تمدن برای پیشرفت و
توانمندی انسان امکانات بالقوهی فراوانی دارد، اما آیا انسان برای دستیابی
صحیح به دانش موجود و تقسیم صحیح منابع و سهیم نمودن تمام افراد در تعالی
بشریت آموزش لازم دریافت کرده است؟ آیا نظام آموزشی موجود، به گونه ای هست
که منجر به جذب دانش سودمند، قابلیت تعقل، مهارت ها و ارزش ها گردد؟ در قرن21،
برای رسیدن به توسعهی پایدار به تفکرات جدید، روش های آموزشی متنوع،
رویكردهای آموزشی نو و دیدگاهی متفاوت نسبت به علم و فرهنگ نیاز داریم.
تنها آموزشی مناسب است که بتواند دنیایی امن و سالم را ایجاد و تضمین نموده
و درکنار پیشرفتهای عظیم علمی، صنعتی و اجتماعی، همکاری های بین المللی
را جهت دستیابی به توسعهی پایدار جهانی تشویق كند. برای دسترسی به توسعهی
پایدار نیاز به آموزش تفکر انتقادی است.
ذکر
ویژگیهای معلمین در قرن 21 به منزلهی این نیست که تا کنون معلمین دارای
این ویژگی ها و صفات نبوده اند، ولی از آنجایی که قرن بیست و یکم، قرن
اطلاعات، ابتکار، مهارت و سرعت می باشد، بنابراین ویژگی های معلم نیز در
این قرن باید افزون تراز قبل بر اساس این اصول باشد و به آنها توجه بیشتری
مبذول گردد.
الف) اطلاعات:
ویژگی معلم، بالا بردن
اطلاعات و به روز کردن آن است. در بحث اطلاعات «برنامهی «ICT» فناوری اطلاعات» جایگاه
ویژه ای دارد که به آن می پردازیم.
1ـ آشنایی با فناوری
آموزشی: برای کسب موفقیت در قرن بیست و یکم، معلمان باید دانش آموزانی
تربیت کنند که فراگیران مادام العمر باشند و این میسر نمیشود مگر این که
فرایند یادگیری، مبتنی بر انتقال صرف دانش تغییر پذیرد. بنابراین معلمان
باید با استفاده از کامپیوتر و اینترنت و کاربرد آنها در تدریس، واقف
باشند و دانش آموزان را نیز به این امر ترغیب کنند.
فناوری
اطلاعات به ما می گوید: آن چه که تا دیروز درست بوده امروز ممکن است نادرست
و حتی گمراه کننده باشد، بنابراین معلمان با استفاده از این تکنیک ها باید
معلمانی محقق و پژوهشگر باشند و از دانش آموزان پرسش گر امروز،
پژوهشگران فردا را تربیت کنند.
2ـ بالا بردن اطلاعات
عمومی: معلم قرن بیست و یکم باید در همه ی زمینه ها اطلاعات خود را بالا
ببرد نه فقط در زمینه ی رشته ی تدریسش، چرا که بسیاری از علوم به هم وابسته
اند. اصطلاحات رایج روز را بشناسد، امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی جامعهی
خود را بداند و در نهایت به علم روان شناسی آگاه باشد چرا که یک معلم پیش
از معلم بودن خود باید یک روان شناس آگاه و خبره باشد.
3ـ تدریس
نوین: استفاده از روش تدریس فعال و همگام با روز. روش هایی که به تدریس
معلم ویژگی خاصی میبخشد، عبارتند از : روش همیاری، روش تدریس فعال، روش
بارش مغزی، روش ایفای نقش، روش نمایشی، روش بحث گروهی، روش حل مسئله، روش
استقرایی، روش اکتشافی. ... تمامی این روش ها را می شناسد و می داند که هر
یک را در چه درسی و در چه کلاسی به کار گیرد و به تعبیری تدریس او مبتنی بر
استانداردها است و تدریس بر اساس استاندارد، بهبود فرایند کار در آموزش و
پرورش است.
4 ـ آشنایی با اصول روانشناسی تربیتی: از آنجائی
که معلم در طول تدریس خود نیاز به ارتباط متقابل دارد، بنابراین باید
مخاطبان خود را شناسایی کند و بداند در چه شرایطی زندگی می کنند و تا حدی
از خانوادهی آنها نیز مطلع باشد. در این صورت می تواند پیامهای یاددهی
خود را شفافتر و آسانتر منتقل سازد.
5 ـ داشتن طرح درس : معلم،
باید زمان تدریس خود را حساب کند.کتاب مورد تدریس را با طرح درس سالانه،
بودجه بندی کند. معلم باید طرح درس روزانه داشته باشد. اطلاعاتی کافی و
جامع دربارهی مراحل طرح درس نویسی داشته باشد، ارزشیابی تشخیصی،تکمیلی و
پایانی را بداند و در مراحل تدریس خود به کار بندد. هدف های جزئی و کلی و
هدف های رفتاری را شناسایی کند. حیطه های آموزشی (دانش، درک و فهم، کاربرد
ترکیب، قضاوت) را بداند و در طراحی سؤالات و ارزشیابیهای مستمر خود که در
طرح سالانه نظر گرفته است اعمال نماید.
ب) ابتکار
دومین
ویژگی قرن بیست و یکم، قرن ابتکار است که در این زمینه، معلم باید دارای
ویژگی های زیر باشد:
1ـ خلاقیت: معلم قرن بیست و یکم خلاق است، دست
به شیوه های جدید می زند و دانش آموزان را نیز خلاق بار می آورد. هر
اندازه دانش آموز از نظر اطلاعات، غنی تر باشد، انگیزه ی بروز خلاقیت که در
نهاد او بالقوه وجود دارد زودتر به فعلیت می رسد و این صورت نمی پذیرد مگر
این که ابتدا معلم و راهنما، آراسته به این صفت باشد.
2ـ ایجاد
دنیای پرسش در کلاس: معلم مبتکر کسی است که همیشه سؤالی برای مطرح کردن در
کلاس داشته باشد و حس انگیزه ی کنجکاوی دانش آموزان را تحریک کند. آنان را
به فعالیت و جنبش وا دارد. و عشق یادگیری فنون جدید را در آنها زنده کند.
3ـ ایجاد
دنیای تخیل در کلاس: معلم مبتکر به تخیل دانش آموزان احترام می گذارد. یک
انشای نو یا یک نقاشی غیر عادی را به مسخره نمی گیرد، بلكه از جنبه ی
خلاقانه و مبتکرانه به آن می نگرد زیرا تخیل است که خلاقیت و ابتکار را به
دنبال دارد.
4ـ واهمه نداشتن از شکست: معلم مبتکر در به کارگیری
مسائل از هیچ گونه شکستی نمی هراسد بلکه قوی و استوار می ایستد، طرح های
خلاق خود را آزمایش می کند و جواب و نتیجه را می گیرد و به همه منعکس می
کند.
5 ـ خطرپذیری: معلم مبتکر در راه خود هر گونه خطری
را می پذیرد اعم از خطرات مالی یا غیر مالی، زیرا به هدفش امیدوار و معتقد
است.
6ـ شناخت تفاوت های فردی: معلم مبتکر به تفاوت های
فردی دانش آموزان توجه دارد . می داند به هر کدام چه مسئولیتی بدهد و در چه
زمینه ای آنها را خلاق بار آورد و استعدادهای نهان آنان را در چه رشتهی
تحصیلی بارور سازد.
ج) مهارت و سرعت
سومین
ممیزهی قرن بیست و یکم، مهارت و سرعت است که معلم باید در این مقوله دارای
ویژگیهای زیر باشد:
1ـ مهارت های فردی شامل: قدرت طرح ریزی مدل
ذهنی، به کارگیری اصول منطقی در تدریس، قدرت تجزیه و تحلیل مسائل، قدرت
تصمیم گیری و...
2ـ مهارت های ارتباطی: مهارت های ارتباطی معلم شامل
ویژگی های: کنترل احساسات، فن بیان، به کار بردن شعر و امثله در تدریس،
گزارش دهی صحیح و ... می باشد.
3ـ مهارت در تدریس: بیشترین تأثیر در اثر
بخشی کار معلمان، مهارت در تدریس و اطلاع از دانش تدریس است و ارتباطی خاص
بین دورهی کارآموزی و عملکرد معلمان وجود دارد، معلم قرن بیست و یکم باید
با فنون جدید تدریس آشنا باشد و آنها را در تدریس خود به کار گیرد.
4ـ استفاده
از وسایل کمک آموزشی (تکنولوژی آموزشی): یکی از مقوله هایی که به مهارت و
سرعت تدریس معلم کمک می کند، به کار بردن وسایل کمک آموزشی در امر تدریس می
باشد به ویژه در دورهی ابتدایی.
5ـ مهارت تفکر انتزاعی:
معلمانی که تفکر انتزاعی بالایی دارند می توانند با نگرشهای متفاوت به یک
مسئله یا مشکل بنگرند( از دید خودشان، دانش آموزان، مشاوران، مدیران، اولیا
و ...) بنابراین، می توانند راه حل های متفاوتی ارائه دهند و درباره ی
مزایا و معایب هر برنامه فکرکرده و بهترین راه را انتخاب کنند و اگر نتایج
پیش بینی شده، تحقق نیابد مشتاق هستند که برنامه را تغییر دهند. در هنگام
برنامه ریزی میتوانند مشکلات اضافی را حدس بزنند و قبل از بروز مشکل به
طور منظم و اصولی از آن پیشگیری كنند؛ مهارت تفکر انتزاعی باعث می شود
معلمان در امر یاددهی موفق تر باشند.
6ـ مهارت تجزیه و تحلیل
مسائل: این معلمان سطح تفکر انتزاعی فوق العاده بالایی دارند. در حوزهی
کلامی از هوش زیادی بهره مندند، سرشار از اندیشههای عالی هستند. دربارهی
موضوعات گوناگون به روشنی بحث می کنند و می دانند انجام چه کارهایی لازم
است و انجام چه کارهایی ضرورت و اهمیت ندارد.
نکتهی
قابل ذکر این است که هر چند در قرن بیست و یکم، تحولات جهانی و واژهی سرعت
اطلاعات ابتکارات، مفاهیم کلیدی و خاص را دارا می باشند اما ویژگی های
معلم در فرهنگ دینی ما همیشه جای خود را به گونهای حفظ كرده که در کنار
ویژگیهای قبلی اهمیت فراوان و به سزایی دارد چرا که هدف از تعلیم و تربیت
فراگیران، تنها در زمینه ی علم نیست بلکه تربیت و پرورش دینی و رشد خصوصیات
اخلاقی نیز بسیار مهم است که در این جا به ویژگی های اخلاقی معلم در قرن
بیست و یکم می پردازیم.
د) ویژگی های اخلاقی
1ـ نشاط و
شادابی: معلم باید به هنگام ورود به کلاس، همهی مشکلات زندگی خود نظیر:
تورم، بیماری، گرانی، كمبود و ... را که ناشی از تغییر و تحولات جامعهاش
می باشد کنار گذارده و با روحیهی شاداب و پرنشاط قدم درکلاس نهد. اگر
كسالت و افسردگی بر او غلبه کند، به طور حتم به دانش آموزان نیز منتقل
میشود وکاری که در آن روحیهی شاد نقش نداشته باشد پیش نمی رود.
2ـ آراستگی
ظاهر: هر چند در قرن بیست و یکم سرعت، اهمیت ویژه ای می یابد و فرصت به
حداقل می رسد اما معلم باید فرصت رسیدن به ظاهر را به خود بدهد و با ظاهری
آراسته وارد کلاس شود . رسول اکرم (ص) قبل از خروج از منزل، مقابل آئینه می
رفتند و ظاهر خود را مرتب می کردند و در جواب این سؤال که چرا تا این
اندازه به این موضوع اهمیت می دهید؟ می فرمودند: نمی خواهم باعث غیبت مردم
شوم. معلم باید از رسول اکرم (ص) که الگو و اسوهی اخلاق است درس بیاموزد.
3ـ شخصیت
دادن به دیگران: معلم موفق در قرن بیست و یکم، کسی است که علاوه بر این که
خود متشخص است برای دیگران اعم از دانش آموزان یا همکاران ارزش و شخصیت
قائل است و نباید با سخنان کنایه آمیز دیگران را برنجاند، بلکه باید
راهنمای افراد در راه یابی به موفقیت ها باشد. دیگران را تحقیر و در جمع
سرزنش نکند« ویل لکل همزه لمزه» زیرا باعث عقده و کینه در وجود شخص می شود و
آتش انتقام را شعله ور می سازد.
4ـ تعهد در کار: اگر معلم
همگام با جامعه پیشرفت کرد و بر تمامی زوایای علوم و فنون جدید دست یافت
اما به خصلت تعهد آراسته نگشت، جز زیان و خسران برای جامعه اش ارمغان دیگری
نخواهد آورد. تعهد کاری موجب درست استفاده کردن از اطلاعات علمی می شود و
راه به کارگیری صحیح آن را به معلم مینمایاند و گرنه علم در خدمت نسل کشی و
تباهی جوامع قرار میگیرد. (همان طور که این وضعیت در غرب حاکم است.)
5ـ وظیفه
شناسی: معلم قرن بیست و یکم، دارای حس وظیفه شناسی است. به بهانه های مختلف
از زیر بار مسئولیت نمیگریزد، در کار تأخیر ندارد، در کلاس درسش اتلاف
وقت نمی کند، در برنامهاش کم کاری مفهوم ندارد (حتی گاهی بیش از وظیفه نیز
کار انجام می دهد و ایثار می کند)، به کار فقط از جنبه ی مالی و سود مادی
نمی نگرد و در حین انجام وظیفه، از دیگران انتظار تعریف، تمجید یا پاداش و
تشویق خاص و ... ندارد.
6ـ نگرش و بینش صحیح: معلم قرن بیست و یکم، از
مسائل نگرشی درست و مثبت دارد. مسائل جدید و نوآوری ها را با دید مثبت می
نگرد و این نگرش، روحیهی رقابت جویی را در او تقویت می کند نه این که
کاستی های او را به رخش کشد. در تجزیه و تحلیل این نوآوری ها قوی و قدرتمند
است و آنها را مغتنم میشمارد و به خوبی استفاده می کند. (درحقیقت تقدم
منافع جامعه نسبت به منافع خود).
نتیجهی پایانی:
تحول اساسی
و پایدار هر جامعه در گرو دگرگونی نظام تعلیم و تربیت آن جامعه است و محور
اصلی تحول و توسعه ی نظام تعلیم و تربیت بهبود کیفیت کار معلم، شناخت و
ویژگی های او میباشد.
معلمان به عنوان پایه گذاران اندیشه های علمی
مبلغان ارزش ها و مسؤلیت های اجتماعی به کودکان ما می باشند و حرف اول را
در تربیت منابع انسانی میزنند و هیچ حرفه ای مانند شغل معلمی، در جوامع
تأثیری ندارد. طرفداران و مبلغان تحول و توسعه در جوامع باید بیش از هر
کس، حامیان واقعی معلمان باشند. سیاست گزاران آموزش و پرورش با در نظر
گرفتن حقوق و مزایای شغلی ویژه برای معلمان مدارس و یا ارج نهادن به مدرک
تحصیلی و تخصص و تعهد آنها دغدغه های زندگی را برای آنان کاهش دهند؛ زیرا
معلم یک هدیهی الهی است و بسیاری از بزرگان فرهنگ ما و دیگر فرهنگها
نظیر: پیاژه، اریکسون، مرحوم باغچه بان، شهید رجایی، باهنر ، مفتح و...
افتخارشان این بوده که سال های پربرکت عمر خود را در مدارس طی کرده اند. از
طرفی معلمان باید بدانند در چه شرایطی از تحول جهانی زندگی می کنند .فکر و
عمل و توان خود را محدود به مرزهای جغرافیایی خود نکنند. از قدرت ابتکار،
خلاقیت و مهارت برخوردار باشند و فعالیت های خود را محدود به چند کتاب یا
جزوه که در مراکز تربیت معلم یا در طول کار خود با آن آشنا شده اند نکنند.
زیرا که دنیای پیچیده و متحول امروز مستلزم یادگیری مداوم و فرزند زمان خود
بودن و فعالیت، حساسیت و خلاقیت است و به گفتهی آلبرت انیشتن افراد
انسانی را نباید همچون ابزارهایی بی جان در نظر گرفت بلکه باید جوانان را
به مثابه ی شخصیت های متعادل و موزون به جامعه تحویل داد.
همچنین شرایط متفاوت اجرایی آنها
عبار تست ازاینکه در تشویق ، میزان و نوع کلامی و غیر کلامی آن برابر با
میزان و نوع رفتارمثبت و شایسته فرد می باشد در حالیکه در تنبیه به عنوان
یک وسیله ی انضباطی، میزان و نوع آن کمتر از میزان و نوع رفتار خاطی است و
نباید جنبه انتقامجوییداشته باشد . ماهیت نظم و انضباط ، عادت به تبعیت از
مقررات آموزشی برابر بینفراگیران است و نظم و انضباط به عنوان (( امری
درونی )) ، نهبرونی و (( وسیله ی خود کنترلی )) ، نه دگر کنترلی پذیرفته
شده است .
تعریف تشویق
از نظر لغویکلمه ی تشویق از واژه
(( شوق )) و (( علاقه )) گرفته شده و به باب تفعیل ، (( تشویق شده )) است و
از نظر اصطلاحی تشویق ، بر ایجاد رغبت و علاقه بهانجام یک کار در فراگیران
گفته می شود . به نظر موریس ، پاداش معمولا رویدادی استکه بلافاصله بعد از
رفتارب اتفاق می افتد و سبب اجرای رفتار می شود . ( موریس ، 1372 : 39 )
تشویق در امریادگیری و آموزش ،
عامل و محرکی اساسی برای کودک بحساب می آید .تجربه های معلمان و مربیان
نشان می دهد کودکانی که در کلاس و مدرسه به خاطر درسمورد تشویق قرار می
گیرند بیش از دیگران به فراگیران در یادگیری کمک می کنند وبه فراگیری مسایل
موفق می شوند ، پاره ای دیگر از بررسیها که براساس آزمایشبدست آمده اند ،
ثابت کرده که نقش تشویق در یادگیری به مراتب مهمتر و موثر تر ارنقش تنبیه
است . اثرات تشویق در کودکان به مراتب موثر تر از اثرات تنبیه در
دیگرانبوده است . همچنین تحقیقی نشان داده است که تشویق در یک درس ، اگر چه
سبب رشد وپیشرفت کودکان درهمان درس می شود ولی اثر عام آن، آنقدر پردامنه
است که دیگردروس را هم در بر میگیرد . بدین معنی که تشویق کودک در یک درس
باعث پیشرفت در دروسدیگر هم می شود . این امر بخاطر آن است که کودک در اثر
تشویق کلا دیدی مثبتبه یادگیری پیدا کرده و بصورت کلی تری به درس و
مدرسهعلاقه پیدا می کند . ( قائمی ، 1367 : 286 ) بدین ترتیب می توان گفتکه
پاداش ، عکس العملی است که مربی بدنبال رفتار مطلوب متربی از خود نشان
میدهد و باعث تکرار رفتار در موقعیتهای بعدی می گردد . و شایسته است در
فرایندیاددهی ــ یادگیری از تشویق بیش از تنبیه استفاده کنیم ، مگر در
مواردی ناچارباشیم از تقویت منفی استفاده می کنیم
اصول تشویق
درتشویق کودکانوحتی بزرگسالان
ضوابتی وجود دارد که باید مورد نظر قرار گیرد اهم آن به شرح زیراست:
1)شرطسنی : درتشویق کودکان شرط سن
مهم است.در هر سنی مقتضیاتی رابایددرنظر گرفت واینامر شدنی نیست مگر اینکه
آگاهی ازمتون روانشناسی واطلاعات روانشناسی کودکونوجوانان داشته باشیم.
2) شرط جنس :
تشویق بهتر است برایپسر ودختر متفاوت باشد بدین معنی که شرایط حیاط روانی
واجتماعی آن راموردنظر قرار دهیم.پسران بیشتر به اسباب بازیهای جنگی،رزمی
وورزش راغب اند ودخترانبیشتر به ظرافت کاریها وزیبایی هایی اسباب بازیهای
خانوادگی علاقه نشان میدهند.
3)شرط روانی: نکته مهمی که درتشویقباید
مورد نظر باشد شرایط روانی کودکان درسنین مختلف ونوع پایبندی آنها به
لذاتاست.
4)شرط کار وتلاش: در تشویق کودک واعطایجایزه به آن
بایداین شرط رادرنظر بگیریم که رابطه ای باشد بین میزان کار وتلاشومیزان
تشویق . (قائمی،293:1367)یعنی میزان تشویق دانش آموز بامیزان فعالیتانجام
شده برابر باشد تا اثر تربیتی تشویق از بین نرود.
محاسن تشویق
1) تشویق محرک
قدرتمند : تشویق سبب پیدایش رغبت وشوق به کار وکوششوتحصیل می شود
ومی تواند نقش جهت دهنده در انجام فعالیتهای روزمره داشته باشدوزمینه ساز
وآینده ساز وآینده گزین گردد.
2) مداومت در کار نیک : از مواردی که به
عنوان اثر وفایده یتشویق درامر تعلیم وتربیت می توان نام برد،ادامه کار
مفید است.زمانی که شخص از نظرروحی وروانی احساس می کند که مفید واقع شده
تلاش می کند تا کار ومساعی اش
مستدام باشد وبطور همیشگی تا انجایی
کهبرایش امکان پذیر است کوشش می نماید تا شایستگی را حفظ کند (کا شانیها
،76:1377)
3) تشویق عامل پیدایش شهامت : به گونه ای که
فرد جرئت آنرا پیدا می کندکه به کاری اقدام کرده یا دست از کاری بر دارد.
4)تشویق عامل
شادابی فرد : تشویق سببی است برای شادابی ونشاط روانی،میل به زندگی
وانجام وظیفه رادر فرد بیدار می کند.
5) تشویق محرک خلااقیت : تشویق عاملی
برای بکار انداختن ابتکاروخلاقیت،ابداع واختراع می باشد.(284:1376)
اثرات نا مطلوب
عادت به تشویق
باید سعی شود فراگیر به تشویق وجایزهعادت نکند.بطوری
که اگر مورد تشویق قرار نگرفت ویا جایزه ای دریافت نکرد از کارنیک باز
بماند.
همچنان باید دقت شود که تشویق به عنوانهدف آموزشی تلقی
نشود بلکه وسیله ای
باشد برای رسیدن به اهداف عالی بطوریکهکه
انگیزه ی شخص از انجام کار نیک
فقط پاداش و جایزه نباشد.لذا عادت
بهتشویق می تواند خطر ساز باشد واگر این تشویقها ، از کار فرد مورد
تشویق،ارزش بیشترداشته باشد باعث می شود عادت
ناسالمی درافراد
ایجاد گردد که بعد ها درمقابل هر تلاشی ،هر چنداندک،انتظار
ستایش وتقدیر
خواهد داشت وبدون آنقادر به انجام کار وتلاش نخواهد بود.همچنین عادت به
تشویق در فرد اثر نامطلوبدیگری دارد وآن این است که گاهی در فرد حالت رشوه
خواهی ایجاد می شود وتا اطمینانبه تشویق نداشته باشد از انجام کاری می
پرهیزد.
در اثبات این مدعا روان شناسان درتحقیقات
خود به این نتیجه رسیده اند : کودکانی که عادت به تشویق در آنها ایجاد
شوددر بزرگسالی کسانی هستند که بدون گرفتن پاداش حاضر نیستند به همنوعان
خود کمک کنند.
از دیگر اثرات نامطلوبی که گاهیممکن است برای فراگیر
در امر تشویق پیش آید ، ایجاد دلهره و اضطراب و نگرانی استکه اثر نامطلوب
بر وجود انسان می گذارد . و مسئله دیگری که باید در امر تشویق توجهشود این
است که آنقدر تشویق و ستایش متربی زیاد نگردد که موجب غرور و بزرگی کاذبدر
شخص گردد . امام علی (ع ) در این رابطه می فرمایند : (( در مدح و ستایش
کسیمبالغه و زیاده روی مکن . )) که باعث فساد در خود و دیگران می شود .
واین طورنباشد که برای یک عمل و فعالیت جزیی فرد مورد تشویق قرار گیرد بلکه
تا جاییکه ممکن است . باید سعی شود جایی برای تقدیر و ستایش فعالیتهای
عمده و مهمتر افرادباقی گذاشته شود یعنی تشویق برای انجام وظیفه ، درست
نیست بلکه برای انجام بیش ازوظیفه لازم است تشویق بکار گرفته شود .( شکاری ،
1383 : 430 ) البته قابل ذکر استکه همانطوری که افراط در تشویق زیانبخش
است تفریط هم پیامدهای سویی به دنبال دارد
مسایل مربوط به
تشویق
1- افراط و تفریط : هر فردی نیاز دارد که
دیگران کارهاینیک آنها را تایید کنند . سپس اگر اصلا تشویق وجود نداشته
باشد باعث بیماریهایروحی می شود . همچنین اگر به صورت افراطی استفاده شود
نیز مضر است. .
استفاده زیاد نیز باعث می شود که
فرد عادت به تشویق کند واگر در شرایطی تشویق وجود نداشته باشد ، کار نیک هم
نخواهد بود .( کریمی ،1381: 95 )
2- تبدیل تشویق از
وسیله به هدف : تشویق باید به عنوانوسیله ای برای رسیدن به هدف باشد که
متاسفانه در بعضی موارد بالعکس میشود . یعنی تشویق هدف قرار می گیرد .
3- بوجود آمدن مقایسه در تشویق : متاسفانه ضعفی که
زیادبه چشم می خورد قیاسی است کمه میان دانش آموزان ضعیف با قوی صورت
میگیرد ، مربیان بدون توجه به استعداد های جسمی و روحی و تواناییهای افراد
،آنان را باهم مقایسه می کنند که تاثیرات نامطلوب دارد . لذا حتی الامکان
باید میانانها مقایسه صورت نگیرد و هر فرد بر اساس تواناییهای خویش تشویق
شود . و نیز درمقایسه فرد با گذشته ی خودش مقایسه شود زمانیکه از امتحان در
درسی 2 نمره بیشترگرفته باشد .
4- تشویق یک کار
تعلیمی است و یک روش مثبت به شمار می رود . پس بهتر است از این روش بیشتر
استفاده شود. ( کاشانیها ، 1377 :130 / قائمی 1367: 205 ) یعنی در تعلیم و
تربیت ، تشویق ،عامل تسهیل یادگیری ، تداوم فرایند یاددهی ـ یادگیری باشد ،
نه فقط عامل تکرار یکرفتار که توسط دانش آموز در موقعیتهای مختلف باشد .
زیان عدم تشویق
تشویق نکردن نه تنها فرد را در بی تفاوتی
نگه می دارد بلکهدر مواردی عارضه آفرین و سبب وارد آمدن صدمه و لطمه بر
شخصیت فرد است . تحقیقات روانشناسان موید این نکته است که طفلی که برای
عملی مورد تایید خود یادیگران قرار نگیرد تدریجا نسبت به آن بی تفاوت و حتی
از انرویگردان می شود .
اقسام راههای تشویق
برای تشویق ،
تقسیم بندیهای مختلفی وجود دارد ، مثلا در یکدسته بندی ، تشویق به مستقیم و
غیر مستقیم تفکیک می شود . در شکل دیگر ،تقسیم بندی تشویق می تواند جنبه
مادی یا معنوی داشته باشد که به هر یک ازانها اشاراتی می شود :
الف ) تشویق
مستقیم و تشویق غیر مستقیم
تحقیقات روانشناسان ثابت نموده که
تشویقهای غیر مستقیم اثربخش تر از ترغیب و تشویق مستقیم است زیرا در تشویق
غیر مستقیم اول حالت کلی میتواند وجود داشته باشد مثلا مربی بگوید کسانی که
چنین هستند و به فلان شکل عمل میکنند مورد توجه و احترام جامعه اند در این
صورت فرد مورد نظر علاقمند می شود کهچنین عمل کند . نکته ی دیگر ، تشویق
به صورت مستقیم است که انواع آن را در میانافراد جامعه زیاد مشاهده می کنیم
. نظیر اینکه اگر فلان عمل را انجام دهی ، برایتفلان کار را انجام می دهم .
اگر نمره خوب بگیری ، چنین جایزه داری .
بعضی از متخصصان امور تعلیم و
تربیت بر این عقیده اند کهتشویق مستقیم مانند اشعه ی خورشید آزار دهنده و
کور کننده است .چون منجر بهچاپلوسی و تملق می شود و چون فرد مورد تشویق ،
خود آشنا به شخصیت و تواناییخویشتن
می باشد ممکن است این طور در مورد شخص
تشویق کننده برداشتکند که اگر در مورد شخصیت من چنین استنباط دارد انسان
باهوش و زیرکی نیست .
ب ) تشویق مادی و معنوی
مطالعات نشان
مید هد که گاهی تشویق بصورت مادی است . و مربی، پدر ومادر قول می دهند که
در صورت فلان موفقیت و انجام کاری ، جایزه ای تهیهنمایند .
گاه تشویق جنبه ی
معنوی دارد . تشویق معنوی دیگر ، لذت روحیو روانی و استنباطی است که برای
فرد ایجاد می شود که خود بزرگترین انگیزه برای کارنیک است . احساس رضایت
خاطر ، دیگر حالتی است که خود بر انگیزاننده ی شخص به کارنیک می باشد. مثلا
کمک به کسی که احتیاج به کمک دارد .
ج ) تشویق درونی و بیرونی
تشویق بیرونی
شامل واکنشهایی است که دیگران برای تکرار وتقویت رفتار فرد ارائه می کنند .
تعریف تنبیه
در فرهنگ دهخدا تنبیه چنین معنی شده است
:آگاه شدن ، سیاستشدن ، بیدار شدن از غفلت ، چوب زدن ، کتک زدن ، سیاست
کردن و در ناظم الاطباء بهمعنی آگاه کردن ، تاکید کردن و به سختی نصیحت
کردن است و تنبیه به معنی آگاهشدن بر امری و بیدار شدن از خواب و .......
است .
سعدی می گوید :
آفرینش همه تنبیه خداوند دلاست دل ندارد
که ندارد به خداوند اقرار
تنبیه به معنی (( آگاه کردن )) است . و
هدفتنبیه این است که فرد به خطایش آگاه شود از آنجایی که انجام کارهای زشت
انسان وعدم انجام اعمال خوب او ، غالبا ناشی از نیاز ، ضعف نفسانی و
احتیاجات مالی و مادی اوست .
تنبیه دارای تاثیرات جانبی و هیجانی نا
خوشایندی است واز نظر تربیتی تاثیرات منفی آنی دارد مانند اضطراب و در
نهایت تنبیه یک منبعناکامی است و امکان دارد به رفتارهای نامطلوب یا
ناسازگار دیگر منجرشود و از نظر قانونی ، خلاف و از نظر فلسفه تعلیم و
تربیت اسلامی ، گناه و از نظراصول روان شناختی تربیت ، منسوخ و مطرود است .
مسایل مربوط به تنبیه
1) استفاده از
تنبیه بدنی به عنوان یک مسئله
2) افراط و تفریط در استفاده از تنبیه
3) استفاده از چند نوع تنبیه به عنوان یک مسئله
4) استفاده از تنبیه
5) تنبیه یک کار
تادیبی است و یک روش تربیت منفی به شمار میرود .
اصول و شرایط
تنبیه
مربی در اجرای تنبیه به انواع و اشکال آنسعی دارد اصول
و ضوابطی را در نظر گیرد که اهم آنها بدین قرار است :
1) شرط استحقاق : این نخستین شرط است که بینم آیا
کودکاستحقاق تنبیه دارد یا نه ، این سخن را بدان خاطر متذکر شدیم که در
مواردی کودکمستحق تنبیه نیست . مثلا طفلی که در اثر بی توجهی ظرفی را شکسته
مستحق تنبیه نیست.
2) رعایت سن :
طفلی که مورد تنبیه قرار می گیرد درشرایط سنی گوناگون وضع و حالت مختلفی
دارد و باید این نکته را رعایت نمود .
3) شرط تناسب :
تنبیه باید متناسب با عمل و رفتارنا مطلوب فرد خاطی باشد .
4) رعایت رشد : هنگام تنبیه باید رشد بدنی ، عاطفی
،روانی ، هوشی ، عقلانی کودک مد نظر قرار گیرد .
5) تفاوت بین ناتوان بودن و نخواستن : در تنبیه کردن
باید بیندانش آموزی که می خواهد کاری را انجام دهد و نمی تواند مثلا تکلیف
شب را می خواهدولی نمی تواند با دانش آموزی که نمی خواهد تکلیف را انجام
دهد ، تفاوت قائل شد .
راههای شبه تنبیه
با توجه به
اینکه تنبیه بدنی از نظر قانونی خلاف است و ازنظر شرعی اشکال دارد و از آن
مهمتر از نظر تربیتی ، تاثیر آنی و منفی د ارد ،نباید فراگیران تنبیه بدنی
شوند ، اما تنبیه به شکل سرزنش ، محرومیت از امتیازبعضی مواقع لازم است .
ایجاد رقابت سالم علمی و رفتاری بین دانش آموزان کلاس ،مدرسه و مناطق مختلف
، در خیلی مواقع از ضروریات فرایند یاددهی ــــ یادگیریاست وبا این روشها
می توان نظم و انظباط را در کلاس به عنوان وسیله ی آموزشیایجاد کرد .
مطلب دیگردر
مورد این است که معلمان به دلایل کند فهمی دانشآموزان ، بی توجهی آنها به
درس و حل تمرین و ......خیلی عصبانی می شوند و متاسفانه آنها را تنبیه بدنی
می کنند ، در چنین شرایطی میتوان برای کنترل عصبانیت چهار مرحله زیر را
اجرا کرد.
چهار مرحله کنترل عصبانیت
1- صبر کنید تا آرامش خود را باز یابید و درهر حالتی که
هستیدتغییر وضعیت بدهید .
2- چشم خود را باز
کنید که می خواهید چگونه عمل کنید .
3- فکر کنید که به
نظر شما چه واکنشی مناسب تر است .
4- اجرا کنید یعنی
تصمیمی که گرفته اید و معمولا تنبیه بدنینیست را به مرحله اجرا بگذارید.
راه دیگر که تنبیه کردن نیست ولی مشابه تنبیه کردناست ، حذف امتیاز مثبت
دانش آموز است ، مثلا نمره ی مثبتی که قبلا بدلیل درست پاسخدادن گرفته است
را موقتا حذف کنید و از او بخواهید که اگر جبران کند ، مجددا نمرهمثبت به
او داده می شود .
یکی دیگر از راههای تنبیه غیر بدنی ، یا
شبه تنبیه محدودکردن فرد در رفت و آمدها و انجام بازیها و تفریحات است که
معمولا محدودیتها باعثمی شود افراد پر خاشگر و بی نظم به موجودی بی آزار
تبدیل شدند که زندان و سلولانفرادی از مصداقهای آن برای مجرمین سابقه دار
است چون تنهایی برای انسان مدنیالطبع شدید ترین نوع مجازات به شمار می رود .
مثلا اخراج دانش آموز از کلاسو بدتر از آن ، اخراج از مدرسه می تواند
تنبیه غیر بدنی یا شبه تنبیه محسوبشود
نتـیـجه گیــر ی
تشویق و تنبیه ،
دو اهرم نظم و انضباط در کلاس و مدرسه استو مطالعات نشان می دهد که عملا
تنبیه بدنی مطرود است و از نظر اخلاقی ، نادرست واز نظر فلسفی ، غیر عقلانی
است و از نظر تربیتی ، اثرات آنی و کوتاه مدت دارد و ازنظر شرعی ، گناه
محسوب می شود . لذا باید از تنبیه بدنی دوری جست و بیشتر از تشویق، تقویت
منفی و تنبیه غیر بدنی ( شبه تنبیه ) استفاده کرد و معلمان و اولیا به
جایتنبیه کردن ، بهتر است عمل تادیبی ( تربیت منفی ) و تعلیمی ( تربیتمثبت )
انجام دهند .
منابع :1- مسایل آموزش و پرورش ایران و
راهکارهای آن
2-چرا
دانش آموزانم