نظران در این حوزه از اخلاق معیشت به عنوان یک موضوع سرایتی نام می
برند چرا که به باور آنها رعایت این موضوع مانند یک موج است که هم
میتواند فضای جامعه را به سمت رعایت این مسئله سوق دهد و هم در صورت عدم
رعایت آن، در جامعه با موجی روبه رو خواهیم بود که حاصلش گسترش بیاخلاقی
معیشتی خواهد بود.
منچهر سرابی دراین زمینه با به میان کشاندن بحث همیشگی روزی
حلال بر این موضوع تاکید دارد که وقتی در جامعه این بحث مورد نظر قرار
نگیرد درآن جامعه بنیانهای اخلاقی به تدریج سقوط خواهد کرد.چرا که بحث
اخلاق معیشت خود سر مجموعه ای از مباحث اخلاقی است که می تواند در بسیاری
از مسائل مختلف تاثیر گذار باشد.
در همین زمینه این استاد دانشگاه چند محور را در راستای نهادینه کردن اخلاق معیشی مورد توجه قرار می دهد:
۱-تبلیغات گسترده برای ایجاد دغدغه درمیان قشر جوان از طریق رسانه های فراگیر
۲-سوق دادن فضای جامعه به سمتی که درآن انسان محوری واخلاق رفتاری، بنیان اصلی تمام رویکردهای اجتماعی باشد.
۳-هشدار به کلیت جامعه درباره تبعات زیر پاگذاشتن اخلاق معیشتی وآسیبهای آن برای کل شهروندان!
این موضوعات در حالی مطرح می شود که جامعه ایران به توجه به
گسترش ورشدی که از ابعاد مختلف آن هم در عصر ارتباطات می کند نیاز بیشتری
به مباحث اخلاقی این چنینی پیدا کرده وهمین مساله بسیاری از پژوهشگران حوزه
اجتماعی را به این سمت کشانده که از طریق رسانه های فراگیر بیش از گذشته
اطلاع رسانی کنند.
اطلاع رسانی که در سالهای گذشته بیشتر به فضای آکادمیک وعلمی محدود شده بود ومانند امروز در فضای رسانه ها مطرح نمی شد.
جمعه 13/5/1391 - 2:54
آموزش و تحقيقات
تا به امروز با خودتان فکر کردهاید که از ۸ ساعت کار مفید
روزانه در اداره و یا محل کار چه مدت را صرف استفاده از تلفن همراه و ارسال
پیامک به دوستان و آشنایان میکنید و چه مقدار باعث هدر رفتن وقت و عمر
مردم و مراجعه کنندگان میشوید؟
به گزارش بشارت نیوز,.پایگاه اطلاع رسانی خبرنگار اجتماعی با
انتشار یادداشتی نوشت: جاذبه تلفن همراه از یک طرف و استقبال عمومی از این
وسیله ارتباطی از سوی دیگر باعث شده است که در چند سال گذشته تلفن همراه به
وسیلهای ضروری و غیرقابل اجتناب تبدیل شود، به گونهای که نداشتن تلفن
همراه به منزله بیکاری، عقبماندگی از برنامهها و مشکلات دیگر است.
یک تحقیق بینالمللی که توسط دانشگاه هاروارد که درباره
استفاده از تلفن همراه توسط کارمندان انجام شده است نشان میدهد که نیمی از
کارمندان امروزه به جای آنکه به انجام مرتب و دقیق کارها بپردازند، بیشتر
وقتشان را صرف ارسال نامه الکترونیکی و یا ارسال پیام کوتاه به دوستان
خود می کنند که این موضوع سبب به هم خوردن تعادل کاری و ارتباطی افراد
درمحیط کار میشود.
وارد شدن وسایل ارتباطی و الکترونیکی جدید در ایران علاوه بر
مزیتهای فراوان، مشکلات و آسیبهای مختلفی را هم در پی داشته است. درچند
سال گذشته کارمندان در ایران هم به نوعی با این مشکل مواجه شدهاند و زمان
زیادی از روز را برای ارسال پیامهای کوتاه به دوستان خود اختصاص
میدهند.
اما نکتهای که باید به آن توجه داشت مربوط به هدررفتن وقت و
هزینهای است که در اثر گرایش کارمندان در ادارات به ارسال پیامهای کوتاه
به وجود میآید و به نظر میرسد با توجه به گسترش روزافزون فناوری تلفن
همراه در کشور در سالهای آینده این موضوع به دغدغه جدی جامعهشناسان و
کارشناسان اجتماعی تبدیل شود.
از آنجا که انسان برای پیشبرد مقاصد کاری و تحصیلی خود همواره
در معرض استرسها و شوکهای روانی فراوان قرار دارد، استفاده نامحدود از
تلفن همراه و اتلاف وقت و هزینه زیاد می تواند عامل موثری برای افزایش
استرسهای کاری کارمندان در ادارات برای جبران عقب ماندگیهای کاری باشد.
تحقیقات انجام شده توسط کارشناسان ایتالیایی نشان میدهد که
پرخاشگری یکی از عمدهترین عوارض استفاده از تلفن همراه است. بر اساس این
پژوهش، استفاده بی مورد و زیاد از تلفن همراه به خصوص برای ارسال پیامک خطر
ابتلا به پرخاشگری و عصبانیت را افزایش میدهد.
استفاده از تلفن همراه حتی در هنگام قرار گرفتن درمعرض امواج
آنتنهای تقویتکننده میتواند اثرات منفی را بر روی سلامت افراد داشته
باشد. مطالعات انجام شده توسط این افراد نشان میدهد که تومورهای مغزی نیز
یکی از شایعترین بیماریهایی است که بر اثر استفاده بیش از حد از تلفن
همراه در افراد به وجود میآید.
فراموش نکنیم که استفاده مفید از وقت و هزینه و کارایی
بیشتر در کشور تنها مربوط به تعطیلات طولانیمدت و کاهش آن نمیشود و
مواردی از این دست هم کاهش راندمان کاری و علاوه برآن صرف هزینههای زیاد
برای کشور را در پی خواهد داشت که عدم توجه به اینگونه موارد میتواند
زمینه بروز بسیاری از دغدغههای اجتماعی در جامعه و محیط کار را فراهم
کند.
جمعه 13/5/1391 - 2:53
اقتصاد
بی
هیچ تردیدی طرح اقتصاد مقاومتی که از سوی مقام معظم رهبری در دیدار با
مسئولین نظام ارائه شد، حکایت از هوشمندی و آگاهی کامل معظم له و مدیریت
همه جانبه ایشان دراین زمان و در مقابله با ترفندها و دسیسه های بزرگ دنیای
استکبار داشته و نیز زائیده ضرورتهای نو و تازه است
بدیهی
است که استکبار جهانی و در رأس آن امریکای جنایتکار نمی خواهند جمهوری
اسلامی رنگ آرامش را ببیند و مهلت یابد تا با حمایت همه جانبه از حرکات
بیداری اسلامی مردم مسلمان در اقصی نقاط جهان، اسلام را از قید وبند حاکمان
جور و استکبار جهانی رهایی دهد .
بنابراین استکبار جهانی همانند غزوه احزاب عزم خودشان را جزم کرده تا با
تمام توان و با هر خدعه و نیرنگی، جمهوری اسلامی ایران را بخودش مشغول نگه
داشته و نگران آینده خودش باشد و این ترفند استکبار به نوعی از زمان بیداری
اسلامی ایران درسال ۱۳۴۲ با کشتار فیضیه و قیام ۱۵خرداد ۱۳۴۲ پایه ریزی و
توسط سرسپردگان استکبار جهانی برعلیه مردم مسلمان ایران انجام شده و تداوم
یافته است.
این
روشها ابتدا با ترس و ارعاب و کشت و کشتار انقلابیون و به بند کشیدن و
تبعید آنها توسط حکام تا دندان مسلح و اجنبی پرست خاندان منحوس پهلوی و
عوامل سرسپرده آن شروع شد وقتی با قیام همه جانبه مردم ایران اسلامی چاره
ای جز فرار نیافتند و بالاخره مردم با رهبری امام خمینی(ره) دربهمن سال
۱۳۵۷موفق شدند با غلبه بر رژیم تا بن دندان مسلح پهلوی را سرنگون نموده و
حکومت جمهوری اسلامی را با رای مردم مسلمان ایران تاسیس نمایند و از آن
تاریخ سلسله دسیسه های جدید دنیای استکبار به رهبری امریکای جنایتکار
برعلیه جمهوری اسلامی برنامه ریزی شد. .
انواع
دسیسه ها و خدعه ها استکبار جهانی و در رأس آن امریکا از فردای پیروزی
انقلاب شکوهمند اسلامی دسیسه هایش را با تفرقه اندازی و ایجاد درگیریهای
داخلی درگنبد درشمال کشور و خلق مسلمان در آذربایجان و کومله و دموکرات
درغرب کشور و خلق عرب درجنوب و خوزستان و اهل سنت درسیستان و بلوچستان و
قومیتهای مختلف درسراسر ایران آغاز کرد تا جلوی رشد و نمو انقلاب اسلامی
ایران را هم درداخل و جلوی صدور انقلاب را به خارج بگیرد ووقتی توان جمهوری
اسلامی ایران در حل بحران داخلی درجای جای ایران اسلامی دید لیبرالها را
که دولت را دراختیار داشتند مقابل مردم قرارداد وبجای اینکه برای
مردم ایران کار بکنند برعلیه مردم و به نفع استکبار مقابل مردم ایستادند و
وقتی این ترفند به نتیجه نرسید کودتاهای مختلف را برعلیه جمهوری اسلامی طرح
ریزی کردند از جمله کودتای نوژه و وقتی دیدند جمهوری اسلامی ایران برهمه
آنها فائق آمد گروهکهای معاند و وابسته و در راس آنها سازمان منافقین
وفرقان با به شهادت رساندن آیت الله مطهری و مفتح وترور ناکام حضرت امام
خامنه ای دام عزه مقام معظم رهبری و آیت الله هاشمی رفسنجانی و خیلی از
بزرگان وابسته به امام خمینی(ره) برعلیه نظام اسلامی ترور و شهیدکردند.
و
وقتی دانشجویان مسلمان پیروخط امام، سفارتخانه امریکا این شیطان بزرگ را
که مرکز همه دسیسه ها برعلیه جمهوری اسلامی ایران بوده را از دست جاسوسان
امریکائی خارج کردند، حمله نظامی مستقیم امریکای جنایتکار را شاهد بودیم که
شن های صحرای طبس لشکر خدا شدند و به حمایت از جمهوری مظلوم اسلامی ایران
دشمن غدار را به سزای اعمالش رساندند و درخدعه خودشان گرفتارشان ساخت و بعد
از آن طرح جنگ همه جانبه صدام دیوانه را دربیش از هزارکیلومتر مرز ایران و
عراق راه انداختند و درطول هشت سال جنگ با حمایت بی مانند از صدام کافر
تمام جهان استکباری درمقابل ایران اسلامی ایستادند و وقتی دیدند در جنگ هم
حریف ایران اسلامی نیستند با ترفندهائی بنی صدر خیانتکار را بعنوان یک چهره
انقلابی به مردم معرفی کردند و با ترفندهائی که فرزند یکی از روحانیون
بزرگ همدان هست و با عوامفریبی رای مردم را دراولین رای گیری ریاست جمهوری
اخذ کرد و بجای خدمت به مردم با همکاری منافقین درمقابل مردم ایستاد و
گروهک های خود فروخته داخلی را با رهبری سازمان جهنمی منافقین برعلیه
جمهوری اسلامی شوراند و با درگیریهای مسلحانه شهری عزیزان زیادی از تاثیر
گذران انقلاب اسلامی نظیر آیت الله شهید مظلوم بهشتی وخیل عظیم بزرگان
جمهوری اسلامی را در ۷تیر 1360 از جمله ترور رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت
آیت الله العظمی امام خامنه ای و ترور رئیس جمهور شهید محمدعلی رجائی وآیت
الله باهنر نخست وزیر و نیز تحریم های فراوان جهانی از همان اول پیروزی
انقلاب و… و در ادامه هم به دسیسه های مختلف متوسل شد، اما باز هم ملاحظه
کرد که در مقابل انقلاب شکوهمند اسلامی ایران توانائی مقابله را ندارد .
در تکمیل دسیسه های قبلی، طرح امنیتی محاصره ایران با اعزام ناوگان
جنگی نظام سلطه به خلیج فارس و دریای عمان و طرح احزاب با همراه
کردن کشورهای عربی حوزه خلیج فارس برهبری عربستان بنام شورای همکاری خلیج و
مداخله درعراق بعداز جنگ و عضو ناتو نمودن ترکیه و مداخله در پاکستان با
کودتای نظامی ژنرال مشرف و حضور نظامی درافغانستان و دسیسه در کشورهای تازه
استقلال یافته آسیای میانه از شمال و جنوب و غرب و شرق، تلاش کردند تا
ایران اسلامی را درمحاصره قراردهند تا جلوی جهانی شدن و صدور انقلاب اسلامی
را بگیرند.
با
تحریم های طولانی مدت و ارعاب کشورها و ایران هراسی و ترفند های شیطانی
متعدد قصد داشتند جمهوری اسلامی ایران را ساقط کنند و با براه انداختن
اصلاح طلبان تندرو و وابسته نمودن سرانشان و ایجاد دو دستگی و چند دستگی
جهت ضربه زدن به وحدت جمهوری اسلامی و هجمه همه جانبه فرهنگی و بی انگیزه
کردن جوانان با انواع خدعه ها و جلوگیری از خود باوری با فرار مغزها و باور
این موضوع به جوانان که ایران جای رشد و نمو نیست و دسیسه های سازمان
یافته جهانی درمقابل حق قانونی و مسلم دانش هسته ای به بهانه امکان دسترسی
جمهوری اسلامی به فن آوری تولید سلاح هسته ای و ایران هراسی و… قادر نشدند
جلوی شکوفائی نظام جمهوری اسلامی را بگیرند.
علی
رغم اینکه صدمات زیاد فرهنگی و اقتصادی که با اجرای این خدعه و نیرنگها به
جمهوری اسلامی وارد نمودند و بهترین جوانان و نخبگان ما را ترورکردند و
جوانان بی مانندی را با راه انداختن جنگ خارجی و کشتار داخلی ار جمهوری
اسلامی ایران گرفتند ولیکن نتوانستند باور جوانان ما یعنی "ما هم می
توانیم" را بگیرند و دنیا شاهد آن شد که جوانان نخبه این کشور با استعداد
شگرف خود اکثر قله های علمی جهان رافتح و دانش هسته ای را از سیطره کشورهای
خاص خارج کرد و با تولید سوخت هسته ای، انقلابی دیگر درجهان ایجاد کرد.
حال
که جمهوری اسلامی به استعانت از خداوند متعال و با اراده پولادین جوانان
دانشمند خود بدون کمک خارجی درسایه تلاش و لیاقت خود و برابر مقررات N.P.T
به دانش هسته ای برای تهیه سوخت هسته ای دست یافت جهان و دنیای استکباری
لیاقت جوانان دانشمند جمهوری اسلامی را شناخت و باور کرد ایران توانمند است
از آنزمان به بهانه امکان و احتمال دست یابی جمهوری اسلامی به دانش ساخت و
تولیدبمب اتمی سالهاست بابسیج تمامی امکانات جهانی از کشورهای دارای
تکنولوژی بمب اتمی گرفته تا کشورهای سرسپرده و نیز کشورهای جهان شرق نظیر
روسیه و چین همه گونه هجمه چه اقتصادی و چه سیاسی و چه فرهنگی و چه نظامی
به جمهوری اسلامی وارد نموده اند تا جمهوری اسلامی ایران را وادار نمایند
تا از ساخت و تولید انرژی هسته ای دست بردارد ودراین راه حتی از به شهادت
رساندن دانشمندان هسته ای ایران بوسیله جاسوسان سیا و موساد و … ابائی
نداشتند و علی رغم اینکه ایران اسلامی عضو N.P.T هست و برابر مقررات N.P.T
کشورهای عضو می بایست برای استفاده غیر نظامی از دانش هسته ای اطلاعات آنرا
دراختیار داشته باشد از دراختیار گذاشتن ساده ترین اطلاعات مربوط به دانش
هسته ای به جمهوری اسلامی ممانعت می ورزند و با توجه باینکه مسئولین جمهوری
اسلامی رسما" درجلسات متعدد گفتند جمهوری اسلامی بدنبال ساخت و تولید بمب
هسته ای نیست و فقط دنبال دانش هسته ای صلح آمیز هست و دین ما اسلام و قرآن
تهیه وسایل کشتار جمعی را حرام و منع کرده با ایران حراسی و تبلیغات کاذب و
بردن پرونده هسته ای صلح آمیز جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل
همه نوع هجمه را علیه نظام ما برنامه ریزی نمودند .
ولیکن
وقتی استقامت جمهوری اسلامی را دیدند شیطان بزرگ خدعه دیگری بنام ایران
هراسی در کل جهان آغاز کرد و از حدودا" چهار سال پیش همزمان با شروع بیداری
اسلامی درتونس و مصر و یمن و بحرین و لیبی و خیلی از کشورهای مسلمان،
تحریم همه جانبه دنیای استکباری علی رغم صلح آمیز اعلان شدن فعالیت های
هسته ای جمهوری اسلامی آغاز شد وبا هماهنگی کشور های استکباری تحریم جدید
را بصورت همه جانبه جهت ساقط کردن جمهوری اسلامی با سختگیری به مردم ایران
آغاز کرد و رهبر هوشمند جمهوری اسلامی با بیداری و دید وسیعی که ذاشتند،
سال ۱۳۹۱ را سال حمایت از تولید داخلی و کار و سرمایه ایرانی اعلام نمودند و
مردم هوشیار ایران اسلامی هم با گوش دل سپردن به ندای رهبر عزیز از
مسئولین خواستند تا با حمایت کامل از تولید داخلی و کار و سرمایه ایرانی
پاسخ دندان شکنی به استکبار جهانی بدهند و استکبار که از هجمه فرهنگی
وسیاسی و نظامی و اقتصادی خود تا کنون طرفی نبست با طرح تحریم کشورهایی که
باایران داد و ستد دارند جهت به ستوه آوردن مردم وارد هجمه جدیدی گردید که
با هوشیاری رهبر بزرگوار انقلاب و حمایت قاطع دولت و استقبال عامه مردم
درقالب اقتصاد مقاومتی استکبار جهانی را خلع سلاح خواهد کرد و مرگ استکبار
نزدیک هست و صبح امید هم جلوی ما و این ما هستیم که با بکار بستن توصیه
رهبری معظم با اقتصاد مقاومتی و شتاخت نقاط ضعف و قوت آن و با صرفه جوئی و
قناعت پیروز این مبارزه خواهیم بود. انشالله چنین خواهد شد و پوزه امریکا و
اذنابش باردیگر به خاک خواهد خورد و صبح پیروزی برتحریم هم نزدیک است.
انشاالله و من الله التوفیق
جمعه 13/5/1391 - 2:51