سلام دوستان بعد از مدت ها خوشحالم که دوباره به جمع شما می پیوندم
با توجه به نزدیک شدن میلاد امام رضا دل نوشته ای می نویسم
سلام ای امام مهربانم
هربار که از حرمت دور می شوم دلم برات تنگ میشه
همیشه به کبوترهای حرمت حسودیم میشه همیشه کنار توهستند و دور گنبدت پرواز می کنند کاش می شد من هم بال داشتم و مثل کبوترها دور حرمت پرواز می کردم
خوش به حال خادمان حرمت که همیشه پشت ضریحت ایستاده اند و نمی توانند از تو دل بکنند
ای کبوترها برای ماهم دعا کنید تا مثل شما سفید رو باشیم و شرمنده امامان نباشیم
باز چند روزیه که فکرت دوباره آزارم میده
بازم شب ها کابوست خواب ر ازچشمهایام گرفته
فکرمی کنم دوباره توی قلبت یه جای خالی پیداکردی
باز دراحساس تنهایی داری حسرت گذشته را می خوری
آخه چکارکنم دست از سرم برداری
حالاهم که تنهام گذاشتی آرامش را ازمن گرفتی
نمی دونم چرا احساس می کنم قلبتت شکسته و تنهایی
باز چند روزیه که فکرت دوباره
امروز تولد حضرت زهرا بود همه ما برای مادرمون هدیه گرفتیم اما در جواب یک سوأل مردد هستیم و یا جوابی برای آن پیدا نمی کنیم . آیا همه ی ما جایگاه مدئر را می شناسیم و ارزش آن را درک می کنیم . آیا حضرت زهرا که مادر حقیقی ماست را به درستی شناخته ایم و می دانیم که بود و برای هدایت ما چکار کرد . ماهنوز مادر را به معنای حقیقی نشناخته ایم و هدیه را برای حفظ ظاهر می خریم به امید آن روز که مادر را به معنای واقعی بشناسیم و محبت مادر و حضرت زهرا باتمام وجود درقلب هایمان نفوذ کند.