مقدمه:گوشههایی از تاریخ فرشبافی در ایران بیشتر از سوی محققان، مؤلفان و نویسندگان بررسی شده و به رشته تحریر درآمده است. اما آنچه كه باعث تحقیق مجدد درباره آنها شده پرداختن به نكاتی است كه گرچه خوانندگانی آنها را بارها مطالعه كردهاند اما كمتر مورد توجه و تأمل قرار گرفته است. مطرح كردن این نكات سبب خواهد شد كه محققان و نویسندگان اهل فن به تأمل و تفكر در این باره پرداخته و بستر مناسبی برای تحقیق بیشتر در مقوله تاریخ فرش فراهم آید، قوم لر در طول تاریخ همواره به عنوان یکی از عناصر جدایی ناپذیر فرهنگ و تمدن ایران و اسلام مطرح بوده و هست ، هرچند با بروز اصلاحات ارضی توسط رضا خان از اهمیت این قوم برزگ کاسته شد و کم کم به یک خرده فرهنگ کوچک در منطقه غرب کشور تبدیل شده است و حتی برخی از سلسله ها و قومیت های زیر شاخه این فرهنگ کهن در طول تاریخ به خاطر زور و جبر حاکمان وقت تغییر هویت داده اند ، اما هیچگاه اصل ایرانی بودن خویش را فراموش نکرده اند . در این راستا متأسفانه به وفور با دیده نشدن ها و اجحاف هایی در حق قوم لر مواجه بوده و هستیم ... که در این زمینه می توان به چشم پوشی بسیاری از محققان نسبت به حقیقت هایی است که در خصوص قوم لر وجود دارد و حتی آنها خودشان در متن پژوهشهایشان برای اثبات ایرانی بودن مورد مطالعه شان به وفور به حضور هنر و تمدن قوم لر اشاره می کنند، اما در نتیجه گیرها سعی می کنند زیاد به این قوم مظلوم و صد البته رشید اهمیت ندهند که در ادامه به برخی چشم پوشی های محققین فرش داخلی و خارجی به صورت مشخص اشاره می شود.
معرفی فرش پازیریک:
پازیریک ، درة کوچکی در شمال کوهستان آلتایی ، در جنوب سیبری مرکزی ، در 79 کیلومتری مرز مغولستان که در 1328 شمسی / 1949 میلادی ، سرگی رودنکو ، باستان شناس معروف روس ، کهنترین نمونة فرشِ گره بافت و پرزدار را از درون گوری یخ زده در آنجا کشف کرد. وی پس از بررسی ساختاری و ملاحظة دقیق چگونگی نگاره ها و سنجیدن آنها با دیگر آثار بازیافتة آن دوران ، شباهت بسیاری بین نقشمایه های این فرش با نقش برجسته های تخت جمشید دریافت [1]رودنکو و گریازنف کاوش گوری قدیمی را که در ارتفاع 1600 متری پازیریک سیبری قرار داشت آغاز کردند. وقتی از کاوشهایی که در نخستین گور یخ زده انجام شد چیزهای مختلفی چون فرش و لباس بیرون آمد که همه قدمتی بیش از 500 2 سال داشتند، نام پازیریک که تا آن زمان ناشناخته بود، شهرة آفاق شد. نتایج آزمایش با کربن رادیواکتیو بر روی این اشیا نشان می دهد که این گورها به قرنهای پنجم و چهارم پیش از میلاد تعلق دارند.[2] در میان گنجینه های کشف شده ، بویژه فرشی پشمی با گره های محکم و رنگهای زنده شهرت دارد. این فرش تقریباً چهارگوش ، حدود دومتر مربع وسعت دارد و تصویر سوارکاران ، آهوان در حال چرا، جانوران افسانه ای با سرعقاب و بدن شیر برآن نقش بسته و حاشیه ای گلدار آن را زینت بخشیده است . این قدیمترین فرش دنیاست که گواه مهارت خیره کنندة بافندگان فرش ایرانی است. داستان فرش پازیریک با گذشت نزدیک به نیم قرن از کشف آن ، دستخوش نظریات گوناگون قرار گرفت که بیشتر با جریانهای سیاسی و فرهنگی ضدایرانی همراه بود. اولین بار نویسندة ترک ، نجات دیاربکرلی ، در 1357 ش / 1978 فرش پازیریک را کار بیابانگردان ترک نژاد آسیای مرکزی دانست . بنیاد فورد در 1368 ش / 1989 با برنامه ای خاص ، بودجه ای را به پژوهش دربارة فرش پازیریک اختصاص داد. کارن رابینسون ، از پژوهشگران طرح پازیریک ، در 1369ش / 1990 با نوشتن مقالة > «فرشهای پیش از اسلام » < در ایرانیکا پیشتاز گروه «کالبدشکافی » دوبارة فرش پازیریک شد. دیوید استروناخ ایرانی بودن فرش را براساس طرح و نقشة آن به اثبات رساند، ولی معتقد بود که ساکنان آلتایی کوچرو آن را از روی قالیهای مشابه ایرانی بافته اند. جیمز اوپی هم با آنکه در طرح و نقش ایرانی فرش پازیریک تردید ندارد و «منشأ ترکی » را در این فرش مردود می شمرد، بافت آن را کار عشایر بیابانگرد منطقة آلتایی دانسته و در نوشته های خود حتی از قوم سکایی فراتر رفته و بر اساس پژوهش جان هاسکینز، یکی از پژوهشگران پازیریک ، قبیلة همسایه دوردست آنان یعنی کوچندگان ماساگت را بافندة این فرش معمایی به شمار آورده است[3]سیروس پرهام ، پژوهندة فرش شناس ایرانی ، با مستندسازیهای هنری فرضیة مجعول بافت ایلیاتی و عشایری فرش مذکور را مردود شمرده است [4] فرش پازیریک هم اکنون در موزة ارمیتاژ روسیه نگهداری می شود. در ایران نیز در 1355ش، دو نمونه از این فرش در شرکت سهامی فرش ایران بافته شد که موزة فرش ایران یکی از آنها را به معرض تماشا گذارده است .ابعاد این قالیچه 199×189سانتی متر است و به عنوان روپوش یا روکش روی زین اسب استفاده می شده است.از سه پود در بافت آن استفاده شده ودر بعضی از رجهای آن به علت پایین زدگی از چهار پود استفاده شده است.گره آن (متقارن) و جنس تار وپود آن پشمی است.رنگهایی که در آن استفاده شده شامل پنج رنگ قرمز سیر،آبی،زرد کمرنگ،نارنجی وسبز بوده است.مواد اولیه آن با رنگزاهایی مانند نیل،قرمز دانه لهستانی رنگ شده است.طرح پازیریک 6 حاشیه تودرتو بوده است که هر کدام به صورت مجزا دارای طرح های جداگانه ایی هستند که در اینجا به ترتیب به آنها اشاره می کنیم:1-حاشیه اول یا مرکز فرش (ردیف اول)تشکیل شده است از 24 مربع 4 تا در ردیف عمودی و6 تا در ردیف افقی داخل هر کدام یک ستاره هشت پر وجود دارد. که این ستاره هشت پر به وفور در مفرغ های لرستان دیده می شوند.2-حاشیه دوم(ردیف دوم)یک مستطیل کوچکتر است،پر شده از حیوان افسانه ایی که اصطلاحاٌ به آن "گریفین" یا "شیر بالدار" می گویند.3-حاشیه سوم(ردیف سوم)شامل 24 گوزن خالدار در حال چریدن را نشان می دهد که این گوزنهای طی تحقیقات انجام شده توسط پرفسور رودنکو از نسل منقرض شده گوزن خالدار منطقه شمال خوزستان هستند،که درجهت خلاف عقربه های ساعت نمایان هستند. سر آستین هنری لایارد در گزارشی (( سفر نامه لایارد )) صفحه 77 ... گوزن شاخ پهن ایرانی ( گوزن زرد ایرانی) را در شمال خوزستان در نیمه سده نوزدهم مسیحی گزارش کرده است! بسیاری از محققین کشور خودمان هم نمی دانند که اکثریت قریب به اتفاق ساکنان شمال خوزستان اعم از اندیمشک و دزفول و شوش و شوشتر (( حوالی کرخه)) از قوم لر هستند! 4-حاشیه چهارم(ردیف چهارم)یک ستاره چهار پر که شبیه ستاره هشت پر ردیف اول است،که 62 بار در فرش تکرار شده است.5-حاشیه پنجم(ردیف پنجم)28 اسب سوار را نشان می دهد که به صورت یک در میان و دربرخی موارد یک در میان روی اسبها سوار هستند.بر خلاف ردیف سوم سمت حرکت آنها در جهت عقربه های ساعت هستند.تزیئنات جلهای روی این اسبها بین تمدن آشوری وایرانی بوده است و تزیئنات اسب هم از تزیئنات هخامنشیان بوده است.6-حاشیه ششم(ردیف ششم)حیوانات افسانه ایی"گریفین ها" تکرار شده است. اگر به موارد بالا اضافه کنیم که :1-پرفسور رمان گیرشمن باستان شناس نامدار فرانسوی در کتاب خود تحت عنوان : هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی، در میان سایر موارد یافت شده در پازیریک به پیدا شدن مردی خالکوبی شده در گورکان دوم اشاره دارد و با توضیحاتی آنرا به رسم خالکوبی در میان مجسمه های کشف شده در لرستان ارتباط می دهد و حیوانات موجود در فرش پازیریک را دارای شباهت با حیوانات موجود در هنر لرستان می داند!2- جیمز اوپی؛ نویسنده کتاب تریبال راگز در قسمتی از کتاب خودش به بررسی فرش پازیرک می پردازد و در قسمتی از این بررسی اشاره می کند که گوزن های حاشیه دوم از نظر شیوه ایستادن و طریقه قرار گرفتن عضلات بسیار شبیه مجسمه های برنزی مکشوفه در لرستان هستند.او در این کتاب به منشأ ایرانی وبه طور صریح تر لری بودن بخش عمده ای از نقش مایه های این قالی دلالت دارد بگونه ای که دکتر سیروس پرهام نیز در مقاله خود با نام : "ماجرای شگفت قالی پازیریک" به جیمز اوپی می تازد و می گوید : جمیز اوپی در همه نوشته های خود بر منشأ ایرانی و به تصریح لری بخش عمده ای از نقوش باستانی این فرش تأکید کرده اما در نهایت فرش پازیریک را به کوچندگان ماساگته مرتبط دانسته است!!3- دکتر حصوری در مقاله ای با نام "ابزارهای قالی بافی در ایران از دوره مفرغ تا اغاز دوره میلادی" که در مجله فرش دستباف منتشر شده است با اصرار می گوید که ابزارهای بافت خصوصن ((سوک)) در مناطق لُر نشین و حتی در مفرغ های پیدا شده در لُرستان دیده می شود . وجود ابزار های قالی بافی در مفرغ لرستان آیا دلیل محکمی برای قدمت بافت فرش توسط قوم لر نیست؟4- دکتر پرهام در مقاله ای تحت عنوان : قالی پازیریک چگونه ممکن است بافت بیابان گردان آلتایی باشد؟ که در مجله فرش دستباف منتشر شده به صراحت می نویسد: "گلهای جفتی هشت پر" در آثار مفرغ های لرستان پراکنده است.5- آندره گدار در کتاب هنر ایران : به بررسی گلها چند پر می پردازد که اتفاقن در این بین گل های آشوری و هخامنشی و لرستان ...فقط گل های موجود در مفرغ لرستان 8 یا 9 پر و به صورت جفت هستند! و گل های آشوری 12 تا 16 پر هستند و گل های تخت جمشید علی القاعده 12 پر هستند. (( شکل های 11 و 69 و 78))6- پرفسور رمان گیرشمن باستان شناس نامدار فرانسوی در کتاب خود تحت عنوان : هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی، در میان سایر موارد یافت شده در پازیریک به پیدا شدن مردی خالکوبی شده در گورکان دوم اشاره دارد و با توضیحاتی آنرا به رسم خالکوبی در میان مجسمه های کشف شده در لُرستان ارتباط می دهد و حیوانات موجود در فرش پازیریک را دارای شباهت با حیوانات موجود در هنر لرستان می داند!7- گره فرش پازیریک متقارن است ، و همانگونه که می دانیم گره اصلی قوم لر گره متقارن است و بر خلاف قوم ترک و کرد و فارس هیچ آلترناتیوی برای این گره وجود نداشته است و گره نامتقارن بعد از انقلاب اسلامی و توسط جهاد سازندگی در مناطق لُر نشین متداول گردیده است .8- همانگونه که می دانیم در مناطق لُرنشین از روزگار دور تا کنون تداول بر این بوده که برای بافت گبه و قالی های پشمی از سه پود در هر رج استفاده می کرده اند و فرش پازیرک هم دقیقن تار و پود پشمی دارد و در هر رج از 3 پود استفاده کرده اند. نتیجه گیری: بر این باورم که فرش همچون سفالینههای منقوش شوش و سیلک، همچون مفرغهای لرستان، همچون سنگ نوشتههای بیستون و همچون کتابهای تصویری مانی، از نگرشها و گرایشهای پیشینیان ما سخن میگویند و راه ارتباط ما با آنانند. همانند رسانه ای همیشه پیام فرهنگ، تمدن و هنر ما را انتشار میدهند و از پس هزاران سال همچنان به پیامرسانی سرگرمند.فرش نه تنها در زمانهای گذشته، که امروز نیز ویژگی رسانه ای دارد و ابزاری برای انتقال اندیشه به بینندگان است. طرحها و نقوش، بازی رنگها و سایه روشنها، ترکیببندی و اندازهها، نوع بافت و مواد مصرفی در فرش، نه تنها پیام پیشینیان را به ما میرساند که پیام امروزیان را نیز به بافندگان دیگر سرزمینها و به نسلهای پسین منتقل میکند.طراح و بافنده در نگارههایی که بر فرش پدید میآورند، انگارههای ذهنی خود را پیاده کرده و خواستهها، ارزشها و آرزوهایشان را ماندگار میسازند. گاه از حکایت حال خویش سخن میگویند، گاه نمادهای اسطوره ای کهن را تکرار میکنند و گاه برداشتی تجریدی از آنچه پیرامون خویش میبینند را ترسیم میکنند.سوالی که اینجا مطرح می شود این است که چرا تمام محققین بالا که اتفاقن از محققین داخلی و خارجی برجسته هستند و کارهای بزرگی در خصوص فرش انجام داده اند ، در نتیجه گیری هایشان هیچ حقی برای قوم لر قائل نمی شوند . به سادگی و با یک نگاه منصفانه به منابع و سطر های مطرح شده در این تحقیق باید بدون هیچ گونه قوم مداری اذعان کرد که فرش پازیریک می تواند یکی از منسوجات قوم لُر باشد ، و یا حداقل تحت تأثیر این قوم بوده باشد.
پایان
حیدر میرانی از دهلران
توضیح : این مقاله در مجلهی تخصصی "نقش و فرش" به چاپ رسیده است.
گروه طرح : طرح لُری ...با نام های معمول، سوار دار ، چنگ گوروه ، گو چنگی ، سینی ، شونه، گوشخواره ای، گل قطاری... تعداد حاشیه : معمولا یک حاشیه با چند طُره...
ویژگی های خاص نقوش لُری ایلام قوم لر به عنوان یکی از ایلات بزرگ ایران تاثیر به سزایی در رشد صنایع دستی ایران زمین داشته است، نقشمایههای شاخص و متداول 12 یا چند تاجی – 3 یا چندطوقی – گوچنگی –چنگروه ای – گوشخواره ای – آینه ای – گل قطاری – سورمهدانی یا سماوری، آسارهای و... این نقشها و طرحها كه نشات گرفته از فرهنگ ، آداب و رسوم و عقاید مردمان كوچنشین لُر صورت گرفته است. که در نوع خود بینظیر هستند. که ما در طول تاریخ شاهد سیر و سلوك و تحول و تطور آنها بودهایم ، نقوش لُری ایلام در بر گیرنده افكار و تفكرات زن و مرد لُر است، این موتیفها در خود راز و رمزهایی دارندكه كنكاش در آنها ذهن انسانها را به نوعی انتزاع زیبایی شناسانه میکشاند، به طور کلی انتزاع و تجرید دو فاکتور مهم نگارها و نقوش لُری ایلام است. به طوری که فرم کارها آدم را به یاد نقاشی غارهای قبل از تاریخ میاندازد. همه اینها نشان دهنده قدمت فرش بافی و هنر و تمدن در این دیار است ، شاید به گواه تاریخ که اولین بار گندم در دهلرانِ کشت شده و برای اولین بار بز و گاو در همین منطقه اهلی شدهاند ، شاید اولین بار هم دراستان ایلام قالی بافی را آغازشده باشد. حال بر آنیم تا این نقشها و نمادها و اعتقادات را بازگو كنیم. بنده نقشمایههای لُری را به 10 گروه اصلی تفكیك كردهام. که هر کدام از این گروها به صورت تلفیقی هم دیده میشوند . البته با پیشرفت عملیات میدانی تحقیق امکان اضافه شدن گروهها اجتناب ناپذیر خواهد بود . 1- نقشمایه هایی منظم و هندسی : که حاصل كنار هم چیده شدن منظم و متقارن شكلهای ساده هندسی است. مثلاً نگاره شطرنجی از دوران پیش از تاریخ تلألو آب را تجسم بخشیدهاست. كه به شیوه سفالگران كهن شوش و پارسه و با نقارههای شطرنجی نقشآفرینی كرده بودند. بطور معمول در قالب لوزی و چهارگوش یا كثیرالاضلاع جای دارند. رسم متداول دیگر، كه ازرنگهای دستبافتههای لُری است، مهر كردن سروته فرش است با نوارهای متوازی چهارگوشهای شطرنجی كه هر یك لوزی شطرنجی كوچكی در میان دارد. 2- نقشمایههای متقارن: نقوشی خاص به شیوه آرایش چپ و راست و از جهت رنگآمیزی معمولاً سورمه ای یا لاکی با شیدهای مختلف . که بهترین نمونه این تعریف در اصطلاح لُری آینه ای است . در این طرح یک نقشمایه عینناً در جای دیگری ازمتن فرش تکرا می شود . 3 – نقشمایهای مركب: که از نقوش ویژهای كه هویت مستقل دارند، گرفته شده اند، هر چند كه صورت نهایی آنها از تلفیق چند نگاره متفاوت پدید آمده است. مانند نقوش 12تاجی یا چند تاجی ... 4- نقشمایههای حاشیهای: که به شیوة نگاره سازی است و بصورت «پر و خالی» قرار دارند، که البته در سراسر متن قالی قرار می گیرند. مانند گل قطاری. 5- نقشمایه های تصویری : در این گروه همانگونه که از نامش پیداست ، نقشمایه اصلی شمایل انسان یا حیوان را به تصویر می کشد،که بنا به مضمون با هم فرق دارند . هرچند این تصاویر دو بعدی و گاهی انتزاعی اند ، اما از نظر سادگی اجرا شاید در سراسر ایران فقط از میان نمونه های لُران بختیاری بتوان برای آنها نظیری یافت. 6- نقشمایههای نباتی یا گیاهی : در این گروه گل و بوته با الهام و انتزاع از طبیعت پدید آمده اند و آنقدر ساده هستند ، که آدم را به یاد سادگی قوم لُر می اندازد . چگونه چنین گل ابتدایی از حدود چند هزار سال پیش تا کنون هنوز رایج است. در حالی که فرم برخی از این گل ها بسیار شبیه به نقاشی های ما قبل تاریخ مکتوب است. این نقشمایه فراوانتر از دیگر نگارهها در قالیهای لُری به چشم میخورد و انواع و اقسام آن دامنهای بس گستردهتر دارد.معتبرترین شاخصه این قالی ها، در گیاهان سه شاخه و بوتههای سه گل یا چند گل در دستبافتههای لُری به چشم میخورد، كه بسته به عشیره دارای پراكندگی و تنوع خاصی میباشد.درخت سرو هم جایگاه خاصی دارد و به صورتهای گوناگون ظاهر میشود و بسیار چشمگیر است، سروهایی كه به تمامی تجرید پذیرفتهاند، تا آنهایی كه شبه طبیعی اند و سروهایی كه پیرایهای ساده و آراسته دارند تا آن گروه که سرا سر ریزهكاری و تمام آراسته شدهاند. آنچه كه به درخت زندگی اصطلاح شده است، به طور معمول تك درختی است، تناور كه در سر تا سر زمینه فرش شاخه میگسترد، برخی پر بار از خیال درخت افسانهای هزار گل، برخی نزدیكتر به درختان این جهانی و برخی چندان تجرید یافته و ساده شده و بیاندام كه به دشواری میتوان به درخت بودنشان پی برد. نقش مایه درخت زندگی آشوری- عیلامی است، از عهد باستانی در هنرهای ایرانی، به خصوص نقاشی و كاشیكاری و فرشبافی كاربرد مكرر گوناگون داشته است. لرها اغلب درخت را به تنهایی و بدون نگاره بر زمینه ساده و یكرنگ كه همراه با لچكهای ساده و خلوت جای میدهند و این خیال را بر میانگیزند كه درخت در فضای بیكرانه ابدیت روییده و بالیده است.صورتی دیگر از درخت زندگی به شكل درخت جاویدان، یا درخت، بیپایان ظاهر می شود كه نمودار جاودانگی و بیكرانگی زندگی است. درخت در باغ عدن كتاب عهد عتیق دارای ویژگی نمادین با مفهوم فناناپذیری بوده و برای همین است كه آن را (درخت زندگی ) مینامند. 7- نقشمایههای گوشوارهای یا بته جقهای : در این طرح نگاره اصلی بسیار شبیه گوشواره است ، که در متن فرش به صورت منظم یا نامنظم پراکنده شده است. که البته در سراسر کشور این نقشمایه را «بته جقه» میگویند . ولی به نظر من این نام برازنده تر از بته جقه است . چرا که بسیار شبیه به گوشواره یا به زبان لُری «گوشخواره » است. این نگاره هم جایگاه خاص وویژهای در بین نقشمایههای لُری دارد. نقش بته چنان قابل بحث است كه كه مشكل بتوان باور داشت . كه بتهای ساده از درخت سرو زاده شده باشد. یا از یک گوشواره که زینت بخش زنان در طول تاریخ بوده است. این نقش ریشه ای اساطیری در بین تمدنهای عظیم داشته نمادی از یك سرو كه رمز زندگی جاودان وخرمی بیپایان است وجنبه دیگر آن زیبائی شناختی و تزئینی بوده است. نقش بته یا گوشواره در آثار هخامنشیان و ساسانیان نیز دیده میشود. بال بته سانی كه برخی از جانوران مقدس اساطیری آن روزگار را كه عمدتاً ققنوس یا سیمرغ بودند را در بر میگرفته كه گویی بال از سرو روئیده است. بته میری یكی از انواع بیشمار این نگاره است . 8-نقشمایه های سرمه دانی یا سماوری : که در این نقشمایه ها، نگاره اصلی طرح به محوریت سورمه دان یا سماور است، از آن جایی که سرمه دان و سماور از نظر فرم بسیار به هم شبیه هستند، برخی از لرها می گویند «سورمه دونی» برخی دیگر می گویند سماوری. 9- نقشمایه های عشیره ای : هرگاه نگاره یا نقشمایه های خاصی توسط یک عشیره یا طایفه به وفور استفاده شود، می توانیم آن نقش را متعلق به آن عشیره خاص بدانیم . مانند طرح بیرانوندی، کاحیرده ای ، رشنویی ، کولیوندی 10- نقشمایه های برگرفته از ساواستیکا یا گردونه خورشید:.سواستیكا كه به عبارتی آنرا ساواستیكا هم می گویند، به صلیب شكسته معروف است . این نماد اولین نشانههای خود را از 5000 سال پیش در سرامیكهای عیلامی نشان میدهد، كه احتمالاً خاستگاه آن نیز از همان جاست. این نقش از دریای اژه تا بین النهرین، و از چین تا هند، یعنی در تمام حوزه بسیار وسیعی متداول بوده است. نقش ساواستیكا به عنوان یك نشانه خوش یمن برای سلامتی دانستهاند، و چنین به نظر میرسد كه مجموعه این نماد بیشتر از هر ابری بیانگر باروری و حاصلخیزی است.این نقشمایه در ایران وقفقاز و آناتولی فراوان به كار میآید. در دستبافتههای لُری ایلام گردونة مهر را عمدتاً در مركز ترنجها مییابیم و گاه نیز در زمینة فرش دیده می شود . 11- نقشمایه های ستاره ای : برگردان ستاره به لری می شود « آساره» که این نماد به صورت گل های چنگروه ای دیده می شود ، یعنی برخی این گل ها را آساره ای می گویند و برخی چنگروه ای « پنچه گربه ای» و هر دو درست به نظر می رسند، چون این دو به هم شباهت دارند . 12- نقشمایه های راه راه یا محرمات : این اصطلاح در زبان لری به تیل تیلی معروف است ، در این طرح نگارهایی مختلف یا مشابه در یک راستا قرار می گیرند و این روش در طول یا عرض فرش چند با تکرار می شود . در آمدی بر ریشهیابی نقش و نگارهای لُرییك اصل بنیادی و پابرجای دستبافتهای لُری خیال انگیزی و سادگی مفرط آن است که با انتزاعی عینی در هم آمیخته است. به طور یقین این یكتایی چند هزار ساله نقشهای قالی لُری را در دیگر هنرهای ایرانی، از سفالگری و كاشیكاری تا نقاشی و پارچه باقی، نظیری نیافتهاند.نقوش لُری به خلاف نگارهها و نقشهایی كه زینت بخش فرآوردههای كارگاههای شهری است، نگاره های لُری، از حیث بنیادی، دستاورد ادوار پیایی تحول فرهنگی نیستند، بلكه اكثر آنها به میراث فرهنگی مستدام و بسیار كهنی بوابسته اند كه در مواردی از تاریخ فرشبافی نیز كهنهتر است. نگارههایی كه اصل آنها به اعتقادات اساطیری و نگارهگریهای نمادین زمانهای بسیار دور میپیوندد، برخی از این نقوش آشكارا نشان دهنده سر نمونههای آغازی پیش از تاریخ اند ، كه میتوان اثر آنها را در آفریدههای سفالگران هزارههای چهارم تا سوم پیش از میسح باز جست، و شماری افزونتر چه بسا برآمده از نقشمایههای هخامنشی و ساسانی و دورانهای نخستین اسلامی باشند. شك نیست كه این نمادها و نقشمایهها در فرآیند مداوم زوال و انحطاط و مسخ و دگردیسی زیر و رو شدهاند. گذشت زمان و تقلید بی تامل و ترسیم نادرست و جا به جا بافی، نقوش و سبك پردازی افراطی و بدیعهسازی و یكجا نشینی اجباری و تبعید ها و جز اینهاباعث می شود كه نقشها و نگاره ها تطور یابند. لیكن هیچ یك از این عوامل و تحولات، دست كم تا نیمههای سده گذشته در فرش بافی قوم لُر بدان مایه كارگر نیفتاده كه آن را از نگار خزانه سنتی خود ( بینیاز سازد، حتی نقشمایههایی كه بدخوانده شده یا نابجا به كارگرفته شده باشد. اگر پسندیده شود و روایی پیدا كند جزو خزانه جامعه عشایری یا روستایی میگردد.شایدآرایههای گل و گیاهی فراوانی بتوان یافت، كه با گذشت زمان به نگارههای هندسی محض تبدیل شده باشند، هم چنان كه نقشمایههای هندسی بسیار به گل و گیاه مبدل شده است بی آنكه هیچ یك از خزانهای كه سنت پاسدار آن است كنار گذاشته شده باشد.در ادامه به این نمادها عمدتاً برای نشان دار كردن اشیاء و حیواناتی كه به كوچنشینان تعلق داشته، به كارمی رفتهاند خاطر نشان میكنیم كه به طور كلی بار معنایی این نشانه و قسمت اعظمی از نمادها هنوز هم در پردهای از ابهام مانده است، فراوانی و تنوع نقش و نگارها و آرایههای فرشبافی قوم لُر بدان مایه باور نكردنی است كه بسیاری از دانشوران گمان بردهاند كه فرشبافان آنها را اختراع و ابداع كردهاند. نتیجه : هر چند که نقشمایههای لُری ریشه در اعماق تاریخ ایران دارند و این نقوش بدون ایران هویتی ندارند ، ولی به هر حال نمیتوان زادگاه اولیه قوم لُر که همان سرزمین «لُرستان بزرگ» است را از یاد برد و نقشمایههای این قوم را باید با بررسی دقیق تاریخ اساطیری ایران به رشته تحریر درآورد . چرا که به گواه تاریخ در حال حاضر بغیر از ایران ، لُرها در عراق – افغانستان و ترکیه هم دیده شدهاند، و هم اکنون زندگی آنها در این مناطق در جریان است، هرجند هویتی متفاوت دارند. و جالبتر این است، که بدانیم ، ساکنان بومی مناطق قدیمی ایران همانا لرها هستند، یعنی هرجا اگر تمدن بزرگی بوده رد پای قوم لر را در کنارش میبینیم ، بعنوان نمونه ساکنان بومی شوش دانیال این مادر شهر جهان که ذکر آن در تورات رفته و روزگاری مرکز عیلام باستان بوده لُر تبارند ، اطراف تخت جمشید در شیراز خصوصاً مناطق اطراف دریاچه پریشان لُرها هنوز زندگی میکنند ، بسیاری از اهالی هگمتانه ( همدان ) نهاوند و ملایر و اسد آباد هنوز زبان لُری را فراموش نکردهاند. تنگ بهرام گور در درهشهر، تپه چغا سبز موسیان ، تپه علیکش در دهلران، پشت قلعه آبدانان ، قلعه فلکافلاک خرمآباد ، وقتی همه اینها تکههای پازل را کنار هم بچینیم ، مظلومیت لُرها در طول تاریخ هویدا میشود.
منابع :1- علیرضایی ، کرم ، تاریخ فرهنگ و سرزمین کهن، ، انتشارات مهرانشهر 1380.2- باستان شناسی غرب ایران ، فرانک هول ، ترجمه زهرا باستی ، انتشارات سمت3- ایلام و تمدن دیرینه آن" نوشته ایرج افشار سیستانی 4- آمیه ، پیر ، تاریخ عیلام ، ترجمه شیرن بیانی ، دانشگاه تهران ، 13495- افشار سیستانی ، ایرج ، نگاهی به ایلام ، نشر هنر ، تهران بهار 13666- مجید زاده ، یوسف ، تاریخ و تمدن عیلام ، چاپ اول 1370 مرکز نشر دانشگاهی7- دیاکونوف ، ا. م ، تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز ، پیام ، تهران ، زمستان 1357. 8- راوندی،مرتضی ،تاریخ اجتماعی ایران ،جلد اول ، امیر کبیر ، تهران ، 13569- بلاذری ،احمدبن یحیی ،فتوح البلدان ، ترجمه دکتر محمد توکل ، نشر نقره ، تهران ، 1367. 10- ساکی علی محمد ، جغرافیای تاریخی و تاریخ لُرستان،کتابفروشی محمدی ، خرم آباد ، 1343 11- خیتال ، جعفر ، مجموعه آراء در باره ساکنین پشتکوه ، کتاب خانه اسماعیلی ، زمستان 136912- کرزن ، لُرد ، ایران و قضیه ایران ج 2 ، ترجمه وحید مازندرانی ، تهران ، 135013- اکبری ، مرتضی ، تاریخ استان ایلام از آغاز تا سقوط قاجاریه ، انتشارات فقه ، چاپ اول ، 138614- سکندر، امان الهی ، قوم لُر ، انتشارات آگاه چاپ دوم ، تهران ، 1374 .15- روایات شفاهی ...مرحوم عبد الحسن جوادی ، ساکن دهلران و...16- سایت رسمی مرکز آمار ایران 17- سایت لور _ نشریه اینترنتی قوم لُر 18- سایت مرکز ملی فرش ایران19- سایت شرکت سهامی فرش ایران20- رزم آرا ، علی ، جغرافیای نظامی ایران ، پشتکوه ، صفحه 3 ، تهران 1320 21- دومرگان ، ژاک ، هیئت علمی فرانسه در ایران ، ج 2 ترجمه دکتر کاظم ودیعی ، چهر، تبریز ، اردیبهشت 133922- بر اساس اطلاعات سازمان جهاد کشاورزی استان ایلام23- سخنرانی های محقق برجسته فرش ایران_ خانم شیرین صور اسرافیل24- سخنرانی های محقق برجسته فرش ایران_ جناب آقای آزادی25- مصاحبه با دکتر کرم علیرضایی محقق برجسته غرب کشور در دهلران26- یساولی، جواد، مقدمه ای بر شناخت قالی ایران ، انتشارات فرهنگسرا ،137027- دانشگر ، احمد ، فرهنگ جامع فرش ، تهران ، انتشارات یادواره اسدی ، 137628- صور اسرافیل، شیرین ، فرش ایران ، نشر فردین ، تهران 29- مصاحبه با هواس سلطانی رئیس تعاونی روستایی استان ایلام30- مصاحبه با جناب آقای شهرام حاصلی رئیس شرکت سهامی فرش ایلام31- مصاحبه با جناب آقای روشنی از کارشناسان بومی فرش ایلام