• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 5662روز قبل
تاریخ

ااسکندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود.

در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید. با نزدیک شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است.

او فرمانده هان ارتش را فرا خواند و گفت:

من این دنیا را بزودی ترک خواهم کرد. اما سه خواسته دارم ، خواسته هایم را حتماً انجام دهید.

فرماندهان ارتش درحالی که اشک از گونه هایشان سرازیر شده بود موافقت کردند که از آخرین خواسته های پادشاهشان اطاعت کنند.

اسکندرگفت:

اولین خواسته ام این است که پزشکان من باید تابوتم را به تنهایی حمل کنند.

ثانیاً، وقتی تابوتم دارد به قبر حمل می گردد، مسیر منتهی به قبرستان باید با طلا، نقره و سنگ های قیمتی که در خزانه داری جمع آوری کرده ام پوشانده شود.

سومین و آخرین خواسته این است که هر دو دستم باید بیرون از تابوت آویزان باشد.

مردمی که آنجا گرد آمده بودند از خواسته های عجیب پادشاه تعجب کردند. اما هیچ کس جرأت اعتراض نداشت. فرمانده ی مورد علاقه اسکندر دستش را بوسید و روی قلب خود گذاشت و گفت :

پادشاها، به شما اطمینان می دهیم که همه ی خواسته هایتان اجرا خواهد شد. اما بگویید چرا چنین خواسته های عجیبی دارید؟

در پاسخ به این پرسش، اسکندر نفس عمیقی کشید و گفت:

من می خواهم دنیا را آکاه سازم از سه درسی که یاد گرفته ام.

می خواهم پزشکان تابوتم را حمل کنند چرا که مردم بفهمند که هیچ دکتری نمی تواند هیچ کس را واقعاً شفا دهد. آن ها ضعیف هستند و نمی توانند انسانی را از چنگال های مرگ نجات دهند. بنابراین، نگذارید مردم فکر کنند زندگی ابدی دارند.

دومین خواسته ی درمورد ریختن طلا، نقره و جواهرات دیگر در مسیر راه به قبرستان، این پیام را به مردم می رساند که حتی یک خرده طلا هم نمی توانم با خود ببرم. بگذارید مردم بفهمند که دنبال ثروت رفتن اتلاف وقت محض است.

و درباره ی سومین خواسته ام یعنی دستهایم بیرون از تابوت باشد، می خواهم مردم بدانند که من با دستان خالی به این دنیا آمده ام و با دستان خالی این دنیا را ترک می کنم...

دوشنبه 20/10/1389 - 22:13
دانستنی های علمی

آرژانتین: سرزمین نقره (اسپانیایی)

 

آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما / آفتابی جنوبی (لاتین، یونانی)

 

آلبانی: سرزمین کوه نشینان

 

آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی، ژرمنی)

 

آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود

 

اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)

 

اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)

 

ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی، ترکی، فارسی دری)

 

اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)

 

استرالیا: سرزمین جنوبی (لاتین)

 

استونی: راه شرقی (ژرمنی)

 

اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)

 

اسکاتلند: سرزمین اسکات ها (لاتین)

 

افغانستان: سرزمین قوم افغان (فارسی)

 

اکوادور: خط استوا (اسپانیایی)

 

الجزایر: جزیره ها (عربی)

 

السالوادور: رهایی بخش مقدس (اسپانیایی)

 

امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی (عربی)

 

اندونزی: مجمع الجزایر هند (فرانسوی)

 

انگلیس: سرزمین پیر استعمار (ژرمنی)

 

اوروگوئه: شرقی

 

اوکراین: منطقه مرزی (اسلاوی)

 

ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی

 

ایتالیا: شاید به معنی ایزد (یونانی)

 

ایران: سرزمین آریایی ها٬ برگرفته از واژهٔ «آریا» به معنی نجیب و شریف

 

ایرلند: سرزمین قوم ایر (انگلیسی)

 

ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)

 

باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها (اسپانیایی)

 

بحرین: دو دریا (عربی)

 

برزیل: چوب قرمز

 

بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان (لاتین)

 

بلژیک: سرزمین قوم بلژ از اقوام سلتی، واژه بلژ احتمالاً معنی کیسه می داده

 

بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه ای بومی به معنای آب گل آلود

 

بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)

 

بوتان: تبتی تبار

 

وتسوانا: سرزمین قوم تسوانا

 

بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار

 

بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین

 

پاراگوئه: این سوی رودخانه

 

پاکستان: سرزمین پاکان (فارسی دری)

 

پاناما: جای پر از ماهی (زبان کوئِوا)

 

پرتغال: بندر قوم گال از اقوام سلتی (لاتین)

 

پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)

 

تاجیکستان: سرزمین تاجیک ها (فارسی دری)

 

تانزانیا: این نام از همامیزی تانگانیگا سرزمین دریاچه تانگا + زنگبار گرفته شده

 

تایلند: سرزمین قوم تای

 

ترکمنستان: سرزمین ترک + ایمان = ترکیمان = ترکمان = ترکمن سرزمین ترک هایی که مسلمان شده اند (مربوط به سده های آغازین اسلام)

 

ترکیه: سرزمین قوی ها (ترکی با پسوند عربی)

 

جامائیکا: سرزمین بهاران

 

جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند (زبان آفار)

 

چاد: دریاچه (زبان بورنو)

 

چین: سرزمین مرکزی (چینی)

 

دانمارک: مرز قوم “دان”

 

دومینیکن: کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)

 

روسیه: کشور روشن ها، سپیدان

 

روسیه سفید / بلاروس: درخشنده روس / سفید روسی

 

رومانی: سرزمین رومی ها

 

زلاند نو: زلاند جدید (زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)

 

ژاپن: سرزمین خورشید تابان (ژاپنی)

 

سریلانکا: جزیره باشکوه (سنسکریت)

 

جزایر سلیمان: از نام حضرت سلیمان

 

سوئد: سرزمین قوم “سوی”

 

سوئیس: سرزمین مرداب

 

سودان: سیاهان (عربی)

 

سوریه: سرزمین آشور (سامی)

 

سیرالئون: کوه شیر

 

شیلی: پایان خشکی / برف

 

عراق: شاید از ایراک به معنای ایران کوچک (فارسی)

 

عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبختواژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد استسعود یعنی خوشبخت.

 

فرانسه: سرزمین قوم فرانک از اقوام سلتی

 

فلسطین: یکی از اسامی قدیم رود اردن

 

فنلاند: سرزمین قوم “فن”

 

فیلیپین: از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ

 

قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله قرقیزی

 

قزاقستان: سرزمین کوچگران قزاقی

 

قطر: شاید به معنای بارانی (عربی)

 

کاستاریکا: ساحل غنی (اسپانیایی)

 

کانادا: دهکده زبان سرخپوستی “ایروکوئی”

 

کلمبیا: سرزمین کلمب (کریستف کلمب) (اسپانیایی)

 

کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)

 

کویت: دژ کوچک هندی (عربی)

 

گرجستان: سرزمین کشاورزان (یونانی)

 

لبنان: سفید (عبری)

 

لهستان: سرزمین قوم “له”

 

لیبریا: سرزمین آزادی

 

مجارستان: سرزمین قوم مجار (مجاری)

 

مراکش: مغرب

 

مصر: شهر، آبادی

 

مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین ها (یونانی)

 

مکزیک: اسپانیای جدید (اسپانیایی)

 

موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)

 

میکرونزی: مجمع الجزایر کوچک فراسوی

 

نروژ: راه شمال

 

نیجر: سیاه (لاتین)

 

نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)

 

نیکاراگوئه: دریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) آگوئه (اسپانیایی)

 

واتیکان: گرفته شده از نام تپه ای به نام واتیکان (اتروسکی)

 

ونزوئلا: ونیز کوچک

 

ویتنام: اقوام “ویت” جنوبی (ویتنامی)

 

ویلز: بیگانگان (ژرمنی)

 

هلند: سرزمین چوب آلمانی

 

هند: پر آب (فارسی باستان)

 

هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)

 

یمن: خوشبخت

 

یونان: سرزمین قوم “یون”

سه شنبه 15/4/1389 - 17:29
دانستنی های علمی

دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند. هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره ندارند. درهایشان که بسته باشد درون اتاقها کاملا تاریک است. در یک اتاق سه چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق دیگر سه کلید برق مثل هم وجود دارد. ما نمیدانیم کدام کلید کدام چراغ را روشن میکند( مثلا نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر کدام از کلید ها یکی از چراغها را روشن میکند. همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم ). شما معلوم کنید که هر کلید مربوط به کدام چراغ است.. برای اینکار و در شروع، شما باید در اتاق کلیدها باشید و کار را از آنجا شروع کنید. شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها را روشن و خاموش کنید. اما شما تنها هستید و نمیتوانید از کسی کمک بگیرید و هیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید و مهمتر از همه اینکه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید و وقتیکه وارد شدید و بیرون آمدید، دیگر نمیتوانید مجددا وارد آن اتاق بشوید

این چیستان را بیل گیتس در سال 2002 طراحی کرد تا از بین 100 مهندس یکی را برای شرکتش انتخاب کند.حال بفرمایید که هر کلید کدام چراغ را روشن می کند؟

 

 

جواب

 

یکی از کلیدها رو میزنیم بعد ی کلید دیگه هم میزنیم و بعد از مدتی خاموشش میکنیم یکی از کلیدها هم رو که اصلا نمیزنیم بعد میریم تو اتاق چراغ ها، اونی که روشن کردیم معلوم اونی هم که کلیدش رو ی بار روشن کردیم بعد از چند دقیقه خاموش کردیم بالاخره در لامپ ایجاد گرما کرده پس با لمس لامپ می تونیم بفهمیم خوب آخرین لامپ رو هم که می مونه در اصل روشن نکردیم. معما حل شد

 

دوشنبه 14/4/1389 - 1:24
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته