• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 6
تعداد نظرات : 4
زمان آخرین مطلب : 5647روز قبل
موفقیت و مدیریت

ویژگیهای‌ یك‌ مدیر موفق‌

 

1. توانایی‌ درك‌ اهمیت‌ رویدادها بدون‌ اینكه‌ تحت‌ تاثیر آرا و عقاید اطرافیان‌ خود قرار بگیرد و یا گرفتار پیش‌داوریهای‌ شخصی‌ شود؛

2. توانایی‌ تصمیم‌سازی‌ و عمل‌ بی‌آنكه‌ به‌ دلیل‌ مخاطرات‌ جانبی‌ از مسیر و هدف‌ اصلی‌ منحرف‌ شود؛

3. مسئولیت‌پذیری‌ یا آمادگی‌ برای‌ رویارویی‌ و مبارزه‌ با مشكلات. این‌ امر با تصمیم‌گیری‌ و قاطعیت‌ ارتباط‌ بسیار نزدیك‌ دارد، زیرا كسی‌ كه‌ مسئولیت‌ می‌پذیرد باید از توان‌ لازم‌ برای‌ تصمیم‌گیری‌ برخوردار باشد تا بتواند تصمیمی‌ بگیرد كه‌ برای‌ منافع‌ سازمان‌ باشد. افزون‌ بر اینكه‌ مدیر باید در برابر پیامدهای‌ تصمیمهای‌ خود مسئولیت‌ بپذیرد؛

4. قدرت‌ سازماندهی. چنانچه‌ مدیر از ابزار كارآمد در جای‌ مناسب‌ خود استفاده‌ كند. بسیاری‌ از مشكلات‌ سازمانی، خود به‌ خود حل‌ خواهدشد؛

5. انسان‌شناسی‌ یا توان‌ شناخت‌ افرادی‌ كه‌ با او كار می‌كنند. در پرتو این‌ شناخت‌ است‌ كه‌ رفتار مدیر در برابر كاركنان‌ شكل‌ می‌گیرد؛

6.  انگیزه‌ با اشتیاق‌ و تمایل‌ به‌ انجام‌ كار یا كارهایی‌ كه‌ به‌ او سپرده‌ شده‌ است. چنین‌ مدیری‌ می‌تواند انگیزه‌ لازم‌ را در كاركنان‌ خود ایجاد كند؛

7. قدرت‌ كاركردن‌ به‌ مدتهای‌ طولانی‌ بدون‌ احساس‌ خستگی. درحقیقت‌ با توجه‌ به‌ آنچه‌ درمورد انگیزه‌ عنوان‌ می‌شود بیشتر كاركنان‌ به‌ رفتار مدیر، رفتار خودشان‌ را تغییر می‌دهند و از مدیر در نحوه‌ كاركردن‌ الگوبرداری‌ می‌كنند؛

8. اعتماد به‌نفس. یعنی‌ قبول‌ اینكه‌ صاحب‌ قدرت‌ است‌ و می‌تواند با تكیه‌ بر آن‌ مشكلات‌ خود و سازمانش‌ را حل‌ كند به‌ عبارتی‌ دیگر خود را به ‌درستی‌ می‌شناسد به‌ تواناییهای‌ خود آگاهی‌ دارد و به‌ همین‌ دلیل‌ می‌داند و می‌تواند در برخورد با شرایط‌ متعدد به‌درستی‌ تصمیم‌ بگیرد و در برابر این‌ تصمیم‌ هراسی‌ نداشته‌ باشد؛

9.  بلوغ‌ عاطفی‌ یا توان‌ كنترل‌ عواطف‌ و احساسات‌ خود در هر زمانی‌ كه‌ ضرورت‌ داشته‌ باشد. مدیری‌ را دارای‌ بلوغ‌ عاطفی‌ است‌ كه‌ دقیقاً‌ پس‌ از تجزیه‌وتحلیل‌ شرایط، احساسات‌ خود را آشكار سازد؛

10. داشتن‌ سعه‌صدر لازم‌ برای‌ برخورداری‌ از دیدگاه‌ همكاران، بویژه‌ زیردستان. درواقع‌ یكی‌ از صفات‌ پسندیده‌ مدیر آن‌ است‌ كه‌ با افراد صاحب‌نظر درباره‌ مسایلی‌ كه‌ ضرورت‌ دارد مشورت‌ كند و با توجه‌ به‌ دیدگاههای‌ معقول‌ آنان‌ تصمیم‌ بگیرد؛

11.  قوت‌ تصمیم‌گیری‌ و قاطعیت‌ حساب‌ شده‌ در كار. قاطعیت‌ به‌ معنای‌ این‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ برای‌ مدیر روشن‌ شد انجام‌ یك‌ كار به‌ نفع‌ سازمان‌ است‌ در انجام‌ دادن‌ آن‌ تردیدی‌ به‌ خود راه‌ ندهد؛

12. قضاوت‌ عادلانه‌ درباره‌ زیردستان. مدیر باید پیش‌ قضاوت‌ درباره‌ هر یك‌ از كاركنان‌ با شرایط‌ موجود را درنظر بگیرد؛

13. پیشگامی‌ یا برخورداری‌ از قدرت‌ مدیریت. شخصیتی‌ باشد كه‌ در انجام‌ امور پیشقدم‌ شود و با طرح‌ و ارائه‌ ارزشهای‌ جدید، رهبری‌ زیردستان‌ را برای‌ انجام‌ كار برعهده‌ بگیرد؛

14. قدرت‌ هماهنگسازی‌ و توان‌ ایجاد موازنه‌ و همسویی‌ میان‌ فعالیتهای‌ اعضای‌ مختلف‌ سازمان‌ را داشته‌ باشد. بر این‌ اساس‌ نخست‌ باید اطمینان‌ یابد كه‌ زیردستان‌ به‌ سازمان‌ و كار خویش‌ وفادارند تا بتواند در هماهنگ‌ كردن‌ آنان‌ موفق‌ باشد؛

15. برخورداری‌ از ویژگی‌ خلاقیت‌ و كارآفرینی. در ابتدای‌ هر كار و فعالیتی، نوآوری‌ لازمه‌ فعالیت‌ است.

‌16. نهایتاً‌ اینكه‌ چون‌ مدیران‌ وقت‌ و انرژی‌ خود را صرف‌ انجام‌ كارهایی‌ می‌كنند كه‌ كاركنان‌ آنان‌ نیز می‌توانند آن‌ وظایف‌ را انجام‌ دهند. درنتیجه‌ این‌ كار، هزینه‌ انجام‌ كار افزایش‌ و به‌ تبع‌ آن‌ بهره‌وری‌ كاهش‌ می‌یابد لذا تنها راه ‌حل‌ اینگونه‌ مشكلات‌ تفویض‌ اختیار است.

يکشنبه 26/10/1389 - 13:30
موفقیت و مدیریت

راه های آشنائی با اصول مدیریت و رهبری در اسلام 

 

اگر انسان سیره اولیاء دین، مخصوصاً شخص رسول اکرم و امیرالمؤمنین را دقیق مطالعه کند، متوجه می شود که چقدر بر اصول دقیق رهبری منطبق است، نتایج شگرفی که از رهبری خود در دنیا گرفته اند، سابقه ندارد. این موفقیت به جهت آن بود که کلید رمز را در دست داشتند. از جانب خدای انسان آمده بودند و خدای انسان کلید رمز انسان را در دست دارد. از میان سیره های مختلف رسول خدا، سیره آن حضرت در لشکرکشی و سیاست، در تبلیغ اسلام، در رفتار با دشمنان، با مشرکین، با اهل کتاب و در خانواده باید دقیقاً مطالعه شود که هر کدام از آنها یک کتاب درس به ما می آموزند.

سیره عملی پیغمبر اکرم در رهبری و دستورهائی که در این زمینه می دهد خیلی عجیب است. به قدری روانشناس است و به قدری متوجه راه و رسم انسانها است که حدی بر آن متصور نیست. متد انسان اداره کردن را می داند. معاذ بن جبل را برای تبلیغ، هدایت و رهبری و راهنمائی به یمن فرستاد. چند جمله دارد که برای همه ما دستورالعمل است در حالیکه اکثراً برخلاف رفتار می کنیم.

 

می فرماید: «یسر و لا تعسر، بشر و لا تنفر و صل بهم صلوة اضعفهم»؛ آسان بگیر و سخت نگیر، مژده بده و دیگران را از خودت رنجیده خاطر مکن و هنگام اقامه نماز جماعت مراعات حال ناتوان ترین مردم را بکن. یعنی تو که اکنون بمنظور تبلیغ اسلام و دعوت مردم به اسلام و ترغیب و تشویق آنها بسوی اسلام بسراغ مردم می روی، بر آنها آسان بگیر، سخت نگیر، با سختگیری نمی توان کسی را رهبری کرد. دیگر اینکه به مردم بشارت بده، مزایای دنیوی و اخروی اسلام را برای مردم بگو، نویدهای اسلام را بر مردم عرضه کن، تمایل آنها را برانگیز، ترغیب شان کن.

از راه تخویف و ایجاد هراس وارد مشو، کاری نکن که مردم احساس تنفر کنند، هنگام نماز با این مردم تازه مسلمان که هنوز ذائقه شان لذت عبادت را نچشیده است، و بعلاوه همه نوع افراد در میان مأمومین هست بعضی پیرند، علیلند، ناتوانند. تو رعایت حال اضعف را معمول بدار یعنی حساب کن در میان آنها از همه ناتوان تر کیست؟ وقتی که رکوع می کنی چهل تا سبحان ربی العظیم و بحمده نگو. تو نماز خود را با او تطبیق بده، کسی را در نماز خواندن ناراحت نکن طریق دوم برای آشنایی با اصول رهبری اسلام مراجعه به متون دستورهای اسلامی در این زمینه است. اعم از آنچه در قرآن خطاب به پیامبران عموماً در روبرو شدن با امتها، و رسول اکرم خصوصاً نسبت به امت اسلامی آمده است.

 

و هم چنین دستورهایی که در باب نحوه امر به معروف و نهی از منکر و دستورهایی که در نحوه ارشاد جاهل و وعظ و اندرز غافل و آنچه در زمینه شرایط تبلیغ و مبلغ وارد شده که همه آنها یک کتاب پر حجم می شود، و ما ناچاریم در اینجا به اشاره قناعت کنیم و بگذریم.

مسائل رهبری با روان بشر سروکار دارد، جلب همکاری روانها و به حرکت در آوردن آنها به سوی هدفی مقدس و عالی مهارت و ظرافت فوق العاده می خواهد، کار هر کس نیست، امروز پس از پیشرفتهای حیرت انگیز روانشناسی و جامعه شناسی و بالاخره انسان شناسی هنگامی که سیره رهبری اولیاء خدا را مطالعه می کنیم می بینیم بر دقیقترین ملاحظات روانی و بر اصول دقیق علمی رهبری منطبق است، و به این ترتیب بود که می توانستند تا اعماق دلهای مردم نفوذ کنند. مردم آنچه داشتند در طبق اخلاص می گذاشتند.

برای آشنائی بیشتر با روش آنها در رهبری دو سه مثال از سیره پیغمبر اکرم و از حسین بن علی علیه السلام برای نمونه عرض می شود که چگونه می شود مردی یتیم که در ابتداء حتی فامیل خود او با وی مخالفند بجائی می رسد و طوری در قلبها نفوذ می کند که ابوسفیان متمدن و لااقل آشنا با تمدنهای زمان در داستان فتح مکه، وقتی از نزدیک رهبری پیغمبر اکرم را دید گفت: به خدا قسم من هم قیصر روم و دربار قیصر روم و هم دربار پادشاهان ایران را دیده ام ولی پیشوائی مانند این مرد که در میان مردم و اجتماع خود این چنین نفوذ داشته باشد ندیده ام!

 

جنگ تبوک، جنگی است که در شرایط بسیار سخت، در وقتیکه قحطی شدیدی مدینه را از پا در آورده بود واقع شد. مردم در فقر و گرسنگی سختی بسر می بردند. فصل خرماپزان بود، تازه خرماها رسیده و مردم انتظار می کشیدند که از قحطی در آیند و باصطلاح شکمی از عزا در آورند. در همین شرایط، داستان تهدید حوزه اسلام از ناحیه شمال یعنی روم پیش آمد. پیغمبر اکرم مصلحت دیدند که بمرز روم لشکرکشی کنند. و اعلام بسیج عمومی کردند، منافقین سعی بسیار کردند که کارشکنی کنند ولی موفق نشدند. در چنین شرائطی پیغمبر سی هزار نفر را بسیج کرد، این سپاه از بس دچار مضیقه و سختی بود " جیش العسرة " (سپاه سختی) لقب یافت.

مسلمانان مرکب کافی نداشتند یعنی هر سه چهار نفر یک مرکب داشتند، آنقدر آذوقه کم داشتند که گاه با یک خرما قناعت می کردند و گاه یک خرما را یک نفر به دهان می گذاشت، مقداری می مکید و باقی را بدیگری میداد. ولی چون رهبر گفته بود برویم، بدنبالش به راه افتادند. ابوذر سوار شتر لاغری بود با این شتر لاغر هر چه می آمد نمی رسید. سه نفر قبلاً تخلف کرده بودند، به پیغمبر گفته شد فلانکس رفت. فرمود: اگر خیری در او باشد خدا او را به ما می رساند و اگر خیری در او نیست بهتر که این نقطه ضعف در میان ما نباشد، نفر دوم رفت، نفر سوم رفت و درباره آنها هم رسول خدا همان جمله را تکرار کرد، گفتند یا رسول الله ابوذر هم رفت، باز همان جمله را تکرار فرمود.

اما ابوذر تخلف نکرده بود، شترش از حرکت مانده بود. ابوذر پیاده شد بار و بنه را بدوش گرفت. در این هوای گرم پیاده می رفت. به نقطه ای از سنگلاخهای راه تبوک رسید.

به جائی رسید که لابلای سنگها از بارانی که قبلاً آمده بود آبی جمع شده بود، آب نسبتاً سردی بود، مشکی همراه خود داشت. آن را پر آب کرد و آب سرد را بدوش کشید و راه افتاد لشکر اطراق کرده بود یکدفعه چشمشان به یک سیاهی افتاد که از دور می آید. یا رسول الله یک سیاهی از دور می آید. فرمود: باید ابوذر باشد. سیاهی نزدیک شد و نزدیکتر آمد.

بله، ابوذر بود، اما آن چنان گرما، و گرسنگی و خستگی بر این مرد اثر گذاشته بود که صورت و چهره اش سیاه و لبهایش مثل دو چوب خشک شده بود. پیغمبر اکرم به چهره اش نگاه کرد. دید از تشنگی دارد هلاک می شود. فرمود زود به او آب برسانید. با صدای ضعیفی گفت: آب همراهم هست. پس چرا ننوشیدی؟ گفت آب سردی بود، خواستم بنوشم. فکر کردم خوب است اول حبیبم پیغمبر بنوشد بعد من.

 

مراجعت آن سه نفر دیگر نیز داستان عجیبی به دنبال دارد مسلمین بدون اینکه جنگی رخ دهد برگشتند، مردم منتظر بودند ببینند پیغمبر اکرم درباره متخلفین چه تصمیمی می گیرد؟ یا رسول الله با این متخلفین چه کنیم؟ فرمود معاشرت با آنها را تحریم کنید، با آنها سخن مگوئید و هم صحبت نشوید. همینکه مسلمین وارد مدینه شدند این سه نفر جلو آمدند گفتند سلام علیکم، مسلمین اعتنا نکردند، گفتند حال شما چطور است؟ باز کسی جواب نداد، با هرکسی حرف زدند جوابی نشنیدند. به خانه هایشان رفتند زن و بچه هایشان فهمیدند که پیغمبر اکرم به اصطلاح امروز آنها را بایکوت کرده است. از آن ساعت زنها و بچه هاشان هم سیاست منفی سکوت را درباره آنها پیش گرفتند، با زنهایشان حرف زدند جواب ندادند. با بچه هایشان حرف زدند جواب ندادند. این سه نفر آنچنان تنها ماندند که در این شهر یکنفر حاضر نبود با آنها صحبت کند.

زنهایشان غذا می پختند و جلوشان می گذاشتند ولی کلمه ای حرف نمی زدند تا آنجا که خودشان فهمیدند چون مرتکب گناه شده اند باید توبه ای جدی نمایند و خداوند توبه آنها را بپذیرد و به پیامبرش اعلام کند و از طریق پیامبر مردم نیز توبه آنها را قبول شده تلقی کنند. پس از بالا باید شروع کرد گنه کاریم و خدا را باید راضی کنیم. سر به کوه گذاشتند و چندین روز به حال توبه بودند تا خداوند توبه شان را قبول کرد.

 

داستان حسین بن علی علیه السلام از نظر حسن رهبری و نفوذ رهبر شگفت انگیز است، داستان این هفتاد و دو تن از نظر رهبری و رهبری پذیری نمونه بی نظیری در جهان است و با اینکه رهبر روز اول اعلام می کند که ما در راه هدف کشته می شویم توانست نفوس مستعد را گرد آورد. گروهی فدائی ساخت تا آنجا که به درستی قسم خوردند که جان ناقابل ما قابل قربان تو نیست، گفتند بخدا قسم دوست داشتیم هزار بار کشته می شدیم و زنده میشدیم. و جان خود را میدادیم. و در عمل نشان دادند که راست گفتند.

 

 اصطلاح مدیریت بیانگر فرآیند رهبری و هدایت همه سازمان یا بخشی از آن از طریق به کارگیری منابع سازمانی (انسان، سرمایه های مشهود و نا مشهود) برای دستیابی به اهداف و رسالت سازمان، می باشد.

 

اصول مدیریت شامل 1.برنامه ریزی 2.طرح ریزی 3.کنترل 4.به کار گیری 5.رهبری است.

 

بدیهی است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده و با توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است. یکی از پیامدهای مهم در هم ریخته شدن نظام ارزشی غرب حاکم شدن مکتب اصالت نفع بر روند فعالیتهای اقتصادی و تولید است .معتقدین به این مکتب یک عمل را تا آنجا درست قلمداد می‌کند. که برای فرد یا افرادی بیشترین خوشی و آسایش را به بوجود اورد به بیان دیگر ملاک درستی یک عمل نتایج آن است نه شیوه انجام آن عمل.

 

بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدیریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگر را ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته می‌شود علم مدیریت است و بخشی را که موجب به کار بستن اندوخته‌ها در شرایط گوناگون می‌شود هنر مدیریت می نامند. «به عبارتی دیگر سخن علم دانستن است و هنر توانستن .»

يکشنبه 26/10/1389 - 13:29
موفقیت و مدیریت

اهمیت مدیریت در اسلام 

 

خداوند در سوره یوسف: آیات 54 تا 57 می فرماید: «وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِی بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِی فَلَمَّا كَلَّمَهُ قالَ إِنَّكَ الْیَوْمَ لَدَیْنا مَكِینٌ أَمِینٌ* قالَ اجْعَلْنِی عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ* وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ یَتَبَوَّأُ مِنْها حَیْثُ یَشاءُ نُصِیبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ وَ لا نُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ* وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ لِلَّذِینَ آمَنُوا وَ كانُوا یَتَّقُونَ»؛ ملك (مصر) گفت: او (یوسف) را نزد من آورید تا وى را مخصوص خود گردانم هنگامى كه (یوسف نزد وى آمد و) با او صحبت كرد (ملك به عقل و درایت او پى برد و (گفت تو امروز نزد ما منزلت عالى دارى و مورد اعتماد هستى. (یوسف) گفت مرا سرپرست خزائن سرزمین (مصر) قرار ده كه نگهدارنده و آگاهم. و اینگونه ما به یوسف در سرزمین (مصر) قدرت دادیم كه هر گونه مى‏خواست در آن منزل مى‏گزید (و تصرف مى‏كرد) ما رحمت خود را به هر كس بخواهیم (و شایسته بدانیم) مى‏بخشیم و پاداش نیكوكاران را ضایع نمى‏كنیم. و پاداش آخرت براى آنها كه ایمان آورده‏اند و پرهیزگارند بهتر است.

 

اهمیت ویژه مسائل اقتصادى را در سرنوشت اجتماعات هرگز نمى‏توان از نظر دور داشت، آیات فوق نیز اشاره به همین حقیقت مى‏كند، چرا كه یوسف از میان تمام پستها انگشت روى خزانه دارى گذاشت، زیرا مى‏دانست هر گاه به آن سر و سامان دهد قسمت عمده نابسامانیهاى كشور باستانى مصر، سامان خواهد یافت، و از طریق عدالت اقتصادى مى‏تواند سازمانهاى دیگر را كنترل كند. در روایات اسلامى نیز اهمیت فوق العاده‏اى به این موضوع داده شده است از جمله در حدیث معروف على (ع) یكى از دو پایه اصلى زندگى مادى و معنوى مردم (قوام الدین و الدنیا) مسائل اقتصادى قرار داده شده است، در حالى كه پایه دیگر علم و دانش و آگاهى شمرده شده است. (نهج البلاغه، حکمت 372)

 

گرچه مسلمین تاكنون اهمیتى را كه اسلام به این بخش از زندگى فردى و اجتماعى داده نادیده گرفته‏اند، و به همین دلیل از دشمنان خود در این قسمت عقب مانده‏اند، اما بیدارى و آگاهى روز افزونى كه در قشرهاى جامعه اسلامى دیده مى‏شود، این امید را به وجود مى‏آورد كه در آینده كار و فعالیتهاى اقتصادى را به عنوان یك عبادت بزرگ اسلامى تعقیب كنند و با نظام صحیح و حساب شده عقب‏ماندگى خود را از دشمنان بى‏رحم اسلام از این نظر جبران نمایند. ضمنا تعبیر یوسف كه مى‏گوید«إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ» دلیل بر اهمیت مدیریت در كنار امانت است، و نشان مى‏دهد كه پاكى و امانت به تنهایى براى پذیرش یك پست حساس اجتماعى كافى نیست بلكه علاوه بر آن آگاهى و تخصص و مدیریت نیز لازم است، چرا كه" علیم" را در كنار" حفیظ" قرار داده است. و ما بسیار دیده‏ایم كه خطرهاى ناشى از عدم اطلاع و مدیریت كمتر از خطرهاى ناشى از خیانت نیست بلكه گاهى از آن برتر و بیشتر است!

با این تعلیمات روشن اسلامى نمى‏دانیم چرا بعضى مسلمانان به مساله مدیریت و آگاهى هیچ اهمیت نمى‏دهند و حد اكثر كشش فكر آنها در شرائط واگذارى پستها، همان مساله امانت و پاكى است با اینكه سیره پیامبر (ص) و على (ع) در دوران حكومتشان نشان مى‏دهد، آنها به مساله آگاهى و مدیریت همانند امانت و درستكارى اهمیت مى‏دادند.

 

رشد یعنی قدرت مدیریت، وقتی که انسان می‏خواهد انسانهای دیگر را اداره کند یعنی وقتی که موضوع رشد، اداره انسانهای دیگر باشد آنرا مدیریت و رهبری می‏نامیم، این نوع از رشد در اصطلاح اسلامی " هدایت " و به تعبیر رساتر " امامت " نامیده می‏شود. دقیق‏ترین کلمه‏ای که بر کلمه امامت منطبق می‏شود همین کلمه رهبری است.

فرق نبوت و امامت در اینست که نبوت راهنمائی و امامت رهبری است. نبوت، ابلاغ، اخبار، اطلاع دادن، اتمام حجت و راهنمائی است. راهنما چه می‏کند؟ راه را نشان می‏دهد. وظیفه‏اش بیش از این نیست که راه را نشان دهد، ولی بشر علاوه بر راهنمائی به رهبری نیاز دارد. یعنی نیازمند است به افراد یا گروه و دستگاهی که قوا و نیروهای وی را بسیج کنند، حرکت دهند، سامان و سازمان بخشند. نبوت راهنمائی است و یک منصب است، اما امامت رهبری است و منصب دیگری است. پیغمبران‏ بزرگ هم نبی و هم امام هستند.

 

پیغمبران کوچک فقط نبی بودند و امام‏ نبودند، رهنما بودند ولی رهبر نبودند. اما پیغمبران بزرگ هر دو منصب‏ و هر دو شأن را داشته‏اند. هم شأن راهنمائی و هم شأن رهبری. ابراهیم، موسی، عیسی هر کدام رهنما و رهبراند. خاتم الانبیاء رهنمای رهبر است. قرآن مجید بر این اصل بسیار تکیه می‏کند و در معارف شیعه این اصل قرآنی‏ جای شایسته خود را دارد.

البته آنچه قرآن تحت عنوان رهبری از آن‏ بحث می‏کند مافوق رهبری است که بشریت می‏شناسد، رهبریی که بشریت‏ می‏شناسد از حدود رهبری در مسایل اجتماعی تجاوز نمی‏کند ولی منظور قرآن از رهبری، علاوه بر رهبری اجتماعی رهبری معنوی یعنی رهبری بسوی خدا است و آن خود حساب دقیق و حساسی دارد و از رهبریهای اجتماعی بسی دقیقتر و حساستر است.

قرآن کریم درباره ابراهیم حرف عجیبی می‏زند و می‏گوید: " «و اذ ابتلی‏ ابراهیم ربه بکلمات»"...؛ خداوند ابراهیم را در مراحل بسیار مورد آزمایش قرار داد و ابراهیم از این آزمایشها پیروز بیرون آمد. (بقره/124) ابراهیم از پیغمبرهائی است که سرگذشت عجیبی دارد و آزمون‏ها برایش‏ پیش آمده و در همه آنها کمال موفقیت و پیروزی را داشته است. در میان قوم بابل به نبوت مبعوث شد و یک تنه با عقائد منحط و شرک‏ آمیز قوم خود که همه را فرا گرفته بود مبارزه کرد، همه بتها را به استثنای‏ بت بزرگ شکست. تبر بت شکنی را به گردن بت بزرگ انداخت، به علامت‏ اینکه بت ها با یکدیگر نزاع کرده و بت بزرگ سایر بتها را به این روز انداخته است.

 

ابراهیم با این کار خود نیروی فطری عقلی خفته مردم را بیدار کرد. زیرا فطرتا درک می‏کنند که ممکن نیست، جمادات با یکدیگر به نزاع برخیزند، همین جا به خود می‏آیند که پس چرا انسان عاقل شاعر مدرک، سر به آستان‏ این موجودات لایشعر فرود آورد. ابراهیم مکرر مورد غضب و خشم نمرود قرار گرفت تا آن جا که او را در گودالی، حتی می‏توان گفت در دریائی، از آتش انداختند ولی او از سخن خود دست بر نمی‏داشت. ابراهیم‏ از طرفی با عقائد منحط و خرافی و تقلیدی خود درگیر بود و پیروز می‏گشت، و از طرف دیگر با نمرود درگیری شدید پیدا کرد و تا میان آتش رفت و درهمان حال یک آزمون عجیب الهی به سراغش آمد، یعنی از طرف خدا به امری‏ مأمور شد که جز یک تسلیم کامل هیچ نیروئی نمی‏تواند آنرا اطاعت کند، امری که درباره‏اش صادر شد این بود که فرزند جوان عزیزت را بدست خود در راه خدا باید فداکنی و سر ببری. ابراهیم تصمیم به انجام اینکار گرفت و در آخرین مرحله که تصمیم ابراهیمی ظهور کرد از جانب خداوند ندا رسید که‏ یا ابراهیم تو عمل کردی و ما آنچه از تو می‏خواستیم همین بود.

 

ما از تو همین حد از تسلیم را می‏خواستیم، ما کشتن فرزند از تو نمی‏خواستیم. ابراهیم این منازل و مراحل را طی کرد و پشت سر گذاشت، بعد از همه‏ اینها بود که به او گفته شد اکنون شایسته امامت و رهبری هستی. ابراهیم‏ از نبوت و رسالت گذشت تا به رهبری رسید.

در حدیث است: " «اتخذ الله ابراهیم نبیا قبل ان یتخذه رسولا و اتخذه رسولا قبل ان یتخذه خلیلا و اتخذه خلیلا قبل ان یتخذه اماما» "؛ خلاصه معنی حدیث اینکه: ابراهیم اول نبی بود و هنوز رسول نبود، رسول‏ شد و هنوز خلیل نبود، و خلیل الله شد، و هنوز امام و رهبر نبود، بعد از همه اینها بمقام امامت و رهبری رسید.

مفاد آیه کریمه: " «و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما»؛ و هنگامی که خداوند ابراهیم را با کلماتی بیازمود و او همه را به اتمام رسانید، گفت: من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم. (بقره/124)"، اینست که: پس از آنکه‏ ابراهیم همه مراحل را طی کرد و از همه آزمایشها پیروز و موفق بیرون آمد و باصطلاح فارسی از هفت خوان گذشت، ما باو اعلام کردیم که هم اکنون وقت آن‏ رسیده است که ما تو را امام و رهبر قرار دهیم. امامت و رهبری انسانها، چه در بعد معنوی و الهی، و چه در بعد اجتماعی عالیترین درجه و مقام و پستی است که از طرف خدا بیک انسان‏ واگذار می‏شود، مدالی که باین نام به سینه کسی می‏چسبانند عالیترین مدالها است. ابراهیم هم نبی و هم امام بود به همین جهت رهبر قوم خویش بود.

 

اینکه نبوت، راهنمائی و امامت رهبری است، مقصودم این‏ نیست که انبیاء این منصب را که بالاتر است نداشتند. نبوت و امامت دو منصب است که در انبیاء بزرگ هر دو منصب جمع است و در انبیاء کوچک یکی از آن دو، کما اینکه در ائمه، امامت و رهبری هست ولی نبوت یعنی رهنمائی جدید نیست چون راه همان‏ راهی است که پیغمبر نمایانده است. و ائمه مردم را در همان راه که‏ پیغمبر از طرف خداوند ارائه کرده است، حرکت می‏دهند، بسیج می‏کنند و راه می‏برند، این مفهوم امامت از نظر اسلام است. دنیای امروز به مسأله رهبری و مدیریت تنها از جنبه اجتماعی مینگرد: یعنی تنها این جنبه و این بعد را شناخته است. ولی همین را که شناخته‏ است بسیار اهمیت می‏دهد و به حق اهمیت بسیار می‏دهد.

قرآن مجید تعبیر عجیبی راجع به پیغمبر اکرم دارد: «الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی‏ التوراة و الانجیل یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث و یضع عنهم‏ اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم»؛ این پیامبر امی که در تورات و انجیل از او یاد شده است، که آنها را به کار پسندیده فرمان می دهد و از کار ناپسند منع می کند و چیزهای خوب‏ را بر آنها حلال می‏کند و پلیدیها را حرام می‏نماید و بار سنگین را از دوش‏ آنها بر می‏دارد و غلها را از مردم باز می‏کند. (اعراف/157)

کدام بار سنگین و کدام غل و زنجیر؟ بارهایی از سنگ و یا غل و زنجیرهائی از آهن؟ از چوب؟ نه، بلکه بارهایی سنگین از عادات و خرافات و غل و زنجیرهای روحی که بر نیروها و بر استعدادهای معنوی بشر گذاشته شده بود. همانها که نتیجه‏اش جمود، افسردگی، یأس و بدبختی بود. پیغمبر این نیروهای بسته را باز کرد. مدیریت اجتماعی یعنی این. رهبری یعنی این. مجهز کردن نیروها، تحریک نیروها، آزاد کردن نیروها، و در عین حال کنترل نیروها و در مجرای صحیح انداختن‏ آنها، سامان دادن، سازمان بخشیدن و حرارت بخشیدن بدانها. مدیریت صحیح از ضعیف ترین ملتهای دنیا، قوی‏ترین ملتها را می‏سازد، آن چنان که رسول اکرم کرد و این معجزه رهبری بود.

 

اهمیت فوق العاده رهبری بر سه اصل مبتنی است. اصل اول مربوط است به اهمیت انسان و ذخائر و نیروهائی که در او نهفته‏ است که معمولا خود به آنها توجه ندارد. در اسلام به مسئله متوجه کردن‏ انسان به خود، به عظمت و شرافت خود و نیروهای عظیمی که در او است‏ توجه شده است.

قرآن مجید می‏گوید: وقتی که انسان را خواستیم بیافرینیم‏ فرشتگان را امر کردیم که به این موجود سجده کنند. می‏گوید انسان بر فرشتگان‏ در تعلیم اسماء الهی پیشی گرفت، می‏گوید آنچه در زمین است برای انسان‏ آفریده شده است: " «و خلق لکم ما فی الارض جمیعا، بقره/29»، «سخر لکم‏ ما فی السموات و الارض؛ آنچه در آسمانها و زمین است مسخر شما گردانید. جاثیه/13»؛ ای بشر در تو چیزهاست، تو خیال نکن مشتی‏ آب و خاک هستی. خودت را با موجودات دیگر مقایسه نکن. اصل دوم مربوط است به تفاوت انسان و حیوان، انسان با اینکه از جنس‏ حیوان است از نظر مجهز بودن به غرائز با حیوان تفاوت دارد: یعنی ضعیف‏ تر از حیوان است.

 

حیوانات به یک سلسله غرایز مجهز هستند و نیاز چندانی‏ به مدیریت و رهبری از خارج ندارند، زیرا غریزه کارش راهنمائی و رهبری‏ بصورت خودکار است. مورچه به سلسله غرایزی مجهز است که بطور خودکار و اتوماتیک وی را در زندگی رهبری می‏کند.

امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در یکی‏ از خطبه‏های نهج البلاغه موضوع مجهز بودن مورچه را به غرایز زندگی بیان و تشریح می‏کند. سایر حشرات نیز بدین منوال هستند. انسان با اینکه از نظر نیروها مجهزترین موجودات است و اگر بنا بود با غریزه رهبری شود می‏بایست صد برابر حیوانات مجهز به غرایز باشد، در عین‏ حال از نظر غرایزی که او را از داخل خود هدایت و رهبری کنند، فقیرترین‏ و ناتوان‏ترین موجود است. لهذا به رهبری، مدیریت و هدایت از خارج‏ نیاز دارد.

این همان اصلی است که مبنا و فلسفه بعثت انبیاء است. و هنگامی که فلسفه بعثت انبیاء را مورد بحث قرار می‏دهیم متکی به اصل نیاز بشر به راهنمائی و رهبری هستیم. یعنی بشر موجودی است مجهز به ذخائر و منابع قدرت بیشمار و در عین حال، در ذات خود فوق العاده بی‏خبر و سرگردان و خود از ذخائر و منابع وجود خود، نا آگاه، نه می‏داند که چه‏ دارد و نه می‏داند که چگونه آنها را رهبری کند و مورد بهره برداری قرار دهد. لهذا نیازمند است که رهبری گردد، راه به او نشان داده شود و نیروهایش سامان یابد و سازمان پیدا کند. باید او را آزاد کرد و به‏ حرکت آورد.

 

اصل سوم مربوط به قوانین خاص زندگی بشر است. یک سلسله اصول بر رفتار انسان حکومت می‏کند که اگر کسی بخواهد بر بشر مدیریت داشته باشد و وی را رهبری کند جز از راه شناخت قوانینی که بر حیات و بر روال زندگی بشر حاکم است، میسر نیست. پس بشر موجودی است که به یک سلسله نیروها مجهز است و به هدایت و رهبری‏ و به پیشوا و پیشوائی نیازمند است. موجودی است که رهبری و به حرکت در آوردن و بهره برداری از نیروهای وی تابع یک سلسله قوانین بسیار دقیق و ظریف است که شناخت آن قوانین کلید راه نفوذ در دلها و مسلط شدن بر انسانها است.

يکشنبه 26/10/1389 - 13:29
موفقیت و مدیریت

اصول مدیریت توسعه پایدار اجتماعی و دگرگونی اقتصادی

 

مقدمه

امروزه قدرتهای اقتصادی بزرگترین بخش زندگی ما را تحت سیطره خود دارند، مهمترین سؤالی كه پیش می‌آید این است كه با استفاده از تئوریهای اقتصادی معاصر، در چه سطحی می‌توان توسعه پایدار را تجزیه و تحلیل و اجرا كرد. تئوری‌ها و مفاهیم توسعه اقتصادی در قرن گذشته نمی‌توانست نیازهای انسانی را تأمین كند و آن را تنها در زنجیره‌ای از مطالعات حمایت محیطی خلاصه می‌نمود. این مسائل موجب شد تا رویكردهای جدیدی ارائه شود و ماهیت تئوری اقتصادی و نقش و وظایف بالقوه آن برای حل مسائل مرتبط با وجود انسان انتقادی و بقای شهروندی تعریف شود.

در ابتدای دهه 1990 بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، گروه زیادی از كشورها با ویژگی خاص توسعه‌ای خود در دو گروه كشورهای توسعه یافته و در حال توسعه تقسیم شدند. اگر چه این كشورها با اقتصاد به اصطلاح در حال تغییر، محدود به حوزه اقیانوس آرام می‌شدند ولی توجه كمتری به تجزیه و تحلیل ویژگیهای خاص توسعه آنها در حاشیه ركود وضعیت اقتصادی می‌شد و نه تنها به تجزیه و تحلیل وضعیت آنها در بخشهای مختلف تولید اقدام نمی‌شد بلكه وضعیت مصرف منابع  طبیعی و آلودگی محیطی نیز مورد غفلت واقع شده بود.تغییر در جهت اقتصاد بازار  كه مبتنی بر سرمایه‌گذاری بخش خصوصی بود از طریق ساخت دهی مجدد اقتصاد كشورهای كمونیستی و تعدیل فعالیتهای آنها دنبال می‌شد. تغییر سریع در جهت اقتصاد بازار، باز ساخت‌دهی اقتصادی، افزایش قیمت انرژی و منابع دیگر، بسیاری از مسائل جدی را در دهه‌های اخیر موجب شد، ولی افزایش مصرف منابع تجدیدپذیر از نقطه نظر پایداری  تغییرات مثبتی در توسعه ایجاد كرد.

هر چند مفهوم توسعه پایدار به قدر كافی روشن است لیكن تفسیر و تعریف واقعی توسعه پایدار مباحث زیادی را در خصوص مدلهای پیشنهادی جدید توسعه پایدار اجتماعی و مدیریت آن، بوجود آورده است. و اگر مفاهیم توسعه پایدار بوسیله اصول جدید و پیش‌فرض‌های روش شناختی جدید  تقویت شود، درك ماهیت پایداری و همراهی آن با تعریف جدید توسعه پایدار و معنی جدید مدیریت آن آسانتر خواهد بود.

مقاله حاضر دو هدف را دنبال می‌كند: نخست تشریح محتوی مدیریت توسعه اقتصادی از نگاه اجتماعی و اكولوژیكی، و دوم، تبیین اصول تئوریكی و ارائه فهم بیشتر از آن. از آن جا كه محتوی شاخص‌های محیطی، شامل مفاهیم قلمرو اكولوژیكی  و آثار زیست محیطی است، و مسائل محیطی از دیدگاه تناسب آن با تصمیم‌گیری در مباحث پایداری توسعه اقتصادی نیز در مقاله حاضر به تفصیل بررسی می‌شود.

روش كار: به منظور دستیابی به این اهداف، بررسی‌های زیر انجام شده است:

- تجزیه و تحلیل اصول مدیریت پایدار

- تجزیه و تحلیل شاخص‌های مورد نیاز در مدیریت توسعه پایدار

- بررسی شاخص‌های محیطی و كاربرد آن در تصمیم‌های پایداری توسعه اقتصادی

- بحث مفاهیم آثار اكولوژیكی و قلمرو محیطی از نقطه نظر ارزیابی پایداری بالقوه آن

- تنظیم اصول تئوریكی برای محاسبه قلمرو محیطی منابع خاص

متدهای اصلی تحقیق علمی كه در این مقاله مورد استفاده قرار گرفته عبارت است از: تلخیص منطقی  كه تعمیم تئوری‌ها و تفكرات اقتصادی و مدیریت را در بر می‌گیرد، تجزیه و تحلیل سیستم‌های تئوریكی  كه مسائل مدیریت توسعه پایدار اجتماعی را مطابق با نتایج و استدلال دانشمندان كشورهای دیگر بررسی می‌كند، مقایسه و بررسی فرآیندهای توسعه سیستم‌های اقتصادی.

1- اصول و ساز و كارهای تصمیم‌گیری مدیریت توسعه پایدار اجتماعی

به لحاظ تاریخی، مفهوم پایداری در ابتدا در اقتصاد و محیط زیست همچنین در متون چند رشته‌ای  استفاده می‌شد. علاوه بر آن مفهوم پایداری از زوایای فرآیندهای خرد و جهانی گسترده بوده و كاربران بسیار متعدد پایداری و احتمال تعامل آنها را در بر می‌گیرد.

اگرچه مفهوم «ماهیت توسعه پایدار» تا حدودی روشن است ولی تفاسیر و تعاریف توسعه پایدار مباحث زیادی را منجر شده است. ابهام در مفهوم توسعه پایدار به ماهیت دوگانه آن بر می‌گردد زیرا هم «توسعه» و هم «پایداری» را پوشش می‌دهد. در ادبیات اقتصادی و محیطی 70 تعریف برای توسعه پایدار زیست محیطی ارائه شده است. جا دارد از تعریف ارائه شده در گزارش كمیسیون برانتلند  كه ایده بهتری در مورد توسعه پایدار ارائه می‌كند استفاده كنیم؛

«توسعه پایدار نوعی از توسعه است كه نیازهای نسل امروز را بدون به خطر انداختن فرصتهای آن برای تأمین نیازهای نسل‌های آینده ارضاء كند. مفهوم توسعه پایدار مرزهای مشخصی- نه مطلقاً محدودی- دارد ولی استفاده از منابع موجود تكنولوژیكی و محیط سازمان اجتماعی و ظرفیت جذب اثرات فعالیتهای انسانی را محدود می‌كند.»                                                    «آینده مشترك ما»

ولی مشكل تعریف دقیق عبارت توسعه پایدار و محتوی اقتصادی آن در تئوری مدیریت می‌تواند به عنوان مزیت در نظر گرفته شود، زیرا در همه سطوح، قلمرو مباحث و تنوع مدل‌های احتمالی توسعه مورد غفلت واقع شده است. و از این رو جای بحث زیادی دارد.

در تجزیه و تحلیل پیامدهای توسعه اجتماعی سه بعد قابل تمییز است:

1- بعد زیست‌محیطی 2- بعد اقتصادی 3- بعد اجتماعی

 مطابق فهم كنونی از توسعه پایدار دارای سه اصل است؛ حمایت محیطی، توسعه اقتصادی و توسعه اجتماعی. بر این اساس سه رویكرد در مدیریت توسعه پایدار اجتماعی وجود دارد. رویكرد اقتصادی، رویكرد زیست‌محیطی و رویكرد اجتماعی.

1- رویكرد مدیریت توسعه پایدار اقتصادی؛ كه بر مبنای تئوری پایداری سرمایه سولو  و مفهوم حداكثر سازی درآمد هیكس- لیندال  استوار است، و از طریق پس‌انداز منابع ارزشمند ضروری برای نسل‌های آینده حاصل می‌شود (یعنی اجرای اصل توزیع منصفانه و برابر میان نسل‌ها). این رویكرد در ادبیات توسعه پایدار خیلی مشهود است، از جمله آن می‌توان به تجزیه و تحلیل استفاده از منابع طبیعی تجدیدپذیر اشاره كرد؛ در واقع مبتنی بر تئوری مطلوبیت و اثربخشی اقتصادی است كه در استفاده مطلوب از منابع كمیاب كاربرد دارد (Munasinghe 1993). ولی اینجا ما با موضوعات متعددی مواجه هستیم از جمله آن مسائل مرتبط با حفظ سرمایه، شناسائی انواع و قابلیت تغییر آن، همینطور ارزیابی انواع ارزشها نظیر منابع زیست محیطی.

2- رویكرد اكولوژیكی به مدیریت توسعه پایدار: این رویكرد به ثبات سیستم‌های زیستی و فیزیكی توجه دارد كه در كارهای علمی هولینگس (1973) مورد توجه واقع شده است. مطابق این رویكرد وظیفه اولیه توسعه اقتصادی تعیین محدودیت‌های سیستم‌های طبیعی فعالیت‌های اقتصادی متعدد است. در این مورد حیات زیرسیستم‌ها در نگاه اقتصادی ثبات جهانی كل اكوسیستم ضروری است. بنابراین در اهمیت حفاظت از تنوع زیستی كافی است بدانیم كه هیچ چیزی نمی‌تواند جای آن را بگیرد. این در واقع به ما مخالفت با استفاده بی‌ملاحظه آن را در تعیین ارزش تنوع زیستی متذكر می‌شود.

در صحبت از رویكرد اكولوژیكی مدیریت توسعه پایدار باید گفت كه تا كنون تنها به مسائل محیطی از زاویه فنی و علل مسائلی كه اخیراً شناسائی شده است، توجه می‌شد.

در چنین مواردی وقتی علل مسائل اكولوژیكی خیلی پراكنده، موانع قلمرو آن نامشخص و شبیه بمب ساعتی است، پیشرفت حمایت محیطی خیلی كم و كند خواهد بود. در چنین مواقعی نقش مهم، بوسیله توسعه اقتصادی معاصر كه افزایش بخش مدیریت محیطی  را تشویق می‌كند ایفاء می‌شود. و این تئوری به جای رویكرد بخشی به مدیریت محیطی، خط مشی اقتصادی محیطی جدید یعنی حركت به سمت مدیریت محیطی منسجم  را ضروری می‌سازد. این رویكرد تنظیم اصول مدیریت توسعه پایدار اجتماعی (یعنی اصول منسجم حمایت محیطی) را ممكن می‌سازد. و اصول منسجم حمایت محیطی به شرح ذیل ایجاد و ارزیابی می‌‌شود:

الف) میان همه سطوح محیطی؛ عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و روشهای بهره‌برداری انسانی از منابع محیطی و طبیعی را مورد توجه قرار می‌دهند و به مدیریت منابع تجدیدپذیر و پایدار تأكید می‌كند.

ب) تضمین حفاظت از منابع و قابلیت تجدید آن برای مدتی طولانی؛ این امر توجه بیشتری را نسبت به اثرات زیست‌محیطی منفی جلب می‌كند زیرا این اثرات به كندی و در طی مدت زمان طولانی جمع می‌شود و پیامد ویرانگری از خود به جا می‌گذارد. نمونه چنین آسیب‌های اجتناب‌ناپذیر عبارت است از : «اثر گل‌خانه‌ای»  كه لایه ازن را كاهش می‌دهد، فقدان تنوع زیست‌محیطی از لحاظ گونه‌های حیوانی، فرسایش خاك و آلودگی آب‌های زیرزمینی. شناخت این مسائل برای درك مسائل محیطی جهانی كه راه حل جهانی می‌طلبد، حیاتی است.

ج) فرصت حفاظت و به كارگیری متدهای جایگزین برای استفاده عقلایی ازمحیط و منابع نسل‌های آینده؛ به نظر می‌رسد كه این بحث توجه كمتری به خود جلب كرده ولی بحث ارزشمندی در بازرگانی مدرن می‌باشد.

3- محدودیت‌های عوامل پایداری به لحاظ توانایی اجتماعی در مبادله با سیستم‌های طبیعی و ساختار اجتماعی (رویكرد مدیریت توسعه پایدار اجتماعی)؛ مفهوم پایداری اجتماعی- فرهنگی مردم‌گرا مواجهه میان توسعه و هنجارهای اجتماعی مسلط و تلاش برای حفظ ثبات سیستم‌های اجتماعی را منعكس می‌كند. این رویكرد برابری میان نسل‌های مختلف و تضمین بقای تنوع فرهنگی، همچنین تغییر احتمال تعارض ویران‌گر را مورد توجه قرار می‌دهد. برای این منظور «توسعه پایدار عدالت اجتماعی» دنبال می‌شود و جزء گزینه‌های آرمانی دكترین اقتصادی ارتدكسی و نئولیبرالیسم محسوب می‌شود.

این اصل پاسخگویی به سیاره، مسئولیت مشترك جهانی و مبنای فرهنگی را طلب می‌كند و با توسعه محلی ارتباط تنگاتنگی دارد. عملاً بدون توافق قوی در سطح محلی برای تعیین اولویتهای توسعه پایدار، ارتباط با سیستم‌های اقتصادی، محیطی و اجتماعی غیر ممكن است. بنابراین می‌توانیم اصول مبنایی مدیریت توسعه پایدار اجتماعی (اصل اجتماعی)  را تنظیم كنیم: برای تحقق توسعه اجتماعی با ثبات، باید زمینه را برای مشاركت وسیع مردم در تصمیم‌گیری فراهم كنیم.

با در نظر گرفتن سه رویكرد مدیریت توسعه پایدار اجتماعی تنظیم اصول عمومی مدیریت توسعه پایدار (اصل پیچیدگی) ممكن می‌شود كه مستلزم تجزیه و تحلیل توسعه پایدار با مواجهه سه سیستم زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی است. در این مورد هدف مشترك توسعه پایدار اجتماعی حداكثر كردن اهداف از نقطه نظر همه سیستم‌هاست كه با استفاده از فرآیندهای مبادله، تبادلی كه میان اهداف متعدد سیستم‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی ایجاد می‌شود، و با ارزیابی آنها از طریق بهینه‌سازی فرآیندهایی كه در قلمرو فردی و در محدودیت زمانی فردی صورت می‌گیرد، اتفاق می‌افتد.

توسعه پایدار، سازگاری میان اهداف محیطی، اقتصادی و اجتماعی است كه ارزش مشترك اجتماعی را برای نسل حاضر و نسل‌های آینده بدون اجحاف در محدودیت‌های قابل قبول اثر محیطی امكان‌پذیر می‌سازد.

بنابراین مفهوم توسعه پایدار دو هدف ضروری را ادغام می‌كند: الف) تأمین زندگی مناسب، امن و ارزشمند برای همه مردم كه هدف «توسعه» است، ب) زندگی و كار مطابق با محدودیتهای زیستی- فیزیكی  محیط، كه هدف «پایداری» است این اهداف ممكن است متعارض به نظر آید علیرغم آن بایستی بین آنها اتحاد ایجاد شود و توأم حاصل آید.

در خط مشی توسعه پایدار سه موضوع اساسی و مهم مطرح می‌شود؛ الف) تئوری اجتماعی- اقتصادی مناسب توسعه ب) پایگاه داده‌های جامع، معتبر و اطلاعات زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی تجدیدپذیر ج) ارزشهای اخلاقی كه از قبل بر جامعه حاكم است

توسعه پایدار همانطوری كه در دستور كار 21 آمده است دارای سه بعد اجتماعی، اقتصاد و محیطی است و بعد چهارم آن بعد نهادی  است (فراموشی این بعد یكی از بزرگترین كمبودهای مدیریت اجرای توسعه پایدار اجتماعی است). این ابعاد می‌تواند بوسیله «منشور پایداری»  ترسیم شود

برای همه ابعاد مدیریت توسعه پایدار بایستی اولویتهایی بایستی تعریف شود: برای بعد محیطی- حفاظت از محیط؛ برای بعد اجتماعی- تقویت همبستگی/ عدالت اجتماعی ؛ برای بعد اقتصادی- تأمین نیازهای مادی؛ و برای بعد نهادی مشاركت/ هم تصمیم‌گیری . تعریف مجزای شاخص برای چهار بعد پایداری كافی نیست. آنها تنها تعدادی از پیش‌شرطهای ضروری را برای حفظ چرخه‌های خود- باز تولیدی  چهار خرده سیستم مرتبط، بدون ارائه اطلاعاتی در مورد ویژگی و اثر همبستگی آنها بیان می‌كند. این روابط اغلب ارتباط با مهمترین زمینه‌های خط مشی‌ گذاری را منعكس می‌كند. تعریف مناسب هدف نهایی  این روابط به شرح ذیل ضروری است. برای مثال از ارتباط دو بعدی آنها متغیرهای مختلفی بوجود می‌آید به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:

- روابط میان ابعاد اجتماعی و محیطی- تغییرپذیری و سیاست پایدار

- روابط میان ابعاد اقتصادی و محیطی- پیشگیری سیاست اقتصادی

-  روابط میان ابعاد اجتماعی و اقتصادی- توزیع مناسب ارزشهای مادی

-  روابط میان ابعاد محیط و نهادی- هم تصمیم‌گیری در مورد فرآیندهای مهم محیطی

- روابط میان ابعاد نهادی و اجتماعی- وجود شرایط مناسب برای خود سازماندهی اجتماعی

- روابط میان ابعاد اقتصادی و نهادی- مشاركت در تصمیم‌های مرتبط با تولید و مصرف

2-  نیاز به شاخص‌های مدیریت توسعه پایدار اجتماعی

اگر نتوانیم هدف نهایی جامعه را اندازه‌گیری كنیم مدیریت آن غیر ممكن خواهد بود. لذا مدیریت پایداری نیازمند تعریف اهداف پایداری است كه باید دائماً بررسی و ارزیابی شود. بدیهی است هیچ تصمیم هوشمندانه‌ای در مورد اجرای توسعه پایدار بدون استفاده از مجموعه‌ای از شاخص‌های پایداری معتبر ایجاد نمی‌شود. شاخص‌ها نقش مهمی در هر استراتژی گزارش‌دهی و نظارت بر اجرا بازی می‌كنند. شاخص‌های توسعه پایدار  درجه اجرای اهداف را به خوبی اندازه‌گیری می‌كنند. ولی تعریف توسعه پایدار مشخص نمی‌كند كه چطور بایستی پایداری در عمل اندازه‌گیری شود.

توسعه شاخص، فرآیندی دو طرفه است. مجموعه معینی از شاخص‌ها نه تنها برای اهداف خط مشی نیاز می‌باشد بلكه بایستی شاخص‌ها به تعیین و تنظیم خود خط مشی كمك بكند. بنابراین توسعه شاخص‌ها فرآیندی كاملاً فنی یا عملی نیست: بلكه باید فرآیندهای ارتباطات و خط مشی را نیز تبیین كند.

شاخص‌ها باید دقیق (مفید و عملی) بوده و در كمی كردن اهداف مناسب عمل كند. گزارش توسعه پایدار بین‌المللی كنونی تعدادی از شاخص‌های ارائه شده را برای هر یك از «پایه‌های»  سه گانه توسعه پایدار، برای مثال تركیبی از شاخص‌های محیطی، شاخص‌های اجتماعی و شاخص‌های اقتصادی.

در هر حال توسعه پایدار به آسانی از طریق جمع مجموعه متفاوت سه گانه، اهداف خط مشی به دست نمی‌آید. انسجام بیشتر اهداف خط مشی، ضروری است طوری كه بتوان از اثرات هم افزایی و مبادله آنها به طور مطلوب بهره‌مند شد. با استفاده از شاخص‌های خوب تعریف شده، ارتباط با توسعه پایدار به ویژه فرآیندهای اجرای دستور كار 21 محلی آسانتر می‌شود. برای ارزیابی كارایی استراتژی‌های توسعه پایدار از شاخص‌های زیر می‌توان استفاده كرد:

- شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی

- شاخص‌های شرایط محیطی و شاخص‌های فشار محیطی

- شاخص‌های فعالیت‌های اجتماعی

در استفاده از منشور مدل توسعه پایدار ، اولویت‌بندی بایستی در این فرآیندها از طریق كاهش تعداد شاخص‌ها به 12 الی 15 شاخص (هر كدام در ارتباط با مقصد نهایی) تشویق شود، در حالی كه همزمان به طور وسیع و متوازن از مباحث محیطی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی حمایت می‌شود.

با داشتن اصول توسعه پایدار تنظیم شده و پیش‌فرضهای اصلی مطلوبیت محیطی، «شاخص‌های محیطی»  را می‌توان بیشتر بحث كرد. «شاخص» از طریق تفكیك ارزشها به اهداف خاص آن و اولویت هر چیزی كه مستقیماً می‌توان اندازه‌گیری كرد، مشخص می‌شود، در واقع شاخص‌ها از طریق كاهش كمیت‌های همبستگی پیچیده و ساده كردن آنها و به تبع آن تسهیل ارزیابی آنها قابل استفاده است.

مدل شاخص «فشار- وضعیت- پاسخ» و «برانگیختن نیروها- فشار- حالت- اثر- پاسخ» برای ایجاد شاخص‌های محیطی استفاده می‌شود. در اینجا سه سطح شكل‌گیری شاخص‌های محیطی مشخص می‌شود:

الف) شاخص‌های فشار محیطی ؛ به عنوان معیار اثر بالقوه فعالیت انسانی بر محیط

ب) شاخص‌های وضعیت محیطی  ؛ به عنوان معیار كیفیت محیطی

ج) شاخص‌های پاسخ؛ عكس‌العمل اجتماعی را در مورد تغییرات در وضعیت محیطی نشان می‌دهد.

بنابراین كمیت مطلوب شاخص‌های محیطی باید به منظور بهبود در سیستم شاخص كنونی و ارزیابی تمایلات رقابتی و الزامات سیستمی انتخاب شود.

مطالعه توسعه پایدار مجموعه بزرگ و پیچیده‌ای از متغیرها را در بر می‌گیرد و جنبه‌های مختلف توسعه را توصیف می‌كند. برای ایجاد این مجموعه ما به انتخاب و یا جمع‌آوری این متغیرها و همچنین تحلیل همبستگی میان آنها نیاز داریم. روش منظم انتخاب شاخص بایستی از روش شناسی علمی كافی، عناصر چند بعدی و ارزیابی عدم اطمینان تبعیت كند (عدم اطمینان در همة گامهای فرآیندهای تصمیم‌گیری اتفاق می‌افتد و دلیل اصلی مشكل بودن تصمیم‌گیری تلقی می‌شود). چنین متدی باید قابل انعطاف باشد. برای مثال قابلیت تكمیل یا كاهش تعداد شاخص‌ها به منظور دستیابی به نتایج بهتر، در این زمینه مثال خوبی است. اساساً برای ارتقاء پیشرفتهای توسعه پایدار، شاخص‌های خطی قوی باید شناسایی و بكار گرفته شود. شاخص‌های توسعه پایدار باید به «شروع چرخه توسعه»  نظیر انرژی، منابع طبیعی، شیمیایی و منابع و معیارهای توسعه‌ای دیگر توجه نماید.

استفاده از شاخص‌های پایداری ابزاری برای تلاشهای مدرن جهت ارتقاء حفاظت محیطی در زمینه‌های مختلف می‌باشد. گام بعدی در بررسی پیشرفت كشورها در جهت توسعه پایدار استفاده از شاخص S  می‌باشد. ایكاین و تامسوكاین  (2003)، معتقدند كه شاخص توسعه پایدار شاخصی توافقی است كه شامل 8 شاخص می‌باشد، و هر یك از سه بخش اقتصادی، اجتماعی و محیطی دارای 6 شاخص است.

از این رو پایداری می‌تواند تنها به وسیله تركیب چهار بعد تقریباً مبهم حاصل شود.

اگر چه پایداری برای كار خط مشی اقتصادی، محیطی و اجتماعی ضروری و حیاتی است. «اصل مدیریت» توسعه پایدار (اصل انسجام) اصل برتری است همچنین مستلزم منافع اجتماعی و نهادی در خط مشی محیطی است (منافع اقتصادی خود به خود ایجاد می‌شود و اغلب مسلط است). این اصل باید از اصل نهادی مدیریت توسعه پایدار (اصل فرعی) تبعیت كند كه مستلزم تصمیم‌های نهادی در پایین‌ترین سطح ممكن می‌باشد.

چهار سطح اقتصادی را در خط مشی توسعه پایدار اجتماعی می‌توان مشخص كرد (Hinter Berger et al,1997)

- سطح خرد  (مالكین و مصرف‌كنندگان)

- سطح متوسط  (نهادها و شبكه‌ها)

- سطح كلان (شرایط محاسباتی، مالی و توزیعی) و

- سطح فراتر  (اهداف اجتماعی)

مقصود نهایی تعریف همه سطح اقتصادی برای خط مشی گذاری، به شیوه‌ای به هم وابسته، می‌باشد. می‌توان از ماتریس برای استخراج سناریوی پایداری استفاده كرد كه هر چهار بعد (اقتصادی، اجتماعی، محیطی و نهادی) و سطوح اقتصادی (خرد، متوسط، كلان و فراتر) را به شیوه‌ای همبسته و وابسته به هم، در بر می‌گیرد. رویكردهای مدل‌سازی و استفاده از ابزارهای مختلف نشان می‌دهد كه چنین سناریوهایی می‌تواند به شیوه به هم وابسته و كاربردی ایجاد شود (Spangenberg et.al. 2000).

توصیه می‌شود همه فرآیندهای توسعه پایدار در همه سطوح به طور همزمان شروع شود:

- جهانی (دستور كار بین المللی 21)

- منطقه‌ای (دستورالعمل منطقه‌ای 21، برای مثال بالكتیك 21 كه اهداف توسعه پایدار منطقه‌ای را با توافق 11 دولت در منطقه دریای بالكتیك و دیگر اعضاء بالكتیك 21 در بر می‌گیرد)

- دولت (دستور كار ملی 21)

- محلی (دستورالعمل 21 محلی)

هدایت مجدد جامعه و اقتصاد در جهت پایداری كاری است كه نمی‌تواند با هر زیرگروه اجتماعی مشخص شود بلكه به جامعه بزرگتری كه قابل مدیریت باشد، نیاز دارد. مشاركت همه گروههای اصلی جامعه یكی از نوآوری‌های اصلی نهادی است كه گفتمان پایداری  و دستور كار 21 با خود دارد و موفقیت اجرای دستور كار 21 تنها زمانی كه آنها با هم كار می‌كنند امكان‌پذیراست.

كنفرانس جهانی توسعه پایدار (WSSD)  كه در 26 آگوست تا 4 سپتامبر 2002 در جانسبرگ تشكیل شد توسعه پایدار را به عنوان یكی از مهمترین عنصر دستور كار بین‌المللی مطرح، و مباحث جدیدی برای اعمال جهانی در مبارزه با فقر و حفاظت محیطی ارائه نمود. درك توسعه پایدار از این حیث به ویژه همبستگی فقر، محیط و مصرف منابع محیطی وسیع‌تر و تقویت شد. دولتها دامنه وسیعی از تعهدات دقیق را به ویژه در مورد اهداف هزاره توسعه، همینطور مقصود نهایی اعمال برای نیل به اجرای اثربخش اهداف توسعه پایدار پذیرفتند. و امروز این دولت‌ها به طور فزاینده منافع امنیت ملی خود را در قبال دسترسی به منابع می‌دانند. سیاستها و برنامه‌های دستیابی به توسعه پایدار برای بقاء ضروری هستند. دستیابی به رویكردها و مكانیزمهای جدید به عنوان مدل پایدارتر برای توسعه ضروری است.

برای مثال آنچه در لیتوانی شایان توجه است تقویت استراتژی توسعه پایدار ملی در جولای 2002 است و اخیراً توسط دولت مورد تأیید قرار گرفته است. استراتژی برای اجرای روشمند و توأم با همكاری خط مشی ملی پایدار ضروری است. توسعه اقتصادی پایدار مبتنی بر تعامل میان بخش‌ها و مناطق كشور اولویت اصلی توسعه پایدار لیتوانی است. هدف اصلی توسعه پایدار در لیتوانی دستیابی به میانگین كنونی كشورهای اروپایی است كه در برنامه 2020 مطابق با شاخص‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی، همینطور كارایی مصرف منابع بدون زیاده‌روی از استاندارهای پذیرفته شدة اتحادیه اروپا مطابق با شاخص‌های آلودگی، تعهد به حداقل‌سازی آلودگی محیطی و تأثیر آن بر تغییرات جو جهانی، آمده است.

در زمینه توسعه پایدار شركتهای صنعتی نمی‌توانند به عنوان واحدی مجزا در نظر گرفته شوند. صنایع عنصر سیستم پویایی وسیعتر محسوب می‌شود. استفاده از رویكرد سیستمی برای درك تعاملات پیچیده میان بخش‌های مختلف چنین سیستمی و توانایی بكارگیری استراتژی‌های مؤثرتر كه توسعه صنعتی را به شیوه پایدار ممكن می‌سازد حیاتی است. در تجزیه و تحلیل اجرای توسعه پایدار در سطح خرد در سازمانهای اقتصادی و شركتها، تنظیم اصول مدیریت توسعه پایدار اجتماعی (اصل سودآوری ) امكان‌پذیر می‌شود. سازمانهای اقتصادی و شركتها نهایتاً بایستی موارد زیر را مد نظر داشته باشند:

الف) تجارت و محیط باید به همدیگر كمك كنند، ولی همدیگر را محدود یا ویران نكنند.

ب) سودآوری سازمانها با مشاركت در توسعه پایدار اجتماعی امكان‌پذیر است.

به منظور حمایت از صنایع در سازگاری با چالش‌های محیطی و توسعه پایدار و در استفاده از فرصتهای توسعه صنعتی پایدار برنامه ملی توسعه صنعتی پایدار در لیتوانی ارائه شده است.

اصول مدیریت در مدیریت توسعه پایدار اجتماعی به شرح ذیل عملی است:

الف) نگرش بین بخشی

ب) مشاركت اجتماعی

ج) آینده‌نگری

د) استفاده اثربخش از منابع طبیعی

ه) ارزیابی اثر فعالیتهای محلی، منطقه‌ای و جهانی

و) برنامه‌ریزی

ز) تفكر كل‌گرا

با توجه به ساز و كار تصمیم‌گیری توسعه پایدار باید توجه قابل ملاحظه‌ای به آماده كردن استراتژیهای جوامع پایدار داشت. اجرای موفق استراتژی جوامع پایدار در جامعه خاص موجب می‌شود تا: 1- جوامع پایدار دیگری برای برقراری جامعه پایدار شروع به توسعه نمایند، 2- و به تبع آن این جوامع پایدار جامعه منطقه‌ای پایدار را ایجاد خواهند كرد 3- و در نتیجه جوامع منطقه‌ای با جامعه جهانی پایدار متحد خواهد شد.

در واقع توسعه گام به گام از سطح محلی (پایداری) به جهانی (پایداری) عملی خواهد شد.

در نتیجه آن تئوریهای اقتصادی و مدیریتی جامعه‌گرا و زیست محیط‌گرا، سیستم‌های اقتصادی بهداشت، امنیت (پایدار) انسانی و اكولوژیكی امروز را تشویق و تغییر خواهد داد. این تئوریها به شرح ذیل بحث می‌شود:

- كاركردهای محیطی و رفاه در كل، كه استفاده از چهار شكل سرمایه را ایجاد می‌كند.

- مؤسسات اجتماعی با كاركردهای خوب و مناسب

- سیستم‌های نظارتی اثربخش در اجرای وظایف توسعه پایدار

- عدالت اجتماعی كه منجر به رشد رفاه انسانی خواهد شد.

3- كاربرد مفاهیم قلمرو محیطی و آثار زیست محیطی

به منظور دستیابی به پاسخ مناسب در اینكه چطور اهداف پایداری توسعه اقتصادی ارزیابی می‌شود می‌توان از دو مفهوم قلمرو محیطی  و آثار زیست محیطی استفاده كرد. سوابق آنها مشخص است، توجه عمیقی به افزایش تولید و مصرف در شمال و دیدگاه‌های توسعه در جنوب دارند. «قلمرو محیطی» رویكرد پیچیده‌تری است كه در آن بخش‌های، منابع متعدد مهم در سطح ملی تجزیه و تحلیل می‌شود. بنابراین «قلمرو محیطی» در عمل با مشكل مواجه می‌شود. در مقایسه با آن در مفهوم «آثار زیست محیطی» ، منابع توأماً در یك شاخص منفرد آورده می‌شود و در سطح مطلوب جمع‌آوری می‌گردد. علاوه بر آن آثار زیست محیطی چالشهای پایداری را در تغییر بیشتر، ایجاد می‌كند، و بیان می‌كند كه «استفاده مطلوب مردم از زمین و آب و دیگر منابع طبیعی و توجه به میزان جذب ضایعات در استفاده از آن ضروری است».

بدیهی است مفاهیم قلمرو محیطی و آثار زیست محیطی سناریوی توسعه‌یافته‌ای برای تضمین پایداری ایجاد نمی‌كند بلكه تنها چهارچوب اولیه هدایت مبنای «اصل اجرا» را ایجاد می‌كند. در آینده این ارزیابی باید بوسیله تشكیلات واقعی تكمیل شود و مصرف كمیت منابع جهان، صورت پایدار صورت گیرد.

ایده اصلی مفهوم آثار زیست محیطی به وسیله رییز  (1992) ارائه شده و بعدها توسط واكرناگل  توسعه یافته است (رییز، واكرناگل 1994). مهیا كردن زمینه برای هر فرآیند، فعالیت و منطقه منفرد، بر استفاده از منابع زمین، تجمیع ضایعات، مصرف خدمات طبیعی، تأثیر می‌گذارد و این اثر پیچیده كه بوسیله استفاده از منابع و محیط ایجاد می‌شود می‌تواند به معیار یك بعدی تبدیل شود، نوعاً در زیست‌شناسی نقشه زمین باید به شكل محاسبه شده ارائه شود.

شش طبقه زمین با رویه‌های محاسبه شده شناسائی شده است: زمین مطلوب/ آسیب دیده، باغ‌ها، زمینهای آماده، مراتع و چراگاهها، جنگل، زمین انرژی‌زا و قلمرو دریایی انرژی‌زا.

استفاده از این روش برای توزیع زمین به نسبت افراد نشان می‌دهد كه متوسط آثار زیست محیطی اكولوژیك در جهان حدود 8/1 هكتار به نسبت سرمایه است. آثار زیست محیطی در اغلب كشورهای توسعه یافته به 3 الی 5 هكتار به نسبت سرمایه رسیده است. درحالی كه در كشورهای توسعه نیافته مانند هند این نسبت به 4/0 هكتار به نسبت سرمایه است. باید به خاطر داشت كه مناطق توسعه یافته از محدوده‌های آثار زیست محیطی ظرفیت‌های اكولوژیك محلی، تجاوز كرده‌اند. و بر مبنای این ادعا ظرفیت اكولوژیكی از حساب جهانی فراتر می‌رود.

تلاش برای محاسبه « قلمرو اكولوژیك بالقوه» یعنی نقشه زمین‌های تولیدی واقعی منطقه، در حال وقوع است (Wackernagel, Bees, 1996). در طول یك قرن نقشه زمین از 6 هكتار به 5/1 هكتار در معیار جهانی تنزل پیدا كرده است. همچنین در مقایسه آثار زیست محیطی با قلمرو اكولوژیكی، زمین 3/0 (5/1-8/1=3/0) به نسبت سرمایه تخطی كرده‌اند. یعنی ما با «شكست اكولوژیكی » مواجه شده‌ایم، كه تحت عنوان شاخص كمی غیر پایداری - و روش انگلی  زندگی انسانی بیان می‌شود

 

انتقادهایی نسبت به مفهوم «آثار زیست محیطی» وجود دارد:

نخست: آثار زیست محیطی شاخص یك بعدی است، و اثر زیست محیطی كل را به طور مستقیم و غیر مستقیم در ارتباط با مصرف جمع می‌كند و بر آن اساس شكل نقشه زمین استفاده شده را به دست می‌آورد. برای انجام این محاسبه، طبقات مصرفی مختلف باید به طبقه نقشه زمین تبدیل شود. بدیهی است این دگرگونی هرگز به عنوان ویژگی‌های محلی انواع زمین و استفاده از زمین كه ممكن است فراموش بشود، كامل نمی‌شود.

دوم: آثار زیست محیطی؛ فرضیه‌ای در مورد نقشه زمین است. و نباید به معنی استفاده حداقل از زمین تلقی شود. با این حال آثار زیست محیطی، میان استفاده پایدار یا ناپایدار از زمین مطابق تعریفی كه ارائه شد تفكیك قائل نمی‌شود.

سوم: آثار زیست‌محیطی با ارزیابی اثر محیطی مصرف انرژی سر و كار دارد. این عنصر از آثار زیست محیطی، محاسبات دقیق نقشه (جنگل) زمین تولید را در بر می‌گیرد كه برای تركیب CO2 كه بوسیله سوخت استخراج شده، ایجاد می‌شود، ضروری است ولی نقشه CO2 بوسیله جنگل تنها یكی از تركیبات CO2 می‌باشد و علیرغم آن برای نقشه‌های زمین بزرگ ضروری است.

چهارم: محاسبه آثار اكولوژیكی عنصر آبهای پرورش ماهی را كه خیلی برای مناطق حیاتی است در بر نمی‌گیرد.

پنجم: آثار اكولوژیكی آلودگی محیطی را به جزء CO2 منعكس نمی‌كند.

ششم: از نقطه نظر محیطی انتخاب ویژگی ابعاد فضایی (جهانی، منطقه‌ای و محلی) برای محاسبه آثار اكولوژیكی مورد استفاده قرار می‌گیرد به ویژه وقتی كه موانع ملی بوسیله ماهیت ژئوپولتیكی و فرهنگی به جای جنبه‌های محیطی تعیین می‌شود.

هفتم: به آثار زیست‌محیطی تمایلات ضد تجاری را مشخص می‌كند بنابراین نمی‌تواند به عنوان یك شاخص عینی تفسیر شود. متد آثار زیست‌محیطی در كل مزایای تطبیقی كشورها و مناطق را در ارتباط با سهم منابع محیطی و اكولوژیكی نادیده می‌گیرد.

هشتم: آثار اكولوژیكی یك شاخص ایستا است و اطلاعاتی را در مورد نرخ سیستمهای طبیعی و ظرفیت حاشیه‌ای آن در زمان و مكان مختلف ارائه نمی‌كند.

برای محاسبه آثار زیست‌محیطی به موارد زیر توجه كنید:

1- از اشكال واقعی به جای فرضیه‌ها در مقایسه آثار دوگانه زیست‌محیطی كه استفاده پایدار و ناپایدار از زمین را به نسبت افراد منعكس می‌كند استفاده شود.

2- در محاسبه آثار زیست‌محیطی باید انعطاف لازم وجود داشته باشد.

3- هر كسی باید نسبت به ارزش منحصر به فرد و واقعی آثار زیست‌محیطی پاسخگو باشد.

4- استفاده از روش سناریو كه امكان بررسی فرآیندهای پیچیده را تحت شرایط تغییرات بزرگ فراهم می‌كند روش بهتری است و همچنین از روش مدل‌سازی باید برای واقعی كردن نتایج معتبر اقتصادی استفاده كرد.

مطابق مفهوم آپسكور  قلمرو اكولوژیكی به شرح زیر تعریف می‌شود:

میزان كل ظرفیت جذب آلودگی زمین، منابع تجدید ناپذیر انرژی، سرمایه، زمین، آب و جنگل توسط انسانها، و ایجاد و حفظ ظرفیت طبیعی آن برای نسلهای آینده، طوری كه نسلهای آینده نیز به میزان مساوی از منابع فوق‌الذكر بهره‌مند شوند. این مفهوم در هر زمان محدودیتهای میزان فشار محیطی را نشان می‌دهد. سیستم اكولوژیكی زمین می‌تواند با این سیستمها سازگار باشد.

ساز و كارهای افزایش مالیات بر منابع بر اساس قلمرو محیطی به عنوان «مفهوم در حال ظهور»  باید ابزاری ضروری برای تقویت توسعه پایدار در نظر گرفته شود.

ایجاد مفهوم عملیاتی قلمرو محیطی مستلزم رویكرد سه مرحله‌ای است (sips et al. 1994/5):

1- تعیین تقاضای انسانها برای كاركردهای محیطی

2- تعیین عرضه پایدار كاركردهای محیطی

3- سازگاری بین عرضه و تقاضا

بدون شك آماده كردن استراتژی‌های حمایت مؤثر از محیط، بدون تعیین سهم قلمرو اكولوژیكی در جهان ممكن نخواهد بود. برای محاسبه قلمرو اكولوژیكی پیش‌فرض‌های زیر ضروری است:

- منابع تجدیدپذیر  باید به میزانی استفاده شود كه آسیب جدی به محیط وارد نكند.

- منابع تجدیدناپذیر  در یك سیستم محدود باید مورد استفاده قرار گیرد.

- نرخ آلودگی موجب می‌شود تا افراد از تركیبات بالقوه محیطی خطور نكنند.

بنابراین قلمرو اكولوژیكی به لحاظ ماهوی محدود، و از طریق روش‌های كمی قابل اندازه‌گیری است. افزون بر آن مفهوم قلمرو اكولوژیكی فرصتی را جهت تعیین اینكه چه میزان از قلمرو محیطی یك كشور به وسیله ساكنان كشور دیگر مصرف می‌شود، پیشنهاد می‌كند. این امر از طریق مقایسه استفاده جهانی از منابع فردی صورت می‌گیرد و متوسط مصرف ملی هر فرد را مشخص می‌كند.

ارزیابی قلمرو محیطی نشان می‌دهد كه از آن به میزان مساوی استفاده نمی‌شود. كشورهای غنی باید ادعای خود را در مورد قلمرو محیطی تخصیص یافته به آنها كاهش دهند. جبران جزئی و كلی این كمبود از طریق افزایش اثربخشی اقتصادی امكان‌پذیر است.

4- اصول تئوریكی محاسبه قلمرو محیطی برای منابع فردی

تقسیم محلی سازمان محیطی بین‌المللی «دوستداران زمین»  به عنوان یك پروژة «زمین برای توسعه پایدار اروپا» در سی كشور اروپایی EFTA و مناطق اروپای شرقی و مركزی در 96-1995 اجرا شده است. هدف «دوستداران زمین» مشخص كردن آیندة تولید و مصرف اروپا تا سال 2010 و ارزیابی قلمرو محیطی آنها بود (Towards sustainable Europe, 1995). با مشاركت در این پروژه فرصت مناسب برای اقتصاددانان خارجی ایجاد شد تا اصول تئوریكی محاسبه قلمرو محیطی را برای منابع فردی بهبود دهند.

محاسبه قلمرو محیطی در پروژه ابتدا به وسیله «دوستداران زمین» مطرح شد كه عمدتاً بر اساس دسترسی به منابع نبود، بلكه اثر استفاده ازمنابع محیطی را مورد توجه قرار می‌داد. در طی یك رشته مباحث علمی بسیاری از شاخصهای محیطی پیشنهاد شد كه اتمام منابع و همین طور سطح آلودگی منابع را ارزیابی می‌كرد. این مقاله تجزیه و تحلیل گروهی از شاخصها را كه حدود 90 درصد همه منابع جاری را در فرآیندهای صنعتی در بر می‌گیرد و همین طور استفاده از منابع را توأماً شرح می‌دهد.

1- انرژی: وقتی عرضه انرژی در قلمرو محیطی محاسبه می‌شود نشان می‌دهد كه «اثر گل‌خانه‌ای‌» مشكل اصلی مرتبط با بخش انرژی مدرن می‌باشد و مبنایی را برای محاسبه قلمرو محیطی ارزش جهانی در نظر گرفته شده برای انرژی، فراهم می‌كند. در تلاش برای محدود كردن پیامدهای منفی «اثر گلخانه‌ای»، دانشمندان توافق كرده‌اند كه افزایش درجه پایان‌پذیری در طی یك دهه 0/10C است كه در مقایسه با سطح قبل صنعتی 20C افزایش نشان می‌دهد. به این معنی كه مقدار CO2 در جو نمی‌تواند از 550 ppm تجاوز كند. بنابراین در شرایط كنونی باید كاهش سالانه CO2 حداقل 1 الی 2 درصد در سطح جهان صورت گیرد. در واقع اینكه تا سال 2010 سطح مطلوب انتشار CO2 به7/1 تن در سرمایه برسد غیر واقعی است و نیاز به تغییر مناسب در اهداف دارد. علیرغم اینكه مهمترین عنصر این سناریو تبدیل منابع جاری انرژی به منابع تجدیدپذیر (پایدار) است ولی توسعه پایدار نمی‌تواند بدون تغییر سیستم انرژی جهانی به انرژی پایدار، تحقق پذیرد.

2- آبهای پرورش ماهی: تنها 5/2 درصد از عرضه آب، متعلق به آبهای پرورش ماهی است و تقریباً 85% آن در پوششهای یخی و برفی دائم جمع شده، كه مردم قادر به استفاده از آن نیستند و نمی‌دانند از آن چطور باید استفاده كرد. و بیش از 14 هزار كیلومتر مكعب از آب پرورش ماهی بلااستفاده  است زیرا قسمت اعظم این آب به بقاء سیستمهای طبیعی- اكولوژیكی اختصاص دارد (Prust 1995).

در تعدادی از كشورها شاخص مصرف آب كه نسبت میان آب مصرف شده و آب بالقوه برای پرورش ماهی را نشان می‌دهد، خیلی بالاست. گاهاً برابر با یك یا بیش از آن است در اینجاست كه از قلمرو محیطی تخطی شده است. برای مثال مصرف ناپایدار آب (یعنی وضعیتی كه در آن استخراج آب از منابع زیرزمینی آب بیشتر است) سریع‌تر از ذخیره آبی است كه در طی زمان، تقریباً 60% از شهرهای بزرگ اروپا با جمعیتی بالغ بر 140 میلیون نفر استفاده كرده‌اند.

قلمرو آبهای پرورش ماهی باید برای هر منطقه به طور جداگانه محاسبه شود این امر بسیار پیچیده و مشكل است. لیكن از طریق جو محلی سیستم هیدرولوژی آب، گیاهان منطقه، و ظرفیت جریانهای آبهای زیرزمینی و آبهای سطحی تعیین می‌شود.

3- منابع طبیعی تجدیدناپذیر: استخراج منابع تجدیدناپذیر به معنی پایان‌پذیری مداوم عرضه منابع است. بنابراین استفاده از منابع تجدیدناپذیر نمی‌تواند پایداری به دنبال داشته باشد. به هر حال سیاست پایداری منابع تجدیدناپذیر به آسانی نمی‌تواند از مصرف آن جلوگیری بكند. ولی مصرف هوشمندانه و اقتصادی آن عرضه كافی آن را برای نسلهای آینده تضمین می‌كند. وضعیت كنونی مصرف منابع تجدیدناپذیر با یك معضل روبرو است. طوری كه استخراج امروزه منابع تجدیدناپذیر برای طبیعت مخرب و ویران‌كننده است. ظرفیت دامنه «قلمرو محیطی» منابع طبیعی تجدیدناپذیر برای مثال برای فلزات، از طریق كمبود آنها و هزینه‌های محیطی آن مشخص می‌شود. این محاسبه كه از مرحله استخراج تا استفاده را در بر می‌گیرد (برای مثال مصرف انرژی، سطح بی مسئولیتی و داروی سمی برای محیط تلقی می‌شود). محاسبات نشان می‏دهد كه جریان جهانی چنین مواردی باید تا 30 الی 50 سال آینده 50% كاهش یابد (Henterberg . Scbmited-Bleek , 1999).

بخاطر داشته باشید كه اصل عدالت ایجاب می‏كند كه كمیت بالقوه ذخیره شده به طور مساوی میان كشورها توزیع شود. كشورهای صنعتی بایستی استفاده از منابع متعدد را 80 الی 90 درصد كاهش دهند. اگر استفاده از منابع تجدید ناپذیر(ولی قابل تجدید) از طریق غیر مادی كردن جریانهای مادی، در فضای تكنیكی افزایش یابد. و منجر به استفاده بهینه از منابع و افزایش كارآیی تولید اكولوژیكی كالا نشده و نهایتاً منجر به بهره مندی بیشتر جامعه از آن خواهد شد   (Haffren, 1988 ).

4- منابع كشاورزی: زمین باید به عنوان منبع محدود در نظر گرفته شود زیرا حدود 78% از چشم اندازهای گیاهی، باتلاقی، خشكی، سنگی، دارای شیب، و یا در سایه قرار دارند كه برای كشاورزی مناسب نمی باشد(Clevelan, 1999 ). امروزه تقریباً از همه زمینهای قابل كشت در جهان كه حدود 43/1475 میلیون هكتار است استفاده می‌شود.(Biswas 1994 ). آن تقریبا 24% هكتار به نسبت سرمایه را در بر می گیرد.

روشهای معاصر و رایج تولیدات زمین با كاهش پتانسیل زمینهای قابل كشت در حدود16 میلیون هكتار در سال ناپایدار میباشد. بنابراین تا سال 2010 تنها 22 درصد هكتار قابل دسترس خواهد بود. اگر این روند تا 2025 ادامه یابد زمینهای مناسب برای فعالیتهای كشاورزی به 17 درصد هكتار در سرمایه برای كل جمعیت 4/8 میلیونی زمین كاهش خواهد یافت.

به منظور محاسبه قلمرو محیطی و قابل دسترس برای كشاورزی پیش‌فرض‌های زیر باید مورد توجه قرار گیرد:

ـ قلمرو محیطی به عنوان نقشه زمین تعریف می‏شود كه مستلزم عرضه غذا به جمعیت كشور می باشد و در سطح اقلیم مختلف محاسبه می شود.

ـ مشكل تامین غذای مردم مشكلی جهانی است و یكی از مهمترین معضلاتی است كه در تأمین آینده غذایی خود را نشان خواهد داد. این نكته باید مهمترین اولویت باشد. كشاورزی باید پایدار باشد به شیوه ای كه هیچ زمین قابل كشتی تلف و ضایع نشود.

ـ زمین به عنوان منبع حفاظتی مورد توجه قرار گیرد و باید در نظر داشت كه هر میزان حفاظت از آن به همان میزان غذای ما را تامین می كند و این امر می تواند عدم اطمینان و تنشهای انسانی را كاهش دهد.

ـ باید توجه داشت كه ده درصد از زمینی كه اكنون استفاده می شود برای باز چرخه كشاورزی و جنگل و به منظور حفاظت از محیط رها شده است.

5- منابع درختی: مطابق محاسبه متخصصین سرمایه طبیعی جهان، نقشه های جنگل از زمان شروع عصر كشاورزی 3/2 كاهش یافته است (Mather- chapman 1995) بنابراین امروزه جنگلها تنها 4/1 سطح زمین یعنی تقریبا 3604 میلیون هكتار را در بر می گیرد. جنگلهای مناطق پر باران تقریبا نصف آن را شامل می‌شود ولی در مقایسه با دیگر زمینها با نرخ سریعتری از بین رفته‌اند. از سال 1950 حدود نصف جنگلهای مناطق باران زا كاهش یافته است.

بخاطر داشته باشید كه جنگل در حفظ زندگی زمین حیاتی است دانشمندان محاسبه كرده اند كه یك هكتار از جنگل ارزشی حدود 965 دلار آمریكایی برای انسان سودمند است   (Costansget et.al., 1997 ).

بنابراین ما ابتدا باید مدیریت جنگل پایدار و همچنین حركت در جهت وظایف حفاظتی از جنگل و ارزش شكل گیری محیط و مزیت اجتماعی عمومی را بهبود بخشیم.

محاسبه قلمرو درختان در سطح جهان نشان می دهد كه ماحق بریدن درختان جنگل را نداریم. و در مقابل 2173 میلیون هكتار از جنگل پیشین مسئول هستیم. قطع درختان جنگل از باقی مانده 1431 میلیون هكتار از جنگلهای كنونی باید پایدار باشد . تنوع زیست محیطی نباید ویران شود و پتانسیل آنها برای ذخیره باید محافظت شود. این میزان نشان می دهد كه تقریبا 2 متر مكعب از درخت از هر هكتار از جهان می تواند بریده و استفاده شود.

يکشنبه 26/10/1389 - 13:27
موبایل

بزرگان در راهند!

گوشی تلفن همراه ،جزو محصولاتی است که هنوز، خیلی دستخوش رکود ناشی از وضعیت بد اقتصادی نشده است. هنو ز که هنوز است، تولید کنندگان و شرکت های معروف، به شدت در تلاشند ،آخرین مدل های گوشی خود را در اولین فرصت به بازار ارئه کنند و مشتریان بیشتری را جلب کنند 
آخرین خبرها حاکی است که تا چند روز دیگر، سروکله ی گوشی تلفن همراه با دوربین 12مگا پیکسلی پیدا خواهد شد !بازار ایران که آن قدر برای فروشندگان جذابیت دارد که خیلی از گوشی های جدید، هنوز به آمریکا و اروپا نرسیده ،سر از بازار ایران در می آورند. بدنیست تا زمانی که بزرگان از راه برسند، نگاهی به مشخصات چند گوشی خوب در بازار بیاندازیم.
سونی اریکسون
G705قیافه معمولی،کارکرد عالی 
این گوشی کشویی نسبتا باریک از سونی اریکسون ،قیافه چندان جذابی ندارد؛ ولی امکانات کاملی را در خود گنجانده است (در حد و اندازه های یک گوشی خوب)،صفحه رویی گوشی، مشکی رنگ و صفحه پشتی آن طلایی است . صفحه نایش آن نسبتا بزرگ است . (حدود 2/4اینچ)و توان نمایشی خوبی دارد. دوربین آن 3/2مگاپیکسل و مجهز به فلاش است. ضمن آن که به خاطر قابلیت مکان یابی جغرافیایی (GPS)،می تواند محل گرفتن عکس ها را هم برایتان ثبت کند. دوربین این گوشی، قابلیت فیلم برداری با فرمت mp4و با سرعت معمول را دارد . از دیگر امکانات بسیار مهم این گوشی، اتصال بی سیم (wi-fi)است که به شما امکان می دهد، به راحتی بتوانید از طریق شبکه بی سیم ،به اینترنت وصل شوید . مجموعه برنامه هایی که روی این گوشی به صورت پیش فرض نصب شده اند ،متنوع است. ضمن آن که چند بازی هیجان انگیز مثل Need for speedو تنیس ،مخصوص افرادی که اهل بازی هستند ،روی آن تعبیه شده است. همچنین امکان مسیریابی برای رسیدن به یک مقصد خاص نیز، در این گوشی وجود دارد . همه این امکانات را می توانید با قیمتی حدود 250هزار تومان به دست آورید حالا متوجه شدید فقط زیبایی نیست که می تواند، باعث انتخاب شدن یا نشدن یک گوشی شود؟


آی فون نسل سوم
شرکت اپل (Apple)با معرفی مدل iphone»حسابی بازار تلفن همراه را تکان داد و پس از آن ،مدلی به نام آی فون نسل سوم (3G)را به بازار ارائه کرد ،یعنی همین مدلی که الان این جا معرفی می شود. البته یک مدل جدید تر از این هم،به نام «3GS»، مدتی است از سوی اپل وارد بازار شده و فروش بسیار موفقی هم داشته است، اما چون به صورت تک تک و موردی وارد بازار ایران شده است ،الان معرفی آن ضرورت ندارد . اما آی فون نسل سوم، علاوه بر اضافه کردن امکانات اتصال بی سیم پیشرفته خاص شبکه های نسل سوم تلفن همراه ،ایرادهای اولین سری آیفون را نیز تا حدود زیادی برطرف کرده است ؛هنوز در کشور ما ،باید آن را به شکل «crack»شده خریداری کرد(اصطلاحاً قفل شکسته )تا بتواند با شبکه مخابرات ما کارکند البته قیمت آن هم،کمی تا قسمتی بالااست (حدود 800هزار تومان برای مدل 16گیگابایت )و فقط آنهایی که عاشق اپل و علاقه مند فناوری هایی هستند که آنها را متفاوت جلوه دهد، سراغ ایفون 3Gمی روند ،بدنیست نگاهی به امکانات آیفون بیاندازیم تا واقعاً بفهمیم وقتی آرم شرکت اپل روی یک محصول است، معنی واقعی آن چیست ،اصلی ترین قابلیت این گوشی، صفحه نمایش بزرگ و با قابلیت این گوشی، صفحه نمایش بزرگ و با قابلیت لمسی بسیار پیشرفته ای فون است که در کنار سیستم عامل روان و راحت آن و منوهای زیبا و ساده ،به راحتی می توان با آن کار کرد. این راحت کارکردن را حتماً باید خودتان تجربه کنید تا متوجه تفاوت آن با سایر رقبا شوید . صفحه نمایش آی فون، توان نمایش 16میلیون، رنگ دارد که بسیار خارق العاده است . حافظه داخلی آن 2مدل است ؛مدل 8و مدل 16گیگابایت . چون این مقدار حافظه زیاد هم هست ،امکان اضافه کردن کارت حافظه در آن پیش بینی نشده است . دوربین عکاسی آی فون ،2مگاپیکسل با قابلیت بزرگ نمایی است، اما فیلم برداری انجام نمی دهد . برای پخش موسیقی ،شما یک آی پاد (Ipod)تمام عیار هم دارید . سیستم مکان یاب جغرافیایی (GPS)،خروجی تلویزیون ،نقشه یاب گوگل ،اتصال شبکه بی سیم (wi-fi)و ضبط صدا هم، از امکانات جالب توجه این گوشی زیبا است. 

نسل سوم ،اچ تی سی تاچ 3G
نمی توان از امکانات نسل سوم صحبت به میان بیاوریم و از پاکت پی سی های مجهز به امکانات نسل سوم (SG)که به شدت خانم پسند هم هستند ،حرفی نزنیم . شرکت HTCاز تولید کنندگان بسیار معتبر پاکت پی سی ،مدلی به نام Touchاست . دوربین عکاسی این گوشی ،3/2مگاپیکسل است و حدود 96گرم وزن دارد که به جرات می توان گفت، یکی از سبک وزن ترین پاکت پی سی ها و گوشی های مختلف هوشمند دنیا است . صفحه نمایش آن 2/8اینچ است که اندکی کوچک به نظر می آید؛ اما به خاطر این که سبک باشد و به خصوص برای خانم ها راحت باشد، در این اندازه تعبیه شده است صفحه نمایش لمسی این گوشی، خیلی دقیق است و راحت می توانید با کمک انگشتان دست یا قلم خود دستگاه ،با منوهای آن کارکنید. اینترنت پرسرعت، ارتباط بی سیم ،سیستم مکان یاب جغرافیایی (GPS)،نمایش فایل های آفیسی و DF،همه و همه از امکانات و قابلیت های جالب این گوشی است . دانشجویان ،دانشگاهیان ،دانش آموزان ،اهالی کسب وکار و بیزینس ،بیشتر از بقیه ،از توانایی های این گوشی بهره مند خواهند شد. 

کنار زدن رقیبان؛ سامسونگ S7350
گوشی کشویی سامسونگ S7350، جزو مدل های ساده و شیکی است که قیمت و قابلیت های مناسبی دارد، بدنه پلاستیکی شبیه آلومینیومی آن که رنگ نقره ای مات دارد، چهره ساده آن را جذاب تر هم نشان می دهد . صفحه نمایش آن در مقایسه با رقبایش ،نسبتا بزرگ است (2/6اینچ )و دوربین 5مگا پیکسلی با فلاش دو تایی ،در آن تعبیه شده است. وقتی حالت کشویی دستگاه را باز کنید، دوربین آن بیرون می آید؛ این دوربین ،امکان تشخیص چهره هم دارد و مشخصات مکان جغرافیایی را هم که در آن عکس برداری کنید، ثبت می کند. از قابلیت های دیگر این گوشی،«بچرخان ،ساکت شو»(turn-to-mute(است ؛یعنی وقتی گوشی زنگ می خورد ،فقط کافی است آن را بچرخانید و برگردانید تا بی صدا (mute)شود. تشخیص موسیقی و جست و جوی هوشمند نیز در این گوشی، گنجانده شده است. این گوشی قابلیت پخش انواع فایل های موسیقی را دارد، رادیو Fmو پخش فایل های تصویری فشرده با فرمت Divxنیز دارد.

موتورالا RizerZ10
موتورالا نتوانسته در بازار ایران ،جا را برای سایر رقبا تنگ کند و ...ولی چه می شود کرد؟علاقه مندان خاص خودش را دارد؛ اصلی ترین امکان گوشی کشویی Z10که شرکت موتورالا روی آن خیلی تبلیغ می کند، این که می توانید، فایل های مولتی مدیا را به طور مستقیم با آن تهیه ،ویرایش و ارسال کنید. یعنی در اصل موتورولا می خواهد نشان دهد، امکانات ساده یک استودیوی فیلم سازی را در یک گوشی کشویی گنجانده است . با این گوشی می توانید فیلم برداری با کیفیت خوب و سرعت مناسب انجام دهید (سرعتی بیش از اکثر گوشی های موجود در بازار یعنی 30فریم در ثانیه )و به علاوه موسیقی متن،شرح یا جلوه های تصویری هم به آن اضافه کنید . دوربین عکاسی این گوشی ،3/2مگا پیکسل است و فوکوس اتوماتیک دارد. اضافه کردن کارت حافظه تا 32گیگابایت برای این گوشی پیش بینی شده و اصلا نباید نگران کمبود جا و فضا باشید . سیستم عامل این گوشی، حرفه ای تر از اکثر سیستم های عامل موجود است و توان پخش اکثر فایل های صوتی مختلف نیز در آن پیش بینی شده است. قیمت این گوشی نسبت به امکاناتی که دارد، می ارزد؛ البته تا زمانی که رقبا تصمیم نگیرند روی دست آن بلند شوند 

هشتی برای لمس ؛سامسونگ S8300
هر روز به تعداد گوشی هایی که به قابلیت و صفحه نمایش لمسی دارند اضافه می شود. سامسونگ هم هرگز از این قافله عقب نمانده است؛ ضمن آن که جدای صفحه نمایش لمسی، سامسونگ این مدل گوشی را ،از سری Ultraخود تولید کرده که از سری های بسیار باریک هستند. این گوشی، باوجود این که کشویی است و صفحه کلیدی در زیر نمایش گر 2/8اینچی خود دارد، به دوربین 8مگا پیکسلی هم مجهز است و ضخامتی حدود 13میلی متر دارد. بدنه این گوشی به رنگ مشکی ،قرمز است؛ اما از رنگ قرمز در جاهایی استفاده شده که زیبایی گوشی را دوچندان می کند؛ نوار قرمز دور نمایش گر ،صفحه کلید کشویی قرمز و بدنه پشتی قرمز (در محل نصب دوربین ).یکی از امکانات جالب این گوشی آن است که هر کدام از قابلیت های گوشی را که دوست دارید، می توانید به صفحه اصلی (صفحه اول)منتقل کنید و خوشبختانه با امکان scrollکردن بین آنها،جا هم کم نمی آورید .دوربین این گوشی،8 مگا پیکسل و مجهز به فوکوس خود کار است و فلاش هم دارد. قابلیت های دوربین آن ،متوسط به بالاست و در واقع عالی نیست . سیستم مکان یاب جغرافیایی (GPS)پخش انواع فایل های موسیقی ،پخش فایل های تصویری Divxو دریافت کارت حافظه تا ظرفیت 16گیگابایت ،از توانمندی های جالب توجه این گوشی است. 

عجیب مثل x؛از سونی اریکسون
مدتی است از حضور سونی اریکسون مدل اکسپریا xperiax)x1)می گذرد و حواشی بازار آن کاهش پیدا کرده و قیمتش منطقی شده است ؛اولین گوشی سونی اریکسون که مجهز به سیستم عامل ویندوز موبایل بود و با حالت کشویی از پهلو (نه رو به بالا )می توانستید یک صفحه کلید تمام عیار و کامل داشته باشید . ضمن آن که صفحه نمایش لمسی بزرگ آن هم با قلمی که در اختیار داشتید، این امکان را می دهد بتوانید،راحت با بخش های مختلف سیستم عامل کار کنید. دوربین این گوشی،3/2مگا پیکسل است و فوکوس خودکار و فلاش هم دارد. اما قابلیت های دیگر مثل تشخیص چهره و این جور امکانات جانبی ،در آن گنجانده نشده است . البته قدرت ضبط فیلم آن،می توانست اندکی بهتر باشد . بدنه این گوشی فلزی است و به همین دلیل وزنش بالا است (حدود 150گرم ).این گوشی به اکثر امکانات حرفه ای ارتباطات بی سیم و اینترنت مجهز است ،انواع و اقسام فایل های صوتی مرسوم را با کیفیت بسیار خوب پخش می کند و قابلیت نمایش فایل های آفیس و ویرایش آنها نیز (به خاطر پاکت پی سی بودن )در آن به چشم می خورد. مکان یاب جغرافیایی (GPS)نیز، در این گوشی حدود 550هزار تومانی ،گنجانده است.

شنبه 25/10/1389 - 11:14
کامپیوتر و اینترنت

گسترش اینترنت زمینه ای را به وجود آورد که طیف وسیعی از اطلاعات بدون هیچگونه محدودیتی و فراتر از مرزهای جغرافیایی در سراسر جهان منتشر شود و به نحو چشمگیری به یک رسانه ارتباطی و اطلاعاتی تبدیل گردد. ضمن اینکه مخاطبان و کاربران اینترنت هم به همان اندازه افزایش مداومی داشته اند. خصوصیت و ویژگی اینترنت و سهولت انتشار مطالب و اطلاعات وعلاوه بر آن راحتی دستیابی به انواع مختلف اطلاعات در وب اعم از متن، صوت و تصویر و داده های گرافیکی متنوع، به اندازه ای شدت یافته است که در برخی موارد اطلاعات حاوی مطالب مخرب و زیانباری نیز در وب منتشر می شود که زمینه سوء استفاده های مختلف را فراهم آورده است.

هرزه نگاری های جنسی بخصوص در زمینه سوء استفاده از کودکان، ترویج خشونت و فساد، خرید و فروش مواد مخدر و زیانبار، اشاعه اطلاعات خصوصی افراد و سازمانها، استفاده از اطلاعات وب در جهت اهداف تروریستی و موارد مشابه، ضرورت کنترل محتوای وب را ناگزیر ساخته است، ولی این کنترل و نظارت برانتشار اطلاعات در جوامع مختلف و بر حسب خط مشی های سیاسی و فرهنگی هر جامعه ای نمودهای متفاوتی داشته است.

در برخی جوامع غربی تاکید بیشتر بر عدم سوء استفاده از اطلاعات خصوصی افراد و جلوگیری از انتشار تصاویر جنسی کودکان و ممانعت از دسترسی سازمانهای تروریستی به اطلاعات خاص و مهم است اما کنترل محتوای اینترنت در جوامع شرقی و مذهبی فراتر از موارد فوق است و نظارت شدید بر اشاعه افکار و عقاید سیاسی در شبکه جهانی را نیز شامل می شود.

بطور مثال در کشور چین که مقام اول را در جهان از نظر تعداد کاربران اینترنت داراست، نظارت گسترده ای بر محتوای اطلاعات سیاسی صورت می گیرد و کنترل جدی بر عقاید و اندیشه های متضاد با حکومت کمونیستی چین در وب حاکم است و به این منظور "پلیس اینترنت" در این کشور نیز با این هدف شکل گرفته است.

عمده دلایل فیلتر کردن اینترنت در کشورهای مختلف را می‌توان در چهار تقسیم بندی کلی گنجاند: "مسائل سیاسی"، "مسائل اجتماعی"، " مسائل امنیتی" و "مسائل اخلاقی".

آنچه باعث تفاوت مبنایی هر کشور برای فیلترینگ می‌شود، ارزش های بنیادین مورد توجه در هر مقوله در آن کشورها است. در مجموع می‌توان گفت تعداد کشورهایی که در منطقه و جهان به نحوی با مساله فیلترینگ و سانسور در اینترنت مواجه هستند نسبتا قابل توجه است.

کشورهایی مانند سوئد، فرانسه وآلمان در قاره اروپا و کشورهایی مانند هند، عربستان، کره جنوبی، مالزی و در مجموع آسیا به عنوان بزرگترین قاره دنیا و نیز کانادا دارای گسترده‌ترین میزان تنوع فیلترینگ می‌باشند.

گزارش زیر بر تجارب دیگر کشورها در امر فیلترینگ مروری اجمالی دارد.

 

آمریکا

در آغاز دوران رشد چشمگیر اینترنت و افزایش تصاعدی محتوا در آن، والدین آمریکایی تحت تاثیر چند مورد منتشر شده در رسانه های بزرگ، از دسترسی فرزندانشان به اینترنت به هراس افتادند و فشاری را آغاز کردند که منجر به تصویب قانون نزاکت ارتباطات” Communications Decency Act در کنگره آمریکا شد. این قانون، فیلتر و مسدود ساختن محتویات “غیر اخلاقی” را مجاز دانسته است.

بدنبال تصویب این قانون، شرکت های سازنده نرم افزارهای امنیتی برای رایانه ها و شبکه ها، برنامه های فیلترینگی را عرضه کردند که یا در مبدا خدمات اینترنتی یعنی شرکت های “رسا” ISP و یا بصورت مجزا توسط شرکت ها یا کاربران عادی بر روی رایانه ها نصب می شوند.

بسیاری از شرکت های تولیدکننده برنامه های امنیتی تمایل ندارند برنامه هایشان را تحت عنوان سانسور افزار” Censorware معرفی کنند. با توجه به جنبه منفی این عنوان، آنها عناوینی چون فیلترینگ را ترجیح می دهند. سانسور افزارها می توانند با یافتن کلماتی خاص در یک آدرس اینترنتی دسترسی به آن سایت را مسدود کنند یا حتی در نمونه های پیشرفته تر، محتوای سایت ها را نیز برای یافتن کلید واژه ها و تصاویر تعیین شده کاوش نمایند. البته هم اکنون برخی نرم افزار ها با عنوان detection porn در بازار وجود دارد که ضمن تشخیص محتوای مستجن به فیلتر نمودن آنها اقدام می نماید.

آدرس های اینترنتی وب سایت های مورد نظر نیز می توانند به این برنامه ها شناسانده شده و مسدود شوند. نمونه های خانگی چنین نرم افزارهایی امکان فعال کردن “قفل والدین” Parental Lock را به پدر و مادران می دهد تا مانع دسترسی کودکان به سایت های غیر اخلاقی شوند.

پس از حوادث یازدهم سپتامبر 2001 نیز، پاى دولت‌ها و حکومت‌هاى فراوانى به حیطه فیلترینگ باز شد و در این میان نقش کشورهاى اروپایى و به ویژه ایالات متحده پر رنگ‌تر از سایرین بود. ایالات متحده به عنوان پیشروترین کشور دنیا هم در زمینه به کارگیرى و توسعه تجهیزات اینترنت و هم در زمینه تولید محتواى اینترنتى، پس از حملات 11 سپتامبر، با چالش جدى در مواجهه با اینترنت رو به رو شد و دولت این کشور، قوانین محکمى را در این مورد وضع کرد تا جایى که حامیان حریم شخصى و آزادى‌هاى مدنى به اعتراضات گسترده‌اى علیه دولت بوش دست زدند.

آمریکا در تاریخ 24 اکتبر 2001، قانونى تحت عنوان Patriot Act را تصویب کرد که به موجب آن، کنترل و نظارت بر تبادل داده‌هاى online کاربران، رنگ قانونى به خود مى‌گرفت.

این قانون که در قالب مبارزه با تروریسم به تصویب رسیده بود، موجى از مخالفت‌ و اعتراض را هم در میان جمهورى خواهان و هم در بین دموکرات‌ها برانگیخت.

پیاده‌سازى Patriot Act که به شدت از سوىدادستانى امریکا دنبال مى‌شود، در نوامبر 2003 با اعطاى اختیارات بیشتر به پلیس امریکا-FBI - از این نیرو خواست تا کلیه اطلاعات مربوط به کاربران اینترنتى را، حتىبراى تحقیقات غیررسمى، جمع‌آورى کند. از سوى دیگر، برخى ایالت‌هاى امریکا مثل پنسیلوانیا قوانین مخصوص به خود را براى فیلتر کردن محتواى اینترنتى دارند. علاوه بر این، در سال 2000 نیز کلیه کتابخانه‌هاى امریکا موظف شدند براى انجام فعالیت‌هاى اینترنتى، فیلترهاى مربوط به تصاویر غیر اخلاقى را در کامپیوترهاى خود نصب کنند. اجراى نامناسب این قانون با عنوان فیلتر شدن اشتباهى بعضى از سایت‌ها باعث شد تا برخى گروه‌هاى مدافع حقوق مدنى در سال 2002 به دولت بوش اعتراض کنند.

تغییر رییس جمهور در امریکا نیز باعث تغییر در سیاست نقض حریم خصوص افراد نشده و اوباما نیز پس از روی کار آمدن اقدام به تمدید قانون شنود در این کشور کرد.

 

جاسوسی دولت امریکا از سرویس جی میل

پس از این‌که وزیر ارتباطات استرالیا، «استفان کانروی» سیاست‌های حریم شخصی گوگل را به چالش کشید و این شرکت را تهدید به فیلتر کردن نمود، سایت اخبار فناوری اطلاعات استرالیا با نقل پاسخ این شرکت، تأیید کرد که گوگل اجازه دسترسی دولت آمریکا به جیمیل را فراهم کرده است. پس از تصویب لایحه میهن‌پرستی (Patriot Act) که توسط دولت بوش ارائه شده بود، دولت آمریکا اجازه یافت که کنترل گسترده و جامعی بر مخابرات و ارتباطات رایانه‌ای از جمله تلفن، فکس، ایمیل و ... داشته باشد. هر چند قبل از آن نیز چنین کنترل‌هایی با قواعد مشخص انجام می‌شد، اما هیچ‌گاه امکان کنترل کامل و گسترده‌ای به مانند این قانون در اختیار دولت قرار داده نشده بود. در این میان، گوگل زیرساخت عظیمی را برای کنترل ارتباطات اینترنتی کاربران فراهم ساخته که به خوبی توسط دولت آمریکا مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. هر چند گوگل ادعا کرده که تجسس در چارچوب قانون انجام می‌شود، اما طبعاً این قانون برای مردم کشورهایی که آمریکا با آن‌ها مشکل دارد، از جمله ایرانیان کاربردی ندارد.

تاریخچه جی میل

از ابتدای راه‌اندازی جیمیل، به دلیل نقض حریم شخصی کاربران انتقادات زیادی به آن وارد شد. ایده ایندکس کردن ایمیل کاربران و جستجو در آن‌ها، نگهداری دائمی ایمیل‌ها، سیستم ثبت نام دعوت‌نامه‌ای و ایجاد فضای فراوان برای جلوگیری از حذف پیام‌ها همگی نکاتی بود که حتی پیش از راه‌اندازی سرویس ایمیل گوگل توسط رسانه‌های فعال در زمینه فناوری اطلاعات بر روی آن تأکید شده و کاربران از استفاده از جیمیل برحذر داشته می‌شدند. البته گوگل برای همه این‌ها توجیهی را عرضه می‌کرد: این اطلاعات را برای تبلیغات روی صفحات وب لازم داریم! پس از راه‌اندازی این سرویس ایمیل، به دلیل عدم وجود سرویس مشابه (حتی سرویس تجاری) در کشورمان، بسیاری از کاربران به استفاده از آن روی آوردند و حتی دعوت‌نامه این سرویس رایگان به جهت باکلاس بودن در بعضی نقاط تهران به قیمت‌هایی در حدود 50-100 هزار تومان خرید و فروش می‌شد. هم اکنون نیز بسیاری از هموطنانمان در مسائل خصوصی و تجاری و حتی دولتی از این سرویس بهره می‌گیرند.

 

وضعیت قانونی

در برخی از کشورها مانند کشورهای اروپایی، استرالیا و ...، امکان شکایت از جی میل در صورت نقض حریم شخصی و سوء استفاده از این اطلاعات وجود دارد. گوگل در این کشورها دفتر دارد و در صورت سوء استفاده، باید پاسخگو باشد. با این همه در این کشورها نیز انتقادات گسترده‌ای از گوگل شده و این شرکت با چالش‌های قانونی بزرگی مواجه شده است. متأسفانه به دلیل دشمنی طولانی مدت آمریکا با ایران، این اقدامات قانونی برای ایرانیان ممکن نیست.

 

اقدامات چین و استرالیا

دو کشور چین و استرالیا که نه تنها از توانایی فنی کافی برای ارائه خدمات جایگزین برخوردارند، بلکه سرویس‌دهنده‌های اینترنتی در این دو کشور به طور فعال سرویس‌های جایگزین را با کیفیت مناسب عرضه می‌کنند، دست به اقدام زده‌اند. چین دسترسی به سرویس‌های گوگل را محدود کرد و پس از آن استرالیا نیز در پی اقدام مشابهی است. حتی اگر بخواهیم چین را به سانسور متهم کنیم، استرالیا در این چارچوب نمی‌گنجد. مشکل اساسی با گوگل، نقض حریم شخصی و سوء استفاده از اطلاعات شخصی کاربران است و این ارتباطی با سانسور (که مسئولین گوگل مرتب بر آن تأکید می‌کنند) ندارد
شنبه 25/10/1389 - 11:8
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته