• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 5
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 5882روز قبل
دانستنی های علمی

مایعی كه روی ماست جمع می شود چیست ؟
آیا باید آن را دور ریخت ؟

 این مایع به آب ماست شهرت دارد. وقتی باكتری های تبدیل كننده شیر به ماست، به قدر كافی رشد كنند، شیر دلمه می بندد. پروتئین ها در هم فرو می روند و ماست درست می شود .
آب ماست ممكن است آبكی به نظر برسد، اما آب نیست و محتوی مواد معدنی و پروتئین و قند شیر(لاكتوز) است. بنابراین آن را دور نریرید و با بقیه ماست قاطی و مصرف كنید.
=======================
سرزمین شاپركها کجاست
كشور مكزیك سرزمین شاپركهاست . در این كشور آنقدر شاپرك
 و پروانه زیاد است كه قابل شمارش نیست
بهمین خاطر هر ساله تعداد زیادی جهانگرد به دیدن این كشور می روند
اكثرا شاپركهای این كشور قیمتی و نایاب هستند
هر ساله با فرارسیدن پاییز بیش از میلیونها پروانه سیاه_نارنجی از بخش های شمالی آمریكا و كانادا به جنگلهای مكزیك مهاجرت می كنند و بهار دوباره بر می گردند. این بزرگترین جابجایی در   طبیعت با چنین مسافت طولانی در نوع خودش است
آنها جایگاه تابستانی خود را در انتهای آگوست ،شهریور، ترك می كنند و بعد از پیمودن بیش از 2500 مایل در ماه نوامبر ،آبان، به كوههای  پوشیده از درختان برگ سوزنی  در مكزیك می رسند
 پروانه های مونارچ (شاه پروانه ها) زمستان  كنار هم می آیند و در گروهای هزارتایی در روی شاخه های درخت می گذرانند
آنها در اوایل مارس دوباره به سوی شمال حركت می كنند جائیكه بدنیا می آیند و می میرند در حالیكه 5000 مایل مسافرت كرده اند
=========================
اشکال دانه های برف
ویلسون بنتلی در 9 فوریه سال 1365 در شهر جریكو در آمریكا متولد شد .
این ناحیه در قلب منطقه ای كه كمربند برفی نام دارد قرار گرفته است و سالیانه 250 سانتی متر برف در این منطقه می بارد .
ویلی از دوران كودكی آزمایشات زیادی انجام می داد . او پی برد كه بلورهای برف 6 شاخه هستند البته تعداد كمی هم 3 شاخه هستند . در هر دانه برف همه ی شاخه ها شبیه یكدیگر بودند ولی هر یك از دانه های برف شكل منحصر به فرد خود را دارد .
او معتقد بود وقتی دانه برف ، آب می شود این زیبائی از بین می رود بدون اینكه جائی ثبت شود
او چند سال به نقاشی این دانه های برفی پرداخت و بعد تصمیم گرفت از آنها عكس بگیرید.
در سن 17 سالگی خانواده او تمام پس اندازشان را صرف خرید دوربین مورد نیاز او كردند و بعد از سالها تلاش موفق به گرفتن تصویر از دانه های برف شود و در سن 66 سالگی كتاب ویلی به چاپ رسید .
با توجه به عدم وجود تكنیكها امروزی و با توجه به اینكه دانه های برف بلافاصله آب می شوند باید به اهمیت تلاش این كاشف پی برد .
===================
آیا می دانید :
چند نوع فوتبال وجود دارد ؟
  در بیشتر كشورهای دنیا ، فوتبال را ورزشی می دانند كه بین دو تیم 11 نفره و با یك توپ انجام میشود و هر تیم باید بتواند بدون استفاده از دست ، توپ را پیش براند و آن را به دروازه برساند .
اما راگبی نوعی دیگر از بازی فوتبال است كه در آن هر تیم 13 یا 15 بازیكن دارد و با یك توپ بیضی شكل بازی می كنند . در
راگبی می توان توپ را با پا زد و با دست هم گرفت .
 فوتبال كانادائی ، ورزشی همانند راگبی است ولی با 12 بازیكن
فوتبال استرالیائی در زمینی بیضی شكل انجام می شود و 18 بازیكن در هر تیم دارد .
 البته فوتبال سواره ( سوار بر دوچرخه ، موتورسیكلت  یا اسب ) و فوتبال در آب و فوتبال ساحلی كه با پای برهنه بر روی ساحل انجام میشود انواع دیگری از فوتبال بوده كه برای تفریح و سرگرمی انجام میشود .
 =======================
آیا می دانید ،
چرا تو دوزی سقف برخی از اتومبیلها ، سوراخ سوراخ است ؟
 این نوع سقف را شما بیشتر در ماشینهای قدیمی تر می بینید .
و پدران و مادران شما این نوع ماشینها را به خوبی می شناسند .
در واقع این سوراخها صداگیر هستند .
زیر تودوزی سواخ سوراخ سقف ، لایه ای از اسفنج بكار رفته است .
صدای اتاق اتومبیل یا كامیون از درون سوراخ ها عبور و در میان اسفنج محو می شوند .
بدین ترتیب سرنشینان وسیله نقیله آرامش بیشتری خواهند داشت .
 =======================
چرا دزدان دریائی به گوش هایشان گوشواره می آویختند  ؟‌
 آنها معتقد بودند اگر گوشهایشان را سوراخ كنند و فلزات گرانبها به آن بیاویزند بینائی شان تقویت می شود .
نظر شما چیست ؟
امروزه طب سوزنی شواهدی بر صحت این موضوع ارائه كرده . در طب سوزنی لاله گوش یكی از نقاط  مورد توجه برای درمان بیماریهای چشم است .
بنظر می رسد كه سوراخ كردن گوش از راه های تجاری از شرق به غرب رفته است
یعنی در طب  سوزنی  گاهی از گوش به عنوان نقطه مناسبی برای درمان بیماریهای چشم  بویژه بهبود دید استفاده می شود .
گیون پزشك طب سوزنی می گوید در لاله گوش ، نقطه مناسبی وجود دارد كه به آن (‌نقطه چشم ) یا نقطه دید می گویند . اما او تردید داشت كه هر نوع ضعف  بینائی را بتوان به این طریق درمان كرد
 ====================
 چرا  آبی كه از شیر درون لیوان ریخته می شود، اغلب تیره است ؟
  دلیل آن چیزی جز وجود حباب های هوا نیست ، این حباب ها بر اثر برخورد آب با ظرف درست می شوند    .
اما این تیرگی به سرعت از بین می رود ، چون حباب ها به سطح آب می آیند و می تركند و تعدادی از حباب ها نیز درون آی حل می شوند  .
توجه كنید كه آب سرد ، حباب های هوا را خیلی سریعتر از آب گرم در خود حل می كند ، برای همین تیرگی آب داغ نه تنها بیشتر بنظر می آید بلكه دوام آن نیز بیشتر است ، یعنی مدت زمان بیشتری طول می كشد تا آب گرم شفاف شود  
 
koodakan  

چهارشنبه 12/3/1389 - 21:3
ادبی هنری
اعتراف نزد کیشیش در باره یهودی بزدل


مرد برای اعتراف نزد کشیش رفت.
«پدر مقدس، مرا ببخش. در زمان جنگ جهانی دوم من به یک یهودی پناه دادم»
«مسلماً تو گناه نکرده ای پسرم»
«اما من ازش خواستم برای ماندن در انباری من هفته ای بیست شیلینگ بپردازد»
«خوب البته این یکی زیاد خوب نبوده. اما بالاخره تو جون اون آدم رو نجات دادی، بنابر این بخشیده می شوی»
«اوه پدر این خیلی عالیه. خیالم راحت شد. حالا میتونم یه سئوال دیگه هم بپرسم؟»
«چی می خوای بپرسی پسرم؟»
«به نظر شما باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟
============================
فرشته بیكار

روزی مردی خواب عجیبی دید او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آن ها نگاه می کند.

هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آن ها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید، شما چه کار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.

مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک ها یی به زمین می فرستند. مرد پرسید شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان می فرستیم.

مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته بیکار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟ فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی عده بسیار کمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده،
فقط کافی است بگویند: خدایا شکر!
=========================
حسادت

در افسانه ها می گویند روزی خداوند به یک آدم حسود گفت:هر چه دلت می خواهد از من بخواه.من به تو می دهم ولی به شرطی که همسایه دو برابر بدهم!
اگر میخواهی به تو یک اسب بدهم به او یک جفت اسب خواهم داد.
حال بگو چه می خواهی؟
آن شخص گفت:
ای پروردگار یک چشم مرا کور کن !!!
===============================
گل برای مادر

مردی مقابل گل فروشی ایستاده بود و میخواست دسته گلی برای مادرش كه در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد، دختری را دید كه روی جدول خیابان نشسته بود و هق هق گریه میكرد. مرد نزدیك رفت و از او پرسید: دختر خوب چرا گریه میكنی؟
دختر در حالی كه گریه میكرد، گفت: میخواستم برای مادرم یك شاخه گل رز بخرم ولی فقط 75 سنت دارم، در حالی كه گل رز 2 دلار میشود. مرد لبخند زد و گفت: با من بیا، من برای تو یك شاخه گل رز قشنگ میخرم.
وقتی از گلفروشی خارج میشدند، مرد به دختر گفت:
مادرت كجاست؟ میخواهی ترا برسانم؟
دختر دست مرد را گرفت و گفت: آنجا و به طرف قبرستان اشاره كرد.
مرد او را به قبرستان برد و دختر روی یك قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.
مرد دلش گرفت و طاقت نیاورد، به گل فروشی برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مایل رانندگی كرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد
===============================
ایمان


مرد جوانی مسیحی كه مربی شنا و دارنده چندین مدال المپیك بود ، به خدا اعتقادی نداشت. او چیزهایی را كه درباره خدا و مذهب می شنید مسخره میكرد.
شبی مرد جوان به استخر سرپوشیده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولی ماه روشن بود و همین برای شنا كافی بود.
مرد جوان به بالاترین نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز كرد تا درون استخر شیرجه برود.
ناگهان، سایه بدنش را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده كرد. احساس عجیبی تمام وجودش را فرا گرفت. از پله ها پایین آمد و به سمت كلید برق رفت و چراغ را روشن كرد.
آب استخر برای تعمیر خالی شده بود!
====================================
سه شنبه 11/3/1389 - 19:54
دعا و زیارت
رحلت حضرت ام البنین علیهاالسلام

پیوند دو گوهر

امیرمؤمنان علی علیه السلام پس از شهادت پاره تن و ریحانه حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم ، برادر خود عقیل را که از دانشمندان نسب شناس بود، فرا خواند و از او خواست تا برایش همسری از تبار دلاوران برگزیند. عقیل، فاطمه کلابیّه را برای حضرت علی علیه السلام برگزید که خاندانش، بنی کلاب، در شجاعت بی مانند بودند. حضرت علی علیه السلام این انتخاب را پسندید و عقیل را به خواستگاری نزد پدر ام البنین فرستاد. پدر خشنود شد و این وصلت مبارک صورت گرفت.

فرزندان ام البنین

حضرت ام البنین علیهاالسلام مادر چهار فرزند بود بنام های: عباس علیه السلام ، جعفر، عبدالله و عثمان، که تمامی آنان در روز عاشورای سال 61 ه در رکاب برادر و سرور خود سیدالشهدا حضرت امام حسین علیه السلام ـ که درود خدا بر او باد ـ شربت شیرین شهادت نوشیدند. حضرت عباس علیه السلام قمر بنی هاشم در روز عاشورا به برادران گرامی خود فرمود: «امروز روزی است که باید بهشت را بگیریم و جان خود را فدای آقا و امام خود نماییم. ای برادران من، امروز در جان نثاری کوتاهی نکنید و نگویید که ما با حسین برادریم و پسران یک پدریم. آن بزرگوار، امام، آقا و پیشوای بزرگ ماست. پس تا می توانید از حریم محترم امامت پاسداری کنید».

پرستار سرور جوانان بهشت

روزی که عروس تازه ابوطالب، پای در خانه امامت نهاد، حسنین علیهماالسلام هر دو بیمار بودند. ام البنین به محض آن که وارد خانه علی علیه السلام شد، خود را بر بالین آن دو بزرگوار رساند و هم چون مادری مهربان به پرستاری و دل جویی از آنان پرداخت. او تا آخر عمر دو ریحانه و دلبند رسول خدا را بر فرزندان خویش مقدم می شمرد.

جای خالی فاطمه علیهاالسلام

ام البنین تمام همت خود را برای رسیدن به این هدف صرف کرد که جای خالی فاطمه زهرا علیهاالسلام را در زندگی فرزندانش پر کند. ام البنین با درک عظمتِ شأن آنان، تا آخر عمر در خدمتشان بود و در این راه از بذل آنچه در توان داشت دریغ نورزید.

تغییر نام

ام البنین علیهاالسلام در همان روزهای نخست که پا به خانه امامت نهاد، فهمید که وقتی مولا علی علیه السلام او را به اسم صدا می زند، فرزندان فاطمه علیهاالسلام یاد و خاطره مادر عزیزشان برایشان زنده می شود و اندوه تمام وجودشان را فرا می گیرد. از همین رو از حضرت علی علیه السلام می خواهد که به جای «فاطمه» که نام اصلی او بود، او را به نام دیگری صدا کند، تا فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم از یاد کردِ نام وی بر زبان مولا علی علیه السلام ، به یاد مادر خویش حضرت فاطمه نیفتند و خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعی نکند و رنج یتیمی و بی مادری را کم تر احساس کنند. علی علیه السلام ، اسم او را «ام البنین» یعنی مادر پسران نهاد و از آن پس آن بانو به این نام مشهور شد. درود خدا بر ام البنین باد که اسوه وفاداری بود.

اهل بیت و ام البنین

محبت بی شائبه ام البنین علیه السلام در حق فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و فداکاری فرزندان او در راه سیدالشهدا در تاریخ بی پاسخ نماند. اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام در احترام و بزرگداشت ایشان کوشیدند و از قدردانی نسبت به او چیزی فروگذار نکردند. «شهید» که از فقیهان بنام است می گوید: «ام البنین از زنان با فضیلت و عارف به حق اهل بیت بود و محبتی خالصانه نسبت به آنان داشت و خود را وقف دوستی آنان کرد. آنان نیز برای او جایگاهی والا و موقعیتی ارزنده قائل بودند».

بلندای ایمان

علامه ماممقانی می گوید: شدت علاقه ام البنین به امام حسین علیه السلام نشان از بلندی مرتبت او در ایمان، و معرفت او به مقام امامت دارد. او شهادت چهار جوان رشید خود را در راه دفاع از امام زمان خویش سهل می شمارد. علاقه وی نسبت به سیدالشهدا امام حسین علیه السلام به پاس مقام امامت است و او این معرفت را در مکتب ولایت آموخته بود. این سخن ام البنین علیهاالسلام که فرمود: «اگر حسین زنده باشد کشته شدن چهار فرزندم اهمیت ندارد»، درجه بلند دیانت و ایمان او را آشکار می سازد.

سوگواری در بقیع

هنگامی که بشیر خبر شهادت سیدالشهدا را در مدینه اعلام کرد و حضرت امام زین العابدین علیه السلام همراه با قافله اسیران وارد مدینه شد، حضرت زینب کبری علیهاالسلام به زیارت ام البنین شتافت و شهادت چهارفرزندش را به او تسلیت گفت. حضرت ام البنین پس از شهادت امام حسین علیه السلام و فرزندانش همه روزه به قبرستان بقیع می رفت و عبیدالله پسر خردسال عباس را همراه خود می برد و به مرثیه سرایی در شأن شهیدان کربلا می پرداخت.

سخاوت سبز

کدام واژه ها می توانند ترا بستایند؟ کدام قلمْ توانایی توصیف تو را می یارد؟ کدام زبان می تواند از تو بگوید، ای وفادارتر از وفا و ای مادر وفا. اینک سوخته دل و خسته جان. در سوگت نشسته ایم و چشم انتظارِ مهرورزی توایم که تو را در قیامت شأن و منزلتی است شگفت و بزرگ. دستان نیازمند ما را بی پاسخ نگذار که این نه در شأن توست، ای هماره سخاوتمند، ای بانو.

زیارت حضرت زینب

ام البنین علیهاالسلام اهل بیت علیهم السلام را از دل و جان دوست داشت و برای آنها احترام و ارزش فراوانی قائل بود از سوی دیگر اهل بیت علیهم السلام هم به این بانوی وفادار احترام می گزاردند و همواره با ستایش از او یاد می کردند. حضرت زینب در تمام اعیاد به دیدن این بانوی گران قدر می رفت و از او دل جویی می کرد. پس از واقعه کربلا هم حضرت زینب نخست به دیدن ام البنین رفت و شهادت حضرت عباس علیه السلام و سایر فرزندانش را به او تسلیت گفت.

طبیب دردمندان

صدا در سینه ها ساکت که اینک یار می آید ز راه شام و کوفه عابد بیمار می آید
غبار راه بس بنشسته بر رخسار چون ماهش به چشم آیینه ایزدنمایی تار می آید
الا ای دردمندان مدینه با دو صد حسرت طبیب دردمندان با دل تب دار می آید
الا ای بانوان اهل یثرب پیشواز آیید که زینب بی برادر با دل غم خوار می آید
بیا ام البنین با دیده گریان تماشا کن که اردوی حسینی بی سپه سالار می آید

بی بال و پر

مخوان جانا دگر ام البنینم که من با محنت دنیا قرینم
مرا ام البنین گفتند چون من پسرها داشتم زان شاه دینم
ولی امروز بی بال و پَرَستم نه فرزندان، نه سلطان مبینم
مرا ام البنین هرکس که خواند کنم یاد از بنین نازنینم
به خاطر آورم آن مه جبینان زنم سیلی به رخسار و جبینم

عروج ملکوتی

زندگی سراسر تلاش و مبارزه و فداکاری ام البنین علیهاالسلام رو به پایان بود. همسر مولا علی علیه السلام رسالت خویش را به خوبی به انجام رسانید. دلیرانی تربیت کرد که همگی در راه وفاداری به ولایت و امامت در صحرای کربلا عاشقانه شربت شیرین شهادت نوشیدند و به هرچه وفا و وفاداری است آبرو بخشیدند. وی طلایه دار پیام آوران کربلا پس از زینب کبری علیهاالسلام بود و تا آخر عمر همسری لایق و وفادار برای مولا علی علیه السلام باقی ماند. ستاره درخشان مدینه، حضرت ام البنین، در سال هفتاد قمری شمع وجودش خاموش شد و در قبرستان بقیع در کنار فرزند رسول خدا، امام حسن مجتبی علیه السلام و فاطمه بنت اسد و دیگر چهره های تابان به خاک سپرده شد.

خاطره عاشور

از ویژگی های مهم ام البنین علیهاالسلام توجه به زمان و مسائل مربوط به آن بود. وی که شاعری توانا بود پس از واقعه عاشورا با استفاده از اشعار حماسی خویش به بزرگداشت یاد و خاطره شهیدان کربلا پرداخت. او به عزاداری خود گاه جنبه های دیگری می داد تا هم حماسه کربلا و شجاعت پسران خود، و هم مظلومیت و حقانیت امام حسین علیه السلام را به مردم زمان خود و آیندگان معرفی کند. او تاریخ کربلا را بازگو می نمود و در قالب عزاداری و مرثیه سرایی به حکومت وقت اعتراض می کرد و مردم را اطراف خود جمع می کرد و نسبت به عمّال بنی امیه متنفّر و منزجر می نمود.

سند زنده

با آن که قبر نورانی قمر بنی هاشم و برادرانش در کربلا بود، ام البنین علیهاالسلام بقیع را برای عزاداری و مرثیه سرایی انتخاب می کرد؛ چون در آن جا اجتماع مردم بیشتر بود و بزرگان صدر اسلام در آن خفته بودند و مردم را به یاد حماسه های روزهای آغازین اسلام می انداخت. آن بانوی ارجمند همراه با سند زنده خویش عبیدالله، فرزند خردسال حضرت عباس، ـ که او نیز همراه مادرش لبابه در کربلا حضور داشت ـ در بقیع به تعزیه خوانی می پرداخت. ام البنین علیهاالسلام ، این دلیرترین بانوی قبیله بنی کلاب که از زنده کنندگان خاطره کربلاست، هم چون زینب علیهاالسلام دختر علی مرتضی علیه السلام به این رسالت بسیار مهم همت می گمارد و با استفاده از زبان شعر و مرثیه مردم را از حقایق آگاه می کرد.

خبر شهادت

روزی که بشیر به فرمان امام زین العابدین علیه السلام وارد مدینه شد تا مردم را از بازگشت اسرای آل علی باخبر سازد، ام البنین علیهاالسلام راه را بر او گرفت و فرمود: ای بشیر، از امام حسین چه خبر داری؟ بشیر گفت: خدای تعالی ترا صبر دهد که فرزندانت عبدالله و جعفر و عثمان شهید شدند. ام البنین گفت: از حسین چه داری؟ بشیر گفت: خدای صبرت دهد که عباس هم شهید شد. ام البنین گفت: فرزندان من و آنچه زیر آسمان است فدای نام حسین باد! مرا از حسین خبر ده. وقتی که بشیر خبر شهادت امام حسین علیه السلام را به ام البنین داد، آن بانو ناله ای کشید و گفت: ای بشیر، بند دلم را پاره کردی و آن گاه صدا به ناله و شیون بلند کرد.

تا شنید از شهادت آن شاه ناله سر داد با هزاران آه
پدیدآورنده: فهیمه ضمدی   www.hawzah.net
دوشنبه 3/3/1389 - 11:13
دعا و زیارت
شرح زندگانی:
یكی از فقهای نامدار و جاودان شیعه، محمدحسن نجفی، صاحب كتاب «جواهر الكلام فی شرح شرایع الاسلام» می‌باشد. جد سوم ایشان، شیخ عبدالرحیم شریف، از اصفهان راهی نجف و در آنجا ساكن می‌شود. پدرش «محمدباقر نجفی» و مادرش از سادات آل حجاب (قبیله‌ای ساكن در اطراف شهر حله) بود.
بدین ترتیب او در خانواده‌ای عالم و متدین پرورش یافت.[1]
سال تولدش بطور دقیق مشخص نیست، اما می‌توان از روی قراین و شواهدی، حدود سالهای 1202هـ در نجف تخمین زد. تحصیلات مقدماتی را نزد اساتیدی چون؛ شیخ حسن، شیخ قاسم آل محی الدین و سید حسین شقرایی عاملی فرا گرفت. و سپس از محضر بزرگانی مثل سید محمد جواد عاملی (صاحب مفتاح الكرامه)، شیخ جعفر نجفی ( صاحب كشف الغطاء) و پسرش شیخ موسی اشتفاده نموده و به درجه اجتهاد نایل آمد. و به تألیف كتاب «جواهر كلام» همت گذارد.[2]
طلاب و فضلای زیادی در محضرش به شاگردی می‌پرداختند، كه از برجسته‌ترین آنها می‌توان به؛ سید حسین كوه كمره‌ای (مرجعیت عالی مقام عصر خویش)، ملاعلی كنی (مرجع تقلید تهران و صاحب ایضاح المشتبهات و توضیح المقال) محمد ایروانی (مرجع تقلید شیعیان ایران، هند، تركیه و...و رئیس حوزه نجف)، شیخ جعفر تستری یا شوشتری (فقیه، واعظ و عالمی وارسته) و...اشاره كرد.
از معاصران شیخ می‌توان؛ شیخ جواد (صاحب شرح اللمعتین)، شیخ محسن خنفر، شیخ محسن اعسم (صاحب كشف الفلام) و...نام برد.
وضع زندگی صاحب جواهر تا حدودی خوب بود و در رفاه زندگی می‌نمودند، چنانكه از شیخ مرتضی انصاری (ره) (مرجع و فقیه بزرگ شیعه) در این مورد سوال كردند كه چرا شما در زهد و فقر ولی صاحب جواهر آنگونه زندگی می‌كردند؟! در پاسخ گفتند:« شیخ محمد حسن عزت و شرف دین را اراده كرده بود ولی من زهد آنرا اراده كرده‌ام».[3]
شیخ، هشت پسر و تعدادی دختر از خود به یادگار گذاشت كه مشهورترین آنها؛ شیخ محمد (معروف به «حُمیّد» بزرگترین و برجسته‌ترین فرزندان، كه مدرس و امام جماعت بود و در زمان حیات پدر در سال 1250 هـ‌ رحلت نمود) شیخ عبدالحسین (فقیه بزرگوار و مشهور به علامه)، شیخ حسین (ادیب و شاعری ماهر و فاضل) و شیخ حسن (از علماء و فقهای روزگار خویش) بود.[4]
شركت در امور خیر:
مرحوم مظفر در مقدمه كتاب جواهر كلام مقاله‌ای را درباره ایشان نوشته است. در بخشی از این مقاله آمده است: صاحب جواهر در طول عمر مبارك خویش، دست نیازمندان و فقیران را می‌گرفت و با مردم ارتباط نزدیكی داشت. در این راستا، به كارهای خیر و عمومی همت می‌گماشت. حفر دو چاه در نجف و كوفه و وقف آن بر استفاده همگان از كارهای ماندگار ایشان به شمار می‌رود، علاوه بر آن، ساخت گلدسته‌های مسجد كوفه و بارگاه و صحن مسلم بن عقیل (س) از یادگاری‌های این فقیه بزرگ محسوب می‌گردد.[5]
آثار و تألیفات:
تألیفات و تصنیفات علمی ایشان عبارتند از: « الرسالة العملیة» (به فارسی نوشته و از كتاب «نجاة العباد» گرفته شده است)،[6] «رسالة فی الزكاة والخمس»[7]، «نجاة العباد فی یوم المعاد» (رساله عملیه و فتواهای فقهی)، «هدایة الناسكین» (رساله‌ای درباره حج)[8] و « جواهر الكلام فی شرح شرایع الاسلام».[9]
با توجه به اهمیت كتاب اخیر به توضیحات بیشتری در خصوص این كتاب می‌پردازیم.
جواهر الكلام:
این منبع ارزشمند درباره احكام الهی و حلال و حرام شریعت اسلام می‌باشد. كتابی جامع در استنباط فقه كه نظیرش را تا بحال كسی نتوانسته به رشته تحریر درآورد. نقل اقوال فقهاء و استدلال دقیق از نكات عمده قابل توجه در جواهر است.[10]
جواهر در بیان همه فروعات فقهی مانند «بحارالانوار» علامه مجلسی است. ایشان در سن 25 سالگی شروع به تالیف آن نمود و حدود سی سال از عمر گرانبهای خویش را صرف كرد و به خاطر همین تصنیف به «شیخ الفقهاء» شهرت یافت.[11]
انگیزه تألیف: ایشان در عصری زندگی می‌كرد كه عراق، محل نزاع و اختلاف بین دو كشور ایران و عثمانی بود. با وساطت شیخ كاشف الغطاء، استاد صاحب جواهر، برای مدت كوتاهی فضا آرام شد و فعالیت و نشاط حوزه نجف آغاز گردید. اما پس از این وقایع، دو مسئله رخ داد كه سبب به هم ریختن اوضاع شد و انگیزه‌ای را برای شیخ جهت تالیف اثر گرانمایه خویش بوجود آورد. آن دو، حمله فرهنگی و هابیون عربستان و مسأله اخباری‌گری بود.
اخباریها جمعیتی كوچك از شیعیان را تشكیل می‌دادند كه از افكار جامد و راكد برخوردار بودند. اینها مجتهدین و فقهاء را تخطئه و تقلید از آنها را جایز نمی‌دانستند. و اجتهاد را عملی حرام قلمداد می‌كردند با توجه به تهاجم افكار خطرناك وهابیت كه گاهی با حمله نظامی از جمله در سال 1221 هـ‌ به نجف مصادف می‌شد و گسترش اندیشه‌های اخباریون، حوزه فقاهتی شیعه نجف درصدد برآمد تا به مقابله و دفاع برآید، به همین خاطر شیخ شروع به تالیف كتابی جامع و استدلالی در فقه نمود.[12]
جایگاه علمی كتاب:
مرحوم شیخ عباس قمی، جواهر را بی‌نظیر و منّتی از سوی مؤلف بر گردن همه فقهاء‌ و مثل كتاب «بحارالانوار» آنرا جامع می‌داند.[13]
آغا بزرگ تهرانی (ره)، او را از بزرگترین فقهاء امامیه و طایفه جعفریه و عالمِ قرن توصیف می‌كند.[14]
در اعیان الشیعه آمده كه برخی از حكماء نقل می‌نمایند؛ اگر مورخ زمان صاحب جواهر بخواهد، حادثه عجیبی از روزگارش را بنویسد، چه چیزی شگفت‌انگیزتر از تالیف این كتاب می‌تواند باشد![15]
محمد باقر موسوی خوانساری، صاحب كتاب روضات الجنات، كه در عصر شیخ زندگی می‌كرده و او را درك نموده و در مجلس درسش حضور یافته است، او را در فقه یگانه روزگار و از هر عالمی بالاتر می‌داند كه به آگاهی تمام بر علوم ادیان شهرت دارد. و همه دانشمندان او را به برتری علمی بر دیگران می‌شناسند.
شعری درباره جواهر از شاعری نقل می‌كند و گفته شاعر را تایید می‌نماید:« جواهر دریای دانش است كه انسان را از پلیدیِ نادانی پاك می‌كند. همنشین بزرگی است برای آدمی كه گفتارش طولانی است ولی خسته‌كننده و ملال آور نیست. این كتاب احكام فقهی را كه باید هر فرد مسلمان بداند بطور مبسوط بیان می‌كند. همانند درخت طوبی در طور ریشه دارد و شاخسارش خانه‌ها را فراگرفته است...»[16]
خیرالدین زركلی از علمای اهل سنت و صاحب «الاعلام» او را از فقهای بزرگ امامیه شمرده كه در نجف اقامت و كتاب جواهر را در 40 جلد تالیف كرده است.[17]
ویژگی‌های جواهر:
تهاجم فكری وهابیت و اخباریون ایشان را به فكر ضرورت رهبری امت اسلام انداخت. لذا موضوع ولایت فقیه را در اثر ارزشمندش مطرح نمود. و آنرا از ضروریات فقه اسلامی قلمداد كرد.
منكران ولایت را افرادی غافل از فقه جعفری دانست و آن را تداوم بخش حركت انبیاء الهی و ائمه معصومین (ع) شمرد. و مجتهد مطلق و جامع شرایط را در زمان غیبت از سوی ائمه (ع) برای اقامه حدود و مانند آن نائب خواند.[18]
باید به این نكته توجه داشت كه در طول قرن سیزدهم، آثار مختلفی در زمینه فقه به نگارش درآمد؛ «كشف الغطاء»، «مفتاح الكرامه»، «الریاض»، «القوانین»، « المكاسب» و ....اما هیچ كدام مثل جواهر مفید و مهم نبودند. بطور كلی ویژگی‌های این اثر را می‌توان اینگونه بیان نمود:
1-   اقوال و ادله همه فقهاء را شامل می‌شد.
2-   شامل همه ابواب فقهی بود؛ بطوری كه همه موضوعات فقهی دیگر منابع را دربرمی‌گرفت.
3-   متكی بر یك شیوه و اسلوب واحدی بود.
4-   دسترسی به همه ابواب فقهی و سهولت در استنباط احكام الهی[19] از دیگر ویژگی‌های كتاب است.
نقش جواهر در فقه اسلامی:
بعد از دوران فتور و سستی در قرن 11 و 12 هـ، جنبشی نو در فقه و اصول بدست محمد باقر وحید بهبهانی از كربلا آغاز شد. و بعد توسط شاگردانش، سید مهدی بحرالعلوم و شیخ جعفر كاشف الغطاء در نجف ادامه یافت. در سال 1245هـ شریف العلماء، شیخ محمد شریف مازندرانی، در كربلا وفات نمود. و حوزه درس صاحب جواهر در نجف شلوغ گردید.[20]
تدریس فقه، تالیف كتاب جواهر، مرجعیت دینی شیعیان همه باعث رونق فقه اسلامی و حوزه‌ها بویژه حوزه نجف گردید. بطوری كه در حدود 4 هزار نفر از فضلاء‌و علماء در درس ایشان شركت می‌كردند.[21]
سرانجام، پس از عمری پر بركت، این فقیه جاودان در شعبان سال 1266هـ در نجف اشرف دار فانی را وداع گفت و آرامگاهش در محله عماره، زیارتگاه خاص و عام گردید.[22]


[1] . اسلامی، ابراهیم؛ صاحب جواهر (فقیه جاودانه)، بی جا، سازمان تبلیغات اسلامی، 1373، چاپ اول، ص 18
[2] . طهرانی، آقا بزرگ؛ طبقات اعلام الشیعه، نجف، حاج محمد رشاد عجینه، ج 10، ص 310
[3] . امین، سید محسن، اعیان الشیعه، بیروت، دارالمتعارف للمطبوعات، 1403هـ، ج 9، ص 149
[4] . اسلامی، ابراهیم، همان، ص 107
[5] . نجفی، محمد حسن، جواهر كلام، بی جا، موسسه نشر اسلامی، 1417هـ، چاپ اول، ج 1، ص 24
[6] . طهرانی، آقابزرگ؛ الذریعه، بیروت، دارالاضواء، 1403، چاپ دوم، ج 11، ص 214
[7] . الذریعه، همان، ج 12، ص 43
[8] . همان، ج 24، ص 59
[9] . همان، ج 5، ص 275
[10] .همان.
[11] . مدرس، میرزا محمد علی، ریحانه الادب، بی جا، خیام، 1369، چاپ دوم، ج 3، ص 375
[12] . صاحب جواهر (فقیه جاودانه)، همان، ص 44
[13] . فوائد الرضویه، همان.
[14] . طبقات اعلام الشیعه، همان.
[15] . اعیان الشیعه، همان.
[16] . موسوی خوانساری، محمدباقر؛ روضات الجنات، بیروت، دارالمعرفة، ج 2، ص 304
[17] . زركلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ پنجم، ج 6، ص 92
[18] . نجفی، محمد حسن، جواهر الكلام، بی جا، داراحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ج 21، ص 394
[19] . جواهر الكلام، موسسه نشر اسلامی، همان، ص 17
[20] .همان، ص 12
[21] . صاحب جواهر (فقیه جاودانه)، همان، ص 46
[22] . قمی، شیخ عباس؛ فوائد الرضویه، بی جا، بی نا، ص 452
برگرفته از سایت : pajoohe
پنج شنبه 30/2/1389 - 11:36
دعا و زیارت

خطبه حضرت علیّ ابن ابیطالب(علیه السّلام)

معروف به خطبه بدون نقطه

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.

أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.

صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا رَحِمَکُمُ اللهُ لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا  الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.

وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.

ترجمه:

ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید.

کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.

بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.خداوند این امّت را  به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه:) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر).

از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها (:و تشویش دلها) و روی کردِ درماندگی و پریشانی به سوی به آنهاستبشناسید.     برگرفته از کتاب دو شاهکار علوی محمد احسانی فر لنگرودی

پنج شنبه 30/2/1389 - 11:11
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته